20-23.pdf
336.2 KB
مجله خانههایروشن۶۶
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۵
موضوع: #همسرانه (۴)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
دبیر: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۳۶۵
موضوع: #همسرانه (۴)
انتشارش دهید.
🍀❤️ @filsofak
مردمی که تحت قانون ظلم به سر
میبرند شهامت و فضیلت اخلاقی
را از دست میدهند ،
و به مرضِ ترس و چاپلوسی گرفتار میشوند که ریشه حیاتشان را میسوزاند !
#میرزا_آقاخان_کرمانی
❤️🍀 @filsofak
میبرند شهامت و فضیلت اخلاقی
را از دست میدهند ،
و به مرضِ ترس و چاپلوسی گرفتار میشوند که ریشه حیاتشان را میسوزاند !
#میرزا_آقاخان_کرمانی
❤️🍀 @filsofak
زمانی فکر میکردم که انسان بودن عالیترین هدف آدم است،
اما حال میبینم که این تفکر به هدفی جز نابودی من منتهی نمیشد.
امروز با کمال افتخار میگویم که غیرانسانم، که متعلق به مردم و دولتها نیستم، که با اصول و عقاید هیچ کاری ندارم.
با ماشینِ پر غیژ و غوژِ انسانیت هیچ کاری ندارم - من متعلق به کرهی خاکیام! این را دراز کشیده و سر بر بالش میگویم!
#مدار_راس_السرطان
#هنری_میلر
❤️🍀 @filsofak
اما حال میبینم که این تفکر به هدفی جز نابودی من منتهی نمیشد.
امروز با کمال افتخار میگویم که غیرانسانم، که متعلق به مردم و دولتها نیستم، که با اصول و عقاید هیچ کاری ندارم.
با ماشینِ پر غیژ و غوژِ انسانیت هیچ کاری ندارم - من متعلق به کرهی خاکیام! این را دراز کشیده و سر بر بالش میگویم!
#مدار_راس_السرطان
#هنری_میلر
❤️🍀 @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فیلم_کوتاه_انیمیشن
عشق، در گذر عمر
کارگردان: Carlos Lascano
محصول: 2008
استاپموشن، یک داستان کوتاه عاشقانه
❤️🍀 @filsofak
عشق، در گذر عمر
کارگردان: Carlos Lascano
محصول: 2008
استاپموشن، یک داستان کوتاه عاشقانه
❤️🍀 @filsofak
در گذشته، سانسور از طریق مسدود کردن جریان اطلاعات به اجرا در میآمد. در قرن بیستویکم، از طریق غوطهور کردن انسانها در سیلاب اطلاعات بیاهمیت و نامربوط عملی میشود.
انسانها واقعا نمیدانند به چه چیزی توجه نشان دهند، و اغلبْ وقت خود را صرف بحث و بررسی دربارهی موضوعات فرعی میکنند.
در زمانهای دور، قدرت داشتن به معنی دسترسی به اطلاعات بود. اکنون قدرت یعنی آگاهی بر اینکه از چه چیز باید چشم پوشید.
📙 #انسان_خداگونه
👤 #یووال_نوح_هراری
❤️🍀 @filsofak
انسانها واقعا نمیدانند به چه چیزی توجه نشان دهند، و اغلبْ وقت خود را صرف بحث و بررسی دربارهی موضوعات فرعی میکنند.
در زمانهای دور، قدرت داشتن به معنی دسترسی به اطلاعات بود. اکنون قدرت یعنی آگاهی بر اینکه از چه چیز باید چشم پوشید.
📙 #انسان_خداگونه
👤 #یووال_نوح_هراری
❤️🍀 @filsofak
مهمترین چیز در زندگی چیست؟ اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا. اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد می میرد، خواهد گفت گرما. و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدمها.
ولی هنگامی که این نیاز های اولیه برآورده شد ـ آیا چیزی می ماند که انسان( بدان نیازمند باشد؟ فیلسوفان می گویند بلی....و آن این است که بدانیم که ما کیستیم و در اینجا چه می کنیم؟"
" یوستین گرودر "
" دنیای سوفی "
❤️🍀 @filsofak
ولی هنگامی که این نیاز های اولیه برآورده شد ـ آیا چیزی می ماند که انسان( بدان نیازمند باشد؟ فیلسوفان می گویند بلی....و آن این است که بدانیم که ما کیستیم و در اینجا چه می کنیم؟"
" یوستین گرودر "
" دنیای سوفی "
❤️🍀 @filsofak
آدم های رمانتیک قد خر شعور ندارند.
