من از اعتماد کردن نمیترسم، از ناامید شدن میترسم، از اینکه یه آدم رو باور کنم و بهم ثابت کنه که اشتباه کردم خیلی میترسم
خسته از تمام چیزهایی که به ظاهر پذیرفتهام، اما با هر تلنگر دوباره مثل قبل برایم پررنگ میشوند
آدمی که امروز و بعد از رها شدن به آن تبدیل شدم هیچ شباهتی به کسی که روزی دوستت داشت نداره
برای این رشد ناخواسته از تو ممنونم…
برای این رشد ناخواسته از تو ممنونم…
ولی یه روزی میفهمی دنیا باهات لج نکرده بود فقط داشت بهت یاد میداد چطور رها و بی نیاز بشی
من کسی نیستم که به راحتی بیخیال بشم، اما اگه واقعا بیخیال شم دیگه هیچ چیز نمیتونه باعث بشه که دوباره مثل قبل اهمیت بدم