#درباب_معلمی
#روزمعلم را به من تبریک نگویید مگر اینکه ...
من یک #معلمم .
سربلندی ام این است که در همان آغاز که نوجوانی کتاب خوان بودم #بتهای زندگی ام همه #معلم بودند و #مدرس ،اهل میز و تخته و ...ایستاده در برابر مشتاقانی که اغلب چشم به ذهن و زبان انسانی دارند که ایستاده در برابرشان. همه ی خواهندگان خدمت، در برابر ارایه دهنده ی آن خدمت می ایستند و او مینشیند، چنانکه خادمی در برابر مخدوم، و معلم در برابر طالبان دانش و تجربه و اگر داشته باشد تفکر و شیوه هایش می ایستد و ومعمولا طالب علمان مینشینند؛
آری بتهای من اغلب معلم بودند #نیما #صمد_بهرنگی #جلال #شریعتی #زرین_کوب #شفیعی و... بعدها اغلب نویسندگان و هنرمندان و متفکرانی که #ستایش_برانگیزند #علامه_طباطبایی ، #کربن #نصر و... وحتا بسیاری از متفکران و نویسندگان و هنرمندان فرانسه و آلمان و..
نه اینکه عکس فوتبالیستهای دهه ی شصت را نمیزدم به دیوارهای راه پله ،نه اینکه عکسهای بازیگران را پنهان نمی کردم گوشه و کنار ، نه اینکه #صداهای ممنوعه را در کاستهای سونی و بعدها مکلس و عصمت نمیگذاشتم زیر پیراهن نه...اینها همه بود اما در آن کویرستان سوزان شکل گرفته در تب و خلسه های مستی بتهای من همه #معلم بودند.
و این شد که احتمالا از معدود معلمانی شدم که با آگاهی و اشتیاق پا به این راه گذاشتم راهی که بی شک بیشتر از آنکه برای عزیزانم ،در هیات شاگرد آموزنده باشد برای خودم سرشار شد از برکت دانایی ،آگاهی ،درک ،دریافت و.. شهود... و الحمد لله اولا و آخرا...
اما درباب روزی به نام معلم یا هرچیز دیگر .. واقعا هیچگاه جدی نگرفته ام این مناسک را بویژه آنجاها که پای رسمیت همیشه احمقانه ی حکومتی و حاکمیتی پدید میآید چون اعتقاد دارم هر منسک و آیین که گرامی داشته شود از سوی ارباب قدرتی بی هیچ شک تهی شده از محتوای واقعی اش زیرا هر صاحب قدرتی از هرچیزی، بویژه مناسک و آیین ها که نفوذ و عمومیت دارند بین مردم ابزاری میسازد برای حفظ قدرت خود و تحمیق مردم ..
باری ،دیده اید بسیار کم منسک و آیینی را در مثلا روزهای نشان دار یاد میکنم بویژه در این سالهای شگفت درد و آه و اندوه ...
( و پاسخگو خواهند بود کسانی که آنقدر مبتذل کردند باشکوه ترین دستاوردهای ایران را که تو هراس داری از طرحشان که هراس هم نداشته باشی اشتیاقی نیست و مرگ فجیعی است بی شوقی)
اما سخن از علم و معلم و... بسیار دارم .اینجا فقط خواستم یک مطلب را با شما درمیان بگذارم .. روز معلم یا هر روز دیگری را که احساس میکنید ربطی به من دارد تبریک نگویید مگر اینکه براستی توانسته باشم شمعی ، چراغی ، شعله ی تغییری را در وجودتان روشن کرده باشم .
در هیچ کلاسی و در نوشتن هیچ متنی ورود نکردم مگر اینکه خواسته باشم پس از آن کلاس یا متن ، مخاطبم تغییری کرده باشد. تکانی خورده باشد و برود سمت کتابی، فیلمی، تفکری، حسی..که تابحال نداشته..
