🔹من بر این باورم که در #عبادات هم باید #تجدید_نظرهایی بشود *
▫️1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
▫️3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
👈البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
👤 #استاد_محمد_مجتهد_شبستری
❤️🍀 @filsofak
▫️1- من بر این باورم که در عبادات هم باید تجدیدنظرهایی بشود ، ... به نظر من در عبادات باید مفهوم « #وجوب » را کنار گذاشت و بهجای آن، مفهوم « #توصیه » را باید قرار داد.
مفهوم وجوب که واجب است ظهر چنین نماز بخوانید و واجب است که روزه بگیرید . این مفهوم به باور من اعتبار خود را از دست داده است.
🌹#عبادات را بهعنوان یک سلسله اعمال بدنی- روحی روانی که به منظور #تعالی_روحی مفیدند، میتوان «توصیه» کرد.
این عبادات (اگر) با مراعات اصول اخلاقی و زیستن اخلاقی باشد، برای عدّهی زیادی بهداشت روانی بهدنبال داشته و آنان را تعالی میبخشد.
من عرض میکنم: آنچه اصل و اساس تقرّب انسان به خداست، #فضیلتهای اخلاقی و اعمال متناسب با آنها است .
«#خُلُق» شریف است نه #دولا راست شدن.
باید توصیه کرد که خُلق عوض شود و ساختار فضیلتی تغییر یابد.
اگر آن ساختار فضیلتی تغییر نکند هزار بار هم آدمی عبادت کند، به هیچ جایی نمیرسد.
یعنی درست برعکس آنچه اکنون رایج است که به عبادات اصالت داده میشود. من با این رویّه کاملاً مخالفم.
توصیه باید به کسب فضایل اخلاقی و متزیّن شدن به خلقهای انسانی باشد.
2- من از تعابیری که از آنها تکلیف در زمینهی عبادات برمیآید، اجتناب میکنم.
با یک مثال این را روشن کنم. وقتی بچّهای #بدغذا است و غذا نمیخورد، پدر و مادرش میگویند: فرزندم اگر فلان غذا را نخوری، وقتی بزرگ شدی، بیماری پوکی استخوان میگیری.
همین معنا را هم میتوان برای کسب تعادل روحی روانی و تعالی به عبادات #توصیه کرد نه آن معنایی که در وجوب هست، نوعی تکلّف و رنج در آن موجود است.
🌹به مخاطبان باید گفت اگر میتوانید این اعمال را آنطور که در طبیعت افعال عبادی هست، ...، توصیه میکنیم که این کارها را انجام دهید؛
امّا اگر به هر علّت نتوانستید چنین کنید، به #قدر_مقدور این اعمال را بهجا آورید.
.... هر قدر که میتوانید #ارتباط خود را با خداوند قطع نکنید و کارهایی در این زمینه انجام دهید.
به نظر من دستور از بالا ، تغییری در این وضعیت ایجاد نمیکند.
🌹باید به آنان گفت اگر نمیتوانید مثلاً نمازهای یومیّه را یا روزهی سی روز ماه رمضان را با آن شرایط و آمادگیهای لازم روحی و اخلاقی انجام دهید، اعمال سبکتری را بهعنوان جایگزین انجام دهید نه اینکه اگر نمازها را نخوانی و روزهها را نگیری گناه دارد و معذَّب خواهی شد!
نکتهی دیگر این است که من نوع رایج در دعوت به عبادات رسمی با برچسپ و خطاب تکلیفی را کاملاً در بحران میبینم. افراد بسیاری هستند که در رودربایستی گیر کردهاند و این اعمال را انجام میدهند ولی در خلوت خود آنها را انجام نمیدهند و این وضع موجب شیوع #نفاق و #ریا شده است.
آنطور که گفتم اگر عبادات جنبهی توصیهای پیدا کنند، در خانوادهها اختلاف پیدا نمیشود و تفاوتهای فردی و سنخ روانی اعضای آن که از همدیگر متفاوت است، در نظر گرفته میشود.
▫️3- به نظر من #آیاتی که در قرآن از مادّهی تکلیف به کار گرفته شده است، به هیچوجه به معنای #تکلیف کلامی و #فقهی نیست.
🌹واژهی تکلیف در معنای کلامی و فقهی ،#تاریخ_پیدایش دارد.
👈البتّه من منکر این نیستم، ممکن است کسی در اثنای ارتباط معنوی با خدا در مراحل تعالی روانی خودش برای خودش، تکلیف تجربه کند. این غیر از آن تکلیف است که در بیان و خطاب دینی رایج ما حضور دارد و باید آنرا کنار گذاشت.
