Forwarded from ایکیگای
درود بر دوستیهای باکیفیت، مکالمههای عمیق، دانشگاه خلوت، نسیم خنکِ کلاسهای ۷ صبح🌤️
❤4
Forwarded from خانم وکیل⚖️
کبریت برای روشن شدن
انگیزه نمیخواد حرکت میخواد...
صبح آخرین سه شنبه از تابستونت بخیر رفیق💕💕
۱۴۰۵/۰۶/۳۱
#انگیزشی
انگیزه نمیخواد حرکت میخواد...
صبح آخرین سه شنبه از تابستونت بخیر رفیق💕💕
۱۴۰۵/۰۶/۳۱
#انگیزشی
❤2
Forwarded from خونه باغ من🍓🫧 (Sepi)
اما عزیزِمَن؛
وقتی کسی در حال غرق شدن است
آن موقعیت، زمان مناسبی
برای یاد دادن شنا به او نیست 🌱
@khone_baq🩷✨
وقتی کسی در حال غرق شدن است
آن موقعیت، زمان مناسبی
برای یاد دادن شنا به او نیست 🌱
@khone_baq🩷✨
❤2
Forwarded from Methuselah
فکر کردید چهارتا درصد افتضاح و داغون منو از میدون به در میکنن؟ من درصد و نمرههای بدتر از اینم داشتم💅🏼. پس بدون اینکه بذارم حس و حال بد منو بگیره، به کارم ادامه میدم.
❤5
بِه همه دوستانم یادآوری کردم میتونن منو به اولین قهوهیِ پاییزی مهمون کنند.😌
👍7❤2💘1
Zedaism ; 🌱
Photo
درمورد یه اتفاق جالب به اسمِ "Library salon" تا حالا چیزی شنیدید!؟
تصور کنید یه عصر بارونی تویِ لندن باشه وارد یه کافه میشید و میبینید چند نفر دورِ یه میزِ چوبی نشستن، جلوی هرکدوم یه کتاب و یه خوراکی یا نوشیدنی، این در اصل یه گروه مطالعاتی ساده نیست، تاریخچهی اینطور استفاده از کافهها برمیگرده به قرن هجدهم، که library salon میگفتن بهش، در اصل یه محفل ادبی هست که عدهای(معمولاً فیلسوف ها و نویسندهها و جامعهشناسان) دورِ هم جمع میشدن، فضایی پر از ردوبدل کردنِ دیتاهایِ بسیار عمیق درموردِ جامعه، انسان، اخلاق، سیاست، ادبیات، شعر و ... شکل میگرفت. جالبه که عضویت در این جمعها صرفاً بر اساس کتابخوان بودن نبود، هر شخصی با سطح فکری خودش حتی شده برای انتقاد هم میتونست حضور پیدا کنه و حتی دعوت میشدن فقط برای انتقاد کردن.
که بعدها در لندن، پاریس، نیویورک خیلی رِواج پیدا میکنه و به یکی از عادتهای آدمها در کافه رفتن تبدیل میشه، به گفته خودشون دستاوردش هم این بود که بفهمی کتاب خوندن چطور طرزِ فکرت رو تغییر میده، چطور بحث و جدل و دیالوگها با نظراتِ متضاد میتونه باعث به وجود اومدنِ ایدههای جدید بشه.
طبقِ مقالهای که خوندم هم میگه از دلایلی که علم در زمانِ قدیم بسیار عمیق بوده، کتابها و شعرهای بیبدلی که نوشته شده و دیگه در حال حاضر مثلاش نوشته نمیشه یکی از دلایلش از پایین اومدن اهمیتِ اینچنین فعالیتهایی هست. بعلاوه دیگه لازم نیست بگم که جنسیت در چنین جمعهایی اصلا معنا نداشت و حتی در مقاله نوشته شده که نظمِ چگونگی برگزاری جلسات توسط زنان تعیین میشده.
تصور کنید یه عصر بارونی تویِ لندن باشه وارد یه کافه میشید و میبینید چند نفر دورِ یه میزِ چوبی نشستن، جلوی هرکدوم یه کتاب و یه خوراکی یا نوشیدنی، این در اصل یه گروه مطالعاتی ساده نیست، تاریخچهی اینطور استفاده از کافهها برمیگرده به قرن هجدهم، که library salon میگفتن بهش، در اصل یه محفل ادبی هست که عدهای(معمولاً فیلسوف ها و نویسندهها و جامعهشناسان) دورِ هم جمع میشدن، فضایی پر از ردوبدل کردنِ دیتاهایِ بسیار عمیق درموردِ جامعه، انسان، اخلاق، سیاست، ادبیات، شعر و ... شکل میگرفت. جالبه که عضویت در این جمعها صرفاً بر اساس کتابخوان بودن نبود، هر شخصی با سطح فکری خودش حتی شده برای انتقاد هم میتونست حضور پیدا کنه و حتی دعوت میشدن فقط برای انتقاد کردن.
که بعدها در لندن، پاریس، نیویورک خیلی رِواج پیدا میکنه و به یکی از عادتهای آدمها در کافه رفتن تبدیل میشه، به گفته خودشون دستاوردش هم این بود که بفهمی کتاب خوندن چطور طرزِ فکرت رو تغییر میده، چطور بحث و جدل و دیالوگها با نظراتِ متضاد میتونه باعث به وجود اومدنِ ایدههای جدید بشه.
طبقِ مقالهای که خوندم هم میگه از دلایلی که علم در زمانِ قدیم بسیار عمیق بوده، کتابها و شعرهای بیبدلی که نوشته شده و دیگه در حال حاضر مثلاش نوشته نمیشه یکی از دلایلش از پایین اومدن اهمیتِ اینچنین فعالیتهایی هست. بعلاوه دیگه لازم نیست بگم که جنسیت در چنین جمعهایی اصلا معنا نداشت و حتی در مقاله نوشته شده که نظمِ چگونگی برگزاری جلسات توسط زنان تعیین میشده.
❤5👌3