هیچ چیز جالب و خوبی در عشق یک طرفه وجود ندارد. به نظرم کثافت است، کثافت مطلق. عشق به کسی که پاسخ احساساتت را نمی دهد ممکن است در کتاب ها هیجان انگیز باشد ولی در واقعیت به شکل غیر قابل تحملی خسته کننده است.
به تو میگویم چه چیزی هیجان انگیز است: شب های پرشور و خیس عرق. ولی نشستن روی ایوان خانه ی زنی خواب که رویای تو را نمی بیند دیر گذر است و غمناک.
#جزء_از_کل
#استیو_تولتز
🍀❤️ @filsofak
هیچ چیز جالب و خوبی در عشق یک طرفه وجود ندارد. به نظرم کثافت است، کثافت مطلق. عشق به کسی که پاسخ احساساتت را نمی دهد ممکن است در کتاب ها هیجان انگیز باشد ولی در واقعیت به شکل غیر قابل تحملی خسته کننده است.
به تو میگویم چه چیزی هیجان انگیز است: شب های پرشور و خیس عرق. ولی نشستن روی ایوان خانه ی زنی خواب که رویای تو را نمی بیند دیر گذر است و غمناک.
#جزء_از_کل
#استیو_تولتز
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعار سازمان بهداشت جهانی:
«افسردگی بیداد میکند؛ باهم حرف بزنید»
باهم حرف بزنید
باهم حرف بزنیم
باهم حرف…
❤️🍀 @filsofak
«افسردگی بیداد میکند؛ باهم حرف بزنید»
باهم حرف بزنید
باهم حرف بزنیم
باهم حرف…
❤️🍀 @filsofak
آدمیان آنقدر از تعصبات فرقهای و جنگهای خونین مذهبی رنج بردهاند و آنقدر بر سر اثبات حقانیت این یا آن دین و یا گرفتن این یا آن قطعه خاک، به عبث نزاع کردهاند که امروزه قانع شدهاند که بهتر است که یکدیگر را برابر و برادر بشناسند و حقوق مشترکی برای یکدیگر قائل باشند و هیچکس را به دلیل داشتن رنگی یا زبانی یا ملیتی یا عقیدهای خاص، فروتر از انسان نشمارند و حقوق کمتری به او ندهند. انسان بودن، برای داشتن حقوقی خاص کافی است، و حاجت نیست که در انسان بودن او نژاد و رنگ و خاک و عقیده و زبان و ملیت و طبقه را داخل کنیم.
... عادلانهتر آن است که نابرابری در حقوق را امری مکتسب بدانیم و هیچکس را پیشاپیش، به دلیل داشتن دینی یا زادهشدن در خانوادهای یا خاکی یا در میان قومی واجد حقوقی خاص نشماریم. و این برخلاف آرای پارهای از نژادگرایان یا دینداران و یا قومیتپرستان است که برای خود از پیش، حقی قائلند و خود را برتر از دیگران میشمارند و به خود حق میدهند تا با دیگران معاملۀ نامنصفانه و نابرابر کنند و به اندازۀ خود، برای آنها حق انتخاب دین و همسر و تابعیت و حیات و ... قائل نباشند.
" از مقالۀ حکومت دموکراتیک دینی "
" عبدالکریم سروش "
🍀❤️ @filsofak
... عادلانهتر آن است که نابرابری در حقوق را امری مکتسب بدانیم و هیچکس را پیشاپیش، به دلیل داشتن دینی یا زادهشدن در خانوادهای یا خاکی یا در میان قومی واجد حقوقی خاص نشماریم. و این برخلاف آرای پارهای از نژادگرایان یا دینداران و یا قومیتپرستان است که برای خود از پیش، حقی قائلند و خود را برتر از دیگران میشمارند و به خود حق میدهند تا با دیگران معاملۀ نامنصفانه و نابرابر کنند و به اندازۀ خود، برای آنها حق انتخاب دین و همسر و تابعیت و حیات و ... قائل نباشند.
" از مقالۀ حکومت دموکراتیک دینی "
" عبدالکریم سروش "
🍀❤️ @filsofak
به طور تناقضآلودی، خودداری از پاسخ دادن به توهین، یکی از موثرترین پاسخهای ممکن است.
