کانال برهان
11.5K members
14K photos
782 videos
574 files
5.32K links
مرکز نشر دروس اعتقادی اهل بیت علیهم‌السلام
+ سلسله مباحث نقد فرق ضاله
+ کانالهای وابسته به برهان :

مدیریت کانال:
@mahdiyar148

📥آرشیو برهان:
@borrhan2

📥کانال معارفی امامت:
@darshayeemamat
📥کانال آموزش مجازی:
@dinclass

ادمین تبادل :
@Yarogaiie
Download Telegram
to view and join the conversation
روایت جابر و معرفی #دوازده جانشین پیامبر و معرفی اولی‌الامر؛
و شرح زیبا و مهم مرحوم #مصطفی_خبازیان را که حاوی نکات ناب در بحث #معرفت_امام است را در لینک زیر مطالعه فرمایید:
https://t.me/borrhan/23112

@borrhan
#پاسخ_به_شبهات

🔰اثبات صحیح بودن سند زیارت جامعه کبیره📖 ؛
زیارتی با فرازهایی بینظیر در باب #معرفت_امام منقول از حضرت هادی علیه‌السلام


در اینکه زیارت جامعه کبیره سندش صحیح است شکی نیست زیارت جامعه کبیره از صحیح ترین زیارات است.

از میان هزاران سند در کتب شیعه به یک سند بسنده میکنیم :


🔵علامه مجلسي رحمة الله علیه در کتاب بحارالانوار در اين خصوص میگوید:

👈 لأنها أصح‏ الزيارات‏ سندا و أعمها موردا و أفصحها لفظا و أبلغها معنى و أعلاها شأنا👉

📓بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏99 ؛ ص144

http://lib.eshia.ir/71860/99/144

▪️

♒️ پیش از این در برهان ، در خصوص شبهاتی که برخی نابخردان بر فرازهای زیارت جامعه مطرح می‌کنند ، پاسخ های قاطعی داده ایم که در لینکهای زیر در دسترس است.
https://t.me/borrhan/15180
https://t.me/borrhan/15300

(لازم به یادآوری است ۴ عنوان کار در کانال برهان با توجه به مفاهیم زیارت جامعه کبیره در مذمت عایشه قرار گرفته بود که با سرچ عبارت "طعن #عایشه" در دسترس شماست.)


©کانال برهان و پاسخگویی مستدل و مستند به شبهات و سوالات

@borrhan
#قرآن_و_اهل_بیت

💠 قبول اعمال تنها به شرط ولایت اهل بیت علیهم السلام

💡با دقت بخوانید!

▪️🌟📜🌟¤¤¤¤

٤٨ ـ جا : علي بن محمد بن الزبير عن علي بن الحسن بن فضال عن ابن أسباط عن محمد بن يحيى أخي مغلس عن العلا عن محمد عن أحدهما قال : قلت له : إنا نرى الرجل من المخالفين عليكم له عبادة واجتهاد وخشوع ، فهل ينفعه ذلك شيئا؟ فقال : يامحمد إنما مثلنا أهل البيت مثل أهل بيت كانوا في بني إسرائيل وكان لايجتهد[٤] أحد منهم أربعين ليلة إلا دعا فاجيب[٥].

وإن رجلا منهم اجتهد أربعين ليلة ثم دعا فلم يستجب له ، فأتى عيسى بن مريم يشكو إليه ماهو فيه ، ويسأله الدعاء له ، فتطهر عيسى وصلى ثم دعا فأوحى الله إليه : ياعيسى إن عبدي أتاني من غير الباب الذي اوتى منه ، إنه دعاني وفي قلبه شك منك ، فلو دعاني حتى ينقطع عنقه وتنتشر أنامله ما استجبت له.
فالتفت عيسى 7[٦] فقال : تدعو ربك وفي قلبك شك من نبيه؟ فقال : يا روح الله وكلمته قد كان والله ماقلت ، فاسئل الله أن يذهب به عني ، فدعا له عيسى فتقبل الله منه وصار في حد أهل بيته[٧] 👈 كذلك نحن أهل البيت لايقبل الله عمل عبدوهو يشك فينا👉[١].

🌐مردی خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض كرد: در میان مخالفین شما كه ولایت شما را قبول ندارند، افرادی هستند كه بسیار خوبند، صادق و امینند ، اهل عبادت و خضوع و خشوعند ، آیا اینها از اعمالشان بهره ای نمیبرند؟

امام قصه ای برای او نقل كردند و فرمودند:
در بنی اسرائیل مردی عابد و زاهد بود، مشكلی برایش پیش آمد. چهل شبانه روز مشغول عبادت شد و از خدا تقاضای حل مشكل كرد و نتیجه ای نگرفت!

خدمت حضرت عیسی (علیه السلام) آمد كه نبی و ولیّ زمان بود.
گفت: آقا عجیب است! من چهل شبانه روز عبادت كردم و خدا خدا گفتم ولی مشكلم حل نشد! از شما تقاضامندم دعایی درباره من بفرمایید تا مشكل من حل شود و بفهمم گیر كار من در كجاست و سر بی اعتنایی خدا نسبت به دعای من چیست؟

حضرت عیسی (علیه السلام) نمازی خواند و دست به دعا برداشت.

خطاب آمد به این مرد بگو: از آن دری كه من باز كرده ام رو به من نمی آیی!
من نبوت و ولایت عیسی (علیه السلام) را، راه بندگی بندگان خود قرار داده ام و تو از راه دیگر می روی و هرگز به هدف نمی رسی!
اگر آن قدر بنالی كه رگ گردنت قطع شود، اجابتت نخواهم كرد.

حضرت عیسی (علیه السلام) رو به او كرد و گفت: مگر تو در نبوت من شك داری؟
او شرمنده شد و گفت: بله، تاكنون در نبوت شما تردید داشتم و اینك توبه كردم و ایمان آوردم.

امام صادق (علیه السلام) پس از نقل این قصه فرمود:

👈ولایت اهل بیت نیز چنین است. عبادت هیچ عبادت كننده ای مقبول درگاه خدا نخواهد شد مگر اینكه از در ولایت ما وارد گشته و با هدایت ما رو به خدا برود و شك و تردید در امر ولایت ما نداشته باشد👉

📗📔: بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء نویسنده : العلامة المجلسي   جلد : 27  صفحه : 191
اسکن کتاب:
🌐http://uupload.ir/files/j5aj_picsart_12-25-03.09.38.jpg
لینک از کتابخانه:
🌐http://lib.eshia.ir/11008/27/191

▪️🌟📜

🔰کانال برهان و نقل روایات ناب #معرفت_امام

@borrhan
#قرآن_و_اهل_بیت


وجوب اطاعت از امام معصوم علیه السلام

▪️🌟📜🌟

⬇️ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ ، عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ ، عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ ، قَالَ :
أَشْهَدُ أَنِّي سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عليه‌السلام يَقُولُ : « أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً إِمَامٌ فَرَضَ اللهُ طَاعَتَهُ ، وَأَنَّ الْحَسَنَ إِمَامٌ فَرَضَ اللهُ طَاعَتَهُ ، وَأَنَّ الْحُسَيْنَ إِمَامٌ فَرَضَ اللهُ طَاعَتَهُ ، وَأَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ إِمَامٌ فَرَضَ اللهُ طَاعَتَهُ ، وَأَنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ إِمَامٌ فَرَضَ اللهُ طَاعَتَهُ ».

أبى الصباح گويد : گواهى دهم كه شنيدم امام صادق (عليه السلام) ميفرمود : گواهي دهم كه علي امامي است كه خدا اطاعتش را واجب ساخته و حسن امامي است كه خدا اطاعتش را واجب ساخته و حسين امامي است كه خدا اطاعتش را واجب ساخته و علي بن حسين امامي است كه خدا اطاعتش را واجب ساخته و محمد بن على امامي است كه خدا اطاعتش را واجب ساخته است .

📗 الکافی- ط دارالحدیث نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 1 صفحه : 455
http://lib.eshia.ir/27311/1/455

⬇️ وبهذا الاسناد، عن معلى بن محمد، عن الحسن بن علي قال: حدثنا حماد ابن عثمان، عن بشير العطار قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: نحن قوم فرض الله طاعتنا وأنتم تأتمون بمن لا يعذر الناس بجهالته.

امام صادق علیه السلام فرمودند : ما قومی هستیم که خدای عزوجل اطاعت ما را واجب نموده وشما به امامى اقتدا كرده ايد كه مردم نمیتوانند عذر بياورند كه آن امام را نمى شناختند .

