ذِکری
1.26K subscribers
229 photos
20 videos
22 files
259 links
پژوهشهای دینی در زمینه های مختلف به ویژه اعتبار سنجی احادیث در چارچوب مذهب شریف جعفری
Download Telegram
در برابر دروغ ساکت ننشینیم

مردمی که خداوند بر آنان خشم گرفته و شایسته عذاب اند، از کردارشان شناخته می شوند. بنا بر روایتی معتبر، امام صادق علیه السلام یکی از نشانه های چنین مردم را، انفعال نسبت به دروغگویان دانسته اند:

... و رَأَیتَ الْفَاسِق يَكْذِبُ وَ لَا يُرَدُّ عَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ فِرْيَتُه‏ ...
... و هر گاه دیدی فاسق دروغ می گوید و کسی دروغ و بهتانش را ردّ نمی کند ... (الكافي، ج‏8، ص38)

سکوت در برابر دروغ می تواند ناشی از جهل، ترس، طمع، تعارف، تسامح، عدم مبالات، نفاق و موافقت با دروغگو باشد. متأسّفانه این عیب در جامعه ما و حتّی میان متدیّنین و اهل علم پررنگ است.
#حدیث
@zecra
اصل نزاع پس از رسول خدا (ص)

امام باقر علیه السّلام ریشه اختلاف مردم را پس از پیامبر صلوات الله علیه و آله این گونه توصیف نموده است:

... فَالْأُمَّةُ يَصْدُرُونَ‏ عَنْ‏ أَمْرِ النَّاسِ‏ بَعْدَ أَمْرِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَلَيْهِ یَرِدون فَبِئْسَ لِلظَّالِمِينَ‏ بَدَلًا وَلَايَةُ النَّاسِ بَعْدَ وَلَايَةِ اللَّهِ‏ وَ ثَوَابُ النَّاسِ بَعْدَ ثَوَابِ اللَّهِ وَ رِضَا النَّاسِ بَعْدَ رِضَا اللَّهِ ... تَرْكَهُمْ رَسُولَ اللَّهِ‏ ص عَلَى الْبَيْضَاءِ لَيْلُهَا مِنْ نَهَارِهَا لَمْ يَظْهَرْ فِيهِمْ بِدْعَةٌ وَ لَمْ يُبَدَّلْ فِيهِمْ سُنَّةٌ لَا خِلَافَ عِنْدَهُمْ وَ لَا اخْتِلَافَ فَلَمَّا غَشِيَ النَّاسَ ظُلْمَةُ خَطَايَاهُمْ صَارُوا إِمَامَيْنِ دَاعٍ إِلَى اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ دَاعٍ إِلَى النَّارِ فَعِنْدَ ذَلِكَ نَطَقَ الشَّيْطَانُ فَعَلَا صَوْتُهُ عَلَى لِسَانِ أَوْلِيَائِهِ وَ كَثُرَ خَيْلُهُ وَ رَجْلُهُ وَ شَارَكَ فِي الْمَالِ وَ الْوَلَدِ مَنْ أَشْرَكَهُ فَعُمِلَ بِالْبِدْعَةِ وَ تُرِكَ الْكِتَابُ وَ السُّنَّةُ وَ نَطَقَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ بِالْحُجَّةِ وَ أَخَذُوا بِالْكِتَابِ وَ الْحِكْمَةِ فَتَفَرَّقَ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ أَهْلُ الْحَقِّ وَ أَهْلُ الْبَاطِلِ وَ تَخَاذَلَ‏ وَ تَهَاونَ [تهادن] أَهْلُ الْهُدَى وَ تَعَاوَنَ أَهْلُ الضَّلَالَةِ حَتَّى كَانَتِ الْجَمَاعَةُ مَعَ فُلَانٍ وَ أَشْبَاهِه‏ ...

