۳نویسنده۳فکر
107 subscribers
8 photos
3 videos
1 link
Download Telegram
✍️
#۳نویسنده۳فکر

وقتی از طبیعتِ سطحی و پوچِ اندیشه‌های دیگران، تنگیِ‌نظرشان، حقارتِ دیدگاه‌هایشان و پستیِ نیت‌هایشان آگاه می‌شویم، کم‌کم به آن‌چه در سرشان می‌گذرد بی‌تفاوت می‌شویم؛ زیرا جهان پوشیده از انسان‌هایی‌ست که ارزشِ هم‌صحبتی ندارند.
آیا واقعاً عاقلانه است که نظراتِ چنین آدم‌هایی را جدی بگیریم؟ چرا اجازه دهیم قضاوت‌های آن‌ها تعیین کند که ما چگونه هستیم؟ به نظرت نوازنده از تشویقِ حضار مسرور خواهد شد، اگر بداند همه‌ی مخاطبانش ناشنوا هستند؟!
#آرتور_شوپنهاور

@writers3
5
✍️
#۳نویسنده۳فکر

منظومه‌ی زهره و منوچهر یکی از آثار ماندگار ایرج میرزا، شاعر نامدار ایرانی، است که در قالب مثنوی سروده شده است. این منظومه، اقتباسی آزاد از داستان عشق ونوس و آدونیس در اساطیر رومی است و به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی به شمار می‌رود.
خلاصه‌ای از داستان:
داستان زهره و منوچهر، حکایت عشق آتشین زهره، الهه زیبایی، به منوچهر، شکارچی جوان و خوش‌سیما است. زهره که شیفته زیبایی منوچهر شده، تمام تلاش خود را می‌کند تا دل او را به دست آورد اما منوچهر به عشق او بی‌توجه است و به شکار و زندگی آزاد خود مشغول است. این بی‌میلی منوچهر، زهره را به شدت رنج می‌دهد و سرانجام به تراژدی دلخراشی منجر می‌شود.
#شکوفه‌عمویی‌تبریزی

@writers3
7
✍️
#۳نویسنده۳فکر

من نوشتن را دوست دارم...
چرا که بعضی از دردها
فقط میانِ کلمات آرام می‌گیرند.
می‌نویسم چون می‌شود از غم نوشت و کمی سبک‌تر نفس کشید.
آدم،
گاهی در آغوشِ هیچ‌کس جا نمی‌شود جز چند خطِ ساده روی کاغذ...
واژه‌ها،
کمتر از آدم‌ها قضاوت می‌کنند...
کمتر دل می‌شکنند...
و بیشتر می‌مانند.
و من،
هر بار که می‌نویسم
انگار تکه‌ای از دلم را
از تاریکی بیرون می‌آورم
تا فراموش نکنم
هنوز حس می‌کنم و هنوز زنده‌ام.
#نشاط_داودی

@writers3
5👍1
✍️
#۳نویسنده۳فکر

عنوان: هتل کالیفرنیا
صاحب کافه معتقد است که موزیک باید امضای کافه باشد. هر روز یک آلبوم موسیقی از گروهی خاص، مشتری را جذب می‌کند.
اوایل هفته موسیقی دهه هشتاد میلادی چون میانگین سن مشتری‌ها بالای چهل سال است و آخر هفته‌ها برای جوان‌ترهاست.
شنبه‌ها روز هتل کالیفرنیاست. از صبح تا شب توی کافه آلبوم گروه "eagles" پخش می‌شود.
وقتی میزها را پاک و فنجان‌ها را خشک می‌کنم به هتل کالیفرنیا گوش می‌دهم و لحظه‌ای که می‌رسد به:
" welcome to the hotel california"
با گروه همخوان می‌شوم و به این فکر می‌کنم که من باید چه‌قدر میز تمیز کنم و فنجان خشک کنم تا بتوانم هتلی را از نزدیک در کالیفرنیا ببینم..‌‌.
#نشاط_داودی
از مجموعه داستان: ۴۴+۴۴+۴۴

@writers3
5👏3
✍️
#۳نویسنده۳فکر

هر کسی که می‌خواهد روان انسان را بشناسد، تقریبا هیچ چیز از روانشناسی تجربی یاد نخواهد گرفت. بهتر است لباس دانشگاهی خود را کنار بگذارد، با اتاق مطالعه‌اش خداحافظی کند و با قلبی انسانی در جهان پرسه بزند.
#کارول‌گوستاویونگ

