🔍 نگاهی به توییتهای منتخب روز
✅ نوید لطیفی:
میتوان از #روحانی ناامید بود و از دولتش دلزده و از بازگشت فشار و #تحریم، عصبانی؛ اما هنوز حضور او در قدرت، #امید به واکنشهای سنجیده را به سیل بحرانآفرینی #B_Team زنده نگاه داشته. امید که گام امروز، راه بر #مذاکره و تامین منافع ملی بگشاید.
✅ KHERS:
اینکه دکترا ساعت ۴ وقت میدن ولی ۶ راهت میدن عامدانهس. ابزارشونه برای تثبیت قدرت. وگرنه یه دانشجوی سال دو هم میتونه وقتای ویزیت رو تنظیم کنه.
✅ علیرضا خوشبخت:
حتی اگر هیجان انگیزترین و لذت بخش ترین اتفاق ها در دنیای فوتبال بیفتد، نشنیدن صدای #فردوسی_پور یک نقص بزرگ برای عیش فوتبال دوستان ایرانی است. بدبختانه داستان فقط فوتبال نیست و این وضع زندگی و آینده ماست با #علی_فروغی و دوستان #اصولگرا ی جوان و حامیانش....
#لیورپول_بارسلونا
✅ فرشاداسماعيلي:
خبرنگار باید بتونه در تجمعات حتی غیرقانونی بره، خبر تهیه کنه و امنیتش هم درین تجمعات حتی غیرقانونی باید تضمین شه. این حرف رفقای مرضیه نیست خب، حرف نایب رئیس انجمن روزنامه نگاران تهران ه.
#خبرنگار_واقعی
#مرضیه_امیری_کجاست
✅ Arash Hasannia:
یکی از کسانی که تازگی برای استخدام در #رادیوفردا درخواست داده بود،نقل میکرد:در مصاحبه کاری با ماردو سُقُم و پرپنچی،چیزی که از او پرسیده نشده مسائل خبرنگاری بوده و بیشتر جلسه تفتیش عقاید سیاسی بوده است.گویا آقایان برای چیزی جز رسانه بودن آماده میشوند #دشمن_روزنامهنگاری
✅ Azar Mansoori:
#نخست_وزیر را آزاد کنید تا بگوید آرایش جنگی چیست؟ شنیده ام او این روزها سخت بی قرار و نگران ایران است.
در این بزنگاه سخت از توان و تجربه او و از ظرفیت #مبدع_گفتگوی_تمدنها برای خنثی کردن تهدیدها علیه ایران استفاده کنید و برای پیشبرد راهبردها الزامات #همبستگی_ملی را دریابید.
✅ Saeed Barabadi:
دکتر گفت:«به نظرم درد پای چپتون طبیعیه خانم.شما از کودکی دچار فلج اطفال بودید و به همین خاطر پای چپ وزن بیشتری تحمل کرده.»
لال، خیره شدم به مادرم.
در راه برایم گفت از ۵سالگی که فهمیده پای راستش لاغرتر است، دوباره راه رفتن را آموخته، رقصیدن را و نگذاشته تقدیر برایش تصمیم بگیرد.
✅ فاطمه مهدیانی:
با بازجوم بحث می کردم که این خبر رو فلان رسانه اصولگرا هم کار کرده ، می گفت ما گفتیم کار کنن، اونجا منتشر بشه مشکلی نداره، اما شما حق ندارین منتشر کنین
#خودیوغیرخودی
✅ مژگان جمشیدی:
رییس سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری تهران سرانجام ابلاغ کرد:
ریشه کنی گلها و گیاهان خودروی بومی به منظور حفظ تنوع زیستی در فضای سبز شهر تهران ممنوع شد
این حاصل مطالبه گری دکتر #حسین_آخانی زیست شناس و استاد دانشگاه تهران است
گیاهان خودرو #علف_هرز نیست
✅ علی ملیحی:
یکی از بزرگترین خطاهای جریان اصلاحات در سال گذشته این بود که بجای تاکید بر ضرورت مذاکره با آمریکا؛ مرتب بر این طبل کوبید که اکنون زمان مناسب مذاکره با آمریکا نیست و حتی برخی موضوع را به ۲۰۲۰ احاله دادند. خیر دوستان از همان روزی که امریکا از برجام رفت مذاکره ضروری و بهموقع بود
✅ رضا بهرامى:
ده سال پیش در چنین روزی به صحنه آمد چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را ناامیدکننده یافته بود. پیرمرد، امروز هم از #حصر نگران #ایران است. #حصر را بشکنید. #آخرین_نخستوزیر برگ برندهی شما خواهد بود!
