Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در صدودهمین هفته در ۵۶ زندان مختلف
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» مرگ دیکتاتور ایران علی خامنهای، عامل کشتار و اعدام دهها هزار نفر از مردم ایران را آغاز پایان نظام منحوس ولایت فقیه و دروازه ورود به دموکراسی میداند.
در شرایط سخت جنگی کنونی که نظام مستبد بر کشورمان تحمیل کردهاست، ما زندانیان خود را همراه عموم مردم میدانیم و در درد و رنجهای آنها سهیم هستیم.
ما بر این باوریم که ایران بهرغم همه فراز و نشیبها سرانجام به سوی یک آینده درخشان در حرکت است و هیچگاه به گذشته و نظامهای دیکتاتوری باز نخواهد گشت. آزادی ایران به دست مردم و با اتحاد و همدلی خودشان و نه نیروی خارجی، محقق خواهد شد.
آمار اعدامهای اسفند ماه تاکنون از مرز ۶۵ تن گذشته است. طی روزهای گذشته نیز حکم اعدام یکی دیگر از بازداشتیهای خیزش دی ۱۴۰۴ به نام محمدرضا مجیدی اصل، به اتهام «محاربه» در تهران صادر شده و دو زندانی هموطن کُرد از بازداشتیهای خیزش ۱۴۰۱ با نامهای محمد فرجی و رئوف شیخمعروفی، به اعدام محکوم شدهاند.
حکم اعدام زندانی سیاسی دیگر پیمان فرحآور، در زندان لاکان رشت برای دومین بار، توسط دیوان عالی رژیم تایید شده و جان این زندانی بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر است.
همزمان، بسیاری دیگر بازداشتیها، زیر فشار و شکنجه، در خطر صدور حکم ضد انسانی اعدام و احکام سنگین قرار دارند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» بار دیگر توجه جوامع بینالمللی و نهادهای حقوق بشری را نسبت به وضعیت زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسیِ محکوم به اعدام جلب نموده و خواستار آزادی آنهاست. کارنامه ننگین و سراسر جنایت این رژیم باید به شورای امنیت ملل متحد ارجاع شود.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ در صدودهمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشد:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
صدودهمین هفته
۱۲ اسفند ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» مرگ دیکتاتور ایران علی خامنهای، عامل کشتار و اعدام دهها هزار نفر از مردم ایران را آغاز پایان نظام منحوس ولایت فقیه و دروازه ورود به دموکراسی میداند.
در شرایط سخت جنگی کنونی که نظام مستبد بر کشورمان تحمیل کردهاست، ما زندانیان خود را همراه عموم مردم میدانیم و در درد و رنجهای آنها سهیم هستیم.
ما بر این باوریم که ایران بهرغم همه فراز و نشیبها سرانجام به سوی یک آینده درخشان در حرکت است و هیچگاه به گذشته و نظامهای دیکتاتوری باز نخواهد گشت. آزادی ایران به دست مردم و با اتحاد و همدلی خودشان و نه نیروی خارجی، محقق خواهد شد.
آمار اعدامهای اسفند ماه تاکنون از مرز ۶۵ تن گذشته است. طی روزهای گذشته نیز حکم اعدام یکی دیگر از بازداشتیهای خیزش دی ۱۴۰۴ به نام محمدرضا مجیدی اصل، به اتهام «محاربه» در تهران صادر شده و دو زندانی هموطن کُرد از بازداشتیهای خیزش ۱۴۰۱ با نامهای محمد فرجی و رئوف شیخمعروفی، به اعدام محکوم شدهاند.
حکم اعدام زندانی سیاسی دیگر پیمان فرحآور، در زندان لاکان رشت برای دومین بار، توسط دیوان عالی رژیم تایید شده و جان این زندانی بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر است.
همزمان، بسیاری دیگر بازداشتیها، زیر فشار و شکنجه، در خطر صدور حکم ضد انسانی اعدام و احکام سنگین قرار دارند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» بار دیگر توجه جوامع بینالمللی و نهادهای حقوق بشری را نسبت به وضعیت زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسیِ محکوم به اعدام جلب نموده و خواستار آزادی آنهاست. کارنامه ننگین و سراسر جنایت این رژیم باید به شورای امنیت ملل متحد ارجاع شود.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ در صدودهمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشد:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
صدودهمین هفته
۱۲ اسفند ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
Telegram
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
Forwarded from زاگاه
🟤کشتن امکانِ فردا: باروری، جنگ و سیاستِ زندگیِ آینده
🖊نویسنده: آزاده ثبوت
زاگاه- محسن و فیروزه سالها تلاش کرده بودند صاحب فرزند شوند. پس از حدود ده سال تلاش، آنها به کلینیک آیویاف در بیمارستان گاندی مراجعه کردند.
محسن میگوید: «کارکنان بیمارستان خیلی تلاش کردند تا به ما کمک کنند. بعد از ده سال بالاخره امیدی پیدا کرده بودیم»
اما در روز دوم حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی، موشکی به بیمارستان گاندی اصابت کرد و بخش باروری و کلینیک آیویاف این مرکز به شدت آسیب دید. زوجهایی که تحت درمان آیویاف (لقاح آزمایشگاهی) بودند ناگهان با این احتمال روبهرو شدند که سالها امید و انتظارشان در یک لحظه نابود شده است.
فیروزه میگوید: «وقتی شنیدیم بخش آیویاف هدف قرار گرفته، احساس کردیم داریم عقلمان را از دست میدهیم »
این رویداد، یادآور لحظهای ویرانگر در جنگ غزه است. در دسامبر ۲۰۲۳، یک موشک به بزرگترین مرکز آیویاف در غزه اصابت کرد و بیش از ۴۰۰۰ جنین منجمد و و حدود ۱۰۰۰ نمونه اسپرم و تخمک را نابود کرد؛ جنینهایی که امید هزاران خانواده برای داشتن فرزند بودند. گزارشهای بعدی نشان داد که این اقدام رژیم صهیونیستی در چارچوب بررسیهای بینالمللی درباره اقداماتی که میتواند مانع تولد فلسطینیها شود و پیوند آن با نسلکشی مورد توجه قرار گرفته است.
وقتی یک مرکز باروری نابود میشود، چیزی بیش از تجهیزات پزشکی از بین میرود. آنچه نابود میشود رویاهای خانوادهها، نسلهای بالقوه و تداوم زیستی یک جامعه است. از این منظر، میان آنچه در غزه رخ داد و حمله به یک مرکز آیویاف در ایران رابطهای عمیق وجود دارد. هر دو نمونه نشان میدهند که جنگ تنها بدنهای امروز را نمیکشد، بلکه امکانهای فردا را نیز نابود میکند.
نظریهپردازان فمینیست استدلال میکنند که جنگ تنها با سلاحها پیش نمیرود، بلکه از طریق تنظیم و کنترل بدنها و بازتولید نیز عمل میکند. سینتیا انلو در آثار خود درباره نظامیگری نشان میدهد که چگونه سیاستهای جنگی با مدیریت بدنها و نقشهای جنسیتی پیوند خوردهاند.
در همین حال، فعالان عدالت باروری از جمله لورِتا راس تأکید میکنند که آزادی باروری تنها به معنای حق داشتن یا نداشتن فرزند نیست؛ بلکه شامل حق پرورش کودکان و تداوم جوامع در محیطی امن نیز میشود.
هنگامی که بیمارستانها، بخشهای زایمان یا مراکز باروری نابود میشوند، این شرایط فرو میپاشد و خشونت از میدان جنگ عبور کرده و به قلمرو آفرینش زندگی وارد میشود.
