💖کافه شعر💖
2.37K subscribers
4.29K photos
2.85K videos
11 files
965 links
نمیخواستم این عشق را فاش کنم

ناگاه بخود امدم

دیدم همه کلمات راز مرا میدانن ...

این است که هر چه مینویسم

عاشقانه ای برای تو میشود

#شهاب_مقربین

کافه شعر باافتخار میزبان حضور

شما دوستان ادیب میباشد

💚💛💜💜💛💚
Download Telegram
حضورت تفسیر خورشید ست
تابیده بر رَگه های تُرد یاسی احساسم
تراوش نوریست رخشان
باریده بر پنجره ایی از عشق ،،
عشقی که تبلور حیات من است؛
طیفی هزار رنگ
در سایه سار پرده ایی که عریان می کند
خیال خاطره بازی های با تو بودن را
دلتنگی که سُر می خورد بر روی شیبِ گونه هایم
و ردّی از زلالی عشق بر جا می گذارد .....
طعم سکوت را چاشنی فنجان زندگی می کند
که هنگام نوشیدنش
تلفیقی از بوی عطر تو و بوی نم باران غربت
مرا تا حوالی جان دادن و دلشوره می برد...
غبار سرد تنهایی را می نشاند بر چشمانم
و نبودن هیچ کسی
اینچنین شرجی نمی کند هوای چشمانم را.....


#باران_مقدم


❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.


عصر که می شود
تنهایی ، همچون کُولیِ دوره گردی
پشت پنجره ی احساسم
بساط دلتنگی اش را پهن می کند
جار می زند بغض تنهایی ام را
در رساترین صدا
پر از واژه های سکوت،
حراج می کند
واگویه هایم را
در رویای زیبای داشتنت
حسرت نبودنت
دلشوره های عاشقانه ام
قرارِ رفته ی دل بیقرارم
عطر آغوش نداشته ات ؛
اماااا
اماا
افسوس که تو
رهگذرِ نگاهت
به این گذار نمی افتد .....!!



#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
.

تکلیف تمام روزها و شبهای
عاشقی من اینست
که از تو بنویسم
عشق تو را مشق زندگی ام کنم
از تو بگویم
اعتراف کنم به دوست داشتنت
در میان تمام واژه هایم تو را به تصویر بکشم
ببویم عطر تنت را
ببوسم آن دلبری
خنده هایت را که بر لبانت می نشیند
می نویسم از چشمانت
و شبیخونی که هر شب بر دلم می زند
آن نگاه مهربانت که بهترین
بهانه ی عاشقی ست...
می نویسم که
در لحظه لحظه ی روزهایم جاری هستی
من برای آمدنت
ساعتی از انتظار
بر روی دستانم بسته ام
که تیک تاک آن
کوک کند نبض احساسم را به عشقی ابدی....


#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
چه نجیبانه عاشقانه هایم را
بر تن شعرهایم ریختم
در بارشی از سکوت
نقشی از رویا می زنم
بر سطر به سطر نوبرانه هایم
ردّ واژه ها را
با نَمی که بر گلویم نشسته دنبال می کنم
و با دردی بر سمت چپ سینه ام
پذیرا می شوم...
هیهات!!
روزی باوری بود در این قلب
اما دیگر ایمانی نیست
و چه ناباورانه می روم
به "خلوت خاموش سکوت خویش"...🌾

#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
.


یک شب اگر به دیدارم بیایی
تمام جهان را واسطه قرار می دهم
برای نرفتنت
آسمان را قسم میدهم به
قداست چشمان تو
که ماه را خاموش
ستاره ها را کور کند
تا هیچ مهتابی نتابد برای روشنی راهت
باران را قسم به باریدن
آنچنان که
تمام جاده های رفتنت
شسته شود...
و تو نا گزیر از ماندن
من سرشار از شوق بودنت
و سرمست
از عطر تنت
که در خانه ی جانم
پراکنده می شود...!


#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
‍ ‍ .


در فصلی سرد
به بهار می ماند آمدنت
ای که دلت آبی ست بسان دریا
حس بودنت گرم است و زیبا
در این زمستانه های سرد؛

آمدنت سپیدی برف است
در دل سیاهی روزگار ....
روزی که آمدی
گرمای چشمانت
تداعی تابستان بود
و دلربایی پاییز ...

به پاس بودنت
تقدیر را جشن می گیرم
و در چنین شب رویایی
سطر به سطر نانوشته های قلبم
آهنگ‌ عشق می شود
به ملودی زیبای حضورت؛

بودنت دل انگیز است
ای که لبخندت
اشتیاق گرم فصل بی قراری هاست
با آمدنت ایمان آورده ام به فصل سرد....


#باران_مقدم


❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
کاش هر صبح
آفتاب حضور تو بتابد بر بلندای بام پلک هایم
چشم بگشایم به طلوع لبخندت
کاش لحن صدایت همنوا با نغمه ی بلبلان بیدل
سرشار از شور و مستی بود
عاشقانه مرا می خواست
و در حسی شورانگیز
جان می بخشید به شراره های احساسم ....،
کاش....
کاش بیاید روزی که
تو هم عاشقانه مرا بخوانی
به غزل واژه های رویایی عشق....


#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
.

