دادنامه شماره ۵۰۵۳۶۹۳ - ۱۴۰۱ مورخ ۰۱/ ۰۹/ ۱۴۰۱ از شعبه دوم دادگاه حقوقی شهرستان رشت
استراد مازاد مبالغ پرداختی در قرارداد مشارکت مدنی بانکی
استراد مازاد مبالغ پرداختی در قرارداد مشارکت مدنی بانکی
1_2326424254.docx
24.9 KB
دادنامه شماره 140148390003122503 صادر شده از شعبه 4 دادگاه عمومي حقوقي دادگستري شهرستان سقز مورخ ۰۳/ ۰۹/ ۱۴۰۱ در مورد خسارت وارد به کامیون و تحلیل تبصره 3 ماده 8 قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه مصوب 1395 و تفسیر عبارت «خسارت متناظر وارده به گران ترین خودروی متعارف»
آیت الله سید محمدصادق حسینی روحانی قمی (معروف به آیت الله روحانی)، فقیه بزرگ امامیه، دار فانی را وداع گفتند.
دوره چهل و یک جلدی کتاب "فقه الصادق علیه السلام" ایشان از شاهکارهای فقه شیعه است که من عاشقانه دوستش دارم.
کتاب منهاج الفقاهه، المسائل المستحدثه و منهاج الصالحین ایشان نیز در زمره کتابهای ارزشمند و معروف فقه امامیه است.
خداوند رحمتشان کند و با صاحب نام نیکویش، حضرت امام صادق علیه السلام محشورشان فرماید.
تا ابد نام نیکشان جاودان و ادامهدهندگان راهشان فراوان باد.
دوره چهل و یک جلدی کتاب "فقه الصادق علیه السلام" ایشان از شاهکارهای فقه شیعه است که من عاشقانه دوستش دارم.
کتاب منهاج الفقاهه، المسائل المستحدثه و منهاج الصالحین ایشان نیز در زمره کتابهای ارزشمند و معروف فقه امامیه است.
خداوند رحمتشان کند و با صاحب نام نیکویش، حضرت امام صادق علیه السلام محشورشان فرماید.
تا ابد نام نیکشان جاودان و ادامهدهندگان راهشان فراوان باد.
دادنامه صادره از شعبه دوم دادگاه حقوقی ارومیه موضوع پرونده شماره 971300 در مورد «شرط عدول از معامله با تعیین ضرر و زیان»:
«... نظر به اینکه معاملات راجع به اموال غیر منقول عمدتاً در بنگاه مشاوران املاک تنظیم میگردد که عموماً فاقد اطلاعات حقوقی بوده و در نحوه تنظیم و نگارش قراردادها تسلطی بر شروط قراردادی و کیفیت درجه آنها در قرارداد ندارند و درما نحن فیه شرط عدول از معامله با تعیین ضرر و زیان نیز جزو همین مسائل میباشد؛ علیهذا اراده واقعی و باطنی طرفین و النهایه داوری عرف در موضوع معنونه ملاک و معیار تفسیر شرط قرار خواهد گرفت. بدیهی است عقد بیع جزء عقود لازم بوده و هیچ یک از طرفین حق عدول یا فسخ معامله، مگر در قالب خیارات قانونی یا توافقی، را نخواهند داشت. هرچند قانونگذار تعیین مدت در خیار شرط را الزامی دانسته و عدم تعیین مدت را به جهت غرری بودن معامله و سرایت مجهول بودن شرط بدون مدت به عقد و جلوگیری از تزلزل عقد لازم از موجبات بطلان شرط و عقد دانسته، لیکن به نظر این دادگاه شرط مزبور «شرط عدول از معامله با تعیین ضرر و زیان بدون قید مدت» منصرف از خیار شرط موضوع ماده ۴۰۱ قانون مدنی است، چرا که اولاً اراده واقعی طرفین در مانحنفیه مبنی بر جعل خیار شرط قرار نگرفته است و چنین شرطی بنا بر عادت مشاوران املاک در قراردادها درج میشود که به معامله استحکام بخشیده و ناقض احتمالی قرارداد را به عواقب امر آگاه نموده و بر الزام آور بودن قرارداد تأکید مؤکد نمایند. ثانیاً از آنجایی که اصل بر حفظ و بقای عقد و کلیه شروط مندرج در آن میباشد و به نظر این دادگاه نیز شرط مقیده نه خیار شرط است نه خیار تخلف از شرط؛ لذا شرط مذکور در قالب ماده ۱۰ ق.م شرطی است صحیح و توصیف و تفسیر آن بنا بر اراده واقعی طرفین عقد و عرف معاملاتی چنین است که اگر احد از متعاملین بنا بر دلایل شخصی (نه قانونی) تقاضای اقاله قرارداد را از طرف مقابل بخواهد شد و این تقاضا مورد قبول طرف معامله قرار گیرد، ضرر و زیان (وجه التزام) قید شده شرطی خواهد بود به نفع طرفی که پایبند و ملتزم به قرارداد بوده است که اگر تقاضای عدولکننده مورد پذیرش وی (مشروط له) قرار گیرد و عقد اقاله گردد وی حق اخذ وجه التزام (ضرر و زیان) را از متقاضی اعمال شده داشته باشد. ثالثاً بنا بر اصول کلی حقوقی و اصول حاکم بر نحوه تفسیر قراردادها و اصل بقای عقد و استحکام معاملات و حفظ امنیت قراردادها چنانچه تفسیر دایر مدار این موضوع قرار گیرد که یک تفسیر منجر به بطلان یا انحلال عقد و تفسیر دیگر باعث بقا و تداوم عقد باشد قطعاً تفسیری ملاک عمل خواهد بود که دوام و استمرار عقد را در پی داشته باشد و تفسیر شرط عدول از معامله به خیار شرط بدون تعیین مدت بر خلاف اصول و موازین مسلم حقوقی موصوف میباشد...».
«... نظر به اینکه معاملات راجع به اموال غیر منقول عمدتاً در بنگاه مشاوران املاک تنظیم میگردد که عموماً فاقد اطلاعات حقوقی بوده و در نحوه تنظیم و نگارش قراردادها تسلطی بر شروط قراردادی و کیفیت درجه آنها در قرارداد ندارند و درما نحن فیه شرط عدول از معامله با تعیین ضرر و زیان نیز جزو همین مسائل میباشد؛ علیهذا اراده واقعی و باطنی طرفین و النهایه داوری عرف در موضوع معنونه ملاک و معیار تفسیر شرط قرار خواهد گرفت. بدیهی است عقد بیع جزء عقود لازم بوده و هیچ یک از طرفین حق عدول یا فسخ معامله، مگر در قالب خیارات قانونی یا توافقی، را نخواهند داشت. هرچند قانونگذار تعیین مدت در خیار شرط را الزامی دانسته و عدم تعیین مدت را به جهت غرری بودن معامله و سرایت مجهول بودن شرط بدون مدت به عقد و جلوگیری از تزلزل عقد لازم از موجبات بطلان شرط و عقد دانسته، لیکن به نظر این دادگاه شرط مزبور «شرط عدول از معامله با تعیین ضرر و زیان بدون قید مدت» منصرف از خیار شرط موضوع ماده ۴۰۱ قانون مدنی است، چرا که اولاً اراده واقعی طرفین در مانحنفیه مبنی بر جعل خیار شرط قرار نگرفته است و چنین شرطی بنا بر عادت مشاوران املاک در قراردادها درج میشود که به معامله استحکام بخشیده و ناقض احتمالی قرارداد را به عواقب امر آگاه نموده و بر الزام آور بودن قرارداد تأکید مؤکد نمایند. ثانیاً از آنجایی که اصل بر حفظ و بقای عقد و کلیه شروط مندرج در آن میباشد و به نظر این دادگاه نیز شرط مقیده نه خیار شرط است نه خیار تخلف از شرط؛ لذا شرط مذکور در قالب ماده ۱۰ ق.