#داروگ(قورباغه سبز درختی)
قاصد روزان ابری
هان کی میرسد باران
#مازندرانیها براین باورند درتابستان وقتی که قورباغه درختی آواز میخواند
باران می آید.
کانال جلگه _شمالی(تیکاوتیرنگ)
@jolgeshomali
قاصد روزان ابری
هان کی میرسد باران
#مازندرانیها براین باورند درتابستان وقتی که قورباغه درختی آواز میخواند
باران می آید.
کانال جلگه _شمالی(تیکاوتیرنگ)
@jolgeshomali
Forwarded from پایگاه ایران دوستان مازندران
"#تیر_ماه_سیززه_شو " از کهنترین جشن #ایرانی_مازندرانیها
#جشن_تیرگان که در زبان محلی مازندرانیها به «تیرماه سیزده شو » معروف است، همان جشن معروف #ایرانیان_|¥باستان است که در تاریخ باستانی تبری مصادف با شامگاه #دوازدهم آبان برگزار میشود.
درباره تاریخچه جشن تیرگان نیز روایات مختلفی وجود دارد؛ برخی پیروزی کاوه بر ضحاک و جشن مهرگان را مبنای جشن میدانند و برخی مردم معتقدند که تیرگان شب تولد حضرت علی (ع) است ولی برخی نیز معتقدند که جشن تیرماه سیزده شو یکی از کهنترین جشن ایرانیان و مردم استان مازندران است که قبل از ظهور اسلام وجود داشته است.
منطقه مازندران، جشن تیرماه سیزده در تاریخ پیش از اسلام در ایران وجود داشته است. در این مراسم با برپایی آیینهای ویژه و آماده کردن خوراکیهای سیزدهگانه جشن گرفته میشود.
تمامی خانوادهها در این شب کنار هم جمع میشوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانههای بزرگترها سپری میشود، در گذشته در غروب روز سیزده، جوانان هم با در دست داشتن چند ترکه بلند با کیسهای که به انتهای آن بسته شده است، همراه کودکان به در خانهها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به در خانهها و لالبازی و شعر « لال بیَمو، لال بیَمو ، پارسال و پیرار بیَمو ، چِل بَزِن دیگه بَزِن، لال اِنِه لالَک اِنِه ، سالو ماه ارزون بوه، لال مار رسوا نَوِ، لال اِنِه لالَک اِنِه، پار بورده امسال انه » را سر داده و از صاحب خانه تقاضای هدیه میکنند و صاحب خانه نیز اغلب به آنها پول، میوه و شیرینی میدهد.
در این شب افزون بر خوراکهایی که مناسب میهمانی است بنا بر رسم، خوراکیهای ویژهای نیز تدارک دیده میشود و برخی نیز برای این جشن خوراکیهایی همچون ،"پشت زیک" ،"برنجک "،"پیس گنده"،"کاچی" نوعی حلوا، شیرینی، "پِتی بَزه نون" و "کماج" تهیه میکنند و افراد خانواده با جمع شدن در کنار یکدیگر، گردو، سنجد، شیرینی، پشت زیک، برنجک وبسیاری شیرینی سنتی محلی میوه و چای میخورند.
شگون چوب خوردن از لال نیز از دیگر برنامههای مخصوص این جشن است، به گونهای که در این شب شخصی با لباس مبدل، دستمالی به سر بسته و صورتش را سیاه میکند و مانند لالها با کسی حرف نمیزند. این شخص که او را لال، لال مار و لال شیش میگویند با همراهی چند نفر وارد خانههای محل میشود و با چوب و ترکهای که در دست دارد، ضربهای به ساکنان خانه میزند.
#مازندرانیها، آمدن لال را به خانه و کاشانه خود به فال نیک میگیرند و باور دارند که «لال» هر کس را بزند تا سال دیگر مریض نمیشود...
اگر چه امروزه این جشن و جشنهای مشابه در حال فراموش شدن هست ولی به صورت پراکنده در بعضی از نقاط مازندران اجرا می شود
#تیره_ما_سیززه_شو حماسه ی جاودانه ی #آرش_کمانگیر پیشاپیش خجسته باد.
پایگاه ایران دوستان مازندران
@jolgeshomali
#جشن_تیرگان که در زبان محلی مازندرانیها به «تیرماه سیزده شو » معروف است، همان جشن معروف #ایرانیان_|¥باستان است که در تاریخ باستانی تبری مصادف با شامگاه #دوازدهم آبان برگزار میشود.
درباره تاریخچه جشن تیرگان نیز روایات مختلفی وجود دارد؛ برخی پیروزی کاوه بر ضحاک و جشن مهرگان را مبنای جشن میدانند و برخی مردم معتقدند که تیرگان شب تولد حضرت علی (ع) است ولی برخی نیز معتقدند که جشن تیرماه سیزده شو یکی از کهنترین جشن ایرانیان و مردم استان مازندران است که قبل از ظهور اسلام وجود داشته است.
منطقه مازندران، جشن تیرماه سیزده در تاریخ پیش از اسلام در ایران وجود داشته است. در این مراسم با برپایی آیینهای ویژه و آماده کردن خوراکیهای سیزدهگانه جشن گرفته میشود.
