*گلستان سعدی*
*باب چهارم در فواید خاموشی *
*حکایت دوم*
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر فایدهٔ این مطلع گردانی که: مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت: تا مصیبت دو نشود؛ یکی نقصانِ مایه و دیگر شماتتِ همسایه.
مگوی اندُهِ خویش با دشمنان
که لاحَوْل گویند شادیکنان
📗#گلستان
✍#سعدی
@book_tips 🐞
*باب چهارم در فواید خاموشی *
*حکایت دوم*
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر فایدهٔ این مطلع گردانی که: مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت: تا مصیبت دو نشود؛ یکی نقصانِ مایه و دیگر شماتتِ همسایه.
مگوی اندُهِ خویش با دشمنان
که لاحَوْل گویند شادیکنان
📗#گلستان
✍#سعدی
@book_tips 🐞
👍17❤9👌3
بسوز ای دل
که تا خامی نیاید بوی دل از تو
کجا دیدی
که بیآتش کسی را بوی عود آمد
#مولانا_جان
@book_tips 🐞
که تا خامی نیاید بوی دل از تو
کجا دیدی
که بیآتش کسی را بوی عود آمد
#مولانا_جان
@book_tips 🐞
❤11😢4
#قرار_عاشقانه_با_خودم :
امروز تصمیم گرفتم به صدای درونم گوش بدهم و به خواستهها و احساساتم احترام بگذارم.
برای همه روزهایی پیش می آید که حس کنیم مسیر روشن نیست یا از آندور شدیم...
اما همین توجه به قدمهای کوچک و به خودمان فرصت دادن... کمکممسیر را روشن می کند.
هر روز یک تصمیم کوچک، شروع یک تغییر بزرگ است.
@book_tips 🐞✍
امروز تصمیم گرفتم به صدای درونم گوش بدهم و به خواستهها و احساساتم احترام بگذارم.
برای همه روزهایی پیش می آید که حس کنیم مسیر روشن نیست یا از آندور شدیم...
اما همین توجه به قدمهای کوچک و به خودمان فرصت دادن... کمکممسیر را روشن می کند.
هر روز یک تصمیم کوچک، شروع یک تغییر بزرگ است.
@book_tips 🐞✍
❤11👌4👍3👏1
🍃🌺🍃
زندگی فقط از جهشها، اشتیاقها
و حرارتها تشکیل نمیشود،
بلکه سازشها، فراموشیها
و سرسختیها هم هست...
#اریک_امانوئل_اشمیت
@book_tips 🐞
زندگی فقط از جهشها، اشتیاقها
و حرارتها تشکیل نمیشود،
بلکه سازشها، فراموشیها
و سرسختیها هم هست...
#اریک_امانوئل_اشمیت
@book_tips 🐞
❤13👍3👏3👌2
🍃🌺🍃
ما چرخ را با پرهها میسازیم، اما این فضای خالیِ مرکز چرخ است که امکان حرکت را فراهم میکند.
همانگونه که دیوارههای کوزه ساخته میشوند، اما این فضای درون آن است که به ما اجازه میدهد آب را در خود نگه دارد؛
و خانه با دیوار و در شکل میگیرد، اما آنچه زندگی را ممکن میسازد، فضای خالیِ درون خانه است که ما در آن زندگی میکنیم.
#تائو_ته_چینگ
#لائوتسه
پ.ن
انسان مدرن مدام میسازد، اضافه میکند، پر میکند؛
اما تائو میگوید: کمکردن، رهاکردن، خالیکردن است که حرکت میآفریند
@book_tips 🐞
ما چرخ را با پرهها میسازیم، اما این فضای خالیِ مرکز چرخ است که امکان حرکت را فراهم میکند.
همانگونه که دیوارههای کوزه ساخته میشوند، اما این فضای درون آن است که به ما اجازه میدهد آب را در خود نگه دارد؛
و خانه با دیوار و در شکل میگیرد، اما آنچه زندگی را ممکن میسازد، فضای خالیِ درون خانه است که ما در آن زندگی میکنیم.