... پس از آن که امّت، مرجع خود را امر خداوند قرار داده بود، اکنون از امر مردم پیروی و [در هنگام نیاز] به آن رجوع می کند؛ چه بد جایگزینی است برای ستمگران ولایت مردم به جای ولایت خدا، و پاداش مردم به جای پاداش خدا، و خشنودی مردم به جای پاداش خدا ... رسول خدا صلّی الله علیه و آله آنان را بر راه روشنی که شب و روزش آشکار است رها کرد؛ در حالی که نه بدعتی در میانشان پیدا شده بود و نه سنّتی دگرگون گشته بود؛ نه مخالفتی بود و نه اختلافی؛ امّا زمانی که تاریکیِ خطاها مردم را در برگرفت؛ رهبران دو دسته شدند: امامی که مردم را به سوی خدا فرا می خواند و امامی که مردم را به آتش دعوت می نمود؛ در این هنگام شیطان به سخن در آمد و صدایش بر زبان دوستانش بلند گشت و پیاده نظام و سواره نظامش زیاد شد و در مال و فرزندِ آن کس که شریکش قرار داد، شراکت جست؛ پس بدعت به کار گرفته شد و کتاب و سنّت رها گشت. ولی دوستان خدا با حجّت و برهان سخن گفتند و به کتاب خدا و حکمت [رسول خدا] درآویختند. از آن روز بود که اهل حق و اهل باطل جدا شدند. رهیافتگان از یاری هم دست وانهاده و سستی کردند؛ ولی گمراهان به یاری هم برخاستند تا آن که بیشتر مردم بر گرد فلانی و مانند او جمع شدند ... (الكافي ؛ ج‏8 ؛ صص53-55)

امام صادق علیه السّلام نیز فرموده است:

إِنَّ الْأَئِمَّةَ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِمَامَانِ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَا بِأَمْرِ النَّاسِ يُقَدِّمُونَ أَمْرَ اللَّهِ‏ قَبْلَ‏ أَمْرِهِمْ‏ وَ حُكْمَ اللَّهِ قَبْلَ حُكْمِهِمْ قَالَ‏ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ يُقَدِّمُونَ أَمْرَهُمْ قَبْلَ أَمْرِ اللَّهِ وَ حُكْمَهُمْ قَبْلَ حُكْمِ اللَّهِ وَ يَأْخُذُونَ بِأَهْوَائِهِمْ خِلَافَ مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

در کتاب خدا امامان دو گونه اند. خداوند فرموده است: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا» [= آنان را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کنند.] نفرموده: به امر مردم. [پس] امامان هدایت امر خدا را بر امر خود و حکم خدا را بر حکم خود مقدّم می دارند. همچنین فرموده است: «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ» [=آنان را امامانی قرار دادیم که به آتش فرا می خوانند.] پس این گونه امامان امر خود را بر امر خدا و حکم خود را بر حکم خدا مقدّم می دارند و بر خلاف کتاب خدا، به هوا و رأی خویش عمل می کنند. (الكافي ؛ ج‏1 ؛ ص216)

بنابراین نزاع شیعه و دیگران در اصل بر سر یک چیز است: اجرای حکم خدا و سنّت رسول خدا (ص)، به دست حجّت خدا و خلیفه رسول خدا (ص) یا اجرای قانون و حکم بشری به دست یکی از افراد بشر که با انتخاب و یاری همه یا گروهی از مردم بر سر کار آمده است.
#حدیث
@zecra
برخی موادّ قانون مجازات جرائم نیروهای مسلّح مخالف اسلام است

این قانون در سال 1382 اجرایی شده و اشکالات متعدّدی در آن دیده می شود. یکی از این اشکالات مربوط به تعریف «محارب» است. در این قانون مواردی چون فرار از جنگ، ترک نگهبانی، خوابیدن در حال نگهبانی، سرپیچی از تکالیف نظامی و ... در صورتی که منجر به شکست یا اخلال در نظام یا ... شود از مصادیق محاربه شمرده شده است.
این تعریف:
1. با روایات و نصوص وارده درباره محاربه مخالف است.
2. با اجماع علماء شیعه در تعریف و تعیین محارب مخالف است.
3. با معنای لغوی و موارد کاربرد کلمه «محارب» مخالف است.
4. با سیره عملی رسول خدا (ص) مخالف است.
5. هیچ مستند قرآنی-روایی و دلیل شرعی ندارد.

