This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴حکومتی که حقوق مردم را رعایت نکند سقوط میکند!
🔴رحیمپور ازغدی:
🔴 امام علی(ع) میفرمایند هر دولت و حکومتی که حقوق مردم را رعایت نکند سقوط میکند.
🔴 فرق امام علی(ع) و معاویه در عدالت و نحوه حکومت بود وگرنه معاویه هم میگفت نماز بخوانید، روزه بگیرید، حج بروید و خودش مسابقات قرآن برگزار میکرد.
🔴 فیشهای حقوقی ۷۰ میلیونی و ۱۰۰ میلیونی را میبینیم، میگوییم این خیانت است و باید آنها را محاکمه و اخراج کنید؛ میگویند با استناد به کدام ماده قانونی؟ نادانها! با استناد به اصل #انقلاب.
🔴 نمیفهمید سادهزیستی مسئولین جزو اصول این انقلاب است؟ یک وقتی در جمهوری اسلامی مسئولان افتخار میکردند که ادای گداها را در بیاورند.
🍀❤️ @filsofak
🔴رحیمپور ازغدی:
🔴 امام علی(ع) میفرمایند هر دولت و حکومتی که حقوق مردم را رعایت نکند سقوط میکند.
🔴 فرق امام علی(ع) و معاویه در عدالت و نحوه حکومت بود وگرنه معاویه هم میگفت نماز بخوانید، روزه بگیرید، حج بروید و خودش مسابقات قرآن برگزار میکرد.
🔴 فیشهای حقوقی ۷۰ میلیونی و ۱۰۰ میلیونی را میبینیم، میگوییم این خیانت است و باید آنها را محاکمه و اخراج کنید؛ میگویند با استناد به کدام ماده قانونی؟ نادانها! با استناد به اصل #انقلاب.
🔴 نمیفهمید سادهزیستی مسئولین جزو اصول این انقلاب است؟ یک وقتی در جمهوری اسلامی مسئولان افتخار میکردند که ادای گداها را در بیاورند.
🍀❤️ @filsofak
سحر را فراموش نکنید
امروز همزمان با شادی و خندۀ خواهرانم در ورزشگاه آزادی، من در دل برای دختر آبی گریستم. غمانگیزتر از مرگ او، تأثیر نگذاشتن خون او بر تصمیم مسئولان و سیاستگذاران داخلی است. آنچه درهای ورزشگاه آزادی را به روی زنان باز کرد، تهدیدهای فیفا بود، نه خودکشی سحر خدایاری. خون سحر، فیفا را مجبور به موضعگیری کرد و موضع جدید فیفا، مسئولان را مجبور به تن دادن به سادهترین خواستۀ شهروندان کشور.
ای کسانی که امروز خندیدید و شادی کردید، سحر را فراموش نکنید.
رضا بابایی
۹۸/۷/۱۸
❤️🍀 @filsofak
امروز همزمان با شادی و خندۀ خواهرانم در ورزشگاه آزادی، من در دل برای دختر آبی گریستم. غمانگیزتر از مرگ او، تأثیر نگذاشتن خون او بر تصمیم مسئولان و سیاستگذاران داخلی است. آنچه درهای ورزشگاه آزادی را به روی زنان باز کرد، تهدیدهای فیفا بود، نه خودکشی سحر خدایاری. خون سحر، فیفا را مجبور به موضعگیری کرد و موضع جدید فیفا، مسئولان را مجبور به تن دادن به سادهترین خواستۀ شهروندان کشور.
ای کسانی که امروز خندیدید و شادی کردید، سحر را فراموش نکنید.
رضا بابایی
۹۸/۷/۱۸
❤️🍀 @filsofak
♦️حضور بانوان در ورزشگاه و قربانی شدن فقه و فقاهت!
✍سید حمید علوی
🔹1. سالها دین و فقه و فقاهت و فتوا را خرج این مساله کردیم که خدا با حضور بانوان در استادیوم های ورزشی فوتبال آقایان مخالف است و این حکم الله است.
2. البته بودند فقهای تیزبینی که سریع اظهار نظر نکردند و مساله را به موضوع شناسی شورای فرهنگ عمومی کشور موکول کردند و....
3. امروز هم سمبه پرزور فیفا، فتوا و فقه را به حاشیه رانده و ترس از تعلیق فوتبال همه را به نوعی سکوت هوشمندانه و البته قهرمانانه وادار کرد.
4. ای کاش دین و فقه و خدا را خرج این امور که پایش آن قدر محکم نیست نمی کردیم از آن جهت می گویم آن قدر محکم نیست چون اگر محکم بود حکم فیفا که سهل است فیلا هم کاری از پیش نمی برد.
5. برخی امور دیگر هم که بیشتر ذوقیات متفقهین یا ناشی از تمایلات فردی متدین فقه دان است ممکن است روزی با سمبه پرزوری به سرنوشت همین حضور بانوان در ورزشگاه های فوتبال مردانه منجر شود پس چقدر خوب که قبل از این فشارهای پرشور خودمان اذعان کنیم که خیلی هم معلوم نیست نظر خدا این باشد تا لااقل جوانان و مؤمنان نسبت به بقیه احکام الله قطعی یا ظنی معتبر مشکوک نشوند.
6. شاید شاید مسائلی مانند کنسرت نشان دادن یا ندادن ساز موسیقی -کروات- حجاب برای همه حتی غیر مسلمانان کشور_ رییس جمهور شدن زنان_ ساختن یا نساختن فیلم برای شمس و مولانا و حافظ و....و....از مصادیق مساله بالا باشد البته شاید.
7. آنچه در این مساله حضور بانوان در ورزشگاه فوتبال قربانی شد بی شک فقه و فقاهت و استحکام احکام الله و فتوا بود!
❤️🍀 @filsofak
✍سید حمید علوی
🔹1. سالها دین و فقه و فقاهت و فتوا را خرج این مساله کردیم که خدا با حضور بانوان در استادیوم های ورزشی فوتبال آقایان مخالف است و این حکم الله است.