تمامی خانوادهها در این شب کنار هم جمع میشوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانههای بزرگترها سپری میشود، در گذشته در غروب روز سیزده، جوانان هم با در دست داشتن چند ترکه بلند با کیسهای که به انتهای آن بسته شده است، همراه کودکان به در خانهها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به در خانهها و لالبازی و شعر « لال بیَمو، لال بیَمو ، پارسال و پیرار بیَمو ، چِل بَزِن دیگه بَزِن، لال اِنِه لالَک اِنِه ، سالو ماه ارزون بوه، لال مار رسوا نَوِ، لال اِنِه لالَک اِنِه، پار بورده امسال انه » را سر داده و از صاحب خانه تقاضای هدیه میکنند و صاحب خانه نیز اغلب به آنها پول، میوه و شیرینی میدهد.
در این شب افزون بر خوراکهایی که مناسب میهمانی است بنا بر رسم، خوراکیهای ویژهای نیز تدارک دیده میشود و برخی نیز برای این جشن خوراکیهایی همچون ،"پشت زیک" ،"برنجک "،"پیس گنده"،"کاچی" نوعی حلوا، شیرینی، "پِتی بَزه نون" و "کماج" تهیه میکنند و افراد خانواده با جمع شدن در کنار یکدیگر، گردو، سنجد، شیرینی، پشت زیک، برنجک وبسیاری شیرینی سنتی محلی میوه و چای میخورند.
شگون چوب خوردن از لال نیز از دیگر برنامههای مخصوص این جشن است، به گونهای که در این شب شخصی با لباس مبدل، دستمالی به سر بسته و صورتش را سیاه میکند و مانند لالها با کسی حرف نمیزند. این شخص که او را لال، لال مار و لال شیش میگویند با همراهی چند نفر وارد خانههای محل میشود و با چوب و ترکهای که در دست دارد، ضربهای به ساکنان خانه میزند.
#مازندرانیها، آمدن لال را به خانه و کاشانه خود به فال نیک میگیرند و باور دارند که «لال» هر کس را بزند تا سال دیگر مریض نمیشود...
اگر چه امروزه این جشن و جشنهای مشابه در حال فراموش شدن هست ولی به صورت پراکنده در بعضی از نقاط مازندران اجرا می شود
#تیره_ما_سیززه_شو حماسه ی جاودانه ی #آرش_کمانگیر پیشاپیش خجسته باد.
پایگاه ایران دوستان مازندران
@jolgeshomali
Forwarded from افشای پانیسم
گیلان چشم طمع بر روی مازندران....
چندی است که برخی مسئولین رامسر به همراه امهات الدسایس که همان ائمه جمعه باشند، با تفکر مرتجع قومی و نادیده گرفتن هویت شهری و سرزمینی استان مازندران، صرفا از بابت حضور هم میهمان گیلک در این شهرستان خواهان الحاق این شهرستان به استان گیلان هستند.
بگذارید گریزی به تاریخ بزنیم. در قرن دوم پیش از میلاد که هون ها با دیوار چین مواجه شدند راه غرب را در پیش گرفته و قوم ایرانی تخار ها را شکست داده و عقب راندند. تخار ها نیز به نوبه خود به سکاها در شمال جیحون حمله کردند و آنان را بیرون کردند و سکاها نیز به همین شکل به ایران اشکانی حمله کردند و بالاخره در سیستان ساکن شدند.
حال همین حکایت در شمال کشور در حال رخ دادن است.
پانترک ها که هم حمایت داخلی و هم حمایت خارجی دارند، در ۴۰ سال اخیر سرزمین تالش که همیشه استان جدا بود و در دوره قاجار پیوست گیلان شد را ترکیزه کردند و آن را آذربایجان ساحلی نامیدند و حال آستارا و تالش را خاک آذربایجان میخوانند.
میهن پرستان که متوجه این موضوع شدند و واکنش دادند و دست به روشنگری در گیلان زدند اما پانترک ها زرنگ تر بودند و اندیشه کثیف خود را که مصادره همه چیز به نفع زبان و قومیت باشد در همه جا منتشر کردند.
این اندیشه را پانترک ها به عرب ها و لر ها و کردها سرایت دادند و در گیلان نیز به راه انداختند.
از نگاه این جماعت همه چیز تابع زبان و قومیت است. اصلا برایشان مهم نیست سرزمین تاریخی تبرستان یا گیلان و یا آذربایجان یا کردستان کجاست. هرجا که حتی یک همزبان خود را ببیند قلمرو خود میپندارند.
حال نیز چون بخشی از جمعیت رامسر گیلک هستند پس باید به گیلان الحاق شود.
چرا؟ چون تمام گیلک ها باید متحد شوند.
در برابر چه کسی؟ موجودی خیالی بنام فارس.
به چه هدفی؟ تشکیل کشور کاسپین.
با چه وسیله ای؟ گیلک سازی تمام مردم شمال کشور.