#تائو_ته_چینگ
#لائوتسه
پ.ن
انسان مدرن مدام میسازد، اضافه میکند، پر میکند؛
اما تائو میگوید: کمکردن، رهاکردن، خالیکردن است که حرکت میآفریند
@book_tips 🐞
❤7👏6👍2
🍃🌺🍃
شادمانی نتیجهٔ بینقص بودنِ زندگی نیست، بلکه زادهٔ نگاهی است که رحمتها را میبیند.
بسیاری از نعمتها بیهیاهو در زندگی ما جریان دارند، در تداوم نفسها، در سلامت امروز، در دل و دستی که هنوز توان دوست داشتن و بخشیدن دارد. وقتی نگاه از کمبودها برداشته میشود، دل فرصت آرام گرفتن مییابد.
پاسداشت شادیها یعنی…
بزرگ دیدنِ همین داشتهها
و نادیده نگرفتن نورهایی که میان سایهها میدرخشند.
*✅شادی تمرینِ دیدن و قدردانی است، تمرینی روزانه که جان را از حسرت سبک میکند و ما را به آرامشی ماندگار نزدیکتر میسازد.*
محمدحسین فرقانی
آدینه: ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
@book_tips 🐞
شادمانی نتیجهٔ بینقص بودنِ زندگی نیست، بلکه زادهٔ نگاهی است که رحمتها را میبیند.
بسیاری از نعمتها بیهیاهو در زندگی ما جریان دارند، در تداوم نفسها، در سلامت امروز، در دل و دستی که هنوز توان دوست داشتن و بخشیدن دارد. وقتی نگاه از کمبودها برداشته میشود، دل فرصت آرام گرفتن مییابد.
پاسداشت شادیها یعنی…
بزرگ دیدنِ همین داشتهها
و نادیده نگرفتن نورهایی که میان سایهها میدرخشند.
*✅شادی تمرینِ دیدن و قدردانی است، تمرینی روزانه که جان را از حسرت سبک میکند و ما را به آرامشی ماندگار نزدیکتر میسازد.*
محمدحسین فرقانی
آدینه: ۱۴۰۴/۱۰/۱۲
@book_tips 🐞
❤14👍2😢1
زندگی بوی خوش نسترن است
بوی یاسی است که گل کرده
به دیوار نگاه من وتو
زندگی خنده یک شاپرک است برگل ناز
زندگی رقص دل انگیز خطوط
لب توست
زندگی شیرین است...
#سهراب_سپهرى
@book_tips 🐞
بوی یاسی است که گل کرده
به دیوار نگاه من وتو
زندگی خنده یک شاپرک است برگل ناز
زندگی رقص دل انگیز خطوط
لب توست
زندگی شیرین است...
#سهراب_سپهرى
@book_tips 🐞
❤12
🍃🌺🍃
زندگی جویبار بی انتهایی از رنج است...
و رشد به معنای پیدا کردن راهی برای اجتناب از این جویبار نیست...
بلکه به معنای شیرجه زدن درون آن و پیدا کردن موفقیت آمیز راه در عمق آن است...
#اوضاع_خیلی_خراب_است!
#مارک_منسن
@book_tips 🐞
زندگی جویبار بی انتهایی از رنج است...
و رشد به معنای پیدا کردن راهی برای اجتناب از این جویبار نیست...
بلکه به معنای شیرجه زدن درون آن و پیدا کردن موفقیت آمیز راه در عمق آن است...
#اوضاع_خیلی_خراب_است!
#مارک_منسن
@book_tips 🐞
❤4
#قرار_عاشقانه_با_خودم
امروز تصمیم دارم به حس درونی ام اعتماد کنم
و هرجا که حضورم شنیده و محترم نیست،
خودم را مجبور به ماندن نکنم.
@book_tips 🐞
امروز تصمیم دارم به حس درونی ام اعتماد کنم
و هرجا که حضورم شنیده و محترم نیست،
خودم را مجبور به ماندن نکنم.
