Fossil Archive
بخشی از دستاوردهای تکامل، در زیست شناسی مدرن پیش از این راجع به اهمیت مطالعهی علم دیرین شناسی و تکامل گفته بودم. اما حالا زمانش رسیده تا راجع به دستاوردهای زیست شناسی تکاملی بگویم. انتخاب طبیعی و تکامل، اکنون ارکان اصلی علم زیست شناسی هستند. میتوانم با…
چرا دیرینه شناسی و دیگر علوم پایه در ایران جدی گرفته نمیشوند؟
با نگاهی به ژورنال های علمی و صفحات ترویج علم میتوانید به خوبی متوجه اهمیت و پویایی دیرینه شناسی شوید. دیرینه شناسی و تکامل، پایه و بنیاد تمام علوم زیستی هستند و هیچ چیز در زیست شناسی معنا ندارد مگر در پرتو تکامل! برخلاف چیزی که برخی افراد تصور میکنند، تکامل هرگز رد نشده و هر روز محکم تر از دیروز به راه خود ادامه میدهد. اما متاسفانه علم دیرینه شناسی به عنوان علمی که به بررسی تاریخ حیات و روند تکامل میپردازد گاهی به درد نخور یا کودکانه خطاب میشود. علم دیرینه شناسی تنها سلاح بشریت در مقابل تغییرات اقلیمی و مشکلات زمین شناختی به حساب میآید. علیرغم اینکه در کشورهای پیشرفته، ارزش و اهمیت این علم به خوبی درک شده، دیرینه شناسی هرگز در کشور ایران مورد توجه قرار نگرفت.
پیش از این راجع به کاربرد علم دیرینه شناسی و دستاوردهای زیست شناسی تکاملی مطالبی نوشته بودم اما اگر هم این علوم هیچ کاربردی نداشته باشند نمیتوان به آنها نپرداخت! فراموش نکنید که قرار نیست همه چیز برای زندگی روزمرهی انسان سودی داشته باشد! فقط زمانی میتوان چنین دیدگاهی داشت، که یک انسان به جای خورشید در مرکز منظومهی شمسی قرار بگیرد و سیارهها به دور او بچرخند. در مقایسه با سایر موجودات، انسان درک عمیق تری نسبت به دنیای اطراف خود و طبیعت دارد بنابراین علومی مانند دیرینه شناسی و ستاره شناسی از دلایل اصلی پیشرفت بشر به حساب میآیند. با این حال متاسفانه این علوم در ایران مورد کم لطفی واقع شدهاند و در طی چند سال اخیر با گسترش مشکلاتی مانند خشکی دریاچه ارومیه، وضعیت رو به انقراض گونههای جانوری، آتشسوزی جنگلهای هیرکانی، کمبود منابع آبی، قطعی مکرر برق و گاز و دیگر آسیبهای ناشی از عدم اهمیت به علوم پایه را تجربه کردیم.
دلیل دیدگاه های اشتباه عموم مردم و عدم اهمیت سازمانها به علومی مانند دیرینهشناسی و ستارهشناسی، از سیستم آموزشی اشتباه در کشور ایران نشأت میگیرد. سیستم آموزشی که تماما برای منافع افراد سودجو بنا شده که رشتههای علمی را بیارزش جلوه میدهند و با مطرح کردن یک آیندهی تاریک و تخیلی از آینده کاری این رشتهها، سعی در فریب ذهن مخاطب و کسب درآمد بیشتر دارند. به جز چند اشارهی کوتاه (به همراه اشتباهات زیاد) آن هم بنابر اجبار علمی، در کتابهای درسی به موضوعات علمی حائز اهمیتی مانند تکامل، بیگبنگ، دایناسورها و سیارات پرداخته نمیشود. همزمان با پیشرفتهای چشمگیر در زمینهی ستارهشناسی و دیرینهشناسی در آمریکا، کانادا، چین و ... متاسفانه این علوم در کشور ما مورد اهمیت قرار نمیگیرند.
- البرز امیدی شاهآباد
با نگاهی به ژورنال های علمی و صفحات ترویج علم میتوانید به خوبی متوجه اهمیت و پویایی دیرینه شناسی شوید. دیرینه شناسی و تکامل، پایه و بنیاد تمام علوم زیستی هستند و هیچ چیز در زیست شناسی معنا ندارد مگر در پرتو تکامل! برخلاف چیزی که برخی افراد تصور میکنند، تکامل هرگز رد نشده و هر روز محکم تر از دیروز به راه خود ادامه میدهد. اما متاسفانه علم دیرینه شناسی به عنوان علمی که به بررسی تاریخ حیات و روند تکامل میپردازد گاهی به درد نخور یا کودکانه خطاب میشود. علم دیرینه شناسی تنها سلاح بشریت در مقابل تغییرات اقلیمی و مشکلات زمین شناختی به حساب میآید. علیرغم اینکه در کشورهای پیشرفته، ارزش و اهمیت این علم به خوبی درک شده، دیرینه شناسی هرگز در کشور ایران مورد توجه قرار نگرفت.
پیش از این راجع به کاربرد علم دیرینه شناسی و دستاوردهای زیست شناسی تکاملی مطالبی نوشته بودم اما اگر هم این علوم هیچ کاربردی نداشته باشند نمیتوان به آنها نپرداخت! فراموش نکنید که قرار نیست همه چیز برای زندگی روزمرهی انسان سودی داشته باشد! فقط زمانی میتوان چنین دیدگاهی داشت، که یک انسان به جای خورشید در مرکز منظومهی شمسی قرار بگیرد و سیارهها به دور او بچرخند. در مقایسه با سایر موجودات، انسان درک عمیق تری نسبت به دنیای اطراف خود و طبیعت دارد بنابراین علومی مانند دیرینه شناسی و ستاره شناسی از دلایل اصلی پیشرفت بشر به حساب میآیند. با این حال متاسفانه این علوم در ایران مورد کم لطفی واقع شدهاند و در طی چند سال اخیر با گسترش مشکلاتی مانند خشکی دریاچه ارومیه، وضعیت رو به انقراض گونههای جانوری، آتشسوزی جنگلهای هیرکانی، کمبود منابع آبی، قطعی مکرر برق و گاز و دیگر آسیبهای ناشی از عدم اهمیت به علوم پایه را تجربه کردیم.
دلیل دیدگاه های اشتباه عموم مردم و عدم اهمیت سازمانها به علومی مانند دیرینهشناسی و ستارهشناسی، از سیستم آموزشی اشتباه در کشور ایران نشأت میگیرد. سیستم آموزشی که تماما برای منافع افراد سودجو بنا شده که رشتههای علمی را بیارزش جلوه میدهند و با مطرح کردن یک آیندهی تاریک و تخیلی از آینده کاری این رشتهها، سعی در فریب ذهن مخاطب و کسب درآمد بیشتر دارند. به جز چند اشارهی کوتاه (به همراه اشتباهات زیاد) آن هم بنابر اجبار علمی، در کتابهای درسی به موضوعات علمی حائز اهمیتی مانند تکامل، بیگبنگ، دایناسورها و سیارات پرداخته نمیشود. همزمان با پیشرفتهای چشمگیر در زمینهی ستارهشناسی و دیرینهشناسی در آمریکا، کانادا، چین و ... متاسفانه این علوم در کشور ما مورد اهمیت قرار نمیگیرند.
- البرز امیدی شاهآباد
پروتوتاکسیت، عجیب ترین موجود تاریخ زمین (🍄؟)
بیش از ۱۶۵ سال است که اولین موجودی که از زمینهای خشن سر بر آورده سوالاتی را با خود به همراه داشته است. این موجود ستون مانند و بلند قامت که با نام پروتوتاکسیت شناخته میشود، بیش از ۴۰۰ میلیون سال پیش بر روی زمین زندگی میکرده و قبل از اینکه درختان تکامل پیدا کنند، به ارتفاع تا ۸ متر میرسید. یک مطالعهی جدید که توسط دیرینهشناسان دانشگاه ادینبورگ و موزههای اسکاتلند انجام شد، بیان میکند که این موجود زندهی مرموز، برخلاف تصور پیشین دانشمندان، یک قارچ عظیم نبوده.
بلکه به یک دودمان کاملاً منقرضشده از حیات پیچیده تعلق داشته است. پروتوتاکسیت موجودی زنده بود اما نه آنطور که اکنون میشناسیم، ویژگیهای آناتومیکی و شیمیایی متمایزی از حیات قارچی یا گیاهی را نشان میدهند و بنابراین متعلق به یک شاخهی تکاملی کاملاً منقرضشده از حیات هستند. پروتوتاکسیتها را نمیتوان در گروه قارچها قرار داد. محققان قبلی آنها را از سایر گروهها مستثنی کردهاند، اکنون دانشمندان به این نتیجه رسیدند که پروتوتاکسیتها متعلق به یک دودمان جداگانه و کاملاً منقرض شده هستند.