📗الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 1صفحه : 186
http://lib.eshia.ir/11005/1/186

⬇️ أحمد بن محمد، عن محمد بن أبي عمير، عن سيف بن عميرة، عن أبي الصباح الكناني قال: قال أبو عبد الله عليه السلام: نحن قوم فرض الله عز وجل طاعتنا، لنا الأنفال، ولنا صفوا المال ونحن الراسخون في العلم، ونحن المحسودون الذين قال الله: " أم يحسدون الناس على ما آتاهم الله من فضله "

امام صادق علیه السلام فرمود: ما قومی هستیم که خداوند اطاعت ما را واجب کرده است، انفال (غنائم)از آن ما است و برگزیده از مال هم (مقصود نخبه غنیمت است که تقریبا اختصاص به سران کفر داشته و پیغمبر و امام آن را براى خود انتخاب می ‏کرده) از آن ما است، ما هستیم راسخون در علم و ما هستیم که مورد حسد واقع شده ایم، و خدا در باره ما فرموده (آیه 54 سوره نساء): «آیا به مردم حسد برند بواسطه آنچه خدا از فضل خود به آنها داده است»

📗الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 1 صفحه : 186
http://lib.eshia.ir/11005/1/186

⬇️ أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن الحسين بن أبي العلاء قال: ذكرت لأبي عبد الله عليه لاسلام قولنا في الأوصياء أن طاعتهم مفترضة قال: فقال: نعم، هم الذين قال الله تعالى: " أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي الأمر منكم " وهم الذين قال الله عز وجل: " إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا.

حسین ابو علا گفته است: برای حضرت صادق علیه السّلام باور خودمان دربارۀ اوصیا را که اطاعت از ایشان واجب است بیان کردم. فرمودند: آری آنان هستند کسانی که خداوند فرازمند فرمود: (از خدا فرمان برید و از فرستادۀ او و از صاحبان امر از میان خودتان، فرمان برید.) [نساء (4) :5٩]و آنان هستند کسانی که خدای گرامی و بزرگ فرمود: (همانا ولیّ شما، خداوند و فرستادۀ او و کسانی هستند که ایمان آوردند.) [مائده (5) :55].

📗الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 1 صفحه : 187
http://lib.eshia.ir/11005/1/187

تصویر کتاب با کیفیت png:
http://l1l.ir/1dx3



♦️کانال برهان و نقل روایات #معرفت_امام

@borrhan
مرويست از محمد بن فضل كه اختلاف روايت شد در ميان اصحاب ما در #مسح پاها در #وضو كه آيا از سر انگشتان است تا به كعبين يا از كعبين تا سر انگشتان، پس ابن يقطين نوشت به ابى الحسن موسى بن جعفر(علیهماالسلام)كه:
جان ما فداى تو باد بدرستى كه اصحاب ما اختلاف كرده اند در #مسح پاها پس اگر مصلحت ببينيد آنرا به خط مبارك خود بنويسيد تا عمل من موافق باشد به آنچه شما بجا مى آوريد ان شاءالله.
بعد از آن ابوالحسن(علیه‌السلام) به وى نوشت كه:
فهم كردم آنچه ذكر كرده بودى از اختلافى كه در #وضو كرده اند ، من امر ميكنم تو را به اين :
آنكه سه بار آب در دهان كنى و سه بار آب در بينى و بشوئى سه بار روى خود را و خلال كنى موى محاسن خود را و بشوئى هر دو دستت را تا مرفق سه بار و مسح كنى تمام سر را و #مسح كنى ظاهر هر دو گوش را و باطن آنرا و بشوئى هر دو پاى را تا به كعبين سه بار و خلاف اين را بجا نياور.
پس نامه آنحضرت به على بن يقطين رسيد و تعجب كرد از آنچه رسم بود او را در آن و جميع اصحاب ايشان بر خلاف آنند ،
بعد از آن گفت:
مولاى من اعلم به آنچه فرموده و من امتثال امر او مينمايم ، و عمل ميكرد در وضوى خود بر اين حد و جميع شيعه مخالف آنچه او بر آن بود از جهت امتثال امر آنحضرت.
و بدگويى على بن يقطين ميكردند نزد هارون الرشيد (لع) كه او رافضى است و مخالف تو هست.
پس هارون به يكى از خواصش گفت كه: نزد من از على بن يقطين زياد بدگويى ميكنند در مورد كردارش و او را به تشيع متهم ميكنند و من در او چنين چيزى نمی‌بينم و بارها او را امتحان كرده ام اما چيزى از او(تشيع او) ظاهر نشد و من ميخواهم طورى كه خودش متوجه نشود او را بار ديگر امتحان كنم زيرا اگر كه بفهمد تقيه خواهد كرد .

هارون گفت : روافض با اهل‌ سنت در وضو مخالف هستن و در آن(وضو)تخفيف كرده اند و نمی‌بينى كه بشويند پاها را ( #مسح نميكنند ) پس او را در حاليكه نميداند كسى واقف بر حالش هست آزمايش كن .
گفت اين راه خوبيست، هارون مدتى تصميم خودش را به تأخير انداخت تا يك روز بقدرى كار به او داد كه تا وقت نماز مشغول بود على بن يقطين در حجره اى جداگانه وضو ميگرفت و نماز ميخواند. وقتى موقع نماز شد هارون از پس ديوار آن حجره طورى كه على بن يقطين او را نبيند مراقب او بود .
على بن يقطين آب طلب كرد و وضو گرفت بر همان وجهى كه گذشت(در اول روايت طبق دستور امام بمانند اهل‌سنت وضو گرفت)و هارون او را ميديد و چون وضوى على بن يقطين را بر اين وجه مشاهده كرد مالك نفس خود نشد و سر بلند كرد (به طورى كه على بن يقطين او را نبيند)و گفت : دروغ گفتند كسانى كه خيال كردند تو رافضى هستى و بعد از اين قضيه مقام على بن يقطين پيش هارون بالاتر رفت .

بعد از اين ماجرا امام كاظم(علیه‌السلام)نامه نوشت به على بن يقطين :
كه اى على بن يقطين همان طورى وضو بگير كه خداوند در كتابش فرموده؛ يكبار روى خود را به فريضه و يكبار ديگر به استحباب و بشوى دستهاى خود را از مرفق اينچنين ، و مسح كن پيش سر خود را و ظاهر هر دو قدم خود را از ترى وضوى خودت، پس به تحقيق زايل شد آنچيزيكه (ظلم هارون)ما می‌ترسيديم بر تو برسد

والسلام.

==============

📕نام کتاب : كشف الغمة في معرفة الائمة تأليف العلامة المحقق أبي الحسن على بن عيسى بن أبي الفتح الاربلي (ره) المتوفى سنة 693 ه‌ ط- دار الاضواء بيروت - لبنان جلد : 3 صفحه : 17
http://lib.eshia.ir/16052/3/17

📸اسكن كتاب:
http://yon.ir/FaJ7O

📕نام کتاب : الارشاد في معرفة حجج الله على العباد نویسنده : ابي عبد الله محمد بن محمد بن النعمان العكبري البغدادي الشيخ المفيد (336 - 413 ه‌) تحقيق مؤسسة آل البيت " ع "جلد : 2 صفحه : 227
http://lib.eshia.ir/15017/2/227

📕نام کتاب : المناقب لابن شهرآشوب نویسنده : ابن شهرآشوب جلد : 4 صفحه : 288
http://lib.eshia.ir/86595/4/288

📕نام کتاب : رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار نویسنده : الجزائري، السيد نعمة الله جلد : 2 صفحه : 275
http://lib.eshia.ir/86780/2/275

📕نام کتاب : رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار نویسنده : الجزائري، السيد نعمة الله جلد : 2 صفحه : 275
http://lib.eshia.ir/86780/2/275

📕نام کتاب : إعلام الورى بأعلام الهدى نویسنده : الشيخ الطبرسي جلد : 2 صفحه : 21
http://lib.eshia.ir/16001/2/21


🌐براى شناخت بيشتر على بن يقطين رجوع كنيد👇
http://fa.mobile.wikishia.net/index.php/علی_بن_یقطین



کانال برهان و نقل حکایات ناب در مباحث #معرفت_امام

@borrhan
Forwarded from اتچ بات
#قرآن_و_اهل_بیت

⚠️هشدار مهم امام حسن مجتبی علیه السلام

کمی تامل!
⁉️‼️علم دین را از کدامین منبع می‌آموزید؟

🌟📜▪️

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند :

💠 عَجَبٌ لِمَن يَتفَكَّرُ في مَأكولِهِ كَيفَ لايَتَفَكَّرُ في مَعقولِهِ ؟ فيجنبُ بَطنَهُ ما يُؤذيهِ وَ يودِعُ صَدرَهُ ما يُغنيهِ.

🌀 شگفتا از کسی که دربارهء خورد و خوراک خود می اندیشد چگونه در امور عقلی خویش نمی‌اندیشد؟
شکم را از آنچه که آزارش می دهد برکنار می دارد و سینه اش را از آنچه پست و آلوده است پر می‌نماید.



بحارالانوار ۲۱۸/۱

🎙فایل صوتی الحاقی از مرحوم #مصطفی_خبازیان را با عنوان

"صراط در دنیا و آخرت چیست؟"

را حتما استماع فرمائید!
(زمان کمتر از ۸دقیقه)

👈"اعتقادات" خود را از اهل بیت علیهم‌السلام بگیرید نه از فلان قطب و درویش و...!
👈آنچه مهّم است "اخذ" دین از محمّد و آل محمّد علیهم السلام است!



🔰کانال برهان و نقل روایات ناب در مباحث#معرفت_امام

@borrhan
Forwarded from اتچ بات
#قرآن_و_اهل_بیت

هر کسی امیرالمومنین را بکشد، در واقع رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را کشته است.

▪️🌟📜

حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَکْرِ بْنِ النَّقَّاشِ وأَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ ومُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْمُعَاذِیُ‏ وَمُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْمُکَتِّبُ قَالُوا: حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ الْهَمْدَانِیُّ مَوْلَى بَنِی هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا (ع) عَنْ أَبِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ الْبَاقِرِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ زَیْنِ الْعَابِدِینَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ‏ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (ع) قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) ...