2. البته بودند فقهای تیزبینی که سریع اظهار نظر نکردند و مساله را به موضوع شناسی شورای فرهنگ عمومی کشور موکول کردند و....
3. امروز هم سمبه پرزور فیفا، فتوا و فقه را به حاشیه رانده و ترس از تعلیق فوتبال همه را به نوعی سکوت هوشمندانه و البته قهرمانانه وادار کرد.
4. ای کاش دین و فقه و خدا را خرج این امور که پایش آن قدر محکم نیست نمی کردیم از آن جهت می گویم آن قدر محکم نیست چون اگر محکم بود حکم فیفا که سهل است فیلا هم کاری از پیش نمی برد.
5. برخی امور دیگر هم که بیشتر ذوقیات متفقهین یا ناشی از تمایلات فردی متدین فقه دان است ممکن است روزی با سمبه پرزوری به سرنوشت همین حضور بانوان در ورزشگاه های فوتبال مردانه منجر شود پس چقدر خوب که قبل از این فشارهای پرشور خودمان اذعان کنیم که خیلی هم معلوم نیست نظر خدا این باشد تا لااقل جوانان و مؤمنان نسبت به بقیه احکام الله قطعی یا ظنی معتبر مشکوک نشوند.
6. شاید شاید مسائلی مانند کنسرت نشان دادن یا ندادن ساز موسیقی -کروات- حجاب برای همه حتی غیر مسلمانان کشور_ رییس جمهور شدن زنان_ ساختن یا نساختن فیلم برای شمس و مولانا و حافظ و....و....از مصادیق مساله بالا باشد البته شاید.
7. آنچه در این مساله حضور بانوان در ورزشگاه فوتبال قربانی شد بی شک فقه و فقاهت و استحکام احکام الله و فتوا بود!
❤️🍀 @filsofak
Goosht
Bahram
هر انسانی به حکم انسان بودن، فارغ از شغل و پیشه اگر بخواهد زندگی آرمانی داشته باشد،
باید در سه حوزه چیزهایی بداند:
یکم، ادبیات جهانی: شعر، رمان، نمایشنامه و سناریو فیلم و... .
من فقط در ادبیات جهانی یک انسانشناسی عمیق را مییابم، بیشترین تاکید من بر رمان و شعر است.
دوم، بخشهایی از فلسفه را همه باید بدانند، ولو به شکل آماتوری؛ اما آماتور قوی، وگرنه کمیت زندگیشان دیر یا زود لنگ خواهد شد. این به معنای متخصص فلسفه شدن نیست.
بخشهایی از معرفتشناسی، بخشهایی از مابعدالطبیعه، بخشهایی از فلسفه زبان، بخشهایی از فلسفه ذهن، بخشهایی از فلسفه عمل، بخشهایی از فلسفه اخلاق، بخشهایی از فلسفه دین.
ما دیر یا زود به حکم انسان بودن به اینها نیاز داریم.
سوم، روانشناسی: یک بخش عظیمی از دستاوردهای روانشناسان را همه باید بهصورت آماتوری بدانیم.
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
باید در سه حوزه چیزهایی بداند:
یکم، ادبیات جهانی: شعر، رمان، نمایشنامه و سناریو فیلم و... .
من فقط در ادبیات جهانی یک انسانشناسی عمیق را مییابم، بیشترین تاکید من بر رمان و شعر است.
دوم، بخشهایی از فلسفه را همه باید بدانند، ولو به شکل آماتوری؛ اما آماتور قوی، وگرنه کمیت زندگیشان دیر یا زود لنگ خواهد شد. این به معنای متخصص فلسفه شدن نیست.
بخشهایی از معرفتشناسی، بخشهایی از مابعدالطبیعه، بخشهایی از فلسفه زبان، بخشهایی از فلسفه ذهن، بخشهایی از فلسفه عمل، بخشهایی از فلسفه اخلاق، بخشهایی از فلسفه دین.
ما دیر یا زود به حکم انسان بودن به اینها نیاز داریم.
سوم، روانشناسی: یک بخش عظیمی از دستاوردهای روانشناسان را همه باید بهصورت آماتوری بدانیم.
مصطفی ملکیان
🍀❤️ @filsofak
❤1
«خوشی» حالی است که زود میآید و زود میرود. «رضایت» مقامی است که دیر میآید و دیر میپاید. «خوشی» دست میدهد، یعنی عاطفهای انفعالی است. «رضایت» را اما باید به دست آورد، یعنی بودنی فعالانه است. انسان خوش، لزوماً از خودش و زندگیاش راضی نیست. میخندد، اما تهِ خندهاش طعم گس ملال و افسردگی است. «خوشی» اندوه را میزداید، اما ملال و افسردگی را نه. «رضایت» اما گاه ته رنگ اندوه دارد. انسان راضی همیشه شاد نیست، اما ملول و افسرده هم نیست. «خوشی» واکنش عاطفی ماست نسبت به حضور «لذّت». «رضایت» اما نوع بودن ماست در حضور «معنا». «لذّت»های زندگی خوشی میآورد، «معنا»ی زندگی رضایت. از بدیهای روزگار ما این است که بیشترمان از رضایت به خوشی بسنده کردهایم.
آرش نراقی
🍀❤️ @filsofak
آرش نراقی
🍀❤️ @filsofak
Forwarded from فلسفه اخلاق (مصطفی سلیمانی)
📝 کانال فلسفه اخلاق:
#دکتر_عبدالکریم_سروش
انگلیسیها ضرب المثلی دارند با این مضمون (کسی که فقط لندن را دیده باشد لندن را هم نمی شناسد) منظورشان این است که شما باید پاریس و رم و برلین را هم ببینی تا بتوانی بگویی لندن شهر خوبی هست یا نه، کسی که فقط قرآن را خوانده باشد در حقیقت همان قرآن را هم بلد نیست زیرا فقط در تعامل و مقایسه است که می شود هر موضوعی را بهتر فهمید، تک منبعی بودن انسان را متعصب و خشک بار می آورد و عمق فهم او را به طرز عجیبی کاهش می دهد!