از این منظر، هدف قرار دادن مراکز باروری در فلسطین و ایران را میتوان بخشی از سیاست گستردهتر بازتولید در جنگ دانست. نظریهپردازان فمینیست نشان می دهند که چگونه جنگها مرزهای میان زندگی و مرگ را با هدف قرار دادن زیرساختهایی که زندگی روزمره را ممکن میکنند - بیمارستانها، شبکههای آب، خانهها و مدارس -بازتعریف میکنند.
🆔️ @zaagaah
🔗متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://zaagaah.com/2289
🖊نویسنده: آزاده ثبوت
زاگاه- محسن و فیروزه سالها تلاش کرده بودند صاحب فرزند شوند. پس از حدود ده سال تلاش، آنها به کلینیک آیویاف در بیمارستان گاندی مراجعه کردند.
محسن میگوید: «کارکنان بیمارستان خیلی تلاش کردند تا به ما کمک کنند. بعد از ده سال بالاخره امیدی پیدا کرده بودیم»
اما در روز دوم حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی، موشکی به بیمارستان گاندی اصابت کرد و بخش باروری و کلینیک آیویاف این مرکز به شدت آسیب دید. زوجهایی که تحت درمان آیویاف (لقاح آزمایشگاهی) بودند ناگهان با این احتمال روبهرو شدند که سالها امید و انتظارشان در یک لحظه نابود شده است.
فیروزه میگوید: «وقتی شنیدیم بخش آیویاف هدف قرار گرفته، احساس کردیم داریم عقلمان را از دست میدهیم »
این رویداد، یادآور لحظهای ویرانگر در جنگ غزه است. در دسامبر ۲۰۲۳، یک موشک به بزرگترین مرکز آیویاف در غزه اصابت کرد و بیش از ۴۰۰۰ جنین منجمد و و حدود ۱۰۰۰ نمونه اسپرم و تخمک را نابود کرد؛ جنینهایی که امید هزاران خانواده برای داشتن فرزند بودند. گزارشهای بعدی نشان داد که این اقدام رژیم صهیونیستی در چارچوب بررسیهای بینالمللی درباره اقداماتی که میتواند مانع تولد فلسطینیها شود و پیوند آن با نسلکشی مورد توجه قرار گرفته است.
وقتی یک مرکز باروری نابود میشود، چیزی بیش از تجهیزات پزشکی از بین میرود. آنچه نابود میشود رویاهای خانوادهها، نسلهای بالقوه و تداوم زیستی یک جامعه است. از این منظر، میان آنچه در غزه رخ داد و حمله به یک مرکز آیویاف در ایران رابطهای عمیق وجود دارد. هر دو نمونه نشان میدهند که جنگ تنها بدنهای امروز را نمیکشد، بلکه امکانهای فردا را نیز نابود میکند.
نظریهپردازان فمینیست استدلال میکنند که جنگ تنها با سلاحها پیش نمیرود، بلکه از طریق تنظیم و کنترل بدنها و بازتولید نیز عمل میکند. سینتیا انلو در آثار خود درباره نظامیگری نشان میدهد که چگونه سیاستهای جنگی با مدیریت بدنها و نقشهای جنسیتی پیوند خوردهاند.
در همین حال، فعالان عدالت باروری از جمله لورِتا راس تأکید میکنند که آزادی باروری تنها به معنای حق داشتن یا نداشتن فرزند نیست؛ بلکه شامل حق پرورش کودکان و تداوم جوامع در محیطی امن نیز میشود.
هنگامی که بیمارستانها، بخشهای زایمان یا مراکز باروری نابود میشوند، این شرایط فرو میپاشد و خشونت از میدان جنگ عبور کرده و به قلمرو آفرینش زندگی وارد میشود.
از این منظر، هدف قرار دادن مراکز باروری در فلسطین و ایران را میتوان بخشی از سیاست گستردهتر بازتولید در جنگ دانست. نظریهپردازان فمینیست نشان می دهند که چگونه جنگها مرزهای میان زندگی و مرگ را با هدف قرار دادن زیرساختهایی که زندگی روزمره را ممکن میکنند - بیمارستانها، شبکههای آب، خانهها و مدارس -بازتعریف میکنند.
🆔️ @zaagaah
🔗متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://zaagaah.com/2289
زاگاه
کشتن امکانِ فردا: باروری، جنگ و سیاستِ زندگیِ آینده - زاگاه
وقتی یک مرکز باروری نابود میشود، چیزی بیش از تجهیزات پزشکی از بین میرود. آنچه نابود میشود رویاهای خانوادهها،
Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم در ۵۶ زندان مختلف
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» عید فطر و نوروز ۱۴۰۵ را به عموم مردم ایران و بهویژه خانواده جانباختگان قیام دی ماه ۱۴۰۴ و تمامی سربداران یک سال اخیر که توسط حکومت مستبد و سرکوبگر «ولایت فقیه» به خاک و خون کشیده شدند را تبریک میگوید. از تمامی افراد، نهادهای صنفی معلمان، بازنشستگان، کارگران و خانواده محکومان به اعدام و همچنین رسانههای مستقل و تمامی کسانی که صدای محکومان به اعدام بودند کمال تشکر و قدردانی را داریم و امیدواریم سال ۱۴۰۵ سال آزادی ایران، ایران بدون شکنجه و اعدام باشد.
حکومت اعدامی در یک سال اخیر بالغ بر ۲۶۵۰ تن از هموطنانمان را در اقصی نقاط کشور به دار آویخت و به طور ظالمانه در شب عید نوروز سه تن از جوانان دلیر به نامهای مهدی قاسمی، سعید داوودی و صالح محمدی را که در اعتراضات دی ماه بازداشت شده بودند در قم اعدام کرد و یک زندانی دیگر به اسم کوروش کیوانی را به اتهام جاسوسی در زندان مرکزی کرج حلقآویز کرد.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن محکومیت اعدامهای خودسرانه و جنایتکارانه که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه صورت میگیرد، از ملل متحد و کشورهای مختلف و نهادهای حقوق بشری میخواهیم حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند تا حداقل حقوق زندانیان رعایت شود، بهویژه زندانیانی که در ماههای اخیر بازداشت شده و در سکوت خبری و قطعی اینترنت زیر شکنجه هستند و در خطر حکم اعدام قرار دارند. ما همچنین خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستیم. بهخصوص که در شرایط بمباران جان زندانیان در معرضِ خطر مضاعف است و بسیاری از زندانیان از کمبود غذا و رسیدگیهای درمانی رنج میبرند. در هفته اخیر ده.ها تن از زندانیان زندان چابهار به دلیل اعتراض به عدم تامین مواد غذایی، توسط ماموران زندان کشته و زخمی شدند.
لازم به ذکر است در دو هفته گذشته، بیانیه این کارزار (هفتههای ۱۱۱و ۱۱۲) به دلیل قطعی ارتباطات منتشر نشد.
کارزار «سهشنبه های نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوسیزدهم
سهشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» عید فطر و نوروز ۱۴۰۵ را به عموم مردم ایران و بهویژه خانواده جانباختگان قیام دی ماه ۱۴۰۴ و تمامی سربداران یک سال اخیر که توسط حکومت مستبد و سرکوبگر «ولایت فقیه» به خاک و خون کشیده شدند را تبریک میگوید. از تمامی افراد، نهادهای صنفی معلمان، بازنشستگان، کارگران و خانواده محکومان به اعدام و همچنین رسانههای مستقل و تمامی کسانی که صدای محکومان به اعدام بودند کمال تشکر و قدردانی را داریم و امیدواریم سال ۱۴۰۵ سال آزادی ایران، ایران بدون شکنجه و اعدام باشد.