دقت کنید این فرق دارد با هیجانزدگی مخاطب فرق دارد با شگفت زدگی و اعجابش و مثلا سرحال آمدنش و.. که در بسیاری سخنرانی ها و کلاسها و متنها و.. ممکن است اتفاق بیفتد من از شروع تغییر میگویم .هیچ لذتی برایم ازین بزرگتر نبوده که کسی در قامت #پرشکوه_انسان برابرم بایستد و بگوید: آقا شما عامل اصلی رفتن من به سوی کتاب و هنر و فکر و... من بیتاب بودم اما شما بودید که گفتید این بیتابی تشنگی است تشنگی #حقیقت و #زیبایی که تنها راه رسیدن به آن #رفتن است و رفتن و #رشد..
و من در دل و به زبان بگویم : نه عزیزدلم من هم بهانه ای بوده ام اصل کار خودت بوده ای و این بی شک لطف بیکران #خدا است #خدا.
و اکنون از پس ۲۸ معلمی واقعا نمیدانم آیا توانسته ام بر ۲۸ هشت تن از پاره های تنم چنین تاثیری را بهانه شوم؟من قانع ام .. اگر عدد میشد ۲۸۰ نفر یا ۲۸۰۰ نفر از آن ده بیست هزار نفری که پای سخنانم نشسته بودند خب بهتر می بود اما چه بایدم کرد من از قحطی آمده #بضاعة_مزجاة داشتم و اکنون نیز شرمنده خواهم شد اگر در هر کلاسی که مینشینی یا هر پستی که میخوانی چیزی نو و روشن در برابر دیدگانت قرار ندهم و نگویم تو شایسته ی تمام نورهایی چشمت باید زیباترینها را ببیند گوشت باید برترین ها را بشنود بر لبانت باید باشکوه ترین واژه ها جاری شود زبانت باید گواراترین شرابها را بچشد ، مشامت باید خوش بو ترین گلها را ببوید و جانت جانت جانت بهایی دارد که خداست به کمتر از آن مفروش...
الحمدلله اولا و آخرا
#محسن_یارمحمدی
#همیشه_جستجوگر_حقیقت_وزیبایی
@niyazestanbarani
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#روزمعلم را به من تبریک نگویید مگر اینکه ...
من یک #معلمم .
سربلندی ام این است که در همان آغاز که نوجوانی کتاب خوان بودم #بتهای زندگی ام همه #معلم بودند و #مدرس ،اهل میز و تخته و ...ایستاده در برابر مشتاقانی که اغلب چشم به ذهن و زبان انسانی دارند که ایستاده در برابرشان. همه ی خواهندگان خدمت، در برابر ارایه دهنده ی آن خدمت می ایستند و او مینشیند، چنانکه خادمی در برابر مخدوم، و معلم در برابر طالبان دانش و تجربه و اگر داشته باشد تفکر و شیوه هایش می ایستد و ومعمولا طالب علمان مینشینند؛
آری بتهای من اغلب معلم بودند #نیما #صمد_بهرنگی #جلال #شریعتی #زرین_کوب #شفیعی و... بعدها اغلب نویسندگان و هنرمندان و متفکرانی که #ستایش_برانگیزند #علامه_طباطبایی ، #کربن #نصر و... وحتا بسیاری از متفکران و نویسندگان و هنرمندان فرانسه و آلمان و..
نه اینکه عکس فوتبالیستهای دهه ی شصت را نمیزدم به دیوارهای راه پله ،نه اینکه عکسهای بازیگران را پنهان نمی کردم گوشه و کنار ، نه اینکه #صداهای ممنوعه را در کاستهای سونی و بعدها مکلس و عصمت نمیگذاشتم زیر پیراهن نه...اینها همه بود اما در آن کویرستان سوزان شکل گرفته در تب و خلسه های مستی بتهای من همه #معلم بودند.
و این شد که احتمالا از معدود معلمانی شدم که با آگاهی و اشتیاق پا به این راه گذاشتم راهی که بی شک بیشتر از آنکه برای عزیزانم ،در هیات شاگرد آموزنده باشد برای خودم سرشار شد از برکت دانایی ،آگاهی ،درک ،دریافت و.. شهود... و الحمد لله اولا و آخرا...
