Mariage d'amour
Richard Clayderman
از لحاظ روحی نیاز دارم یه کتاب خونهی چوبی توی پاریس داشته باشم و همونطور که بیرون داره بارون میزنه بوی کاغذ نو، چوب و قهوه داخلش بپیچه و بتونم این آهنگ بیکلام و بیکلامای مورد علاقمو توش گوش کنم.
@ZIGZAG_15
@ZIGZAG_15
یکی از موضوعاتی که زیاد پیش میاد وقتیه که ارتباطتون با یه نفر قطع میشه، یکیتون به سندروم ''وفاداری مزمن'' مبتلا میشه، اینجوری که نسبت به کسی که نیست احساس تعهد میکنه، همش منتظر یه زنگ یا یه پیام از اون طرفه، دائم طرف رو چک میکنه و عمیقا امیدواره که برگرده و خودشو از روند عادی زندگی و خوشیها محروم میکنه و حتی به جای خالیشم خیانت نمیکنه. و این واقعیت تلخیه که خیلیامون تجربش کردیم.
وقتی کسی میگه ''نباشی می ميرم'' منظورش این نیست که واقعا میمیره؛ منظورش اینه که دیگه اون آدم سابق نمیشه، مثل قبل نمیخنده و خوشحال نیست، شبا دیگه راحت خوابش نمیبره و همش کابوس میبینه، دیگه آخرین تیکهی پیتزایی که سرش جنگه رو نمیخوره، دیگه هیچی قشنگ نیست و احساس میکنه همه چی از حالت رنگی، به سیاه سفید تغییر کرده، هر جا میره بهش خوش نمی گذره و فقط دلش میخواد زودتر تموم شه، دیگه صبحا با انگیزه بیدار نمیشه و گوشیشو با امید پیام دادن کسی که دوسش داشت چک نمیکنه، دیگه قوی و پر انرژی با مشکلاتش رو به رو نمیشه و امیدی برای ادامه دادن زندگی لجنش نداره. اون با زبون بیزبونی داره میگه نباشی همه چیز زهر مارم میشه و این از صد تا مردن و زیر خاک رفتن، بدتره.
روزهای بدت روزای پایانی نیستن. روزهای سختت قرار نیست که موندنی باشن. زمین خوردنها به این معنی نیستن که تو دیگه توانایی دوباره سر پا شدن رو نداری. لطفا از زندگیت دست نکش فقط به این دلیل که در حال حاضر یه قسمتهاییش سخته. توی این دوره به خودت دلگرمی بده برای ادامه دادن. تو از پسش بر میای، قدرت خودت رو پیدا میکنی.
@ZIGZAG_15
@ZIGZAG_15
یه پسر شاید نگه دوستت دارم اما:
- وقتی تو خیابون راه میرید خودش وایمیسه سمتی که ماشین داره رد میشه.
- وقتی میرید خرید اول برای تو انتخاب میکنه نه خودش.
- وقتی میرید رستوران اول جلوی تو منو و غذا رو میزاره، بعد خودش انتخاب میکنه و میخوره.
- وقتی گریه میکنی با وجود اینکه ممکنه خودشم کلی فشار روش باشه، بازم تلاش میکنه آرومت کنه و نزاره گریه کنی.
- بیشتر مواقع ازت مراقبت میکنه و نمیزاره صدمهای ببینی.
ـ اگه واسه خودشم پول نداشته باشه، تو رو فراموش نمیکنه.
ـ برات وقت میزاره و انرژی صرف میکنه.
ـ بهت عشق میورزه، نمیزاره کمبودی حس کنی و همیشه برای چیزی که میخوای، کافیه لب تر کنی تا بدون تعلل برات انجامش بده.
- وقتی تو خیابون راه میرید خودش وایمیسه سمتی که ماشین داره رد میشه.
- وقتی میرید خرید اول برای تو انتخاب میکنه نه خودش.
- وقتی میرید رستوران اول جلوی تو منو و غذا رو میزاره، بعد خودش انتخاب میکنه و میخوره.