👤 #استاد_محمد_مجتهد_شبستری
❤️🍀 @filsofak
20-23.pdf
2.3 MB
مجله خانههایروشن۷۰
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۹
موضوع: #همسرانه (۸)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۹
موضوع: #همسرانه (۸)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
20-23.pdf
3.1 MB
مجله خانههایروشن۶۹
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۸
موضوع: #همسرانه (۷)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۸
موضوع: #همسرانه (۷)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینپسر شاهکار کرد! پخش صدای اذان به صورت کاملا علنی در ملاعام، توسط پسر خوش صدا که همه را شیفته و شوکه کرد! اینجا مونیخ آلمان است و مسلمانان منتظر افطاری کردن هستند! خوب واکنش اروپایی ها را ببینید که در حال فیلمبرداری اند و در پایان موذن را تشویقش می کنند! انسانیت و احترام به ادیان را یاد بگیریم!👍
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
ادب دوم -گفتگو از خانه آغاز می شود.mp3
استاد مصطفی ملکیان
🎙استاد مصطفی ملکیان:
🔸گفت و گو از خانه آغاز می شود
🔹اگر گفت و گو را از اینجا شروع کنیم خیلی موفق تر خواهیم بود.
❤️🍀 @filsofak
🔸گفت و گو از خانه آغاز می شود
🔹اگر گفت و گو را از اینجا شروع کنیم خیلی موفق تر خواهیم بود.
❤️🍀 @filsofak
برای پیمودن راه زندگی، صلاح آدمی در این است که توشهٔ بزرگی از دو چیز را به همراه داشته باشد :
یکی احتیاط و دیگر مدارا :
اولی ما را از آسیب و زیان در امان میدارد و دومی از مشاجره و نزاع.
هرکس که ناگزیر در میان دیگر انسانها زندگی میکند، نباید هیچکس را به علت ذاتی که دارد مطلقاً مردود بشمارد، حتی اگر بدترین، فلاکت بارترین یا مضحکترین فرد باشد، بلکه باید فردیت او را به منزلهٔ واقعیتی تغییرناپذیر قبول کند که بر پایهٔ اصلی ابدی و متافیزیکی باید چنان که هست باشد.
در موارد وخیم بهتر است به خود بگوییم :
«چنین انسانهای غریبی هم باید وجود داشته باشند.».
اگر چنین نکنیم، کاری ناحق کردهایم و آن فرد را به جدالی میان مرگ و زندگی فراخواندهایم.
زیرا هیچکس نمیتواند فردیت خاص خود، یعنی خصوصیات اخلاقی، نیروهای ذهنی، طبع و جسم خود را تغییر دهد.
حال اگر همهٔ وجود او را یکسره محکوم کنیم، چارهای ندارد جز اینکه چون دشمنی جانی با ما بجنگد، زیرا فقط به این شرط حق وجود برایش قائل شدهایم که غیر از آن کسی باشد که هست و این ناممکن است.
بنابراین، برای زندگی کردن در میان آدمیان، باید برای همه، با هر خصوصیتی که دارند، هرقدر هم نابههنجار باشد، حق وجود قائل باشیم و فقط میتوانیم بکوشیم که از خصوصیاتشان برحسب نوع و کیفیتی که دارند استفاده کنیم.
امّا نه میتوانیم امیدی به تغییرشان ببندیم، نه چنان که هستند محکومشان کنیم.
این درست مصداق این ضرب المثل است که :
«زندگی کن و بگذار زندگی کنند».
اما این رفتار آن قدر که درست است، آسان نیست و آن کس سعادتمند است که از برخورد با بعضی از همنوعان، همیشه در امان باشد.
هنر تحمل کردن انسانها را میتوان با تحمل کردن اشیاء بیجان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکیشان با سرسختی سدّ راه ما میشوند، تمرینی که هر روز میّسر است.
وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم، میتوانیم در مورد انسانها نیز به کار گیریم.
به این منظور، باید خود را به این فکر عادت دهیم که این مردم نیز مانند اشیاء بیجان، اگر مانع آزادی و فعالیت ما میشوند، به علت ضرورت ناگزیر طبیعتشان چنین تأثیری دارند.
بنابراین، برآشفته شدن در برابر چنین انسانهایی همان قدر احمقانه است که از سنگی که پیش پایمان میغلطد و راهمان را سد میکند، خشمگین شویم.