اما درباب روزی به نام معلم یا هرچیز دیگر .. واقعا هیچگاه جدی نگرفته ام این مناسک را بویژه آنجاها که پای رسمیت همیشه احمقانه ی حکومتی و حاکمیتی پدید میآید چون اعتقاد دارم هر منسک و آیین که گرامی داشته شود از سوی ارباب قدرتی بی هیچ شک تهی شده از محتوای واقعی اش زیرا هر صاحب قدرتی از هرچیزی، بویژه مناسک و آیین ها که نفوذ و عمومیت دارند بین مردم ابزاری میسازد برای حفظ قدرت خود و تحمیق مردم ..
باری ،دیده اید بسیار کم منسک و آیینی را در مثلا روزهای نشان دار یاد میکنم بویژه در این سالهای شگفت درد و آه و اندوه ...
( و پاسخگو خواهند بود کسانی که آنقدر مبتذل کردند باشکوه ترین دستاوردهای ایران را که تو هراس داری از طرحشان که هراس هم نداشته باشی اشتیاقی نیست و مرگ فجیعی است بی شوقی)
اما سخن از علم و معلم و... بسیار دارم .اینجا فقط خواستم یک مطلب را با شما درمیان بگذارم .. روز معلم یا هر روز دیگری را که احساس میکنید ربطی به من دارد تبریک نگویید مگر اینکه براستی توانسته باشم شمعی ، چراغی ، شعله ی تغییری را در وجودتان روشن کرده باشم .
در هیچ کلاسی و در نوشتن هیچ متنی ورود نکردم مگر اینکه خواسته باشم پس از آن کلاس یا متن ، مخاطبم تغییری کرده باشد. تکانی خورده باشد و برود سمت کتابی، فیلمی، تفکری، حسی..که تابحال نداشته..
دقت کنید این فرق دارد با هیجانزدگی مخاطب فرق دارد با شگفت زدگی و اعجابش و مثلا سرحال آمدنش و.. که در بسیاری سخنرانی ها و کلاسها و متنها و.. ممکن است اتفاق بیفتد من از شروع تغییر میگویم .هیچ لذتی برایم ازین بزرگتر نبوده که کسی در قامت #پرشکوه_انسان برابرم بایستد و بگوید: آقا شما عامل اصلی رفتن من به سوی کتاب و هنر و فکر و... من بیتاب بودم اما شما بودید که گفتید این بیتابی تشنگی است تشنگی #حقیقت و #زیبایی که تنها راه رسیدن به آن #رفتن است و رفتن و #رشد..
و من در دل و به زبان بگویم : نه عزیزدلم من هم بهانه ای بوده ام اصل کار خودت بوده ای و این بی شک لطف بیکران #خدا است #خدا.
و اکنون از پس ۲۸ معلمی واقعا نمیدانم آیا توانسته ام بر ۲۸ هشت تن از پاره های تنم چنین تاثیری را بهانه شوم؟من قانع ام .. اگر عدد میشد ۲۸۰ نفر یا ۲۸۰۰ نفر از آن ده بیست هزار نفری که پای سخنانم نشسته بودند خب بهتر می بود اما چه بایدم کرد من از قحطی آمده #بضاعة_مزجاة داشتم و اکنون نیز شرمنده خواهم شد اگر در هر کلاسی که مینشینی یا هر پستی که میخوانی چیزی نو و روشن در برابر دیدگانت قرار ندهم و نگویم تو شایسته ی تمام نورهایی چشمت باید زیباترینها را ببیند گوشت باید برترین ها را بشنود بر لبانت باید باشکوه ترین واژه ها جاری شود زبانت باید گواراترین شرابها را بچشد ، مشامت باید خوش بو ترین گلها را ببوید و جانت جانت جانت بهایی دارد که خداست به کمتر از آن مفروش...
الحمدلله اولا و آخرا
#محسن_یارمحمدی
#همیشه_جستجوگر_حقیقت_وزیبایی
@niyazestanbarani
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
Forwarded from محسن یارمحمدی
#جوگیرستان(۱۰۰)
کدامتان این نامها را به یاد دارید و برایشان کاری کرده اید!؟
#حدیثه، #ندا، #ستایش، #کیمیا، #آتنا، #بنیتا، #اهورا و..