#مهندس_میرحسین_موسوی
#۱۹اردیبهشت۱۳۸۸
✅ Hossein Nooraninejad:
زندان که بودم، وقتی برای اعزام به بیمارستان سوار ماشینهای زندان شدم تمام راه ترانههای اونور آبی و خصوصا حمیرا پخش شد. اون که ماشین زندان بود و با حضور مامورانی که از هفت صافی عقیدتی و امنیتی گذشته بودند. انتظارتون از دانشآموزان چیه؟ خونه خودتون چه خبره؟
✅ خیزران:
یک شاهکار دیگه از گزینش آموزش و پرورش قم: یکی از معلمهای قمی رفته بوده سفر به اصفهان، اونجا با مانتو بوده، یکی از آدمهای گزینش دیده و عکس گرفته. برگشته قم خواستنش و گفتن معلم آموزش و پرورش قم باید همه جا با چادر بگرده و بازخواست شده.
خدایا اینها رو بخور اینقدر نفاق ترویج نکنند!
✅ محسن بیاتزنجانی:
حالا شما از ثواب فحاشی به #وزیرآموزشوپرورش دم #افطار غافل نشوید ولی بدانید که وقتی موسیقی فاخر را حذف کردید، جامعه را ناخودآگاه به سمت موسیقی زیرزمینی سوق دادهاید و وقتی غم را پمپاژ کردید، جامعه و حتی کودکان، از هر روزنهای برای #شادی استفاده خواهد کرد...
✅ پوریا زَراسوَند:
زبان رسانه اینطور به صورت ناهشیار/نیمه هشیار بر روی ذهن مخاطب کار میکنه که وقتی آمریکا یکجانبه و بر خلاف قطعنامه ی سازمان ملل #برجام رو زیر پا میذاره اسمش میشه withdraw (عقب نشینی/ترک/بیرون کشیدن) اما واکنش به حق ایران اسمش میشه breach (نقض/تخطی کردن) !
🆔 @MostafaTajzadeh
✅ نوید لطیفی:
میتوان از #روحانی ناامید بود و از دولتش دلزده و از بازگشت فشار و #تحریم، عصبانی؛ اما هنوز حضور او در قدرت، #امید به واکنشهای سنجیده را به سیل بحرانآفرینی #B_Team زنده نگاه داشته. امید که گام امروز، راه بر #مذاکره و تامین منافع ملی بگشاید.
✅ KHERS:
اینکه دکترا ساعت ۴ وقت میدن ولی ۶ راهت میدن عامدانهس. ابزارشونه برای تثبیت قدرت. وگرنه یه دانشجوی سال دو هم میتونه وقتای ویزیت رو تنظیم کنه.
✅ علیرضا خوشبخت:
حتی اگر هیجان انگیزترین و لذت بخش ترین اتفاق ها در دنیای فوتبال بیفتد، نشنیدن صدای #فردوسی_پور یک نقص بزرگ برای عیش فوتبال دوستان ایرانی است. بدبختانه داستان فقط فوتبال نیست و این وضع زندگی و آینده ماست با #علی_فروغی و دوستان #اصولگرا ی جوان و حامیانش....
#لیورپول_بارسلونا
✅ فرشاداسماعيلي:
خبرنگار باید بتونه در تجمعات حتی غیرقانونی بره، خبر تهیه کنه و امنیتش هم درین تجمعات حتی غیرقانونی باید تضمین شه. این حرف رفقای مرضیه نیست خب، حرف نایب رئیس انجمن روزنامه نگاران تهران ه.
#خبرنگار_واقعی
#مرضیه_امیری_کجاست
✅ Arash Hasannia:
یکی از کسانی که تازگی برای استخدام در #رادیوفردا درخواست داده بود،نقل میکرد:در مصاحبه کاری با ماردو سُقُم و پرپنچی،چیزی که از او پرسیده نشده مسائل خبرنگاری بوده و بیشتر جلسه تفتیش عقاید سیاسی بوده است.گویا آقایان برای چیزی جز رسانه بودن آماده میشوند #دشمن_روزنامهنگاری
✅ Azar Mansoori:
#نخست_وزیر را آزاد کنید تا بگوید آرایش جنگی چیست؟ شنیده ام او این روزها سخت بی قرار و نگران ایران است.