👈👈 قَالَ یَا عَلِیُّ مَنْ قَتَلَکَ فَقَدْ قَتَلَنِی ومَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی ومَنْ سَبَّکَ فَقَدْ سَبَّنِی لِأَنَّکَ مِنِّی کَنَفْسِی رُوحُکَ مِنْ رُوحِی وطِینَتُکَ مِنْ طِینَتِی إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وتَعَالَى خَلَقَنِی وإِیَّاکَ واصْطَفَانِی وإِیَّاکَ واخْتَارَنِی لِلنُّبُوَّةِ واخْتَارَکَ لِلْإِمَامَةِ فَمَنْ أَنْکَرَ إِمَامَتَکَ فَقَدْ أَنْکَرَ نُبُوَّتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَصِیِّی وأَبُو وُلْدِی وزَوْجُ ابْنَتِی وخَلِیفَتِی عَلَى أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وبَعْدَ مَوْتِی أَمْرُکَ أَمْرِی ونَهْیُکَ نَهْیِی أُقْسِمُ بِالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ وجَعَلَنِی خَیْرَ الْبَرِیَّةِ إِنَّکَ لَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وأَمِینُهُ عَلَى سِرِّهِ وخَلِیفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ

💠 پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
ای علی! هر که تو را بکشد مرا کشته و هر که تو را به خشم آورد مرا به خشم آورده و هر که تو را دشنام دهد مرا دشنام داده،
👈زیرا تو جان منی روحت از روح من و گِلت از گِل من است.
به راستی خداوند تبارک و تعالى آفریده مرا با تو، برگزیده مرا با تو و مرا برای نبوت اختیار کرده و تو را براى امامت. هر کس منکر امامت تو است منکر نبوت من است.
ای علی! تو وصی من و پدر فرزندان من و شوهر دختر من و خلیفه من بر امت من هستی در زندگی من و پس از مردن من.
فرمانت فرمان من و نهیت نهی من است، سوگند به آن که مرا به نبوت گسیل کرده و بهتر خلق ساخته که تو حجت خدایی بر خلقش و امین اویی بر سرّش، و خلیفه اویی بر بندگانش

📗📘 عیون اخبار الرضا(ع).ج1 ص265.ط منشورات الشریف الرضی



🆔 کانال برهان و نقل روایات ناب #معرفت_امام

@borrhan
اینجاست که معنای <امام> در منطق قرآن روشن می‌شود:

یعنی کسی که از خواستۀ خدا نسبت به خودش و به دیگران به مقدار کمتر از سر سوزنی منحرف نشود.

لذا آنچه او می گوید همانست که خدا می‌گوید. آنچه او انجام می دهد همانست که خدا می خواهد. آنچه او می پذیرد همانست که خدا می پذیرد. و اساس سنّت الرسول (صلی الله علیه و آله) هم این‌ است.

سنت یعنی آنچه پیامبر بعنوان اصل عملی تثبیت می کند از سه راه است :

1. از راه سخن گفتن است : امر و نهی‌ها، این کار را بکنید و این کار را نکنید.
2. از راه عمل است : اگر آنچه که پیغمبر انجام می دهد ما انجام بدهیم، آن گاه خواسته خدا را انجام داده ایم.
3. از راه تقریر یعنی پذیرش کاری که در محضر پیامبر اکرم انجام شده است و پیغمبر نهی نفرموده اند؛ این مجاز یعنی مستقیم از خدا شنیدن

مقام امامت این است.
و این مقامی است که تا خدا کسی را شایسته آن نداند آن هم با همه این مراحل : یعنی بندگی، آن هم بنده ای که خدا پذیرفته که بنده است. سپس نبی اللهی و بعد رسول اللهی و بعد خلیل اللهی
و بعد از همه این مراحل خداوند می‌فرماید تازه من تو را برای مردم امام قرار دادم.
یعنی مقامی که حتی لازم نیست مردم از زبان تو بشنوند که تو به آنها بگوئی خدا از شما چه می خواهد!
بلکه هر کاری که تو کردی اگر هر کس آن کار را کرد ، و هر چه تو کردی انجام داد، به منزلۀ آنست که من به او بگویم این کار را بکن؛ و یا به منزلۀ آنست که تو از لسان من به او بگوئی این کار را بکن.

📖قال انی جاعلک للناس اماماً

بعد از آن که خدا ابراهیم را امام قرار داد، حضرت ابراهیم علیه السلام خواست بداند آیا این امامت الهی جهتی است که به حساب نسلی باقی می ماند یا خیر؟
حضرت حق می فرماید : نه، این به حساب استحقاق است.
ذریه بودن ابتداءً مطرح نیست :
لاینال عهدی الظالمین.
چرا که عهد من به ظالمان نمی‌رسد.

به خاطر داشته باشید مقام
""امامت الهی""یعنی اینکه کسی که نمایانگر خواست خداست.
چنین کسی مورد و موضوع دو پیمان و عهد الهی است :

1.یک پیمان با خود اوست؛
2.یک پیمان با مردم اوست.

🔻"پیمان با خود او " معنایش این است که او تعهد کرده از خواست خدا هیچ وقت منحرف نشود.
در کارهایش و پذیرش‌هایش .
یعنی اگر چنانچه کاری را خدا نپذیرد او نیز نباید بپذیرد و باید از آن کار نهی بکند. این تعهد با اوست.

🔻تعهد دیگر، تعهدی است که خدا با دیگران دارد؛ یعنی اینکه هرچه امام بکند مردم باید تبعیت کنند.

تعهد خدا با مردم آنست که این امام شماست. تعهد با او آنست که تو امام بر مردم هستی از اراده من ذره ای نباید منحرف بشوی؛
و این را امام عملاً اثبات می کند. نه فقط تعهد لفظی باشد.
تعهد با مردم اینست که خدا از مردم عهد می گیرد، قول قطعی می گیرد، فرمان قطعی به آنها صادر می کند که باید از او تبعیت بکنید.
و خدا می فرماید ظالم مشمول این تعهدات نیست؛ یعنی خداوند کسی را که ستم کرده ( گناه کرده) مورد عهد خود قرار نمی دهد.
گنه کار مورد پیمان الهی نیست. نه خدا از او پیمان می گیرد که تو امام من باشی، و نه از مردم پیمان می گیرد که از او تبعیت کنید.
و با توجه به منطق قرآن مجید وقتی مقام امام مشخص شد ،
معلوم می‌شود که #عصمت لازمه آن است.



🔝کانال برهان و پاسخگویی به سوالات و شبهات و طرح مباحث ناب در #معرفت_امام

@borrhan
Forwarded from اتچ بات
#از_برهان_بپرس (۵)

جایگاه امامت در قرآن

▪️▪️

خداوند در آیاتی از سوره انبیاء به مساله ᐸᐸامامت>> اشاره می‌فرماید
و بیان می‌دارد از نسل ابراهیم علیه‌السلام ما ائمه ای قرار دادیم.
که با تدبر در این آیات برخی از ویژگی مقام امامت مشخص می‌گردد:

⬇️ آیات ۷۲،۷۳،۷۴ سوره انبیاء:

📖و وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِينَ ﴿72﴾

شرح مختصر آیه:
ما به ابراهیم اسحاق و یعقوب را بخشیدیم که "فضل زیادی" بود.
👈حضرت ابراهیم علیه السلام اگر اسحاق را نداشت از مقام او چیزی کاسته نمی شد. زیرا خود ایشان به منتهای کمال الهی رسیده بود.

کمال الهی العیاذ بالله به معنای خدا شدن نیست ؛ بلکه به آنچه خدا میخواهد رسیدن است. کمال الهی معنایش ، کمالی نیست که در خداست؛ بلکه کمالی است که یک انسان می تواند از راه بندگی خدا بدان برسد.نه کمال ذات اقدس الهی و به تعبیر دیگر، صفات الهی!
مقصود از کمال الهی یعنی کمالی که خدا در اثر تبعیت از فرمان الهی به انسانی عنایتی می فرماید.

جناب ابراهیم به منتهای کمال خود رسیده بود و اینکه قرآن (نَافِلَةً) می‌فرماید ، یعنی ما به ابراهیم علیه السلام اسحاق و یعقوب را به عنوان فضل زیاد دادیم، از این جهت است که ایشان نیازی به لحاظ کمال خود نداشت که فرزندی به نام اسحاق و یا یعقوب داشته باشد‌، اما چنین فرزندانی تفضلی بود در مقام، علاوه بر آنچه که خدا به شخص ابراهیم داده بود ، و خدا میفرماید که هر سه را ما بنده خوب و نیکوکار قرار دادیم.

حال آیه بعد که مرتبط با بحث ماست:

📖وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ ﴿انبیاء / 73﴾

شرح مختصر آیه:
ما ایشان را ᐸامام> قرار دادیم که هدایت کنند.
👈 و این یعنی راهنما هستند، یعنی ما مراقب آنهائیم و آنها هم در اثر کمال یا تکامل در عبودیت و کمال عبودیت به جایی رسیده اند که از امر ما منحرف نمی شوند.
نتیجتاً به جهت فرمان و امر ما اینان خود راهنمای دیگران هستند.
و ما به آنها وحی کردیم به انجام دادن کارهای خیر و برپا داشتن نماز و دادن زکات.
👈 آنها نسبت به ما عابد بودند، یعنی آنچه که ما به آنها وحی کردیم انجام دادند.

