به 𝖸ū𝗀𝖾𝗇 خوش اومدی رزِ سیاه.
ㅤㅤㅤㅤ幽玄
@Yugensjbot
ㅤㅤㅤㅤ幽玄
یوگِن؛ واژهای ژاپنی برای توصیف زیباییِ عمیق و رازآلودیه که نمیشه تمامش رو با کلمات توضیح داد؛ چیزی که بیشتر از اینکه دیده بشه، حس میشه.من لبخندم، و اینجا آرشیو تکههایی از ذهن منه؛ فیکشن ها، وانشاتها، سناریوها، ایدههای ناتمام و هر چیزی که روزی جایی در من زندگی کرده.
@Yugensjbot
🌚1
لیست نوشته هام ~
فیکشن ها
Blue blood - @vanilaliino
One Last Beat - @onelastbeat
Rules breakers (au) - @rulesbreakershgs
وانشات ها
22 - chansung
After light - chanjin
فیکشن ها
Blue blood - @vanilaliino
Couples : hyunho , chanmin , changlix , hide
One Last Beat - @onelastbeat
Couples : hyunmin , hanin
Rules breakers (au) - @rulesbreakershgs
Couples : heejake, hyunlix , ryeji , hoonki , chanho , jeongcheol , teagyu
وانشات ها
22 - chansung
After light - chanjin
🌚1
─ 22
22 in wattpad - @Yugensjbot
#oneshot #Chansung #twentytwo
"قبول کن ، زندگی من هیچ فایده ای نداشته."
22 in wattpad - @Yugensjbot
#oneshot #Chansung #twentytwo
🌚1
22.
یکسال بعد - چان
نوشته شده توسط آیومیِ عزیز ؛ 🩵آبیِ من، حالت چطوره؟
حالا یک سال از رفتنت میگذره و بالاخره تونستم قلم به دست بگیرم.
یادته آخرین نامهای که برام جا گذاشتی؟ میخوام جوابش رو بنویسم...
جیسونگ عزیزم، من هیچوقت ازت ناامید نشدم. ذوق من تا وقتی که میدونستم کنارمی کور نمیشد. همین که میتونستم دستت رو بگیرم و گونههات رو ببوسم بهترین چیزی بود که توی زندگی داشتم.
گفتی اون موقع اذیت بودم و شبها آرامش نداشتم... الان چی؟ میبینی که حالا حتی نمیتونم یک ثانیه چشم روی هم بذارم؟
اگه خودت رو یه زخم عمیق روی تنم میدونستی، باید این رو هم میدیدی که تنها مرهم این زخم خودتی؛ تویی که بیشتر از هرکسی لیاقت شاد بودن داشتی.
حالا تو به من بگو، با جای خالیت توی آغوشم چیکار کنم؟ قلبم از نبودت فریاد میکشه و مغز استخونم درد میکنه. روحم پژمرده شده و دیگه هیونگت کسی رو نداره که بابت چال گونههاش ذوق کنه.
اشتباه از من بود عزیزدلم... باید بیشتر مراقبت میبودم. باید روی قلب کوچیکت بوسه میزدم و دستهات رو محکمتر میگرفتم. انقدر محکم که انقدر راحت از دستم نری.
دلم تنگه اقیانوسِ من. انقدر تنگ که عکسهات از اشکهام خیس و خراب شدن. انقدر که دیگه همه رو از خودم روندم تا با فکر تو زنده بمونم و هر لحظه رو بگذرونم.
زندگی بعدی، محکمتر بهت میچسبم. بیشتر موهای نرمت رو میبوسم و چهرهی زیبات رو تماشا میکنم. اونجا انقدر بهت میگم دوستت دارم که ازم دلزده بشی. جوری زندگیت رو قشنگ میکنم که هوس نکنی حتی یک ثانیه زودتر از من دنیا رو ترک کنی.
هیونگ رو ببخش آبی کوچولو. هیونگ قول میده دفعهی بعد زودتر پیدات کنه و نذاره اذیت بشی. قول میده هیچوقت از دیدن انعکاس خودش توی چشمهات، سیراب نشه. دوستت دارم شیرین من، بیشتر از ستارههایی که هر شب براشون لبخند میزدی.
"از طرف هیونگت، برای تویی که این دنیا برای تو نبود."
🌚1
"تاحالا نگاه های بومگیو به خودت رو دیدی؟"
"منظورت چیه؟"
"یجوری نگاهت میکنه انگار تک تک سلول های بدنت رو میپرسته."
Maybe home is you , SooGyu
"منظورت چیه؟"
"یجوری نگاهت میکنه انگار تک تک سلول های بدنت رو میپرسته."
Maybe home is you , SooGyu
🌚1
"نمیدونستم سیگار میکشی، هیونجینشی."
با صدای فلیکس پرید و سیگار رو توی مشتش گرفت که باعث شد پوست کف دستش بسوزه. ولی براش اهمیتی نداشت. انگار مغزش به درد عادت داشت که سوزش دستش چندان چیز جدیدی نبود. دستش رو پشت کمرش برد و با چهره ای که انگار فلیکس شیاد ترین آدمِ اونجاس، به پسر ریزنقش مقابلش نگاه کرد. البته، به ظاهر ریزنقش.
Pretty Little Liar
با صدای فلیکس پرید و سیگار رو توی مشتش گرفت که باعث شد پوست کف دستش بسوزه. ولی براش اهمیتی نداشت. انگار مغزش به درد عادت داشت که سوزش دستش چندان چیز جدیدی نبود. دستش رو پشت کمرش برد و با چهره ای که انگار فلیکس شیاد ترین آدمِ اونجاس، به پسر ریزنقش مقابلش نگاه کرد. البته، به ظاهر ریزنقش.
Pretty Little Liar
🌚3
فلیکس یکی از همون آدمایی بود که وقتی برای اولین بار میدیدیش، فکر میکردی نهایت کاری که ازش برمیاد اینه که با لبخندش ازت پول قرض بگیره و دیگه بهت پسش نده. اما بعد از آشنا شدن باهاش میفهمیدی اون آدمیه که میتونه بدترین کارای دنیا رو کنه و آخرش یه لبخند درخشانی با اون دندون های خوشگلش بهت بزنه و مجبورت کنه با پای خودت ازش عذرخواهی کنی.
Pretty Little Liar
Pretty Little Liar
🌚4
روزی رو یادمه که بهت گفتم "به زودی جلوت زانو میزنم و یه حلقه خوشگل رو توی انگشت خوشگلت میندازم. بعد تو مال من میشی و هیچکس نمیتونه ازم بگیرتت." تو خندیدی و گفتی مینهو ما توی واقعیت زندگی میکنیم. ما هیچوقت نمیتونیم تو این شهر ازدواج کنیم. اما حالا هرشب کنارم، توی بغلم میخوابی و اسم من با عنوان 'همسر' کنار اسمت خوابیده.
harmony in the shadows
harmony in the shadows
🌚3