در این بزنگاه سخت از توان و تجربه او و از ظرفیت #مبدع_گفتگوی_تمدنها برای خنثی کردن تهدیدها علیه ایران استفاده کنید و برای پیشبرد راهبردها الزامات #همبستگی_ملی را دریابید.
✅ Saeed Barabadi:
دکتر گفت:«به نظرم درد پای چپتون طبیعیه خانم.شما از کودکی دچار فلج اطفال بودید و به همین خاطر پای چپ وزن بیشتری تحمل کرده.»
لال، خیره شدم به مادرم.
در راه برایم گفت از ۵سالگی که فهمیده پای راستش لاغرتر است، دوباره راه رفتن را آموخته، رقصیدن را و نگذاشته تقدیر برایش تصمیم بگیرد.
✅ فاطمه مهدیانی:
با بازجوم بحث می کردم که این خبر رو فلان رسانه اصولگرا هم کار کرده ، می گفت ما گفتیم کار کنن، اونجا منتشر بشه مشکلی نداره، اما شما حق ندارین منتشر کنین
#خودیوغیرخودی
✅ مژگان جمشیدی:
رییس سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری تهران سرانجام ابلاغ کرد:
ریشه کنی گلها و گیاهان خودروی بومی به منظور حفظ تنوع زیستی در فضای سبز شهر تهران ممنوع شد
این حاصل مطالبه گری دکتر #حسین_آخانی زیست شناس و استاد دانشگاه تهران است
گیاهان خودرو #علف_هرز نیست
✅ علی ملیحی:
یکی از بزرگترین خطاهای جریان اصلاحات در سال گذشته این بود که بجای تاکید بر ضرورت مذاکره با آمریکا؛ مرتب بر این طبل کوبید که اکنون زمان مناسب مذاکره با آمریکا نیست و حتی برخی موضوع را به ۲۰۲۰ احاله دادند. خیر دوستان از همان روزی که امریکا از برجام رفت مذاکره ضروری و بهموقع بود
✅ رضا بهرامى:
ده سال پیش در چنین روزی به صحنه آمد چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را ناامیدکننده یافته بود. پیرمرد، امروز هم از #حصر نگران #ایران است. #حصر را بشکنید. #آخرین_نخستوزیر برگ برندهی شما خواهد بود!
#مهندس_میرحسین_موسوی
#۱۹اردیبهشت۱۳۸۸
✅ Hossein Nooraninejad:
زندان که بودم، وقتی برای اعزام به بیمارستان سوار ماشینهای زندان شدم تمام راه ترانههای اونور آبی و خصوصا حمیرا پخش شد. اون که ماشین زندان بود و با حضور مامورانی که از هفت صافی عقیدتی و امنیتی گذشته بودند. انتظارتون از دانشآموزان چیه؟ خونه خودتون چه خبره؟
✅ خیزران:
یک شاهکار دیگه از گزینش آموزش و پرورش قم: یکی از معلمهای قمی رفته بوده سفر به اصفهان، اونجا با مانتو بوده، یکی از آدمهای گزینش دیده و عکس گرفته. برگشته قم خواستنش و گفتن معلم آموزش و پرورش قم باید همه جا با چادر بگرده و بازخواست شده.
خدایا اینها رو بخور اینقدر نفاق ترویج نکنند!
✅ محسن بیاتزنجانی:
حالا شما از ثواب فحاشی به #وزیرآموزشوپرورش دم #افطار غافل نشوید ولی بدانید که وقتی موسیقی فاخر را حذف کردید، جامعه را ناخودآگاه به سمت موسیقی زیرزمینی سوق دادهاید و وقتی غم را پمپاژ کردید، جامعه و حتی کودکان، از هر روزنهای برای #شادی استفاده خواهد کرد...