م شرطی است صحیح و توصیف و تفسیر آن بنا بر اراده واقعی طرفین عقد و عرف معاملاتی چنین است که اگر احد از متعاملین بنا بر دلایل شخصی (نه قانونی) تقاضای اقاله قرارداد را از طرف مقابل بخواهد شد و این تقاضا مورد قبول طرف معامله قرار گیرد، ضرر و زیان (وجه التزام) قید شده شرطی خواهد بود به نفع طرفی که پایبند و ملتزم به قرارداد بوده است که اگر تقاضای عدولکننده مورد پذیرش وی (مشروط له) قرار گیرد و عقد اقاله گردد وی حق اخذ وجه التزام (ضرر و زیان) را از متقاضی اعمال شده داشته باشد. ثالثاً بنا بر اصول کلی حقوقی و اصول حاکم بر نحوه تفسیر قراردادها و اصل بقای عقد و استحکام معاملات و حفظ امنیت قراردادها چنانچه تفسیر دایر مدار این موضوع قرار گیرد که یک تفسیر منجر به بطلان یا انحلال عقد و تفسیر دیگر باعث بقا و تداوم عقد باشد قطعاً تفسیری ملاک عمل خواهد بود که دوام و استمرار عقد را در پی داشته باشد و تفسیر شرط عدول از معامله به خیار شرط بدون تعیین مدت بر خلاف اصول و موازین مسلم حقوقی موصوف میباشد...».
❤2👍2
بخشنامه قوه قضاییه در مورد ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی
همان نتیجهای را که در کتاب #حقوق_مدنی #وصیت_ارث_شفعه گرفتیم و در وضعیت فعلی حقوق ایران قابل اجرا دانستیم، قوه قضاییه در قالب بخشنامه برای قضات لازمالاجرا دانسته است! کاش همان لایحه پیشنهادی در مجلس شورای اسلامی تصویب میشد یا در قالب استفساریه از مرجع وضع قانون راهکار مناسب ارائه میشد؛ نه اینکه قوه قضائیه خود به قانونگذاری یا تفسیر قوانین بپردازد. آیا اجرای این بخشنامه برای قضات الزامآور است!؟
در مورد متن این بخشنامه هم ابهام و ایراد بسیار است که انشاءالله درچاپ بعدی کتاب خواهد امد.
#دکتر_سیدحسین_صفایی
#دکتر_محمدهادی_جواهرکلام
همان نتیجهای را که در کتاب #حقوق_مدنی #وصیت_ارث_شفعه گرفتیم و در وضعیت فعلی حقوق ایران قابل اجرا دانستیم، قوه قضاییه در قالب بخشنامه برای قضات لازمالاجرا دانسته است! کاش همان لایحه پیشنهادی در مجلس شورای اسلامی تصویب میشد یا در قالب استفساریه از مرجع وضع قانون راهکار مناسب ارائه میشد؛ نه اینکه قوه قضائیه خود به قانونگذاری یا تفسیر قوانین بپردازد. آیا اجرای این بخشنامه برای قضات الزامآور است!؟
در مورد متن این بخشنامه هم ابهام و ایراد بسیار است که انشاءالله درچاپ بعدی کتاب خواهد امد.