طبعاً سهل انگاری در حقوق مسلمانان روا نیست؛ آن هم در رابطه با چنین قانون مهمّی که علاوه بر کارکنان پایور نیروهای مسلّح، با جانِ بیشتر مردان این سرزمین نیز (به عنوان پرسنل وظیفه) سر و کار دارد.

شرح بیشتر: http://alasar.blog.ir/1396/08/30/jara%27em

@zecra


http://alasar.blog.ir/1396/08/30/jara%27em
معنای حدیث «اقوام متعمّقون»

چنان که می دانیم برخی از اهل حکمت و عرفان از این حدیث برداشتی مغایر با فهم متعارف و مشهور داشته اند. از این رو بعضی محقّقان معاصر برای اثبات درستی برداشت متعارف، قرائنی ارائه کرده اند؛ مثلاً نشان داده اند «تعمّق» در روایات غالباً در معنای مذموم به کار می رود.
در کتب اهل سنّت، روایت مشابهی از رسول اکرم (ص) درباره آیات نخستین سوره حدید نقل شده است که درستی برداشت مشهور را نشان می دهد. بنگرید: http://alasar.blog.ir/1396/09/08/ta%27ammoq

@zecra
تهمت جدید نواصب به امام حسن عسکری (ع)
َ
رسانه های مجازی برای شوراندن کردهای سنی بر ضد شیعه، روایتی از امام حسن عسکری علیه السلام منتشر نموده و ادعا کرده اند: ایشان دستور کشتار کردان را صادر کرده است!
اصل روایت درباره کردهایی است که در آن زمان راهزنی می کرده و طبعا محارب شمرده می شدند و دفاع در برابر آنان لازم بود.
گفتنی است که در طول قرن ها مسافران، حاجیان، گله داران و حتی مردم شهرها و روستاها مورد هجوم راهزنان کرد قرار داشتند و بسیاری از طوائف کرد را به غارتگری می شناختند.

درباره حدیث امام حسن عسکری و نیز پیشینه تاریخی راهزنان کرد توضیحاتی داده شده است:
http://alasar.blog.ir/1396/09/12/kord

@zecra
امیرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: خداوند بنده ای بهتر از محمّد (ص) نیافریده است.

منبع: الکافی، ج۱، ص۴۴۰، دار الکتب الاسلامیة

[محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد، عن الحجّال، عن حمّاد، عن أبي عبدالله عليه السّلام و ذكر رسول الله صلّى الله عليه و آله فقال: قال أمير المؤمنين عليه السلام: ما برأ الله نسمة خيراً من محمّد صلّى الله عليه و آله.]
#حدیث
@zecra
میراث مقدّس رضاخان!!

رسول خدا صلوات الله علیه و آله هنگام وفاتِ خود به امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود:
يَا عَلِيُّ ... لَا سُخْرَةَ عَلَى مُسْلِمٍ.
ای علی! ... هیچ مسلمانی را نباید به بیگاری گرفت. (تهذيب الأحكام، ج‏7، ص154)

«التسخير» یعنی کسی را بدون مزد به کاری واداشتن و «السخرة» اسم آن است. (الصحاح، ج‌2، ص680 و ...)