🍀❤️ @filsofak
#دکتر_عبدالکریم_سروش
انگلیسیها ضرب المثلی دارند با این مضمون (کسی که فقط لندن را دیده باشد لندن را هم نمی شناسد) منظورشان این است که شما باید پاریس و رم و برلین را هم ببینی تا بتوانی بگویی لندن شهر خوبی هست یا نه، کسی که فقط قرآن را خوانده باشد در حقیقت همان قرآن را هم بلد نیست زیرا فقط در تعامل و مقایسه است که می شود هر موضوعی را بهتر فهمید، تک منبعی بودن انسان را متعصب و خشک بار می آورد و عمق فهم او را به طرز عجیبی کاهش می دهد!
🍀❤️ @filsofak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی برای کسانی که به افسردگی دچارهستند (بازیرنویس فارسی)
افسردگی بدترین بیماری خاموش که شاید خودت هم متوجه آن نیستی.
🍀❤️ @filsofak
بفرستید تا دیده شود!
افسردگی بدترین بیماری خاموش که شاید خودت هم متوجه آن نیستی.
🍀❤️ @filsofak
بفرستید تا دیده شود!
📝📝📝در نقد دوقطبیسازیهای دروغین
✍️سیدمصطفی تاجزاده
✅کیهان امروز (۱۳۹۸/۷/۲۰) بار دیگر همان خط و روشی را پیشگرفت که برخی افراد و رسانههای وابسته به دولتهای خارجی دنبال میکنند؛ دوقطبیسازی جامعه! که هم دروغ است و هم خطرناک.
✅کیهان عکس دختران آزادی را برابر عکس دختران زائر قرار داده و کوشیده است جامعه ایرانی را قطبی کند، بدون آنکه توضیح دهد چرا باید زائران حسینی در عراق را قطب مقابل مشوقان تیم ملی در حایران قرار داد؟ و این چه خدمتی به سرور آزادگان جهان است که بگوییم زائر حسینبودن یعنی مرزبندی کردن با حضور بانوان در استادیومهای ورزشی؟
✅بهراستی تلاش آن جنگطلبان تحریمخواهی که در وی. او. ای. میکوشند زنان بیباور به حجاب را به پرخاشگری به زنان محجبه بکشانند، با سوءاستفادهکنندگان از رانت رسانه میلی که درصدند بانوان محجبه را مقابل بانوان بیاعتقاد به حجاب قرار دهند، چه فرقی میکند؟
✅وقتی زنان جامعه (نه احزاب و جریانهای سیاسی) را به دو قطبی مخالف تقسیم میکنیم و بخشی از آنها را رودرروی بخشی دیگری قرار میدهیم (مهم نیست در کدام طرف ایستاده باشیم)، نفس این دوگانهسازی خطرناک است و مقدمهی سوریهشدن ایران بهشمار میرود.
✅جامعه ایران البته بسی باتجربهتر و آگاهتر از آن است که در دام تقابلسازیهای کذب ورزشی/دینی بیفتد، یا در تلهی قطبیسازی مشابه در ارزیابی اخبار اعتراضات مردمی در عراق گرفتار آید.
✅مگر ندیدیم رسانه میلی با تمام توان کوشید تظاهرات مردم عراق ضد فساد و ناکارآمدی را فتنهای برای تحتالشعاع قراردادن راهیپمایی اربعین جلوه دهد، آنهم در حالی که مرجعیت در عراق در کنار مردم ایستاد و اعلام کرد اعتراض علیه فساد و بیکفایتی را فتنه نمیداند، سرکوب خونین معترضان را موجه نمیخواند و خشونت را از هر طرفی محکوم میکند؟
✅جامعه عراق نیز مانند ایران، قطبیسازی میان متعرضان به فساد و بیکاری و بیلیاقتی را با پذیراییکنندگان از زائران حسینی نقش بر آب خواهد کرد و بهزودی بسیاری از مردمی را که در خیابانها علیه حکومت اعتراض کردند، در صف مهمانپذیران زائران اربعین خواهیم دید.
✅پیشنهاد من به شقهکنندگان ملت در دو سوی اقیانوس این است که دعوت به گفتگو، پذیرش سلایق مختلف و نیل به توافق ملی را جایگزین قطبیسازیهای غیرواقعی و آسیبزننده به یکپارچگی ملی کنید.
❤️🍀 @filsofak
✍️سیدمصطفی تاجزاده
✅کیهان امروز (۱۳۹۸/۷/۲۰) بار دیگر همان خط و روشی را پیشگرفت که برخی افراد و رسانههای وابسته به دولتهای خارجی دنبال میکنند؛ دوقطبیسازی جامعه! که هم دروغ است و هم خطرناک.
✅کیهان عکس دختران آزادی را برابر عکس دختران زائر قرار داده و کوشیده است جامعه ایرانی را قطبی کند، بدون آنکه توضیح دهد چرا باید زائران حسینی در عراق را قطب مقابل مشوقان تیم ملی در حایران قرار داد؟ و این چه خدمتی به سرور آزادگان جهان است که بگوییم زائر حسینبودن یعنی مرزبندی کردن با حضور بانوان در استادیومهای ورزشی؟
✅بهراستی تلاش آن جنگطلبان تحریمخواهی که در وی. او. ای. میکوشند زنان بیباور به حجاب را به پرخاشگری به زنان محجبه بکشانند، با سوءاستفادهکنندگان از رانت رسانه میلی که درصدند بانوان محجبه را مقابل بانوان بیاعتقاد به حجاب قرار دهند، چه فرقی میکند؟
✅وقتی زنان جامعه (نه احزاب و جریانهای سیاسی) را به دو قطبی مخالف تقسیم میکنیم و بخشی از آنها را رودرروی بخشی دیگری قرار میدهیم (مهم نیست در کدام طرف ایستاده باشیم)، نفس این دوگانهسازی خطرناک است و مقدمهی سوریهشدن ایران بهشمار میرود.