حکومت اعدامی در یک سال اخیر بالغ بر ۲۶۵۰ تن از هموطنانمان را در اقصی نقاط کشور به دار آویخت و به طور ظالمانه در شب عید نوروز سه تن از جوانان دلیر به نامهای مهدی قاسمی، سعید داوودی و صالح محمدی را که در اعتراضات دی ماه بازداشت شده بودند در قم اعدام کرد و یک زندانی دیگر به اسم کوروش کیوانی را به اتهام جاسوسی در زندان مرکزی کرج حلقآویز کرد.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن محکومیت اعدامهای خودسرانه و جنایتکارانه که با هدف ایجاد رعب و وحشت در جامعه صورت میگیرد، از ملل متحد و کشورهای مختلف و نهادهای حقوق بشری میخواهیم حکومت ایران را تحت فشار قرار دهند تا حداقل حقوق زندانیان رعایت شود، بهویژه زندانیانی که در ماههای اخیر بازداشت شده و در سکوت خبری و قطعی اینترنت زیر شکنجه هستند و در خطر حکم اعدام قرار دارند. ما همچنین خواهان آزادی زندانیان سیاسی هستیم. بهخصوص که در شرایط بمباران جان زندانیان در معرضِ خطر مضاعف است و بسیاری از زندانیان از کمبود غذا و رسیدگیهای درمانی رنج میبرند. در هفته اخیر ده.ها تن از زندانیان زندان چابهار به دلیل اعتراض به عدم تامین مواد غذایی، توسط ماموران زندان کشته و زخمی شدند.
لازم به ذکر است در دو هفته گذشته، بیانیه این کارزار (هفتههای ۱۱۱و ۱۱۲) به دلیل قطعی ارتباطات منتشر نشد.
کارزار «سهشنبه های نه به اعدام» در هفته صدوسیزدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروز آباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوسیزدهم
سهشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
Telegram
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
کارزار سهشنبههای نه به اعدام
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
No to Execution Tuesdays Campaign
تماس با ادمین در تلگرام:
@no_to_execution_admin
تماس با ادمین در جیمیل:
ntetc1402@gmail.com
Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
ادامه کارزار سهشنبههای نه به اعدام
به دلیل قطعی اینترنت و نبود امکان ارتباط، بیانیه هفته صد و چهاردم کارزار سهشنبههای نه به اعدام به دست ادمین صفحات کارزار در فضای مجازی نرسیده است.
با این حال، طبق آخرین اطلاع، اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام، در ۵۶ زندان در اعتصاب غذا بودهاند.
هفته ۱۱۴
سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
ادمین صفحات مجازی کارزار سهشنبههای نه به اعدام
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
به دلیل قطعی اینترنت و نبود امکان ارتباط، بیانیه هفته صد و چهاردم کارزار سهشنبههای نه به اعدام به دست ادمین صفحات کارزار در فضای مجازی نرسیده است.
با این حال، طبق آخرین اطلاع، اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام، در ۵۶ زندان در اعتصاب غذا بودهاند.
هفته ۱۱۴
سهشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
ادمین صفحات مجازی کارزار سهشنبههای نه به اعدام
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
بيدارزنى
Photo
🟣 #بیدارزنی: کوتاه با کسانی که هلهلهی جنگ ندارند
در سی و هفتمین روز از جنگ قرار داریم. ۳۷ روز بمباران و نابودی خانههای غیرنظامیان، پالایشگاهها، انبارهای نفت، مدارس و…حالا هم ضربالعجل نابودی زیرساختهای انرژی.
برای آن دسته از مردم ایران که زیر فشار شدید فقر و تورم، هنوز در بهت و فروپاشی روانی ناشی از کشتار معترضان در اعتراضات دی ماه بودند، این بار پس از سرکوب خونین داخلی توسط تمامی نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی، کورسوی حیاتشان نیز با موشکها و بمبهای آمریکا و اسراییل نابود شد. (هرچند ترور علی خامنهای دیکتاتور ایران و حملات پهبادی به یگان ویژه سپاه که نقش اصلی در کشتار معترضان را داشتند، لبخند رضایت بر لب بسیاری از مردم نشاند)
♦️نفرت به جا و برحق بسیاری از گروههای مردم از پنج دهه جنایت و سرکوب حاکمیت، همچنین کوبیدن شادمانه بر طبل «آری به جنگ» از سوی اپوزیسیون منحط راست خارج از کشور، کار را به جایی رساند که در پس هر بمب و ویرانی، این پیام را برسانند: «آزادی نزدیک است» و «اگر مخالف جنگ هستی، پس قطعا طرفدار این نظامی!».
♦️نه. اینجا هنوز جمعیتی هرچند نه بیشمار، نفس میکشند که بیزار از استبداد و جنگ و ویرانیاند. اینجا هنوز انسانهایی زندگی میکنند که با هر کشتهی دیماه و بیشمار جانباختهی این سالیان، خون گریه کردند و سالهاست در خیابان، علیه یکی از مستبدترین ایدئولوژیهای حاکم در زمانه، با دستان خالی جنگیدند. جان سپردند. به زندان افتادند. آزاد شدند. از تعداد اعدامها کمر خم کردند. با هر خانه و کسب و کار ویران شده در جنگ، زار زدند و دقیقهای، فراموش نکردند که «ارتجاع، به هر شکلی محکوم است».
♦️اینجا هنوز زنان آگاه زندهاند. باور کنید میشود علیه تمامی نکبتها و گلولهها و دولتهای استبدادی ایستاد و سرسپرده نشد.
♦️اینجا هنوز معلمان زندهاند. آنها در کلاسهای درسشان «باور به زندگی» را مشق کردند. آنها صدای کودکان کشته شده به وقت کشتار داخلی و حمله خارجیاند. به نیمکتهای خالی و نام دانشآموزانی که فریاد میزنند، گوش دادهاید؟ معلمانی که بهوقت بمباران نیز به خانههایشان حمله میکنند و یا راهی زندان میشوند.
♦️اینجا هنوز فعالان محیطزیست زندهاند. آنها علیه ویرانی زیستبومها به وقت حکمرانی جمهوری اسلامی و تبعات شیمیایی حاصل از جنگ، میجنگند.
♦️اینجا کارگران، بازنشستگان، نویسندگان، فعالان حقوق زنان و جانهای عزیز زندانی در زندانها زندهاند. فعالان سیاسی محبوس در زندانها علیه اجراییسازی جنونوار احکام اعدام، اعتصاب غذا میکنند. مورد ضرب و شتم قرار میگیرند، به سلول انفرادی منتقل میشوند، راههای ارتباطیشان مسدودتر میشود اما زندهاند.
دقیقهای فراموش نکنیم که ساختارهای متکی بر تمامیتخواهی، بتسازی و خودی/غیرخودی کردن افراد جامعه، آن هم از شاخص پیروی کردن از ولایت مطلقهی شیعی یا سلطنتی، مخالفان جنگ را چگونه نامگذاری میکنند. دستهی اول ذیل معاند و مخالف نظام، اعدام میکند و دستهی دوم، مخالفین جنگ را عامل همان نظام مینامند!
♦️خوب میدانیم که در میانهی این جنگ و ویرانی، در پس میراث جمهوری اسلامی که جز سرکوب و انسداد و محبوس کردن هر صدای مخالف نیست، صحبت از اتحاد و تحقق آزادی و برابری تا چه حد دور از ذهن است. شدت ویرانی و افول شاخصهای حیات فردی و جمعی، وضعیت را به زنده ماندن برای بقا بدل کرده است. اما برای برخاستن از این وضعیت - حتی بسیار دور - باز هم نقطهی عزیمت، باور به همین جمعیتهای پراکنده است. برای چگونه زنده ماندن، چگونه سرپا ماندن و همچنان باور به آگاهی طبقاتی، مسیری دشوارتر از قبل پیش روی ماست. «ما»یی جنگزده، با چشماندازی از ویرانی، اما هنوز زنده.