#دکتر_سیدحسین_صفایی
#دکتر_محمدهادی_جواهرکلام
به نام خداوند دانای دادگر
گفتگوی حقوقی
در
نقد و تحلیل آرای قضایی
اینک که فرصت استفاده از مشارکت نخبگان در تحلیل آرای محاکم فراهم آمده است، بنا دارم آرای تازه و ناب دادگاهها را در صفحه اینستاگرام و تلگرام منتشر نمایم و از همراهان عزیز که از اساتید برتر دانشگاه، قضات فاضل، وکلای شریف، کارآموزان قضاوت و وکالت و دانشجویان نخبه و برجسته هستند، دعوت بهعمل آورم که در قالب کامنت در اینستاگرام، آرای صادر شده را نقد و تحلیل نمایند تا در قالب یک محیط علمی و بهمثابه کلاس درس یا کارگاه آموزشی، اظهارنظر عالمانه دوستان با رویکرد نقادانه و اصلاحمحور، برای اصلاح و هدایت رویه قضایی و برای علاقمندان به مباحث کاربردی، بهویژه آنان که در ابتدای راه هستند، موثر و مفید واقع شود.
بر این اساس، پیرو فراخوان قبلی، از آحاد جامعه حقوقی کشور استدعا دارد آرای جدید، مستند و تحلیلی در زمینههای گوناگون حقوق خصوصی را در تلگرام برای من ارسال فرمایند. ترجیحا آرا در قالب فایل ورد باشد تا به راحتی و بدون نیاز به تایپ مجدد و در زمان کوتاه بتوان متن آن را در کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام به اشتراک گداشت.
بعون الله و مدده
گفتگوی حقوقی
در
نقد و تحلیل آرای قضایی
اینک که فرصت استفاده از مشارکت نخبگان در تحلیل آرای محاکم فراهم آمده است، بنا دارم آرای تازه و ناب دادگاهها را در صفحه اینستاگرام و تلگرام منتشر نمایم و از همراهان عزیز که از اساتید برتر دانشگاه، قضات فاضل، وکلای شریف، کارآموزان قضاوت و وکالت و دانشجویان نخبه و برجسته هستند، دعوت بهعمل آورم که در قالب کامنت در اینستاگرام، آرای صادر شده را نقد و تحلیل نمایند تا در قالب یک محیط علمی و بهمثابه کلاس درس یا کارگاه آموزشی، اظهارنظر عالمانه دوستان با رویکرد نقادانه و اصلاحمحور، برای اصلاح و هدایت رویه قضایی و برای علاقمندان به مباحث کاربردی، بهویژه آنان که در ابتدای راه هستند، موثر و مفید واقع شود.
بر این اساس، پیرو فراخوان قبلی، از آحاد جامعه حقوقی کشور استدعا دارد آرای جدید، مستند و تحلیلی در زمینههای گوناگون حقوق خصوصی را در تلگرام برای من ارسال فرمایند. ترجیحا آرا در قالب فایل ورد باشد تا به راحتی و بدون نیاز به تایپ مجدد و در زمان کوتاه بتوان متن آن را در کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام به اشتراک گداشت.
بعون الله و مدده
ابطال سند رسمی به دلیل صوری بودن معامله و نیز وجود انگیزه فرار از دین ناشی از مهریه.
همراهان عزیز بر اساس ماده ۲۱۷ قانون مدنی، ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و رای وحدت رویه شماره ۷۷۴ هیات عمومی دیوان عالی کشور، رای یادشده را در صفحه اینستاگرام (به نشانی: dr.javaherkalam@) نقد و تحلیل بفرمایید.
همراهان عزیز بر اساس ماده ۲۱۷ قانون مدنی، ماده ۲۱ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و رای وحدت رویه شماره ۷۷۴ هیات عمومی دیوان عالی کشور، رای یادشده را در صفحه اینستاگرام (به نشانی: dr.javaherkalam@) نقد و تحلیل بفرمایید.
در قراردادهای مشارکت مدنی بانکی، یکی از شروط ثابت تسهیلات اعطایی، عبارت است از اینکه: "شریک بانک متعهد میگردد در پایان مدت مشارکت و در صورت درخواست بانک بلافاصله حصه قابل فروش بانک را خریداری نماید و یا آن را با هماهنگی و نظارت بانک به شخص ثالث به فروش رساند".