✅جامعه ایران البته بسی باتجربهتر و آگاهتر از آن است که در دام تقابلسازیهای کذب ورزشی/دینی بیفتد، یا در تلهی قطبیسازی مشابه در ارزیابی اخبار اعتراضات مردمی در عراق گرفتار آید.
✅مگر ندیدیم رسانه میلی با تمام توان کوشید تظاهرات مردم عراق ضد فساد و ناکارآمدی را فتنهای برای تحتالشعاع قراردادن راهیپمایی اربعین جلوه دهد، آنهم در حالی که مرجعیت در عراق در کنار مردم ایستاد و اعلام کرد اعتراض علیه فساد و بیکفایتی را فتنه نمیداند، سرکوب خونین معترضان را موجه نمیخواند و خشونت را از هر طرفی محکوم میکند؟
✅جامعه عراق نیز مانند ایران، قطبیسازی میان متعرضان به فساد و بیکاری و بیلیاقتی را با پذیراییکنندگان از زائران حسینی نقش بر آب خواهد کرد و بهزودی بسیاری از مردمی را که در خیابانها علیه حکومت اعتراض کردند، در صف مهمانپذیران زائران اربعین خواهیم دید.
✅پیشنهاد من به شقهکنندگان ملت در دو سوی اقیانوس این است که دعوت به گفتگو، پذیرش سلایق مختلف و نیل به توافق ملی را جایگزین قطبیسازیهای غیرواقعی و آسیبزننده به یکپارچگی ملی کنید.
❤️🍀 @filsofak
💢 از اسلام تا مسلمانی ما
🔹 اسلام مثل یک نوری است که در پشت شیشههای کج و کوله و شکسته و کثیف و آلودهای قرار گرفته باشد که وقتی مردم میخواهند آن نور را ببینند، چون از ورای این شیشهها میبینند و آن نور را به این شکلِ شکسته و کثیف و سیاه و تیره میبینند، نمیدانند که این، خاصیت این شیشه است؛ این شیشه را بشکن، میبینی که آن نور جور دیگری است.
اسلام محجوب به مسلمین است.
📝 استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج۷، ص۲۵
⭕️ کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری»🔻
🍀❤️ @filsofak
🔹 اسلام مثل یک نوری است که در پشت شیشههای کج و کوله و شکسته و کثیف و آلودهای قرار گرفته باشد که وقتی مردم میخواهند آن نور را ببینند، چون از ورای این شیشهها میبینند و آن نور را به این شکلِ شکسته و کثیف و سیاه و تیره میبینند، نمیدانند که این، خاصیت این شیشه است؛ این شیشه را بشکن، میبینی که آن نور جور دیگری است.
اسلام محجوب به مسلمین است.
📝 استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج۷، ص۲۵
⭕️ کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری»🔻
🍀❤️ @filsofak
در تفکر سنتی «تجرّد» مرحله ای موقت و انتقالی در زندگی فرد است. فرد مجرّد دیر یا زود باید ازدواج کند تا «سروسامان» بیابد. یعنی انگار تجرّد نوعی بی سروسامانی است. و اگر دوران تجرّد بدرازا بکشد، هزار و یک گمان بد به فرد مجرّد می رود. در این نگاه، زندگی مجرّدانه غیرطبیعی است، و اگر زیاده بدرازا بکشد باید در سلامت جسمی، روانی، و اخلاقی فرد تردید کرد. انگار که زندگی طبیعی و اخلاقی جز با گذر از مرحله انتقالی تجرّد دست نمی دهد. در بهترین حالت، باید به حال فرد مجرَد دل سوزاند.
اما به نظرم از ویژگیهای دوران مدرن این است که رفته رفته فرهنگ عمومی تجرّد را نه به مثابه مرحله ای موقت یا غیرطبیعی یا غیر اخلاقی یا ترحم انگیز، بلکه به مثابه نوعی سبک زندگی برسمیت می شناسد. سبک زندگی آدمها به تناسب سرشت شان فرق می کند. بعضی آدمها در کنار همسر و فرزند شکفته می شوند، بعضی آدمها در خلوت دل خواسته خود آرامش و قرار می یابند. جامعه مدرن هم امکان عینی این تنوع را فراهم می کند، یعنی امکان مجرّد زیستن را به انسانها می دهد، و هم فرهنگ احترام به سبک زندگی دل خواسته افراد را می پروراند، یعنی به جامعه می آموزد که راه شکوفایی و آرامش انسانها فقط از یک کوره راه لگد خورده و مألوف نمی گذرد.
به نظرم سر دیگر طیف هم که تأهل و زندگی زناشویی را غیراخلاقی می داند، راه به افراط می رود. زندگی مطلوب و شکوفاننده برای همه از الگوی واحد پیروی نمی کند. سبک زندگی ای که تو را می شکوفاند چه بسا من را پژمرده کند، و برعکس.
بنابراین، اگر فردا فرد مجرّدی را دیدیم به جای آنکه او را به دیده ترّحم یا تردید بنگریم، با خود فکر کنیم شاید او تجرّد را نه به مثابه یک وضعیت تحمیلی یا گذرا بلکه به مثابه یک سبک زندگی خواستنی و ماندگار انتخاب کرده است. و بعد به انتخاب اش احترام بگذاریم.
"آرش نراقی"
🍀❤️ @filsofak
اما به نظرم از ویژگیهای دوران مدرن این است که رفته رفته فرهنگ عمومی تجرّد را نه به مثابه مرحله ای موقت یا غیرطبیعی یا غیر اخلاقی یا ترحم انگیز، بلکه به مثابه نوعی سبک زندگی برسمیت می شناسد. سبک زندگی آدمها به تناسب سرشت شان فرق می کند. بعضی آدمها در کنار همسر و فرزند شکفته می شوند، بعضی آدمها در خلوت دل خواسته خود آرامش و قرار می یابند. جامعه مدرن هم امکان عینی این تنوع را فراهم می کند، یعنی امکان مجرّد زیستن را به انسانها می دهد، و هم فرهنگ احترام به سبک زندگی دل خواسته افراد را می پروراند، یعنی به جامعه می آموزد که راه شکوفایی و آرامش انسانها فقط از یک کوره راه لگد خورده و مألوف نمی گذرد.
