ز دردِ هجر مرا کارِ دل کشید آنجا
که چشمِ مرگ به حالم به منت افتاده
ضمیری اصفهانی
مکتب وقوع در شعر فارسی
تألیف احمد گلچین معانی
🔶️🔸️@third_script
که چشمِ مرگ به حالم به منت افتاده
ضمیری اصفهانی
مکتب وقوع در شعر فارسی
تألیف احمد گلچین معانی
🔶️🔸️@third_script
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لیلی!
کلید صبح
در پلکهای توست
دست مرا بگیر
از چهار راه خواب گذر کن
بگذار بگذریم زین خیل خفتگان
دست مرا بگیر
تا بسرایم:
در دستهای من
بال کبوتریست!
نصرت رحمانی
🔶️🔸️@third_script
کلید صبح
در پلکهای توست
دست مرا بگیر
از چهار راه خواب گذر کن
بگذار بگذریم زین خیل خفتگان
دست مرا بگیر
تا بسرایم:
در دستهای من
بال کبوتریست!
نصرت رحمانی
🔶️🔸️@third_script
❤1
من چون درختان
زندگی کردم
و شاخههای روحم
از تاریکی بهسوی نور
گریختند
و درست ندانستم
که در خاک چه میگذرد
زیرا همواره کوشیدم
تا بادها را در آغوش گیرم...
بیژن جلالی
(۳۰ آبان ۱۳۰۶ – ۲۴ دی ۱۳۷۸)
🔶️🔸️@third_script
زندگی کردم
و شاخههای روحم
از تاریکی بهسوی نور
گریختند
و درست ندانستم
که در خاک چه میگذرد
زیرا همواره کوشیدم
تا بادها را در آغوش گیرم...
بیژن جلالی
(۳۰ آبان ۱۳۰۶ – ۲۴ دی ۱۳۷۸)
🔶️🔸️@third_script
❤1
جهان
به روایتِ خودش عشق است
به روایتِ من اندوه...
بیژن جلالی
(۳۰ آبان ۱۳۰۶ – ۲۴ دی ۱۳۷۸)
🔶️🔸️@third_script
به روایتِ خودش عشق است
به روایتِ من اندوه...
بیژن جلالی
(۳۰ آبان ۱۳۰۶ – ۲۴ دی ۱۳۷۸)
🔶️🔸️@third_script
❤1
طاهرهی عزیزم! حالا حق دارم از تو قهر کنم یا نه؟ از کجا بدانم فراموش نشدهام؟ مثل روزهای گذشته، مثل ایام بچگی هنوز به فکر من هستی؟ از کجا میتوانم بفهمم؟
غلامحسین ساعدی
(۲۴ دی ۱۳۱۴ – ۲ آذر ۱۳۶۴)
نامه به طاهره کوزهگرانی
🔶️🔸️@third_script
غلامحسین ساعدی
(۲۴ دی ۱۳۱۴ – ۲ آذر ۱۳۶۴)
نامه به طاهره کوزهگرانی
🔶️🔸️@third_script
❤1
این احساس آسمانی مرا بپذیر؛ با روشنایی خود، قلب تاریک مرا فروزان کن؛ زیرا من از دست تو بسیار درد کشیدهام و مستحق این هستم که طرف توجه تو باشم.
غلامحسین ساعدی
نامه به طاهره کوزهگرانی
(۲۴ دی ۱۳۱۴ – ۲ آذر ۱۳۶۴)
🔶️🔸️@third_script
غلامحسین ساعدی
نامه به طاهره کوزهگرانی
(۲۴ دی ۱۳۱۴ – ۲ آذر ۱۳۶۴)
🔶️🔸️@third_script
❤1
گردنم منتظر حلقهی دستان تو بود
(بر سر چشمهی خواب)؛
لیک دیدم به دو چشم نگران
دستهای تو گذشت
همچو آبی که روان بود، به سوی دگران...
