ادای مجله هنری هارا در میآورم اما میخواهم آرشیوی از روزنگار روزمرگی هایی باشم که شبی که تاریخ را مینویسند، از آنها فاکتور میگیرند.
ما بوده ایم، ما گذرانده ایم. مارا ببینید.
ما بوده ایم، ما گذرانده ایم. مارا ببینید.
متوجه نمیشم چرا بیشتری علاقه دارند جور دیگری باشند اما موقع تغییر، باز به خودشون بر میگردن. از این عمل بسیار حس خود کوچک بینی میکنم و ناراحتم میکنه. خوشه های طلایی و خرمایی یک دستش رو مشکی رنگ کرده. من به هر شکلی از دیدن تو لذت میبرم. ولی اگه خواستی تغییر کنی، شبیه گذشته ات نشو. من از پاسخ به قیاس اینکه بهتر شدم؟ آزار میبینم. تو معیاری برای بهتر بودن هستی در چشمان من. حتی اگه سفیدشون کنی.
Forwarded from رادیوکصشر
تصور من از پیری نسلمون، تجمع پیرمرد پیرزنا تو خانه سالمندانه که بخاطر شرایط الان ازدواج نکردن و بچه ندارن
و تعداد کم دکتر و پرستار که توانایی رسیدگی ب خیل جمعیت رو ندارن اونم بخاطر رشد صفر جمعیت امروزه
پیریی غمگین تر از جوونی در انتظارمونه
و تعداد کم دکتر و پرستار که توانایی رسیدگی ب خیل جمعیت رو ندارن اونم بخاطر رشد صفر جمعیت امروزه
پیریی غمگین تر از جوونی در انتظارمونه
گران شد.
هادی حدادی
جان را به تمنای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده،
گفت گران شد
ای دل ، ای داد
داد بی داد
دادبیداد
@WrongPlace_WrongTime
#صدا_ها
گفتم بستان بوسه بده،
گفت گران شد
ای دل ، ای داد
داد بی داد
دادبیداد
@WrongPlace_WrongTime
#صدا_ها
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد
در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،
شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر
رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد
#حامد_عسکری
@WrongPlace_WrongTime
دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد
در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،
شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر
رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد
#حامد_عسکری
@WrongPlace_WrongTime
❤1
Forwarded from FUCK WEED🌿
شمارا نمیدانم
ولی من راه میروم و گریه میکنم، کار میکنم و گریه میکنم، رانندگی میکنم و گریه میکنم، میخندم و گریه میکنم. من مصداق فروپاشی روانیام.
Hds 🌿 : @fuck_weedi
ولی من راه میروم و گریه میکنم، کار میکنم و گریه میکنم، رانندگی میکنم و گریه میکنم، میخندم و گریه میکنم. من مصداق فروپاشی روانیام.
Hds 🌿 : @fuck_weedi
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Sorry, Tuesday tits.
I saw it out there.
These days, even Mr Marvin is shocked .
این روزا آقای ماروین هم حتی شوکه میشود.
@WrongPlace_WrongTime
I saw it out there.
These days, even Mr Marvin is shocked .
این روزا آقای ماروین هم حتی شوکه میشود.
@WrongPlace_WrongTime
Rah Ahan
Mohammad Fathi
یکی مارا با خودش ببرد
وگرنه صد انفجار اینجاست
راه آهنی بی قطار اینجاست
جا مانده از روزگار اینجاست
راه آهن ، محمد فتحی
@WrongPlace_WrongTime
وگرنه صد انفجار اینجاست
راه آهنی بی قطار اینجاست
جا مانده از روزگار اینجاست
راه آهن ، محمد فتحی
@WrongPlace_WrongTime
هرکسی یا روز میمیرد یا شب،من شبانهروز
Sajad Afsharian @WrongPlace_WrongTime
📻 رادیوپل | برشهایی از نمایش
[ هر کسی یا روز میمیرد یا شب٬ من شبانه روز ]
اثرِ سجاد افشاریان
📍 نشانک ها :
- 12:38
- 21:12
- 23:00
• در دوردسـت | شـعـر و صـدای احمـد شـامـلـو
• خانمِ زیبا | شعر و صدای رضا براهنی
• طراحی و تدوین صدا | حسین فرهادی
@WrongPlace_WrongTime
#پادکست
[ هر کسی یا روز میمیرد یا شب٬ من شبانه روز ]
اثرِ سجاد افشاریان
📍 نشانک ها :
- 12:38
- 21:12
- 23:00
• در دوردسـت | شـعـر و صـدای احمـد شـامـلـو
• خانمِ زیبا | شعر و صدای رضا براهنی
• طراحی و تدوین صدا | حسین فرهادی
@WrongPlace_WrongTime
#پادکست
مکان اشتباه، زمان اشتباه
Sajad Afsharian @WrongPlace_WrongTime – هرکسی یا روز میمیرد یا شب،من شبانهروز
📍12:38
همونجا از هوش رفتم. خواب دیدم وسط همون جاده قرمز بودم با یه عالمه پیچک، مثل راهروهای بهشت. توی خواب رزی رو دیدم که داشت به تابلو سبز کنار جاده نگاه میکرد، 985 کیلومتر و 9 سانتیمتر؛ جاده مسدود است.
