🟣فراخوان عمل مشترک در آستانه ی 8 مارس 2021
#بیانیه
در آستانه ی 8 مارس امسال لازم دیدیم تا به پاسداشت 8 مارس و با توجه به سطح مبارزات زنان، امسال در چارچوب یک همکاری مشترک معنای بیشتری برای 8 مارس قائل گشته و بدین منظور اقدامات مشترکی را به اجرا درآوریم تا نشان از متحد بودن زنان و عزم شان در راستای برقراری نظامی انسانی و برابرانه و جایگزین نظام ستمگر مردسالار باشد.
#بیانیه
در آستانه ی 8 مارس امسال لازم دیدیم تا به پاسداشت 8 مارس و با توجه به سطح مبارزات زنان، امسال در چارچوب یک همکاری مشترک معنای بیشتری برای 8 مارس قائل گشته و بدین منظور اقدامات مشترکی را به اجرا درآوریم تا نشان از متحد بودن زنان و عزم شان در راستای برقراری نظامی انسانی و برابرانه و جایگزین نظام ستمگر مردسالار باشد.
دوستان عزیز، زنان گرامی
در آستانه ی 8 مارس امسال لازم دیدیم تا به پاسداشت 8 مارس و با توجه به سطح مبارزات زنان، امسال در چارچوب یک همکاری مشترک معنای بیشتری برای 8 مارس قائل گشته و بدین منظور اقدامات مشترکی را به اجرا درآوریم تا نشان از متحد بودن زنان و عزم شان در راستای برقراری نظامی انسانی و برابرانه و جایگزین نظام ستمگر مردسالار باشد.
تاریخ مکتوب، تاریخی است که با ذهن، زبان و قلمی مردانه به نگارش درآمده و طبیعتا وجود زنان، حضورشان در جامعه و نقش محوری که در جامعه و پیشبرد آن داشته است را ذکر نکرده و عامدانه از قلم انداخته است. در این تاریخ اثری از چگونگی، دلایل و مناسباتی که باعث تغییر جایگاه نماد زن از مدیر جامعه به یک برده و مبدل شدنش به ابژه و ملکه ی کالاها به چشم نمیخورد. این تاریخ چیزی از چگونگی سقوط زنان از مقام اله گی، تبدیل شدنشان به جادوگرانی مرموز، سوزانده شدن هزاران زن به جرم دانایی و معرفت طبیعی در آتش ذهنیت مردسالارانه بر زبان نمی آورد. از روایات این تاریخ نمی توان دریافت که چگونه زنانی رها و مستقل را با فریب رهاسازی و نجات بخشی در چهار دیواری خانه محبوس کردند و فکر و ذهن، بدن و موجودیتشان را با چادری سیاه پوشاندند. در این روایت مردمحور اشارهای به جایگاه غیر قابل انکار، نقش، موجودیت و قدرت تحمل زنان در حیات اجتماعی و انسانی نشده است. به همین دلیل است که میتوان گفت تاریخ اسارت و به بردگی کشاندن زنان روایت نگشته است. در مقابل این امر اما، تاریخ آزادی زنان در حال نگارش بوده و با مبارزه و خون هزاران زن همانند کلارا زتکین، رزا لوکزامبورگ، بشیرە بن مراد، مینا کشور کمال، شیرین علم هولی، ندا آقاسلطانی، خواهران کعبی، شیما الصباغ و بزرگ زنانی همانند آنان نگاشته خواهد شد. زنان تاریخ خویش را ساخته و آنگونه می نویسند! در قرن بیست و یکمی که با ظلم و ستم مضاعف نظام دولت-ملت مردسالار، خشونت علیه زنان سر به فلک کشیده و غیر قابل تحمل گشته است، خط مشی مقاومت و مبارزه زنان اوج گرفته و ثابت نمود که فریاد زنان از شیلی، آمریکا و آفریقا و خاورمیانه و تمامی نقاط جهان به همدیگر رسیده است. فریاد و خواست زنان مصر، تونس، ایران، افغانستان یکی شده و زنان جملگی به سان یک ملت؛ ملت زنان همه یک صدا فریاد زدند: قرن بیست و یکم، قرن مبارزه و آزادی زنان خواهد بود!