- البرز امیدی شاهآباد
بیش از ۱۶۵ سال است که اولین موجودی که از زمینهای خشن سر بر آورده سوالاتی را با خود به همراه داشته است. این موجود ستون مانند و بلند قامت که با نام پروتوتاکسیت شناخته میشود، بیش از ۴۰۰ میلیون سال پیش بر روی زمین زندگی میکرده و قبل از اینکه درختان تکامل پیدا کنند، به ارتفاع تا ۸ متر میرسید. یک مطالعهی جدید که توسط دیرینهشناسان دانشگاه ادینبورگ و موزههای اسکاتلند انجام شد، بیان میکند که این موجود زندهی مرموز، برخلاف تصور پیشین دانشمندان، یک قارچ عظیم نبوده.
بلکه به یک دودمان کاملاً منقرضشده از حیات پیچیده تعلق داشته است. پروتوتاکسیت موجودی زنده بود اما نه آنطور که اکنون میشناسیم، ویژگیهای آناتومیکی و شیمیایی متمایزی از حیات قارچی یا گیاهی را نشان میدهند و بنابراین متعلق به یک شاخهی تکاملی کاملاً منقرضشده از حیات هستند. پروتوتاکسیتها را نمیتوان در گروه قارچها قرار داد. محققان قبلی آنها را از سایر گروهها مستثنی کردهاند، اکنون دانشمندان به این نتیجه رسیدند که پروتوتاکسیتها متعلق به یک دودمان جداگانه و کاملاً منقرض شده هستند.
- البرز امیدی شاهآباد
بررسی اظهارات کتاب عیار تجربه (بخش اول)
- البرز امیدی شاهآباد
معرفی کتاب در سایتهای موجود : کتاب عیار تجربه تلاشی است برای دست یافتن به نگاه عقلانی دقیق در بررسی ماهیت تجربی و حدود استفاده از آن؛عیار تجربی سفری است که از “ماجرای علم” آغاز می شود و در ضمن بررسی ابزارهای مختلف شناخت واقعیت، نظریات جنجالی علوم تجربی مانند بیگ بنگ و تکامل(فرگشت) را مورد تحلیل قرار می دهد.تنها کتابی که منتقدین ساینس آن را تمام و کمال مطالعه کردهاند، کتابی پر از اشتباهات علمی به نام عیار تجربه است که در جهت نقد ساینس نوشته شده. نویسندهی این کتاب ظاهراً حتی وجود ستارهها و سیارات را هم پذیرا نیست! مشخصا تکامل نیز در این کتاب مورد نقد قرار گرفته و من منحصرا به آن میپردازم و پاسخ به نقدهای وارد شده به علوم دیگر را به دوستانم که در زمینه ستاره شناسی و فیزیک فعالیت میکنند میسپارم. اما پیش از هرچیز باید تاکید کنم که این کتاب سراسر بهانه تراشی فلسفی برای نپذیرفتن واقعیتهاست! و همچنین باید تاکید کنم که عقلانیتی که وجود جن و روح را میپذیرد اما با وجود دایناسور مشکل دارد هیچ نسبتی با عقل ندارد!
متن کتاب صفحه ۱۸۸ : باستان شناسی و گذشته های دور : سالیانی است که جمعی از دانشمندان آمار و ارقام عجیبی از عمر کره خاکی ارائه میدهند و مثلاً عمر آن را حدود چهارونیم میلیارد سال می شمرند. البته شنیدن این اعداد و ارقام ساده است ولی اگر کمی بدان دقت کنیم آن قدر زیاد است که انسان را گیج میکند.تیتر اشتباه است. باستان شناسان درمورد سن زمین و دایناسورها تحقیق نمیکنند و وظیفهی بررسی تمدنهای باستانی بشر را بر عهده دارند. بررسی سن زمین و فسیلهای مختلف توسط دیرینهشناسان صورت میگیرد. اما در ادامه فراموش نکنید که نیم عمر و سرعت تجزیه اتمها ثابت است و ارتباطی با شرایط محیطی ندارد. دانشمندان هم به کمک تحقیقات دیرینه شناسی به خوبی تعیین کردهاند که شرایط در طول تاریخ زمین هرگز یکسان نبوده اما تاثیری بر نیم عمر عناصر نمیگذارد.
در ادامه : ۱. چه دلیلی داریم که مواد رادیواکتیویته در وضعیتهای یکسان سرعت تجزیه یکسانی دارند؟
۲. آیا شرایط در طول تمام این چندین میلیارد سال یکسان بوده است؟
متن کتاب صفحه ۱۹۰ : روش تعیین سن فسیلها و قصه و تاریخچه دایناسورها نیز وضعیتی بهتر از تعیین سن زمین ندارد و همگی چیزی نیستند جز فرضیه هایی اثبات ناشده و زمانهایی که با روشی کاملاً غیر علمی تعیین میشوند. یادمان باشد علم تجربی هماره باید از چیزی سخن بگوید که یا خودش به چنگ تجربه می آید یا چیزی که اثبات کرده ایم با او یکسان است. سخن گفتن درباره گذشته های کاملاً مجهول چند هزار یا چند میلیون یا میلیارد سال یا درباره آسمانهای کاملاً ناشناس به طور کل بیرون رفتن از عرصه تجربه است.تعیین سن چه برای سنگها چه برای فسیلها بسیار دقیق و معتبر بوده و هیچ نقضی برای آن وجود ندارد. دایناسورها و سایر موجودات ماقبل تاریخ هم فرضیه نیستند! علم بر اساس دیدنی ها نیست! علم مبتنی بر شواهد است و شواهد وجود دایناسورها، فسیلهای بسیار زیادی هستند که تقریبا هر روز کشف میشوند و مورد بررسی قرار میگیرند. اما برای من جای تعجب دارد چطور افرادی که به عالم فرامادی و ماوراءطبیعه باور دارند، دایناسورها و کهکشانها را "ناشناس" میدانند در حالی که برای اجنه ویژگی تعیین میکنند؟
متن کتاب صفحه ۱۹۱ : نظریه تکامل هم به همین درد دچار است؛ ادعاهایی درباره پدیده هایی در گذشته ای بسیار دور که هرگز در دست تجربه قرار نمی گیرد و البته در زمان حال نیز هیچگاه نظیر آن تجربه نشده است. تکامل گرایان هر چه تلاش کنند اگر بتوانند از همه مشکلات عبور کنند نهایت تلاششان بدین جا می رسد که تکامل هم شدنی است؛ اما هیچ وقت راهی ندارند اثبات کنند تکامل واقعاً بوده است؛ چون علم تجربی، قضاوت قاطعی درباره گذشته ها عرضه نکرده است.علم بر اساس شواهد است نه تجربیات و دیدنیها. شواهد فسیلی، ژنتیکی، اکولوژی، هومولوژی، آنالوژی و ... از تکامل پشتیبانی میکنند. فراموش نکنید که تکامل اصل بنیادین علوم زیستی بوده و یک واقعیت علمی و جاری در طبیعت است که در زمان حال نیز ثبت شده! گونهزاییهای متعدد در میگوها، مارمولکها، پشه ماهیها، حتی کرگدنها و ... و همچنین مقاوم شدن باکتریها نسبت به آنتیبیوتیک، از معروف ترین نمونههای تکامل در زمان حال هستند. در صورتی که فسیلها را بر اساس قدمت در کنار یکدیگر قرار دهیم به وضوح میبینیم که آنها در حال تکامل و تغییر هستند و شباهت های آناتومی و ژنتیکی نیز ارتباط بین گونهها را تعیین میکنند. توصیف قاطعانهی ساینس از گذشته هم مشخص است.
- البرز امیدی شاهآباد
بررسی اظهارات کتاب عیار تجربه (بخش دوم)
ژنها از نسل پیشین به ارث میرسند بنابراین شباهتهای ژنتیکی ناشی از خویشاوندی و وجود جد مشترک هستند. شباهت های آناتومی هم بر اساس نوع ساختار و محل قرارگیری چنین نتایجی را نشان میدهند و البته این موارد هیچ ارتباطی با عوالم فرامادی (؟؟؟) ندارند.
- البرز امیدی شاهآباد
متن کتاب صفحه ۱۹۲ : نکته دیگر درباره تکامل که به این فصل مربوط است این است که میدانیم نظریه تکامل از تغییر یک گونه به گونه دیگر سخن می گوید. احتمال این تغییر آن قدر ضعیف است که برای فرض آن باید چند هزار سال بگذرد و فرایندی طولانی طی شود تا چنین چیزی اتفاق بیفتد. تبدیل شدن موجودی تک یاخته به انسان پیچیده و هوشمند محتاج هزاران جهش ژنتیکی و تبدیل گونه ای است و به همین دلیل اگر از همه اشکالات دیگر تکامل بگذریم با نگاه ابتدایی احتمال چنین چیزی تقریباً صفر است.گونهها به یکدیگر تبدیل نمیشوند! درواقع تکامل به انشعاب گونهها بر اساس گونه زایی و انتخاب طبیعی میپردازد که این روند، فرآیندی یک روزه نیست. بیش از ۳/۵ میلیارد سال است که حیات در حال تکامل است و این زمان برای این پیچیدگیها کافیست. و فراموش نکنید که تک سلولیها به انسانها تبدیل نشدند و درواقع در طی میلیونها سال تکامل به ترتیب چند سلولیها از تک سلولیها جدا شدند و میلیونها سال بعد جانوران مهرهدار به وجود آمدند. تتراپودها از فیشوپودها منشعب شدند و زمینه ساز ظهور آمنیوتها شدند. سیناپسیدها از جد مشترکی با خزندگان تکامل پیدا کردند و در دورهی تریاس سینودونتهای پستاندار به وجود آمدند.