امیرالمؤمنین علیه السّلام گوش شنوا بود (الحاقة، 12)؛ این وصیّت را شنید و ارج نهاد:

... عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَكْتُبُ إِلَى عُمَّالِهِ لَا تُسَخِّرُوا الْمُسْلِمِينَ [فتذلّوهم]...
امیرالمؤمنین علیه السّلام به کارگزاران خود می نوشت: مسلمانان را به بیگاری نگیرید [که در این صورت آنان را خوار کرده اید.] ... (نوادر الاشعری، ص164- الكافي، ج‏5، ص284)

امّا دیگران نشنیدند و به کار نبستند ...
کار به آن جا رسید که ستمگرانی چون رضا پهلوی بر سراسر بلاد اسلامی حاکم شدند و به تقلید از دولتهای کفر، ماه ها و سال ها جوانان مسلمان را به بیگاری گرفتند و نام آن را «سربازی» گذاشتند! هر چند بیشتر دولت های کفر، سربازی را برچیدند؛ امّا داغ این ستم بر پیشانیِ امّت اسلامی ماند؛ تا باقیات صالحاتی باشد برای رضاخان و امثال او!
شگفتا! «سربازی اجباری»، این میراث رضاخانی را که در حقیقت تحفه ی کفّار و در ستیز آشکار با سنّت رسول الله (ص) است؛ مقدّس نیز می شمارند و برایش توجیهاتِ سخیف دست و پا می کنند! گاهی نیز آن را مصداق «جهاد» می دانند؛ در حالی که با اندک تأمل و تحقیق روشن می شود که نه تعریف شرعی «جهاد» بر مفهوم فعلیِ «سربازی» قابل تطبیق است و نه احکام جهاد با قوانین سربازی، سازگار! (فقط به عنوان یک نمونه: اگر این جهاد است و واجب عینی است، انواع معافیت و کسری و حتی پایان خدمت چه معنا دارد؟! و اگر واجب کفایی است، پس اجبار عمومی چرا؟!)

درباره اعتراض علمای تبریز به سربازی اجباری: http://alasar.blog.ir/1396/02/24/df
درباره اعتراض علمای تهران و اصفهان به سربازی اجباری: http://www.awio.ir/post/76
#حدیث
@zecra
دو اشکال درباره پیام بالا و پاسخ آن

1. «بیگاری یعنی اینکه حاکم، از نفوذ و جایگاه خود سوء استفاده کند و مردم بیچاره را بدون مزد برای کارهای شخصی خودش و خانواده اش به کار وادار کند.»

پاسخ:

قید «شخصی بودن» در لغت لحاظ نشده است:
«التَّسْخِيرُ، بمعنى التكليف و الحمل على الفعل بغير أجرة.» (النهاية في غريب الحديث و الأثر ؛ ج‏2 ؛ ص350)

و کاربرد فقهی این لفظ نیز مطابق با معنای لغوی آن است:
«لا يخرج استعمال الفقهاء للسخرة عن المعنى اللغوي.» (معجم المصطلحات و الألفاظ الفقهية؛ ج‌2، ص254)

به نمونه اي از کاربرد آن در امور عامّه توجّه کنید:
«عَنْ سَعِيدِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ، قَالَ: سَخَّرَ عُمَرُ أَنْبَاطَ أَهْلِ فِلَسْطِينَ فِي كَنْسِ بَيْتِ الْمَقْدِسِ، وَ كَانَتْ فِيهِ مَزْبَلَةٌ عَظِيمَةٌ.» (الاموال لابن زنجویة، ج1، ص379- الاموال للقاسم بن سلّام، ج1، ص203- کنز العمّال، ج5، ص704)

2. «روایات نهی از تسخیر، اشاره به تسخیر برای جنگ نکرده است. تبادر عرفی این روایات و کتب لغت این است که افراد را به کار بگیریم، مثل کارگر ولی بدون مزد. اما اینکه سربازی هم مشمول تسخیر باشد مورد تردید است.»