✅ پوریا زَراسوَند:
زبان رسانه اینطور به صورت ناهشیار/نیمه هشیار بر روی ذهن مخاطب کار میکنه که وقتی آمریکا یکجانبه و بر خلاف قطعنامه ی سازمان ملل #برجام رو زیر پا میذاره اسمش میشه withdraw (عقب نشینی/ترک/بیرون کشیدن) اما واکنش به حق ایران اسمش میشه breach (نقض/تخطی کردن) !
🆔 @MostafaTajzadeh
Twitter
mehdi mahmoudian
جناب بطحایی وزیر ا.پ، جناب مطهری نماینده مجلس، جناب نهاد امنیتی، جناب نهاد رهبری؛ در این مدرسه آهنگ غیر مجاز پخش شده است و بچههای ایران با آن رقصیدهاند. لطفا کمیته بازرسی تشکیل بدهید و با عوامل آن برخورد کنید اینجا فرزندان ایران با آهنگ غیر مجاز بی لیاقتی…
Forwarded from حامیان مردمی دکتر پزشکیان (حمد سابق) (رضا سلیمانی)
🔴 حسن دیوانه؟
✍ دکتر سید عطاءالله مهاجرانی
🔹 رفته بودم باختران! آن روزها هنوز نام استان، استان باختران بود و نام کرمانشاه از رسمیت افتاده بود. تا به همت آقای ططری، آن نام و نشان تاریخی دوباره بازگشت. شهر و پالایشگاه بمباران شده بود. میتوانید تصور کنید وقتی یک پالایشگاه بمباران میشود، چه اتفاقی میافتد.
🔹انگار از هر گوشه ای مصیبت می جوشید. از سویی هم چهره ها محکم و برق دیدگان برنده و کلمات پرطنین بود. دوباره میسازیم، دوباره می سازیم شعار دولت در دوران جنگ بود. امروز شیشه ساختمان ها بر اثر بمباران ها بر زمین می ریخت و صبح فردا دوباره و چند باره شیشه های براق نو نصب می شد. نشانی از مقاومت و نشاط زندگی در اوج ویرانی، ایستادگی و سربلندی روح بر فراز پیکری خرد و زخمی ...
🔹 شبی در مهمانسرای استانداری بودم. آقای نکویی استاندار بود. کم و بیش از سرما می لرزیدیم. آقای نکویی را از دوران دانشجویی در اصفهان می شناختم. از دانشگاه تا خیابان مسجد سید، از چهار باغ بالا و پایین پیاده می آمدم. در مسیر مدتی هم در کتابفروشی قائم گشتی می زدم. روزی برای اولین بار کلیات فارسی اشعار اقبال لاهوری را در کتابفروشی ایشان دیدم.
🔹 کتاب را خریدم، لحظه ای نگاهم با نگاه آقای نکویی گره خورد. گرم و مهربان بود... و سلام علیکی و آشنایی... سال ها گذشته بود اکنون هر دو ما در مهمانسرای استانداری در شبی زمستانی گفت و گو می کردیم.
🔹 آقای نکویی گفت: یک مطلبی را برایت بگویم که تا آخر عمرم از یادم نمی رود. ساعت از یازده شب گذشته بود. تلفن دفترم زنگ زد.
🔹 گفتند: آقای نخست وزیر می خواهند با شما صحبت کنند.
🔹 مهندس موسوی بود. دوستانه پرسید: آقای نکویی خبر داری در این سرمای بی سابقه اسلام آباد غرب - سرما منهای ۳۰ درجه رسیده بود - برای حسن دیوانه چه فکری کردند؟
🔹 گفتم: حسن دیوانه؟
🔹 بله، روزنامه ها نوشته بودند حسن دیوانه توی یک خرابه زندگی می کند، شما از فرماندار بپرسید، برای او چه فکری کرده اند؟
🔹خدا حافظی کردیم. تا فرماندار را پیدا کردم، آن هم در آن نیمه شب زمستانی، نزدیک یک ساعتی طول کشید.
🔹 فرماندار گفت: اتفاقا من هم نگران او بودم. کمیته امداد برایش جایی را در نظر گرفت. فعلا مشکلی ندارد.
🔹 آقای نکویی گفت: خیالم راحت شد، دیدم ساعت نزدیک به یک بعد از نصف شب است. با خودم گفتم فردا صبح به آقای نخست وزیر اطلاع میدهم. آماده شدم بخوابم که دوباره صدای زنگ تلفن کشیک دفترم: آقای استاندار! آقای نخست وزیر می خواهند با شما صحبت کنند.