♦️تصویر: بامداد یکشنبه ۱۷ اسفند/ ۸ مارس۲۰۲۶، انفجار شیمیایی در پی حملهی موشکی آمریکا/اسراییل به انبار نفت شهران در تهران
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
در سی و هفتمین روز از جنگ قرار داریم. ۳۷ روز بمباران و نابودی خانههای غیرنظامیان، پالایشگاهها، انبارهای نفت، مدارس و…حالا هم ضربالعجل نابودی زیرساختهای انرژی.
برای آن دسته از مردم ایران که زیر فشار شدید فقر و تورم، هنوز در بهت و فروپاشی روانی ناشی از کشتار معترضان در اعتراضات دی ماه بودند، این بار پس از سرکوب خونین داخلی توسط تمامی نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی، کورسوی حیاتشان نیز با موشکها و بمبهای آمریکا و اسراییل نابود شد. (هرچند ترور علی خامنهای دیکتاتور ایران و حملات پهبادی به یگان ویژه سپاه که نقش اصلی در کشتار معترضان را داشتند، لبخند رضایت بر لب بسیاری از مردم نشاند)
♦️نفرت به جا و برحق بسیاری از گروههای مردم از پنج دهه جنایت و سرکوب حاکمیت، همچنین کوبیدن شادمانه بر طبل «آری به جنگ» از سوی اپوزیسیون منحط راست خارج از کشور، کار را به جایی رساند که در پس هر بمب و ویرانی، این پیام را برسانند: «آزادی نزدیک است» و «اگر مخالف جنگ هستی، پس قطعا طرفدار این نظامی!».
♦️نه. اینجا هنوز جمعیتی هرچند نه بیشمار، نفس میکشند که بیزار از استبداد و جنگ و ویرانیاند. اینجا هنوز انسانهایی زندگی میکنند که با هر کشتهی دیماه و بیشمار جانباختهی این سالیان، خون گریه کردند و سالهاست در خیابان، علیه یکی از مستبدترین ایدئولوژیهای حاکم در زمانه، با دستان خالی جنگیدند. جان سپردند. به زندان افتادند. آزاد شدند. از تعداد اعدامها کمر خم کردند. با هر خانه و کسب و کار ویران شده در جنگ، زار زدند و دقیقهای، فراموش نکردند که «ارتجاع، به هر شکلی محکوم است».
♦️اینجا هنوز زنان آگاه زندهاند. باور کنید میشود علیه تمامی نکبتها و گلولهها و دولتهای استبدادی ایستاد و سرسپرده نشد.
♦️اینجا هنوز معلمان زندهاند. آنها در کلاسهای درسشان «باور به زندگی» را مشق کردند. آنها صدای کودکان کشته شده به وقت کشتار داخلی و حمله خارجیاند. به نیمکتهای خالی و نام دانشآموزانی که فریاد میزنند، گوش دادهاید؟ معلمانی که بهوقت بمباران نیز به خانههایشان حمله میکنند و یا راهی زندان میشوند.
♦️اینجا هنوز فعالان محیطزیست زندهاند. آنها علیه ویرانی زیستبومها به وقت حکمرانی جمهوری اسلامی و تبعات شیمیایی حاصل از جنگ، میجنگند.
♦️اینجا کارگران، بازنشستگان، نویسندگان، فعالان حقوق زنان و جانهای عزیز زندانی در زندانها زندهاند. فعالان سیاسی محبوس در زندانها علیه اجراییسازی جنونوار احکام اعدام، اعتصاب غذا میکنند. مورد ضرب و شتم قرار میگیرند، به سلول انفرادی منتقل میشوند، راههای ارتباطیشان مسدودتر میشود اما زندهاند.
دقیقهای فراموش نکنیم که ساختارهای متکی بر تمامیتخواهی، بتسازی و خودی/غیرخودی کردن افراد جامعه، آن هم از شاخص پیروی کردن از ولایت مطلقهی شیعی یا سلطنتی، مخالفان جنگ را چگونه نامگذاری میکنند. دستهی اول ذیل معاند و مخالف نظام، اعدام میکند و دستهی دوم، مخالفین جنگ را عامل همان نظام مینامند!
♦️خوب میدانیم که در میانهی این جنگ و ویرانی، در پس میراث جمهوری اسلامی که جز سرکوب و انسداد و محبوس کردن هر صدای مخالف نیست، صحبت از اتحاد و تحقق آزادی و برابری تا چه حد دور از ذهن است. شدت ویرانی و افول شاخصهای حیات فردی و جمعی، وضعیت را به زنده ماندن برای بقا بدل کرده است. اما برای برخاستن از این وضعیت - حتی بسیار دور - باز هم نقطهی عزیمت، باور به همین جمعیتهای پراکنده است. برای چگونه زنده ماندن، چگونه سرپا ماندن و همچنان باور به آگاهی طبقاتی، مسیری دشوارتر از قبل پیش روی ماست. «ما»یی جنگزده، با چشماندازی از ویرانی، اما هنوز زنده.
♦️تصویر: بامداد یکشنبه ۱۷ اسفند/ ۸ مارس۲۰۲۶، انفجار شیمیایی در پی حملهی موشکی آمریکا/اسراییل به انبار نفت شهران در تهران
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
بيدارزنى
Photo
🟣 #بیدارزنی: تبعات ویرانگر جنگ بر زنان
جنگ، این جنون ویرانی، فقط در مناطق مورد اصابت موشکها رخ نمیدهد. تبعات و پیامدهای جنگ در تمامی زمینههای اقتصادی، سیاسی، سلامت جسمی و روانی و لایههای پنهان و بیصدای خشونت چندجانبه علیه زنان است.
جنگ اول از همه، گروههای آسیبپذیر را تحت فشار میگذارد، یعنی سالمندان، بیماران، افراد دارای معلولیت، زنان و کودکان.
این فشار فقط محدود به زمان جنگ نیست و تبعات و آسیبهای ناشی از آن تا ماهها و سالیان پس از جنگ نیز پابرجاست.
⚪️ بهداشت و درمان
از نخستین روزهای آغاز جنگ فعلی، بیمارستانهای دولتی و خصوصی با کمبود شدید کادر درمان متخصص و حاضر در مراکز درمانی مواجه شدند. حضور نیروهای متخصص در هر بخش بیمارستان اعم از مراقبتهای ویژه یا داخلی و جراحی عمومی به (هر ۳ روز یک متخصص) در هفته رسید. رزیدنتها هر ۴۸ ساعت در بیمارستانها هستند و در این بین، بار اصلی خدمات درمانی و البته غیر تخصصی بر دوش پرستاران و بهیاران حاضر در مراکز درمانی قرار گرفته است. این وضعیت تماما در تهران برقرار است و بنا بر گزارشهای مندرج از مراکز درمانی دیگر استانها، فقدان کادر درمان متخصص در شهرهای کوچک و مرزی، عملا فاجعهبار است.
سالمندان، بیماران سرطانی، بیماران حاضر در بیمارستانها و افراد دارای معلولیت، زیر یکی از شدیدترین فشارهای ناشی از این جنگ هستند که مستقیم، جانشان را نشانه گرفته است.
طی ۳۷ روز گذشته، با تعطیلی مطبهای پزشکان متخصص زنان و کمبود نیروی ماما در درمانگاهها و مراکز درمانی، ویزیت ضروری زنان باردار، زنان دارای بیماریهای رحم، عفونتهای شایع و سایر اختلالات هورمونی که نیازمند پزشک و نسخه جهت تهیه دارو هستند، با اختلال همراه بوده است. ویرانی و اضطراب جنگ برای زنان باردار، منجر به زایمان زودرس، سقط جنین ناخواسته و آسیبهای غیرقابل جبران به جنین و مادر میشود.