نظام دولتی و شکل نامیمون کنونی آن یعنی دولت-ملت همانگونه که تلاش می نماید تا با سیاست یک رنگ کردن جامعه و نهادینه نمودن فردگرایی، ارتباط فرد با جامعه را از میان بردارد، به همان اندازه هم در محدود کردن عرصه تلاش و مبارزهی زنان و گسستن آنان از جامعه از هیچ تلاشی فروگذار نیست. اگر زنان وجود و حضور خود در عرصه های سیاسی، اقتصادی، حقوقی و آموزشی را ثابت نکنند، به این معنی است که نظام دولتی و سیاست پدر-مردسالار توانستهاند موجودیت و پتانسیل زنان را به خدمت خویش درآورده و به اسارت بکشند. این بدان معناست که موجودیت زنان و به تبع آن، موجودیت جامعه توسط ساختار دولت-ملت از جوهره اش تهی گشته و به وسیله ای جهت رسیدن به اهداف سودمحور تبدیل گشته اند. این تروری بی نظیر است که اعمال گردیده و تنها تروری جسمی و فیزیکی نیست. بدون شک محدود کردن و محاصره زنان در لوای دیوار «ناموس» از سوی انواع دولت ها و نمایندگانشان (پدر، برادر و همسر) نیز ترور است. آنگاه که امکان و میدانی برای ابراز وجود و نظر زنان به صورت آزادانه وجود نداشته باشد، مطالباتشان سرکوب شده و خود آنان نیز ترور گشته محسوب می شوند. ویران نمودن طبیعت، باقی نگذاشتن امکان کار برای جوانان و زنان، ترویج اعتیاد در میان طبقات فرودست و کشتن کولبران و سوختبران به بهانهی قاچاق کالا نیز، از شیوههای ترور می باشند. کودک همسری نوعی دیگر از ترور و حتی جنایتی در حق کودکان دختر است، تمامی این ها سیاست نابود کردن انسان و جامعه انسانی میباشند که جملگی در جهت ادامه ی بقا و طولانیترشدن عمر نهاد دولت اجرا میشوند. پیداست که بقای عمر نهاد دولت بسته به ایجاد بحران و نابسامانی در جامعه است، لذا دولت، برای ایجاد بحران در جامعه، در همه ارزشهای جامعه دخالت کرده و سعی در نابود کردن ارزشهای واقعی انسانی و نهادینه کردن ضد ارزشها به عنوان ارزش در جامعه دارد.
تعریف زن در قاموس و ذهنیت مردسالار و با تفکر تبعییض جنسیتی، شخصیت رام شده و آرامی است که موجودیتش به موجودیت مرد وابسته میباشد. چنانچه زنان در جستجوی آزادی باشند و تسلیم تفکر مرد سالار- تبعیضگرا نشوند و تعریف مردسالاری از زن را به چالش کشیده و در برابرش بایستند، بی درنگ مورد حمله و اعمال خشونت قرار گرفته و این خشونت تا بالاترین سطح خویش، زن کشی پیش می رود، چرا که اندیشه، روش زندگی و برخورد دمکراتیک زنان خطری جدی برای نهاد دولت و نظام مردسالار بوده و نهاد مزبور نجات خود از موج مقاومت، اندیشه و عمل
در آستانه ی 8 مارس امسال لازم دیدیم تا به پاسداشت 8 مارس و با توجه به سطح مبارزات زنان، امسال در چارچوب یک همکاری مشترک معنای بیشتری برای 8 مارس قائل گشته و بدین منظور اقدامات مشترکی را به اجرا درآوریم تا نشان از متحد بودن زنان و عزم شان در راستای برقراری نظامی انسانی و برابرانه و جایگزین نظام ستمگر مردسالار باشد.