🔹 مهندس موسوی با همان لحن آرام پرسید: آقای نکویی برای حسن دیوانه فکری کردید؟
🔹 برای ایشان توضیح دادم. اما دیگر خواب به چشمم نمیآمد...
🔹 من هم آن شب که آقای نکویی این ماجرا را تعریف کرد، بی خواب شده بودم.
📙 وبسایت خاطره نگاری، یادداشت: این چنین میناگری ها کار توست، ۱۳۹۸/۱/۱۲
#دکتر_عطاءالله_مهاجرانی
#مهندس_میرحسین_موسوی
#سید_علی_نکویی_زهرایی
#اسماعیل_ططری
#باختران
#کرمانشاه
#دفاع_مقدس
با_ما_همراه_شوید
🆔️ @tadbir96dolat
✍ دکتر سید عطاءالله مهاجرانی
🔹 رفته بودم باختران! آن روزها هنوز نام استان، استان باختران بود و نام کرمانشاه از رسمیت افتاده بود. تا به همت آقای ططری، آن نام و نشان تاریخی دوباره بازگشت. شهر و پالایشگاه بمباران شده بود. میتوانید تصور کنید وقتی یک پالایشگاه بمباران میشود، چه اتفاقی میافتد.
🔹انگار از هر گوشه ای مصیبت می جوشید. از سویی هم چهره ها محکم و برق دیدگان برنده و کلمات پرطنین بود. دوباره میسازیم، دوباره می سازیم شعار دولت در دوران جنگ بود. امروز شیشه ساختمان ها بر اثر بمباران ها بر زمین می ریخت و صبح فردا دوباره و چند باره شیشه های براق نو نصب می شد. نشانی از مقاومت و نشاط زندگی در اوج ویرانی، ایستادگی و سربلندی روح بر فراز پیکری خرد و زخمی ...
🔹 شبی در مهمانسرای استانداری بودم. آقای نکویی استاندار بود. کم و بیش از سرما می لرزیدیم. آقای نکویی را از دوران دانشجویی در اصفهان می شناختم. از دانشگاه تا خیابان مسجد سید، از چهار باغ بالا و پایین پیاده می آمدم. در مسیر مدتی هم در کتابفروشی قائم گشتی می زدم. روزی برای اولین بار کلیات فارسی اشعار اقبال لاهوری را در کتابفروشی ایشان دیدم.
🔹 کتاب را خریدم، لحظه ای نگاهم با نگاه آقای نکویی گره خورد. گرم و مهربان بود... و سلام علیکی و آشنایی... سال ها گذشته بود اکنون هر دو ما در مهمانسرای استانداری در شبی زمستانی گفت و گو می کردیم.
🔹 آقای نکویی گفت: یک مطلبی را برایت بگویم که تا آخر عمرم از یادم نمی رود. ساعت از یازده شب گذشته بود. تلفن دفترم زنگ زد.
🔹 گفتند: آقای نخست وزیر می خواهند با شما صحبت کنند.
🔹 مهندس موسوی بود. دوستانه پرسید: آقای نکویی خبر داری در این سرمای بی سابقه اسلام آباد غرب - سرما منهای ۳۰ درجه رسیده بود - برای حسن دیوانه چه فکری کردند؟
🔹 گفتم: حسن دیوانه؟
🔹 بله، روزنامه ها نوشته بودند حسن دیوانه توی یک خرابه زندگی می کند، شما از فرماندار بپرسید، برای او چه فکری کرده اند؟
🔹خدا حافظی کردیم. تا فرماندار را پیدا کردم، آن هم در آن نیمه شب زمستانی، نزدیک یک ساعتی طول کشید.
🔹 فرماندار گفت: اتفاقا من هم نگران او بودم. کمیته امداد برایش جایی را در نظر گرفت. فعلا مشکلی ندارد.
🔹 آقای نکویی گفت: خیالم راحت شد، دیدم ساعت نزدیک به یک بعد از نصف شب است. با خودم گفتم فردا صبح به آقای نخست وزیر اطلاع میدهم. آماده شدم بخوابم که دوباره صدای زنگ تلفن کشیک دفترم: آقای استاندار! آقای نخست وزیر می خواهند با شما صحبت کنند.