محمداسماعیل شاهرودی
(۱۰ بهمن ۱۳۰۴ – ۴ آذر ۱۳۶۰)
🔶️🔸️@third_script
(بر سر چشمهی خواب)؛
لیک دیدم به دو چشم نگران
دستهای تو گذشت
همچو آبی که روان بود، به سوی دگران...
محمداسماعیل شاهرودی
(۱۰ بهمن ۱۳۰۴ – ۴ آذر ۱۳۶۰)
🔶️🔸️@third_script
❤1
زندگی دریاست.
این دریاها را
من بس دیدهام
و چشمهایی که
دریا بودهاند
با رنگهاشان،
با موجهاشان،
با گردابهاشان...
محمداسماعیل شاهرودی
(۱۰ بهمن ۱۳۰۴ – ۴ آذر ۱۳۶۰)
🔶️🔸️@third_script
این دریاها را
من بس دیدهام
و چشمهایی که
دریا بودهاند
با رنگهاشان،
با موجهاشان،
با گردابهاشان...
محمداسماعیل شاهرودی
(۱۰ بهمن ۱۳۰۴ – ۴ آذر ۱۳۶۰)
🔶️🔸️@third_script
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جدال در تاسوکی
نویسنده: مینا خیامی
کارگردان: فرامرز قریبیان
بازیگران: مصطفی طاری، مرتضی احمدی
۱۳۶۵
🔶️🔸️@third_script
نویسنده: مینا خیامی
کارگردان: فرامرز قریبیان
بازیگران: مصطفی طاری، مرتضی احمدی
۱۳۶۵
🔶️🔸️@third_script
👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گلدان و درخت بلوط
کارگردان: کیارش انوری
بازیگران: صدف فروغی، بهاره ریاحی، بانیپال شومون
۱۳۹۵
🔶️🔸️@third_script
کارگردان: کیارش انوری
بازیگران: صدف فروغی، بهاره ریاحی، بانیپال شومون
۱۳۹۵
🔶️🔸️@third_script
اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو
در این لحظه ی پر دلهره است...
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا، این دریا
پَر خواهم زد، خواهم مُرد...
غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد…
حمید مصدق
( ۱۰ بهمن ۱۳۱۸ – ۷ آذر ۱۳۷۷)
🔶️🔸️@third_script
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو
در این لحظه ی پر دلهره است...
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا، این دریا
پَر خواهم زد، خواهم مُرد...
غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد…
حمید مصدق
( ۱۰ بهمن ۱۳۱۸ – ۷ آذر ۱۳۷۷)
🔶️🔸️@third_script
❤1
و تو
آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام
چشم بگشای و
مرا باز صدا کن
ای عشق
که من از لهجهی چشمان تو
شاعر بشوم...
حمید مصدق
( ۱۰ بهمن ۱۳۱۸ – ۷ آذر ۱۳۷۷)
🔶️🔸️@third_script
آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام
چشم بگشای و
مرا باز صدا کن
ای عشق
که من از لهجهی چشمان تو
شاعر بشوم...
حمید مصدق
( ۱۰ بهمن ۱۳۱۸ – ۷ آذر ۱۳۷۷)
🔶️🔸️@third_script
من با همهی درد جهان ساختم اما
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم
تو دور شدی از من و با این همه یک عمر
من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم
من خستهتن از این همه تاوان جدایی
ای بیخبر از حالِ من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیفتم
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی..؟
روزبه بمانی
(زادهٔ ۷ آذر ۱۳۵۸)
🔶️🔸️@third_script
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم
تو دور شدی از من و با این همه یک عمر
من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم
من خستهتن از این همه تاوان جدایی
ای بیخبر از حالِ من امروز کجایی
من صبر نکردم که به این روز بیفتم
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی
ای دوست کجایی..؟
روزبه بمانی
(زادهٔ ۷ آذر ۱۳۵۸)
🔶️🔸️@third_script