متن کتاب صفحه ۱۹۲ : تکامل گرایان مجبورند برای محتمل جلوه دادن این مسئله نه برای اثبات آن که راهی برای اثباتش وجود ندارد عمری دورودر از برای کره خاکی فرض کنند تا نظریه محال تکامل شدنی جلوه کند. ولی با کمی تأمل میتوان فهمید برای اثبات عمر در از زمین راهی نداریم و عمر طولانی زمین فقط احتمال و فرض اثبات نشدنی است و نمیتوان با آن تأیید و تقویت احتمال نظریه تکامل اثبات کرد.زمانی که داروین و والاس نظریه تکامل را ارائه دادند تصور میشد که سن زمین تنها ۶ هزار سال است و انسان اولین موجود بر روی زمین بود! با اینکه داروین نمیتوانست سن فسیلها را اندازه بگیرد اما بیان کرد که با توجه به این فسیلها ممکن نیست که سن زمین فقط ۶ هزار سال باشد. داروین باور داشت که زمین میلیونها سال سن دارد و اکنون میدانیم که زمین میلیاردها سال سن دارد. همانطور که در بخش قبلی هم گفتم این محاسبات بسیار دقیق و معتبر هستند و نقضی برای آنها وجود ندارد.
متن کتاب صفحه ۱۵۹ : گذشته از همه اشکالاتی که در نمونه های ارائه شده برای تکامل بیان شده است؛ این استدلال از جهت روشی خطاست؛ زیرا پایه نظریه تکامل بر یافتن مجموعه ای مشابهت هاست که احتمال پیوند خانوادگی میان موجودات جاندار را زیاد میکند ولی این شباهتها به تنهایی توان توجیه این پیوند خانوادگی را ندارد؛ چرا که اگر با عوالم فرامادی آشنا باشیم میفهمیم آنچه در این عالم وجود دارد.....تا به امروز هیچ نقدی به نظریه تکامل وارد نشده و هیچ مثال نقضی برای آن کشف نشده. تنها در صورتی تکامل رد میشود که یکی از دروازههای فیلم دکتر استرنج در آسمان ظاهر شود و موجودی متفاوت از تمام موجودات دیگر بر زمین فرود بیاید!
ژنها از نسل پیشین به ارث میرسند بنابراین شباهتهای ژنتیکی ناشی از خویشاوندی و وجود جد مشترک هستند. شباهت های آناتومی هم بر اساس نوع ساختار و محل قرارگیری چنین نتایجی را نشان میدهند و البته این موارد هیچ ارتباطی با عوالم فرامادی (؟؟؟) ندارند.
متن کتاب صفحه ۹۴ : مثلاً کسی که میگوید هر آهنی در اثر حرارت منبسط میشود سخنش را میتوان با ارزیابی ابطالی رد است؛ یعنی میتوان آن را آزمایش و برای ابطالش تلاش کرد ولی کسی که میگوید دایناسورها به علت سرما منقرض شدند ادعایی ابراز کرده است که نه فقط اثبات پذیر نیست هرگز ابطال پذیر هم نیست؛ چون گذشته ها به دست مشاهده و تجربه نمی افتند.ابطال پذیری سیستم کلی و حاکم بر ساینس نیست و نقدهای زیادی آن را به چالش کشیدهاند. و لازم است خاطرنشان کنم که دایناسورهای غیر پرنده به علت برخورد سیارک به زمین منقرض شدند نه به علت سرما! با توجه به بررسیهای ایزوتوپ اکسیژن، دیرینه شناسان دریافتند که دایناسورها خونگرم بودند بنابراین مشکلی با زندگی در مناطق سردسیر و برفی نداشتند. کارل پودر در ابتدا باور داشت که تکامل ابطال پذیر نیست اما در نهایت به اشتباه خود پی برد و نظرش را تغییر داد. با آنکه ابطال پذیری یک اصل قاطعانه در ساینس نیست اما در صورتی که ابطال پذیری را به عنوان یک اصل بپذیریم هم نباید فراموش کنیم که ابطال پذیری مخصوص نظریات علمیست نه فکت های جاری در طبیعت. برای مثال زلزله ابطال پذیر نیست اما توصیف ما از زلزله ابطال پذیر است. یا وجود دایناسور ابطال پذیر نیست اما توصیف ما از ظاهر آنها دستخوش تغییر میشود و با شواهد بیشتر دقیقتر میشود.
- البرز امیدی شاهآباد
بررسی اظهارات کتاب عیار تجربه (بخش سوم)
فسیل دایناسورها همواره برای تحقیقات علمی توسط موزهها در اختیار محققان و دانشجویان و دانشمندان دیرینه شناسی قرار داده شدند و تقریبا هرکسی که به موزه رفته باشد آنها را دیده است! ناسا هم یک سازمان دیرینه شناسی نیست و در جهت تحقیقات ستاره شناسی و هوافضا تاسیس شده بنابراین کار ناسا ارتباطی با فسیل دایناسورها و سایر موجودات ماقبل تاریخ ندارد!
- البرز امیدی شاهآباد
متن کتاب صفحه ۲۳۵ : بگذریم از ده ها دروغی که برای اثبات همین مطالب غیر واقعی گفته میشود؛ مانند فسیلهایی که هیچ کس جز یکی دو نفر مدعی آن را ندیده اند و باید حتماً در موزه های کشورهای استعمارگر نگهداری شود و به هیچ محققی هم به دلیل نفیس بودن نشان داده نشود یا عکسهایی که تنها در دسترس ناساست و هیچ منبع دیگری از آن گزارش نمیکند و کسی نیز حق ندارد در حوزه تخصصی ناسا و بررسی صدق و کذب گزارشهای آن را وارد شودبیشک بسیاری از دیدگاههای مطرح شده توسط نویسندگان در این کتاب ناشی از باور به داستان های توطئه آمیز است. برای پیدا کردن فسیل کافیست چشمان خود را باز کنید و زیر پایتان را با دقت بیشتری نگاه کنید. بسیاری از فسیلهای واقعی در موزههای بزرگ جهان قابل دسترسی هستند. فسیل sue و سایر دایناسورهای بزرگ و کوچک در موزهی تاریخ طبیعی فیلد شیکاگو که هر روز صدها گردشگر از آن ها بازدید میکنند. فسیل انسان تباران اولیه در موزههای ملی گرجستان و اتیوپی، فسیل پستانداران ایرانی در موزهی فسیل شناسی مراغه و موزهی قلعهی فلکالافلاک. فسیلها در تمام کشورهای دنیا یافت میشوند! Spinosaurus در مراکش، Globidens در سوریه، Velociraptor در مغولستان، Woolly mammoth در روسیه، psittacosaurus در چین، Neanderthal در آلمان و ... تنها چند نمونه از فسیلهای معروفی هستند که در کشورهای مختلف یافت شدهاند (البته اگر سوریه را هم به عنوان یک کشور استعمارگر در نظر نگیرید!!!)
فسیل دایناسورها همواره برای تحقیقات علمی توسط موزهها در اختیار محققان و دانشجویان و دانشمندان دیرینه شناسی قرار داده شدند و تقریبا هرکسی که به موزه رفته باشد آنها را دیده است! ناسا هم یک سازمان دیرینه شناسی نیست و در جهت تحقیقات ستاره شناسی و هوافضا تاسیس شده بنابراین کار ناسا ارتباطی با فسیل دایناسورها و سایر موجودات ماقبل تاریخ ندارد!
متن کتاب صفحه ۲۳۷ : نظریــۀ «طراحــی هوشــمند» نظریــه ای اســت کــه سال هاســت در مقابــل نظریــه تکامــل و انتخــاب طبیعــی دارویــن، بــه عنــوان یــک نظریــۀ علمــی مطــرح شــده اســت و در میــان دانشــمندان علــوم طبیعــی و زیست شناســی، طرفــداران خــود را دارد؛ اقتضــای انصــاف و شــعار های آزادی اندیشــه غربــی ایــن اســت کــه ایــن نظریــه در مجامــع علمــی بــه بحــث گذاشــته شــود، دفاعیــات و...طراحی هوشمند به عنوان یک شبه علم، نه تنها قابل آزمایش نیست بلکه شواهد علمی هم برخلاف آن هستند. همچنین طراحی هوشمند از متد علمی پیروی نمیکند و پس از مشاهده و طرح پرسش، تنها یک فرضیهی تخیلی را ارائه میکند! همچنین دادگاه Kitzmiller v. Dover (2005) بهطور قانونی اعلام کرد طراحی هوشمند یک نظریهی علمی نیست و در محافل جدی علم زیست شناسی جایگاهی ندارد. مایکل بهی در کتاب جعبه سیاه داروین، ادعا میکند که برخی ساختارها در موجودات زنده به قدری پیچیده هستند که تکامل و انتخاب طبیعی نمیتوانند آنها را توجیه کنند! طرفداران او سعی دارند تا با بیش از حد پیچیده جلوه دادن برخی ساختارها، ذهن مخاطب را فریب دهند و انتخاب طبیعی را ناکافی معرفی کنند. اما فراموش نکنید که انتخاب طبیعی در طی میلیون ها سال زمان کافی برای این کار را داشته و تکامل exaptation میتواند پیچیدگی های [به ظاهر] تقلیل ناپذیر را توجیه کند! چرا که برخی ساختار ها تغییر کاربری میدهند. طراحی هوشمند بر اساس خلط "نمیدانم" است! طراحی هوشمند از شکافهای دانستههای علمی سوءاستفاده میکند و اگر ما هنوز کاملاً نمیدانیم چگونه چیزی تکامل یافته، آن را به طراحی نسبت میدهند. این به نام استدلال از نادانی (argument from ignorance) شناخته میشود.