پاسخ:

این اشکال حکماً و موضوعاً وارد نیست. امّا موضوعاً وارد نیست؛ زیرا سربازی به معنای جهاد و شرکت در جنگ نیست! بیشتر سربازان به کارهایی غیر جنگ اشتغال دارند. مثلاً سربازانی که در کلانتری ها، راهنمایی و رانندگی، پروژه های اقتصادی سپاه، هتل ها و مهمانسراهای ارتش، چاپخانه ها و کتابخانه های نیروهای مسلّح، بسیج پژوهشی، امور متفرّقه پادگان های داخل شهری مانند پیرایشگری و ...؛ یا به عنوان امریّه در نهادهای دولتی از قبیلِ آموزش و پرورش، آتش نشانی، دانشگاه ها و ... خدمت می کنند؛ آیا در حال جنگ و جهاد اند؟! پس اگر نیک بنگریم بیشترِ سربازان، از عنوان «مجاهد» و حتّی «مُرابط» (=مرزبان) بیرون اند. امّا حکماً هم وارد نیست؛ زیرا -چنان که در پیام پیشین اشاره کردیم و اگر فرصتی باشد، شرح خواهیم داد- جهاد و احکام آن به کلّی با سربازی و قوانین آن مغایر است.
@zecra
هیچ ستمی را توجیه نکنیم

امام صادق علیه السّلام فرمود: هر کس برای ظلمِ ستمگری عذر بتراشد [و آن را توجیه کند] ؛ خداوند کسی را بر او چیره می سازد که بر او ستم کند؛ پس اگر خدا را [برای دفع آن ظلم] بخواند، او را اجابت نخواهد داد و در عوضِ [صبر بر] آن ستم، به او پاداش نخواهد داد.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي نَهْشَلٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ قَالَ قَالَ: مَنْ عَذَرَ ظَالِماً بِظُلْمِهِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ مَنْ يَظْلِمُهُ‏ فَإِنْ دَعَا لَمْ يَسْتَجِبْ لَهُ وَ لَمْ يَأْجُرْهُ اللَّهُ عَلَى ظُلَامَتِهِ. (الكافي؛ ج‏2؛ ص334؛ دار الکتب الإسلامية)
#حدیث
@zecra
اشکال دیگری درباره پیام بالا:
«مرزبانی از وظایف عمومی و واجب کفایی است.»

پاسخ:
این گزاره هم غلطِ موضوعی دارد و هم غلطِ حکمی.

اشکالات موضوعی:

1. سربازی اعمّ از مرزبانی است.
2. مرزبانی در اصطلاح قانون و اصطلاح شرع دو موضوع کاملاً متفاوت است.
توضیح آن که مرزبانی در اصطلاح قانونی به معنای حراست از تمامیّت ارضیِ جمهوری اسلامی ایران و حفاظت از مرزهای جغرافیایی آن است؛ بنابراین غالب سرزمین های اسلامی (عربستان، عراق، ترکیه، هند و ...) و مهمّ ترین مراکز اسلامی (مکّه، مدینه، کوفه، نجف، کربلا، بیت المقدس و ...) بیرون از مرزهای قانونی ما قرار گرفته و ساکنان آن از منظر قانون «بیگانه» به شمار می روند. به همین ترتیب تعریف مرز برای مسلمانان عراق، افغانستان، مصر و ... خطوطی است که قلمرو سلطه دولت مستقرّ در آن جا را از قلمرو سلطه دیگر حاکمان جدا می سازد. بدیهی است این مرزها که حاکمان منطقه –بدون حقّ شرعی- برای خود ترسیم کرده اند، در شریعت اسلام هیچ اعتباری ندارد!
امّا در تعریف شرعی، مرزها حدودی هستند که دار الاسلام را از دار الشّرک جدا می سازند. بنابراین «مرابطه» در اصطلاح شرع به معنای مراقبت از مرزهای اسلامی، در مقابل کفّار است؛ نه حفاظت از مرزهای دولتی و ملّی در مقابل دیگران! از این رو تطبیق احکام شرعی مرابطه، بر مرزبانی نوین کاملاً بی وجه است؛ خصوصاً که قلمرو ایران -به جز در مرزهای آبی و بخش محدودی از سرحدّات خاکی شمال کشور- از همه طرف به بلاد اسلامی منتهی می شود؛ نه بلاد کفر!