#رومینا؟
بله یحتمل این آخری را به یاد دارید چون این روزها زیاد پستش کرده اید، زیاد استوریش کرده اید،بهانه ای بوده برای بیان نگرانی ها و فوران خشمهای فروخورده، برای عقده گشایی، یا ساخت یکنقاب، برای ارضای هیجان، فرصتی برای اظهار نظرهای باربط و بی ربط. اما یک هفته بعد؟
دارها برچیدند و خونها شسته اند و..
رومینا میرود کنار اسامی بالا هزاران دختر و پسری که..
و من همچنان بر جوگیری یک جامعه افسوس خواهم خورد که چرا یاد نمیگیریم که ابعاد پنهان قضایا را دریابیم؟ ابعادی که همان ریشه هاست. ریشه های پنهان در خاک های غفلت و تاریکی و قطعا منفعت طلبی های شیطانی چرا که خوراک شیاطین و فربگیشان از غفلت و تاریکی
و باز فکر خواهم کرد به بی شرفی یک سیستم دنیایی که بی توجه است به آینده ( آخرت) و هیچ کاری نمی کند برای سامان دادن آینده و عمدا نمی کند
چه کاری؟! همه ی این بساط در نبود #آموزش و#آموزش_درست پدید آمده که آموزش و دانایی از جنس نور است و نور #الله است و جامعه ای که نور دانایی ندارد از الله تهی است حالا هی تو برسر مناره الله الله کن
بیایید برخی ابعاد پنهان ماجرا را بررسی کنیم؛
دختری داریم ۱۳ ساله (بعدا گفتند ۱۴ ساله) فقط یک انسان دقیق میداند فاصله ی ۱۳ و ۱۴ در سن یک دختربچه چه فاصله ی ژرفی است
دختر زندگی میکند با پدری ۳۷ ساله در منطقه ای که قرنهاست تنوع قومی، زبانی، مذهبی و گاه دینی دارد
دختر ربطی می یابد با پسری(؟!) حدود سی و پنج ساله( کسی مثل پدرش، اما به یادتان باشد اگر دختر۳۰ساله بود و با همین اختلاف سنی، واکنش جامعه جور دیگر میشد) بعد گفتند: مرد سی و دو ساله است بعد افسر نیروی انتظامی گفت:سی سال دارد بعد گفتند با خود پسر حرف زده اند گفته ۲۸ ساله ام حالا بحث اختلاف سنی به کنار بعد پنهان این است که ما همچنان در جامعه ای زندگی میکنیم پر از تاریکی و ابهام
تمام حوزه ها غرق #عدم_شفافیت است و قطعا پر از #دروغ، دروغی که بزرگترین دشمن خداست
از #سینما_رکس تا #ترورهای_دهه_ی_شصت، از #جنگ تا #قتلهای_زنجیره_ای تا قرار داد #کی_روش و #ویلتموس و تا #آمار و ارقام #انتخابات تا #سقوط_هواپیماها تا #آمار_کرونا تا #پرونده_های #مالی #سیاسی #قضایی #اجتماعی #شهرداری #خودروسازی #اسکله_ها #قاچاق و..
اگر اینگونه نیست بگویید؟! واگر هست خب بپذیرید هر میوه ی زهرآلودی که داریم میخوریم محصول همین بستر تاریک و پنهانکاری ها ودروغ است
نور که باشد، شفافیت که بیاید،دانایی که بتابد، بينايي خواهد آمد، امنيت خواهد آمد و جویهای شیر رشد و آب زندگی وعسل شادی جاری خواهد شد پای اشجاری که خود انسان اند و در این صورت #درخت_انسان جاودانه سبز میشود و میوه های بهشتی خواهدداد وبهشت ساخته خواهد شد
حالا جای آموزش کجاست؟
چرا مراجع آموزشی( از خانواده گرفته تا مدرسه و #تله_وزیان و کانون و ارشاد و حوزه و دانشگاه و..) نتوانسته اند در این مملکت ایجاد وفاقی بنیادین کنند بین مذاهب و زبانها و..!؟ کشوری که قرنهاست تنوع قومی، زبانی, فرهنگی، مذهبی و.. دارد و اساسا همین تنوع و تکثر ذاتی یکی از دلایل ماندگاری اوست.
