ذِکری
1.26K subscribers
229 photos
20 videos
22 files
259 links
پژوهشهای دینی در زمینه های مختلف به ویژه اعتبار سنجی احادیث در چارچوب مذهب شریف جعفری
Download Telegram
فرمایش دقیق و متین میرزای گیلانی درباره معروف کرخی

علامه طهرانی و دیگر عارفان و صوفیان، کوشیده اند معروف کرخی را از اصحاب خاصّ حضرت امام رضا علیه السّلام معرّفی کنند. میرزای گیلانی در یکی از رسائل ضدّ عرفانی خود، این ادّعا را به بهترین وجه جواب گفته است:
http://alasar.blog.ir/1396/05/04/maroofekarkhi

@zecra
زکات اسب

بسیار دیده و شنیده ایم که برای توجیه قوانین یا فتاوای مخالف با شریعت به مسأله ی «زکات اسب» استناد می شود. چنین میگویند که امیرالمؤمنین ع در زمان حکومت خود، به مقتضای زمان و مصلحت حکومت، برای اسب، زکات تعیین کرده و آن را واجب نموده اند؛ حال آن که در شریعت، زکات اسب، واجب نشده است.
آیا آن چه به امیرالمؤمنین نسبت داده می شود، صحیح است؟
جز در بین معاصران، کسی چنین نسبتی به امیرالمؤمنین نداده است. این نسبت پایه و اساسی نداشته و قرائنی بر بطلان آن دلالت دارد:
http://alasar.blog.ir/1396/05/06/zakateasb

@zecra
معنای صحیح «الکلام فی الربوبیة» در روایت شیخ صدوق -اعلی الله مقامه.

در یکی از روایات توحید صدوق، تعبیر «یتکلّمون فی الربوبیة» به کار رفته است. شیخ صدوق آن را به معنای «سخن گفتن درباره ذات خداوند» پنداشته و در باب مربوط به این موضوع آورده است؛ امّا مقایسه با روایات دیگر نشان می دهد که این تعبیر اصطلاحی خاصّ و به معنای «غلوّ و اعتفاد به ربوبیّت امامان ع» است. بنابراین این حدیث را باید از احادیث نفی غلوّ برشمرد، نه روایات ردّ تفکّر در ذات. البته معنایی که شیخ صدوق برداشت کرده است، فی نفسه صحیح و مطابق روایات بسیار دیگر است، اما ارتباطی با این حدیث ندارد.
توضیح مطلب: http://alasar.blog.ir/1396/05/09/robubiyat
@zecra
درباره تحف العقول (1)

مدّتها شخصیّت حسن بن شعبه حرّانی، مؤلفِ تحف العقول در هاله ای از ابهام بود و اطّلاعات قابل توجّهی درباره هویّت و زندگی او وجود نداشت؛ امّا امروزه با دسترسی به کتب نصیریه و اطّلاعات زیادی که از آنان به دست آمده است، بسیاری از زوایای پنهان، روشن شده است.
مؤلّف تحف العقول، علی رغمِ ارتباط تنگاتنگی که با فرهنگ غالیان داشته است، این کتاب را به مذاق عمومی شیعیان نوشته است و عقاید اصلی خود را آشکار نکرده است؛ به همین دلیل غالبِ روایات آن معتبر است یا شبهه خاصّی ندارد؛ با این حال در همین کتاب نیز قرائن و شواهدی بر این ارتباط یافت می شود که به تدریج بیان خواهم کرد.
از جمله این قرائن نقل روایت متفرّد «المؤمن من الله لا موصول و لا مفصول» است که یکی از مضامین کلیدی و پرتکرارِ غالیان و به ویژه نصیریان -لعنهم الله- است و نمونه مشابهی در آثار اصیل امامیه -رحمهم الله- ندارد.

توضیح بیشتر مطلب: http://alasar.blog.ir/1396/05/13/mawsul-mafsul
@zecra
درباره تحف العقول (2)
(به مناسبت یازدهم ذی القعدة که برخی گفته اند روز میلاد امام هشتم است.)