یک دلیلش چنان که سنکا یاد آور میشود این است که خاموشی ما ممکن است برای فردی که توهین کرده است، گیج کننده باشد؛ به این معنی که نمیداند آیا توهینش را فهمیدهایم یا خیر؛ به علاوه، با این کار اجازه نمیدهیم از توهینش لذت ببرد و در نتیجه به احتمال زیاد پریشان میشود.
پاسخ ندادن نشان میدهد که بود و نبود او در نظرمان یکسان است و از آنجا که هیچکس دوست ندارد نادیده گرفته شود، عدم تمایلِ ما به پاسخ دهی، احساس تحقیر شدگی را در او برمیانگیزد...
" ویلیام بی. اروین "
" فلسفهای برای زندگی "
❤️🍀 @filsofak
یک دلیلش چنان که سنکا یاد آور میشود این است که خاموشی ما ممکن است برای فردی که توهین کرده است، گیج کننده باشد؛ به این معنی که نمیداند آیا توهینش را فهمیدهایم یا خیر؛ به علاوه، با این کار اجازه نمیدهیم از توهینش لذت ببرد و در نتیجه به احتمال زیاد پریشان میشود.
پاسخ ندادن نشان میدهد که بود و نبود او در نظرمان یکسان است و از آنجا که هیچکس دوست ندارد نادیده گرفته شود، عدم تمایلِ ما به پاسخ دهی، احساس تحقیر شدگی را در او برمیانگیزد...
" ویلیام بی. اروین "
" فلسفهای برای زندگی "
❤️🍀 @filsofak
این راننده تاکسی در بلاروس سنجاب کوچکی در حال مرگ پیدا کرد
او از سنجاب مراقبت کرد و حالا سنجاب از او جدا نمیشودو با هم به سر کار میروند!
دوستی آنها در شبکه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته!
🍀❤️ @filsofak
او از سنجاب مراقبت کرد و حالا سنجاب از او جدا نمیشودو با هم به سر کار میروند!
دوستی آنها در شبکه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته!
🍀❤️ @filsofak
✍️📚📖
سرجمع همه ی عشق ورزی های نسل حاضر، تأمل جدی نوع بشر درباره ی ساخت نسل آینده است، درباره ی آنچه که نسل های بی شمار پس از آنها بدان وابسته اند. عشق امری است بس مهم، زیرا برخلاف سایر امور، سروکاری با خوشبختی و بدبختی فرد حاضر ندارد؛ عشق باید هستی و ماهیت ویژه ی بشر آینده را تأمین کند؛ از این رو اراده ی فردی با چهره ی عظیم تر اراده ی نوع ظاهر می شود؛ و همین امر عشق ورزی را سرشار از معانی احساسی و والا، و هیجانات و زحمات آن را متعالی می سازد. احساساتی که قرنها است شاعران از تشریحشان به انحای مختلف خسته نشده اند. موضوعی وجود ندارد که بتواند در جذابیت با عشق همسری کند، چرا که عشق هم با خوشبختی و بدبختی نوع مربوط است و هم با آنچه در سعادت فرد، به عنوان ظاهر و پوسته دخیل است. به همین دلیل است که خلق داستانی تهی از نشانه های عشق کاری است بس دشوار؛ و در سوی مقابل، موضوع عشق هرچند همواره مورد استفاده بوده و هست هرگز کهنه نمی گردد.
📄 (#آرتور_شوپنهاور/ #متافیزیک_عشق_جنسی/ترجمهی رضا ولی یاری))
❤️🍀 @filsofak
سرجمع همه ی عشق ورزی های نسل حاضر، تأمل جدی نوع بشر درباره ی ساخت نسل آینده است، درباره ی آنچه که نسل های بی شمار پس از آنها بدان وابسته اند. عشق امری است بس مهم، زیرا برخلاف سایر امور، سروکاری با خوشبختی و بدبختی فرد حاضر ندارد؛ عشق باید هستی و ماهیت ویژه ی بشر آینده را تأمین کند؛ از این رو اراده ی فردی با چهره ی عظیم تر اراده ی نوع ظاهر می شود؛ و همین امر عشق ورزی را سرشار از معانی احساسی و والا، و هیجانات و زحمات آن را متعالی می سازد. احساساتی که قرنها است شاعران از تشریحشان به انحای مختلف خسته نشده اند. موضوعی وجود ندارد که بتواند در جذابیت با عشق همسری کند، چرا که عشق هم با خوشبختی و بدبختی نوع مربوط است و هم با آنچه در سعادت فرد، به عنوان ظاهر و پوسته دخیل است. به همین دلیل است که خلق داستانی تهی از نشانه های عشق کاری است بس دشوار؛ و در سوی مقابل، موضوع عشق هرچند همواره مورد استفاده بوده و هست هرگز کهنه نمی گردد.