📖 وَ لُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَ عِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَت تَّعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِينَ ﴿74﴾

👈 در این آیه بیان شده است که به حضرت لوط هم به او قدرت فرمان دادن دیگران را دادیم و هم دانش آنرا،

در قرآن کریم موارد زیادی است که حُکم و علم را با هم آورده شده است.
یعنی اینکه کسی که فرمان می یابد ، به منطق قرآن مجید ، باید دانش متناسب با فرمان نیز به او اعطا شود؛
و باید هر دو را داشته باشد.
آنکس که خدا به او فرماندهی می دهد دانش متناسب با فرماندهی هم می دهد.
چرا؟ تا اینکه ( یهدون بامرنا ) باشد؛
تا او راهنما باشد از راه فرمان خدا.
و اگر علم متناسب با فرماندهی نداشته باشد می‌شود همان 70 موردی که می‌گویند خلیفه دوّم بالصراحه گفت:( لولا علیٌ لهلک عمر)

این کلمۀ هلاک که عمر می گوید
مقصود بی آبرو شدن است در دنیا و ندانستن اینکه چه باید بکند.
و البته مقصود او از هلاکت، هلاکت آخرت نیز هست.

♦️پس با توجه به این آیات برخی از ویژگی‌های کسی که از جانب خدا ᐸامام> می‌شود مشخص شد.

______________

به خاطر داشته باشید !

اگر امام را به معنای #خاص آن در نظر بگیریم، به جز حضرت ابراهیم علیه‌السلام ، هیچ یک از پیامبران مذکور در متن امام نبودند؛

اما به معنای راهنما و مقتدای الهی، بله هم حضرت ابراهیم و هم حضرت اسحاق و یعقوب و لوط علیهم السلام ، از صالحان و پیشوایان و راهنمایان الهی بودند.


در قرآن کریم «امام» هم به معنای عام به کار رفته؛ که یعنی پیشوا و مقتدی؛ و هم به معنای خاص.

معنای خاص «امام» همان ولایت و پادشاهی الهی است و مقامی به مراتب بالاتر از معنای عام آن است.
یعنی مقامی غیر از انذار و تبشیر، و یا علاوه بر آن.
این مقام را رسول اکرم صلی الله علیه و آله، امیر مؤمنان علیه‌السلام و ائمۀ هدی علیهم السلام داشتند.

معنای عام «امام» معادل پیشواست.
که طبق منطق قرآن یا
«ائمة یهدون بامرنا» یعنی پیشوایان الهی از قبیل انبیاء و اوصیاء هستند ؛
و یا «ائمة الکفر» یعنی پیشوایان گمراهی.



🔝کانال برهان و طرح مباحث ناب #معرفت_امام

@borrhan
به عنوان مثال در نظر بگیرید:

که در مورد خلیفه اوّل شاید عامه مردم نسبت به او پذیرش داشتند.
و علت آن این است که عامه مردم هر چه خوششان می‌آمد خلیفه اوّل آن‌ را انجام می داد؛
و چیزی که عامه مردم نمی‌خواستند خلیفه اول انجام نمی‌داد.

این چنین کسی امام به معنای نمونۀ خدایی نیست.

چرا؟

اگر امامی صبر بر اموری کند که در نتیجه تأمین خواهشهای مردم بشود، چنین امامی ساخت مردم است.

امامی که خدا قرار می دهد ، به حساب خدا کار می‌کند.

به طوری که شما ببینید میزان امام الهی، آنست که چنانچه احکام الهی با خواهشهای مردم تضاد پیدا کند احکام الهی بر خواهشهای مردم مقدم باشد،
نه بالعکس .

👈👈 از خود آیات نورانی قرآن این نکته ها آمده است که امام الهی میزانش مشخص شده است.

""امام الهی آن نیست که مردم از او راضی باشند امام الهی آنست که خدا از او راضی باشد. و #صبر در امر و نهی الهی داشته باشد.""

چرا که قرآن مجید می فرماید همیشه بین رضایت تو ای انسان و آنچه واجب بر تو است
یک #تضاد فراوان وجود دارد.

یعنی در غالب موارد آنچه باید بکنی با آنچه می‌خواهی بکنی ناسازگار است.
می‌خواهی یک جور است؛ آنچه باید بکنی گونهء دیگری است.

امام الهی آنست که خداوند تعالی بداند و بگوید او آنچه را من می‌خواهم و واجب می دانم انجام می دهد، نه آنچه تو ای انسان می پسندی.

دقت بفرمایید که معنای خلافة اللهی این نیست که مردم نباید به خواهش‌هایشان برسند.
بلکه افراد به نیازشان می‌رسند؛
اما افراد لزوماً به خواهشهایشان نمی‌رسند.

بین #نیاز و #خواهش ها تفاوت است.

امروزه شما در میان ده نفر نیازها را می‌توانید متعادل قرار بدهید؛
اما خواهشها را نمی توانید!
مگر این که از خواهشها بگذرید و تنها نیازها را میزان قرار دهید.

برای مثال، اداره صحیح یک خانه به این است که نیازها متعادل بشود؛
نه اینکه خواسته ها تامین بشود.

و الا اگر در یک خانهء پنج نفری هر کدام یک دستور برای غذای خودش بدهد که قابل اجرا نمی باشد.

👈 میزان #تعادل در تامین نیازهاست نه تامین خواسته ها و این کاری است که خلیفه الهی می‌کند.

و این کاری است که امام و خلیفه الهی انجام می‌دهد.



جمع بندی : پس خداوند میفرماید که از میان بنی‌اسرائیل امامانی را برگزیدیم تا به امر ما مردم را راهنمائی کنند.

امامانی که به #تشخیص‌الهی شکیبا هستند در آنچه بر ایشان وارد میشود:

💠 و في تفسير عليّ بن إبراهيم ، و قوله: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا قال: كان في علم اللَّه أنّهم يصبرون على ما يصيبهم. فجعلهم أئمّة.

و امامانی که #خواست خدا را بر خواست مردم #مقدم می‌دارند:

💠 حدثنا حميد بن زياد قال: حدّثنا محمّد بن الحسين، عن محمّد بن يحيى، عن طلحة بن زيد، عن جعفر بن محمّد، عن أبيه [، عن آبائه‏] - عليهم السّلام- قال: الائمّة في كتاب اللَّه إمامان: إمام عدل، و إمام جور، قال اللَّه- تعالى-: وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لا بأمر النّاس. يقدّمون أمر اللَّه قبل أمرهم و حكم اللَّه قبل حكمهم.



©کانال برهان و طرح مباحث ناب #معرفت_امام

@borrhan
معنای آن این‌ است که چنین انسانی #شاخصِ‌تقوی شده است؛

این افراد تنها متقی نیستند
متقی بودن یک حساب است؛ اما شاخص تقوی شدن مقام والاتری است.

کسی که در ‌پزشکی میزان و معیار سنجش باشد؛ با کسی که پزشک باشد دو تاست.
آن که میزان پزشکی باشد یعنی آنکه پزشکان وی را به عنوان اصل و سنت پزشکی پذیرفته اند.
این چنین کسی در میان پزشکان دارای مقامی می باشد که در رأس پزشکان است‌،
نه آن که فقط پزشک شده باشد.

«وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا ﴿74﴾ أُوْلَئِكَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا ﴿75﴾»

👈👈 قرآن معرفی می کند که ائمه الهی آنهائی هستند که همۀ این مقامات را طی کرده اند؛
تا به مقامی رسیده اند که آنها نه تنها در سخنشان،
بلکه در عمل و پذیرش خود، یعنی چشم و گوش و دست و درک و وجدانشان نمایانگر مشیت و خواستۀ الهی و شاخص تقوا هستند.



✳️ حَرَامٌ عَلَی کُلِ قَلْبِ عَالِمٍ مُحِبٍ لِلشَّهَوَاتِ أَنْ أَجْعَلَهُ إِمَاماً لِلْمُتَّقِین.

خطاب خداوند به داود : بر من حرام است که عالمی را که دلش دوستدار شهوت‌ها است، امام پرهیزگاران قرار دهم.

تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۰، ص۵۰۴

 مشکاه الأنوار، ص۸۵ / نورالثقلین

✳️ عَنْ أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ عَنْ قَوْلِهِ وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً قَالَ نَحْنُ هُمْ أَهْلُ الْبَیْتِ.

ابان‌بن‌تغلب گوید: از امام صادق درباره‌ی این آیه وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً پرسیدم. فرمود: «ما اهل بیت هستیم».

تفسیر اهل بیت علیهم الاسلام ج۱۰، ص۵۰۲

 بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۳۴/ القمی، ج۲، ص۱۱۷/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۵۳۹/ نورالثقلین/ البرهان



♦️نکته بلاغتی :
خداوند در این آیات پس از بیان ۱۱ ویژگی از گروه خاصی از بندگان خود، آنان را امام متقین معرفی می‌فرماید ،
افرادی که شاخص و معیار تقوا هستند، افرادی که در آیات ابتدایی با عنوان زیبای "عبادالرحمن" یاد شد‌ه‌اند.
و این عنوان یعنی :
ائمه علیهم‌السلام مظهر رحمانیت فراگیر حضرت حق جل و علا می‌باشند.