متن کتاب صفحه ۲۳۹ : دکتــر کارولیــن کراکــر اســتاد دانشــگاه جــورج ماســون آمریــکا نیــز می گویــد: «[بعــد از مطــرح شــدن عنــوان طراحــی هوشــمند در کلاس درس] مدیــر گــروه مــن را بــه دفتــرش دعــوت کــرد؛ او گفــت: شـما توبیـخ می شـوید، بـه خاطـر اینکـه این را تدریـس کرده ایــد. مــن گفتــم: فقــط اشــاره ای بــه تئــوری طراحــی هوشــمند بــه همــراه چنــد اســلاید داشــتم امــا...اگر واقعا طرفداران طراحی هوشمند از دانشگاه اخراج میشدند جای خوشحالی داشت چون دانشگاه مکانی برای تدریس شبه علم و عقاید شخصی بی مبنا نیست! اما برخی افراد ادعا میکنند که به دلیل مخالفت با نظریه تکامل از دانشگاه اخراج شدند. قرار داد دکتر کارولین کراکر در سال ۲۰۰۵ با دانشگاه تمام شد اما برای تمدید قراردادش با دانشگاه حضور پیدا نکرد و دکتر ریچارد استرنبرگ هم به درخواست خود از دانشگاه استعفا داد اما هردوی آنها ادعا کردند که اخراج شدند.
- البرز امیدی شاهآباد
🌍 گذری بر اخبار علمی همزمان با خاموشی دیجیتال و قطعی گستردهی اینترنت در ایران
• ناسا آرتمیس ۲ را آمادهی پرتاب به ماه کرد.
• برای اولین بار یک فضانورد برای درمان به زمین بازگشت.
• تلسکوپ جدید ناسا به فضا پرتاب شد.
• مشخص شد که مریخ میلیونها سال قبل اقیانوسی بزرگ داشته.
• بزرگترین فوران خورشیدی دو دههی اخیر به زمین رسید.
• قدیمی ترین آثار هنری انسان بر روی سنگها کشف شد.
• اولین معاهدهی جهانی برای حفاظت از دریا ها لازم الاجرا شد.
• فسیلی از اجداد بسیار قدیمی Triceratops کشف شد.
• تحقیقات جدید، پرده از رازهای انقراض اردوویسین برداشت.
• ناسا آرتمیس ۲ را آمادهی پرتاب به ماه کرد.
• برای اولین بار یک فضانورد برای درمان به زمین بازگشت.
• تلسکوپ جدید ناسا به فضا پرتاب شد.
• مشخص شد که مریخ میلیونها سال قبل اقیانوسی بزرگ داشته.
• بزرگترین فوران خورشیدی دو دههی اخیر به زمین رسید.
• قدیمی ترین آثار هنری انسان بر روی سنگها کشف شد.
• اولین معاهدهی جهانی برای حفاظت از دریا ها لازم الاجرا شد.
• فسیلی از اجداد بسیار قدیمی Triceratops کشف شد.
• تحقیقات جدید، پرده از رازهای انقراض اردوویسین برداشت.
تصویر : فضانوردان ناسا برای مأموریت آرتمیس ۲
انسان از نسل شامپانزه؟
<unknown>
جد مشترک انسان و سایر Apeها 🦧
- البرز امیدی شاهآباد
• انسان و شامپانزه جد مشترک داشتند
• انسان و شامپانزه Ape هستند
• جد مشترک آنها نیز یک Ape بود
• تمام Apeها جزو Primateها هستند
• انسان و شامپانزه Primate هستند
- البرز امیدی شاهآباد
شامپانزهها دارای کمتر از ۱/۲ درصد تفاوت ژنتیکی با انسان خردمند هستند و بدین ترتیب نزدیک ترین اقوام زنده انسانها به شمار میآیند. به لطف تحقیقات جین گودال، جانور شناس متخصص نخستیسانان و فعال محیط زیست، اکنون دید دنیا به شامپانزهها بسیار تغییر کرده. گودال بیشتر از ۶۰ سال از عمر خود را صرف بررسی شامپانزهها و سایر نخستیسانان کرد و پرده از رازهای زندگی آنان برداشت. متاسفانه جین گودال در اکتبر ۲۰۲۵ درگذشت اما میراث او زنده است.
شامپانزهها با ظرفیت مغزی بین ۳۰۲ تا ۴۸۵ سانتی متر مکعب، میتوانند مفاهیم مختلفی مانند ناعدالتی را درک کنند و رفتارهای پیچیدهای را از خود بروز دهند. حتی تحقیقات اخیر نشان میدهد که استفاده شامپانزهها از ابزارهای سنگی ساده حداقل به ۴۳۰۰ سال پیش برمیگردد. یک نمونه از رفتار استفاده از ابزار توسط شامپانزهها شامل استفاده از یک چوب بزرگ برای کندن لانهی موریانهها و یک چوب کوچک آغشته به صمغ درخت به عنوان ابزاری برای تغذیه از موریانهها
با وجود شباهت های ژنتیکی و آناتومی بسیار واضح و انکار ناپذیر حالا دیگر چندان عجیب نیست که آنها خویشاوندان نزدیک انسانها هستند🧬
- البرز امیدی شاهآباد
شامپانزهها با ظرفیت مغزی بین ۳۰۲ تا ۴۸۵ سانتی متر مکعب، میتوانند مفاهیم مختلفی مانند ناعدالتی را درک کنند و رفتارهای پیچیدهای را از خود بروز دهند. حتی تحقیقات اخیر نشان میدهد که استفاده شامپانزهها از ابزارهای سنگی ساده حداقل به ۴۳۰۰ سال پیش برمیگردد. یک نمونه از رفتار استفاده از ابزار توسط شامپانزهها شامل استفاده از یک چوب بزرگ برای کندن لانهی موریانهها و یک چوب کوچک آغشته به صمغ درخت به عنوان ابزاری برای تغذیه از موریانهها
با وجود شباهت های ژنتیکی و آناتومی بسیار واضح و انکار ناپذیر حالا دیگر چندان عجیب نیست که آنها خویشاوندان نزدیک انسانها هستند🧬
- البرز امیدی شاهآباد
ساختارهای مرتبط با تغذیه Archaeopteryx، نشاندهنده نیاز بالای او پرواز است.
تحقیقات جدید به رهبری دیرینه شناس مشهور موزه تاریخ طبیعی فیلد نشان میدهد که Archaeopteryx، قدیمیترین پرنده شناخته شده، دستگاه تغذیهای داشته که نشان میدهد رژیم غذایی و آیرودینامیک آن در طلوع تاریخ پرندگان با هم تکامل یافتهاند. پرواز کردن در مقایسه با راه رفتن، شنا کردن یا دویدن، بیشترین انرژی را میگیرد و به بیشترین کالری نیاز دارد. این بدان معناست که پرندگان مجبور بودهاند روشهای تخصصی را برای کارآمد بودن در یافتن و هضم غذای خود تکامل دهند. Archaeopteryx که حدود ۱۶۰ میلیون سال پیش (دوره ژوراسیک) در جایی که اکنون آلمان است زندگی میکرد، اولین دایناسور شناخته شدهای است که به عنوان پرنده نیز شناخته میشود.
دکتر جینگمای اوکانر، دیرینه شناس موزهی فیلد که رهبری این پروژه را بر عهده داشت تاکید کرد که این ویژگیهای کوچک عجیب در دهان Archaeopteryx، که در پرندگان زنده نیز یافت میشوند، معیارهای جدیدی را در اختیار ما قرار میدهند که میتوانیم از آنها برای تشخیص پرنده بودن یا نبودن فسیل دایناسورها استفاده کنیم. در این مطالعه، دکتر اوکانر و همکارانش بر روی Archaeopteryx شیکاگو، آخرین نمونه Archaeopteryx که به سوابق علمی پیوسته است و در موزه فیلد قرار گرفته، تمرکز کردند. آنها موقعیت و ظاهر بافتهای حفظ شده در دهان Archaeopteryx را با پرندگان مدرن مقایسه کردند.
