‌‌‌‌※ شــعــر حــرﮰ؎ عــ𖤓̟ـشق ‌‌※
711 subscribers
2 photos
1 video
10 links
َلا_بِذڪرِالله_تَطمَئِنَ_القُلوبـــ⚘ t.me/httpssohils


به پریشانی این کانال شعرم منگر
که پریشان تر از آن ، حال پریشان من است
Download Telegram
دوست دارم شعر گویم حال دل بهتر شود
با تو از احساس خوانم ،خطی از دفتر شود

دوست دارم در کنار چایی و قندان خود
لمس دستان تو باشد، مزه اش محشر شود!!

دوست دارم شعر هایم را بخوانی با نسیم
تازه گردم با صدایت ،گوش دنیا کر شود

دوست دارم طرحی از باران زنم بر شعر خویش
قطره قطره، نم نمک ریزد ،دو چشمم تر شود

دوست دارم بر مشامم بوی عطرت پیچد و...
تا به یک تصویر رویایی ز تو منجر شود

دوست دارم لحظه های بودنت را نازنین
آنقدر اینجا بمانی خستگی ها در شود

#نجمه طوسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل به صحرا میرود، در خانه نتوانم نشست

بوی گُل برخاست در کاشانه نتوانم نشست

عاقـلی گر صبر آن دارد کـه بنشیند رواست

من که عاشق باشم و دیوانه نتوانم نشست

#اوحدی_مراغه_ای
تو باشکوه ترین حس و شور و حال منی
که با تو می پرم و تو همان دوبال منی

نپرس حال تو خوب است... باتو من خوبم
تو شادی و هیجانات و قیل و قال منی

کنار من که قدم می زنی زمستان نیست
که گرم می شوم از بودنت ، تو شال منی

سوار اسب سپید ای پرنس مشکی پوش
شبی ز راه می آیی که توی فال منی

چه باشکوه شبی می شود رسیدنمان
به هم / و اینکه برای همیشه، مال منی

#الهه مرتضایی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سـرای سینـه ام ، دل بیقـرارِ دلبـر است

در دلِ شب دیده ام چشم انتظارِ دلبر است

جرعـه ای نـوشیدم از احساسِ نابِ نابِ او

بی شراب و بـاده احساسم خمارِ دلبر است

#علیرضا_شیرانی
آغوش تو و عشق من و نغمه‌ی سازم
دریا و گُهر باشد و... غوغایِ نیازم

باید به نفسهای تو آرام بگیرم
با زَخمه‌ی چشمت، دل و جان را بنوازم

وقت است که ای ناب‌ترین سمفونی عشق
از خلوتِ بِکرِ بدنت شعر بسازم

در شهر دلم ولوله افتاده، بیا که...
چشمان غزل‌ریز تو شد محرم رازم

دلتنگ شدم... کاش پیامی بفرستی
پایان بده این دلهره و سوز و گدازم

در من فوران می‌کند احساس تو، بنشین
تا با نفست یک غزل تازه بسازم

#عفت خوش لقا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب تمام شهر را بیدار می خواهم

دلتنگم و یڪ پنجره دیدار می خواهم

دیگر برای اشڪهایم جان پناهی نیست

من‌ شانه ای محڪمتر از دیوار میخواهم

#مرتضی_شاکری
‍ گفتم که موجی سرکشم گفتی که دریا مال تو
گفتم که خوابی مبهمم گفتی که رویا مال تو

گفتم ندارم شاخه ای در باغ سبز آرزو
گفتی گلستان می شوم، ریحان و مینا مال تو

گفتم شقایق میشوم تا خانه در خاکت کنم
گفتی که دشتت میشوم آغوش صحرا مال تو

گفتم که مهتابی نشد در آسمانم جلوه گر
گفتی که ماهت میشوم، طاق ثریا مال تو

گفتم که زندانی شدم در دست شبهای سیاه
گفتی که صبح روشنم، دستان فردا مال تو

گفتم که بی کاشانه ام، راهم بده بر قلب خود
گفتی که قلبم کوچک است،پس کُل دنیا مال تو