پس از سررسید تسهیلات، بانک به استناد این شرط، دادخواست مطالبه بهای واقعی سهم الشرکه به طرفیت گیرنده وام میدهد.
آیا این دعوا به صورت صحیح و قانونی طرح شده و دادگاه باید به دعوا رسیدگی کند یا خیر؟
در این زمینه دو دیدگاه وجود دارد. در مقابل دیدگاه حاضر، دیوان عالی کشور و برخی از دادگاهها دعوای مزبور را قابل استماع میدانند، که در آینده دادنامهای تقدیم خواهد شد.
پس از سررسید تسهیلات، بانک به استناد این شرط، دادخواست مطالبه بهای واقعی سهم الشرکه به طرفیت گیرنده وام میدهد.
آیا این دعوا به صورت صحیح و قانونی طرح شده و دادگاه باید به دعوا رسیدگی کند یا خیر؟
در این زمینه دو دیدگاه وجود دارد. در مقابل دیدگاه حاضر، دیوان عالی کشور و برخی از دادگاهها دعوای مزبور را قابل استماع میدانند، که در آینده دادنامهای تقدیم خواهد شد.
پیرو رای قبلی، دادنامه شماره ۴۶۸۳۴۳۲ - ۱۴۰۰ مورخ ۲۹ - ۸- ۱۴۰۱ صادر شده از شعبه هفتم دادگاه حقوقی رشت تقدیم میشود.
دادگاه در مورد تفسیر شرط ضمن عقد مرسوم در قراردادهای بانکی به شرح پست قبلی، برخلاف شعبه دوم دادگاه رشت، دعوای بانک علیه شریک مبنی بر ثمن فروش (سود مشارکت)، پیش از انتقال سهم مشارک به خود شریک یا شخص ثالث را قابل استماع دانسته است.
مورد از موارد درخواست صدور رای وحدت رویه است و میتوان صدور آن را از ریاست دیوان یا رییس کل دادگستری استان گیلان تقاضا نمود.
دادگاه در مورد تفسیر شرط ضمن عقد مرسوم در قراردادهای بانکی به شرح پست قبلی، برخلاف شعبه دوم دادگاه رشت، دعوای بانک علیه شریک مبنی بر ثمن فروش (سود مشارکت)، پیش از انتقال سهم مشارک به خود شریک یا شخص ثالث را قابل استماع دانسته است.
مورد از موارد درخواست صدور رای وحدت رویه است و میتوان صدور آن را از ریاست دیوان یا رییس کل دادگستری استان گیلان تقاضا نمود.
دادنامه شماره ۱۴۰۱۱۱۳۹۰۰۱۸۸۱۷۵۰ مورخ ۶-۹-۱۴۰۱ از شعبه ۳ دادگاه تجدیدنظر استان زنجان در مورد امکان بازیافت خسارت از سوی شرکت بیمه در صورت مست بودن راننده مقصر حادثه که به تایید نیروی انتظامی رسیده باشد، ولو آنکه دادگاه کیفری حکم بر برائت راننده از مجازات حدی صادر کرده باشد.