آنها تشخیص دادند که بهترین توضیح این است که آنها اولین نمونههای پاپیلای دهانی Archaeopteryx (و اولین پاپیلای دهانی در سوابق فسیلی) را پیدا کردهاند. آنها همچنین چندین ویژگی دیگر را در جمجمه Archaeopteryx یافتند که هرگز در این گونه دیده نشده بود. آنها یک تکه استخوان کوچک را مشاهده کردند که معلوم شد استخوان زبان است. زبان انسان حاوی استخوان نیست، اما بیشتر پرندگان مجموعهای از استخوانها را دارند که ساختار مرکزی زبان آنها را تشکیل میدهد. این استخوانها نقاط اتصال عضلانی اضافی را فراهم میکنند و در نتیجه زبانهای انعطافپذیری ایجاد میکنند که به پرندگان کمک میکند از زبان خود برای رسیدن و دستکاری غذا استفاده کنند.
دکتر اوکانر گفت: این استخوان بسیار کوچک یکی از کوچکترین استخوانهای بدن است و نشان میدهد که Archaeopteryx مانند بسیاری از پرندگان امروزی، زبان بسیار کوچک و متحرکی داشته است. محققان همچنین از طریق سیتیاسکن مشاهده کردند که نوک منقار Archaeopteryx حاوی تونلهای کوچکی است که در واقع آثاری از اعصاب هستند. بسیاری از پرندگان امروزی چیزی به نام اندام نوک منقار دارند، بخشی حساس در انتهای منقارشان که میتواند به آنها در جستجوی غذا کمک کند. روی هم رفته، شواهد پاپیلای دهانی، استخوانهای زبان و اندامهای نوک منقار در Archaeopteryx نشان میدهد که پرندگان اولیه استراتژیهای متعددی را برای کمک به یافتن و بلعیدن کارآمدتر غذا تکامل دادهاند و این ویژگیها با توانایی جدید آنها در پرواز همراه است. این اکتشافات نشان دهنده تغییر بسیار واضحی در نحوه تغذیه دایناسورها هنگام شروع پرواز و نیاز به تأمین انرژی عظیم پرواز است.
- البرز امیدی شاهآباد
تحقیقات جدید به رهبری دیرینه شناس مشهور موزه تاریخ طبیعی فیلد نشان میدهد که Archaeopteryx، قدیمیترین پرنده شناخته شده، دستگاه تغذیهای داشته که نشان میدهد رژیم غذایی و آیرودینامیک آن در طلوع تاریخ پرندگان با هم تکامل یافتهاند. پرواز کردن در مقایسه با راه رفتن، شنا کردن یا دویدن، بیشترین انرژی را میگیرد و به بیشترین کالری نیاز دارد. این بدان معناست که پرندگان مجبور بودهاند روشهای تخصصی را برای کارآمد بودن در یافتن و هضم غذای خود تکامل دهند. Archaeopteryx که حدود ۱۶۰ میلیون سال پیش (دوره ژوراسیک) در جایی که اکنون آلمان است زندگی میکرد، اولین دایناسور شناخته شدهای است که به عنوان پرنده نیز شناخته میشود.
دکتر جینگمای اوکانر، دیرینه شناس موزهی فیلد که رهبری این پروژه را بر عهده داشت تاکید کرد که این ویژگیهای کوچک عجیب در دهان Archaeopteryx، که در پرندگان زنده نیز یافت میشوند، معیارهای جدیدی را در اختیار ما قرار میدهند که میتوانیم از آنها برای تشخیص پرنده بودن یا نبودن فسیل دایناسورها استفاده کنیم. در این مطالعه، دکتر اوکانر و همکارانش بر روی Archaeopteryx شیکاگو، آخرین نمونه Archaeopteryx که به سوابق علمی پیوسته است و در موزه فیلد قرار گرفته، تمرکز کردند. آنها موقعیت و ظاهر بافتهای حفظ شده در دهان Archaeopteryx را با پرندگان مدرن مقایسه کردند.
آنها تشخیص دادند که بهترین توضیح این است که آنها اولین نمونههای پاپیلای دهانی Archaeopteryx (و اولین پاپیلای دهانی در سوابق فسیلی) را پیدا کردهاند. آنها همچنین چندین ویژگی دیگر را در جمجمه Archaeopteryx یافتند که هرگز در این گونه دیده نشده بود. آنها یک تکه استخوان کوچک را مشاهده کردند که معلوم شد استخوان زبان است. زبان انسان حاوی استخوان نیست، اما بیشتر پرندگان مجموعهای از استخوانها را دارند که ساختار مرکزی زبان آنها را تشکیل میدهد. این استخوانها نقاط اتصال عضلانی اضافی را فراهم میکنند و در نتیجه زبانهای انعطافپذیری ایجاد میکنند که به پرندگان کمک میکند از زبان خود برای رسیدن و دستکاری غذا استفاده کنند.
دکتر اوکانر گفت: این استخوان بسیار کوچک یکی از کوچکترین استخوانهای بدن است و نشان میدهد که Archaeopteryx مانند بسیاری از پرندگان امروزی، زبان بسیار کوچک و متحرکی داشته است. محققان همچنین از طریق سیتیاسکن مشاهده کردند که نوک منقار Archaeopteryx حاوی تونلهای کوچکی است که در واقع آثاری از اعصاب هستند. بسیاری از پرندگان امروزی چیزی به نام اندام نوک منقار دارند، بخشی حساس در انتهای منقارشان که میتواند به آنها در جستجوی غذا کمک کند. روی هم رفته، شواهد پاپیلای دهانی، استخوانهای زبان و اندامهای نوک منقار در Archaeopteryx نشان میدهد که پرندگان اولیه استراتژیهای متعددی را برای کمک به یافتن و بلعیدن کارآمدتر غذا تکامل دادهاند و این ویژگیها با توانایی جدید آنها در پرواز همراه است. این اکتشافات نشان دهنده تغییر بسیار واضحی در نحوه تغذیه دایناسورها هنگام شروع پرواز و نیاز به تأمین انرژی عظیم پرواز است.
پی نوشت : پاپیلای دهانی چیست؟
پاپیلاها ساختارهایی هستند که به هدایت غذا به سمت گلوی پرنده کمک میکنند و غذا را از نای آن دور نگه میدارند
- البرز امیدی شاهآباد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦕 منتظر شاهکار جدید استیون اسپیلبرگ باشید!
مستند جدید Netflix با کارگردانی استیون اسپیلبرگ و گویندگی مورگان فریمن به زودی در ۶ مارس ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد. پیش از این استیون اسپیلبرگ کارگردانی مستند زندگی در سیارهی ما (Life on our planet) را برعهده داشت و به نظر میرسد که برای مستند دایناسورها (the dinosaurs) از طراحی های مستند قبلی استفاده میکند.
مستند جدید Netflix با کارگردانی استیون اسپیلبرگ و گویندگی مورگان فریمن به زودی در ۶ مارس ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد. پیش از این استیون اسپیلبرگ کارگردانی مستند زندگی در سیارهی ما (Life on our planet) را برعهده داشت و به نظر میرسد که برای مستند دایناسورها (the dinosaurs) از طراحی های مستند قبلی استفاده میکند.
با توجه به گونههایی که در تریلر حضور دارند بی شک وقایع مختلف سه دورهی تریاس، ژوراسیک و کرتاسه در این مستند به تصویر کشیده میشوند.
با استفاده از فسیلهای تازه کشف شده و تصویربرداری پیشرفته، دیرینهشناسان معمای دایناسورهای شاخدار گمشده در اروپا را حل کردند و حیواناتی که زمانی تصور میشد پسرعموهای دور iguanodon هستند را به عنوان اعضای واقعی کلاد Ceratopsia طبقهبندی کردند.
بسیاری از Ceratopsiaهای اولیه، مانند Yinlong، قبل از اینکه چندین بار در آمریکای شمالی پراکنده شوند، در آسیا تکامل یافتند. ساده ترین مسیر برای این پراکندگی ها از طریق اروپا بود اما کمبود فسیلها این را به چالش میکشید! اقیانوس اطلس تازه در طول کرتاسه شروع به باز شدن کرده بود بنابراین دایناسورها میتوانستند از آن عبور کنند و از آنجایی که جزایر حوزه مرکزی اروپا چندان از هم دور نبودهاند، منطقی است که دایناسورها میتوانستند از جزیرهای به جزیره دیگر بروند. دایناسورهای شاخدار مانند Triceratops از نمادینترین دایناسورها هستند، اما بیشتر آنها از آمریکای شمالی هستند و اکنون دانشمندان آنها را در اروپا پیدا کردند!
- البرز امیدی شاهآباد
بسیاری از Ceratopsiaهای اولیه، مانند Yinlong، قبل از اینکه چندین بار در آمریکای شمالی پراکنده شوند، در آسیا تکامل یافتند. ساده ترین مسیر برای این پراکندگی ها از طریق اروپا بود اما کمبود فسیلها این را به چالش میکشید! اقیانوس اطلس تازه در طول کرتاسه شروع به باز شدن کرده بود بنابراین دایناسورها میتوانستند از آن عبور کنند و از آنجایی که جزایر حوزه مرکزی اروپا چندان از هم دور نبودهاند، منطقی است که دایناسورها میتوانستند از جزیرهای به جزیره دیگر بروند. دایناسورهای شاخدار مانند Triceratops از نمادینترین دایناسورها هستند، اما بیشتر آنها از آمریکای شمالی هستند و اکنون دانشمندان آنها را در اروپا پیدا کردند!
