🎶℘‌ آٍوٰٰٖاًّـےٍٕ نـےٖٖ ℘‌🎶
146 subscribers
186 photos
382 videos
9 files
58 links
🎙کانال شعروادبی آوای نی خوش آمدید🎙
🎶شعرخوانی🎼 آواز 🎻دکلمه🎤
سیاسی ⛔️
کانال👈https://t.me/+McxR4DNpRIhjMTU0
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به نام خداوند شعر و سخن
نخستین سخن در همه انجمن

من و خورشید
نشستیم و توافق کردیم

صبح را با
طپش قلب تو آغاز کنیم ...

#مسعود_محمدپور

#صبح_شما_به_خیر

، آغاز
میکنیم جمعه بیست و سوم آذر ماه را

" آدینه پاییزی تون پر از لطف خدا "

🧚‍♂♥️🧚‍♂

••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو بارانی
یا یک مه غلیظ
در ابتدای صبح پاییزی
یا که نه
تو آن خوابِ خوشِ
صبحگاه جمعه ای
نمی‌ شود از تو دل کند
مگر با یک بوسه
عاشقانه
اما طولانی...
علیرضا اسفندیاری
🧚‍♂♥️🧚‍♂

••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
آنگاه که مردی به زبان نمی آورد زنی را دوست دارد ، همه چیز را از دست می دهد
حتی آن زن را...
و آنگاه که زنی به زبان می آورد مَردی را دوست دارد ، همه چیز را از دست می دهد
حتی آن مرد را...
در عشق؛
سکوت ، جنایت مَرد است
و
حرف زدن ، جنایت زن . . .

جین آستین
غرور و تعصب




🧚‍♂♥️🧚‍♂

••●❥JOiN👇🏻
🆔 @avayneyhttps
خورشید هر روز صبح  بخاطر زنده بودن من و تو طلوع می‌کند هرگز منتظر فردایِ خیالی نباش سهمت را از" شادى زندگى"، همین امروز بگیر...

سلام جمعه تون بخیر و شادی☕️





@avayneyhttps
از من بعید بود ولی عاشقت شدم
از تو بعید نیست جهان عاشقت شود

#افشین_یداللهی🌱


@avayneyhttps
جمعه وقتی می‌رسد،دردِ دل از بَر می‌نویسم..
از تو و دلتنگی و از چشمِ بر در می‌نویسم..

قصه‌ی دلدادگی را از شبِ مهتاب و باران،،
یاد چشمان تو را، با دیده‌ی تَر می‌نویسم..

نامه‌ای با اشک سوی مقصدِ شهر نگاهت..
با هوای عشق، بر پای کبوتر می‌نویسم..

جمعه ها آنقدر غرقم در سکوتِ کهنه‌ام که،،
بی‌قرای‌های دل را، جور دیگر می‌نویسم..

واژه‌ها را یک‌به‌یک‌ می‌چینم و آخر غزل را،،
با تب و بغضِ قلم، یکباره از سر می‌نویسم..

گرچه لبریز غم و فریادم اما با خیالت،،
از شکایت های دل افسانه کمتر می‌نویسم..

روزهای هفته غم را هر چه پنهان می‌کنم باز،،
جمعه وقتی می‌رسد دردِ دل از بَر می‌نویسم..


نگار_حسینی


✨✨✨✨✨✨✨✨



@avayneyhttps
ماه هم تنهاست کنار هزار ستاره.


@avayneyhttps
👍3
ای بی تو حرام زندگانی
ای بی تو نگشته بخت بیدار
خود بخت تویی و زندگی تو
باقی نامی و لاف و آزار

مولانای جان
@avayneyhttps
جمعه وقتی می‌رسد،دردِ دل از بَر می‌نویسم..
از تو و دلتنگی و از چشمِ بر در می‌نویسم..

قصه‌ی دلدادگی را از شبِ مهتاب و باران،،
یاد چشمان تو را، با دیده‌ی تَر می‌نویسم..

نامه‌ای با اشک سوی مقصدِ شهر نگاهت..
با هوای عشق، بر پای کبوتر می‌نویسم..

جمعه ها آنقدر غرقم در سکوتِ کهنه‌ام که،،
بی‌قرای‌های دل را، جور دیگر می‌نویسم..