حدیث مشهور عمران صابی را شیخ صدوف (ره) در دو کتاب التوحید و عیون اخبار الرضا علیه السلام روایت کرده است. بخشی از این حدیث را حسن بن شعبة در تحف العقول روایت کرده است. بین نقل شیخ صدوق (ه) و ابن شعبة تفاوتهای نسبتاً زیادی هست؛ از جمله این که در مواضع متعدّد از روایت شیخ صدوق، واژه ی «الابداع» یا مشتقّات آن به کار رفته است؛ امّا در نقل ابن شعبة -بنا بر نسخ موجود- همه این موارد با واژه ی «التّوهّم» و مشتقّاتش، جایگزین شده است! پر واضح است که این تفاوت نمی تواند سهوی باشد و بی گمان تعمّدی در کار بوده است. کاربرد «التوهّم» و مشتقّات آن در این مواضع، معنای معقول و روشنی ندارد و تنها با مبانی خرافیِ غلات و صوفیه قابل تبیین است.

http://alasar.blog.ir/1396/05/13/emran-sabi

@zecra
درباره تحف العقول (3)

خطبه مؤلف در آغاز کتاب تحف العقول، تقریاً بخشی از همان خطبه غدیریه منسوب به امیرالمؤمنین است که میمون طبرانی -لعنه الله- در مجموع الاعیاد، از امام رضا علیه السّلام روایت کرده است. این خطبه در مصباح المتهجّد، اثرِ شیخ طوسی (ره) نیز روایت شده است. در عین حال سند و متن آن محلّ تأمل است.

http://alasar.blog.ir/1396/05/13/khotbe-tohaf

@zecra
پژوهشی_در_انتساب_چند_اثر_جدید_الإنتشار.pdf
3.5 MB
مقاله بسیار مفید آقای حمید باقری درباره ارتباط آثار ابن شعبه با فرقه نصیریه @zecra
درباره تحف العقول (4)

از دیگر قرائن ارتباط تحف العقول با نصیریه، نقل حدیث از حسن بن مسعود است که جز در اسناد حسین بن حمدان اثری از او نیافتم.
توضیح بیشتر: http://alasar.blog.ir/1396/05/13/hasanebnemasood
@zecra
درباره تحف العقول (5)

از دیگر شواهد ارتباط تحف العقول با نصیریه -لعنهم الله-، روایت سدیر است. این حدیث پس از تقسیم بندی محبّین اهل بیت علیهم السّلام، مطالبی درباره توحید بیان کرده است. در کتب معتبر امامیه اثری از این حدیث نیست؛ امّا همین حدیث با قدری اختلاف در کتب نصیریه روایت شده است. قرابت معنایی روایت سدیر با دیگر احادیث نصیریه و ناسازگاری و تعارض آن با روایات معتبر امامیه نیز قابل توجّه است.

توضیح بیشتر: http://alasar.blog.ir/1396/05/15/sadir
@zecra
درباره تحف العقول (6)

یکی از ویژگی های تأمل برانگیز تحف العقول، کثرت متفرّدات است. تفرّد یک روایت، وقتی مهمّ تر می شود که ببینیم همان روایت در منابع دیگر به غیر معصومین (ع) نسبت داده شده است. در تحف العقول با تعداد قابل ملاحظه ای از این گونه روایات روبرو هستیم.

یکی از این روایات، نامه امام سجاد علیه السلام به محمد بن مسلم بن شهاب زهری است. چه بسا خواننده شیعی، با توجّه به شناختی که از امام و سیره او دارد، متن این نامه را سؤال برانگیز و مبهم بیابد. این نامه ظاهراً در جای دیگری به امام سجّاد علیه السّلام نسبت داده نشده است. غزّالی آن را به یکی از برادران دینی زهری نسبت داده است. ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء آن را با سند روایت کرده و به «سلمة بن دینار» نسبت داده است. متن نامه با روحیّات سلمة بن دینار سازگار است؛ از نظر تاریخی نیز انتساب آن به سلمة بن دینار موجّه تر است. زیرا از متن نامه بر می آید که در هنگام نوشتن آن، زهری به سنّ پیری رسیده بوده است؛ در حالی که او هنگام وفات امام سجاد علیه السلام تنها 45 سال داشته است؛ ولی سلمة بن دینار سنّ پیری زهری را درک کرده و 16 سال پس از او از دنیا رفته است.

تفصیل مطلب را در این آدرس بخوانید: http://alasar.blog.ir/1396/05/17/zohri
@zecra
درباره تحف العقول (7)

یکی دیگر از موارد تخلیط در کتاب ابن شعبه، نامه ای است که به ادّعای او، امام حسین علیه السلام به عنوان تسلیت خاطرِ ابن عباس، پس از اخراج او از مکّه به طائف نوشته اند. انتساب این نامه به امام حسین ع بدون شکّ نادرست است؛ زیرا این ماجرا پس از شهادت امام حسین علیه السلام رخ داده است. بنابر روایت یعقوبی، شیخ مفید (ره) و شیخ طوسی (ره)، نویسنده این نامه محمد بن حنفیه است نه امام حسین علیه السلام.

