فانتزی اساسی و مرکزی زنهای تیپِ خودشیفتهی اغواگر، اینکه گفتمان درونی این افراد میگه:
من یک شاهزاده خانم و الههی آسیب پذیر و ارزشمندم که سزاوار عشق و خدمت گزاری بی چشم داشت هستم، مردان باید برای کسب توجه من با یکدیگر رقابت کنند و من با قدرت جادویی خود آنان را در حالت آرزومندی و تعلیق نگاه میدارم، نزدیکی واقعی عاطفی مرا آلوده و آسیب پذیر میکند، پس تنها نقش ام منبع الهام بودن است نه یک شریک برابر، آزادی مطلق من مقدس است و هرگونه انتظار از سوی مردان نقض این قداست و نشانه کنترل است!
من یک شاهزاده خانم و الههی آسیب پذیر و ارزشمندم که سزاوار عشق و خدمت گزاری بی چشم داشت هستم، مردان باید برای کسب توجه من با یکدیگر رقابت کنند و من با قدرت جادویی خود آنان را در حالت آرزومندی و تعلیق نگاه میدارم، نزدیکی واقعی عاطفی مرا آلوده و آسیب پذیر میکند، پس تنها نقش ام منبع الهام بودن است نه یک شریک برابر، آزادی مطلق من مقدس است و هرگونه انتظار از سوی مردان نقض این قداست و نشانه کنترل است!
Fleeting thoughts and signs
فانتزی اساسی و مرکزی زنهای تیپِ خودشیفتهی اغواگر، اینکه گفتمان درونی این افراد میگه: من یک شاهزاده خانم و الههی آسیب پذیر و ارزشمندم که سزاوار عشق و خدمت گزاری بی چشم داشت هستم، مردان باید برای کسب توجه من با یکدیگر رقابت کنند و من با قدرت جادویی خود آنان…
فانتزی اصلی، قدرت مطلق از طریق جذابیتِ دستنیافتنی بودن است، رابطهی واقعی برای او مرگ بخشی از هویت اوست، زیرا مستلزم برابری، آسیبپذیری و تعهد است؛ به همین دلیل، در اوج همه را رها میکند تا فانتزی دستنخورده باقی بماند و بتواند دوباره آن را با فردی جدید تکرار کند!
ریشهی احتمالیِ این الگو اغلب از تجربیات اولیهای نشات میگیرد که در آنها عشق شرطی بوده (مثلاً تنها زمانی توجه دریافت میکرده که خاص یا فرمانبردار باشد) یا احساس میکرده برای دریافت توجه باید با دیگری (مثل خواهر و برادر و یا دوست و والد خود) رقابت کند، و در بزرگسالی به دنبال بازتولید آن رقابت برای تأیید مجدد ارزش خودش است، اما همزمان از صمیمیت واقعی که ممکن است او را به درد قبلی بازگرداند، میترسد!
ریشهی احتمالیِ این الگو اغلب از تجربیات اولیهای نشات میگیرد که در آنها عشق شرطی بوده (مثلاً تنها زمانی توجه دریافت میکرده که خاص یا فرمانبردار باشد) یا احساس میکرده برای دریافت توجه باید با دیگری (مثل خواهر و برادر و یا دوست و والد خود) رقابت کند، و در بزرگسالی به دنبال بازتولید آن رقابت برای تأیید مجدد ارزش خودش است، اما همزمان از صمیمیت واقعی که ممکن است او را به درد قبلی بازگرداند، میترسد!
تکگزارههای دریافتشده در فضای مجازی، در صورت عدم پردازش انتقادی و یکپارچهسازی در چارچوبی معنادار، صرفاً در حد اطلاعات پراکنده باقی میمانند و فاقد اعتبار، عمق و قابلیت اتکای لازم برای تصمیمگیری یا درک واقعبینانه هستند!
ما از نظرات مخالف با رویکرد فکری خودمان، آدمکی پوشالی میسازیم، و به آن حمله میکنیم، این کمدیکردن دیگری و تمایض خودی از غیر/خودی در صورتی اتفاق میافتد، که قصد ما تبعیت کورکورانه از چهارچوب فکری خودمان باشد، مثلا فردی که کمونیست است، نسخهای احمقانه از سرمایهداری میسازد، و تمام مشکلات را به گردن آن میاندازد، و او را به مثابه قطبیت متضاد خودش تشخیص میدهد، در حالی که فهم او از سرمایهداری، تنها یک نسخهی بازسازی شده و پوشالی از فهم خودش است، که برای زیرسوال بردن صلاحیتش به عنوان دیگری در نظر گرفته شده؛ اما اگر به صورتی انتقادی و پدیدارشناختی به تحلیل آن بپردازند، میتوانند به فهم جنبههای مختلف آن پدیده به صورتی منصفانه برسند، زیرا دید انتقادی جدای از فهمی اخلاقی و آرمانمنشانه و خالی از مطلقگرایی، میخواهد به فهم چیستی و هستیِ خود آن پدیده بپردازد، و این مستلزم بررسی تمام اقسام پدیده است؛ پس نمیتوان با توسل به نسخههای تحریف شده و خودساخته از دیدگاه متضاد اندیشهمان به فهمی درست از آن دیگریِ غیر خودی رسید!
عشق سیال نوشته زیگمونت باومن.pdf
2.9 MB
عشق سيال (در باب ناپایداری پیوندهای انسانی)
زیگمونت باومن
عشق سیال کتابی به قلم زیگمونت باومن است که به ناپایداری روابط عاطفی در عصر مدرن اشاره دارد. این کتاب به بررسی روابط انسانی میان زنان و مردان میپردازد که چگونه در دوران مدرنیته پیوندهای انسانی بسیار شکننده و سست هستند و چگونه در جامعه مدرن، روانشناسی، بازار و … انسانها را به سوی ایجاد پیوندهای سست سوق میدهند. عشق سیال به این موضوع اشاره دارد که فرد به جای ایجاد روابط بلندمدت به دنبال روابط کوتاهی است تا دراین مدت زمان کم به نیازهای عاطفی و جسمی خود پاسخ دهد و این رابطه او را از عشقهای احتمالی و بهتر در آینده محروم نسازد. تنهایی مضاعف، افسردگی، نگرانی و عدم لذت از برقراری روابط عاطفی را میتوان سیالیت عشق در بین افراد مختلف به عنوان ابژه عشق قلمداد کرد.
#روانشناسی_روابط #جامعه_شناسی
زیگمونت باومن
عشق سیال کتابی به قلم زیگمونت باومن است که به ناپایداری روابط عاطفی در عصر مدرن اشاره دارد. این کتاب به بررسی روابط انسانی میان زنان و مردان میپردازد که چگونه در دوران مدرنیته پیوندهای انسانی بسیار شکننده و سست هستند و چگونه در جامعه مدرن، روانشناسی، بازار و … انسانها را به سوی ایجاد پیوندهای سست سوق میدهند. عشق سیال به این موضوع اشاره دارد که فرد به جای ایجاد روابط بلندمدت به دنبال روابط کوتاهی است تا دراین مدت زمان کم به نیازهای عاطفی و جسمی خود پاسخ دهد و این رابطه او را از عشقهای احتمالی و بهتر در آینده محروم نسازد. تنهایی مضاعف، افسردگی، نگرانی و عدم لذت از برقراری روابط عاطفی را میتوان سیالیت عشق در بین افراد مختلف به عنوان ابژه عشق قلمداد کرد.
#روانشناسی_روابط #جامعه_شناسی
Fleeting thoughts and signs
https://t.me/faust_noshdaro
عضو بشید، از این به بعد اینجا مینویسم.🍻