‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝖸ū𝗀𝖾𝗇 ‌ ‌ ‌
19 subscribers
5 photos
1 video
4 links
幽玄
‌ ‌ 𝖿𝗋𝖺𝗀𝗆𝖾𝗇𝗍𝗌 𝗈𝖿 𝖺 𝗅𝗂𝖿𝖾 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗍𝗈𝗅𝖽 ‌
@Yugensjbot
Download Telegram
‌ ‌ ‌ ‌به 𝖸ū𝗀𝖾𝗇 خوش اومدی رزِ سیاه.
ㅤㅤㅤㅤ幽玄

یوگِن؛ واژه‌ای ژاپنی برای توصیف زیباییِ عمیق و رازآلودیه که نمی‌شه تمامش رو با کلمات توضیح داد؛ چیزی که بیشتر از اینکه دیده بشه، حس می‌شه.
من لبخندم، و اینجا آرشیو تکه‌هایی از ذهن منه؛ فیکشن ها، وان‌شات‌ها، سناریوها، ایده‌های ناتمام و هر چیزی که روزی جایی در من زندگی کرده.
@Yugensjbot
🌚1
لیست نوشته هام ~
                               فیکشن ها
Blue blood  - @vanilaliino
Couples : hyunho , chanmin , changlix , hide

One Last Beat - @onelastbeat
‌ ‌           Couples : hyunmin , hanin      ‌ ‌

Rules breakers (au) - @rulesbreakershgs
Couples : heejake, hyunlix , ryeji , hoonki , chanho , jeongcheol , ‌ ‌teagyu

                     وانشات ها
22 - chansung
After light - chanjin
🌚1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
─   22

"قبول کن ، زندگی من هیچ فایده ای نداشته."

22 in wattpad -  @Yugensjbot
#oneshot #Chansung #twentytwo
🌚1
22.     
یکسال بعد‌ - چان
آبیِ من، حالت چطوره؟
حالا یک سال از رفتنت می‌گذره و بالاخره تونستم قلم به دست بگیرم.
یادته آخرین نامه‌ای که برام جا گذاشتی؟ می‌خوام جوابش رو بنویسم...

جیسونگ عزیزم، من هیچ‌وقت ازت ناامید نشدم. ذوق من تا وقتی که می‌دونستم کنارمی کور نمی‌شد. همین که می‌تونستم دستت‌ رو بگیرم و گونه‌هات رو ببوسم بهترین چیزی بود که توی زندگی داشتم.
گفتی اون موقع اذیت بودم و شب‌ها آرامش نداشتم... الان چی؟ می‌بینی که حالا حتی نمی‌تونم یک ثانیه چشم روی هم بذارم؟
اگه خودت رو یه زخم عمیق روی تنم می‌دونستی، باید این رو هم می‌دیدی که تنها مرهم این زخم خودتی؛ تویی که بیشتر از هرکسی لیاقت شاد بودن داشتی.
حالا تو به من بگو، با جای خالیت توی آغوشم چیکار کنم؟ قلبم از نبودت فریاد می‌کشه و مغز استخونم درد می‌کنه. روحم پژمرده شده و دیگه هیونگت کسی رو نداره که بابت چال گونه‌هاش ذوق کنه.
اشتباه از من بود عزیزدلم... باید بیشتر مراقبت می‌بودم. باید روی قلب کوچیکت بوسه می‌زدم و دست‌هات رو محکم‌تر می‌گرفتم. انقدر محکم که انقدر راحت از دستم نری.
دلم تنگه اقیانوسِ من. انقدر تنگ که عکس‌هات از اشک‌هام خیس و خراب شدن. انقدر که دیگه همه رو از خودم روندم تا با فکر تو زنده بمونم و هر لحظه رو بگذرونم.
زندگی بعدی، محکم‌تر بهت می‌چسبم. بیشتر موهای نرمت رو می‌بوسم و چهره‌ی زیبات رو تماشا می‌کنم. اونجا انقدر بهت می‌گم دوستت دارم که ازم دل‌زده بشی. جوری زندگیت رو قشنگ می‌کنم که هوس نکنی حتی یک ثانیه زودتر از من دنیا رو ترک کنی.
هیونگ رو ببخش آبی کوچولو. هیونگ قول می‌ده دفعه‌ی بعد زودتر پیدات کنه و نذاره اذیت بشی. قول می‌ده هیچوقت از دیدن انعکاس خودش توی چشم‌هات، سیراب نشه. دوستت دارم شیرین من، بیشتر از ستاره‌هایی که هر شب براشون لبخند می‌زدی.

"از طرف هیونگت، برای تویی که این دنیا برای تو نبود."

نوشته شده توسط آیومیِ عزیز ؛ 🩵
🌚1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هروقت بومگیو دیوار بلندتری بینشون میکشید، سوبین فقط یه صندلی میذاشت و اون طرف دیوار می‌نشست تا پسر آروم بشه.
Maybe home is you.
🌚1
"تاحالا نگاه های بومگیو به خودت رو دیدی؟"
"منظورت چیه؟"
"یجوری نگاهت میکنه انگار تک تک سلول های بدنت رو میپرسته."

Maybe home is you , SooGyu
🌚1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"نمیدونستم سیگار میکشی، هیونجین‌شی."
با صدای فلیکس پرید و سیگار رو توی مشتش گرفت که باعث شد پوست کف دستش بسوزه. ولی براش اهمیتی نداشت. انگار مغزش به درد عادت داشت که سوزش دستش چندان چیز جدیدی نبود. دستش رو پشت کمرش برد و با چهره ای که انگار فلیکس شیاد ترین آدمِ اونجاس، به پسر ریزنقش مقابلش نگاه کرد. البته، به ظاهر ریزنقش.
Pretty Little Liar
🌚3
فلیکس یکی از همون آدمایی بود که وقتی برای اولین بار می‌دیدیش، فکر می‌کردی نهایت کاری که ازش برمیاد اینه که با لبخندش ازت پول قرض بگیره و دیگه بهت پسش نده. اما بعد از آشنا شدن باهاش می‌فهمیدی اون آدمیه که می‌تونه بدترین کارای دنیا رو کنه و آخرش یه لبخند درخشانی با اون دندون های خوشگلش بهت بزنه و مجبورت کنه با پای خودت ازش عذرخواهی کنی.
Pretty Little Liar
🌚4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزی رو یادمه که بهت گفتم "به زودی جلوت زانو میزنم و یه حلقه خوشگل رو توی انگشت خوشگلت میندازم. بعد تو مال من میشی و هیچکس نمیتونه ازم بگیرتت." تو خندیدی و گفتی مینهو ما توی واقعیت زندگی می‌کنیم. ما هیچوقت نمیتونیم تو این شهر ازدواج کنیم. اما حالا هرشب کنارم، توی بغلم میخوابی و اسم من با عنوان 'همسر' کنار اسمت خوابیده.
harmony in the shadows 
🌚3