تاریخ مکتوب، تاریخی است که با ذهن، زبان و قلمی مردانه به نگارش درآمده و طبیعتا وجود زنان، حضورشان در جامعه و نقش محوری که در جامعه و پیشبرد آن داشته است را ذکر نکرده و عامدانه از قلم انداخته است. در این تاریخ اثری از چگونگی، دلایل و مناسباتی که باعث تغییر جایگاه نماد زن از مدیر جامعه به یک برده و مبدل شدنش به ابژه و ملکه ی کالاها به چشم نمیخورد. این تاریخ چیزی از چگونگی سقوط زنان از مقام اله گی، تبدیل شدنشان به جادوگرانی مرموز، سوزانده شدن هزاران زن به جرم دانایی و معرفت طبیعی در آتش ذهنیت مردسالارانه بر زبان نمی آورد. از روایات این تاریخ نمی توان دریافت که چگونه زنانی رها و مستقل را با فریب رهاسازی و نجات بخشی در چهار دیواری خانه محبوس کردند و فکر و ذهن، بدن و موجودیتشان را با چادری سیاه پوشاندند. در این روایت مردمحور اشارهای به جایگاه غیر قابل انکار، نقش، موجودیت و قدرت تحمل زنان در حیات اجتماعی و انسانی نشده است. به همین دلیل است که میتوان گفت تاریخ اسارت و به بردگی کشاندن زنان روایت نگشته است. در مقابل این امر اما، تاریخ آزادی زنان در حال نگارش بوده و با مبارزه و خون هزاران زن همانند کلارا زتکین، رزا لوکزامبورگ، بشیرە بن مراد، مینا کشور کمال، شیرین علم هولی، ندا آقاسلطانی، خواهران کعبی، شیما الصباغ و بزرگ زنانی همانند آنان نگاشته خواهد شد. زنان تاریخ خویش را ساخته و آنگونه می نویسند! در قرن بیست و یکمی که با ظلم و ستم مضاعف نظام دولت-ملت مردسالار، خشونت علیه زنان سر به فلک کشیده و غیر قابل تحمل گشته است، خط مشی مقاومت و مبارزه زنان اوج گرفته و ثابت نمود که فریاد زنان از شیلی، آمریکا و آفریقا و خاورمیانه و تمامی نقاط جهان به همدیگر رسیده است. فریاد و خواست زنان مصر، تونس، ایران، افغانستان یکی شده و زنان جملگی به سان یک ملت؛ ملت زنان همه یک صدا فریاد زدند: قرن بیست و یکم، قرن مبارزه و آزادی زنان خواهد بود!
نظام دولتی و شکل نامیمون کنونی آن یعنی دولت-ملت همانگونه که تلاش می نماید تا با سیاست یک رنگ کردن جامعه و نهادینه نمودن فردگرایی، ارتباط فرد با جامعه را از میان بردارد، به همان اندازه هم در محدود کردن عرصه تلاش و مبارزهی زنان و گسستن آنان از جامعه از هیچ تلاشی فروگذار نیست. اگر زنان وجود و حضور خود در عرصه های سیاسی، اقتصادی، حقوقی و آموزشی را ثابت نکنند، به این معنی است که نظام دولتی و سیاست پدر-مردسالار توانستهاند موجودیت و پتانسیل زنان را به خدمت خویش درآورده و به اسارت بکشند. این بدان معناست که موجودیت زنان و به تبع آن، موجودیت جامعه توسط ساختار دولت-ملت از جوهره اش تهی گشته و به وسیله ای جهت رسیدن به اهداف سودمحور تبدیل گشته اند. این تروری بی نظیر است که اعمال گردیده و تنها تروری جسمی و فیزیکی نیست. بدون شک محدود کردن و محاصره زنان در لوای دیوار «ناموس» از سوی انواع دولت ها و نمایندگانشان (پدر، برادر و همسر) نیز ترور است. آنگاه که امکان و میدانی برای ابراز وجود و نظر زنان به صورت آزادانه وجود نداشته باشد، مطالباتشان سرکوب شده و خود آنان نیز ترور گشته محسوب می شوند. ویران نمودن طبیعت، باقی نگذاشتن امکان کار برای جوانان و زنان، ترویج اعتیاد در میان طبقات فرودست و کشتن کولبران و سوختبران به بهانهی قاچاق کالا نیز، از شیوههای ترور می باشند. کودک همسری نوعی دیگر از ترور و حتی جنایتی در حق کودکان دختر است، تمامی این ها سیاست نابود کردن انسان و جامعه انسانی میباشند که جملگی در جهت ادامه ی بقا و طولانیترشدن عمر نهاد دولت اجرا میشوند. پیداست که بقای عمر نهاد دولت بسته به ایجاد بحران و نابسامانی در جامعه است، لذا دولت، برای ایجاد بحران در جامعه، در همه ارزشهای جامعه دخالت کرده و سعی در نابود کردن ارزشهای واقعی انسانی و نهادینه کردن ضد ارزشها به عنوان ارزش در جامعه دارد.