©کانال برهان و طرح مباحث ناب #معرفت_امام
@borrhan
#از_برهان_بپرس (۸)

جایگاه امامت در قرآن چیست؟؟

▪️▪️

گاهی قرآن مجید امام را #کتاب معرفی می کند.

1⃣ قرآن مجید در سوره مبارکه هود آیه 17 می‌فرماید :

📖 أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿17﴾

ترجمه قسمت ابتدایی آیه :

آیا آن کسی که در یک مسیر واضحی است که پروردگارش این مسیر واضح را برای او تعیین کرده است،
و به دنبال او یک گواه و شاهد دارد بر اینکه او در مسیر واضحی است.....

شرح آن 👇
منظور از مسیر واضح در این مرحله از تاریخ ، بعثت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله می‌باشد؛
و تا پایان وجود انسان بر روی زمین مسیر الهی همین مسیر است؛
مسیر خاتم انبیاء است.
و اما شاهد آن مولا امیرالمومنین علی علیه السلام است.

امیرالمومنین علی علیه السلام تصدیق عملی رسالت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله است؛
یعنی اگر بخواهیم رسالت را متجلی در خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله بیابیم، چهرۀ ایشان وحیانی است که او یک چهره است.
چهره اول خود خاتم انبیاء ص است ( چهره به معنای مجازی آن ). اما نمایانگر چهره دوم این مأموریت الهی، امیرالمومنین است ( و یتلو علیهم شاهد منه ) که شاهد تفسیر به امیرالمومنین ع شده است.

برای اینکه آنکس که معرف اسلام در تمامی مراحلش بود، بر اینکه این اسلام دین الهی است امیرالمومنین علی علیه السلام است.

(♦️ در ادامه حتی از منابع اهل تسنن بر شاهد بودن امیرالمومنین علی علیه السلام دلیل اقامه خواهیم کرد.)

ترجمه و شرح قسمت دوم آیه:
وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا :
پیش از او کتاب موسی امام و رحمت بود یعنی کتابی که ما بر موسی فرستادیم جوری بود که آنچه را ما می‌خواستیم، آن کتاب نمایانگر آن بود. کسی را گمراه نمی کرد...

2⃣ در سوره احقاف آیه 12 قرآن کریم می‌فرماید:

📖 وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ ﴿12﴾

ترجمه و شرحی مختصر:

قبل از این کتاب موسی بود که هم رحمت و هم امام برای بشر بود. این کتاب که قرآن مجید باشد کتابی است که گواه است و می پذیرد که کتابهای قبلی کتاب رحمت و امام هستند.

=========

پس تا اینجا و با نگاهی اجمالی به مباحث #از_برهان_بپرس

به شرح مختصر ۲ نمونه از ۳ مواردی که قرآن #امام میخواند اشاره کردیم؛

1- مورد اول آنکه ، قرآن مجید فرمود ای مردم شما تکی نیستید بلکه گروهی هستید؛ و هر گروه یک امام دارد.
و اگر امام الهی به صورت شخص باشد باید چگونه باشد.

2- مورد دوم آنکه ، اگر امام شخص نباشد و کتاب باشد و اندیشه و فکر باشد باید مانند کتاب موسی یا قرآن مجید باشد.

==========

اما در مقابل ، قرآن مجید می فرماید که ما ( ائمة الکفر ) نیز داریم که این مورد سوم است و به آن نیز خواهیم پرداخت.



🔝کانال برهان و طرح مباحث ناب #معرفت_امام

@borrhan
#از_برهان_بپرس (۹)

جایگاه امامت در قرآن چیست؟؟

▪️▪️▪️

♦️ قرآن و معرفی امامان کفر (ائمة الكفر)

خداوند در سوره توبه آیه 12
میفرماید:

📖 وَ إِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ

🔖 ترجمه و شرح مختصر:

می فرماید که این افراد که با شما پیمان داشتند و قسم خوردند که به آنچه که نسبت به شما تعهد کردند وفا خواهند کرد.
اگر پیمان شکنی کردند،
و بر خلاف قسمی که خوردند عمل کردند، (وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ)
و بعد از اینکه با شما پیمان بستند قسم خود را شکستند (وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ) و در دین شما خدشه وارد کردند (فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ)
اینها دیگر امامان کفر، یعنی کسانی می‌شوند که سایر کفار از اینها تبعیت می کنند، و نمونه و سرمشق برای دیگران می‌شوند.
کافران منتظرند ببینند که اینها چه می‌کنند تا آنها هم همان را انجام بدهند؛ پس با ائمه کفر بجنگید.

👈 قرآن مجید ائمه کفر را کسانی قرار داده که کارشان ، قولشان موجب خدشه ای در دین اسلام بشود.
این #یک تعبیر است از قرآن در مورد امامان کفر.

____________

دربارۀ فرعون نیز خدا درسوره قصص می‌فرماید:

📖 فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿40﴾ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ ﴿41﴾

🔖 ترجمه و شرح مختصر آیات:

فرعون را در اوج قدرتش و در میان لشکریانش، گرفتیم و همه را به هم در آب انداختیم و غرقشان کردیم؛
پس بنگر که سرانجام کار ستمگران چگونه شد.
(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ) ما فرعون و فرعونیان را رهبران و امامانی قرار دادیم که مردم را به آتش می‌خواندند.
پس اگر کسی سئوال کند که آیا اینها امامان الهی هستند؟
پاسخ اینست که نه، امامانی هستند که دعوت به آتش می کنند.

فرعون می گفت (مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي) شما باید خدا داشته باشید؛ و من غیر از خودم خدایی را نمی شناسم.
پس خدای منحصر به فرد شما من هستم.

چون فرعون منحرف بود خدا او را امامِ آتش قرار داد. (وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً) نه اینست که ما فرعون را امام قرار دادیم؛
بلکه امامی که به آتش دعوت می کند قرار دادیم.

فرعون می گفت :

📖 وَ قَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿ قصص /38﴾

فرعون که به مردم می گفت من خدای شما هستم؛ حقیقتی که بعنوان حقیقت خدایی،باید در جهان حکومت کند، آن منم.
ما این فرعون آنچنانی را امام به آتش قرار دادیم و لذا در آیه دیگر می فرماید :

📖 يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ ﴿ هود /98﴾

روز قیامت فرعون پیشاپیش قوم خود می‌آید. اگر در دنیا در کاخش نشسته بود و از آنجا فرمان صادر می کرد که با نبی الهی که جناب موسی ع بود مبارزه کنند در آخرت دیگر اینگونه نیست.
_________

این که هر گروهی امامی دارند، معنایش آنست که تو تک نیستی.
این را بدان که به حساب سنت الهی، تو هرچه کردی یک رهبر داری.

👈 اگر از خدا فرمان نگیری، رهبرت شیطان است؛ و لو ندانی.
این منطق قرآن مجید است.



©کانال برهان و طرح مباحث ناب #معرفت_امام

@borrhan
چون امامت وقتی که به #امت اضافه شد معنایش در شعاعِ نسلِ موجود نیست.

این معنایش این نیست که عهده دار
20 سال ا‌‌مامت امت اسلامی است.
یا امام 30 سال امت اسلامی است.

امت اسلامی امتداد دارد به امتداد این عقیده؛

تا اینکه و لو یک نفر، معتقد به این دین باشد امت اسلامی امتداد دارد. چه برسد به اینکه در هر عصری میلیونها فرد معتقد بوده باشند.

♦️امامت اگر به #امت اضافه شد شعاع امامت در دایره مجموع امت است. و این بمنزله شعاع نبوّت است که منحصر به عصر و نسلی نیست.
خاتم انبیاء (صلی الله علیه و آله) نبی جناب ابی ذر، مقداد، عمار و نظایر آنهاست و نبی ماست و نبی نسلهای آینده است و آخرین نبی است و تا روز قیامت خداوند جز او نبی دیگری ندارد.

بشر به عنوان نبیّی که باید بپذیرد و از راه او احکام الهی را بپذیرد نبی دیگری ندارد.

________________

پس نتیجتاً باید توجه داشت::


👈 معنای امامت اگر به صورت کلی گفته شد؛
و مثلاً گفته نشد به اینکه امامت در فلان رشته، در فلان کار، صرف و نحو، حدیث، کلام، فقه یا کار، امامت در نماز جماعت، جمعه، مسجد، در این شهر،
در یک شعاع خاصی اضافه نشد؛
و خلاصه قیدی زده نشد که معلوم شود این امامت #مطلق نیست،
👈 یا اینکه اضافه به #امت شد این شعاعش به شعاع امت است.

کلمه امّت جهت شُمولی دارد،
یعنی مرزی که امّت دارد چنان است که نسل معینی را منحصراً در بر نمی گیرد، بلکه همه نسلها را فرا می گیرد.
گروه معینی را منحصراً در بر نمی گیرد همه گروهها را می گیرد.
رقعه (منطقه) جغرافیائی معینی را نمی‌گیرد همه رقعه ها را می‌گیرد.