- البرز امیدی شاهآباد
رفرنس 📚
https://www.nature.com/articles/s41586-025-09897-w
Fossil Archive
با استفاده از فسیلهای تازه کشف شده و تصویربرداری پیشرفته، دیرینهشناسان معمای دایناسورهای شاخدار گمشده در اروپا را حل کردند و حیواناتی که زمانی تصور میشد پسرعموهای دور iguanodon هستند را به عنوان اعضای واقعی کلاد Ceratopsia طبقهبندی کردند. بسیاری از Ceratopsiaهای…
فسیل Yinlong با قدمتی حدود ۱۵۸ میلیون سال از دورهی ژوراسیک که در سال ۲۰۰۶ کشف و توصیف شد.
Fossil Archive
روز داروین 🐢 💢 فردا ۱۲ فوریه، سالروز تولد چارلز داروین، زیست شناس بزرگ بریتانیایی، شاید مهم ترین روز تاریخ علم باشد. چارلز داروین در سال ۱۸۰۹ میلادی در خانوادهای ثروتمند چشم بر جهان گشود. پدرش رابرت، پزشک بود و پدربزرگش اراسموس، از چهره های محبوبی بود که…
امروز سالگرد تولد یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ، چارلز داروین است که با نظریه تکامل خود، علوم زیستی را برای همیشه تغییر داد و زمینه ساز به وجود آمدن زیست شناسی مدرن شد.
مطلب روز داروین در سال پیش : روز داروین 🐢
Fossil Archive
ماکت ابزار سنگی انسانهای ماقبل تاریخ این ماکت، هدیهی ارزشمندی از طرف اداره کل میراث فرهنگی استان لرستان بود که بر اساس نمونهی واقعی طراحی شده بود. نمونهی واقعی از این ابزار سنگی قدمتی حدود به دورهی پارینهسنگی میانه دارد یعنی قدمتی در حدود ۸۰ تا ۴۰ هزار…
ثبت جهانی غارهای پیش از تاریخ لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو
در تیرماه سال ۱۴۰۴ غارهای پیش از تاریخ درهی خرم آباد در استان لرستان به ثبت جهانی یونسکو رسیدند. این ثبت جهانی علاوه بر این که به صنعت توریسم کمک میکند و افراد زیادی از سرتاسر دنیا به لرستان میآیند تا از این غارها بازدید کنند، میتواند زمینه ساز بسیاری از تحقیقات علمی در زمینهی دیرینه شناسی و باستان شناسی باشد. پیش از این دانشمندان و پژوهشگران زیادی مانند مارسل اوتو از بلژیک و سایر نقاط جهان برای بررسی این غارها به ایران آمدند و کشفیات جدید و قابل توجهی داشتند. غار قمری که چند وقت پیش در آنجا بودم علاوه بر ابهت شگفت انگیزی که داشت شواهدی از حضور انسان ها و همینطور گونههای دیگر را در خود جای داده بود. غار قمری یکی از مکانهای اصلی اتراق و پناه گرفتن برای نئاندرتالها بوده. آثار زندگی نئاندرتال ها در این غار به عصر پارینه سنگی میانه (۲۵۰ تا ۴۰ هزار سال پیش) تعلق دارد. با اینکه فسیلهای نئاندرتالها در چندین غار و پناهگاه صخرهای در غرب زاگرس کشف شده بود اما اولین استقرارها در غار قمری مربوط به ۸۰ هزار تا ۴۰ هزار سال پیش است. فسیلهای متعددی از گونههای مختلف سمداران مانند گوزن زرد، بز کوهی و گاو وحشی به همراه پستانداران دیگری مانند خارپشت و خفاش نیز در این غار کشف شدهاند که نشان میدهد ساکنان این غار به احتمال بسیار زیاد در موقعیتهای محیطی متفاوت به شکار گونههای مختلف میپرداختند.
با اینکه برخی افراد مثل همیشه شروع به نارضایتی کردند و نقد هایشان ناشی از عدم آگاهی به واقعیت های علمی بود، اما از ایران همیشه به عنوان یکی از سایتهای فسیلی بسیار غنی یاد شده. فسیلهای مختلفی از پستانداران تاثیرگذار و حائز اهمیتی مانند Hipparion با قدمت ۷ میلیون سال و Capricornis با همان قدمت در منطقهی گاو کش در نزدیکی منطقهای به نام دلفان در لرستان یافت شده بود. تا پیش از این، منطقهی فسیلی مراغه به عنوان یکی از معدود سایت های فسیلی حاوی بقایای پستانداران ماقبل تاریخ به حساب میآمد که البته فسیل های بسیار زیادی از پستاندارانی مانند iranotherium، نوعی کرگدن از عصر میوسن مربوط به دورهی نئوژن نیز در آنجا کشف و ثبت شد. ثبت این فسیل ها به آگاهی عموم مردم از علم و دانش کمک کرده و حس احترام به طبیعت را در آنها افزایش میدهد.
- البرز امیدی شاهآباد
در تیرماه سال ۱۴۰۴ غارهای پیش از تاریخ درهی خرم آباد در استان لرستان به ثبت جهانی یونسکو رسیدند. این ثبت جهانی علاوه بر این که به صنعت توریسم کمک میکند و افراد زیادی از سرتاسر دنیا به لرستان میآیند تا از این غارها بازدید کنند، میتواند زمینه ساز بسیاری از تحقیقات علمی در زمینهی دیرینه شناسی و باستان شناسی باشد. پیش از این دانشمندان و پژوهشگران زیادی مانند مارسل اوتو از بلژیک و سایر نقاط جهان برای بررسی این غارها به ایران آمدند و کشفیات جدید و قابل توجهی داشتند. غار قمری که چند وقت پیش در آنجا بودم علاوه بر ابهت شگفت انگیزی که داشت شواهدی از حضور انسان ها و همینطور گونههای دیگر را در خود جای داده بود. غار قمری یکی از مکانهای اصلی اتراق و پناه گرفتن برای نئاندرتالها بوده. آثار زندگی نئاندرتال ها در این غار به عصر پارینه سنگی میانه (۲۵۰ تا ۴۰ هزار سال پیش) تعلق دارد. با اینکه فسیلهای نئاندرتالها در چندین غار و پناهگاه صخرهای در غرب زاگرس کشف شده بود اما اولین استقرارها در غار قمری مربوط به ۸۰ هزار تا ۴۰ هزار سال پیش است. فسیلهای متعددی از گونههای مختلف سمداران مانند گوزن زرد، بز کوهی و گاو وحشی به همراه پستانداران دیگری مانند خارپشت و خفاش نیز در این غار کشف شدهاند که نشان میدهد ساکنان این غار به احتمال بسیار زیاد در موقعیتهای محیطی متفاوت به شکار گونههای مختلف میپرداختند.
با اینکه برخی افراد مثل همیشه شروع به نارضایتی کردند و نقد هایشان ناشی از عدم آگاهی به واقعیت های علمی بود، اما از ایران همیشه به عنوان یکی از سایتهای فسیلی بسیار غنی یاد شده. فسیلهای مختلفی از پستانداران تاثیرگذار و حائز اهمیتی مانند Hipparion با قدمت ۷ میلیون سال و Capricornis با همان قدمت در منطقهی گاو کش در نزدیکی منطقهای به نام دلفان در لرستان یافت شده بود. تا پیش از این، منطقهی فسیلی مراغه به عنوان یکی از معدود سایت های فسیلی حاوی بقایای پستانداران ماقبل تاریخ به حساب میآمد که البته فسیل های بسیار زیادی از پستاندارانی مانند iranotherium، نوعی کرگدن از عصر میوسن مربوط به دورهی نئوژن نیز در آنجا کشف و ثبت شد. ثبت این فسیل ها به آگاهی عموم مردم از علم و دانش کمک کرده و حس احترام به طبیعت را در آنها افزایش میدهد.
- البرز امیدی شاهآباد
تحقیقات جدید نشان میدهد که بقایای به جا مانده از گربه سانان بزرگ در ژاپن که در گذشته به عنوان ببر در نظر گرفته میشدند درواقع مربوط به شیرهای غارنشین بودهاند.
https://www.pnas.org/doi/10.1073/pnas.2523901123
Fossil Archive
تحقیقات جدید نشان میدهد که بقایای به جا مانده از گربه سانان بزرگ در ژاپن که در گذشته به عنوان ببر در نظر گرفته میشدند درواقع مربوط به شیرهای غارنشین بودهاند. https://www.pnas.org/doi/10.1073/pnas.2523901123
بر اساس یک تجزیه و تحلیل ژنتیکی و پروتئومیک جدید از بقایای فسیل شده گربه سانان که قبلاً به ببرها نسبت داده میشد، اکنون مشخص شده که مجمع الجزایر ژاپن، بین ۷۳۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ سال پیش (اواخر پلیستوسن)، محل سکونت شیرهای غارنشین (Panthera spelaea) بود.