🔹 مهندس موسوی با همان لحن آرام پرسید: آقای نکویی برای حسن دیوانه فکری کردید؟
🔹 برای ایشان توضیح دادم. اما دیگر خواب به چشمم نمیآمد...
🔹 من هم آن شب که آقای نکویی این ماجرا را تعریف کرد، بی خواب شده بودم.
📙 وبسایت خاطره نگاری، یادداشت: این چنین میناگری ها کار توست، ۱۳۹۸/۱/۱۲
#دکتر_عطاءالله_مهاجرانی
#مهندس_میرحسین_موسوی
#سید_علی_نکویی_زهرایی
#اسماعیل_ططری
#باختران
#کرمانشاه
#دفاع_مقدس
با_ما_همراه_شوید
🆔️ @tadbir96dolat
Forwarded from حسین علیزاده
🔶 باغ زرتشتی
📢 دکتر احمد توکلی
🌀 بنیصدر خودش را قویترین سیاستمدار ایران میدانست. در جوّ عمومی هم از ما مخالفانش محبوبتر بود. رجایی مرا صدا کرد و گفت که: بیایید بنشینیم درباره انتخاب وزرا مشورت کنیم. به من گفت که: برای وزارت کار برنامه بده.
🌀 وقتی لیست رجایی منتشر شد، بنیصدر چهار نفر را نپذیرفت؛ بنده برای وزارت کار، آقای میرحسین موسوی برای وزارت امور خارجه، آقای محسن نوربخش برای وزارت اقتصاد و آقای بهزاد نبوی به عنوان وزیر مشاور.
🌀 آقای انواری از جامعه روحانیت و آقای یزدی از جامعه مدرسین هم به عنوان حکم انتخاب شده بودند و میخواستند درباره ما چهار نفر حکمیت کنند. ما چهار نفر به اتفاق آقای رجایی و آقایان انواری و یزدی رفتیم پیش آقای بنیصدر. او روی کاناپه نشسته بود و شلوار کُردی به پا داشت.
🌀 وارد که شدیم، یک یالله گفت و از جایش بلند نشد. این برخورد برای ایرانیها اصلا پذیرفتنی نیست. افراد مسنتر و باسابقهتر از بنیصدر میهمانش بودند. آقای انواری ۱۴ سال زندان شاه بود. آقای یزدی اغلب در تبعید بود. آقای رجایی، آقای بهزاد نبوی و من هر کدام چهار یا پنج سال زندانی شاه بودیم.
🌀 صندلی هم به اندازه کافی نیاورده بودند. با اینکه زمان حضور و تعداد حاضران معلوم بود. بعد رفتند صندلی آوردند. من هم عمدا رفتم کنار بنیصدر روی کاناپه نشستم تا تکبرش را بشکنم. البته الان دستش از دنیا کوتاه است. خدا از گناهانش درگذرد. ابتدا آقای موسوی شروع به صحبت کرد و خیلی محجوب نظراتش را گفت.
🌀 ہیصدر گفت: تو اولین کسی بودی که در روزنامه جمهوری اسلامی علیه من مقاله نوشتی.
🌀 بعد آقایان نبوی و نوربخش هم صحبت کردند، ہنیصدر دائما حرفهای خود را تکرار میکرد، بدون آنکه به حرف طرف مقابل توجه کند. من طاقت نیاوردم و به او اعتراض کردم و گفتم: شما به جای اینکه حرف خود را تکرار کنید، پاسخ این آقایان را هم بشنوید.
🌀 آقای رجایی به اعتراض قصد ترک جلسه را داشت که آقایان انواری و یزدی مخالفت کردند، سر ناهار نوبت من شد. آقای بنیصدر سخنش درباره من را اینگونه شروع کرد: تو اولین نفری بودی که در مجلس علیه من نطق کردی.
🌀 در جوابش گفتم که: آقای بنیصدر شما در ایران نبودی، مردم انقلاب کردند. تا کشور شاه نداشته باشد و رئیس جمهور داشته باشد تا بتوانند از او انتقاد کنند.