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
یکی احتیاط و دیگر مدارا :
اولی ما را از آسیب و زیان در امان میدارد و دومی از مشاجره و نزاع.
هرکس که ناگزیر در میان دیگر انسانها زندگی میکند، نباید هیچکس را به علت ذاتی که دارد مطلقاً مردود بشمارد، حتی اگر بدترین، فلاکت بارترین یا مضحکترین فرد باشد، بلکه باید فردیت او را به منزلهٔ واقعیتی تغییرناپذیر قبول کند که بر پایهٔ اصلی ابدی و متافیزیکی باید چنان که هست باشد.
در موارد وخیم بهتر است به خود بگوییم :
«چنین انسانهای غریبی هم باید وجود داشته باشند.».
اگر چنین نکنیم، کاری ناحق کردهایم و آن فرد را به جدالی میان مرگ و زندگی فراخواندهایم.
زیرا هیچکس نمیتواند فردیت خاص خود، یعنی خصوصیات اخلاقی، نیروهای ذهنی، طبع و جسم خود را تغییر دهد.
حال اگر همهٔ وجود او را یکسره محکوم کنیم، چارهای ندارد جز اینکه چون دشمنی جانی با ما بجنگد، زیرا فقط به این شرط حق وجود برایش قائل شدهایم که غیر از آن کسی باشد که هست و این ناممکن است.
بنابراین، برای زندگی کردن در میان آدمیان، باید برای همه، با هر خصوصیتی که دارند، هرقدر هم نابههنجار باشد، حق وجود قائل باشیم و فقط میتوانیم بکوشیم که از خصوصیاتشان برحسب نوع و کیفیتی که دارند استفاده کنیم.
امّا نه میتوانیم امیدی به تغییرشان ببندیم، نه چنان که هستند محکومشان کنیم.
این درست مصداق این ضرب المثل است که :
«زندگی کن و بگذار زندگی کنند».
اما این رفتار آن قدر که درست است، آسان نیست و آن کس سعادتمند است که از برخورد با بعضی از همنوعان، همیشه در امان باشد.
هنر تحمل کردن انسانها را میتوان با تحمل کردن اشیاء بیجان تمرین کرد که به علت خواص مکانیکی یا خواص دیگر فیزیکیشان با سرسختی سدّ راه ما میشوند، تمرینی که هر روز میّسر است.
وقتی شکیبایی را از این راه کسب کردیم، میتوانیم در مورد انسانها نیز به کار گیریم.
به این منظور، باید خود را به این فکر عادت دهیم که این مردم نیز مانند اشیاء بیجان، اگر مانع آزادی و فعالیت ما میشوند، به علت ضرورت ناگزیر طبیعتشان چنین تأثیری دارند.
بنابراین، برآشفته شدن در برابر چنین انسانهایی همان قدر احمقانه است که از سنگی که پیش پایمان میغلطد و راهمان را سد میکند، خشمگین شویم.
در باب حکمت زندگی
آرتور شوپنهاور
❤️🍀 @filsofak
👍1
📝 سگ، خطرناک یا مهربان؟
🎵 فرض کنید:
1. پسری در خانوادهای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار در یک شهر متولد شود. او وقتی کوچک بود، روزی بارانی خودش را به سگ کوچکی رساند و بدن سگ کمی به لباس پسرک مالیده شد.
آن روز تمام لباسهای او شسته و تطهیر شد. به او توضیح داده شد که سگ حیوان کثیف و نجس است. وقتی حدودا دوازده ساله بود، یک روز سگی برادر کوچکش را گاز گرفت. او به شدت گریه میکرد و گفته شد که باید به او آمپولِ «هاری» تزریق کنند.
بعدها رابطه بین چند بیماری و بزاق سگ را در چند جا مطالعه کرد؛ ضمن آنکه رسالههای مذهبی نیز اطلاعاتی در این مورد به او میداد.
2. دختری در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد. شغل اصلی پدرش گلهداری بود. همیشه حداقل دو سگ، نگهبان گله آنها بودند. وظایف افراد خانواده مراقبت از شرایط مساعد برای زیست گله و ضمنا سگهای نگهبان گله بود. برخی روزها که پدرش بیرون میرفت اگر دیر میکرد سگ وفادار خانواده، پشت در انتظار مرد خانه را میکشید و پدر وقتی وارد میشد دستی به سر و روی سگ میکشید.