@book_tips 🐞
❤13💯1
🍃🌺🍃
#داستانک
مرد سنگ شکن
سنگ شکن جوان فقیری بود که زیرآفتاب و باران، روزگار را به خرد کردن سنگ های کنار جاده میگذراند. روزی با خود گفت: "آه! اگر میتوانستم ثروتمند شوم و نیرومند، آن وقت میتوانستم راحت استراحت کنم و به فکر معاش و آش نباشم"
فرشتهای در آسمان صدایش را شنید و به او گفت: "آرزویت اجابت باد"
و همین طور هم شد. سنگ شکن فقیر جوان ما ناگهان خود را در قصری زیبا یافت که تعداد زیادی خدمتکار در خدمتش بودند. حالا میتوانست هر بخواهد فراهم کند و هرچقدر که میخواست استراحت.
روزی سنگ شکن نگاهی به آسمان انداخت و خورشید را دید. آهی کشید و گفت:"آه!اگر میتوانستم خورشید شوم، دیگر این همه خدمتکار موی دماغم نبودند!"
این بار هم فرشتهی مهربان او را به خواستهاش رساند. به او گفت:"خواستهات اجابت باد!"
وقتی مرد خورشید شد، ابری از برابر او گذشت و درخشش او را تیره و تار کرد. با خود فکر کرد:"ای کاش ابر بودم! ابر از خورشید هم نیرومندتر است!"
این خواستهاش هم که اجابت شد، باد وزید و ابر را در آسمان پراکند. "دلم میخواهد باد باشم که هر چیزی را با خود میبرد."
فرشته با کمال میل خواستهاش را اجابت کرد. باد بیپروا و خشمگین شروع به وزیدن کرد، به کوهی برخورد که در مقابل باد هم تکان نخورد. کوه که شد خواست نفس راحتی بکشد، متوجه شد که کسی با کلنگ دامنهاش را خرد میکند. گفت:" کاش میتوانستم آن کسی باشم که کوهها را خرد میکند و توان تحمل او را ندارد."
فرشته برای آخرین بار خواستهاش را اجابت کرد. چنین شد که سنگ شکن دوباره خود را کنار جاده و در
همان قالب پیشین کارگر سادهای سنگشکن که بود، یافت و دیگر پس از آن زبان به شکوه نگشود.
برگرفته شده از "افسانههای چین باستان"
@book_tips 🐞
#داستانک
مرد سنگ شکن
سنگ شکن جوان فقیری بود که زیرآفتاب و باران، روزگار را به خرد کردن سنگ های کنار جاده میگذراند. روزی با خود گفت: "آه! اگر میتوانستم ثروتمند شوم و نیرومند، آن وقت میتوانستم راحت استراحت کنم و به فکر معاش و آش نباشم"
فرشتهای در آسمان صدایش را شنید و به او گفت: "آرزویت اجابت باد"
و همین طور هم شد. سنگ شکن فقیر جوان ما ناگهان خود را در قصری زیبا یافت که تعداد زیادی خدمتکار در خدمتش بودند. حالا میتوانست هر بخواهد فراهم کند و هرچقدر که میخواست استراحت.
روزی سنگ شکن نگاهی به آسمان انداخت و خورشید را دید. آهی کشید و گفت:"آه!اگر میتوانستم خورشید شوم، دیگر این همه خدمتکار موی دماغم نبودند!"
این بار هم فرشتهی مهربان او را به خواستهاش رساند. به او گفت:"خواستهات اجابت باد!"
وقتی مرد خورشید شد، ابری از برابر او گذشت و درخشش او را تیره و تار کرد. با خود فکر کرد:"ای کاش ابر بودم! ابر از خورشید هم نیرومندتر است!"
این خواستهاش هم که اجابت شد، باد وزید و ابر را در آسمان پراکند. "دلم میخواهد باد باشم که هر چیزی را با خود میبرد."
فرشته با کمال میل خواستهاش را اجابت کرد. باد بیپروا و خشمگین شروع به وزیدن کرد، به کوهی برخورد که در مقابل باد هم تکان نخورد. کوه که شد خواست نفس راحتی بکشد، متوجه شد که کسی با کلنگ دامنهاش را خرد میکند. گفت:" کاش میتوانستم آن کسی باشم که کوهها را خرد میکند و توان تحمل او را ندارد."