📄 (#آرتور_شوپنهاور/ #متافیزیک_عشق_جنسی/ترجمهی رضا ولی یاری))
❤️🍀 @filsofak
🔴سه آفت برخاسته از بدفهمی دین
🔹فهم اينكه دين درست و راستين چيست متوقف است بر تعريفى كه از دين داريم. دين را هم به صور و اشكال بسيار متعددى تعريف كرده اند كه تنها يكى از آنها تعريف كاركردى است، يعنى تعريف دين بر حسب كاركردى كه دارد يا بايد داشته باشد. اما كاركرد يا كاركردهايى كه دين دارد يا بايد داشته باشد نيز مورد اجماع نيست.اما اجمالا می توانم بگويم كه به طور كلى، سه نوع آفت می تواند عارض دين شود. گاهى دين تضعيف می شود، گاهى به بيراهه می رود، و گاهى هدفى كه از آن در نظر بوده است معكوس می شود.
🔹به عبارت ديگر گاهى قدرت دين كم مىشود، گاهى قدرتش ضايع میشود و به هدر میرود، و گاهى از قدرتش سوء استفاده میشود.بعيد نيست كه بتوان ادعا كرد كه همه قبول دارند كه اين سه نوع آفت میتوانند دامنگير دين شوند. فقط اختلاف بر سر مصاديق اين سه نوع است.
1️⃣تضعيف شدن دين فقط به اين نيست كه تعداد پيروان آن كاهش يابد يا پيروانش مثلا روزهاى يكشنبه به كليسا نروند يا روزهاى جمعه به نماز جمعه. بلكه آنچه مهمتر است اين است كه دين منحصر به چند عمل عبادى شود كه كسرى و درصدى ازكل اوقات شبانه روز فرد را به خود اختصاص دهند، چنانكه گويى فرد كسرى از شبانه روز را در خواب است، كسر ديگرى را در حال كسب درآمد، كسر ديگرى را در حال خريد مايحتاج زندگى ، و... و كسر ديگرى را هم در حال ديندارى.ديندارى بخشى از اشتغالات شبانه روزى آدمى نيست، بلكه روحيه اى است كه آدمى با آن روحيه در همه اشتغالات شبانه روزی اش حضور می يابد. همانطور كه مثلا نمیتوان گفت كه آدمى در بخشى از اوقات شبانه روزش نفس میكشد و از اكسيژن هوا استفاده میكند و در ساير بخشهاى شبانه روز به كارهاى ديگرى میپردازد، بلكه، در واقع، در تمام اوقات در عين اينكه از اكسيژن هوا بهره میبرد به كارهاى گونه گون خود مشغول است، درست به همين نحو، نمیتوان ديندارى را منحصر به بخشى از اوقات شبانه روز كرد.
2️⃣و اما به بيراهه رفتن دين. دين وقتى به بيراهه میرود و قدرتش ضايع میشود كه متدين دين را دستمايه افتخار و مباهات كند و تمام دغدغه اش اين شود كه به ديگران بباوراند كه تنها دين او دين حقيقى است و تنها او و همكيشانش در زمره فرقه ناجيه اند. كوهنورد واقعى كسى نيست كه در دامنه كوه بايستد تا به همه كسانى كه در تيررس صداى اويند اعلام كند كه تنها راهى كه او در پيش گرفته است به قله مىرسد، بلكه كسى است كه از همه امكاناتى كه در اختيار دارد كمال استفاده را مىكند تا راهى بيابد كه سريعتر، سهلتر، و مطمئنتر به قله رهنمون شود.انتساب به يك دين و مذهب خاص، كه در اكثريت قريب به اتفاق موارد هم چيزى نيست جز دين و مذهب آباء و اجدادى و، بنابراين، مثل بسيارى از داراييهاى ديگر، ارثى است، نه حسن و هنرى است (در مورد دين و مذهب خودمان) و نه قبح و عيبى است (در مورد دين و مذهب ديگران); آنچه مهم است اين است كه همه نيرويمان را صرف سلوك دينى كنيم.