یادش میآید که یک روز برادر کوچکش توی باتلاقی افتاد و در حالی که او از ترس جیغ میکشید، سگ خانواده خودش را داخل آب انداخت و کودک را نجات داد.
🎵 بعدها این پسر درباره یک «موجود نجس خطرناک» حرف میزند و دختر درباره یک «موجود وفادار مهربان». فقط اسم و شکل این دو موجود شبیه هم است.
🎵 حال حرف من این است:
بخش عمدهای از اختلافات ما در زندگی خانوادگی و اجتماعی ناشی از تفاوت معناهایی است که در کلمات دچار آن هستیم.
واژه «مادر» برای کسی که از مهر مادری به تمام معنا برخوردار بوده، با کسی که مادری معتاد و بیمسؤولیت داشته که فرزندش را به کار اجباری یا فحشا وا میداشته است تا خرج اعتیادش را در آورد، یکسان نیست.
واژه «شراکت»، برای کسی که بهترین تجربیات کاری و تجاری را با شریکش داشته، با کسی که شریکش به او خیانت کرده و اموالش را برده است، یک واژه واحد قلمداد نمیشود.
🎵 خلاصه رفیق!
به قول «دیوید برلو»: کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسانهاست. انسانها معنای خود را بر کلمات بار میکنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه میسازند.
📍 (بخوانید: کتاب «ارتباط شناسی»، دکتر محسنیان راد)
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
🎵 فرض کنید:
1. پسری در خانوادهای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار در یک شهر متولد شود. او وقتی کوچک بود، روزی بارانی خودش را به سگ کوچکی رساند و بدن سگ کمی به لباس پسرک مالیده شد.
آن روز تمام لباسهای او شسته و تطهیر شد. به او توضیح داده شد که سگ حیوان کثیف و نجس است. وقتی حدودا دوازده ساله بود، یک روز سگی برادر کوچکش را گاز گرفت. او به شدت گریه میکرد و گفته شد که باید به او آمپولِ «هاری» تزریق کنند.
بعدها رابطه بین چند بیماری و بزاق سگ را در چند جا مطالعه کرد؛ ضمن آنکه رسالههای مذهبی نیز اطلاعاتی در این مورد به او میداد.
2. دختری در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد. شغل اصلی پدرش گلهداری بود. همیشه حداقل دو سگ، نگهبان گله آنها بودند. وظایف افراد خانواده مراقبت از شرایط مساعد برای زیست گله و ضمنا سگهای نگهبان گله بود. برخی روزها که پدرش بیرون میرفت اگر دیر میکرد سگ وفادار خانواده، پشت در انتظار مرد خانه را میکشید و پدر وقتی وارد میشد دستی به سر و روی سگ میکشید.
یادش میآید که یک روز برادر کوچکش توی باتلاقی افتاد و در حالی که او از ترس جیغ میکشید، سگ خانواده خودش را داخل آب انداخت و کودک را نجات داد.
🎵 بعدها این پسر درباره یک «موجود نجس خطرناک» حرف میزند و دختر درباره یک «موجود وفادار مهربان». فقط اسم و شکل این دو موجود شبیه هم است.
🎵 حال حرف من این است:
بخش عمدهای از اختلافات ما در زندگی خانوادگی و اجتماعی ناشی از تفاوت معناهایی است که در کلمات دچار آن هستیم.
واژه «مادر» برای کسی که از مهر مادری به تمام معنا برخوردار بوده، با کسی که مادری معتاد و بیمسؤولیت داشته که فرزندش را به کار اجباری یا فحشا وا میداشته است تا خرج اعتیادش را در آورد، یکسان نیست.
واژه «شراکت»، برای کسی که بهترین تجربیات کاری و تجاری را با شریکش داشته، با کسی که شریکش به او خیانت کرده و اموالش را برده است، یک واژه واحد قلمداد نمیشود.
🎵 خلاصه رفیق!
به قول «دیوید برلو»: کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسانهاست. انسانها معنای خود را بر کلمات بار میکنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه میسازند.
📍 (بخوانید: کتاب «ارتباط شناسی»، دکتر محسنیان راد)
#مصطفی_سلیمانی
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤷♀ هفت تصور اشتباه قبل از ازدواج
😄عوضش ميكنم
اگر شما هم چنین فکری را در سر دارید، نباید فراموش کنید که شما و همسرتان، از دو خانواده و دو فرهنگ متفاوت هستید و هرگز نمی توانید دنیا را از یک دریچه ببینید. بعضی ویژگی های همسرتان، تقریبا غیر قابل تغییر است، این را بپذیرید.