- وقتی گریه میکنی با وجود اینکه ممکنه خودشم کلی فشار روش باشه، بازم تلاش میکنه آرومت کنه و نزاره گریه کنی.
- بیشتر مواقع ازت مراقبت میکنه و نمیزاره صدمهای ببینی.
ـ اگه واسه خودشم پول نداشته باشه، تو رو فراموش نمیکنه.
ـ برات وقت میزاره و انرژی صرف میکنه.
ـ بهت عشق میورزه، نمیزاره کمبودی حس کنی و همیشه برای چیزی که میخوای، کافیه لب تر کنی تا بدون تعلل برات انجامش بده.
انگار همه دوستام افتادن کلاس الف من کلاس ب، انگار همه رفتن اردو جز من، انگار تو یارکشی فوتبال کسی منو برنداشته، انگار دارم استوری رفیقامو میبینم که رفتن عشق و حال و منو پیچوندن، انگار تک تک دوستام تولدمو یادشون رفته، انگار از یه اتفاق مهم فیلم گرفتم ولی دکمه ضبطو نزدم، انگار شنبه امتحان ریاضی دارم و چهارشنبه کتابو زیر میز جا گذاشتم، انگار شارژ گوشیم 1 درصده و منتظر یه تماس مهمم، انگار معلم میگه بقیشو تو بخون و من حواسم نبود، انگار یه چیزی رو فراموش کردم، ولی نمیدونم چی.
خسته شدم؛ از راضی کردن آدما. از این که کلی از زندگیمو صرف این کردم که بقیه رو راضی نگه دارم. که خواستهها و آرزوهای اونا رو برآورده کنم. من فقط به خودم نیاز دارم. خسته شدم از تظاهر کردن به کسی که نیستم. دلم میخواد یه بلیط یک طرفه بگیرم، گوشیمو خاموش کنم و برم به سمت مقصدی که تا به حال نرفتم. جایی که فقط خودمو بشناسم. فقط خودمو از خودم راضی نگه دارم. بدون این که به کسی جوابی پس بدم که کجام، یا چی کار دارم میکنم. فقط همین.
قرار نبود ما روزا اینقدر کار کنیم که شبا حتی فرصت برای گوش دادن به آهنگ مورد علاقه و هم صحبتی با کسی که دوسش داریم هم نداشته باشیم. قرار نبود این همه رنج و سختی رو تحمل کنیم، اونم برای چی، برای زندگی کردن نه؛ فقط برای این که زنده بمونیم و هنوز بتونیم نفس بکشیم. ما نمیخواستیم برای یه زندگی معمولی که حق طبیعیمونه، این همه بدبختی بکشیم و آخرشم هیچی به هیچی. ما میخواستیم آدمای معمولی باشیم، فقط همین. ما میخواستیم با عشقمون توی پارک و هوای بارونی پاییز قدم بزنیم، با دوستامون بدون دغدغه و مصیبت مجردی سفر کنیم، درس بخونیم و به فکر آیندهای که قراره به زودی بسازیمش باشیم، ورزش کنیم و هر چیام که بشه و هر اتفاقیام که بیفته، ما فقط به هدفمون فکر کنیم و هیچی دیگه برامون اهمیتی نداشته باشه. ما فقط میخواستیم زندگی کنیم و شایدم یکم بخندیم، نه اینکه فقط اکسیژن مصرف کنیم.
𝐙𝐈𝐆 𝐙𝐀𝐆
معشوقت رو ''My alway'' سیو کن. به معنی همیشگی من. مثل همون آهنگ من چی وانتونز که کوروش هلیا رو همیشگیم صدا میکنه. به نظرم قشنگترین کلمهی جهانه؛ اینجوری سیوش کنید و بزارید بفهمه هیچکسی نمیتونه جاشو براتون بگیره.
معشوقت رو "Poco avanti" سیو کن. یعنی کسی که توی بغلش حس امنیت و آرامش داری، به همین خاطرم دلت نمیاد که از بغلش جدا شی. درست مثل یه بچه گربه که بغلش کردنش، بهت حس خوبی میده.