بله دوستان، آن داستان تاریخی را آوردم که بگویم، قوم گرایان گیلان در برابر پانترک ها عقب نشسته اند، و توان مقابله با ایشان را ندارند چون آنان حمایت حکومت و صد البته امهات الدسایس یعنی ائمه جمعه آذربایجانی را دارند.
این قوم گرایان گیلک میبینند زورشان به پانترک نمیرسد، اما فکر میکنند هم می توان سر مازنی را که قرابت زبانی با ما دارد شیره مالید و هم میتوان ملی گرایان مرکز گرا که در برابر این اقدام موضع میگیرند را به القاب فاشیست و پان فارس و ضد گیلک و... سرکوب کرد و کسی نیست که جلوی ما بایستد..
سال ها پیش گلستان و قسمت هایی مهم از مازندران مانند دماوند را جدا کردند. اما مردم میهن پرست این سرزمین باز به میهن خود وفادارند. اما الان بحث جدایی رامسر با دستاویز های قومی گرایانه و ایرانستیزانه را پیش کشیده اند.
مسئولین بی خرد مازندران پیگر این تجزیه سال به سال این استان و نادیده گردن هویت آن ها باشند.
#مازندران_را_قربانی_پانکاسپینیسم_نکنید.
#مازندرانیها_بلند_شوید
#ایرانیان_برخیزید
@Panturkzionist
@Iran_Nazism
چندی است که برخی مسئولین رامسر به همراه امهات الدسایس که همان ائمه جمعه باشند، با تفکر مرتجع قومی و نادیده گرفتن هویت شهری و سرزمینی استان مازندران، صرفا از بابت حضور هم میهمان گیلک در این شهرستان خواهان الحاق این شهرستان به استان گیلان هستند.
بگذارید گریزی به تاریخ بزنیم. در قرن دوم پیش از میلاد که هون ها با دیوار چین مواجه شدند راه غرب را در پیش گرفته و قوم ایرانی تخار ها را شکست داده و عقب راندند. تخار ها نیز به نوبه خود به سکاها در شمال جیحون حمله کردند و آنان را بیرون کردند و سکاها نیز به همین شکل به ایران اشکانی حمله کردند و بالاخره در سیستان ساکن شدند.
حال همین حکایت در شمال کشور در حال رخ دادن است.
پانترک ها که هم حمایت داخلی و هم حمایت خارجی دارند، در ۴۰ سال اخیر سرزمین تالش که همیشه استان جدا بود و در دوره قاجار پیوست گیلان شد را ترکیزه کردند و آن را آذربایجان ساحلی نامیدند و حال آستارا و تالش را خاک آذربایجان میخوانند.
میهن پرستان که متوجه این موضوع شدند و واکنش دادند و دست به روشنگری در گیلان زدند اما پانترک ها زرنگ تر بودند و اندیشه کثیف خود را که مصادره همه چیز به نفع زبان و قومیت باشد در همه جا منتشر کردند.
این اندیشه را پانترک ها به عرب ها و لر ها و کردها سرایت دادند و در گیلان نیز به راه انداختند.
از نگاه این جماعت همه چیز تابع زبان و قومیت است. اصلا برایشان مهم نیست سرزمین تاریخی تبرستان یا گیلان و یا آذربایجان یا کردستان کجاست. هرجا که حتی یک همزبان خود را ببیند قلمرو خود میپندارند.
حال نیز چون بخشی از جمعیت رامسر گیلک هستند پس باید به گیلان الحاق شود.
چرا؟ چون تمام گیلک ها باید متحد شوند.
در برابر چه کسی؟ موجودی خیالی بنام فارس.
به چه هدفی؟ تشکیل کشور کاسپین.
با چه وسیله ای؟ گیلک سازی تمام مردم شمال کشور.
بله دوستان، آن داستان تاریخی را آوردم که بگویم، قوم گرایان گیلان در برابر پانترک ها عقب نشسته اند، و توان مقابله با ایشان را ندارند چون آنان حمایت حکومت و صد البته امهات الدسایس یعنی ائمه جمعه آذربایجانی را دارند.
این قوم گرایان گیلک میبینند زورشان به پانترک نمیرسد، اما فکر میکنند هم می توان سر مازنی را که قرابت زبانی با ما دارد شیره مالید و هم میتوان ملی گرایان مرکز گرا که در برابر این اقدام موضع میگیرند را به القاب فاشیست و پان فارس و ضد گیلک و... سرکوب کرد و کسی نیست که جلوی ما بایستد..
سال ها پیش گلستان و قسمت هایی مهم از مازندران مانند دماوند را جدا کردند. اما مردم میهن پرست این سرزمین باز به میهن خود وفادارند. اما الان بحث جدایی رامسر با دستاویز های قومی گرایانه و ایرانستیزانه را پیش کشیده اند.
مسئولین بی خرد مازندران پیگر این تجزیه سال به سال این استان و نادیده گردن هویت آن ها باشند.
#مازندران_را_قربانی_پانکاسپینیسم_نکنید.
#مازندرانیها_بلند_شوید
#ایرانیان_برخیزید
@Panturkzionist
@Iran_Nazism