#مریم_حاج_علیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بے تو انگار ڪہ در شهر، مرا نیست ڪسی
جز تو دارم مگہ اے یار، ڪس و همنفسی

تو اگر باشے و خندے بخدا فصل خزان
برگریزان بشوم سرخوش و مستانہ بسے

#یڪـتا_حق_ پرست
دفتری آورده ام از جان و دل وصفت کنم
گر قلم یاری کند سلطانِ دل وصفت کنم

واژه ها جاری شده از نوک خامه آتشین
تا به توصیف تو ای جانان دل وصفت کنم

تا قلم گیرم به دستم ذهن غوغا می کند
بسکه شیدای توام سامانِ دل وصفت کنم

هر کلامی من نویسم وصف چشمان گلت
میشوم‌مست از شمیمش خان دل وصفت کنم

یادی از من کن دل بی طاقتم عاصی شده
چونکه میخواهد تو را ریحان دل وصفت کنم

مه لقا مه پاره ای که نور چشمان منی
جان به راهت میدهم دلبان دل وصفت کنم

چون پَر کاهی بر آبم، آبم از سر رد شده
باز می خواهم ز نو مرجان دل وصفت کنم

زندگانی پوچ و بی معناست بی تو نازلو
خواهشن با من بمان مهمان دل وصفت کنم

عاشقم من آنچنان میخواهمت از عمق جان
تا به اشعارم در این دیوان دل وصفت کنم

#کریم‌زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو گمے درمن و من درتو گمم باورڪن
جز دراین شعر نشان و اثرے ازما نیست

من و تو ساحل و دریاے همیم اما نه!
ساحل اینقدر ڪہ درفاصلہ با دریا نیست!

#محمدعلی بهمنی
رقص گلهای شقایق دیده ای؟
حالت چشمان عاشق دیده ای؟

محو پرواز کبوتر گشته ای؟
با نگاهی تو مکدر گشته ای؟

با قناری ها ، دوبیتی خوانده ای؟
خنده ای را بر لبی بنشانده ای؟

محض یارت کوچه ای گز کرده ای؟
فارغ از دنیا دمی حظ کرده ای؟

گر چنین با زندگی سر کرده ای!
درس عشقت را تو از بر کرده ای....

#احسان_حق_شناش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بہ تو ڪَفتم ڪہ در این دور شدن ناچارے؟
سر بہ تایید تڪان دادےو ڪَفتے آرے..

عین مرڪَـ است اڪَر بے تو بخواهد برود
او ڪہ از جان خودت دوست‌تَرَش می‌دارے...!!

#سیدہ‌تڪتم‌ حسینی
گفتمش بی من مرومن بی توویران میشوم
گفت از ویرانی ات سـر در گـریبان میشوم

گفتمش بعـد از تو میسوزم من از داغ فراق
گفت ازحـال تو من آتش به دامـان میشوم

گفتمش یوسـف منم افتـاده ام در قعر چاه
گفت اینجــا من زلیخــا بدتر از آن میشوم

گفتمش تنهــا منم تنها تر از من دیده ای ؟
گفت درتنهایی ات من مونس ِجان میشوم

گفتمش آرام جــان ،جان را فــدایت میکنم
گفت باعشق تو من شاد و خرامان میشوم

گفتمش من شهــــریار و تو ثــریا در غزل
گفت من باعشق تومست وغزلخوان میشوم

#جواد_الماسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همرنگ گونه‌هاے تو، مهتابم آرزوست
چون بادۀ لب تو، مېِ نابم آرزوست

دور از نگاه گرم تو بۑتاب گشته‌ام
بر من نگاه ڪن، ڪه تب و تابم آرزوست

#فریدون_مشیری