🧟♀باید برای هم بمیریم
اما گمان نکنید برای داشتن یک زندگی عاشقانه، نیاز به یک زندگی افسانه ای دارید، درست است که بایدخواستگارتان را دوست داشته باشید، اما قرار هم نیست هر روز فیلم هندی بازی کنید
🤦♂عشق با گذشت زمان تمام مي شود!
یک عشق واقعی می تواند با آرامش و روزمرگی هم همراه شود. مرحله دوم عشق، صمیمیت و همراهی است و اصلا به معنای پایان عشق نیست.
🙅♂مسئولیت اداره زندگی به عهده مرد
اگر می خواهید زندگی موفق و آرامی داشته باشید، از همان اول سنگ ها را وا بکنید و مسئولیت ها را تقسیم کنید.
🤦♀مردها ارزش حمایت را نمی فهمند!
مردها خیلی راحت تفاوت شما با زنان دیگر را می بینند.
🙅♂به خاطر من هر کاری می کند!
درست است که عشق قدرت می آورد، اما قرار نیست که از مرد زندگی تان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید.
❤️🍀 @filsofak
😄عوضش ميكنم
اگر شما هم چنین فکری را در سر دارید، نباید فراموش کنید که شما و همسرتان، از دو خانواده و دو فرهنگ متفاوت هستید و هرگز نمی توانید دنیا را از یک دریچه ببینید. بعضی ویژگی های همسرتان، تقریبا غیر قابل تغییر است، این را بپذیرید.
🧟♀باید برای هم بمیریم
اما گمان نکنید برای داشتن یک زندگی عاشقانه، نیاز به یک زندگی افسانه ای دارید، درست است که بایدخواستگارتان را دوست داشته باشید، اما قرار هم نیست هر روز فیلم هندی بازی کنید
🤦♂عشق با گذشت زمان تمام مي شود!
یک عشق واقعی می تواند با آرامش و روزمرگی هم همراه شود. مرحله دوم عشق، صمیمیت و همراهی است و اصلا به معنای پایان عشق نیست.
🙅♂مسئولیت اداره زندگی به عهده مرد
اگر می خواهید زندگی موفق و آرامی داشته باشید، از همان اول سنگ ها را وا بکنید و مسئولیت ها را تقسیم کنید.
🤦♀مردها ارزش حمایت را نمی فهمند!
مردها خیلی راحت تفاوت شما با زنان دیگر را می بینند.
🙅♂به خاطر من هر کاری می کند!
درست است که عشق قدرت می آورد، اما قرار نیست که از مرد زندگی تان، به گناه عاشق شدن، یک فرد ضعیف و زیردست بسازید.
❤️🍀 @filsofak
« از همین میترسم که به کسی یا چیزی عادت کنی، اون وقت اون کس یا اون چیز غالت بذاره، اون موقع دیگه هیچی برات باقی نمیمونه، میفهمی چی میخوام بگم؟ از کسایی که میذارن و میرن خوشم نمی آد، واسه همینم اول از همه خودم میرم، اینجوری خاطر جمع تره»
بیخود نیست این همه و این همه سال دوستش دارم. خودِ منه.
بخش هایی از کتاب خداحافظ گاری کوپر، رومن گاری
❤️🍀 @filsofak
بیخود نیست این همه و این همه سال دوستش دارم. خودِ منه.
بخش هایی از کتاب خداحافظ گاری کوپر، رومن گاری
❤️🍀 @filsofak
🔘فقه زدگی،مانعِ تبدیلِ دین به معنویت...
👤 #استاد_ملکیان
۵صفحه
🔹فقه زدگی به چه معناست؟
۱.اعمال عبادی باید در خدمت اخلاق باشند.
۲.اعمال عبادی سمبلیک هستند و باید سمبلیک بمانند!
🔹چرا فقهزدگی مانع تبدیل دین به معنویت است؟
۱.ترویج ریا و نفاق
۲.عدم توجه به تیپولوژی روانی انسانها
۳.عدم التفات به ادیان و مذاهب دیگر
۴.عدم توجه به سیر باطنی
🔹متن کامل در فایل زیر ارائه شده است.
❤️🍀 @filsofak
👤 #استاد_ملکیان
۵صفحه
🔹فقه زدگی به چه معناست؟
۱.اعمال عبادی باید در خدمت اخلاق باشند.
۲.اعمال عبادی سمبلیک هستند و باید سمبلیک بمانند!