3️⃣ معكوس شدن هدف دين هم چندين مصداق دارد; از جمله يكى اينكه هدف دين را حفظ يك سلسله قوالب و ظواهر بدانيم و نفهميم كه قالب و ظاهر دين، اگر ارزشى دارد، به سبب اين است كه مقدمه و وسيله ی وصول به محتوا و باطن دين است.همين سوء فهم است كه موجب تقديس قوالب و ظواهر دينى و تحجر و جمود ورزيدن بر آنها، به قيمت از كف دادن محتوا و باطن دين، میشود. مصداق ديگر معكوس شدن هدف دين اين است كه گمان كنيم كه دين آمده است تا بهشتى زمينى پديد آورد. ما آدميان را يك بار براى هميشه از بهشت زمينى بيرون كرده اند. نبايد، تحت تاثير ناكجاآبادها و مدينه هاى فاضلهاى كه مكاتب غير دينى به بشر وعده داده اند و براى اينكه، به گمان خودمان، از رقباى غير دينى خود عقب نيفتيم، هدف دين را هم ايجاد بهشتى زمينى تلقى كنيم. حتى اگر قبول كنيم كه دين براى كاهش درد و رنج بشر آمده است (كه من قبول دارم) و حتى اگر بپذيريم كه اگر انسانها واقعا متدينانه زندگى كنند حيات دنيويشان هم آبادتر و معمورتر میشود، باز نتيجه نمی شود كه دين براى ايجاد ناكجاآباد (utopia) زمينى آمده است.دين آمده است كه درون هر يك از ما را بهشتى كند. دين آمده است كه روان ما را آباد و معمور كند و آبادى و معمورى روان به اين است كه از آرامش، شادى، و اميد بهره ور باشد، حصول اين سه وصف بهشتى پيامد ديندارى واقعى اند. اشتباه نشود. من با پديد آمدن بهشت زمينى هيچگونه مخالفتى ندارم; سخن من فقط اين است كه وعدهاى را كه دين نداده است ما از سوى دين به مردم ندهيم. در عوض، مفاد وعده اى را كه دين واقعا داده است به مخاطبانمان تفهيم كنيم.دين می تواند با فرد آدمى كارى كند كه آن فرد، حتى اگر در جامعه اى ناسالم و فاسد و جهنمى هم به سر میبرد، خود سالم و صالح و بهشتى باشد، مانند نيلوفرى خوشرنگ و دل انگيز كه از دل باتلاقى آلوده و عفن سر برمى آورد.
💢مصاحبه مجله هفت آسمان با استاد مصطفي ملكيان
❤️🍀 @filsofak
🔹فهم اينكه دين درست و راستين چيست متوقف است بر تعريفى كه از دين داريم. دين را هم به صور و اشكال بسيار متعددى تعريف كرده اند كه تنها يكى از آنها تعريف كاركردى است، يعنى تعريف دين بر حسب كاركردى كه دارد يا بايد داشته باشد. اما كاركرد يا كاركردهايى كه دين دارد يا بايد داشته باشد نيز مورد اجماع نيست.اما اجمالا می توانم بگويم كه به طور كلى، سه نوع آفت می تواند عارض دين شود. گاهى دين تضعيف می شود، گاهى به بيراهه می رود، و گاهى هدفى كه از آن در نظر بوده است معكوس می شود.
🔹به عبارت ديگر گاهى قدرت دين كم مىشود، گاهى قدرتش ضايع میشود و به هدر میرود، و گاهى از قدرتش سوء استفاده میشود.بعيد نيست كه بتوان ادعا كرد كه همه قبول دارند كه اين سه نوع آفت میتوانند دامنگير دين شوند. فقط اختلاف بر سر مصاديق اين سه نوع است.
1️⃣تضعيف شدن دين فقط به اين نيست كه تعداد پيروان آن كاهش يابد يا پيروانش مثلا روزهاى يكشنبه به كليسا نروند يا روزهاى جمعه به نماز جمعه. بلكه آنچه مهمتر است اين است كه دين منحصر به چند عمل عبادى شود كه كسرى و درصدى ازكل اوقات شبانه روز فرد را به خود اختصاص دهند، چنانكه گويى فرد كسرى از شبانه روز را در خواب است، كسر ديگرى را در حال كسب درآمد، كسر ديگرى را در حال خريد مايحتاج زندگى ، و... و كسر ديگرى را هم در حال ديندارى.ديندارى بخشى از اشتغالات شبانه روزى آدمى نيست، بلكه روحيه اى است كه آدمى با آن روحيه در همه اشتغالات شبانه روزی اش حضور می يابد. همانطور كه مثلا نمیتوان گفت كه آدمى در بخشى از اوقات شبانه روزش نفس میكشد و از اكسيژن هوا استفاده میكند و در ساير بخشهاى شبانه روز به كارهاى ديگرى میپردازد، بلكه، در واقع، در تمام اوقات در عين اينكه از اكسيژن هوا بهره میبرد به كارهاى گونه گون خود مشغول است، درست به همين نحو، نمیتوان ديندارى را منحصر به بخشى از اوقات شبانه روز كرد.