خاتم انبیاء (صلی الله علیه و آله) نبی آن تک مسلمانی است که در نپال هم هست.
همچنان که نبیّ هر جامعه ای است که همه اش مسلمان است.
👈 امام اگر به امّت اضافه شد این شعاعش است. این معنائیست که ممکن است کسانی به لحاظ معنی متوجه نباشند.

از روی مسامحه، کسی که مورد پذیرش یک نسلی است یا مورد پذیرش یک رقعه ای از رقعه های بلاد اسلامی است، از او تعبیر به امام امّت می کنند.
این تعبیری است غیر دقیق؛

اما اصل معنا وقتی که اضافه به امّت شد شعاعش آنست که بیان داشتیم. اینکه ما، از باب تعبیر،
تعبیر را به گونه ای بکنیم که یک معنای دیگر مقصود ما باشد، می توان گفت این یک تعبیر مَجازی می باشد.
معنای دقیق اوّلی لفظ همانست.

و این تکمله ای بود بر معنای امام که باید در ذهن سپرده شود.



©کانال برهان و مطالب ناب #معرفت_امام

@borrhan
Forwarded from اتچ بات
#قرآن_و_اهل_بیت

⚠️هشدار مهم امام حسن مجتبی علیه السلام

کمی تامل!
⁉️‼️علم دین را از کدامین منبع می‌آموزید؟

🌟📜▪️

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند :

💠 عَجَبٌ لِمَن يَتفَكَّرُ في مَأكولِهِ كَيفَ لايَتَفَكَّرُ في مَعقولِهِ ؟ فيجنبُ بَطنَهُ ما يُؤذيهِ وَ يودِعُ صَدرَهُ ما يُغنيهِ.

🌀 شگفتا از کسی که دربارهء خورد و خوراک خود می اندیشد چگونه در امور عقلی خویش نمی‌اندیشد؟
شکم را از آنچه که آزارش می دهد برکنار می دارد و سینه اش را از آنچه پست و آلوده است پر می‌نماید.



بحارالانوار ۲۱۸/۱

🎙فایل صوتی الحاقی از مرحوم #مصطفی_خبازیان را با عنوان

"صراط در دنیا و آخرت چیست؟"

را حتما استماع فرمائید!
(زمان کمتر از ۸دقیقه)

👈"اعتقادات" خود را از اهل بیت علیهم‌السلام بگیرید نه از فلان قطب و درویش و...!
👈آنچه مهّم است "اخذ" دین از محمّد و آل محمّد علیهم السلام است!



🔰کانال برهان و نقل روایات ناب در مباحث#معرفت_امام

@borrhan
به این روایت توجه کنید:::

💠 عدّة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمّد البرقيّ . وعلي بن إبراهيم ، عن أبيه ، جميعا ، عن القاسم بن محمّد الاصبهانيّ ، عن سليمان بن داود المنقريّ ، عن سفيان بن عيينة ، عن أبي عبد اللَّه - عليه السّلام - : أنّ النّبيّ - صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم - قال : أنا أولى بكلّ مؤمن من نفسه ، وعليّ أولى به من بعدي . فقيل له : ما معنى ذلك ؟ فقال : قول النّبيّ - صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم - : من ترك دينا أو ضياعا ، فعليّ ومن ترك مالا ، فلورثته . فالرّجل ليست له على نفسه ولاية إذا لم يكن له مال ، وليس على عياله أمر ولا نهي إذا لم يجر عليهم النّفقة .
والنّبيّ وأمير المؤمنين ومن بعدهما - سلام اللَّه عليهم - ألزمهم هذا . فمن هناك صاروا أولى لهم من أنفسهم . وما كان سبب إسلام عامّة اليهود إلَّا من بعد هذا القول من رسول اللَّه - صلَّى اللَّه عليه وآله وسلَّم - وإنّهم آمنوا على أنفسهم وعيالاتهم .


💠 از امام صادق نقل شده است که فرمودند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
«من از هر مؤمنی نسبت به خودش اولی هستم. پس از من علی اولی است.» از ایشان - یعنی از امام صادق - پرسیدند معنای این سخن چیست؟
حضرت فرمودند:
سخن پیامبر اینست که اگر کسی وامی بر جای گذاشت یا مالی را از میان برد، اداء آن بر عهدۀ من خواهد بود؛ اما اگر کسی مالی بر جای گذاشت به ورثۀ او تعلق خواهد داشت. [واقعاً چه پیامبری! اینست معنای از پدر مهربان تر🌿] پس اگر کسی مالی نداشته باشد بر خودش ولایتی ندارد.
همچنین اگر نفقۀ زن و فرزند خود را نپردازد نمی تواند بر آنان امر و نهی نماید.
خداوند نبی اکرم، امیر مؤمنان و جانشینان بعدی ایشان را به این امر ملزم ساخته است؛ از این رو نسبت به مؤمنان از خود آنان اولی شدند.
علت اسلام آوردن اغلب یهودیان چیزی نبود مگر پس از شنیدن این سخن از رسول اکرم ؛ چرا که خود و افراد تحت تکفل خود را در امان دیدند.

تفسير الصافي , جلد 4 , صفحه 167

_________

شرحی بر این روایت:::

«ولی» به معنای صاحب اختیار است. پس «اولی» یعنی صاحب اختیار تر.

می دانیم که عقلاً و فطرتاً هر انسان عاقل و بالغی در امور مربوط به خودش صاحب اختیار است.
مثلاً چه بخورد؛ چه بپوشد؛ با چه کسی ازدواج کند؛ چه شغلی انتخاب کند؛ و غیره. . ..
.
حضرت می فرمایند : من نسبت به مؤمنین از خودشان صاحب اختیار ترم.
یعنی مثلا مؤمن مختار است با چه کسی وصلت کند؛
اما اگر من کس دیگری را برای او اختیار کردم، حق مخالفت ندارد. موظف است با آن کسی که من می گویم ازدواج کند.

اگر این سخن برای مؤمنی قابل هضم نباشد، در واقع ایمان وی ضعف دارد.

👈👈 امام صادق علیه‌السلام در توضیح بیشتر پاسخ خود فرمودند ،
که اگر کسی ارثی بر جای گذاشت مال ورثۀ اوست؛ اما اگر #بدهی برجای گذاشت بر عهدۀ رسول اکرم صلی الله علیه و آله است که بدهی او را بپردازند.

👈 معنی این سخن اینست که خداوندی که احتیار توی عاقل و بالغ را به دست یک نفر دیگر می دهد؛ و می گوید در هیچ زمینه ای حق نداری بدون اجازۀ او و کسب رضای او اقدامی انجام دهی، در واقع او را #پدر و #قیم تو معرفی می‌نماید.
پس اگر به مشکل خوردی و بدهی بالا آوردی،
اداء آنچه بر ذمۀ توست و قضاء دیون تو هم بر عهدۀ اوست.

در ادامه می فرمایند اگر مردی نتواند نفقۀ «عیال» خود را بدهد حق امر و نهی از او سلب خواهد شد.
یعنی به همین منوال، #پیغمبری که #نتواند از عهدۀ مشکلات #رعیت خود بر آید #نمی‌تواند خود را #ولی و #صاحب_اختیار آنان بداند.

اکنون این حدیث را با هم مرور کنیم:

💠 «انا و علیٌ ابوا هذه الأمّة»

(عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 86 ، علل الشرائع، ج‏1، ص: 128)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جانشینان ایشان علیهم‌السلام پدرانی هستند که می توانند از عهدۀ #تعهدات_پدرانۀ خود بر آیند.

⁉️ حال سوالی که مهم است این است که آیا #غیر_از_معصوم علیه‌السلام کسی ولایت دارد؟

پاسخ:
اگر هنر معصوم علیه‌السلام را دارد؛ یعنی می تواند قضاء دیون رعیت خود را بر عهده بگیرد،
می تواند توقع ولایت و صاحب اختیاری مردم را داشته باشد؛
در غیر این صورت او هم یک فرد عادی است که می خواهد بر دیگران ریاست کند.

در اخبار و روایات، زیاد خوانده‌ایم که در زمان ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف عدالت بر قرار خواهد شد؛ دنیا سبز و خرم خواهد شد؛
درنده و چرنده در کنار هم با صلح و صفا زندگی خواهند کرد و . .

💠 «و لو قد قام قائمنا لأنزلت السماء قطرها و لأخرجت الأرض نباتها و لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع و البهائم ...»
(بحار، ج 52، ص 316)


🤔 کیست که ادعا کند می تواند چنین دنیائی بسازد؟
اگر نمی تواند، #اهلیت_ولایت را ندارد.



©کانال برهان و نقل نکات ناب #معرفت_امام و پاسخ به شبهات

@borrhan
#از_برهان_بپرس (۱۲)

جایگاه امامت در اسلام

#کاربرد_نابجای_عنوان_امام



... در اینکه بعد از خاتم انبیاء (صلی الله علیه و آله) در جامعه اسلامی، حاکمانی به حکومت رسیدند بحثی نیست و کسی منکر این جهت نیست.
مگر آن که کسی منکر حقایق تاریخی باشد و
منکر حقایق تاریخی بودن مانند منکر حقایق عینی بودن است.
مانند اینکه فردی منکر وجود شهر تهران در دنیا باشد منکر باشد!!

به هر رو، بعد از رحلت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله کسانی به حکومت و قدرت جامعه اسلامی رسیدند. در این انکاری نیست.