🔹چرا فقهزدگی مانع تبدیل دین به معنویت است؟
۱.ترویج ریا و نفاق
۲.عدم توجه به تیپولوژی روانی انسانها
۳.عدم التفات به ادیان و مذاهب دیگر
۴.عدم توجه به سیر باطنی
🔹متن کامل در فایل زیر ارائه شده است.
❤️🍀 @filsofak
Telegram
attach 📎
⚪️ده تفاوت عمده دین و معنویت
🔻دین
1⃣درباره خود دعوی صدق انحصاری دارد.
2⃣معمولا انسانهایی را که متدین به سایر ادیانند دعوت به تغییر دین میکند.
3⃣بیشتر به خدای متشخص و انسانوار قائل است.
4⃣بیشتر معطوف به بیرون از خود(the self) است.
5⃣بیشتر معطوف به سعادت آتی و آنجهانی است.
6⃣مبتنی بر ایمان و تعبد است.
7⃣معمولا فاقد جنبه اسطوره ای نیست.
8⃣بیشتر خواهان این است که شخص کاملا به معتقدات،اخلاقیات و عبادیات خاصی التزام ورزد و از آنها عدول نکند.
9⃣خطابش متوجه همه انسانهاست.
🔟دارای طبقه ای به نام روحانیت هست که وظایف و امتیازات خاص خود را دارند.
🔻معنویت
1⃣درباره هیچ دینی دعوی صدق انحصاری ندارد،بلکه هر دینی را تجربه معنوی ای میداند که از سایر تجارب معنوی (یعنی سایر ادیان) بی نیاز نیست.
2⃣هیچ کسی را دعوت به تغییر دین نمی کند،بلکه از هر کسی می خواهد که واقعا ملتزم به دین خود باشد.
3⃣به خدای غیرمتشخص و ناانسانوار قائل است.
4⃣کاملا معطوف به درون«خود» است و با ساحات وجودی سروکار دارد.
5⃣کاملا معطوف به سعادت کنونی و این جهانی است،در عین اینکه منکر زندگی پس از مرگ نیست به تعبیری،سعادت آجل را اولیه،و بلکه رویه دیگر سعادت عاجل میداند.همه چیز را به همین جا منتقل میکند و از اینرو،آزمون پذیر است و تعبدی نیست.
6⃣به هیچ منبعی ایمان و تعبد نمی ورزد،بلکه همه احکام و تعالیم را به بوته آزمون شخصی میگذارد.(به تعبیر سقراط :زندگی آزموده)
7⃣به هیچ وجه،جنبه اسطوره ای ندارد.
8⃣یکسره خواهان حصول تجربه شهودی و بی واسطه عالم واقع است.از اینرو،برای معتقدات،اخلاقیات،مناسک و شعائر فقط تا آنجا ارزش قائل است که به حصول آن تجربه بینجامد.
9⃣خطابش فقط متوجه انسانهایی است که استعداد و قابلیت سیر و سلوک دارند،در عین حال که می کوشد حتی المقدور انسانها را به این استعداد و قابلیت برساند.از آنهایی هم که نمی توانند اهل سیروسلوک باشند میخواهد براساس«هر چه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند»زندگی کنند.(ذو مراتب بودن انسانها)
🔟دارای«روحانیت»نیست.اساتید معنوی طبقه ای را تشکیل نمی دهند و امتیازات خاصی ندارند.
👤 #مصطفی_ملکیان
بررسی وضعیت فکر دینی در دنیای معاصر
❤️🍀 @filsofak
🔻دین
1⃣درباره خود دعوی صدق انحصاری دارد.
2⃣معمولا انسانهایی را که متدین به سایر ادیانند دعوت به تغییر دین میکند.
3⃣بیشتر به خدای متشخص و انسانوار قائل است.
4⃣بیشتر معطوف به بیرون از خود(the self) است.
5⃣بیشتر معطوف به سعادت آتی و آنجهانی است.
6⃣مبتنی بر ایمان و تعبد است.
7⃣معمولا فاقد جنبه اسطوره ای نیست.
8⃣بیشتر خواهان این است که شخص کاملا به معتقدات،اخلاقیات و عبادیات خاصی التزام ورزد و از آنها عدول نکند.
9⃣خطابش متوجه همه انسانهاست.
🔟دارای طبقه ای به نام روحانیت هست که وظایف و امتیازات خاص خود را دارند.