شرح مطلب: http://alasar.blog.ir/1396/05/17/name-ebnehanafieh
@zecra
درباره تحف العقول (8)

یکی دیگر از متفرّدات تحف العقول، انتساب روایت زیر به امام سجّاد علیه السلام است:

«وَ قَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنِّی لَأُحِبُّکَ فِی اللَّهِ حُبّاً شَدِیداً فَنَکَسَ ع رَأْسَهُ‏ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أُحَبَّ فِیکَ وَ أَنْتَ لِی مُبْغِضٌ ثُمَّ قَالَ لَهُ أُحِبُّکَ‏ لِلَّذِی‏ تُحِبُّنِی‏ فِیهِ.» (تحف العقول ؛ ص282 ؛ جامعه مدرسین ؛ چاپ دوم)

بنا روایت ابونعیم، گوینده این سخن، محمّد بن واسع است: «حدثنى أبو بکر محمد بن عبد اللّه المتولى قال ثنا حاجب بن أبى بکر قال: ثنا أحمد بن إبراهیم قال: ثنا على بن اسحاق قال: ثنا ابن المبارک عن سفیان. قال: قیل: لمحمد بن واسع: إنى لأحبک فى اللّه تعالى. قال: أحبک الذى أحببتنى له اللهم إنى أعوذ بک‏ أن أحب‏ فیک و أنت لى ماقت أو مبغض.» (حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ؛ ج‏2 ؛ صص348 و 349)

غزّالی نیز نوشته است: «و قال رجل لمحمد بن واسع، إنى لأحبک فی اللّه، فقال أحبک الذی أحببتنى له، ثم حول وجهه و قال، اللهم إنى أعوذ بک أن أحبّ فیک و أنت‏ لی‏ مبغض‏.» (إحیاء علوم الدین ؛ ج‏5 ؛ ص146)
@zecra
درباره تحف العقول (9)

یکی دیگر از متفردات تحف العقول، حدیث زیر است:
«وَ حَضَرَهُ ذَاتَ يَوْمٍ جَمَاعَةٌ مِنَ الشِّيعَةِ فَوَعَظَهُمْ وَ حَذَّرَهُمْ وَ هُمْ سَاهُونَ لَاهُونَ فَأَغَاظَهُ ذَلِكَ فَأَطْرَقَ مَلِيّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيْهِمْ فَقَالَ إِنَّ كَلَامِي ...» (تحف العقول ؛ ص291 ؛ جامعه مدرسین ؛ چاپ دوم)
زبان روایت و سیاق آن تأمل برانگیز است. شواهد نشان می دهد که این روایت به احتمال زیاد، برگرفته از مواعظ «یزید بن ابان الرقاشی» است.
بیان مستندات: http://alasar.blog.ir/1396/05/17/raghashi
@zecra
درباره تحف العقول (10)

یکی دیگر از متفردات تحف العقول روایت زیر است:
«وَ قِیلَ لَهُ خَلَوْتَ بِالْعَقِیقِ‏ وَ تُعْجِبُکَ الْوَحْدَةُ فَقَالَ ع لَوْ ذُقْتَ حَلَاوَةَ الْوَحْدَةِ لَاسْتَوْحَشْتَ مِنْ نَفْسِکَ ثُمَّ قَالَ ع أَقَلُّ مَا یَجِدُ الْعَبْدُ فِی الْوَحْدَةِ أَمْنُ مُدَارَاةِ النَّاسِ‏.» (تحف العقول ؛ ص370 ؛ جامعه مدرسین ؛ چاپ دوم)
با توجّه به نقلِ ابونعیم، غزالی، ابن عربی، عبدالعزیز درینی و ابن فهد حلی به نظر می رسد که اصل داستان مربوط به عبدالواحد بن زید و راهبی عزلت نشین بوده است.

نگاه کنید: http://alasar.blog.ir/1396/05/17/abdolwahed
@zecra
درباره تحف العقول (11)

نمونه دیگر روایت وصیت امام باقر علیه السلام به جابر بن یزید جعفی است که آن را جز در تحف العقول نیافتم. ابونعیم بخش عمده آن را به احمد بن عاصم انطاکی نسبت داده است!