تعریف زن در قاموس و ذهنیت مردسالار و با تفکر تبعییض جنسیتی، شخصیت رام شده و آرامی است که موجودیتش به موجودیت مرد وابسته میباشد. چنانچه زنان در جستجوی آزادی باشند و تسلیم تفکر مرد سالار- تبعیضگرا نشوند و تعریف مردسالاری از زن را به چالش کشیده و در برابرش بایستند، بی درنگ مورد حمله و اعمال خشونت قرار گرفته و این خشونت تا بالاترین سطح خویش، زن کشی پیش می رود، چرا که اندیشه، روش زندگی و برخورد دمکراتیک زنان خطری جدی برای نهاد دولت و نظام مردسالار بوده و نهاد مزبور نجات خود از موج مقاومت، اندیشه و عمل
دمکراتیک زنانه را در تداوم بخشیدن به نظام بردگی زنان و نهایتا زن کشی میبیند.
ترور زنانی چون «ملالی میوند» فعال حقوق زنان در افغانستان ، «رهام یعقوب» در بغداد، به گروگان گرفتن زن فعال بلوچ «رحیمه کورد تمیمی»، ترور سه زن انقلابی کورد «سکینه جانسز، فیدان دوغان و لیلا شایلمز» در مرکز به اصطلاح دمکراسی پاریس، ترور زنان سیاستمدار عرب «هند الخضیر و سعد الهرماس» در شمال و شرق سوریه، به گروگان گرفتن زن فعال سیاسی کورد «زینب جلالیان» و اعدام «شیرین علم هولی» (زن فعال سیاسی کورد) در ایران، همه نمونههای اعمال سیاست و تفکر زنستیز دین محور و فاشیسم دولتی علیه زنان بوده و اثباتی است بر اینکه سیاست سیستماتیک زن ستیزی و زن کشی، سیاستی جهانی بوده و از سوی نظام سرمایه، دولت، مردسالاری و دنباله های ذهنیتی و عملی آنان در همه جا به یک سان اجرا می گردد.
در این جهان زن ستیز، رژیم ستمکار و اشغالگر ایران، از سرآمدترین این نظام هاست که یک جامعه را به زندان افکنده و در آن زندان نیز زنان را به انزوا کشانده است. نظام برقرار شده بعد انقلاب خلقهای ایران در سال ۱۳۵۷، که با پیشاهنگی زنان و جوانان روی داد و به پیروزی رسید، این واقعیت را بیش از پیش آشکار نمود که در تاریخ مدام زنان به عنوان ابزاری جهت به پیروزی رساندن مردان و سیستم دولتها مورد استفاده قرار گرفته و اولین قربانی دست مردـ دولت بوده اند. حجاب اجباری، بیکاری، تنفروشی ناشی از فقر، گرسنگی، زندان، اعدام، اسیدپاشی، کودک همسری، قتل و خودکشی، ارمغان رژیم حاکم ایران برای زنان بوده که بعد از انقلاب سر کار آمد!