اضطراب ناشی از جنگ باعث پریود زودتر از موعد بسیاری از دختربچهها میشود. همچنین در بسیاری از زنان، در پی فشارهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و جابهجاییهای اجباری در جنگ، اختلال شدید هورمونی و پریود نامنظم رخ میدهد. قطع ناگهانی و کوتاه مدت پریود، خونریزی شدید، افزایش روزشمار پریود به بیش از ۱۴ روز و… تنها بخش کوچکی از فشار مضاعف جنگ بر زنان و دختربچههاست.
⚪️ معیشت و اقتصاد
بسیاری از زنان در شرایط فعلی جنگ، در صف نخست اخراج از محیط کار قرار گرفتند. زنان کارگر بدون قرارداد کاری و بیمه، با بسته شدن کارگاهها، واحدهای تولیدی، خدماتی و … عملا خانهنشین شدند. بسیاری از زنان دستفروش حاضر در خیابانها و متروها، همهی امیدشان به نزدیکی اسفند و «شب عید» بود. همزمانی این دو با جنگ ویرانگر فعلی، عملا این زنان - که جمعیت بیشماریشان تنها سرپرست خانوار نیز هستند- را فقیرتر از قبل کرد. همچنین قطعی ۳۷ روزهی اینترنت بینالملل و عدم دسترسی به شبکههای اینستاگرام، تلگرام و … تمامی کسبوکارهای آنلاین را نابود کرد. تداوم این وضعیت به معنای سقوط کامل اقتصادی و بدهیهایی است که افراد و خاصه زنان را در فشاری مرگآور قرار داده است.
⚪️افزایش خشونت علیه زنان در بستر جنگ
در زمان جنگ و تبعات بیکاری و آوارگی ناشی از آن، خانه دیگر محل آرامش نیست. تنشهای ناشی از این فاجعه، اول از همه خود را در ساحت خانه نمایان میکند. فشارهای مختلف از دست دادن شغل، جابهجایی اجباری، کنارهم قرار گرفتن چندین خانواده در فضایی اجارهای جهت گذران موقت جنگ و … یکی از اصلیترین محورهای خشونت علیه زنان و کودکان به وقت جنگهاست. در بسیاری از گزارشهای منتشر شده از تجربیات زنان از جنگ در کشورهای مختلف، «(کنترلگری، محدودیت در رفتوآمد، خشونت کلامی، جسمی و جنسی) در زمرهی خشونتهای مختلف علیه زنان در خلال جنگ نیز بوده است.
♦️ذکر این نکته ضروری است که پیامدهای ناشی از خشونت خانگی علیه زنان در زمان جنگ، همواره ذیل گزارهی «فشار طبیعی زندگی» نامگذاری و مدفون میشود. اما آنچه مبرهن است، تاثیرات مخرب، طولانی مدت و ویرانگر خشونتهایی است که پس از جنگ نیز خود را در قالب خشنوتهایی شدیدتر علیه زنان، بازتولید میکند.
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
جنگ، این جنون ویرانی، فقط در مناطق مورد اصابت موشکها رخ نمیدهد. تبعات و پیامدهای جنگ در تمامی زمینههای اقتصادی، سیاسی، سلامت جسمی و روانی و لایههای پنهان و بیصدای خشونت چندجانبه علیه زنان است.
جنگ اول از همه، گروههای آسیبپذیر را تحت فشار میگذارد، یعنی سالمندان، بیماران، افراد دارای معلولیت، زنان و کودکان.
این فشار فقط محدود به زمان جنگ نیست و تبعات و آسیبهای ناشی از آن تا ماهها و سالیان پس از جنگ نیز پابرجاست.
⚪️ بهداشت و درمان
از نخستین روزهای آغاز جنگ فعلی، بیمارستانهای دولتی و خصوصی با کمبود شدید کادر درمان متخصص و حاضر در مراکز درمانی مواجه شدند. حضور نیروهای متخصص در هر بخش بیمارستان اعم از مراقبتهای ویژه یا داخلی و جراحی عمومی به (هر ۳ روز یک متخصص) در هفته رسید. رزیدنتها هر ۴۸ ساعت در بیمارستانها هستند و در این بین، بار اصلی خدمات درمانی و البته غیر تخصصی بر دوش پرستاران و بهیاران حاضر در مراکز درمانی قرار گرفته است. این وضعیت تماما در تهران برقرار است و بنا بر گزارشهای مندرج از مراکز درمانی دیگر استانها، فقدان کادر درمان متخصص در شهرهای کوچک و مرزی، عملا فاجعهبار است.
سالمندان، بیماران سرطانی، بیماران حاضر در بیمارستانها و افراد دارای معلولیت، زیر یکی از شدیدترین فشارهای ناشی از این جنگ هستند که مستقیم، جانشان را نشانه گرفته است.
طی ۳۷ روز گذشته، با تعطیلی مطبهای پزشکان متخصص زنان و کمبود نیروی ماما در درمانگاهها و مراکز درمانی، ویزیت ضروری زنان باردار، زنان دارای بیماریهای رحم، عفونتهای شایع و سایر اختلالات هورمونی که نیازمند پزشک و نسخه جهت تهیه دارو هستند، با اختلال همراه بوده است. ویرانی و اضطراب جنگ برای زنان باردار، منجر به زایمان زودرس، سقط جنین ناخواسته و آسیبهای غیرقابل جبران به جنین و مادر میشود.
اضطراب ناشی از جنگ باعث پریود زودتر از موعد بسیاری از دختربچهها میشود. همچنین در بسیاری از زنان، در پی فشارهای مختلف اجتماعی، اقتصادی و جابهجاییهای اجباری در جنگ، اختلال شدید هورمونی و پریود نامنظم رخ میدهد. قطع ناگهانی و کوتاه مدت پریود، خونریزی شدید، افزایش روزشمار پریود به بیش از ۱۴ روز و… تنها بخش کوچکی از فشار مضاعف جنگ بر زنان و دختربچههاست.
⚪️ معیشت و اقتصاد
بسیاری از زنان در شرایط فعلی جنگ، در صف نخست اخراج از محیط کار قرار گرفتند. زنان کارگر بدون قرارداد کاری و بیمه، با بسته شدن کارگاهها، واحدهای تولیدی، خدماتی و … عملا خانهنشین شدند. بسیاری از زنان دستفروش حاضر در خیابانها و متروها، همهی امیدشان به نزدیکی اسفند و «شب عید» بود. همزمانی این دو با جنگ ویرانگر فعلی، عملا این زنان - که جمعیت بیشماریشان تنها سرپرست خانوار نیز هستند- را فقیرتر از قبل کرد. همچنین قطعی ۳۷ روزهی اینترنت بینالملل و عدم دسترسی به شبکههای اینستاگرام، تلگرام و … تمامی کسبوکارهای آنلاین را نابود کرد. تداوم این وضعیت به معنای سقوط کامل اقتصادی و بدهیهایی است که افراد و خاصه زنان را در فشاری مرگآور قرار داده است.
⚪️افزایش خشونت علیه زنان در بستر جنگ
در زمان جنگ و تبعات بیکاری و آوارگی ناشی از آن، خانه دیگر محل آرامش نیست. تنشهای ناشی از این فاجعه، اول از همه خود را در ساحت خانه نمایان میکند. فشارهای مختلف از دست دادن شغل، جابهجایی اجباری، کنارهم قرار گرفتن چندین خانواده در فضایی اجارهای جهت گذران موقت جنگ و … یکی از اصلیترین محورهای خشونت علیه زنان و کودکان به وقت جنگهاست. در بسیاری از گزارشهای منتشر شده از تجربیات زنان از جنگ در کشورهای مختلف، «(کنترلگری، محدودیت در رفتوآمد، خشونت کلامی، جسمی و جنسی) در زمرهی خشونتهای مختلف علیه زنان در خلال جنگ نیز بوده است.