کاش می شد امشب 
پا به پای مهتاب می آمدم 
حوالی همان آسمانی که تو
در زمینش آرمیدی

یا
باران می شدم
پاورچین پاورچین می باریدم
در پشت پنجره خواب هایت
و چهره ی همچون ماهت
را به نظاره می نشستم
تاشاید
کمی سبک شود
این حجم از غمِ دلتنگی در
قلب من ...


#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
.

گاهی که دلتنگ می شوم
دلم میخواهد برایت بنویسم
تا شاید جایی در این دنیا
نوشته هایم را بخوانی
زمزمه های عاشقانه ام را
دعوت کنی به خلوتِ گاه و بی گاه تنهایی ات
ببینی در هر سروده ام
چه دلبرانه با تو عاشقی کرده ام
در خیال و رویایی زیبا،،

بخوانی
چگونه در ورای عشقی سوزان
عاشقانه سرودن را آموخته ام
و خوش بینانه منتظر فرداهایی هستم که می آیی
در هر سطرش
چشمانم را ببینی که امیدوار ایستاده
در پشت قاب پنجره ایی که رو به جاده هایِ
انتظار باز می شود
تا بهار آمدنت جوانه بزند
در مسیر یخ زده ی دیدگانم
و من ببینم که قلب بی جانم
همچون قلب زمین سبز شود و جان بگیرد
در تب و تاب نوازش قدمهای تو....
.


#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
‍ ‍ «ای دلشوره ی شیرین»
ای غم مقدس
ای که لبخندت جهان من
ای که چشمانت فروغ دیدگان من،

من نگاهت را نوشته ام
و بر قاب قلبم حک کرده ام؛

دوست داشتنت را
همراه با کوله بار دلتنگی ام
در حریرِ واژه های شعر
و عاشقانه های دلم می پیچم
آنرا بر دوش احساسم می گذارم
و تنهاتر از همیشه رهسپار
وادی آرزو و رویاهایم می شوم
احساس سرد تو را
گرم در آغوش می گیرم
و خود را به نابترین
حس عاشقی می سپارم...

#باران_مقدم


❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
.


یک شب اگر به دیدارم بیایی
تمام جهان را واسطه قرار می دهم
برای نرفتنت
آسمان را قسم میدهم به
قداست چشمان تو
که ماه را خاموش
ستاره ها را کور کند
تا هیچ مهتابی نتابد برای روشنی راهت
باران را قسم به باریدن
آنچنان که
تمام جاده های رفتنت
شسته شود...
و تو نا گزیر از ماندن
من سرشار از شوق بودنت
و سرمست
از عطر تنت
که در خانه ی جانم
پراکنده می شود...!


#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
وقتی جوانه های خواستنت
چهار فصل در سینه ام می روید
در قلبم از خیالت دارِ قالی ایی
بر پا میکنم
نقش می زنم بودنت را
در تقدیری رنگارنگ از خواستن
و رویای زیبای با تو بودن....

زیر بارش باران های دلدادگی
کرانه تا کرانه پر می شود از عطر گل و ریحان
در قاب خوشرنگ از حضور تو ...

با هر طیف رنگش
گره در گره شعر می خوانم
و امید آمدنت را صبورانه در تار و پودش می بافم
تا که با لبخندی مهربان
طرحی از دوست داشتن بزنی
بر پهنه ی پر نقش و نگار این کهنه قالی عشق....


#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
مدتهاست
همچون پروانه
همپای نسیم
مشتاق و آرام از لابه لای سبزه زاران رد می شوم
می پیچم در بین
شاخه های درختانِ سر به فلک کشیده
همنوا با قمریان عاشقِ پر شور به رقص در می آیم
و ترانه ی دلدادگی سر می دهم....
خود را رها می کنم در دشت آلاله های سرخ
از بین ارغوان های زیباا گذر میکنم
و با یک بغل زنبق و سوسن
خودم را می رسانم به پنجره ی احساس تو
آنجا که ایستاده ایی خیره به دور دستها
محو در خیالی شیرین نقش بسته ست لبخندی زیبا بر نگاه خورشید گونه ات
نوازش میکنم آن منحنی لبانت را
گونه هایت را به لمس دستانم می سپارم
و می بوسم قاب چشمان دلربایت را ...‌
آری من مدتهاست
که عشق تو را عاشقانه در قلب خود جای داده ام و روز خود را اینچنین آغاز میکنم...!!!


#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀
.


کاش
من هم یکروز
مهمان پشت پنجره ی چشمانت می شدم
تو پلک بگشایی به دیدنم
من رنگی از عشق بزنم بوم نگاهت را
خیالی شوم که در آن دور دست ها
به آن می اندیشی...
شعری شوم عاشقانه در شاعرانه هایت
و زیباترین بیت
که با انگشتان تو نوشته می شود
و من با هربار خواندنش
دنیایی می شوم لبریز از شوق
بارانی می شوم
که می بارد عاشقانه هایش را
در رگهای هستی....

قسم به حرمتِ
لحظه لحظه های بی تکرار عاشقی ام
می نویسم
به نام تو
به نام عشق
که تو را عاشقانه در قلب آرزوهایم حفظ کنم
و با عشق بسرایمت.....

#باران_مقدم

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