رژیم جمهوری اسلامی در گام نخست زنها را هدف حمله قرار داد. رژیم خلق ها و جنس ها را از همدیگر جدا نمود و با اتخاذ سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بین خلقها تفرقه ایجاد کرده و زنان را از میدان زندگی اجتماعی ـ سیاسی دور کرده و به حاشیه رانده و بدین ترتیب بزرگ ترین خطر جهت رژیم را برطرف نمود؛ خطر اتحاد خلقها و اتحاد زنان که دموکراتیک ترین واکنش را می توانست تشکیل دهد!
زندان های ایران مملو از زنان و جوانان آزادی خواه میباشد و هر روز موج دستگیری و اعدام در غرب و شمال غربی، جنوب و جنوب شرقی ایران علیه خلقهای کورد، بلوچ و عرب افزایش می یابد. تنها در عرض یک ماه ۱۱ نفر در سیستان و بلوچستان اعدام گردیدهاند، همزمان در شرق کوردستان ۱۴۰ نفر بازداشت شدند، که بیش از ۱۰ تن از آنان زن بودند. بر همین منوال دهها فعال عرب اعدام گردیده اند و صدها تن دیگر در بی خبری و بدون محکمه در زندانهای مخوف اطلاعات به سر میبرند. البته خشونت و سیاستهای سرکوبگرانه حاکمیت هرگز نتوانسته موج مقاومت و مبارزه خلقها را که زنان در خط مقدم آن قرار دارند، خاموش نماید. زندان به شکل یک دژ مقاومت برای زنانی چون زینب جلالیان ، فهیمه بدوی، نسرین ستوده، آتنا دائمی، و گلرخ ایرایی ابراهیمی تبدیل گشته است، زنانی که برای همه زنان و ملل تحت ستم ایران نقش الگوی مبارزه و مقاومت را ایفا مینمایند. و بسیارند زنانی کە تحت تاثير سياستهاي زن ستيزانه و استعماری دولت ملت ايران يا گمنام مانده اند يا سمت و سوی مبارزه شان دغدغه های زنان ملل تحت ستم را آنچنان كه در خور اهمیت است در بر نگرفته است و مبارزاتشان در جهت جستجوی آزادیهای یواشکی تقلیل دادە شدە است.افغانستان نیز یکی دیگرازدولت ملتهایی است کە با یک رنگ شدن با ذهنیت نیروهای امپریالیسم ، افکارزن ستیزانەی خود را تحت لوای اسلام و جهاد در سطح فجیعی در برابر جامعە ، بویژە زنان و جوانان بکار میگیرد. ملالی جویا یکی از اعضای پارلمان افغانستان بود کە بدلیل ایستادگی اش در برابر بنیادگران جهادی ، چندین بار در معرض سوءقصد این نیروها قرار گرفت.این سیاستها روزانە در جهت حذف زنان آگاه و فعال جامعە ادامە دارد و با مقاومت و مبارزات زنان روبرو میگردد.
آنچه مهم است این است که تعریف آزادی و مطالبات واقعی واضح بوده و هیچ قدرتی نمیتواند تعریف و مطالبهای را که هزاران جان پاک در راه و معنا و واقعیتش فدا شدهاند را به بیراهه برده یا ماهیتش را به تحریف بکشاند. ریشه ی اصلی مسئله زنان یک درد مشترک است، سیاست و سرکوبی هم که علیهشان اعمال میشود، در برخی لایه های ستم مشترک است . لذا برداشتن گامها و مبارزات مشترک از سوی زنان علیه سیاستهای زنستیزانه و سرکوبگرانه یک ضرورت است. همصدایی و اتحاد زنان و کانالیزه کردن پتانسیل مبارزاتی شان در خط مشی آزادی، نشانگر پی بردن زنان به این ضرورت واقعی میباشد. ما زنان و ملل تحت ستم و همه ستمکشان ایران در این زمینه دارای تجربه و آزمون/خطاهای بسیاری میباشیم که امروز نیزباید با توجه به درسهایی که از آن گرفته ایم و نقش بر آب کردن سیاستهای زنستیز رژیم به میدان آمده و هم صدا، همگام و قدرتمند عمل نماییم.