🌀 بعد درباره خودم شروع به صحبت کردم و برنامههایم را گفتم. از مالکیت هم دفاع کردم و به عنوان مثال داستانی نقل کردم. روزی به من خبر دادند که بچههای کمیته در رستمکلا رفتند و باغ کاوس را گرفتهاند. کاوس یک زرتشتی بود که در ایام محرم برای حضرت ابوالفضل نذری میداد. تجهیزات کشاورزی میفروخت و یک باغ خیلی خوب در رستمکلا داشت.
🌀 بچههای کمیته رفته بودند و باغ او را به خیال خود مصادره کرده و یک تابلو هم زده بودند که اینجا مصادره شده است. من سوار جیپ شهربانی شدم و رفتم آنجا. وقتی به آنجا رسیدم از رادیو اذان بخش میشد. یکی داشت وضو میگرفت. بلند شد و سلام کرد.
🌀 گفتم: چه کار میکردی؟
🌀 گفت: داشتم وضو میگرفتم.
🌀 گفتم: با آب غصبی هم میشود وضو گرفت؟!
🌀 با تعجب گفت: چرا غصبی؟
🌀 با او داخل اتاق باغ رفتیم. بقیه تفنگچیهای رستمکلا هم بودند. برای آنها شرح دادم که اسلام مالکیت اهل کتاب را قبول دارد. سرانجام پس از مباحثه بسیار بلند شدند و تابلو را از سر باغ کندند و بیرون رفتند.
🌀 آقای انواری برای تلطیف فضا و با اشاره به توضیحات من درباره مالکیت به بنیصدر گفت: مثل اینکه آقای توکلی در خط شماست.
🌀 بنیصدر گفت: اگر اینطوری باشد خیلی خوب است. چند نفر را میفرستم تحقیق کنند.
📙 خبر آنلاین، {به نقل از شماره نوروزی مجلهی آگاهی نو}، ۱۴۰۱/۱/۱۳، کد خبر: ۱۶۱۷۷۴۹
#دکتر_احمد_توکلی
#آیت_الله_محمد_باقر_محی_الدین_انواری
#آیت_الله_محمد_یزدی
#محمد_علی_رجایی
#مهندس_میرحسین_موسوی
#مهندس_بهزاد_نبوی
#دکتر_محسن_نوربخش
#دکتر_ابوالحسن_بنی_صدر
#جامعه_روحانیت_مبارز
#جامعه_مدرسین_حوزه_علمیه_قم
#روزنامه_جمهوری_اسلامی
#کمیته_انقلاب_اسلامی
#رستمکلا
#زرتشتی
#اهل_کتاب
https://chat.whatsapp.com/I2LRBizT9S35uaTr3VsO2N
@khateratenghelab 👈 تلگرام
📢 دکتر احمد توکلی
🌀 بنیصدر خودش را قویترین سیاستمدار ایران میدانست. در جوّ عمومی هم از ما مخالفانش محبوبتر بود. رجایی مرا صدا کرد و گفت که: بیایید بنشینیم درباره انتخاب وزرا مشورت کنیم. به من گفت که: برای وزارت کار برنامه بده.
🌀 وقتی لیست رجایی منتشر شد، بنیصدر چهار نفر را نپذیرفت؛ بنده برای وزارت کار، آقای میرحسین موسوی برای وزارت امور خارجه، آقای محسن نوربخش برای وزارت اقتصاد و آقای بهزاد نبوی به عنوان وزیر مشاور.
🌀 آقای انواری از جامعه روحانیت و آقای یزدی از جامعه مدرسین هم به عنوان حکم انتخاب شده بودند و میخواستند درباره ما چهار نفر حکمیت کنند. ما چهار نفر به اتفاق آقای رجایی و آقایان انواری و یزدی رفتیم پیش آقای بنیصدر. او روی کاناپه نشسته بود و شلوار کُردی به پا داشت.
🌀 وارد که شدیم، یک یالله گفت و از جایش بلند نشد. این برخورد برای ایرانیها اصلا پذیرفتنی نیست. افراد مسنتر و باسابقهتر از بنیصدر میهمانش بودند. آقای انواری ۱۴ سال زندان شاه بود. آقای یزدی اغلب در تبعید بود. آقای رجایی، آقای بهزاد نبوی و من هر کدام چهار یا پنج سال زندانی شاه بودیم.