شیرها و ببرها در اواخر عصر پلیستوسن به شکارچیان رأس هرمی تبدیل شدند و اجزای جداییناپذیر مگافونا در شرق آسیا محسوب میشدند. شیرهای غارنشین عمدتاً در شمال اوراسیا ساکن بودند، در حالی که ببرها بیشتر در جنوب پراکنده شدند. شیرها و ببرها به عنوان شکارچیان رأس هرم، احتمالاً از طریق رقابت مستقیم و غیرمستقیم، مسیرهای تکاملی سایر گوشتخواران همزیست را شکل دادهاند و از طریق شکار، از زمان ظهور (تقریباً دو میلیون سال پیش) بر جمعیت گیاهخواران تأثیر گذاشتهاند. بعدها، شیرها و ببرها ممکن است به رقبای مهمی برای یکدیگر تبدیل شده باشند، زمانی که شیرها حدود یک میلیون سال پیش از آفریقا پراکنده شدند و شروع به گسترش دامنه خود در سراسر اوراسیا کردند.
با این حال شیرها و ببرهای امروزی دیگر برخوردی با یکدیگر ندارند و این به دلیل تاثیرات فعالیتهای انسانی بر انقراض گونه های جانوری حیات وحش است. اکنون نزدیک ترین جمعیتهای شیر و ببر از لحاظ جغرافیایی، بیش از ۳۰۰ کیلومتر در هند از یکدیگر فاصله دارند. اما در اواخر عصر پلیستوسن، برخورد بین شیرها و ببرها رایج بود و این برخوردها ممکن است بیشتر در امتداد یک منطقه انتقالی (به نام کمربند انتقالی شیر-ببر) که در سراسر اوراسیا، از خاورمیانه تا آسیای مرکزی و خاور دور امتداد دارد، رخ داده باشند. در شرقیترین لبه این منطقه، مجمعالجزایر ژاپن مدتهاست که به عنوان پناهگاه ببرهای اواخر پلیستوسن در نظر گرفته میشود، که بر اساس شواهدی از سابفسیلهای بزرگ گربهسانان که به ببرها نسبت داده میشوند، مطرح شده است.
برای روشن شدن منشأ و تاریخچه تکاملی گربهسانان پلیستوسن در ژاپن، محققان ۲۶ بقایای سابفسیل (بقایایی که نه آنقدر قدیمی هستند که فسیل حقیقی باشند نه آنقدر جدید که استخوان غیر فسیلی باشند) کشفشده از چندین مکان در سراسر مجمعالجزایر ژاپن را دوباره بررسی کردند. دانشمندان با استفاده از هیبریداسیون ژنوم میتوکندری و هستهای، توالییابی، پالئوپروتئومیکس، تاریخگذاری مولکولی بیزی و تاریخگذاری رادیوکربن، دریافتند که تمام بقایای شبیه به ببر در ژاپن، بهطور غیرمنتظرهای ببر نبودند و درواقع شیرهای غارنشین بودهاند. با وجود محتوای بسیار کم باقی مانده از DNA در اکثر نمونهها، دانشمندان توانستند پنج ژنوم میتوکندری تقریباً کامل و یک ژنوم هستهای جزئی را بازیابی کنند.
تجزیه و تحلیل ژنوم هستهای از بهترین نمونه حفظشده، این نتیجه را تأیید کرد و یک تجزیه و تحلیل پالئوپروتئومیک، گونهی تشخیصی امینواسید موجود در بقایا را به عنوان alpha-2-HS-glycoprotein شناسایی کرد که با شیرها مطابقت داشت و مربوط به ببرها نبود. شیرهای غارنشین بین حدود ۷۲۷۰۰ تا ۳۷۵۰۰ سال پیش، زمانی که یک پل زمینی در آخرین دورهی یخبندان، شمال ژاپن را به سرزمین اصلی متصل میکرد، به مجمعالجزایر ژاپن وارد شدند. این حیوانات حتی به مناطق جنوب غربی مجمعالجزایر نیز رسیدند و حتی با گرگها، خرسهای قهوهای، خرسهای سیاه آسیایی و جمعیتهای اولیهی انسانی همزیستی داشتند و بخش جداییناپذیری از اکوسیستم اواخر پلیستوسن این مجمعالجزایر را تشکیل میدادند. بررسی مجدد بقایای به جا مانده شیرها و ببرها در عرض جغرافیایی میانی اوراسیا در آینده برای روشن شدن پویایی دامنه گونهها و حل نوسانات کمربند شیر-ببر ضروری خواهد بود.
- البرز امیدی شاهآباد
شیرها و ببرها در اواخر عصر پلیستوسن به شکارچیان رأس هرمی تبدیل شدند و اجزای جداییناپذیر مگافونا در شرق آسیا محسوب میشدند. شیرهای غارنشین عمدتاً در شمال اوراسیا ساکن بودند، در حالی که ببرها بیشتر در جنوب پراکنده شدند. شیرها و ببرها به عنوان شکارچیان رأس هرم، احتمالاً از طریق رقابت مستقیم و غیرمستقیم، مسیرهای تکاملی سایر گوشتخواران همزیست را شکل دادهاند و از طریق شکار، از زمان ظهور (تقریباً دو میلیون سال پیش) بر جمعیت گیاهخواران تأثیر گذاشتهاند. بعدها، شیرها و ببرها ممکن است به رقبای مهمی برای یکدیگر تبدیل شده باشند، زمانی که شیرها حدود یک میلیون سال پیش از آفریقا پراکنده شدند و شروع به گسترش دامنه خود در سراسر اوراسیا کردند.
با این حال شیرها و ببرهای امروزی دیگر برخوردی با یکدیگر ندارند و این به دلیل تاثیرات فعالیتهای انسانی بر انقراض گونه های جانوری حیات وحش است. اکنون نزدیک ترین جمعیتهای شیر و ببر از لحاظ جغرافیایی، بیش از ۳۰۰ کیلومتر در هند از یکدیگر فاصله دارند. اما در اواخر عصر پلیستوسن، برخورد بین شیرها و ببرها رایج بود و این برخوردها ممکن است بیشتر در امتداد یک منطقه انتقالی (به نام کمربند انتقالی شیر-ببر) که در سراسر اوراسیا، از خاورمیانه تا آسیای مرکزی و خاور دور امتداد دارد، رخ داده باشند. در شرقیترین لبه این منطقه، مجمعالجزایر ژاپن مدتهاست که به عنوان پناهگاه ببرهای اواخر پلیستوسن در نظر گرفته میشود، که بر اساس شواهدی از سابفسیلهای بزرگ گربهسانان که به ببرها نسبت داده میشوند، مطرح شده است.
برای روشن شدن منشأ و تاریخچه تکاملی گربهسانان پلیستوسن در ژاپن، محققان ۲۶ بقایای سابفسیل (بقایایی که نه آنقدر قدیمی هستند که فسیل حقیقی باشند نه آنقدر جدید که استخوان غیر فسیلی باشند) کشفشده از چندین مکان در سراسر مجمعالجزایر ژاپن را دوباره بررسی کردند. دانشمندان با استفاده از هیبریداسیون ژنوم میتوکندری و هستهای، توالییابی، پالئوپروتئومیکس، تاریخگذاری مولکولی بیزی و تاریخگذاری رادیوکربن، دریافتند که تمام بقایای شبیه به ببر در ژاپن، بهطور غیرمنتظرهای ببر نبودند و درواقع شیرهای غارنشین بودهاند. با وجود محتوای بسیار کم باقی مانده از DNA در اکثر نمونهها، دانشمندان توانستند پنج ژنوم میتوکندری تقریباً کامل و یک ژنوم هستهای جزئی را بازیابی کنند.
تجزیه و تحلیل ژنوم هستهای از بهترین نمونه حفظشده، این نتیجه را تأیید کرد و یک تجزیه و تحلیل پالئوپروتئومیک، گونهی تشخیصی امینواسید موجود در بقایا را به عنوان alpha-2-HS-glycoprotein شناسایی کرد که با شیرها مطابقت داشت و مربوط به ببرها نبود. شیرهای غارنشین بین حدود ۷۲۷۰۰ تا ۳۷۵۰۰ سال پیش، زمانی که یک پل زمینی در آخرین دورهی یخبندان، شمال ژاپن را به سرزمین اصلی متصل میکرد، به مجمعالجزایر ژاپن وارد شدند. این حیوانات حتی به مناطق جنوب غربی مجمعالجزایر نیز رسیدند و حتی با گرگها، خرسهای قهوهای، خرسهای سیاه آسیایی و جمعیتهای اولیهی انسانی همزیستی داشتند و بخش جداییناپذیری از اکوسیستم اواخر پلیستوسن این مجمعالجزایر را تشکیل میدادند. بررسی مجدد بقایای به جا مانده شیرها و ببرها در عرض جغرافیایی میانی اوراسیا در آینده برای روشن شدن پویایی دامنه گونهها و حل نوسانات کمربند شیر-ببر ضروری خواهد بود.