ترور زنانی چون «ملالی میوند» فعال حقوق زنان در افغانستان ، «رهام یعقوب» در بغداد، به گروگان گرفتن زن فعال بلوچ «رحیمه کورد تمیمی»، ترور سه زن انقلابی کورد «سکینه جانسز، فیدان دوغان و لیلا شایلمز» در مرکز به اصطلاح دمکراسی پاریس، ترور زنان سیاستمدار عرب «هند الخضیر و سعد الهرماس» در شمال و شرق سوریه، به گروگان گرفتن زن فعال سیاسی کورد «زینب جلالیان» و اعدام «شیرین علم هولی» (زن فعال سیاسی کورد) در ایران، همه نمونههای اعمال سیاست و تفکر زنستیز دین محور و فاشیسم دولتی علیه زنان بوده و اثباتی است بر اینکه سیاست سیستماتیک زن ستیزی و زن کشی، سیاستی جهانی بوده و از سوی نظام سرمایه، دولت، مردسالاری و دنباله های ذهنیتی و عملی آنان در همه جا به یک سان اجرا می گردد.
در این جهان زن ستیز، رژیم ستمکار و اشغالگر ایران، از سرآمدترین این نظام هاست که یک جامعه را به زندان افکنده و در آن زندان نیز زنان را به انزوا کشانده است. نظام برقرار شده بعد انقلاب خلقهای ایران در سال ۱۳۵۷، که با پیشاهنگی زنان و جوانان روی داد و به پیروزی رسید، این واقعیت را بیش از پیش آشکار نمود که در تاریخ مدام زنان به عنوان ابزاری جهت به پیروزی رساندن مردان و سیستم دولتها مورد استفاده قرار گرفته و اولین قربانی دست مردـ دولت بوده اند. حجاب اجباری، بیکاری، تنفروشی ناشی از فقر، گرسنگی، زندان، اعدام، اسیدپاشی، کودک همسری، قتل و خودکشی، ارمغان رژیم حاکم ایران برای زنان بوده که بعد از انقلاب سر کار آمد!
رژیم جمهوری اسلامی در گام نخست زنها را هدف حمله قرار داد. رژیم خلق ها و جنس ها را از همدیگر جدا نمود و با اتخاذ سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، بین خلقها تفرقه ایجاد کرده و زنان را از میدان زندگی اجتماعی ـ سیاسی دور کرده و به حاشیه رانده و بدین ترتیب بزرگ ترین خطر جهت رژیم را برطرف نمود؛ خطر اتحاد خلقها و اتحاد زنان که دموکراتیک ترین واکنش را می توانست تشکیل دهد!
