مفر|
39 subscribers
1 link
مفر را دهخدا این‌گونه گفته:
جایی که در آن گریخته نشیند و از آفت امن یابد.

و‌این‌جا‌پناهگاهی‌ست‌
برای‌‌خلوت‌با‌کلمات‌و‌کنار‌ابیات‌‌نشستن.🤍
Download Telegram
ترسم که این تن که حائل است به جانم
سقط کند کودک عزیز روانم
#الهی‌قمشه‌ای
دنیا ندارد عاقبتی جز تلف شدن
غیر از غلام کوی امیر نجف شدن
هر بی‌شرف که عاشق مولا نمی‌شود
ای دل بکوش در طلب باشرف شدن
اجداد ما محب علی بوده‌اند و بس
یارب روا مدار به ما ناخلف شدن
او را شناختیم و خدا را شناختیم
حالا رواست بر دل ما «مَن‌عرف» شدن
گیرم هزار مرتبه دشمن حدیث ساخت
اما نبود حدّ کسی «لوکشف» شدن
مدح علی و لعن سقیفه دو گوهرند
هر دل امین نبود برای صدف شدن
از سمت آسمان نجف تیر می‌رسد
ما را نبوده غیر سراپا هدف شدن
گردن‌کشان قوم عرب خوب واقفند
مرگ است در نبرد به حیدر طرف شدن
عزل از مقام آدمیت بوده از ازل
هردل برای دشمن شاه نجف شدن
ما را مرام مادرمان یاد داده است
باید به پای عشق علی جان به کف شدن
#مجتبی‌خرسندی
علی هنوز در این خاک رسم پاک تو هست
هنوز هم که هنوز است سینه چاک تو هست
هنوز در پس تدبیرمان جنونی هست
برای حق و حقیقت هنوز خونی هست
نگفته دردِ دلی بود و با علی گفتیم
به کار سخت که خوردیم یا علی گفتیم…
#سیدتقی‌سیدی
تو در میان خلایق به چشم اهل نظر
چنان که در شب تاریک ، پاره نوری
#سعدی
ما سائل غمیم بدنبال ماتمیم
در روز چند بار سر سفره غمیم
بالاى بام خانه تو را جار میزنیم
زهرا اگر قبول کند مثل پرچمیم
دم می‌دهیم و میت مان زنده می‌شود
حداقل در این دهه عیسى بن مریمیم
مابین گریه فاطمه سرمیزند به ما
فرقى نمی‌کند که زیادیم یا کمیم
ما را اگر غلام سیاه آفریده‌اند
خیلى شبیه رخت سیاه محرمیم
هم تو کنار مایی و هم ما کنار تو
یعنى هنوز هم که هنوز است با همیم
امروز پاى روضه تو گریه مى‌کنیم
فردا شریک حج رسول مکرمیم
هنگام گریه قطره به قطره تبرکیم
هنگام گریه آب فراتیم، زمزمیم
با تو در این زمین خدا آشنا شدیم
ممنون آن گناه نخستین آدمیم
ما را بخر،ضرر بده اصلا، چه میشود؟
خوبیم یا بدیم همینیم درهمیم
واى از کسى که پیر شد و کربلا نرفت
ما کربلا نرفته فقیر دو عالمیم
گریه بده وگرنه ازینجا نمیرویم
ما سائل غمیم بدنبال ماتمیم..
#علی‌اکبرلطیفیان
پرچم زده اند از غم تو کوچه به کوچه
انگار عوض کرده زمین پیرهنش را
#سیدمصطفی‌فهری
یقین بدان که طریق حسین را نشناخت
سری که فکر به ماهیّت "یزید" نکرد..