🌀 صندلی هم به اندازه کافی نیاورده بودند. با اینکه زمان حضور و تعداد حاضران معلوم بود. بعد رفتند صندلی آوردند. من هم عمدا رفتم کنار بنیصدر روی کاناپه نشستم تا تکبرش را بشکنم. البته الان دستش از دنیا کوتاه است. خدا از گناهانش درگذرد. ابتدا آقای موسوی شروع به صحبت کرد و خیلی محجوب نظراتش را گفت.
🌀 ہیصدر گفت: تو اولین کسی بودی که در روزنامه جمهوری اسلامی علیه من مقاله نوشتی.
🌀 بعد آقایان نبوی و نوربخش هم صحبت کردند، ہنیصدر دائما حرفهای خود را تکرار میکرد، بدون آنکه به حرف طرف مقابل توجه کند. من طاقت نیاوردم و به او اعتراض کردم و گفتم: شما به جای اینکه حرف خود را تکرار کنید، پاسخ این آقایان را هم بشنوید.
🌀 آقای رجایی به اعتراض قصد ترک جلسه را داشت که آقایان انواری و یزدی مخالفت کردند، سر ناهار نوبت من شد. آقای بنیصدر سخنش درباره من را اینگونه شروع کرد: تو اولین نفری بودی که در مجلس علیه من نطق کردی.
🌀 در جوابش گفتم که: آقای بنیصدر شما در ایران نبودی، مردم انقلاب کردند. تا کشور شاه نداشته باشد و رئیس جمهور داشته باشد تا بتوانند از او انتقاد کنند.
🌀 بعد درباره خودم شروع به صحبت کردم و برنامههایم را گفتم. از مالکیت هم دفاع کردم و به عنوان مثال داستانی نقل کردم. روزی به من خبر دادند که بچههای کمیته در رستمکلا رفتند و باغ کاوس را گرفتهاند. کاوس یک زرتشتی بود که در ایام محرم برای حضرت ابوالفضل نذری میداد. تجهیزات کشاورزی میفروخت و یک باغ خیلی خوب در رستمکلا داشت.
🌀 بچههای کمیته رفته بودند و باغ او را به خیال خود مصادره کرده و یک تابلو هم زده بودند که اینجا مصادره شده است. من سوار جیپ شهربانی شدم و رفتم آنجا. وقتی به آنجا رسیدم از رادیو اذان بخش میشد. یکی داشت وضو میگرفت. بلند شد و سلام کرد.
🌀 گفتم: چه کار میکردی؟
🌀 گفت: داشتم وضو میگرفتم.
🌀 گفتم: با آب غصبی هم میشود وضو گرفت؟!
🌀 با تعجب گفت: چرا غصبی؟
🌀 با او داخل اتاق باغ رفتیم. بقیه تفنگچیهای رستمکلا هم بودند. برای آنها شرح دادم که اسلام مالکیت اهل کتاب را قبول دارد. سرانجام پس از مباحثه بسیار بلند شدند و تابلو را از سر باغ کندند و بیرون رفتند.
🌀 آقای انواری برای تلطیف فضا و با اشاره به توضیحات من درباره مالکیت به بنیصدر گفت: مثل اینکه آقای توکلی در خط شماست.
🌀 بنیصدر گفت: اگر اینطوری باشد خیلی خوب است. چند نفر را میفرستم تحقیق کنند.
📙 خبر آنلاین، {به نقل از شماره نوروزی مجلهی آگاهی نو}، ۱۴۰۱/۱/۱۳، کد خبر: ۱۶۱۷۷۴۹
#دکتر_احمد_توکلی
#آیت_الله_محمد_باقر_محی_الدین_انواری
#آیت_الله_محمد_یزدی
#محمد_علی_رجایی
#مهندس_میرحسین_موسوی
#مهندس_بهزاد_نبوی
#دکتر_محسن_نوربخش
#دکتر_ابوالحسن_بنی_صدر
#جامعه_روحانیت_مبارز
#جامعه_مدرسین_حوزه_علمیه_قم
#روزنامه_جمهوری_اسلامی
#کمیته_انقلاب_اسلامی
#رستمکلا
#زرتشتی
#اهل_کتاب
https://chat.whatsapp.com/I2LRBizT9S35uaTr3VsO2N
@khateratenghelab 👈 تلگرام
WhatsApp.com
خاطرات انقلاب
WhatsApp Group Invite