به نظرم سر دیگر طیف هم که تأهل و زندگی زناشویی را غیراخلاقی می داند، راه به افراط می رود. زندگی مطلوب و شکوفاننده برای همه از الگوی واحد پیروی نمی کند. سبک زندگی ای که تو را می شکوفاند چه بسا من را پژمرده کند، و برعکس.
بنابراین، اگر فردا فرد مجرّدی را دیدیم به جای آنکه او را به دیده ترّحم یا تردید بنگریم، با خود فکر کنیم شاید او تجرّد را نه به مثابه یک وضعیت تحمیلی یا گذرا بلکه به مثابه یک سبک زندگی خواستنی و ماندگار انتخاب کرده است. و بعد به انتخاب اش احترام بگذاریم.
"آرش نراقی"
🍀❤️ @filsofak
تغییر نام ایستگاههای مترو تهران در هفته نامه چلچراغ
مولوی: یوسفعلی میرشکاک
سعدی: روزهای زوج غلامعلی حدادعادل، روزهای فرد علیاکبر ولایتی، جمعهها و ایام تعطیل خود سعدی
فردوسی: علیرضا قزوه
رودکی: شاعر جدید به زودی در این مکان نصب میگردد
خیام: علی معلم
❤️🍀 @filsofak
مولوی: یوسفعلی میرشکاک
سعدی: روزهای زوج غلامعلی حدادعادل، روزهای فرد علیاکبر ولایتی، جمعهها و ایام تعطیل خود سعدی
فردوسی: علیرضا قزوه
رودکی: شاعر جدید به زودی در این مکان نصب میگردد
خیام: علی معلم
❤️🍀 @filsofak
اولین نفری که عذرخواهی میکنه شجاع ترینه
اولین نفری که میبخشه قوی ترینه
و اولین نفری که فراموش میکنه شادترینه.
🍀❤️ @filsofak
اولین نفری که میبخشه قوی ترینه
و اولین نفری که فراموش میکنه شادترینه.
🍀❤️ @filsofak
چه چیزهایی در زندگی تحت کنترل من است و چه چیزهایی نیست؟
بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چرا که روی مواردی در زندگی تمرکز داریم که خارج از کنترل ما هستند. هر چه بیشتر ما این چنین رفتار می کنیم، بیشتر ناتوان می شویم، و بیشتر ناکامی، ناامیدی، خشم و اضطراب را تجربه می کنیم.
در مقابل، هرچه بیشتر روی مواردی تمرکز کنیم که تحت کنترل خودمان است، توانمندتر خواهیم شد؛ در واقع می توانیم اقدامات مفیدتری انجام دهیم.
در اینجا ایده هایی را با شما در میان می گذارم، تا به شما کمک کند که نسبت به این موضوع روشن تر شوید که چه چیزی قطعاً تحت کنترل ما نیست و چه چیزی به طور بالقوه تحت کنترل ما است:
موارد خارج از کنترل من:
- اکثریت هیجانات و عواطفم.
- اکثریت افکارم.
- اکثریت حس های بدنی ام.
- خاطراتم.
- این که به هدفم دست پیدا کنم و یا نکنم
- وقتی کاری را انجام می دهم چقدر احساس مثبت نسبت به آن داشته باشم.
- اینکه مردم چه بگویند و چه کاری انجام دهند
- اینکه دیگران نسبت به انگیزه های من چه درکی دارند.
- اینکه دیگران نسبت به من چه نظری دارند و مرا چگونه قضاوت می کنند.
- در آینده چه اتفاقاتی می افتد.
- در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است.
- ضرر و زیان های دردآور و اجتناب ناپذیر در زندگی.
- آیا زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد و یا خیر.
- اجتناب ناپذیر بودن پیری، بیماری و آسیب.
مواردی که تحت کنترل من هستند
(به طور بالقوه):
- چگونه به هیجانات و عواطفم پاسخ بدهم
- چگونه به افکارم پاسخ بدهم.
- چگونه به حس های بدنی ام پاسخ دهم
- چگونه به خاطراتم پاسخ بدهم.
- در راستای اهدافم چه اقداماتی را انجام دهم
- در کاری که انجام می دهم چقدر تمرکز داشته باشم و تا چه حد درگیر آن باشم.
- برای آنکه روی دیگران تأثیر بگذارم، چه بگویم و چه کاری انجام دهم.
- چقدر از ارزشهایم برای انگیزه مند کردن خود استفاده کنم.
- اینکه آیا بر اساس آن انسانی که می خواهم باشم اقدام می کنم و یا نه.
- برای آنکه بر آینده ام تأثیر بگذارم چه می گویم و چگونه عمل می کنم.
- به افکار در مورد گذشته چگونه پاسخ می دهم
- هنگامی که ضرر و زیان اتفاق می افتد نسبت به خود مشفق باشم.
- ارزش هایی که من بر اساس آنها زندگی می کنم، صرف نظر از اینکه زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد یا نه.
- چگونه از خودم مراقبت می کنم و به خودم اهمیت می دهم.
توجه داشته باشید که واژه ی "به طور بالقوه" بسیار اهمیت دارد؛ اگر ما در حالت هدایت خودکار (auto pilot) باشیم، به شدت تحت تأثیر افکار و احساسات مان هستیم، و احتمالاً نمی توانیم موارد این ستون را تحت کنترل داشته باشیم.
اما اگر ذهن آگاهی داشته باشیم، به این معناکه نسبت به خود هشیار باشیم، در لحظهٔ حال حضور داشته باشیم، اجازه دهیم افکار و احساسات مان در جریان باشند بدون آنکه به قلاب آنها گرفتار شویم، آنگاه می توانیم روی این موارد کنترل داشته باشیم.