#محمدرضاطاهری
از جهانی که پر از تیرگی ما و من است
می‌گریزم به هوایی که پر از زیستن است
می‌گریزم به جهانی که پر از یکرنگی‌ست
به جهانی که پر از گریه‌کن و سینه‌زن است
به همان‌جا که نفس قیمت دیگر دارد
اشک‌ها دُرّ نجف، سینه عقیق یمن است
به همان‌جا که در آن باد صبا بسته دخیل
به عبایی که پر از رایحۀ پنج تن است
چه خراسان چه مدینه چه عراق و چه دمشق
هر کجا پرچم روضه‌ست همان‌جا وطن است
دم من زندگی و بازدمم زندگی است
تا که روی لب من ذکر حسین و حسن است
قلب آن است که لبریز محبت باشد
تا ابد خانۀ اولاد علی قلب من است
#سیدحمیدرضابرقعی
خدا کند که کسی حالتش چوما نشود
ز دام خال سیاهش کسی رها نشود
خدا کند که نیفتد کسی ز چشم نگار
به نزد یار چو ما پست و بی بها نشود
به حق رخت غلامی خدا کند که کسی
چو ما ز سفره ارباب خود جدا نشود
جواب ناله ی ما را نمی دهد دلبر
خدا کند که کسی تحبس الدعا نشود
به خانه ی دل ما پا نمی نهد دلبر
خدا کند که دلی خانه ی جفا نشود
شنیده ام که از این عبد یار خسته شده
خدا کند که به اخراج ما رضا نشود
مریض عشقم ما را طبیب لازم نیست
خدا کند که مریضیِ ما دوا نشود
کبوتر دل من جَلدِ بام خانه ی توست
خدا کند که دلی خانه ی جفا نشود
#سیدعلی‌خامنه‌ای
دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
زین غم دل و جان رفت بجانان نرسیدیم
بسیار دویدیم بسر در پی مطلوب
سر در طلبش رفت و بسامان نرسیدیم
در کوچه عشق تو همه عمر برفتیم
آمد بسر این عمر و به پیشان نرسیدیم
در بادیه عشق تو سرگشته حیران
چندانکه دویدیم بپایان نرسیدیم
معروف بعرفان شده ام لیک چه حاصل
در معرفت کنه تو ای جان نرسیدیم
گفتند فنا شو که رسیدی بحقیقت
چون مائی ما رفت عجب زان نرسیدیم
از بهر دل ریش اسیری همه عالم
مرهم شد و زان نیز بدرمان نرسیدیم
#اقبال‌لاهوری
چه محو ناخدا گردیده‌ای، ای از خدا غافل؟
ندارد این سفر باد مرادی غیر یا رب‌ها
#صائب‌تبریزی
اندیشه از شکست ندارم که هم‌چو موج
افـــــزوده می‌شود زِ شکستن سپاه من!
#صائب‌تبریزی
سخت دشوار است منظورِ خلایق زیستن
با همه زشتی اگر در پیشِ خود خوبم بس است
#بیدل‌دهلوی
چه خوشست بوی عشق از نفس نیازمندان
دل از انتظار خونیــــن، دهن از امید خندان
#سعدی
عشق هر کس را که خواهد میکند زیر و زبر
پشت و رویِ جنس دیدن در خریدن حجت است
#صائب
پس چه هستی ای فلک گر دور باطل نیستی
چیستی ای عمر اگر زهر هلاهل نیستی
زهر نوشاندن هم ای تقدیر بی آداب نیست
من به قسمت راضی ام، اما تو عادل نیستی...
#فاضل‌نظری
عاشقی را ما اگر باور کنيم
عشقمان تا مرز شیدا می‌رسد
مردمان گر می‌روند تا راه دور
شورشان تا حد پیدا می‌رسد
عارفان گر می‌روند سوی وصال
روحشان تا سقف بالا می‌رسد
مهرباني را اگر قسمت كنيم
من يقين دارم به ما هم می‌رسد
آدمي گـــر ايستد بر بام عشق
دستهايش تا خدا هم می‌رسد
#محمدصادق‌رزمی
گفتا که: دلت کجاست؟ گفتم: بر او
پرسید که: او کجاست؟ گفتم: در دل
#ابوسعیدابوالخیر
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی
ز تو دارم این غمِ خوش به جهان از این چه خوشتر
تو چه دادیَم که گویم که از آن به‌ ام ندادی
چه خیال می‌توان بست و کدام خواب نوشین
به از این درِ تماشا که به روی من گشادی
تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
نظرِ کدام سروی؟ نفسِ کدام بادی؟
همه بوی آرزویی مگر از گل بهشتی
همه رنگی و نگاری مگر از بهار زادی
ز کدام ره رسیدی ز کدام در گذشتی
که ندیده دیده رویت به درونِ دل فتادی
به سرِ بلندت ای سرو که در شبِ زمین‌کن
نفسِ سپیده داند که چه راست ایستادی
به کرانه‌های معنی نرسد سخن چه گویم
که نهفته با دل سایه چه در میان نهادی
#هوشنگ‌ابتهاج