در خصوص تجدیدنظرخواهی شرکت بیمه... با نسبت به دادنامه شماره ۲۲۵-۱۴۰۱ مورخه ۲۴- ۵- ۱۴۰۱ صادر شده از شعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان زنجان که به موجب آن در خصوص دعوی تجدید نظرخواه مبنی بر مطالبه 678/480/000 ریال به انضمام خسارات دادرسی به شرح منعکس در دادنامه مبنی براینکه طبق رای صادره از دادگاه عمومی بخش سنگر استان گیلان رای به برائت تجدید نظرخوانده از اتهام انتسابی شرب خمر صادر گردیده و ادعای رانندگی در حالت مستی ثابت نشده، بر همین اساس حکم بر بیحقى تجديدنظر خوانده صادر گردیده و از حیث مخالفت رای باقانون مورد تجدیدنظرخواهی قرار گرفته، دادگاه با بررسی محتویات پرونده نسبت به دادنامه صادره ایراد و اشکال قانونی وارد میباشد؛ زیرا
اولاً طبق بند ب ماده ۱۵ قانون بیمه اجباری خسارات وارده به دارندگان وسایل نقلیه موتوری به اشخاص ثالث یکی از مواردی که بیمهگر پس از پرداخت خسارت به قائممقامی زیاندیده به شخصی که موجب خسارت شده میتواند مراجعه کند، رانندگی در حالت مستی موثر در وقوع حادثه است که به تایید نیروی انتظامی یا دادگاه رسیده باشد. بنابراین تایید مرجع انتظامی بر استفاده از مشروبات الکلی حین انندگی کافی بوده و مجازات شرب خمر نیاز به ادله قانونی بوده که عدم اثبات آن مانع ترتیب اثر دادن به تشخیص نیروی انتظامی نبوده؛
ثانیاً با توجه به اینکه طبق نظر گزارش افسر، راننده در زمان تصادف حالت غیرعادی داشته و از وی آزمایش تست الکل بهعمل آمده که 121/0 Bac مثبت گردیده و طبق نظریه مذکور راننده فوق از مشروبات الکلی حین رانندگی استفاده نموده که چهار میلیون ریال هم جریمه نقدی گردیده و مراتب در اجرای بند ب ماده ۱۰ قانون مذكور صورتجلسه گردیده و افسر حالت غیر طبیعی راننده و استفاده از الکل حین رانندگی را تایید نموده؛
ثالثاً باتوجه به اینکه راننده مذکور با وجود استفاده مشروبات در وقوع تصادف نقش داشته و به جهت تخطی از سرعت مطمئنه موجب ورود خسارت به ثالث گردیده و هدف قانون این است که هیچ شخصی در حالت مستی رانندگی نکند و حمایت از او تنها در فرضی است که در حادثه رانندگی یکی از عوامل موثر آن نباشد که در مانحن فیه چنین نبوده، در صورت استفاده از مشروبات و دخالت او در وقوع تصادف هیچ توجیهی برای حمایت از او وجود داشته، زیرا چنین پوششی خلاف نظم عمومی و اخلاق والای اجتماعی است و باهیچ اصل حقوقی سازگاری ندارد؛
با این اوصاف دادنامه صادره که بدون در نظر گرفتن مراتب مذکور صادر گردیده، به استناد مواد ۵۱۵، ۳۵۸، ۱۹۸ و ۵۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی و بند ب ماده ۱۵ قانون بیمه اجباری، ضمن نقض آن، حکم بر محکومیت جدید نظرخوانده به پرداخت 678/480/000 ریال از بابت اصل خواسته به انضمام 22/108/100 ريال از بابت هزینه دادرسی و نیز حق الوكاله نماینده حقوقی طبق تعرفه در حق تجدید نظرخواه صادر و اعلام می نماید. لکن در خصوص تجدید نظرخواهی صورت گرفته نسبت به قسمتی از دادنامه که به موجب آن در خصوص خسارت تاخیر تادیه به شرح منعکس در دادنامه حکم بر بیحقی صادر گردیده، دادگاه با بررسی محتویات پرونده نظر به اینکه خسارت مذکور نوعاً خسارت بوده و مطالبه خسارت از آن جاهت نداشته، لذا دادنامه صادره در این قسمت به استناد ماده ۳۵۸ قانون مرقوم نتیجتاً تایید میگردد. این رای صادره قطعی است.