@writers3
6
✍️
#۳نویسنده۳فکر

بسیاری از آن کوه‌هایِ اضطراب که روزگاری بر شانه‌هایمان سنگینی می‌کردند، امروز در غبارِ گذشته، تپه‌هایی کوچک و ناچیز به نظر می‌رسند. واقعیت این است که زندگی در ذاتِ خود ساده‌تر از تصوراتِ ماست؛ اما این ذهنِ ماست که با گره زدنِ اندیشه‌های بیهوده، مسیر را دشوار می‌کند.
بیایید با خود پیمان ببندیم که سبک‌بال‌تر قدم برداریم و به هیچ اتفاقی، بیش از حدِ توانش برای رنجاندن، قدرت ندهیم. آرامش، نه در حل کردنِ تمامِ پیچیدگی‌ها، که در رها کردنِ نخ‌هایِ اضافی و بازگشت به سادگیِ محض است.
پس به جریانِ هستی اعتماد کنیم؛ چرا که حقیقت، همیشه در سکون و سادگی نهفته است.
#مژگان_مظفری

@writers3
8👍2
۳نویسنده۳فکر pinned «✍️ سه نگاه، سه قلم، و یک مسیر مشترک. ما سه نویسنده تصمیم گرفتیم واژه‌هامون رو گره بزنیم به‌هم و فکرهامون رو از پستوی ذهن، به این صفحه بیاریم. اینجا پیوندِ سه دنیای متفاوته که به شما تقدیم می‌کنیم. همراهی و اشتراک‌گذاری شما، همون سوختیه که چراغِ این قلم‌ها…»
✍️
#۳نویسنده۳فکر

دمکراسی
 وقتی آمد خواستگاریم گفت: «به هیچ چیز اعتقاد ندارم جز دموکراسی.»
تا به آن‌روز کلمه‌ی دموکراسی را فقط شنیده بودم، خجالت کشیدممنظورش را بپرسم.
- اما من برام خط قرمزا با ارزشن.
- ما قراره کنار هم باشیم، خط و خطوطا خیلی مهم نیست.
وقتی با یک زن توی تخت‌خوابم دیدمش و من داد وفریاد راه انداختم، من را برد توی آشپزخانه وگفت: «هیس... آبرو ریزینکن، روز اول که گفتم فقط دموکراسی.»
از وقتی مست می‌آمد و دست زنی را می‌گرفت و هفته هفته می‌رفتمسافرت و برای خودش زندگی می‌کرد، معنی دموکراسی را فهمیدم. تا روزی که پرسیدم: «امشب خونه‌ای؟ دوستم قراره بیاد»
- می‌شناسمش؟
-تازه اومده شرکت، مرد خوب و مؤدبیه! مثل خودت به دموکراسی هم اعتقاد داره.
 
#شکوفه‌عمویی‌تبریزی
از مجموعه داستان ۴۴+۴۴+۴۴

@writers3
8👍4
✍️
#۳نویسنده۳فکر

ابرها رازِ عجیبی دارند؛
از دور، پررنگ و استوارند، چنان که گویی می‌شود به آن‌ها تکیه کرد، گویی هیچ بادی توان پراکندنشان را ندارد.
اما کافی‌ست کمی نزدیک‌تر شوی؛ آن‌وقت می‌بینی تمامِ آن شکوه و صلابت، چیزی جز مهی لطیف و گذرا نیست، سبک، بی‌ادعا و ناپیدا در آغوشِ آسمان....
آدم‌ها هم گاهی شبیهِ ابرها هستند، از دور محکم و شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسند، با لبخندهایی که اندوه را پنهان می‌کنند و سکوت‌هایی که قصه‌های ناگفته را در خود نگه داشته‌اند.
اما وقتی کمی به دلشان نزدیک می‌شوی، می‌بینی پشتِ آن همه استواری، دلی نشسته است که از دلتنگی‌ها زخمی شده، از رفتن‌ها چیزی در خود پنهان کرده و هنوز برای بعضی خاطره‌ها بی‌صدا تنگ می‌شود.
شاید برای همین است که نباید آدم‌ها را از دور قضاوت کرد...
#نشاط_داودی

@writers3
17👏1
✍️
#۳نویسنده۳فکر


حالا می‌فهمید که در بازار عاطفی من او ورشکست شده و تمام دارایی‌اش برای خریدن یک لحظه بخشش من حتی یک ریال هم نمی ارزید
#شکوفه‌عمویی‌تبریزی
بخشی از رمان چاپ نشده‌ی “من چوبی‌ام”

@writers3
14
✍️
#۳نویسنده۳فکر

گاهی باید به دورِ خود یک دیوار تنهایی کشید، نه برای این‌که دیگران را از خودت دُور کنی، بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب می‌کند…!
#ژان‌پل‌سارتر

