ㅤㅤ 𝒜𝘯𝘥 𝘪𝘵 𝘧𝘦𝘦𝘭𝘴 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘪'𝘮 𝘧𝘭𝘺𝘪𝘯𝘨
ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ 𝘢𝘣𝘰𝘷𝘦 𝒴𝘰𝘶ᅠ
𝒟𝘳𝘦𝘢𝘮 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘪'𝘮 𝒟𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘧𝘪𝘯𝘥
ㅤ ㅤ ㅤ 𝘵𝘩𝘦 𝘵𝘳𝘶𝘵𝘩 ⊱ ⊰
𝅘𝅥 ֗ ℱ𝘭𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘣𝘺 #𝒜𝘯𝘢𝘵𝘩𝘦𝘮𝘢
ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ 𝘢𝘣𝘰𝘷𝘦 𝒴𝘰𝘶ᅠ
𝒟𝘳𝘦𝘢𝘮 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘪'𝘮 𝒟𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘧𝘪𝘯𝘥
ㅤ ㅤ ㅤ 𝘵𝘩𝘦 𝘵𝘳𝘶𝘵𝘩 ⊱ ⊰
𝅘𝅥 ֗ ℱ𝘭𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘣𝘺 #𝒜𝘯𝘢𝘵𝘩𝘦𝘮𝘢
༘ من عریـانم، عریـانم، عریـانم.
مثل سکـوتهای میان کـلامهای مـحبت
عریـانم. و زخـمهایِ من؛ همہ از عشق است.
از عشق، عشق، عشق. من این جزیرهٔ
سݛگـردان را از انقـلابِ اقیـانوس و اِنفجـار
کـوه گذݛ دادهام وتکہتکہ شدن، ݛاز آن وجـود
متـحدی بود که از حقیـرترین ذݛههایش
آفتـاب به دنیـا آمد.
مثل سکـوتهای میان کـلامهای مـحبت
عریـانم. و زخـمهایِ من؛ همہ از عشق است.
از عشق، عشق، عشق. من این جزیرهٔ
سݛگـردان را از انقـلابِ اقیـانوس و اِنفجـار
کـوه گذݛ دادهام وتکہتکہ شدن، ݛاز آن وجـود
متـحدی بود که از حقیـرترین ذݛههایش
آفتـاب به دنیـا آمد.
ای آسمانِ بےکران؛
چگونه روحم مےچرخد، در چرخش تو؟
گنـجشكِ بےگناهے، در دل شب
شبِ مملـ ـو از نومیدیِ خوفانگیـز
پرواز مےكند به سوی ستـارهها، بیدار از
خوابِ زمیـن.
چگونه روحم مےچرخد، در چرخش تو؟
گنـجشكِ بےگناهے، در دل شب
شبِ مملـ ـو از نومیدیِ خوفانگیـز
پرواز مےكند به سوی ستـارهها، بیدار از
خوابِ زمیـن.
ꩌ🦌 ֶָ֢. دستهایت
چشمهٔ نور در تاریکے
مےتابند بر زخـ ـمهای کہنه؛
و مکان تلألو خورشـید مےشوند.
و من در آغـوشِ این روشنے
خود را دوباره مےیابم.
ای شکـوفهٔ اندوه
شعرِ ناتمـامِ من؛
هر واژهات پروانہایست
که بر شانہام نشستہ.
و من در انتظارِ پـروازش
به آتـش مےنشینم.
بیا تا با هم بنویسـ ـیم
داستانے از روزهای بےپایان.
کہ در آن فصـلها به هم مےپیوندند
و زندگے، تنها مفهومِ یك واژه است؛
دوسـتت دارم. ◜
چشمهٔ نور در تاریکے
مےتابند بر زخـ ـمهای کہنه؛
و مکان تلألو خورشـید مےشوند.
و من در آغـوشِ این روشنے
خود را دوباره مےیابم.
ای شکـوفهٔ اندوه
شعرِ ناتمـامِ من؛
هر واژهات پروانہایست
که بر شانہام نشستہ.
و من در انتظارِ پـروازش
به آتـش مےنشینم.
بیا تا با هم بنویسـ ـیم
داستانے از روزهای بےپایان.
کہ در آن فصـلها به هم مےپیوندند
و زندگے، تنها مفهومِ یك واژه است؛
دوسـتت دارم. ◜