چرا نتوانسته ایم به فرزندانمان آموزش دهیم دلداگی نیز مثل هرچیز دیگر #موقع دارد #عاشقی، #شیوه دارد؟!نه پدر و مادر آموزش ندیده میتواند #ربطها و #رابطه_ها را به فرزند یاد بدهد ونه چنبره زدگان بر کانونهای ثروت و قدرت چنین چیزی را می خواهند.
چرا مرد ۳۵ ساله یا ۳۰ساله، گیرم ۲۸ ساله این قدر جاهل است و بی شرف که نمیداند آنچه کودک ۱۳ ساله میخواهد عشق نیست، دلدادگی نیست. مرد سی ساله جایگاهش کدام است و برای کدام #ربطها آمادگی دارد و کودک ۱۳ ساله از جهان و روابط بین انسانها چه می داند و به کدام بلوغ رسیده و برای کدام ربط آماده است و..؟
اگر بستر درستی ساخته بودیم می توانستیم چنین مردی را مثل امریکاییهای( که مرگ برشان) به صلابه بکشیم که آخر چرا؟
مردم ما فقیرند فقیر در تمام حوزه ها، دانشی، مهارتی، بینشی، فکری،تحلیلی و البته مالی و..
چرا ندیدم کسی همین دو نکته را ببیند؟ حالا تصور کنید همین مرد یا مردی چهل وچند ساله می آمد خواستگاری این کودک بعد پدر موافقت میکرد و کودک اعلام غم،خودتان می دانید جو عمومی جامعه چه میشد و حرفها و رفتارها کدام سو میرفت
پس عموم ما هم #آموزش_ندیده ایم
حالا قاضی و قضاوت.چرا #ق.ق و #قضات ما اینقدر بیخبرند؟
یکحکم کوچک،دنیا و آخرت یک انسان را که به قول قرآن #خلیفة_الله است ،زیر ورو میکند.چطور یک مرجع قضایی در چنان بافتی نمی داند چه کند وچنین بذر پلیدی را میکارد!؟
بماند که معتقدم حاکمیت این سالها دورترین فاصله را با آموزه های قرآنی دارد فاعتبروا تا بعد..
#محسن_یارمحمدی
@niyazestanbarani
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
کدامتان این نامها را به یاد دارید و برایشان کاری کرده اید!؟
#حدیثه، #ندا، #ستایش، #کیمیا، #آتنا، #بنیتا، #اهورا و..
#رومینا؟
بله یحتمل این آخری را به یاد دارید چون این روزها زیاد پستش کرده اید، زیاد استوریش کرده اید،بهانه ای بوده برای بیان نگرانی ها و فوران خشمهای فروخورده، برای عقده گشایی، یا ساخت یکنقاب، برای ارضای هیجان، فرصتی برای اظهار نظرهای باربط و بی ربط. اما یک هفته بعد؟
دارها برچیدند و خونها شسته اند و..
رومینا میرود کنار اسامی بالا هزاران دختر و پسری که..