نک: http://alasar.blog.ir/1396/05/17/antaki
@zecra
درباره تحف العقول (12)

یکی دیگر از متفرّدات تحف العقول، انتساب این جمله به امام سجّاد علیه السّلام است: «إِنَّ عَلَامَةَ الزَّاهِدِینَ فِی الدُّنْیَا الرَّاغِبِینَ فِی الْآخِرَةِ تَرْکُهُمْ کُلَ‏ خَلِیطٍ وَ خَلِیلٍ وَ رَفْضُهُمْ کُلَّ صَاحِبٍ لَا یُرِیدُ مَا یُرِیدُونَ ...» (تحف العقول ؛ ص272 ؛ جامعه مدرسین ؛ چاپ دوم)
تشابه آن با مضامین و عبارات صوفیانه پوشیده نیست و جالب آن که با قدری اختلاف به مشایخ صوفیه نسبت داده شده است.
ببینید: http://alasar.blog.ir/1396/05/17/alamatozzahedin

مورد دیگر بخشی از وصیّت امام صادق علیه السلام به مؤمن طاق است: «یا ابْنَ النُّعْمَانِ لَیْسَتِ الْبَلَاغَةُ بِحِدَّةِ اللِّسَانِ وَ لَا بِکَثْرَةِ الْهَذَیَانِ‏ وَ لَکِنَّهَا إِصَابَةُ الْمَعْنَى وَ قَصْدُ الْحُجَّةِ.» (تحف العقول ؛ ص312)
این جمله تناسب چندانی با سیاق وصیّت ندارد. بلاذری، زمخشری، ابن ابی الحدید و ابن عبد ربّه این جمله را به «خالد به صفوان» نسبت داده اند. از مقایسه فقرات این وصیّت با اسناد و روایات دیگر، این احتمال به نظر می رسد ترکیبی از احادیث مختلفی باشد که خطاب به افراد دیگر صادر شده است!!
ذکر منابع: http://alasar.blog.ir/1396/05/17/khaled

@zecra
درباره تحف العقول (13)

ابن شعبه خطبه ای درباره توحید به امام حسین علیه السّلام نسبت داده است که ظاهراً سند دیگری ندارد. قشیری و سلمی شبیه این خطبه را از حسین بن منصور حلاج روایت کرده اند. سید حیدر آملی نیز خطبه مشابهی را به امیرالمؤمنین علیه السّّلام نسبت داده است. شباهت دو خطبه و اتّحاد نام امام حسین علیه السلام و حسین بن منصور حلاج -لعنه الله- ما را در تعیین گوینده اصلی، دچار تردید و حیرت کرده است. احتمالات مختلفی به ذهن می رسد که پذیرش هر یک نیازمند دلیل قطعی است.

توضیح مطلب: http://alasar.blog.ir/1396/05/17/khotbeyehallaj

از دیگر اشکالات و ضعفهای تحف العقول، وقوع تحریف در اسناد روایات است. از آن جمله است:
نسبت دادن روایت علی بن سوید به احمد بن نجم،
نسبت دادن روایت موسی بن بکر واسطی به ابو احمد خراسانی،
نسبت دادن روایت جابر جعفی به سفیان ثوری،
نسبت دادن روایت فضل بن ابی قرة به فضیل بن عیاض،
نسبت دادن روایت امام صادق ع به امام حسین علیه السلام،
و نقل خطبه امام حسین ع در روز عاشورا به عنوان نامه ایشان،
که دست کم در برخی موارد سهوی بودنش بعید می نماید؛ مگر آن که مؤلف را ناآشنا با منابع اصلی و طرق معتبر شیعه فرض کنیم

توضیح مطلب: http://alasar.blog.ir/1396/05/17/tahrifeasnad

@zecra
درباره تحف العقول (14)

یکی دیگر از احادیثِ ظاهراً متفرّدِ تحف العقول، حدیث منسوب به امام حسن مجتبی علیه السّلام است: «مَا أَعْرِفُ أَحَداً إِلَّا وَ هُوَ أَحْمَقُ‏ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ رَبِّهِ.» خطیب بغدادی، ابن عساکر، غزالی، زمخشری و ... این جمله را به «مطرف بن عبدالله» نسبت داده اند.

از دیگر نکات مهمّ، ارتباط تحف العقول و حقائق اسرار الدین است. بنابر گزارش ها هر دو کتاب از تألیفات حسن بن شعبه است. هر چند سبک دو کتاب کاملاً متفاوت است؛ امّا دست کم پنج حدیث مشترک در آن دو یافت می شود. نکته مهمّ این جا است که سه مورد از این احادیث، متفرّد یا بسیار نادر است؛ یعنی ظاهراً تنها در این دو کتاب یافت می شود. این خود قرینه ای است بر یگانگی مؤلف دو کتاب.

