ذِکری
1.26K subscribers
229 photos
20 videos
22 files
259 links
پژوهشهای دینی در زمینه های مختلف به ویژه اعتبار سنجی احادیث در چارچوب مذهب شریف جعفری
Download Telegram
نقد_کتاب_ریحانه_کربلا_بندانی_نیشابوری.pdf
3.5 MB
در این فایل به مناسبت به موضوعات مختلفی پرداخته شده است. از جمله برخی روایات منتخب طریحی با روایات اصیل تر مقایسه شده و تحریفات موجود در این کتاب نشان داده شده است.
خرافه «علی ممسوس فی ذات الله» چگونه پیدا شد؟

یکی از مستندات مشهور اهل عرفان برای «فناء فی الله» و «وحدت وجود» ، حدیث «علیّ ممسوس فی ذات الله» است. در مقاله زیر ثابت شده است که «ممسوس» مصحّفِ «مخشوشن» است و اصل حدیث چنین است: «علی مخشوشن فی ذات الله» (یعنی علی در راه خدا سختگیر است.) بنابراین هیچ ارتباطی با خرافه عرفانی «فناء فی الله» ندارد. ظاهراً نخستین بار این تحریف در طریق «طبرانی» صورت گرفته است.
روضه خوانان متأخر بر اساس این حدیث تحریف شده، روایت دیگری جعل کرده اند که بنا بر آن امام حسین (ع) در روز عاشوراء علی اکبر (ع) را «ممسوس فی ذات الله» نامیده است.
http://alasar.blog.ir/1396/04/17/alimamsoos

@zecra
بررسی سند و متن روایتی فلسفی

ظاهراً اسماعیلیان، سخنی از شبلی صوفی را گرفته و با افزودن عباراتی به اهل بیت ع نسبت داده اند. این روایت سپس با واسطه خواجه نصیر الدین طوسی به فرهنگ امامیه وارد شد و در آثار فلسفی و عرفانی منتشر گردید. مقاله زیر را بخوانید:

http://alasar.blog.ir/1396/04/19/hadisebateni

@zecra
برداشت نادرست آیت الله بهجت از سخن علّامه حلّی

آیت الله بهجت در جایی بزرگداشت ابوحنیفه را به جهت فضلش روا دانسته و به کلام علّامه حلّی استناد کرده اند! گذشته از این که تجلیل بدعتگذار با نصّ قرآن و سنّت در تضادّ است، اساساً آیت الله بهجت، مقصودِ علّامه را به درستی در نیافته است. ضمن این که در صحّت انتساب جمله مورد استناد به علّامه نیز تردید وجود دارد. تفصیل مطلب را در این جا بخوانید:
http://alasar.blog.ir/1396/04/21/bahjat-abuhanife

@zecra
پیشگویی های آیت الله بهجت درباره زمان ظهور نادرست بود

آیت الله بهجت یک بار با استناد به جمله ای که «عمر بن خطّاب» در خواب به کسی گفته، به گمانه زنی درباره تاریخ ظهور پرداخته است! (نمی دانم عمر بن خطّاب چه دانشی دارد که بتوان به حرف او استناد کرد! آن هم کلامش در خواب و نه بیداری! آن هم بعد از آن که از این دنیا رخت بر بسته و جزای کارهای خود را می بیند! و نمی دانم از کجا دانستند که عمر است و شیطان نیست!)
بار دیگر با استناد به حدیثی ضعیف، تاریخ ظهور را تعیین کرده است، در حالی که در نقل و تحلیل این حدیث مرتکب چندین اشتباه مهمّ شده است!
بار دیگر با استناد به علم حروف
و بار دیگر با استناد به تشرّف شخصی خدمت امام زمان!
و ...
چه اصراری هست که بدون علم درباره چیزی نظر داده شود که علم آن از ما برداشته شده است؟! اگر بنا بود تاریخی تعیین شود، اهل بیت تعیین می کردند و امر را به دیگران نمی سپردند تا با تخمین های بی اساس، برای مردم ایجاد شبهه کنند.
تفصیل تناقض گویی ها و اشتباهات ایشان را در این جا بخوانید:
http://alasar.blog.ir/1396/04/22/bahjat-toghit