- البرز امیدی شاهآباد
دیرینهشناسان دریافتند که حفرههای بینی بسیار بزرگ تریسراتوپس نقشی فراتر از حس بویایی داشتهاند.
سال ها بود که تصاویر Triceratops و خویشاوندانش تنها بر اساس استخوان ترسیم شده بود. اکنون، دیرینهشناسان در ژاپن آناتومی بافت نرم این دایناسورهای شاخدار را نقشهبرداری کردهاند و ساختارهای غیرمنتظرهای را آشکار کردهاند که ممکن است نحوه تنظیم دما و تنفس آنها را توضیح دهد. جمجمهی دایناسورهای شاخدار به عنوان یکی از پیچیدهترین جمجمههایی که تاکنون توسط تکامل مهرهداران تولید شده است، رتبهبندی میشوند، که شامل ساختاری مقدار مانند، اشکال مختلف شاخ و چینها، ناحیه بینی گسترش یافته و یک باتری دندانی فشرده ساخته شده برای پردازش پوشش گیاهی سخت است. از آنجا که این ویژگیهای متمایز احتمالاً زیربنای تسلط اکولوژیکی این گروه بر روی خشکی بودهاند، دانشمندان مدتهاست که بر عملکرد ساختارهای جمجمهای آنها (به ویژه شاخها، منقار و چینها) تمرکز کردهاند.
این دایناسورها به طور خاص بینی بسیار بزرگ و غیرمعمولی داشتند و دانشمندان نمیدانستند که چگونه اندامها در آن قرار میگیرند، حتی با اینکه الگوهای اولیه خزندگان را میشناختند. دانشمندان با استفاده از دادههای CT-Scan مبتنی بر اشعه ایکس از جمجمهی یک Triceratops، و همچنین آگاهی از مورفولوژی آروارهی خزندگان مدرن، برخی از ویژگیهای منحصر به فرد را در بینی پیدا کردند و اولین فرضیه جامع در مورد آناتومی بافت نرم در دایناسورهای شاخدار را ارائه کردند. در بیشتر خزندگان، اعصاب و رگهای خونی از فک و بینی به سوراخهای بینی میرسند. اما در تریسراتوپس، شکل جمجمه مسیر فک را مسدود میکند، بنابراین اعصاب و رگها، سیم پیچی عجیبی داشته. اساساً، بافتهای Triceratops به این شکل تکامل یافتهاند تا از بینی بزرگ آن پشتیبانی کنند.
محققان همچنین یک ساختار تخصصی در بینی Triceratops شناسایی کردند که به عنوان شاخک تنفسی شناخته میشود. شاخک تنفسی یک ویژگی آناتومیکی است که تقریباً در بین سایر دایناسورها ناشناخته است اما در نمونههای زندهی آنها یعنی پرندگان و همچنین در پستانداران رایج است. این سطوح نازک و خمیده بینی، سطح تماس بین هوا و خون را افزایش میدهند و به تنظیم دما از طریق تبادل گرما کمک میکنند. دانشمندان حدس میزنند که این ساختارها به کنترل دما و سطح رطوبت کمک کردهاند، زیرا در غیر این صورت خنک کردن جمجمه بزرگ آن دشوار خواهد بود.
- البرز امیدی شاهآباد
سال ها بود که تصاویر Triceratops و خویشاوندانش تنها بر اساس استخوان ترسیم شده بود. اکنون، دیرینهشناسان در ژاپن آناتومی بافت نرم این دایناسورهای شاخدار را نقشهبرداری کردهاند و ساختارهای غیرمنتظرهای را آشکار کردهاند که ممکن است نحوه تنظیم دما و تنفس آنها را توضیح دهد. جمجمهی دایناسورهای شاخدار به عنوان یکی از پیچیدهترین جمجمههایی که تاکنون توسط تکامل مهرهداران تولید شده است، رتبهبندی میشوند، که شامل ساختاری مقدار مانند، اشکال مختلف شاخ و چینها، ناحیه بینی گسترش یافته و یک باتری دندانی فشرده ساخته شده برای پردازش پوشش گیاهی سخت است. از آنجا که این ویژگیهای متمایز احتمالاً زیربنای تسلط اکولوژیکی این گروه بر روی خشکی بودهاند، دانشمندان مدتهاست که بر عملکرد ساختارهای جمجمهای آنها (به ویژه شاخها، منقار و چینها) تمرکز کردهاند.
این دایناسورها به طور خاص بینی بسیار بزرگ و غیرمعمولی داشتند و دانشمندان نمیدانستند که چگونه اندامها در آن قرار میگیرند، حتی با اینکه الگوهای اولیه خزندگان را میشناختند. دانشمندان با استفاده از دادههای CT-Scan مبتنی بر اشعه ایکس از جمجمهی یک Triceratops، و همچنین آگاهی از مورفولوژی آروارهی خزندگان مدرن، برخی از ویژگیهای منحصر به فرد را در بینی پیدا کردند و اولین فرضیه جامع در مورد آناتومی بافت نرم در دایناسورهای شاخدار را ارائه کردند. در بیشتر خزندگان، اعصاب و رگهای خونی از فک و بینی به سوراخهای بینی میرسند. اما در تریسراتوپس، شکل جمجمه مسیر فک را مسدود میکند، بنابراین اعصاب و رگها، سیم پیچی عجیبی داشته. اساساً، بافتهای Triceratops به این شکل تکامل یافتهاند تا از بینی بزرگ آن پشتیبانی کنند.
محققان همچنین یک ساختار تخصصی در بینی Triceratops شناسایی کردند که به عنوان شاخک تنفسی شناخته میشود. شاخک تنفسی یک ویژگی آناتومیکی است که تقریباً در بین سایر دایناسورها ناشناخته است اما در نمونههای زندهی آنها یعنی پرندگان و همچنین در پستانداران رایج است. این سطوح نازک و خمیده بینی، سطح تماس بین هوا و خون را افزایش میدهند و به تنظیم دما از طریق تبادل گرما کمک میکنند. دانشمندان حدس میزنند که این ساختارها به کنترل دما و سطح رطوبت کمک کردهاند، زیرا در غیر این صورت خنک کردن جمجمه بزرگ آن دشوار خواهد بود.
- البرز امیدی شاهآباد
دیرینه شناسان اولین گونه جدید و بیچون و چرا از Spinosaurus را کشف کردند. این گونه جدید که Spinosaurus mirabilis نام دارد حدود ۹۵ میلیون سال پیش (دوره کرتاسه) در زمین پرسه میزد. فسیلهای این دایناسور در منطقه فسیلی دورافتاده جنگوب در نیجر، در اعماق صحرای مرکزی، توسط تیم پروفسور پائول سرنو کشف شد.
برجستهترین ویژگی Spinosaurus mirabilis، تاج عظیم و منحصر به فرد آن است که برخلاف هر چیزی است که قبلاً در این گروه مستند شده بود. نمونه اولیه این گونه در سال ۲۰۱۹ کشف شد اما بعدا با اکتشاف چند نمونهی دیگر، دانشمندان متوجه شدند که گونهای جدید را کشف کردهاند. بر اساس بافت سطحی تاج و کانالهای عروقی داخلی، دانشمندان معتقدند که تاج با کراتین پوشیده شده بود که احتمالا این تاج در زمان حیات به رنگ روشن بوده. تاکنون بیشتر فسیلهای این گروه در رسوبات ساحلی یافت شده بود اما محل فسیل جدید در نیجریه حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر از نزدیکترین خط ساحلی دریای باستانی فاصله دارد. گونهی جدید احتمالا در یک زیستگاه جنگلی داخلی که توسط رودخانهها جدا شده بود زندگی میکرد.
- البرز امیدی شاهآباد
برجستهترین ویژگی Spinosaurus mirabilis، تاج عظیم و منحصر به فرد آن است که برخلاف هر چیزی است که قبلاً در این گروه مستند شده بود. نمونه اولیه این گونه در سال ۲۰۱۹ کشف شد اما بعدا با اکتشاف چند نمونهی دیگر، دانشمندان متوجه شدند که گونهای جدید را کشف کردهاند. بر اساس بافت سطحی تاج و کانالهای عروقی داخلی، دانشمندان معتقدند که تاج با کراتین پوشیده شده بود که احتمالا این تاج در زمان حیات به رنگ روشن بوده. تاکنون بیشتر فسیلهای این گروه در رسوبات ساحلی یافت شده بود اما محل فسیل جدید در نیجریه حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلومتر از نزدیکترین خط ساحلی دریای باستانی فاصله دارد. گونهی جدید احتمالا در یک زیستگاه جنگلی داخلی که توسط رودخانهها جدا شده بود زندگی میکرد.
https://doi.org/10.1126/science.adx5486
- البرز امیدی شاهآباد
نقد فیکسیسم (ثبات انواع)
<unknown>
نقد فیکسیسم (ثبات انواع)
- البرز امیدی شاهآباد
آیا برخی موجودات تکامل پیدا نمیکنند؟
- البرز امیدی شاهآباد