البته آنچه در بالا عنوان شد یک فهرست جامع نیست؛ مطمئنم شما می توانید موارد دیگری را هم به هر دو ستون اضافه کنید. اما برای شروع خوب است. بنابراین اگر می خواهید خود را توانمند سازید، بایستی ذهن آگاهی داشته باشید و در زندگی روی موارد ستون پایینی تمرکز کنید.
#دکتر_راس_هریس
مترجم: سحر محمدی
🍀❤️ @filsofak
بسیاری از ما در زندگی گیر می کنیم، چرا که روی مواردی در زندگی تمرکز داریم که خارج از کنترل ما هستند. هر چه بیشتر ما این چنین رفتار می کنیم، بیشتر ناتوان می شویم، و بیشتر ناکامی، ناامیدی، خشم و اضطراب را تجربه می کنیم.
در مقابل، هرچه بیشتر روی مواردی تمرکز کنیم که تحت کنترل خودمان است، توانمندتر خواهیم شد؛ در واقع می توانیم اقدامات مفیدتری انجام دهیم.
در اینجا ایده هایی را با شما در میان می گذارم، تا به شما کمک کند که نسبت به این موضوع روشن تر شوید که چه چیزی قطعاً تحت کنترل ما نیست و چه چیزی به طور بالقوه تحت کنترل ما است:
موارد خارج از کنترل من:
- اکثریت هیجانات و عواطفم.
- اکثریت افکارم.
- اکثریت حس های بدنی ام.
- خاطراتم.
- این که به هدفم دست پیدا کنم و یا نکنم
- وقتی کاری را انجام می دهم چقدر احساس مثبت نسبت به آن داشته باشم.
- اینکه مردم چه بگویند و چه کاری انجام دهند
- اینکه دیگران نسبت به انگیزه های من چه درکی دارند.
- اینکه دیگران نسبت به من چه نظری دارند و مرا چگونه قضاوت می کنند.
- در آینده چه اتفاقاتی می افتد.
- در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است.
- ضرر و زیان های دردآور و اجتناب ناپذیر در زندگی.
- آیا زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد و یا خیر.
- اجتناب ناپذیر بودن پیری، بیماری و آسیب.
مواردی که تحت کنترل من هستند
(به طور بالقوه):
- چگونه به هیجانات و عواطفم پاسخ بدهم
- چگونه به افکارم پاسخ بدهم.
- چگونه به حس های بدنی ام پاسخ دهم
- چگونه به خاطراتم پاسخ بدهم.
- در راستای اهدافم چه اقداماتی را انجام دهم
- در کاری که انجام می دهم چقدر تمرکز داشته باشم و تا چه حد درگیر آن باشم.
- برای آنکه روی دیگران تأثیر بگذارم، چه بگویم و چه کاری انجام دهم.
- چقدر از ارزشهایم برای انگیزه مند کردن خود استفاده کنم.
- اینکه آیا بر اساس آن انسانی که می خواهم باشم اقدام می کنم و یا نه.
- برای آنکه بر آینده ام تأثیر بگذارم چه می گویم و چگونه عمل می کنم.
- به افکار در مورد گذشته چگونه پاسخ می دهم
- هنگامی که ضرر و زیان اتفاق می افتد نسبت به خود مشفق باشم.
- ارزش هایی که من بر اساس آنها زندگی می کنم، صرف نظر از اینکه زندگی آنچه می خواهم را به من می دهد یا نه.
- چگونه از خودم مراقبت می کنم و به خودم اهمیت می دهم.
توجه داشته باشید که واژه ی "به طور بالقوه" بسیار اهمیت دارد؛ اگر ما در حالت هدایت خودکار (auto pilot) باشیم، به شدت تحت تأثیر افکار و احساسات مان هستیم، و احتمالاً نمی توانیم موارد این ستون را تحت کنترل داشته باشیم.
اما اگر ذهن آگاهی داشته باشیم، به این معناکه نسبت به خود هشیار باشیم، در لحظهٔ حال حضور داشته باشیم، اجازه دهیم افکار و احساسات مان در جریان باشند بدون آنکه به قلاب آنها گرفتار شویم، آنگاه می توانیم روی این موارد کنترل داشته باشیم.
البته آنچه در بالا عنوان شد یک فهرست جامع نیست؛ مطمئنم شما می توانید موارد دیگری را هم به هر دو ستون اضافه کنید. اما برای شروع خوب است. بنابراین اگر می خواهید خود را توانمند سازید، بایستی ذهن آگاهی داشته باشید و در زندگی روی موارد ستون پایینی تمرکز کنید.
#دکتر_راس_هریس
مترجم: سحر محمدی
🍀❤️ @filsofak
باغبان یا نجار؟
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشهی دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقا میداند نتیجهی کارش چه خواهد شد و اگر به اندازه کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همهی تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدان سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشه راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظهی زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه بههم بریزد، اما نکتهی بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسنده کتاب "علیه تربیت فرزند"، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند.
یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
|کانال ترجمان|
🍀❤️ @filsofak
نجار، قبل از اینکه شروع به ساختن چیزی کند، باید نقشهی دقیق همهچیز را بکشد. او پیش از اینکه یک صندلی بسازد، دقیقا میداند نتیجهی کارش چه خواهد شد و اگر به اندازه کافی مهارت و تجربه داشته باشد، هیچ خطایی رخ نخواهد داد.
اما باغبان چطور؟ او هم همهی تلاشش را میکند، به جزئیترین نشانهها توجه دارد و بهترین شرایط را برای رشد گلها و گیاهانش فراهم میکند. اما با وجود این، نمیتواند تعیین کند که درختی که کاشته، یا گلی که پرورش داده، چه شکلی خواهند شد. باغبان، برخلاف نجار، همیشه منتظر چیزهای پیشبینینشده است. یک روز صبح از خواب بیدار میشود و میبیند درختها زودتر از چیزی که انتظار داشت شکوفه کردهاند. یا میبیند گلدان سرسبزی ناگهان پژمرده شده است.