فرشته برای آخرین بار خواستهاش را اجابت کرد. چنین شد که سنگ شکن دوباره خود را کنار جاده و در
همان قالب پیشین کارگر سادهای سنگشکن که بود، یافت و دیگر پس از آن زبان به شکوه نگشود.
برگرفته شده از "افسانههای چین باستان"
@book_tips 🐞
❤11👍3👎1
آدمی به زخمهای کهنه دل میبندد،
و از مرهمی که نمیشناسد میترسد.
راه نجات، بیرون از حصار امن توست.
@book_tips 🐞
و از مرهمی که نمیشناسد میترسد.
راه نجات، بیرون از حصار امن توست.
@book_tips 🐞
👍10❤5
🍃🌺🍃
هرکسی که فکر میکند "باغبانی" در بهار آغاز میشود و در پاییز خاتمه مییابد؛ از بهترین بخش سال غافل مانده است:
زمستان و زمانی که رؤیای باغ، در اندیشهی باغبان شکل میگیرد!
#ژوزفین_نوس
@book_tips 🐞
هرکسی که فکر میکند "باغبانی" در بهار آغاز میشود و در پاییز خاتمه مییابد؛ از بهترین بخش سال غافل مانده است:
زمستان و زمانی که رؤیای باغ، در اندیشهی باغبان شکل میگیرد!
#ژوزفین_نوس
@book_tips 🐞
❤10👍1
شازده کوچولو پرسید : از کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت :
از وقتی بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره .
#شازده_کوچولو
@book_tips 🐞
روباه گفت :
از وقتی بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره .
#شازده_کوچولو
@book_tips 🐞
❤13👍1
بیاید تا با در کنار هم قرار گرفتن جهانی نو بسازیم و در رشد آگاهی جامعه سهمی داشته باشیم 🇮🇷
اینجا جهان آگاهی است💞🌍
@jahan_agah
بعد از ارسال درخواست عضویت
شخصا با شما گفتگو خواهم داشت🙏
اگر دغدغه رشد آگاهی فردی و اجتماعی رو دارید به اینجمع بپیوندید.
ما انسان های دغدغه مند رو کنار هم جمع کردیم برای شکوفایی ایرانمان🇮🇷💞🧩🌳
@jahan_agah
این محفل سرشار از معجزه ی یادگیریست 💥
اینجا جهان آگاهی است💞🌍
@jahan_agah
بعد از ارسال درخواست عضویت
شخصا با شما گفتگو خواهم داشت🙏
اگر دغدغه رشد آگاهی فردی و اجتماعی رو دارید به اینجمع بپیوندید.
ما انسان های دغدغه مند رو کنار هم جمع کردیم برای شکوفایی ایرانمان🇮🇷💞🧩🌳
@jahan_agah
این محفل سرشار از معجزه ی یادگیریست 💥
💯3❤1
#قرار_عاشقانه_با_خودم
امروزتصمیم گرفتم
نگهبانِ حرمتِ کلامم باشم.
تحقیر، تمسخر، مقصرسازی جمعی…
همهش زخم رو عمیقتر میکنه.
@book_tips 🐞
امروزتصمیم گرفتم
نگهبانِ حرمتِ کلامم باشم.
تحقیر، تمسخر، مقصرسازی جمعی…
همهش زخم رو عمیقتر میکنه.
@book_tips 🐞
👍9❤6
Forwarded from 🔖برترین های تلگرام🔖 via @chToolsBot
🪐🪐🪐
💎برترین کانالهای تلگرام:
آموزش رایگان ماساژ
@yougasozok
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
💎برترین کانالهای تلگرام:
آموزش رایگان ماساژ
@yougasozok
🔹هماهنگی جهت تبادل:
@mrsmafd
#قرار_عاشقانه_با_خودم
امروز تصمیم گرفتم "روزهی دروغ " بگیرم؛
نه فقط در کلام ...
هر آنچه نباید بگویم را تحریف نکنم،
و اگر گفتنش از سر ترس یا رضایتطلبیست،
با احترام سکوت را انتخاب کنم.
امروز صداقت را آرام، مهربان و مسئولانه زندگی میکنم.