🔻معنویت
1⃣درباره هیچ دینی دعوی صدق انحصاری ندارد،بلکه هر دینی را تجربه معنوی ای میداند که از سایر تجارب معنوی (یعنی سایر ادیان) بی نیاز نیست.
2⃣هیچ کسی را دعوت به تغییر دین نمی کند،بلکه از هر کسی می خواهد که واقعا ملتزم به دین خود باشد.
3⃣به خدای غیرمتشخص و ناانسانوار قائل است.
4⃣کاملا معطوف به درون«خود» است و با ساحات وجودی سروکار دارد.
5⃣کاملا معطوف به سعادت کنونی و این جهانی است،در عین اینکه منکر زندگی پس از مرگ نیست به تعبیری،سعادت آجل را اولیه،و بلکه رویه دیگر سعادت عاجل میداند.همه چیز را به همین جا منتقل میکند و از اینرو،آزمون پذیر است و تعبدی نیست.
6⃣به هیچ منبعی ایمان و تعبد نمی ورزد،بلکه همه احکام و تعالیم را به بوته آزمون شخصی میگذارد.(به تعبیر سقراط :زندگی آزموده)
7⃣به هیچ وجه،جنبه اسطوره ای ندارد.
8⃣یکسره خواهان حصول تجربه شهودی و بی واسطه عالم واقع است.از اینرو،برای معتقدات،اخلاقیات،مناسک و شعائر فقط تا آنجا ارزش قائل است که به حصول آن تجربه بینجامد.
9⃣خطابش فقط متوجه انسانهایی است که استعداد و قابلیت سیر و سلوک دارند،در عین حال که می کوشد حتی المقدور انسانها را به این استعداد و قابلیت برساند.از آنهایی هم که نمی توانند اهل سیروسلوک باشند میخواهد براساس«هر چه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند»زندگی کنند.(ذو مراتب بودن انسانها)
🔟دارای«روحانیت»نیست.اساتید معنوی طبقه ای را تشکیل نمی دهند و امتیازات خاصی ندارند.
👤 #مصطفی_ملکیان
بررسی وضعیت فکر دینی در دنیای معاصر
❤️🍀 @filsofak
▫️پزشك از بدخلقي يك بيمار ديوانه يا مريضي كه تب دارد مكدر نمي شود. انسان بايد از رفتار پزشك با بيمارش الگو بگيرد و بدرفتاريهاي ديگران را به حساب بيماري آنان بگذارد.
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✔️ چگونه یک زندگی معنادار بسازیم؟
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak
■ به نظر میرسد ما انسانها آفریدگانی در جستوجوی معنا هستیم، با این بداقبالی که به درون جهانی تهی از معنا افکنده شدهایم. یکی از مهمترین وظایفمان ابداع معنایی است که تکیهگاه محکمی برای زندگی باشد و نیز دست زدن به تدابیری ماهرانه برای انکار این حقیقت که خودمان این معنا را خلق کردهایم. پس به این نتیجه میرسیم که معنا «جایی» در انتظار ماست. جستوجوی مداوم ما برای نظام محکم معنایی، اغلبمان را به بحران معنا دچار میکند.
افراد بیش از آنچه درمانگران تصور میکنند به دلیل نگرانیهای معنایی به درمان روی میآورند. یونگ گزارش کرده که یک سوم بیمارانش به همین دلیل به او مراجعه کردهاند. در این حالت، شکایتها اشکال گوناگونی به خود میگیرد. برای مثال: «زندگیام انسجام ندارد»، «به هیچچیز اشتیاق ندارم»، «برای چه زندگی میکنم؟ که به چه برسم؟»، «زندگی حتما باید مفهوم عمیقتری داشته باشد.» «حتی حالا در پنجاهسالگی هم هنوز نمیدونم وقتی بزرگ شدم، میخواهم چه کنم.»
📚 #هنر_درمان
👤 #اروین_یالوم
❤️🍀 @filsofak
افراد بیش از آنچه درمانگران تصور میکنند به دلیل نگرانیهای معنایی به درمان روی میآورند. یونگ گزارش کرده که یک سوم بیمارانش به همین دلیل به او مراجعه کردهاند. در این حالت، شکایتها اشکال گوناگونی به خود میگیرد. برای مثال: «زندگیام انسجام ندارد»، «به هیچچیز اشتیاق ندارم»، «برای چه زندگی میکنم؟ که به چه برسم؟»، «زندگی حتما باید مفهوم عمیقتری داشته باشد.» «حتی حالا در پنجاهسالگی هم هنوز نمیدونم وقتی بزرگ شدم، میخواهم چه کنم.»