در خصوص تجدیدنظرخواهی شرکت بیمه... با نسبت به دادنامه شماره ۲۲۵-۱۴۰۱ مورخه ۲۴- ۵- ۱۴۰۱ صادر شده از شعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان زنجان که به موجب آن در خصوص دعوی تجدید نظرخواه مبنی بر مطالبه 678/480/000 ریال به انضمام خسارات دادرسی به شرح منعکس در دادنامه مبنی براینکه طبق رای صادره از دادگاه عمومی بخش سنگر استان گیلان رای به برائت تجدید نظرخوانده از اتهام انتسابی شرب خمر صادر گردیده و ادعای رانندگی در حالت مستی ثابت نشده، بر همین اساس حکم بر بیحقى تجديدنظر خوانده صادر گردیده و از حیث مخالفت رای باقانون مورد تجدیدنظرخواهی قرار گرفته، دادگاه با بررسی محتویات پرونده نسبت به دادنامه صادره ایراد و اشکال قانونی وارد میباشد؛ زیرا
اولاً طبق بند ب ماده ۱۵ قانون بیمه اجباری خسارات وارده به دارندگان وسایل نقلیه موتوری به اشخاص ثالث یکی از مواردی که بیمهگر پس از پرداخت خسارت به قائممقامی زیاندیده به شخصی که موجب خسارت شده میتواند مراجعه کند، رانندگی در حالت مستی موثر در وقوع حادثه است که به تایید نیروی انتظامی یا دادگاه رسیده باشد. بنابراین تایید مرجع انتظامی بر استفاده از مشروبات الکلی حین انندگی کافی بوده و مجازات شرب خمر نیاز به ادله قانونی بوده که عدم اثبات آن مانع ترتیب اثر دادن به تشخیص نیروی انتظامی نبوده؛
ثانیاً با توجه به اینکه طبق نظر گزارش افسر، راننده در زمان تصادف حالت غیرعادی داشته و از وی آزمایش تست الکل بهعمل آمده که 121/0 Bac مثبت گردیده و طبق نظریه مذکور راننده فوق از مشروبات الکلی حین رانندگی استفاده نموده که چهار میلیون ریال هم جریمه نقدی گردیده و مراتب در اجرای بند ب ماده ۱۰ قانون مذكور صورتجلسه گردیده و افسر حالت غیر طبیعی راننده و استفاده از الکل حین رانندگی را تایید نموده؛
ثالثاً باتوجه به اینکه راننده مذکور با وجود استفاده مشروبات در وقوع تصادف نقش داشته و به جهت تخطی از سرعت مطمئنه موجب ورود خسارت به ثالث گردیده و هدف قانون این است که هیچ شخصی در حالت مستی رانندگی نکند و حمایت از او تنها در فرضی است که در حادثه رانندگی یکی از عوامل موثر آن نباشد که در مانحن فیه چنین نبوده، در صورت استفاده از مشروبات و دخالت او در وقوع تصادف هیچ توجیهی برای حمایت از او وجود داشته، زیرا چنین پوششی خلاف نظم عمومی و اخلاق والای اجتماعی است و باهیچ اصل حقوقی سازگاری ندارد؛
با این اوصاف دادنامه صادره که بدون در نظر گرفتن مراتب مذکور صادر گردیده، به استناد مواد ۵۱۵، ۳۵۸، ۱۹۸ و ۵۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی و بند ب ماده ۱۵ قانون بیمه اجباری، ضمن نقض آن، حکم بر محکومیت جدید نظرخوانده به پرداخت 678/480/000 ریال از بابت اصل خواسته به انضمام 22/108/100 ريال از بابت هزینه دادرسی و نیز حق الوكاله نماینده حقوقی طبق تعرفه در حق تجدید نظرخواه صادر و اعلام می نماید. لکن در خصوص تجدید نظرخواهی صورت گرفته نسبت به قسمتی از دادنامه که به موجب آن در خصوص خسارت تاخیر تادیه به شرح منعکس در دادنامه حکم بر بیحقی صادر گردیده، دادگاه با بررسی محتویات پرونده نظر به اینکه خسارت مذکور نوعاً خسارت بوده و مطالبه خسارت از آن جاهت نداشته، لذا دادنامه صادره در این قسمت به استناد ماده ۳۵۸ قانون مرقوم نتیجتاً تایید میگردد. این رای صادره قطعی است.