توضیحات بیشتر درباره دو نکته اخیر: http://alasar.blog.ir/1396/05/18/motarref

دیگر آن که بین تحف العقول و التمحیص -که آن هم به ابن شعبه نسبت داده می شود- روایات مشترک بسیار است. تعدادی از این احادیث متفرّد است و جز در این دو کتاب یافت نمی شود و یا بین نقل این دو کتاب و نقل کتابهای دیگر تفاوتهایی وجود دارد. این خود شاهدی است بر اتّحاد مؤلف دو کتاب.

توضیح بیشتر: http://alasar.blog.ir/1396/05/18/tamhis

و امّا مهمترین نکته این که در باب آخر کتاب «التمحیص» با حدیثی کاملاً باطنی و غالیانه از مفضّل بن عمر روبرو هستیم که بنا بر آن خداوند، معرفت ده چیز را واجب گردانده است. این حدیث ضمن عدم تناسب با عقاید شیعه، اصطلاحات خاصّ نصیریه را دربردارد و با مذهب آنان کاملاً سازگار است. مهمّ تر آن که در هیچ یک از مصادر اصیل امامیه یافت نمی شود؛ امّا در منابع نصیریه مانند «المعارف و تحفة لکلّ عارف» منسوب به میمون طبرانی -لعنه الله- روایت شده است.

شرح مطلب: http://alasar.blog.ir/1396/05/18/attamhis

@zecra
آیا حدیث قرب فرائض را علّامه حسن زاده آملی جعل کرده است؟!

حدیث قرب نوافل را همگی شنیده ایم. صوفیان بر اساس این حدیث، مقام دیگری تراشیده اند که به آن قرب فرائض میگویند و معتقدند از قرب نوافل بالاتر است؛ زیرا در آن، انسان گوش و چشم و دست خدا می شود؛ نه آن که خدا گوش و چشم و دست انسان باشد!
علّامه حسن زاده آملی و شاگردش صمدی آملی، در کتابهای خود حدیثی با این مضمون آورده اند؛ امّا هیچ گونه سندی برای آن ذکر نکرده اند.
نکته جالب آن جا است که مقتدا و مرشدِ حسن زاده، «ابن عربی» تصریح کرده است که روایتی در این باره وجود ندارد!
مؤید سخن ابن عربی آن که اگر چنین حدیثی وجود داشت، حتماً صوفیان برای اثبات دیدگاه خود ذکر می کردند.
البته سستی دیدگاه صوفیه بسیار روشن است؛ زیرا در حدیث قرب نوافل، فرض بر این است که انسان، فرائض را انجام داده است و گر نه چگونه ممکن است کسی بدون انجام فرائض، به مقامی که در حدیث آمده است، برسد؟! بنابراین قرب نوافل، مشروط به انجام فرائض و بالاتر از آن است.

شرح مطلب در این آدرس: http://alasar.blog.ir/1396/05/21/ghorbefaraez

@zecra
طرز حدیث نقل کردن علّامه حسن زاده!!

علامه حسن زاده آملی نوشته است:

1. «در أخبار اهل عصمت وارد است که: الممکن لم یشم رائحة الوجود.» (هزار و یک نکته، ص360 ، نکته 615، نشر رجاء، چاپ پنجم- دومین یادنامه علامه طباطبائى، ص19، مؤسسه مطالعاتى و تحقیقات فرهنگى‏، چاپ اول‏)

2. «در اخبار وارد است که: الممکن لم یشم رایحة الوجود. (در یک نسخه خطى (ص 39) که در جواب پنج سؤال عرفانى است).» (هزار و یک نکته، ص104، نکته 117)

بگذریم که این یک تعبیر عرفانی-فلسفی مشهور است و از نظر لفظ و معنا هیچ شباهتی به اخبار معصومین علیهم السّلام ندارد؛ آخر این نسخه خطّی مؤلفش معلوم نیست؟! آدرس و نشانی ندارد؟ تاریخ ندارد؟ مشخّصات ندارد؟ شماره صفحه به چه درد می خورد، وقتی هیچ مشخّصاتی از آن نسخه ذکر نکرده است؟! به صفحه ی سی و نهِ نسخه ای خطّی رجوع کنیم؟!!
@zecra
حسن زاده آملی دست کم در سه موضع، حدیثی را بدون ذکر آدرس دقیق، به کتاب عوارف المعارف نسبت داده و آن را جامع معارف فصوص و فتوحات دانسته است. این حدیث نه در عوارف و نه ترجمه آن و نه در کتب متداول دیگر یافت نشد. این حدیث کاملاً غالیانه، آکنده از شرک و بدون شکّ جعلی است.
توضیح: http://alasar.blog.ir/1396/05/21/awaref
@zecra