و من همچنان بر جوگیری یک جامعه افسوس خواهم خورد که چرا یاد نمیگیریم که ابعاد پنهان قضایا را دریابیم؟ ابعادی که همان ریشه هاست. ریشه های پنهان در خاک های غفلت و تاریکی و قطعا منفعت طلبی های شیطانی چرا که خوراک شیاطین و فربگیشان از غفلت و تاریکی
و باز فکر خواهم کرد به بی شرفی یک سیستم دنیایی که بی توجه است به آینده ( آخرت) و هیچ کاری نمی کند برای سامان دادن آینده و عمدا نمی کند
چه کاری؟! همه ی این بساط در نبود #آموزش و#آموزش_درست پدید آمده که آموزش و دانایی از جنس نور است و نور #الله است و جامعه ای که نور دانایی ندارد از الله تهی است حالا هی تو برسر مناره الله الله کن
بیایید برخی ابعاد پنهان ماجرا را بررسی کنیم؛
دختری داریم ۱۳ ساله (بعدا گفتند ۱۴ ساله) فقط یک انسان دقیق میداند فاصله ی ۱۳ و ۱۴ در سن یک دختربچه چه فاصله ی ژرفی است
دختر زندگی میکند با پدری ۳۷ ساله در منطقه ای که قرنهاست تنوع قومی، زبانی، مذهبی و گاه دینی دارد
دختر ربطی می یابد با پسری(؟!) حدود سی و پنج ساله( کسی مثل پدرش، اما به یادتان باشد اگر دختر۳۰ساله بود و با همین اختلاف سنی، واکنش جامعه جور دیگر میشد) بعد گفتند: مرد سی و دو ساله است بعد افسر نیروی انتظامی گفت:سی سال دارد بعد گفتند با خود پسر حرف زده اند گفته ۲۸ ساله ام حالا بحث اختلاف سنی به کنار بعد پنهان این است که ما همچنان در جامعه ای زندگی میکنیم پر از تاریکی و ابهام
تمام حوزه ها غرق #عدم_شفافیت است و قطعا پر از #دروغ، دروغی که بزرگترین دشمن خداست
از #سینما_رکس تا #ترورهای_دهه_ی_شصت، از #جنگ تا #قتلهای_زنجیره_ای تا قرار داد #کی_روش و #ویلتموس و تا #آمار و ارقام #انتخابات تا #سقوط_هواپیماها تا #آمار_کرونا تا #پرونده_های #مالی #سیاسی #قضایی #اجتماعی #شهرداری #خودروسازی #اسکله_ها #قاچاق و..
اگر اینگونه نیست بگویید؟! واگر هست خب بپذیرید هر میوه ی زهرآلودی که داریم میخوریم محصول همین بستر تاریک و پنهانکاری ها ودروغ است
نور که باشد، شفافیت که بیاید،دانایی که بتابد، بينايي خواهد آمد، امنيت خواهد آمد و جویهای شیر رشد و آب زندگی وعسل شادی جاری خواهد شد پای اشجاری که خود انسان اند و در این صورت #درخت_انسان جاودانه سبز میشود و میوه های بهشتی خواهدداد وبهشت ساخته خواهد شد
حالا جای آموزش کجاست؟
چرا مراجع آموزشی( از خانواده گرفته تا مدرسه و #تله_وزیان و کانون و ارشاد و حوزه و دانشگاه و..) نتوانسته اند در این مملکت ایجاد وفاقی بنیادین کنند بین مذاهب و زبانها و..!؟ کشوری که قرنهاست تنوع قومی، زبانی, فرهنگی، مذهبی و.. دارد و اساسا همین تنوع و تکثر ذاتی یکی از دلایل ماندگاری اوست.
چرا نتوانسته ایم به فرزندانمان آموزش دهیم دلداگی نیز مثل هرچیز دیگر #موقع دارد #عاشقی، #شیوه دارد؟!نه پدر و مادر آموزش ندیده میتواند #ربطها و #رابطه_ها را به فرزند یاد بدهد ونه چنبره زدگان بر کانونهای ثروت و قدرت چنین چیزی را می خواهند.
چرا مرد ۳۵ ساله یا ۳۰ساله، گیرم ۲۸ ساله این قدر جاهل است و بی شرف که نمیداند آنچه کودک ۱۳ ساله میخواهد عشق نیست، دلدادگی نیست. مرد سی ساله جایگاهش کدام است و برای کدام #ربطها آمادگی دارد و کودک ۱۳ ساله از جهان و روابط بین انسانها چه می داند و به کدام بلوغ رسیده و برای کدام ربط آماده است و..؟
اگر بستر درستی ساخته بودیم می توانستیم چنین مردی را مثل امریکاییهای( که مرگ برشان) به صلابه بکشیم که آخر چرا؟
مردم ما فقیرند فقیر در تمام حوزه ها، دانشی، مهارتی، بینشی، فکری،تحلیلی و البته مالی و..