♦️ذکر این نکته ضروری است که پیامدهای ناشی از خشونت خانگی علیه زنان در زمان جنگ، همواره ذیل گزارهی «فشار طبیعی زندگی» نامگذاری و مدفون میشود. اما آنچه مبرهن است، تاثیرات مخرب، طولانی مدت و ویرانگر خشونتهایی است که پس از جنگ نیز خود را در قالب خشنوتهایی شدیدتر علیه زنان، بازتولید میکند.
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
🟣 مریم اکبری منفرد، پس از ۱۷ سال آزاد شد
مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی پس از ۱۷ سال حبس - بدون حتی یک روز مرخصی- از زندان آزاد شد.
مریم اکبری منفرد در دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به ۱۵ حبس محکوم شد. علیرغم پایان مدت زمان حبس طی یک پروندهسازی جدید به ۲ سال حبس دیگر نیز محکوم شد.
در بهمن ۱۳۹۵، مریم اکبری منفرد شکایتی را در گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل ثبت کرد و از این نهاد خواست تا جمهوری اسلامی ایران را دربارهٔ پرونده و سرنوشت خواهر و برادرش مورد سؤال قرار دهند.
در پی این شکایت گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل رقیه و عبدالرضا اکبری منفرد، خواهر و برادر مریم را به عنوان «ناپدیدشده قهری» به رسمیت شناخت و از جمهوری اسلامی ایران خواست تا دربارهٔ سرنوشت آنها توضیح دهد. هر دو خواهر و برادر مریم در جریان کشتار زندانیان سیاسی در #تابستان۶۷ اعدام شدند.
طی ۱۷ سال گذشته، مریم اکبری بدون حتی یک روز مرخصی در زندانهای اوین، سمنان و قرچک، محبوس بود.
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی پس از ۱۷ سال حبس - بدون حتی یک روز مرخصی- از زندان آزاد شد.
مریم اکبری منفرد در دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به ۱۵ حبس محکوم شد. علیرغم پایان مدت زمان حبس طی یک پروندهسازی جدید به ۲ سال حبس دیگر نیز محکوم شد.
در بهمن ۱۳۹۵، مریم اکبری منفرد شکایتی را در گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل ثبت کرد و از این نهاد خواست تا جمهوری اسلامی ایران را دربارهٔ پرونده و سرنوشت خواهر و برادرش مورد سؤال قرار دهند.
در پی این شکایت گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل رقیه و عبدالرضا اکبری منفرد، خواهر و برادر مریم را به عنوان «ناپدیدشده قهری» به رسمیت شناخت و از جمهوری اسلامی ایران خواست تا دربارهٔ سرنوشت آنها توضیح دهد. هر دو خواهر و برادر مریم در جریان کشتار زندانیان سیاسی در #تابستان۶۷ اعدام شدند.
طی ۱۷ سال گذشته، مریم اکبری بدون حتی یک روز مرخصی در زندانهای اوین، سمنان و قرچک، محبوس بود.
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
🟣 اولین تصویر از مریم اکبری منفرد، پس از ۱۷ سال حبس
به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
🟣 تداوم بازداشت خانوادهی بابک علیپور، زندانی سیاسی اعدام شده
سه تن از بستگان بابک علیپور زندانی سیاسی که یازده فروردین اعدام شده از تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۴ بازداشت شدهاند. آنها هنگام بازگشت از ملاقات بابک، به صورت جمعی بازداشت و به چند نهاد امنیتی انتقال یافتند.
امالبنین دهقان مادر بابک ۶۳ ساله و مریم علیپور خواهر بابک اسفند ماه از سلول انفرادی به بند عمومی زندان قرچک منتقل شده و بلاتکلیف در زندان هستند.
در فروردین ماه امسال، بابک در حالی اعدام شد که مادر وی در زندان قرچک زندانی بود و نه تنها امکان آخرین ملاقات با فرزند را نداشت. همچنین فرصت سوگواری در خانه و در میان بستگان هم از وی سلب شده است. خواهر وی نیز شرایطی مشابه مادر دارد و خصوصا بعد از اجرای حکم اعدام بیشتر تحت فشار هستند.
پسر دیگر این خانواده روزبه علیپور نیز از تاریخ ۶ بهمن در سلول انفرادی است و تنها دو بار با پدرش تماس یک دقیقهای گرفته است. از وضعیت سلامت وی نیز اطلاعی در دست نیست.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
سه تن از بستگان بابک علیپور زندانی سیاسی که یازده فروردین اعدام شده از تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۴ بازداشت شدهاند. آنها هنگام بازگشت از ملاقات بابک، به صورت جمعی بازداشت و به چند نهاد امنیتی انتقال یافتند.
امالبنین دهقان مادر بابک ۶۳ ساله و مریم علیپور خواهر بابک اسفند ماه از سلول انفرادی به بند عمومی زندان قرچک منتقل شده و بلاتکلیف در زندان هستند.
در فروردین ماه امسال، بابک در حالی اعدام شد که مادر وی در زندان قرچک زندانی بود و نه تنها امکان آخرین ملاقات با فرزند را نداشت. همچنین فرصت سوگواری در خانه و در میان بستگان هم از وی سلب شده است. خواهر وی نیز شرایطی مشابه مادر دارد و خصوصا بعد از اجرای حکم اعدام بیشتر تحت فشار هستند.
پسر دیگر این خانواده روزبه علیپور نیز از تاریخ ۶ بهمن در سلول انفرادی است و تنها دو بار با پدرش تماس یک دقیقهای گرفته است. از وضعیت سلامت وی نیز اطلاعی در دست نیست.
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#ژن_ژيان_ئازادی
@bidarzani
🟣 تداوم بازداشت و بیخبری از شیلر مامقادری در پی ارتباط با خانوادههای جانباختگان اعتراضات خونین دیماه
مامقادری، شهروند اهل مهاباد و با گذشت چندین روز از زمان بازداشت، همچنان در وضعیت نامعلوم بهسر میبرد و از محل نگهداری و وضعیت سلامتی او اطلاعی در دست نیست.
روز چهارشنبه نوزدهم فروردینماه ۱۴۰۵، شلیر مامقادری توسط نیروهای اداره اطلاعات در مهاباد بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده است. بر اساس اطلاعات بهدستآمده، بازداشت وی به ارتباط او با خانوادههای جانباختگان اعتراضات در این شهر نسبت داده شده است.
گزارشهای دریافتی نشان میدهد که او در زمان بازداشت از بیماری سرطان رنج میبرده و در حال طی دوره درمان و مصرف دارو بوده است. با این حال، پس از بازداشت، وضعیت دسترسی وی به خدمات درمانی و دارو در هالهای از ابهام قرار دارد. شیلر، مادر دو فرزند نیز هست.
#ژن_ژيان_ئازادی
#جنبش_دادخواهی_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستادهایم_تا_پایان
@bidarzani
مامقادری، شهروند اهل مهاباد و با گذشت چندین روز از زمان بازداشت، همچنان در وضعیت نامعلوم بهسر میبرد و از محل نگهداری و وضعیت سلامتی او اطلاعی در دست نیست.
روز چهارشنبه نوزدهم فروردینماه ۱۴۰۵، شلیر مامقادری توسط نیروهای اداره اطلاعات در مهاباد بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده است. بر اساس اطلاعات بهدستآمده، بازداشت وی به ارتباط او با خانوادههای جانباختگان اعتراضات در این شهر نسبت داده شده است.
گزارشهای دریافتی نشان میدهد که او در زمان بازداشت از بیماری سرطان رنج میبرده و در حال طی دوره درمان و مصرف دارو بوده است. با این حال، پس از بازداشت، وضعیت دسترسی وی به خدمات درمانی و دارو در هالهای از ابهام قرار دارد. شیلر، مادر دو فرزند نیز هست.