واژه‌ها را یک‌به‌یک‌ می‌چینم و آخر غزل را،،
با تب و بغضِ قلم، یکباره از سر می‌نویسم..

گرچه لبریز غم و فریادم اما با خیالت،،
از شکایت های دل افسانه کمتر می‌نویسم..

روزهای هفته غم را هر چه پنهان می‌کنم باز،،
جمعه وقتی می‌رسد دردِ دل از بَر می‌نویسم..


نگار_حسینی


❤️‍🩹❤️‍🔥💔

╭┅═ঊঈ🌿🕊🌿ঊঈ═┅╮
https://t.me/avayneyhttps
╰┅═ঊঈ✨✨ঊঈ═
جمعه ها درد و پریشانی من معلوم است
غصه های دل و حیرانی من معلوم است

راز قلبی که پر از دلهره ای مبهم بود
در تب شعر و غزلخوانی من معلوم است

پديده_احمدی...
سلام_آدینتون_بکام

❤️‍🩹❤️‍🔥💔

╭┅═ঊঈ🌿🕊🌿ঊঈ═┅╮
@avayneyhttps
╰┅═ঊঈ✨✨ঊঈ═
فرمان عقل بردن؟!
عشقم نمی‌گذارد...

#سعدی


⭐️⭐️⭐️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یکی باشه مثل عباس معروفی بهت بگه:
تو انتخاب من نبودی سرنوشتم بودی
تنها انگیزه ی ماندنم در این زندگی بی اعتبار



⭐️⭐️⭐️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دکلمـــــه


"از چیزی که برای توست خوب مراقبت کن"
هنوز صدایش در گوشم هست مادربزرگم را می‌گویم، آن روز‌ها هنوز مدرسه نمی‌رفتم،
پول‌هایم را جمع کرده بودم برای خریدن یک توپ چهل تیکه‌ی واقعی چند ماه طول کشیده بود تا پول‌هایم جمع شود.
پول‌هایم را گرفتم دستم و به سمت مغازه رفتم
تمام مسیر را در فکر لذت رسیدن به آن توپ بودم آنقدر غرق رویا بودم که متوجه افتادن پول‌هایم نشدم وای که چقدر سخت بود قبول کردن این حقیقت، حقیقتی که می‌گفت پول‌هایت گمشده، آرزوهایت پریده...
تمام مسیر را برگشتم وجب به وجب را با بغض نگاه کردم نبود که نبود انگار کسی قبل از من پول‌ها را برداشته بود
پول‌هایی که برای من بودند حالا دست نفر دیگری بود. دوس داشتم تا سر حد مرگ گریه کنم ولی فقط بغض داشتم چند بار مسیر را رفتم و‌ برگشتم از هر که رد می‌شد سراغ پول‌هایم را می‌گرفتم ولی خبری نبود که نبود
مثل یک ماتادور زخمی و خسته به خانه برگشتم، بغضـم ترکید
مادر گفت: ‌فدای سرت
پدر پول داد و گفت: با هم می‌رویم توپ را می‌خریم.
ولی مادربزرگ گفت: از چیزی که برای توست خوب مراقبت کن
از آن شب سال‌های زیادی می‌گذرد، هر شب وقتی همه خوابند من گذشته‌ام را قدم‌ می‌زنم.
وجب به وجب می‌گردم تا کسانی را که گم کرده‌ام پیدا کنم تا بگویم شما برای من هستید
بگویم من برای داشتن شما سختی کشیده‌ام
من فقط لحظه‌ای شما را گم کردم اما وقتی گذشته‌ام را قدم می‌زنم آن‌ها را پیدا نمی‌کنم
انگار کسی قبل از رسیدن من آن‌ها را برای خود برداشته.
کاش پدرم آن توپ را برایم نمی‌خرید
نمی‌خرید تا می‌فهمیدم اگر از دست بدهی دیگر به دست نمی‌آوری
هر شب صدای مادربزرگم در گوشم هست:
"از چیزی که برای توست خوب مراقبت کن"


حسین‌_حائریان..

❤️‍🩹❤️‍🔥💔

╭┅═ঊঈ🌿🕊🌿ঊঈ═┅╮
@avayneyhttps
╰┅═ঊঈ✨✨ঊঈ═