اما اینها تا یک قرن و نیم، هیچکدامشان کلمه < #امام > را برای خودشان نپذیرفتند.
نه خودشان و نه آنهائی که اینان را به ریاست پذیرفتند؛
و نه حتی آنهائی که از اینها انتقاد می‌کردند؛ هیچ کدامشان به عنوان تعبیری از آن منصب و پستی که اشغال کرده بودند برای آن زمام داران ، کلمه #امام را نپذیرفتند.

مثلاً ابوبکر نه در عصر خودش نه بعد از عصر او، کسی برای ابوبکر از عنوان امام استفاده نکرد.
خلیفه یا خلیفة رسول الله یا امیرالمؤمنین گفتند.

خلیفه گفته می شود؛ خلیفة رسول الله گفته می شود. حال این سخن بجاست یا نابجا مطلب دیگری است.
این تعبیر در بارۀ او گفته می شود.
حداقل آنهائی که آن مسیر را به عنوان مسیر صحیح، پذیرفته اند؛ و این شخص را به عنوان کسی که عملاً می باید پذیرفت، که او متصدی در دست داشتن قدرتهای لازم در جامعه ای بنام جامعه اسلامی باشد پذیرفته اند؛
یعنی کسی که وجودش در یک جامعه به عنوان رئیس سیاسی لازم است، پذیرفته اند که این قدرتها در دست او باشد. آنهائی که این را پذیرفتند،
که از آنها تعبیر می شود به پیروان خلافت ابی بکر، که خلافت وی را صحیح می دانند؛ همانها هم از ابو بکر به #امام #تعبیر_نمیکردند.

خلیفه دوم همچنین؛ و سوّمی نیز، و بعد از او معاویه و سایر پادشاهانی که نام خلیفه بر خود نهادند، که حدود 13، 14 نفر هستند.

تا سال 132 هجری که خلافت بنی امیه منقرض شد و خلفاء بنی العباس روی کار آمدند چنین بود


پیشتر در شماره سوم از همین عنوان
بیان کردیم که :

👤 ابوالعباس قلقشندی در مأثر الانافة فی معالم الخلافه می گوید:

در آن عصر کلمه امام اطلاقش بر خلیفه خیلی تازه است و اساسش از شیعه هاست. و در آنجا گفته شد که شیعیان امامشان را مقتدا می دانند چون قائل به #عصمت اند؛
و لذا نسبت به کسانی که رهبرانشان هستند این را می گویند.

اما در خلافت که دایرۀ کاری او و دیگران از یکدیگر جداست؛
و هر چه او می کند دیگران نباید بکنند؛ این دو دایره وقتی که از هم مشخص شد معنا ندارد به کسی که نباید به وی اقتدا شود، امام بگویند.

معنای #امام اینست که هر کاری او می‌کند من هم باید #دقیقاً #تبعیت کنم.

بر خلاف دایره خلافت موقتی که منحصر است به دایره امور عامه، به آن بیانی که قبلا عرض کردیم؛
https://t.me/borrhan/34409


یعنی به طور خلاصه، کاری که
اولاً، شخص معینی نباید عهده دار آن شود؛ و
ثانیاً، یک نفر در رأس هرم قدرت قرار می‌گیرد.
به چنین زمام داری در یک جامعه، کلمه #امام اطلاق نمی شود؛

و لذا گفته نشده است.

در حالیکه به مولی امیرالمؤمنین علیه السلام، از همان عصر کلمه #امام می‌گفتند.

در کل جامعه اسلامی، حتی آنهائی که امامت را به معنای شیعی‌اش نپذیرفتند، از امیرالمؤمنین علیه السلام به
#الامام_علی تعبیر می کنند؛

اما الامام ابوبکر نمی گویند.
خلیفه رسول الله می گویند امّا الامام علی #لقب_خاص ایشان است.

👈👈👈 پس امامت بعد از رحلت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله عملاً مصداقی نداشت؛
و نمی توان گفت که خلفاء بنی العباس، مثلاً ابو جعفر منصور، یا ابوالعباس سفاح امتیازی داشتند ، برابی بکر و عمر که باید به ابوالعباس سفاح امام گفت؛ اما به ابوبکر نباید امام گفت.

چرا؟

برای این که مسلمانها در بارۀ ابوالعباس سفّاح بر دو دسته اند.
1- یک عده می گویند آنها نا بجا بودند
2- یک عده می گویند بجا بودند.

آنهائی که اعتقاد داشتند نابجا نبودند نه به آنها خلیفۀ بجا می گویند و نه امام به جا می گویند.
آنهائی که بجا میدانند اینها را دنبال روی یک هرمی می دانند که در رأسش ابی بکر و عمراست؛ و آن دو را بدون شک افضل از همه اینها می دانند؛
و کلمه امامت اگر سزای آنها،
یعنی رؤوس هرم، نباشد یقیناً سزای اینها هم نیست.

اینکه شخص خودش نام امامت بر خودش بنهد، این خودش یک نکته ای دارد،
كه ان شاءالله در بحث تاريخ بني العباس بیان خواهیم کرد كه چگونه هم لقب را ، هم منصب را و هم شخص را دزديدند.



©کانال برهان و نقل مباحث ناب #معرفت_امام

@borrhan
لذا تعبیر شده که در این جهان به جز سایه های رحمت خدا، سایه های دیگری هم هست.

این تعبیر یعنی چه؟

این بدان معنا نیست كه در این جهان افراد متعددی حكومت دارند؛ که یكی از آنها خداست. چنین نگرشی #شرك است.
نه،

بلکه بدان معناست که این جهان، جهان سنت هاست.
كسی که از این سنت ها استفاده كند به نتیجه می رسد؛ خواه ولی الهی باشد؛ خواه عدو الهی باشد.
خدا بنا ندارد که مانع دشمن خود بشود. هر كه از سنت خداوند تعالی در ادارۀ این جهان استفاده كند؛
به مقصود خویش می رسد.
اما در #آخرت این طور #نیست.

در آخرت، بهره برداری بندگان خدا بر اساس استحقاق، و استحقاق نیز تابع عمل گذشته است؛ نه استفاده از سنت.

یعنی در آخرت این گونه نیست كه هر كسی که می تواند تند تر بدود زودتر به بهشت برسد؛ این حرفها نیست. آنكس كه به خدا مقرب تر است زودتر به بهشت می رسد؛
نه آن كس كه می تواند تند تر بدود.

در این جهان اگر ولیّ خدا بخواهد پیاده به مكه برود، شش ماه زمان لازم است تا برسد؛ در عین حال اگر دشمن خدا بخواهد به آنجا برود؛
و مكه هم را خراب كند، می تواند ظرف دو ساعت به مکه برسد.
اما در آخرت این حرفها نیست.

در روزی كه سایه ای جز سایۀ او نیست، یعنی در روزی كه کسی جز از باب استحقاق به هدف خود نائل نخواهد شد. خدا هر كه را مستحق بداند به او می دهد.
این طور نیست كه با فرض عدم استحقاق و بر اساس سنت مردم بتوانند به خیری نائل گردند.
هر کار كردی به نتیجه می رسی. كار خوب كردی به نتیجۀ آن می رسی؛ و كار بدی كردی به نتیجه اش می رسی.

#یافته های آن جهان محصول كار قبلی توست. نتیجه ها قبلاً تعیین شده است. اگر چنانچه تو در آن روز این گونه بودی، مسیرت این است؛
و اگر این گونه نبودی، و میل به تباهی داشتی، راهی جز پذیرش سرانجام كارت نداری؛
مسیر دیگری نیست.



بر اساس روایات معتبرۀ مخالفین اثبات می‌شود که «امام عدل» تنها حضرت امیر و فرزندان طاهرینشان علیهم السلام هستند.

©کانال برهان و طرح مباحث ناب #معرفت_امام

@borrhan
یا مثلاً حدیث معروف دیگری که از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است؛

که فرمودند:

💠 «قال رسول الله ص: انما الدین النصیحه قلنا لمن؟ قال لله [و لكتابه] و لرسوله و لأئمّه المسلمین و عامتهم»

(صحیح البخاری، چاپ بولاق، ج 1، ص 21 - صحیح البخاری، سه جلدی، ج 1، ص 65 - صحیح مسلم، چاپ طیبة، ج 1، ص 44)

💠 پیامبر اکرم ص به تمیم داری فرمودند:
که دین تنها عبارتست از خیر خواهی. عرض کردیم برای چه کسی؟ فرمودند: برای #خدا، #کتاب او، #پیامبر او، #ائمۀ مسلمین و #عموم مسلمانان.

🔖 شرح روایت::

منظور اینست که اصل دین نصیحت است؛
بدین معنی كه شخصی متدین است كه #مصلحت دیگران را بیابد، بگوید و #پاس بدارد.
معنای نصیحت این است.

ناصح یعنی چه؟
یعنی كسی كه مصلحت دیگری را درك می كند؛ و آنچه را كه درك می كند بیان می کند؛ خیانت نمی كند و واقع استباط خود را می گوید؛ و درمقام حفظ مصلحت دیگران است. معنای نصیحت این است؛ و شخص ناصح چنین شخصی است.

‌خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله می‌فرماید كه اصل دین نصیحت است.

یعنی كسی متدین نمی شود مگر اینكه ناصح باشد. شخصی که مسلمان است، مسلمان واقعی نمی شود مگر این که مصلحت را درک کند؛ و پاسدار مصالح باشد.

