Comments
20 photos
10 videos
109 links
Download Telegram
Forwarded from Mσƈԋι Ⴆσყ (ҽɾιƈ🕷️)
از دور، غرقِ تماشایت مانده‌ام؛ آن‌گونه که پوستِ بی‌رنگِ دستت، در دستِ دیگری، به اسارتِ گرهی ابدی درآمده است.
گمان می‌کنم کسی قلبم را میانِ انگشتانش آرام‌ آرام می‌فشارد؛ هر بار که او دستش را بالا می‌آورد و رشته‌ای از موهای ابریشمی‌ات را با نوازشی کوتاه، پشتِ گوشَت پنهان می‌کند. لرزه بر جانم می‌نشیند، وقتی آن‌ گونه به او می‌نگری که روزی به من می‌نگریستی؛ با همان چشمانی که انگار مرا می‌پرستیدند، اما اکنون محرابِ پرستشت، خدای دیگری را در آغوش گرفته است.
لبخندت،برای او روشن‌تر می‌شکفد؛ گویی آفتاب، خانه‌اش را در نگاهِ او یافته است.
حسادت؟ چگونه انکارش کنم؟
آری… حسادت می‌کنم؛ زیرا معشوقِ من، عاشقانه‌هایش را با دیگری می‌نویسد. حسادت می‌کنم که دیگر سهمی از گرمای پوستت ندارم، در حالی که تمامِ وجودت، در پناهِ آغوشِ دیگری آرام گرفته است.
قرار بود اشک‌هایت، که از الماس نیز گران‌بهاتر بودند، تنها از شوق، بر شانه‌ های من فرو بریزند؛ نه از رنجِ رها شدن به دستِ کسی که قدرِ قلبت را نمی‌داند.
او نتوانست محافظ روحِ من باشد؛ از همان روحی که جانم به هر نفسِ او بند بود.
جانِ من دیگر آن تبسمِ درخشان را بر لب ندارد. با او چه کردی که روشن‌ترین لبخندش را با تاریکیِ اندوه معاوضه کرد؟
ای کاش می‌توانستم دستم را به سوی موگه‌ام دراز کنم؛ همان گلِ ظریفی که جهان برای لمسِ لطافتش، اندکی خشن است، و او را از چنگالِ تمامِ پلیدی‌ها برهانم.
اگر تنها یک بار از من می‌خواستی، برایت هیگان‌بانا می‌شدم؛ گلی که تقدیرش، شکفتن در آغوشِ جدایی و سوختن در تمنای وصال است.
اما تو؟...تو او را برگزیدی.

و قلبم را، بی‌آن که حتی واپسین تپشش را بشنوی، زیرِ چکمه‌های سیاهت له کردی و مرا، میانِ ویرانه‌های جنونم، برای همیشه تنها گذاشتی.
/ymin9593x
ایده های نوشته هات رو معمولا چطور به دست میاری؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Yoonmin senario 𝜗ৎ࣪ ִֶָ ༶⋆˙
🌟 | 𝘛𝘩𝘦 𝘨𝘰𝘭𝘥𝘦𝘯 𝘱𝘳𝘪𝘯𝘤𝘦, 𝘳𝘢𝘥𝘪𝘢𝘯𝘵 𝘢𝘴 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘶𝘯, 𝘮𝘦𝘦𝘵𝘴 𝘩𝘪𝘴 𝘮𝘰𝘰𝘯 𝘰𝘯𝘤𝘦 𝘮𝘰𝘳𝘦, 𝘢𝘯𝘥 𝘢𝘯 𝘦𝘤𝘭𝘪𝘱𝘴𝘦 𝘪𝘴 𝘣𝘰𝘳𝘯… 𝘐𝘴 𝘪𝘵 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘢𝘮𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘨𝘪 𝘢𝘯𝘥 𝘑𝘪𝘮𝘪𝘯?


 Tap here to read
🏷 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍: @Jimisfog  ᝰ.

written by rose
Forwarded from Lเƭƭℓε Tเɠε૨ / پاکسازی (ㅤ v𓏺. lımo)
اخه فرمانده :)
نعناع ات رو از دست دادی که :)
درود، امیدوارم حالتون خوب باشه.
هر شروعی یک پایانی داره، بلاخره رسیدیم به آخرین صفحه از ㅤ‌𝒜𝗅𝗉𝖾𝗇𝗀𝗅𝗈𝗐
خوشحالم که تو این مدت کنارتون بودم، مرسی که تا اینجا در کنارم بودین.
خدانگهدار.
"همان‌جایی که فکر کردی تمام شد، دوباره از همان‌جا شروع می‌شود."
Forwarded from Mσƈԋι Ⴆσყ (ҽɾιƈ)
folder
فولدر جدید رو زدم ممنونم از این که فوروارد کردید موچی ها