@zecra
کارگاه تاریخ سازی علّامه طهرانی و پسران

خاندان طهرانی ادّعا می کنند که طرّاح اصلی، بنیانگذار و پشت پرده حقیقی انقلاب، علّامه طهرانی بوده است نه امام خمینی! این در حالی است که خود معترف اند که کمترین ذکری از علّامه طهرانی در تاریخ کتبی و شفاهی انقلاب نیست! ایشان با وجود آن که کمترین نقشی در انقلاب نداشته اند، می کوشند خود را صاحب اصلی انقلاب جلوه دهند.
درباره ادّعاهای شگفت انگیز آنان مطلب زیر را بخوانید:
http://alasar.blog.ir/1396/04/27/tehrani-tarikh

@zecra
کرامت و بزرگواری امام صادق علیه السّلام در هنگام مرگ

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ أَحْمَرَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ جَمِيعاً عَنْ سَالِمَةَ مَوْلَاةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَتْ‏ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع حِينَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَأُغْمِيَ عَلَيْهِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَعْطُوا الْحَسَنَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ هُوَ الْأَفْطَسُ سَبْعِينَ دِينَاراً وَ أَعْطُوا فُلَاناً كَذَا وَ كَذَا وَ فُلَاناً كَذَا وَ كَذَا فَقُلْتُ أَ تُعْطِي رَجُلًا حَمَلَ عَلَيْكَ بِالشَّفْرَةِ فَقَالَ وَيْحَكِ أَ مَا تَقْرَءِينَ الْقُرْآنَ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا سَمِعْتِ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ‏ قَالَ ابْنُ مَحْبُوبٍ فِي حَدِيثِهِ حَمَلَ عَلَيْكَ بِالشَّفْرَةِ يُرِيدُ أَنْ يَقْتُلَكَ فَقَالَ أَ تُرِيدِينَ عَلَى أَنْ لَا أَكُونَ مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ‏ نَعَمْ يَا سَالِمَةُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْجَنَّةَ وَ طَيَّبَهَا وَ طَيَّبَ رِيحَهَا وَ إِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ أَلْفَيْ عَامٍ وَ لَا يَجِدُ رِيحَهَا عَاقٌّ وَ لَا قَاطِعُ رَحِمٍ. (الكافي ؛ دار الکتب الاسلامیة ؛ ج‏7 ؛ ص55)

سالمه كنيز آزاد شده ی امام صادق علیه السّلام گفت: هنگام وفات امام صادق علیه السلام نزد ایشان بودم؛ امام بيهوش شد و چون به هوش آمد فرمود: به حسن بن علی [بن علی] بن الحسین –که همان افطس باشد- هفتاد دينار طلا بدهيد و به فلان شخص این قدر و به فلان کس اين مقدار بدهید. گفتم: آیا به مردى بخشش می کنی كه با کارد به تو حمله کرد؟ فرمود: ویحک، مگر قرآن نمی خوانی؟ گفتم: بلی می خوانم. فرمود: نشنیده ای که خداوند فرموده است: ‏«الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ»
ابن محبوب روایت را با قدری تفاوت چنین نقل کرد: [آیا به کسی بخشش میکنی که] با تیغ بر تو حمله کرد و می خواست تو را بکشد؟ امام فرمود: آیا می خواهی از کسانی نباشم که خداوند درباره شان فرموده است: «الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ‏.» آری ای سالمة، خداوند بهشت را آفرید و نیکو ساخت و بویش را خوش گرداند و بوی آن از مسیر دو هزار ساله به مشام می رسد؛ امّا کسی که عاقّ [والدین] باشد یا پیوند خود را از خویشاوندان بریده باشد بوی بهشت را نمی یابد.
#حدیث
@zecra
خطرناک ترین بیماری

«عن عائذ بن حبيب قال: قال جعفر بن محمد: لا زاد أفضل من التقوى، و لا شي‏ء أحسن من الصمت، و لا عدوّ أضرّ من الجهل و لا داء أدوى من الكذب.»

از عائذ بن حبیب از امام صادق علیه السّلام روایت است که فرمود: هیچ توشه ای برتر از تقوا، و هیچ چیز زیباتر از خاموشی، و هیچ دشمنی زیان آورتر از نادانی، و هیچ بیماری دردناک تر [و کشنده تر] از دروغگویی نیست.