بعضی از پدر و مادرها میخواهند برای بچهشان نجار باشند. از همان کودکی نقشه راه موفقیت او را پیش خودشان کشیدهاند. پسرم باید دانشمند شود، دخترم باید پزشک شود و بعد لحظه لحظهی زندگی کودکشان را مثل نجارها با خطکش و پرگار و گونیا اندازه میگیرند. ۴۰دقیقه بازی، دو ساعت درس، ۲۰دقیقه تلویزیون و همینطور تا آخر. آنها تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدهند این برنامه بههم بریزد، اما نکتهی بزرگی را فراموش کردهاند: نجارها با چوب بیجان کار میکنند، ولی بچهها نهالهای زندهاند.
آلیسون گوپنیک، نویسنده کتاب "علیه تربیت فرزند"، میگوید باید برای بچهها باغبان بود. باید به آنها توجه کنیم، شرایط رشد و بالندگیشان را فراهم کنیم، اما بدانیم که آنها باید راه خودشان را بروند. با بازی، زندگیکردن را بیاموزند و با شلختگی و بههمریختگی، اهمیت نظم و برنامهریزی را درک کنند.
یادمان نرود که مرغوبترین میز و صندلیها هم هیچوقت شکوفه نخواهند داد.
|کانال ترجمان|
🍀❤️ @filsofak
آداب خردمندی
در ١٥ سال گذشته در صدها نشست و جلسه و گفتگو در سطوح مختلف و موضوعات گوناگون شرکت داشتهام و با اشخاص زيادى در حاكميت، بخش خصوصى، جامعه مدنى و اقشار گوناگون همنشين بودهام. این حضور فراوان و متنوع بیشترین بهرهای که برایم داشته است، آشناشدن با انواع رفتار، گفتار و کردار و یافتن فرصت مقایسهی آنها با یکدیگر بوده است. در این مدت بسیار کوشیدم که روش خردمندان را در میان جمع شناسایی کنم.
باید بگویم که منظورم از خردمندی، هوشمندی نیست، زیرا بسیار افرادی را دیدهام که از هوش و استعداد بالایی برخوردار بودهاند اما ویژگیهای خردمندی را کمتر داشتهاند.
خردمندی به باور من حاصلجمع هوش، اخلاق و اراده است. بههرحال گزیدهی آداب خردمندان را چنین یافتم؛ ٢٠ ویژگی که البته با قوت و ضعف در افراد مختلف وجود دارد. بهگمان من خردمند واقعی کسی است که اقلا ١٥ مورد از موارد زیر را (که مورد بیستم حتما یکی از آنها باشد) همزمان داشته باشد:
١. بسیار خوب و بادقت گوش میکنند و وسط صحبت دیگران نمیپرند. هنگام سخن گفتن دیگران، با بغل دستی خود حرف نمیزنند.
٢. سنجیده، کوتاه و دقیق سخن میگویند. در سخنانشان اثری از کنایه، تهدید، تحکم، خشونت و توهین نیست.
٣. بسیار اهل مطالعه هستند و عطش یادگیری دارند. در كنار بهروز بودن در حوزه تخصصیشان، در علوم انسانى مطالعات زيادى دارند.
٤. از گفتن "نمیدانم" ابا ندارند و از تصحيح اشتباهاتشان توسط ديگران استقبال مىكنند.
٥. راستگویند. هرجا که راستگفتن را مصلحت نبينند، بهجای دروغگفتن سکوت میکنند.
٦. نگاهشان توأم با احترام و خوشآمدی است. در سلام و احترامکردن به دیگران، به جایگاه اجتماعیشان توجه نمیکنند. رفتارشان با فروتنی و آرامش همراه است. چهرهای گشاده و بشاش دارند.
٧. اهل افراط و تفريط نيستند. در نگهدارى اموال عمومى و محيط زيست كوشش مىكنند و از جيب ديگران خرج نمىكنند.
٨. نسبت به باورها و نظراتشان تعصب ندارند و مدام آنها را پالايش مىكنند. از اينروى، نظر مخالف را با گشادهرویی میشنوند و پيشداورى نمىكنند.
٩. گفتار و کردارشان با تغییر منصب و مسئولیتشان تغییر نمیکند. در مديريتشان اهل كار گروهى و تعامل هستند.
١٠. روابطشان بر تصميماتشان تأثير نمىگذارد و سفارشپذير نيستند. براى خوشآيند ديگران اظهارنظر مساعد نمىكنند.
١١. به مکان نشستنشان در مجلس حساسیت ندارند. روی اولین صندلی که خالی باشد مینشینند.
١٢. برای بهدست آوردن مسئولیتی با دیگران، مستقیم یا غیر مستقیم، مذاکره یا لابی نمیکنند.
١٣. برای دیدهشدن تلاش نمیکنند. داوطلب عکسگرفتن یا مصاحبهکردن نیستند. تلاش نمىكنند كه كارها را بهنام خود تمام كنند.
١٤. بسیار نکتهبین هستند. از تکرار گفتههایشان پرهیز میکنند و در سخنانشان همیشه نکات تازه و بدیع یافت میشود. در موضوعات خارج از تخصصشان اظهارنظر نمىكنند.
١٥. از پذیرش همزمان چند مسئولیت پرهیز میکنند. اگر مسئولیتی را بپذیرند برای تحقق اهداف آن بسیار تلاش میکنند.
١٦. افراد را قضاوت نمیکنند و در خصوص پیشینه، اعتقادات و احوالات خصوصی افراد کنجکاوی و تجسس نمیکنند. بهجای سخنگفتن از افراد، از افکار و اندیشهها سخن میگویند.
١٧. مسئوليت اشتباههایشان را مىپذيرند و از اعتراف به خطا يا شكست خود طفره نمىروند. در پذيرش اشتباه فرافكنى نمىكنند.
١٨. وارد محاجه و یکی به دو نمیشوند و حاضرجوابى نمىكنند. در برابر تندی و توهین صبور و با سعهی صدر هستند.
١٩. به هیجانات خود مسلط هستند. در رفتارشان خشم، ترس، اضطراب یا شادی مفرط دیده نمیشود.