2️⃣و اما به بيراهه رفتن دين. دين وقتى به بيراهه میرود و قدرتش ضايع میشود كه متدين دين را دستمايه افتخار و مباهات كند و تمام دغدغه اش اين شود كه به ديگران بباوراند كه تنها دين او دين حقيقى است و تنها او و همكيشانش در زمره فرقه ناجيه اند. كوهنورد واقعى كسى نيست كه در دامنه كوه بايستد تا به همه كسانى كه در تيررس صداى اويند اعلام كند كه تنها راهى كه او در پيش گرفته است به قله مىرسد، بلكه كسى است كه از همه امكاناتى كه در اختيار دارد كمال استفاده را مىكند تا راهى بيابد كه سريعتر، سهلتر، و مطمئنتر به قله رهنمون شود.انتساب به يك دين و مذهب خاص، كه در اكثريت قريب به اتفاق موارد هم چيزى نيست جز دين و مذهب آباء و اجدادى و، بنابراين، مثل بسيارى از داراييهاى ديگر، ارثى است، نه حسن و هنرى است (در مورد دين و مذهب خودمان) و نه قبح و عيبى است (در مورد دين و مذهب ديگران); آنچه مهم است اين است كه همه نيرويمان را صرف سلوك دينى كنيم.
3️⃣ معكوس شدن هدف دين هم چندين مصداق دارد; از جمله يكى اينكه هدف دين را حفظ يك سلسله قوالب و ظواهر بدانيم و نفهميم كه قالب و ظاهر دين، اگر ارزشى دارد، به سبب اين است كه مقدمه و وسيله ی وصول به محتوا و باطن دين است.همين سوء فهم است كه موجب تقديس قوالب و ظواهر دينى و تحجر و جمود ورزيدن بر آنها، به قيمت از كف دادن محتوا و باطن دين، میشود. مصداق ديگر معكوس شدن هدف دين اين است كه گمان كنيم كه دين آمده است تا بهشتى زمينى پديد آورد. ما آدميان را يك بار براى هميشه از بهشت زمينى بيرون كرده اند. نبايد، تحت تاثير ناكجاآبادها و مدينه هاى فاضلهاى كه مكاتب غير دينى به بشر وعده داده اند و براى اينكه، به گمان خودمان، از رقباى غير دينى خود عقب نيفتيم، هدف دين را هم ايجاد بهشتى زمينى تلقى كنيم. حتى اگر قبول كنيم كه دين براى كاهش درد و رنج بشر آمده است (كه من قبول دارم) و حتى اگر بپذيريم كه اگر انسانها واقعا متدينانه زندگى كنند حيات دنيويشان هم آبادتر و معمورتر میشود، باز نتيجه نمی شود كه دين براى ايجاد ناكجاآباد (utopia) زمينى آمده است.دين آمده است كه درون هر يك از ما را بهشتى كند. دين آمده است كه روان ما را آباد و معمور كند و آبادى و معمورى روان به اين است كه از آرامش، شادى، و اميد بهره ور باشد، حصول اين سه وصف بهشتى پيامد ديندارى واقعى اند. اشتباه نشود. من با پديد آمدن بهشت زمينى هيچگونه مخالفتى ندارم; سخن من فقط اين است كه وعدهاى را كه دين نداده است ما از سوى دين به مردم ندهيم. در عوض، مفاد وعده اى را كه دين واقعا داده است به مخاطبانمان تفهيم كنيم.دين می تواند با فرد آدمى كارى كند كه آن فرد، حتى اگر در جامعه اى ناسالم و فاسد و جهنمى هم به سر میبرد، خود سالم و صالح و بهشتى باشد، مانند نيلوفرى خوشرنگ و دل انگيز كه از دل باتلاقى آلوده و عفن سر برمى آورد.
💢مصاحبه مجله هفت آسمان با استاد مصطفي ملكيان
❤️🍀 @filsofak