@book_tips 🐞✍
امروز تصمیم گرفتم "روزهی دروغ " بگیرم؛
نه فقط در کلام ...
هر آنچه نباید بگویم را تحریف نکنم،
و اگر گفتنش از سر ترس یا رضایتطلبیست،
با احترام سکوت را انتخاب کنم.
امروز صداقت را آرام، مهربان و مسئولانه زندگی میکنم.
@book_tips 🐞✍
👏10❤1
🍃🌺🍃
#حکایت
احوال خداوند
پادشاهی به وزیرش گفت:
۳ سوال میكنم فردا اگر جواب دادى وزیر هستى و اگر نه از مقامت عزل میشوى.
ـ سوال اول: خداوند چه میخورد؟
ـ سوال دوم: خداوند چه میپوشد؟
ـ سوال سوم: خداوند چه كار میكند؟
وزیر كه (به واسطه رابطه بر مسند تکیه زده بود) جواب سوالها را نمىدانست؛ ناراحت بود.
غلامى فهمیده و بسیار زیرك داشت و به غلامش گفت:
سلطان ۳ سوال كرده اگر جواب ندهم بركنار میشوم و هر سه سوال را به غلام حكایت كرد.
غلام گفت: جواب هر سه را میدانم؛
ولى حالا فقط دو جواب را میگویم، این که خداوند چه میخورد؟
غم بندههایش را مىخورد.
اینكه خداوند چه مىپوشد؟
خداوند عیبهاى بندههایش را مىپوشد.
اما پاسخ سومی را اجازه دهید فردا بگویم.
فردا وزیر و غلام نزد پادشاه رفتند.
وزیر به دو سوال جواب داد.
سلطان گفت: درست است، ولى بگو جوابها را خودت پیدا كردى یا از كسى پرسیدى؟
وزیر گفت: این غلام من انسان فهمیدهیى است جوابها را او داد.
پادشاه گفت: پس لباس وزارت را بدر آور و به این غلام بده و غلام هم لباس نوكرىاش را از تن در آورد و به وزیر داد.
بعد وزیر به غلام گفت پس سوال سوم چى شد؟
غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدى!
خداوند چه كار میكند؟
خدا در یك لحظه غلام را وزیر میكند و وزیر را غلام…
@book_tips 🐞
#حکایت
احوال خداوند
پادشاهی به وزیرش گفت:
۳ سوال میكنم فردا اگر جواب دادى وزیر هستى و اگر نه از مقامت عزل میشوى.
ـ سوال اول: خداوند چه میخورد؟
ـ سوال دوم: خداوند چه میپوشد؟
ـ سوال سوم: خداوند چه كار میكند؟
وزیر كه (به واسطه رابطه بر مسند تکیه زده بود) جواب سوالها را نمىدانست؛ ناراحت بود.
غلامى فهمیده و بسیار زیرك داشت و به غلامش گفت:
سلطان ۳ سوال كرده اگر جواب ندهم بركنار میشوم و هر سه سوال را به غلام حكایت كرد.
غلام گفت: جواب هر سه را میدانم؛
ولى حالا فقط دو جواب را میگویم، این که خداوند چه میخورد؟
غم بندههایش را مىخورد.
اینكه خداوند چه مىپوشد؟
خداوند عیبهاى بندههایش را مىپوشد.
اما پاسخ سومی را اجازه دهید فردا بگویم.
فردا وزیر و غلام نزد پادشاه رفتند.
وزیر به دو سوال جواب داد.
سلطان گفت: درست است، ولى بگو جوابها را خودت پیدا كردى یا از كسى پرسیدى؟
وزیر گفت: این غلام من انسان فهمیدهیى است جوابها را او داد.
پادشاه گفت: پس لباس وزارت را بدر آور و به این غلام بده و غلام هم لباس نوكرىاش را از تن در آورد و به وزیر داد.
بعد وزیر به غلام گفت پس سوال سوم چى شد؟
غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدى!
خداوند چه كار میكند؟
خدا در یك لحظه غلام را وزیر میكند و وزیر را غلام…
@book_tips 🐞
👍4❤2🥰1