منابع:
1. تاريخ‏ الإسلام، ج‏9، ص92، شمس الدّین الذّهبیّ، دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ دوم
2. کشف الغمّة، ج2، ص185، علی بن عیسی الاربلیّ، نشر بنی هاشمی، تبریز، چاپ اوّل
3. العدد القویة، ص152، علی بن یوسف بن مطهّر، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، چاپ اوّل

عادت زشت دروغگویی، یکی از بدترین بیماری های روانی، اخلاقی و اجتماعی است که متأسّفانه در جامعه ما بسیار شایع است. سیل ویرانگر احادیث جعلی، تشرّفات، اخبار خیالی، حکایات دروغ، پیشگویی ها و ... را که هر روز در منابر، تریبون ها، تلگرام، سایتها و صفحات مجازی و ... منتشر می شود، چگونه باید سدّ کرد؟
#حدیث
@zecra
ادّعای دروغ علّامه طهرانی درباره مصباح الشریعة

یکی از دردسرهای حدیث پژوهان دروغ ها و تخیّلات بی اساسی است که توسّط عالم نماها پیرامون رجال، کتب و احادیث ساخته و پرداخته می شود. به عنوان مثال علّامه طهرانی ادّعا کرده است:
«در هنگامى که شقیق‏ بلخى ملازم حضرت موسى بن جعفر علیهما السّلام بوده، به دستور آن حضرت یکى از خواصّ اهل علم که نسبت قرابت به آن جناب داشته و احادیث مصباح الشریعة را ضبط کرده، به شقیق‏ بلخى مى ‏سپارد و شقیق‏ آنها را براى خِصّیصین از اهل معرفت و تصوّف بیان مى ‏کند.»
این عبارات کوتاه شامل چند ادّعای بلند است که هیچ گزارش یا قرینه ای آن را تأیید نمی کند و منشأی جز خیال ندارد.

نک: http://alasar.blog.ir/1396/05/01/tehrani-mesbah
@zecra
«علّامه طهرانی و علّامه حسن زاده برای اثبات تشیّع ابن عربی، سخنانش را تحریف و با تقطیع مخلّ واژگونه نموده اند»

تلاش برای اثبات شیعه بودن ابن عربی، همان قدر مضحک و بیهوده است که تلاش برای اثبات تشیّع ابن تیمیه یا احمد بن حنبل!! از این رو است که این آقایان مجبورند به کلمات ابن عربی دستبرد زده و آن را تحریف کنند.

تفصیل مطلب را ببینید: http://alasar.blog.ir/1396/05/01/ebneararbi-tashayyo

@zecra
علّامه طهرانی دو دیدگاه کاملاً متناقض درباره طیّ الارض به علّامه طباطبایی نسبت داده است. در لبّ اللباب از ایشان نقل کرده است که طیّ الارض دلالتی بر وصال و کمال ندارد؛ امّا در مهر تابان از ایشان روایت کرده است که طیّ الارض جز برای واصلان و کاملان ممکن نیست. ضمناً تبیینی که برای طیّ الارض ارائه کرده اند، چیزی جز اعتقاد به تفویض نیست.

نگاه کنید: http://alasar.blog.ir/1396/05/03/tehrani-tayyolarz
@zecra
فرمایش دقیق و متین میرزای گیلانی درباره معروف کرخی

علامه طهرانی و دیگر عارفان و صوفیان، کوشیده اند معروف کرخی را از اصحاب خاصّ حضرت امام رضا علیه السّلام معرّفی کنند. میرزای گیلانی در یکی از رسائل ضدّ عرفانی خود، این ادّعا را به بهترین وجه جواب گفته است:
http://alasar.blog.ir/1396/05/04/maroofekarkhi

@zecra
زکات اسب

بسیار دیده و شنیده ایم که برای توجیه قوانین یا فتاوای مخالف با شریعت به مسأله ی «زکات اسب» استناد می شود. چنین میگویند که امیرالمؤمنین ع در زمان حکومت خود، به مقتضای زمان و مصلحت حکومت، برای اسب، زکات تعیین کرده و آن را واجب نموده اند؛ حال آن که در شریعت، زکات اسب، واجب نشده است.
آیا آن چه به امیرالمؤمنین نسبت داده می شود، صحیح است؟
جز در بین معاصران، کسی چنین نسبتی به امیرالمؤمنین نداده است. این نسبت پایه و اساسی نداشته و قرائنی بر بطلان آن دلالت دارد:
http://alasar.blog.ir/1396/05/06/zakateasb

@zecra
معنای صحیح «الکلام فی الربوبیة» در روایت شیخ صدوق -اعلی الله مقامه.