چرا ندیدم کسی همین دو نکته را ببیند؟ حالا تصور کنید همین مرد یا مردی چهل وچند ساله می آمد خواستگاری این کودک بعد پدر موافقت میکرد و کودک اعلام غم،خودتان می دانید جو عمومی جامعه چه میشد و حرفها و رفتارها کدام سو میرفت
پس عموم ما هم #آموزش_ندیده ایم
حالا قاضی و قضاوت.چرا #ق.ق و #قضات ما اینقدر بیخبرند؟
یکحکم کوچک،دنیا و آخرت یک انسان را که به قول قرآن #خلیفة_الله است ،زیر ورو میکند.چطور یک مرجع قضایی در چنان بافتی نمی داند چه کند وچنین بذر پلیدی را میکارد!؟
بماند که معتقدم حاکمیت این سالها دورترین فاصله را با آموزه های قرآنی دارد فاعتبروا تا بعد..
#محسن_یارمحمدی
@niyazestanbarani
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#نکته_همیشه
ما انسانها در حرف زدن و سخن گفتن با دیگری دقیقا چه می کنیم؟!
من می گویم ؛ #آیینه_گی
وقتی من تو را میبینم و به سویت می آیم و باب سخن گفتن باز می کنم، یا میخواهم از خود بگویم و آنچه در من می گذرد، یا از آنچه خواهم گفت که از تو دیده ام و احتمالا تو از آن بی خبری ، یا از دیگران و جهان خواهم گفت به این اعتبار که آنها را برای تو شرح دهم و با این پیش فرض که تو اینی را که من دیده ام ندیده ای.
بنابراین ما در سخن گفتن منعکس میکنیم آنچه را در آیینه ی بود ما نمود یافته از من، تو و او...
دقت در این گزاره و پذیرش نیم_بندش حتا می تواند مدخلی باشد بر نکات و ظرایف بسیار و گاه مرد افکن
اینکه من به تو،از تو می گویم. معناش این است که قبلا باور کرده ام که تو این را نمی دانی واین شروع ،خود، ابلهانه ترین پیش فرض ممکن است.
و اینکه از خودم برای تو می گویم ازین روست که توجهت را جلب کنم به بی اطلاعی و نادانی و.. ات.. درباره ی جهان نیز اینگونه است.
فرض عدم اطلاع تو ، آغاز سخن من است..
حال باید از زاویه ی دیگر به #ستایش_سکوت نگریست.
بیایید پیش فرض «دانستن من نادانستن تو»
را تغییر دهیم؛
آنچه را من می خواهم بگویم احتمالا تو می دانی و شاید بهتر هم می دانی ...
طبیعتا هیچ سخنی با تو نخواهم داشت من میدانم که تو می دانی و تو نیز می دانی که من میدانم.
این است که مردگان با هم سخن نمی گویند چون آن #راز_مشترک را همه_شان دریافته اند..
#محسن_بارانی
@niyazestanbarani
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
ما انسانها در حرف زدن و سخن گفتن با دیگری دقیقا چه می کنیم؟!
من می گویم ؛ #آیینه_گی
وقتی من تو را میبینم و به سویت می آیم و باب سخن گفتن باز می کنم، یا میخواهم از خود بگویم و آنچه در من می گذرد، یا از آنچه خواهم گفت که از تو دیده ام و احتمالا تو از آن بی خبری ، یا از دیگران و جهان خواهم گفت به این اعتبار که آنها را برای تو شرح دهم و با این پیش فرض که تو اینی را که من دیده ام ندیده ای.
بنابراین ما در سخن گفتن منعکس میکنیم آنچه را در آیینه ی بود ما نمود یافته از من، تو و او...
دقت در این گزاره و پذیرش نیم_بندش حتا می تواند مدخلی باشد بر نکات و ظرایف بسیار و گاه مرد افکن
اینکه من به تو،از تو می گویم. معناش این است که قبلا باور کرده ام که تو این را نمی دانی واین شروع ،خود، ابلهانه ترین پیش فرض ممکن است.
و اینکه از خودم برای تو می گویم ازین روست که توجهت را جلب کنم به بی اطلاعی و نادانی و.. ات.. درباره ی جهان نیز اینگونه است.
فرض عدم اطلاع تو ، آغاز سخن من است..
حال باید از زاویه ی دیگر به #ستایش_سکوت نگریست.
بیایید پیش فرض «دانستن من نادانستن تو»
را تغییر دهیم؛
آنچه را من می خواهم بگویم احتمالا تو می دانی و شاید بهتر هم می دانی ...