#ژن_ژيان_ئازادی
#جنبش_دادخواهی_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستادهایم_تا_پایان
@bidarzani
بيدارزنى
Photo
🟣 بیتا همتی از بازداشتشدگان اعتراضات خونین دیماه به اعدام محکوم شد
چهار تن از معترضان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به نامهای #محمدرضا_مجیدیاصل، #بیتا_همتی، #بهروز_زمانینژاد و #کوروش_زمانینژاد از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به اعدام محکوم شدند.
این ۴ نفر در پروندهای مشترک با یک متهم دیگر حضور داشتند. متهم پنجم این پرونده به نام #امیر_همتی به ۵ سال و ۸ ماه زندان محکوم شده است.
در این پرونده محمدرضا مجیدیاصل و بیتا همتی زن و شوهر هستند و متهم ردیف پنجم (امیر همتی) برادر متهم ردیف دوم (بیتا همتی) است.
در رای صادره از سوی دادگاه که به حکم اعدام با استناد به ماده ۱ قانون «تشدید مجازات جهت همکاری با رژیم صهیونیستی و کشور متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» به اتهام «اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم ایالات متحده و گروههای تروریستی (ضد انقلاب و سلطنتطلب)» صادر شده است.
دادگاه همچنین این ۴ نفر را به اتهام اجتماع و تبانی به تحمل پنج سال حبس تعزیری و مصادره کلیه اموال آنها محکوم کرده است.
در حکم صادره، «گزارش ضابطین خاص» به عنوان سندی برای اثبات ارتکاب جرم علیه متهمان ذکر شده است. همچنین دادگاه در رای خود از اعلام مصداق روشن ارتکاب جرم از سوی متهمان خودداری کرده و مصداق عملی ارتکاب جرم توسط آنان را «سر دادن شعار ساختارشکنانه، استفاده از مواد منفجره و آتشزا و سلاح سرد، زخمی کردن صدها نفر از شهروندان بیگناه و حافظان امنیت و تخریب اموال عمومی» اعلام کرده است.
♦️جمهوری اسلامی به سیاق کشتار دهه شصت در حال تکرار جنایت و اعدامهای بسیار گسترده و فلهای است. پروندهسازیهای امنیتی به مدد اخذ اعترافات اجباری با اشد شکنجههای جسمی و روحی صورت گرفته است و با ابلاغیههای هر روزهی #محسنی_اژهای این قصاب قضاییه، اجرای احکام اعدام رو به افزایش است.
♦️صدای مردمی باشیم که از هر طیف و طبقهای با دستان خالی به خیابان آمدند و یا گلولهباران شدند و یا با ردیف احکام حبس و اعدام طرفند.
#ژن_ژيان_ئازادی
#قیام_علیه_اعدام
@bidarzani
چهار تن از معترضان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به نامهای #محمدرضا_مجیدیاصل، #بیتا_همتی، #بهروز_زمانینژاد و #کوروش_زمانینژاد از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به اعدام محکوم شدند.
این ۴ نفر در پروندهای مشترک با یک متهم دیگر حضور داشتند. متهم پنجم این پرونده به نام #امیر_همتی به ۵ سال و ۸ ماه زندان محکوم شده است.
در این پرونده محمدرضا مجیدیاصل و بیتا همتی زن و شوهر هستند و متهم ردیف پنجم (امیر همتی) برادر متهم ردیف دوم (بیتا همتی) است.
در رای صادره از سوی دادگاه که به حکم اعدام با استناد به ماده ۱ قانون «تشدید مجازات جهت همکاری با رژیم صهیونیستی و کشور متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» به اتهام «اقدام عملیاتی برای دولت متخاصم ایالات متحده و گروههای تروریستی (ضد انقلاب و سلطنتطلب)» صادر شده است.
دادگاه همچنین این ۴ نفر را به اتهام اجتماع و تبانی به تحمل پنج سال حبس تعزیری و مصادره کلیه اموال آنها محکوم کرده است.
در حکم صادره، «گزارش ضابطین خاص» به عنوان سندی برای اثبات ارتکاب جرم علیه متهمان ذکر شده است. همچنین دادگاه در رای خود از اعلام مصداق روشن ارتکاب جرم از سوی متهمان خودداری کرده و مصداق عملی ارتکاب جرم توسط آنان را «سر دادن شعار ساختارشکنانه، استفاده از مواد منفجره و آتشزا و سلاح سرد، زخمی کردن صدها نفر از شهروندان بیگناه و حافظان امنیت و تخریب اموال عمومی» اعلام کرده است.
♦️جمهوری اسلامی به سیاق کشتار دهه شصت در حال تکرار جنایت و اعدامهای بسیار گسترده و فلهای است. پروندهسازیهای امنیتی به مدد اخذ اعترافات اجباری با اشد شکنجههای جسمی و روحی صورت گرفته است و با ابلاغیههای هر روزهی #محسنی_اژهای این قصاب قضاییه، اجرای احکام اعدام رو به افزایش است.
♦️صدای مردمی باشیم که از هر طیف و طبقهای با دستان خالی به خیابان آمدند و یا گلولهباران شدند و یا با ردیف احکام حبس و اعدام طرفند.
#ژن_ژيان_ئازادی
#قیام_علیه_اعدام
@bidarzani
Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان مختلف
با گرامی داشت یاد ۱۲ زندانی سیاسی اعدام شده
بعد از ۵۲ روز قطعی دیجیتال و اینترنت و بیخبری که اکنون بطور نسبی باز شده است، این بیانیه را رو به مردم شریف ایران مینویسیم.
در حالی صدوهفدهمین هفته کارزار «نه به اعدام» را برگزار میکنیم که روز گذشته حکومت قاتل حاکم بر ایران دو تن دیگر از زندانیان سیاسی حامد ولیدی و محمد معصومشاهی را اعدام کرد.
حکومت اعدامی که از احساسات و خشم عمومی نسبت به این اعدامها نگران است، مذبوحانه تلاش میکند این زندانیان و دیگر بازداشتیها و اعدامیهای اخیر را به جاسوسی و ارتباط با اسرائیل متهم کند تا اعدامهای خود را در شرایط جنگی توجیه نماید. اما این اتهامات واهی علیه مردان و زنان دلاوری که هیچ هدفی جز برابری، آزادی و استقلال ایران و ایرانی ندارند و از همه چیز خود در این راه گذشتهاند، بهطور مضاعف نفرت عمومی را بر میانگیزد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ابتدای سال ۱۴۰۵ نیز با یک جنایت دیگر توسط حکومت اعدامی مواجه شد که در آن شش تن از اعضای خود را با نامهای وحید بنی عامریان، پویا قبادی، شاهرخ (اکبر) دانشورکار، بابک علیپور، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر را در هفته صدوپانزدهم از دست داد.
در شب ۹ فروردین سال جاری دهها تن از سرکوبگران زندان قزلحصار به سرکردگی اشکان کمالی، حسن قبادی و قاسم صحرایی، شبانه به صورت وحشیانه و غیرانسانی به بند زندانیان سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار یورش بردند و با ضرب و شتم شدید، تمامی افراد این بند که اغلب از اعضای کارزار نه به اعدام بودند را از بند خارج کرده و به بند انفرادی فرستادند و شش تن از افراد فوقالذکر که توسط قاضی افشاری محکوم به اعدام شده بودند، به دار آویختند آنها در حالی سر به دار شدند که دادرسی آنها هنوز به پایان نرسیده بود بدون آخرین ملاقات با خانواده هایشان و در بیخبری مطلق.