حال برای چه کسی باید ناصح باشد؟

«قال لله و لكتابه و لرسوله و لأئمّه المسلمین و عامتهم»: شخص مسلمان نیست مگر آن که مصلحت خدا را پاس بدارد.
پاسداری #مصلحت_خدا یعنی این كه او اهتمام در تثبیت هر چیزی داشته باشد كه به صلاح دین الهی و احكام الهی است؛
سعی درنگهداری و ابقاء مصالح الهی داشته باشد؛ ‌و نیز وظیفۀ خود بداند که هر چه را به زیان احكام الهی است دور و دفع كند.
نسبت به #مصالح_كتاب_خدا كه قرآن مجید باشد، پاسدار باشد.
نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله به همین نحو ناصح باشد.
در زمان خود حضرت صلی الله علیه و آله از آنچه مصلحت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله می داند پاسداری كند.
بعد از ایشان به لحاظ امتداد رسالت آن حضرت، پاسدار رسول و رسالت خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله باشد.

«ولائمّة المسلمین»: و پاسدار مصالح ائمۀ مسلمین باشد. «و عامتهم»: وهم چنین پاسدار مصالح عامۀ مسلمین باشد.

این طور نباشد كه مصلحت خود را از مصلحت مسلمانان جدا بداند. نگوید این كار را بكنم؛ ولو زیان به همۀ مسلمانان برساند؛
این خصلت برای یک مسلمان واقعی دیگر معنا ندارد. هر فرد مسلمان باید پاسدار مصالح عامۀ مسلمین باشد. این گونه نباشد كه با خود بگوید حالا به من سیلی نخورد؛ به هرکه خورد به من مربوط نیست. تا آنجا به من مربوط است که خودم زیان نبینم؛ و حال که من سود بردم، دیگران به من چه؟ این طور نیست.

مسلمان باید پاسدار مصالح عامۀ مسلمین باشد؛ و هكذا.
_________

⁉️⁉️ سؤالی كه بعد از این روایات مطرح می شود اینست كه پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله از چه خبر می‌دهند؟
دربارۀ چه كسی سخن می‌گویند؟

اگر بناست آن كسی كه بعد از پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله به قدرتی رسید، كلمۀ #امام و لفظ #امام بر او صادق نباشد،
پس پیامبر صلی الله علیه و آله دربارۀ چه سخن می‌گویند؟

این فرمایش رسول الله صلی الله علیه و آله را ما نمی‌توانیم آن گونه تفسیر بكنیم كه اگر بعد از من ابوبكر را روی منبر می‌دیدید،
هم چنان كه باید نسبت به من كه مصداق «لرسوله» هستم، ناصح باشید، باید نسبت به ابوبکر هم ناصح باشید؛
چون او همانگونه که در عناوین قبل بیان شد،
مصداق «لائمة المسلمین» است!!

👈👈 نه خود ابی بكر چنین ادعایی داشت و می گفت من «امام المسلمین» هستم؛
و نه آنهائی که بوبكری بودند به او
«یا امامَ المسلمین» می گفتند.
كسی به او امام المسلمین نمی گفت.

آیا والعیاذ بالله خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله شوخی می كنند؟
یا این که دارند سخنی از یك واقعیت در درون جامعۀ اسلامی می گویند؟
هم چنان که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله سخن از كتاب خدا می‌گویند.
اگر والعیاذ بالله، خدا در میان ما كتابی به نام قرآن مجید نداشت، پس از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله سؤال می كنیم یا رسول الله شما می فرمائید مسلمان باید نسبت به كتاب خدا ناصح باشد؛ خدا كه كتابی ندارد.

اگر مثلاً خدا پیامبری نداشت، وقتی كه گوینده ای بگوید که شخص باید نسبت به رسول خدا ناصح باشد، آیا جای این سؤال نبود که بگوئیم خدا که رسولی ندارد؛ ما ناصح چه کسی باشیم؟

به همین منوال، اگر مسلمانی در جامعه نبود، می شد سؤال کرد كه وقتی ما عامه مسلمین نداریم، چه نصیحتی برای آنان می توان داشت؟

پس وقتی كه پیامبر اكرم ص فرموده اند «لائمّة المسلمین» معنای آن این است كه پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از خودشان، برای مسلمانان امام هائی را می‌شناخته اند؛
كه مسلمانها را موظف فرموده اند كه نسبت به آنها ناصح باشند؛

⁉️⁉️ مخالفین ما باید پاسخ دهند:
این امامان چه کسانی بودند؟؟



©کانال برهان و مباحث ناب #معرفت_امام

@borrhan
حال بازگردیم به حدیث،

حدیث فوق صحیح است؛
و مسلّم است که خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله فرموده اند.

⁉️این «ائمۀ مسلمین» چه كسانی هستند؟

ما از لحاظ تاریخی، بیان كردیم كه بعد از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ، آن كسی كه عملاً به قدرت رسید، خود را #امام #نمی‌دانست.
عامۀ مسلمین می گویند ما جز اینها امامی نداشتیم.
پس پیغمبر صلی الله علیه و آله از چه كسانی خبر داده اند؟
یا والعیاذ بالله، پیامبر شوخی فرموده اند؟
معلوم است که نمی توان گفت که آنهایی که در مسجد خیف در منا، این خطبه را شنیدند، و آن جمعیت کثیر، این گفته را به شوخی گرفتند.

لامحاله از پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال كرده اند كه اینها چه كسانی هستند؛ یا حضرت قبلاً فرموده اند كه بعد از من امام هایی هستند؛ كه شما باید نسبت به آنها ناصح باشید.

از طرفی می دانیم که آنهایی كه به قدرت رسیدند، نام امام بر خود نمی‌نهادند؛ تا بگویند شما باید نسبت به ما ناصح باشید.

پس «ائمة المسلمین» چه كسانی هستند؟؟

بدون شك می توان گفت که این مدخل یعنی كلمۀ «امام» به معنای قرآنی آن، در میان آثار اسلامی، آمده است.
از این روست که کلمۀ «امام»، تقسیم به « #امام_عادل» و « #امام_جائر » شده است.

سؤال اینست كه اگر ما بخواهیم امام را تشخیص بدهیم باید چه كار بكنیم؟

⬇️⬇️ اینجاست که این مطلب آغاز می‌شود.
در مجموع متون اسلامی، آن بحث هائی كه مربوط به میزان تشخیص امام است، به دو گروه منقسم می شود؛ که به دو نحوه بیان می نماید.

👈 یك قسم از متون است كه ابتداءاً امام را معرفی می كند. یعنی مطلب مربوط به امام است؛
و این كه امام كیست. این متون مختلف هستند.
گاهی می گویند که #امام علیه‌السلام چه كسی است. امام بعد از من یعنی رسول الله ص، چه كسی است؛
و امثال اینها.
گاهی به صورت «ولی» و «مولی» است. اما #الفاظ دال بر معنای «امام»، منحصر به شخص معین نیست؛ و از امیر المؤمنین كه امام اوّل هستند، تا امام دوازدهم یعنی ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ، را شامل می شود.

تنها یك لفظ منحصر به مولای متقیان، امیر المؤمنین علیه السلام است؛ که آن هم كلمۀ «امیر» یا «امیر المؤمنین» است. این كلمه نزد ما منحصراً به خود مولی امیرالمؤمنین علیه السلام اطلاق می شود.
حتی به امام صادق علیه السلام گفته نمی‌شود.
روایات قطعی داریم كه هر كسی به ناحق مدعی این لقب برای خود باشد، یعنی هر کس جز شخص وجود مقدس مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام، حرامزاده است؛
و از ائمۀ شیعه علیهم السلام، احدی مدعی این مقام نبوده است.
لذا باید دقت داشته باشیم که این تعبیر خاص، منحصر به امیر المؤمنین علیه‌السلام است. پس شیعه نمی گوید امیر المؤمنین حسن بن علی، و از این قبیل. این لفظ مقدس را شیعه جز برای امام اول خود ، نمی گوید؛
اما غیر شیعه آن را می گویند.

👈 برخی از الفاظ دال بر امامت است؛ كه ابتداءاً و به نحو مستقیم، به امامت كاری ندارد؛ بلکه به ما دربارۀ #كسی سخنی می گوید كه ما از این سخن،
#می‌فهمیم كه او امام است.
مثلاً «هذا اخی؛ فاسمعوا له و اطیعوا»: «این برادر من است؛ به اوامر او گوش بدهید و فرمان ببرید.» حضرت رسول ص مستقیماً نفرموده اند که این امام است؛ اما از این که به ما گفته اند «فاسمعوا له و اطیعوا»، ما می فهمیم که این شخص علیه‌السلام امام هستند.


🔚 نتیجتاً‌ می شود گفت كه متونی كه ما با آنها مواجه هستیم دو دسته هستند:

• یك دسته متونی كه «امامت» و «امام» را مستقیماً معرفی می كند؛

• دسته دوّم آن متن هایی كه «امام» را مستقیماً معرفی نمی كند؛ بلکه نسبت به مردم، جهات و تكالیفی را بیان می كند كه از آن تكالیف ما می فهمیم كه آن شخص كه این تكلیف وابسته به اوست، «امام» است.



©کانال برهان و طرح مباحث ناب #معرفت_امام

@borrhan