طبیعتا هیچ سخنی با تو نخواهم داشت من میدانم که تو می دانی و تو نیز می دانی که من میدانم.
این است که مردگان با هم سخن نمی گویند چون آن #راز_مشترک را همه_شان دریافته اند..
#محسن_بارانی
@niyazestanbarani
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#ستایش_خرد
#یادداشت_کوتاه
در تمام تاریخ معرفتی ما، ایرانیان خرد و عقل از سوی آزاده گان انسان دوست ستایش شده است.
در اساطیر ما خرد( منش واندیشهی نیک) نخستین و گرامی ترین آفریده ی مزدااهورا است و پس از اسلام نیز عقل است که نخستین و ارجمند ترین آفریدهی الله دانسته میشود. در این دو دوره خرد اما خردی دربند است. در حکمت باستان خرد ابزار است. ابزار آفرینش و نگه داشت آن و در زنده گی انسان، وسیله ای برای تمییز نور از سیاهی و فراهم کننده ی رستگاری انسان. در دوره ی پس از اسلام عقل ضمن حفظ قید پیشین، قیدی دیگر نیز می پذیرد. در تداوم شایست نشایست های مغان و موبدان ، عالمان و فقیهانی که اندک تمایلی به عقل دارند آن را نگه می دارند اما بر خود عقل که عقیله اش میدانند، عقیله ای به نام تبعیت از شرع/فقه میبندند.
البته در تمام ادوار ستایش گران مطلق عقل (امثال رازی ها) و نکوهش گران مطلق عقل ( امثال خواجه عبدالله ها و... ) طیف های گوناگونی از انواع مقر و منکر را پدید آورده اند و بوده و نیز هستند اما سخن چیز دیگری است
به گمانم حال ما باید به سوی دورهی سوم توجه به خرد گام برداریم...
خرد و درآمیختن با خرد، دیگر نه ابزار و وسیله ی رسیدن به کامیابی یا رستگاری که باید خود رستگاری در نظر گرفته شود. به گمانم تنها در چنین صورتی است که این تاریخ و فرهنگ پوست خواهد انداخت و نهایتا آن هدف اولیه را که رستگاری انسان است محقق خواهد کرد..
@niyazestanbarani
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#یادداشت_کوتاه
در تمام تاریخ معرفتی ما، ایرانیان خرد و عقل از سوی آزاده گان انسان دوست ستایش شده است.
در اساطیر ما خرد( منش واندیشهی نیک) نخستین و گرامی ترین آفریده ی مزدااهورا است و پس از اسلام نیز عقل است که نخستین و ارجمند ترین آفریدهی الله دانسته میشود. در این دو دوره خرد اما خردی دربند است. در حکمت باستان خرد ابزار است. ابزار آفرینش و نگه داشت آن و در زنده گی انسان، وسیله ای برای تمییز نور از سیاهی و فراهم کننده ی رستگاری انسان. در دوره ی پس از اسلام عقل ضمن حفظ قید پیشین، قیدی دیگر نیز می پذیرد. در تداوم شایست نشایست های مغان و موبدان ، عالمان و فقیهانی که اندک تمایلی به عقل دارند آن را نگه می دارند اما بر خود عقل که عقیله اش میدانند، عقیله ای به نام تبعیت از شرع/فقه میبندند.
البته در تمام ادوار ستایش گران مطلق عقل (امثال رازی ها) و نکوهش گران مطلق عقل ( امثال خواجه عبدالله ها و... ) طیف های گوناگونی از انواع مقر و منکر را پدید آورده اند و بوده و نیز هستند اما سخن چیز دیگری است
به گمانم حال ما باید به سوی دورهی سوم توجه به خرد گام برداریم...
خرد و درآمیختن با خرد، دیگر نه ابزار و وسیله ی رسیدن به کامیابی یا رستگاری که باید خود رستگاری در نظر گرفته شود. به گمانم تنها در چنین صورتی است که این تاریخ و فرهنگ پوست خواهد انداخت و نهایتا آن هدف اولیه را که رستگاری انسان است محقق خواهد کرد..
@niyazestanbarani
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