از خواب پریدم و نشستم به محاسبه : من سی سالمه و روزی یک پاکت سیگار میکشم، 20 نخ که البته هر سه روز به چهار پاکت هم میکشه که میکنه 80 نخ. حساب کردم تا الان که سی سالمه اگه از پانزده سالگی که به سن تکلیف رسیدم رسماً سیگار کشیده باشم، سالی 12 ماه 365 روز شمسی هجری میکنه 5475 روز، 109500 نخ سیگار؛ سیگاری 9 سانتیمتر میانگین یک کیلومتر تا اینجا میکنه 985 کیلومتر. به این نتیجه رسیدم که جمعا 9 سانتیمتر دیگه جا دارم؛ مابقی جاده مسدود است. پس فکر کنم پام رو از در خونه که بذارم بیرون آف
اما من ترجیح میدم که این 9 سانتیمتر باقی مونده رو به نخ سیگار آن کنم. وصیت نامه در ...
وصیتنامه؛ نه!
وصیتنامه نه.
همونجا از هوش رفتم. خواب دیدم وسط همون جاده قرمز بودم با یه عالمه پیچک، مثل راهروهای بهشت. توی خواب رزی رو دیدم که داشت به تابلو سبز کنار جاده نگاه میکرد، 985 کیلومتر و 9 سانتیمتر؛ جاده مسدود است.
از خواب پریدم و نشستم به محاسبه : من سی سالمه و روزی یک پاکت سیگار میکشم، 20 نخ که البته هر سه روز به چهار پاکت هم میکشه که میکنه 80 نخ. حساب کردم تا الان که سی سالمه اگه از پانزده سالگی که به سن تکلیف رسیدم رسماً سیگار کشیده باشم، سالی 12 ماه 365 روز شمسی هجری میکنه 5475 روز، 109500 نخ سیگار؛ سیگاری 9 سانتیمتر میانگین یک کیلومتر تا اینجا میکنه 985 کیلومتر. به این نتیجه رسیدم که جمعا 9 سانتیمتر دیگه جا دارم؛ مابقی جاده مسدود است. پس فکر کنم پام رو از در خونه که بذارم بیرون آف
اما من ترجیح میدم که این 9 سانتیمتر باقی مونده رو به نخ سیگار آن کنم. وصیت نامه در ...
وصیتنامه؛ نه!
وصیتنامه نه.
همه چیز تقصیر باد است
Aida Shahghasemi
+ همه چیز تقصیر باد است
دل اگر دير زمانيست جدا مانده از اين روح بلند
ريسمان است كه از دست كوته بوده
جان اگر خالى از اين عشق از اين پر باريست
كاسه مهر تو از كنج لبم كم بوده
بهتر آن نيست تو بردارى از آن دورقدم
دست بندازى و از دل گرهى بگشايى؟
بهتر آن نيست در اين بى مهرى
تو بجنگى، تو بميرى، تو كرم بگذارى؟
وقت بگذشت و در اين شهر بلند
همچنان مانده به اميد تو، دلباخته، افسرده، پريشان، دربند
بهترين داده اين زندگى كوته را
به تو بستم انگار
كه خودم بگزينم
كه خودم بردارم
كه خودم بگذارم.
و نپرسيدم از اين خويش، از اين وجدان درآخر روز
من چه كردم كه شعف انگيزم دردل تو؟
من چه كردم امروز؟
من چه كردم امروز؟
شعر: آیدا شاه قاسمی
lyrics, piano, and vocals by Aida Shahghasemi
عکس: آنتوان سوریوگین
@WrongPlace_WrongTime
دل اگر دير زمانيست جدا مانده از اين روح بلند
ريسمان است كه از دست كوته بوده
جان اگر خالى از اين عشق از اين پر باريست
كاسه مهر تو از كنج لبم كم بوده
بهتر آن نيست تو بردارى از آن دورقدم
دست بندازى و از دل گرهى بگشايى؟
بهتر آن نيست در اين بى مهرى
تو بجنگى، تو بميرى، تو كرم بگذارى؟
وقت بگذشت و در اين شهر بلند
همچنان مانده به اميد تو، دلباخته، افسرده، پريشان، دربند
بهترين داده اين زندگى كوته را
به تو بستم انگار
كه خودم بگزينم
كه خودم بردارم
كه خودم بگذارم.
و نپرسيدم از اين خويش، از اين وجدان درآخر روز
من چه كردم كه شعف انگيزم دردل تو؟
من چه كردم امروز؟
من چه كردم امروز؟
شعر: آیدا شاه قاسمی
lyrics, piano, and vocals by Aida Shahghasemi
عکس: آنتوان سوریوگین
@WrongPlace_WrongTime
This year may we continue to share the genuine friendship that adds happiness and warmth to even the most mundane days.