@writers3
13👏1
✍️
#۳نویسنده۳فکر

زندگی دو نیمه است؛
نیمه اول در انتظار نیمه دوم،
و نیمه دوم در حسرت نیمه اول !
#اسپنسر_جانسون


@writers3
15
#خط‌خطی‌های‌یک‌نویسنده✍️

بی‌ارزش‌ترین نوعِ افتخار، افتخار به داشتن ویژگی‌هایی است که خودِ انسان در داشتنشان هیچ نقشی ندارد، مثل چهر‌ه، قد، رنگ چشم،
ملیت، ثروت خانوادگی و خیلی چیزهای دیگر.
از چیزهایی که خودتان به دست آورده‌اید حرف بزنید؛ مثل انسانیت، شعور، مهربانی، گذشت، صداقت و...
#مژگان_مظفری

@mozhganmozafari
7👌4
✍️
#۳نویسنده۳فکر

تصمیمات بزرگ اغلب ریشه‌های عمیق دارد. هر انتخاب شامل یک انصراف و هر انصراف ما را از محدودیت‌ها و بی‌ثباتی‌مان اگاه می‌سازد.
کتاب: خیره به خورشید
#اروین‌یالوم

@writers3
10
✍️
#۳نویسنده۳فکر

انسان خوبی باش؛ اما وقتت را برای اثباتش به دیگران تلف نکن.
#چارلی‌چاپلین

@writers3
7👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خط‌خطی‌های‌یک‌نویسنده

دنیا را نمی‌توان به تملک درآورد؛ تنها می‌توان از آن گذشت و ردی در آن به جا گذاشت. شاید معنای زندگی نه در آنچه به دست می‌آوریم، بلکه در اثری باشد که پس از ما، در زندگی دیگری ادامه می‌یابد. شاید جاودانگی چیزی جز ادامه‌ی ما در ذهنِ دیگری نباشد…
به کوردی گورانی👇
نمەکریەوو دنیای بیریەرە، تەنیا متاوی پوورەرە ڕەگ بی و شوونە دەسێ چەنە بازی وە جیا.
گاگەز مانی ژیای نە ج ئانەنە بوو گە وەدەسش ماری، بەڵکەم شوون دەسێ بوو گە ج شوون ئێمەی ، ج ژیای هەنی درێژە پەنە مگریەو.
گاگەز مەنەی هەتاهەتایی ئێمەی چێوێ بێجگە ئانەیە نەو گە ج زەین یەکیەنیەنە بمەنوو.
#موژگان_موزه‌فه‌ری #مژگان_مظفری

@mozhganmozafari

@writers3
10
✍️
#۳نویسنده۳فکر

او یاد گرفته بود که خوشبختی مثل چمنِ لجبازی است که از میانِ تَرَک‌های سیمانی هم قد می‌کشد؛ مهم نبود چقدر دنیا رویش پا بگذارد، او راهش را از لای سنگ‌ها به سمتِ نور پیدا می‌کرد
#شکوفه‌عمویی‌تبریزی
بخشی از رمان چاپ نشده‌ی من چوبی‌ام

@writers3
7👏2
✍️
#۳نویسنده۳فکر
به نظرم قشنگی صبح نیشابور را کمتر جایی دارد؛
وقتی آفتاب آرام‌آرام
از پشت کوهی که سال‌ها
بی‌صدا کنار شهر ایستاده، بالا می‌آید
و با صدای پرندگان، راهی آسمان می‌شود؛
انگار این شهر
هر صبح دوباره
قصه‌ی جان‌به‌در بردنش از هجوم مغول‌ها را
زیرِ نور تازه‌ی خورشید زمزمه می‌کند.
یعنی هنوز
دنیا،
با همه‌ی زخم‌هایش،
قشنگی را فراموش نکرده است.
#نشاط_داودی

@writers3
9👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خط‌خطی‌های‌یک‌نویسنده✍️

در میان زوال، سبز ماندم
نه از آن‌رو که جاودانه‌ام
از آن‌رو که پذیرفته‌ام
روزی خواهم ریخت.
#مژگان_مظفری

ترجمه به کورمانجی توسط یکی از مخاطبان گرامی👇

Di nîva nemanistanê de kesk mam
ne ji ber ez nemir im
Lê ji ber min pejirand rojekê ez ê biwerim zer ...

@mozhganmozafari

@writers3
6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍️

#۳نویسنده۳فکر

میان مزرعه‌ی آرزوهای سوخته
رنجیست که به کلام نمی‌آید
ما نسلی بودیم
که میان خاکستر آرزوهایمان،
رویای دیروز را زنده نگه داشتیم
چون امیدی به فردا نداشتیم...
آهای آیندگان!
گاهی از ما یاد کنید...
#نشاط_داودی

@writers3
9👏3