تذکّر: دفاع در مقابل هر کس که جان، مال و ناموس مسلمانان را مورد تعرّض قرار دهد واجب است و این ربطی به حفاظت از مرزهای قانونی دولت ها ندارد.

اشکالات حکمی:

1. بنا بر مشهور مرابطه (=مرزبانی) مستحبّ است.
صاحب جواهر نوشته است: «... و من لواحق هذا الركن المرابطة ... ف‍هي مستحبة لما تسمعه من النصوص كما صرح به الفاضلان و الشهيدان و غيرهم، بل لا أجد فيه خلافا بينهم للأصل السالم عن معارضة ما يقتضي الوجوب كتابا و سنة، ضرورة خلو الأول عما يزيد على مدح الذين جاهدوا و رابطوا، و قصور ما وصل إلينا من الثانية عن إثبات الحكم بالوجوب ...» (جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌21، ص38)
همچنین رجوع کنید به: الاقتصاد الهادي إلى طريق الرشاد؛ ص312- شرائع الإسلام، ج‌1، ص280- المختصر النافع في فقه الإمامية، ج‌1، ص 109-تحرير الأحكام الشرعية على مذهب الإمامية، ج‌2، ص135- تذكرة الفقهاء ، ج‌9، ص451‌- منتهى المطلب في تحقيق المذهب، ج‌14، ص44- الدروس الشرعية في فقه الإمامية، ج‌2، ص30- الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، ج‌2، ص385 و ...
البته گفته شده: استحباب در صورتی است که خطر و ضرر جدّی وجود نداشته باشد یا به قدر کافی مرزبان وجود داشته باشد. (نک: التنقيح الرائع لمختصر الشرائع، ج‌1، ص571- ‌كنز العرفان في فقه القرآن؛ ج‌1، ص389- كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الغراء، ج‌4، ص384 - منهاج الصالحين للخوئي، ج‌1، ص 376- دروس تمهيدية في الفقه الاستدلالي على المذهب الجعفري، ج‌1، ص553- فقه الصادق للروحاني، ج‌13، ص43)
2. برخی مانند شیخ طوسی با استناد به برخی روایات، استحباب مرزبانی را مشروط به ظهورِ امام عادل دانسته اند. (نک: المبسوط في فقه الإمامية، ج‌2، ص8- النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، ص290- المهذب لابن البراج، ج‌1، ص303- السرائر، ج‌2، ص4) از توضیحات آنان و نیز روایات مورد استنادشان روشن است که مقصود از ظهور امام عادل، همانا استیلاء و بسط یدِ امام معصوم علیه السّلام است. (نک: وسائل الشيعة، ج‌15، ص32‌) و از این رو در مرزبانی شرط کرده اند که نباید از طرف حکومت جائر باشد. (نک: مهذب الأحكام، ج‌15، ص107)‌
3. استحباب یا وجوب کفایی، شامل همه ی مردان واجد شرایط می گردد و استثناء فرزند شهید، برادر شهید، فرزند جانباز، آزاده، فرزند آزاده، ایثارگر، فرزند ایثارگر یا کسی که قبلاً خدمت سربازی رفته یا متأهّل یا نخبه یا ... (به صورت کسری، معافیت، پایان خدمت، خدمت در محلّ سکونت و ...) وجهی ندارد.
4. استحباب یا وجوب کفایی مستلزمِ اجبار برخی افراد معیّن نیست؛ بلکه با آن منافات دارد؛ خصوصاً که تجربه نشان داده، همواره افراد داوطلب به تعداد کافی وجود داشته و دارند.
@zecra
یادآوری یک حکم شرعی:

بلند خواندن حمد و سوره در نماز صبح و دو رکعت اولِ مغرب و عشاء واجب است. (ن.ک: من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۰۹)

بنابراین اگر کسی به عمد، حمد و سوره را در این موارد آهسته بخواند، نمازش باطل است:

"زراره از امام باقر علیه السّلام پرسید: اگر کسی در جایی که بلند خواندن نماز شایسته نیست، بلند بخواند یا در جایی که آهسته خواندن آن شایسته نیست، آهسته بخواند، حکمش چیست؟
فرمود: اگر یکی از این دو را به عمد انجام دهد، نمازش را شکسته است و باید دوباره بخواند؛ امّا اگر از روی فراموشی یا سهو بوده یا حکم آن را نمی دانسته، چیزی بر گردن او نیست و نمازش درست است." (تهذیب الاحکام، ج۲، ص۱۶۲)

خواب بودن یا مطالعه کردن اطرافیان، ترس از ایجاد مزاحمت برای دیگران، خجالت کشیدن از نادرست بودن قرائت، پرهیز از ریا یا احیاناََ تمسخر جاهلان و ... هیچ یک عذر موجّهی برای ترک این واجب نیست. دیده می شود بسیاری از جوانان این مساله را رعایت نمی کنند.
#حدیث
@zecra
1. آیا فرق میان نکاح و سفاح در دفّ زدن است؟ (نقد روایت «فرق ما بین النکاح و السفاح ضرب الدف» + توضیحی درباره مخالفت کتاب الجعفریّات با احکام و روایات شیعه)
http://alasar.blog.ir/1396/10/08/daff
2. بررسی روایتی مشهور درباره وسواس
http://alasar.blog.ir/1396/09/20/taharat
3. تصحیف در روایت «من اکرم فقیها ...»
http://alasar.blog.ir/1396/10/15/tashif
4. خرافات صوفیه در کتاب مهرتابان (قایم موشک بازی کردن امام جواد علیه السّلام و بایزید لعنه الله!!)
http://alasar.blog.ir/1396/09/04/ghayemmooshak

@zecra
معنای صحیحِ آیه 11 سوره رعد

إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ (الرعد : 11)
معمولاً از این آیه تفسيری انقلابی عرضه می شود. در آغاز فتنه اخیر نیز، کانال آشوبگر و دروغ پردازِ «آمدنیوز» با استناد به همین آیه مردم را به شورش فراخواند! اما این برداشت تقریباً برعکس معنایی است که از روایات و اقوال مفسّرین به دست می آید.

معنای درست آیه چنین است: «خداوند تا زمانی که مردم از طاعت او روی نگردانده و به فساد و کفران نعمت روی نیاورده اند، نعمت هایش را باز پس نمی گیرد و مردم را دچار عذاب و سختی نمی گرداند.»

تقریباً برداشت همه مفسّران قدیم از آیه چنین بوده است. (نک: مفاتيح الغيب، فخر رازی، ج‏19، ص20 و دیگر تفاسیر)

چنان که خداوند در آیه مشابهی فرموده است: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَي قَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (انفال، ۵۲ و ۵۳)

سیاق آیه و روایات معتبر نیز همین برداشت را تأیید می کند. (نک: الكافي ؛ ج‏2 ؛ ص274 و ج‏8 ؛ صص256 و 257- تفسير العياشي، ج‏2، ص 206- معاني الأخبار ؛ ص270- إرشاد القلوب ؛ ج‏1 ؛ صص31 و 68 و ...)
@zecra
ذِکری
یادآوری یک حکم شرعی: بلند خواندن حمد و سوره در نماز صبح و دو رکعت اولِ مغرب و عشاء واجب است. (ن.ک: من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۳۰۹) بنابراین اگر کسی به عمد، حمد و سوره را در این موارد آهسته بخواند، نمازش باطل است: "زراره از امام باقر علیه السّلام پرسید: اگر…
لازم به تذکّر است که آن چه در این پیام درباره وجوب بلند خواندن حمد و سوره در نماز صبح و دو رکعت اول نماز مغرب و عشاء گفته شد، مخصوص مردان است و زنان به تفصیلی که در روایات آمده است، از این حکم بیرون اند. (رجوع کنید به وسائل الشيعة، ج‏6، ص94- جواهر الكلام، ج‌9، ص 383- الحدائق الناضرة، ج‌8، ص 141)