در یکی از روایات توحید صدوق، تعبیر «یتکلّمون فی الربوبیة» به کار رفته است. شیخ صدوق آن را به معنای «سخن گفتن درباره ذات خداوند» پنداشته و در باب مربوط به این موضوع آورده است؛ امّا مقایسه با روایات دیگر نشان می دهد که این تعبیر اصطلاحی خاصّ و به معنای «غلوّ و اعتفاد به ربوبیّت امامان ع» است. بنابراین این حدیث را باید از احادیث نفی غلوّ برشمرد، نه روایات ردّ تفکّر در ذات. البته معنایی که شیخ صدوق برداشت کرده است، فی نفسه صحیح و مطابق روایات بسیار دیگر است، اما ارتباطی با این حدیث ندارد.
توضیح مطلب: http://alasar.blog.ir/1396/05/09/robubiyat
@zecra
درباره تحف العقول (1)

مدّتها شخصیّت حسن بن شعبه حرّانی، مؤلفِ تحف العقول در هاله ای از ابهام بود و اطّلاعات قابل توجّهی درباره هویّت و زندگی او وجود نداشت؛ امّا امروزه با دسترسی به کتب نصیریه و اطّلاعات زیادی که از آنان به دست آمده است، بسیاری از زوایای پنهان، روشن شده است.
مؤلّف تحف العقول، علی رغمِ ارتباط تنگاتنگی که با فرهنگ غالیان داشته است، این کتاب را به مذاق عمومی شیعیان نوشته است و عقاید اصلی خود را آشکار نکرده است؛ به همین دلیل غالبِ روایات آن معتبر است یا شبهه خاصّی ندارد؛ با این حال در همین کتاب نیز قرائن و شواهدی بر این ارتباط یافت می شود که به تدریج بیان خواهم کرد.
از جمله این قرائن نقل روایت متفرّد «المؤمن من الله لا موصول و لا مفصول» است که یکی از مضامین کلیدی و پرتکرارِ غالیان و به ویژه نصیریان -لعنهم الله- است و نمونه مشابهی در آثار اصیل امامیه -رحمهم الله- ندارد.

توضیح بیشتر مطلب: http://alasar.blog.ir/1396/05/13/mawsul-mafsul
@zecra
درباره تحف العقول (2)
(به مناسبت یازدهم ذی القعدة که برخی گفته اند روز میلاد امام هشتم است.)

حدیث مشهور عمران صابی را شیخ صدوف (ره) در دو کتاب التوحید و عیون اخبار الرضا علیه السلام روایت کرده است. بخشی از این حدیث را حسن بن شعبة در تحف العقول روایت کرده است. بین نقل شیخ صدوق (ه) و ابن شعبة تفاوتهای نسبتاً زیادی هست؛ از جمله این که در مواضع متعدّد از روایت شیخ صدوق، واژه ی «الابداع» یا مشتقّات آن به کار رفته است؛ امّا در نقل ابن شعبة -بنا بر نسخ موجود- همه این موارد با واژه ی «التّوهّم» و مشتقّاتش، جایگزین شده است! پر واضح است که این تفاوت نمی تواند سهوی باشد و بی گمان تعمّدی در کار بوده است. کاربرد «التوهّم» و مشتقّات آن در این مواضع، معنای معقول و روشنی ندارد و تنها با مبانی خرافیِ غلات و صوفیه قابل تبیین است.

http://alasar.blog.ir/1396/05/13/emran-sabi

@zecra
درباره تحف العقول (3)

خطبه مؤلف در آغاز کتاب تحف العقول، تقریاً بخشی از همان خطبه غدیریه منسوب به امیرالمؤمنین است که میمون طبرانی -لعنه الله- در مجموع الاعیاد، از امام رضا علیه السّلام روایت کرده است. این خطبه در مصباح المتهجّد، اثرِ شیخ طوسی (ره) نیز روایت شده است. در عین حال سند و متن آن محلّ تأمل است.

http://alasar.blog.ir/1396/05/13/khotbe-tohaf

@zecra