حکومت خونخوار همراه با آنها ۴ زندانی سیاسی قیام دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با اسامی امیرحسین حاتمی، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست و علی فهیم در بیخبری و بدون ملاقات آخر اعدام کرد تا نشان دهد میراثدار خمینی است که جنگ را نعمت میدانست فرصتی برای کشتن و دار زدن.
حکومت ترسان و لرزان از انقلاب مردم ایران، تاکنون پیکر هیچ کدام از این جانباختگان راه آزادی و برابری را به خانوادههایشان تحویل نداده است تا اینچنین خانوادهها را مورد شکنجه روحی و روانی قرار دهد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صمیمانه با خانوادههای این زندانیان اعدامی اعلام همدردی میکند. خانوادههایی که هرگز خسته نشدند و هر هفته در سرما و گرما با این کارزار همراهی کردند و «نه به اعدام» را که خواست عمومی مردم ایران است فریاد زدند.
حکومت ستمکار و درمانده «ولایت فقیه» در ماه فروردین دستکم ۱۲ تن را که تمامی آنان از زندانیان سیاسی بودند، به پای چوبههای دار فرستاد و اینگونه از زندانیان سیاسی انتقام گرفتهاست.
اکنون که جنگ و مصائب آن بر فضای ایران سایه افکنده و تمام توجهات به آن معطوف شدهاست، حکومت نامشروع حاکم بر کشورمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، دست به اعدامهای سیستماتیک میزند تا مانع قیام و انقلاب گردد. امروز بسیاری از معترضان دی ماه ۱۴۰۴ در سلولهای انفرادی و سیاهچالهای رژیم در بیخبری کامل به سر میبرند. که طبق اخبار رسیده تنها در بند ۳۵ واحد ۳ قزلحصار دهها تن در انفرادی محبوسند بیشتر این زندانیان جوان هستند و جان آنان در خطر جدی است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» کلیه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی را برای نجات جان زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام فرامیخواند و خواهان فشار جدی و عملی بر حکومت ایران است.
ادامه در پست بعد
با گرامی داشت یاد ۱۲ زندانی سیاسی اعدام شده
بعد از ۵۲ روز قطعی دیجیتال و اینترنت و بیخبری که اکنون بطور نسبی باز شده است، این بیانیه را رو به مردم شریف ایران مینویسیم.
در حالی صدوهفدهمین هفته کارزار «نه به اعدام» را برگزار میکنیم که روز گذشته حکومت قاتل حاکم بر ایران دو تن دیگر از زندانیان سیاسی حامد ولیدی و محمد معصومشاهی را اعدام کرد.
حکومت اعدامی که از احساسات و خشم عمومی نسبت به این اعدامها نگران است، مذبوحانه تلاش میکند این زندانیان و دیگر بازداشتیها و اعدامیهای اخیر را به جاسوسی و ارتباط با اسرائیل متهم کند تا اعدامهای خود را در شرایط جنگی توجیه نماید. اما این اتهامات واهی علیه مردان و زنان دلاوری که هیچ هدفی جز برابری، آزادی و استقلال ایران و ایرانی ندارند و از همه چیز خود در این راه گذشتهاند، بهطور مضاعف نفرت عمومی را بر میانگیزد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ابتدای سال ۱۴۰۵ نیز با یک جنایت دیگر توسط حکومت اعدامی مواجه شد که در آن شش تن از اعضای خود را با نامهای وحید بنی عامریان، پویا قبادی، شاهرخ (اکبر) دانشورکار، بابک علیپور، محمد تقوی و ابوالحسن منتظر را در هفته صدوپانزدهم از دست داد.
در شب ۹ فروردین سال جاری دهها تن از سرکوبگران زندان قزلحصار به سرکردگی اشکان کمالی، حسن قبادی و قاسم صحرایی، شبانه به صورت وحشیانه و غیرانسانی به بند زندانیان سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار یورش بردند و با ضرب و شتم شدید، تمامی افراد این بند که اغلب از اعضای کارزار نه به اعدام بودند را از بند خارج کرده و به بند انفرادی فرستادند و شش تن از افراد فوقالذکر که توسط قاضی افشاری محکوم به اعدام شده بودند، به دار آویختند آنها در حالی سر به دار شدند که دادرسی آنها هنوز به پایان نرسیده بود بدون آخرین ملاقات با خانواده هایشان و در بیخبری مطلق.
حکومت خونخوار همراه با آنها ۴ زندانی سیاسی قیام دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با اسامی امیرحسین حاتمی، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست و علی فهیم در بیخبری و بدون ملاقات آخر اعدام کرد تا نشان دهد میراثدار خمینی است که جنگ را نعمت میدانست فرصتی برای کشتن و دار زدن.
حکومت ترسان و لرزان از انقلاب مردم ایران، تاکنون پیکر هیچ کدام از این جانباختگان راه آزادی و برابری را به خانوادههایشان تحویل نداده است تا اینچنین خانوادهها را مورد شکنجه روحی و روانی قرار دهد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صمیمانه با خانوادههای این زندانیان اعدامی اعلام همدردی میکند. خانوادههایی که هرگز خسته نشدند و هر هفته در سرما و گرما با این کارزار همراهی کردند و «نه به اعدام» را که خواست عمومی مردم ایران است فریاد زدند.
حکومت ستمکار و درمانده «ولایت فقیه» در ماه فروردین دستکم ۱۲ تن را که تمامی آنان از زندانیان سیاسی بودند، به پای چوبههای دار فرستاد و اینگونه از زندانیان سیاسی انتقام گرفتهاست.
اکنون که جنگ و مصائب آن بر فضای ایران سایه افکنده و تمام توجهات به آن معطوف شدهاست، حکومت نامشروع حاکم بر کشورمان برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، دست به اعدامهای سیستماتیک میزند تا مانع قیام و انقلاب گردد. امروز بسیاری از معترضان دی ماه ۱۴۰۴ در سلولهای انفرادی و سیاهچالهای رژیم در بیخبری کامل به سر میبرند. که طبق اخبار رسیده تنها در بند ۳۵ واحد ۳ قزلحصار دهها تن در انفرادی محبوسند بیشتر این زندانیان جوان هستند و جان آنان در خطر جدی است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» کلیه نهادهای حقوق بشری و مجامع بینالمللی را برای نجات جان زندانیان سیاسی زیر حکم اعدام فرامیخواند و خواهان فشار جدی و عملی بر حکومت ایران است.
ادامه در پست بعد
Forwarded from کارزار سهشنبههای نه به اعدام
ادامه متن بیانیه
ما از تمام فعالان حقوق بشری، صنفی، مدنی، سیاسی و هرکس که مخالف اعدام است میخواهیم در شرایط اختناقی که حکومت خیابانها را به گروگان گرفته و حکومت نظامی ایجاد کرده مرعوب نشوند و جهت مقابله با این سرکوبها و صفهای طویل اعدام به هر شکل ممکن اعتراض کنند. بیشک آینده از آن کسانی که بهای آزادی را پرداختهاند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با گرامیداشت یاد این سربداران، روز سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل ، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته ۱۱۷
سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t
ما از تمام فعالان حقوق بشری، صنفی، مدنی، سیاسی و هرکس که مخالف اعدام است میخواهیم در شرایط اختناقی که حکومت خیابانها را به گروگان گرفته و حکومت نظامی ایجاد کرده مرعوب نشوند و جهت مقابله با این سرکوبها و صفهای طویل اعدام به هر شکل ممکن اعتراض کنند. بیشک آینده از آن کسانی که بهای آزادی را پرداختهاند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با گرامیداشت یاد این سربداران، روز سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵ در هفته صدوهفدهم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز ، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل ، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته ۱۱۷
سهشنبه اول اردیبهشت ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@no_to_execution_tuesdays
https://t.me/No_To_Execution_Tuesdays
https://x.com/n_t_e_t