📚 #هنر_درمان
👤 #اروین_یالوم
❤️🍀 @filsofak
📝 منبرک: (تلفنِ حیات)
.
معطل نکن!
آب دستت هست بگذار زمین. گوشیِ تلفن و موبایلت را بردار و تماس بگیر با همانی که دلت تنگ شده برایش!
صاف و پوستکنده پشتِ گوشی چشمانش را تصور کن و با شجاعت و بدون لرز بگو: دوستت دارم...
در این دنیای محدود و دمدستی،
دست بردار از این دستدست کردنهایِ بیخود و بیثمر!
از این سکوتهایی که بوی دلخوری میدهد!
از این فاصلههای زیادی که آدمها را برایت کاذب و بزرگ میکند. واقعیتش نمیارزد...
اصلا باید آدمها را قبل از دلتنگی دید،
قبل از اینکه حسّشان مثلِ یک حبابِ بادکنکی شود و به یک تلنگری بند باشد،
قبل از اینکه در وجودشان چیزی شبیه به لایههایِ غبار رویِ اثاثیهی خانهی قدیمی بنشیند...
باور کنید حسّ دلتنگی را نه میتوان به زبان آورد نه میتوان نوشتشان. اگر هم بشود حق مطلب ادا نمیشود...
بدترین اتفاق شاید همین باشد که نمیتوانی کسی که دلتنگش هستی را همان موقعِ دلتنگی در آغوش بگیری...
سرت را درد نیاورم، میخواهم بگویم:
نگذار دلتنگیات آنقدر چاق و بزرگ شود که وقتی چشمت بهش افتاد، نشناسیاش!
نگذار بیماریِ «ديگر دوستم ندارد»، بيفتد به جانش. نگذار ذهنش وسواس بگيرد. بیمعطلی گوشی را بردار و تویِ گوشش زمزمه كن:
«دوستت دارم بي نظير من.»
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
.
معطل نکن!
آب دستت هست بگذار زمین. گوشیِ تلفن و موبایلت را بردار و تماس بگیر با همانی که دلت تنگ شده برایش!
صاف و پوستکنده پشتِ گوشی چشمانش را تصور کن و با شجاعت و بدون لرز بگو: دوستت دارم...
در این دنیای محدود و دمدستی،
دست بردار از این دستدست کردنهایِ بیخود و بیثمر!
از این سکوتهایی که بوی دلخوری میدهد!
از این فاصلههای زیادی که آدمها را برایت کاذب و بزرگ میکند. واقعیتش نمیارزد...
اصلا باید آدمها را قبل از دلتنگی دید،
قبل از اینکه حسّشان مثلِ یک حبابِ بادکنکی شود و به یک تلنگری بند باشد،
قبل از اینکه در وجودشان چیزی شبیه به لایههایِ غبار رویِ اثاثیهی خانهی قدیمی بنشیند...
باور کنید حسّ دلتنگی را نه میتوان به زبان آورد نه میتوان نوشتشان. اگر هم بشود حق مطلب ادا نمیشود...
بدترین اتفاق شاید همین باشد که نمیتوانی کسی که دلتنگش هستی را همان موقعِ دلتنگی در آغوش بگیری...
سرت را درد نیاورم، میخواهم بگویم:
نگذار دلتنگیات آنقدر چاق و بزرگ شود که وقتی چشمت بهش افتاد، نشناسیاش!
نگذار بیماریِ «ديگر دوستم ندارد»، بيفتد به جانش. نگذار ذهنش وسواس بگيرد. بیمعطلی گوشی را بردار و تویِ گوشش زمزمه كن:
«دوستت دارم بي نظير من.»
#مصطفی_سلیمانی
(مشاور خانواده)
❤️🍀 @filsofak
دی کاپریو تو فیلم گرگ وال استریت یه دیالوگ داره که میگه:
"حواست به آدمهايى كه وقتى برنده میشى، تشويقت نمیكنن؛ باشه"
خیلی علامت مهمی است برای فهمیدن ذات آدمها.
❤️🍀 @filsofak
"حواست به آدمهايى كه وقتى برنده میشى، تشويقت نمیكنن؛ باشه"
خیلی علامت مهمی است برای فهمیدن ذات آدمها.
❤️🍀 @filsofak
Main Title
Ryūichi Sakamoto
موسیقی فیلم revenant
❤️🍀 @filsofak
❤️🍀 @filsofak