٢٠. به هیچکدام از ویژگیهای بالا تظاهر نمیکنند.
اگر چنین افرادی را میشناسید، قدر آنها را بدانید. آنها در این زمانهی پرآشوب مانند گلهایی هستند که در شکاف صخرهها گم شدهاند. جامعهی بالنده و آرمانی از اینگونه افراد در لایههای زبرین خود بیشتر دارد. کشوری که هرم خردمندی در آن وارونه باشد، یعنی هرچه بالاتر روی بیشتر از جنس خردمندان بیابی، جامعهی رهیدهایست.
|پدارم سلطانی|
❤️🍀 @filsofak
در ١٥ سال گذشته در صدها نشست و جلسه و گفتگو در سطوح مختلف و موضوعات گوناگون شرکت داشتهام و با اشخاص زيادى در حاكميت، بخش خصوصى، جامعه مدنى و اقشار گوناگون همنشين بودهام. این حضور فراوان و متنوع بیشترین بهرهای که برایم داشته است، آشناشدن با انواع رفتار، گفتار و کردار و یافتن فرصت مقایسهی آنها با یکدیگر بوده است. در این مدت بسیار کوشیدم که روش خردمندان را در میان جمع شناسایی کنم.
باید بگویم که منظورم از خردمندی، هوشمندی نیست، زیرا بسیار افرادی را دیدهام که از هوش و استعداد بالایی برخوردار بودهاند اما ویژگیهای خردمندی را کمتر داشتهاند.
خردمندی به باور من حاصلجمع هوش، اخلاق و اراده است. بههرحال گزیدهی آداب خردمندان را چنین یافتم؛ ٢٠ ویژگی که البته با قوت و ضعف در افراد مختلف وجود دارد. بهگمان من خردمند واقعی کسی است که اقلا ١٥ مورد از موارد زیر را (که مورد بیستم حتما یکی از آنها باشد) همزمان داشته باشد:
١. بسیار خوب و بادقت گوش میکنند و وسط صحبت دیگران نمیپرند. هنگام سخن گفتن دیگران، با بغل دستی خود حرف نمیزنند.
٢. سنجیده، کوتاه و دقیق سخن میگویند. در سخنانشان اثری از کنایه، تهدید، تحکم، خشونت و توهین نیست.
٣. بسیار اهل مطالعه هستند و عطش یادگیری دارند. در كنار بهروز بودن در حوزه تخصصیشان، در علوم انسانى مطالعات زيادى دارند.
٤. از گفتن "نمیدانم" ابا ندارند و از تصحيح اشتباهاتشان توسط ديگران استقبال مىكنند.
٥. راستگویند. هرجا که راستگفتن را مصلحت نبينند، بهجای دروغگفتن سکوت میکنند.
٦. نگاهشان توأم با احترام و خوشآمدی است. در سلام و احترامکردن به دیگران، به جایگاه اجتماعیشان توجه نمیکنند. رفتارشان با فروتنی و آرامش همراه است. چهرهای گشاده و بشاش دارند.
٧. اهل افراط و تفريط نيستند. در نگهدارى اموال عمومى و محيط زيست كوشش مىكنند و از جيب ديگران خرج نمىكنند.
٨. نسبت به باورها و نظراتشان تعصب ندارند و مدام آنها را پالايش مىكنند. از اينروى، نظر مخالف را با گشادهرویی میشنوند و پيشداورى نمىكنند.
٩. گفتار و کردارشان با تغییر منصب و مسئولیتشان تغییر نمیکند. در مديريتشان اهل كار گروهى و تعامل هستند.
١٠. روابطشان بر تصميماتشان تأثير نمىگذارد و سفارشپذير نيستند. براى خوشآيند ديگران اظهارنظر مساعد نمىكنند.
١١. به مکان نشستنشان در مجلس حساسیت ندارند. روی اولین صندلی که خالی باشد مینشینند.
١٢. برای بهدست آوردن مسئولیتی با دیگران، مستقیم یا غیر مستقیم، مذاکره یا لابی نمیکنند.
١٣. برای دیدهشدن تلاش نمیکنند. داوطلب عکسگرفتن یا مصاحبهکردن نیستند. تلاش نمىكنند كه كارها را بهنام خود تمام كنند.
١٤. بسیار نکتهبین هستند. از تکرار گفتههایشان پرهیز میکنند و در سخنانشان همیشه نکات تازه و بدیع یافت میشود. در موضوعات خارج از تخصصشان اظهارنظر نمىكنند.
١٥. از پذیرش همزمان چند مسئولیت پرهیز میکنند. اگر مسئولیتی را بپذیرند برای تحقق اهداف آن بسیار تلاش میکنند.
١٦. افراد را قضاوت نمیکنند و در خصوص پیشینه، اعتقادات و احوالات خصوصی افراد کنجکاوی و تجسس نمیکنند. بهجای سخنگفتن از افراد، از افکار و اندیشهها سخن میگویند.
١٧. مسئوليت اشتباههایشان را مىپذيرند و از اعتراف به خطا يا شكست خود طفره نمىروند. در پذيرش اشتباه فرافكنى نمىكنند.
١٨. وارد محاجه و یکی به دو نمیشوند و حاضرجوابى نمىكنند. در برابر تندی و توهین صبور و با سعهی صدر هستند.
١٩. به هیجانات خود مسلط هستند. در رفتارشان خشم، ترس، اضطراب یا شادی مفرط دیده نمیشود.
٢٠. به هیچکدام از ویژگیهای بالا تظاهر نمیکنند.
اگر چنین افرادی را میشناسید، قدر آنها را بدانید. آنها در این زمانهی پرآشوب مانند گلهایی هستند که در شکاف صخرهها گم شدهاند. جامعهی بالنده و آرمانی از اینگونه افراد در لایههای زبرین خود بیشتر دارد. کشوری که هرم خردمندی در آن وارونه باشد، یعنی هرچه بالاتر روی بیشتر از جنس خردمندان بیابی، جامعهی رهیدهایست.
|پدارم سلطانی|
❤️🍀 @filsofak