زندان های ایران مملو از زنان و جوانان آزادی خواه میباشد و هر روز موج دستگیری و اعدام در غرب و شمال غربی، جنوب و جنوب شرقی ایران علیه خلقهای کورد، بلوچ و عرب افزایش می یابد. تنها در عرض یک ماه ۱۱ نفر در سیستان و بلوچستان اعدام گردیدهاند، همزمان در شرق کوردستان ۱۴۰ نفر بازداشت شدند، که بیش از ۱۰ تن از آنان زن بودند. بر همین منوال دهها فعال عرب اعدام گردیده اند و صدها تن دیگر در بی خبری و بدون محکمه در زندانهای مخوف اطلاعات به سر میبرند. البته خشونت و سیاستهای سرکوبگرانه حاکمیت هرگز نتوانسته موج مقاومت و مبارزه خلقها را که زنان در خط مقدم آن قرار دارند، خاموش نماید. زندان به شکل یک دژ مقاومت برای زنانی چون زینب جلالیان ، فهیمه بدوی، نسرین ستوده، آتنا دائمی، و گلرخ ایرایی ابراهیمی تبدیل گشته است، زنانی که برای همه زنان و ملل تحت ستم ایران نقش الگوی مبارزه و مقاومت را ایفا مینمایند. و بسیارند زنانی کە تحت تاثير سياستهاي زن ستيزانه و استعماری دولت ملت ايران يا گمنام مانده اند يا سمت و سوی مبارزه شان دغدغه های زنان ملل تحت ستم را آنچنان كه در خور اهمیت است در بر نگرفته است و مبارزاتشان در جهت جستجوی آزادیهای یواشکی تقلیل دادە شدە است.افغانستان نیز یکی دیگرازدولت ملتهایی است کە با یک رنگ شدن با ذهنیت نیروهای امپریالیسم ، افکارزن ستیزانەی خود را تحت لوای اسلام و جهاد در سطح فجیعی در برابر جامعە ، بویژە زنان و جوانان بکار میگیرد. ملالی جویا یکی از اعضای پارلمان افغانستان بود کە بدلیل ایستادگی اش در برابر بنیادگران جهادی ، چندین بار در معرض سوءقصد این نیروها قرار گرفت.این سیاستها روزانە در جهت حذف زنان آگاه و فعال جامعە ادامە دارد و با مقاومت و مبارزات زنان روبرو میگردد.
آنچه مهم است این است که تعریف آزادی و مطالبات واقعی واضح بوده و هیچ قدرتی نمیتواند تعریف و مطالبهای را که هزاران جان پاک در راه و معنا و واقعیتش فدا شدهاند را به بیراهه برده یا ماهیتش را به تحریف بکشاند. ریشه ی اصلی مسئله زنان یک درد مشترک است، سیاست و سرکوبی هم که علیهشان اعمال میشود، در برخی لایه های ستم مشترک است . لذا برداشتن گامها و مبارزات مشترک از سوی زنان علیه سیاستهای زنستیزانه و سرکوبگرانه یک ضرورت است. همصدایی و اتحاد زنان و کانالیزه کردن پتانسیل مبارزاتی شان در خط مشی آزادی، نشانگر پی بردن زنان به این ضرورت واقعی میباشد. ما زنان و ملل تحت ستم و همه ستمکشان ایران در این زمینه دارای تجربه و آزمون/خطاهای بسیاری میباشیم که امروز نیزباید با توجه به درسهایی که از آن گرفته ایم و نقش بر آب کردن سیاستهای زنستیز رژیم به میدان آمده و هم صدا، همگام و قدرتمند عمل نماییم.
ما بعنوان زنان آزادیخواه ، با درک شرایط حساس کنونی جامعه ی ایران، زنان و جوانان و همچنین جواب دادن به نیاز واقعی موجود، ضروری میدانیم که در آستانه ۸ مارس، روز جهانی مبارزه زنان، دست همکاری به سوی همهی نیروهای آزادی خواه و فمینیستهای مبارز علیه سیاستهای اشغالگرانه رژیم ایران دراز کرده و فراخوان اتحاد عمل مبتنی بر اصول مشترک را اعلام مینماییم و خواستار برداشتن گامهای عملی در جهت تشکیل یک جبهه متحد زنان آزادی خواه هستیم.
ما زنان بیشتر از نان شب به آزادی احتیاج داریم و برای رسیدن به آزادی، عملی کردن این موارد بسیار مهم را از ملزومات رسیدن به آزادی میدانیم:
1ـ برای خنثی کردن ترورهای دولتی و سیاستهای رژیم زنستیز ایران خواستار تأسیس یک مرکز جهت وضع سیاست دمکراتیک مشترکی هستیم که بتواند به شکل یک نهاد، پلتفورم و یا یک جبهه مشترک و متحد از زنان آزادیخواه را گردهم آورده و امکانی برای متشکل کردن همهی زنان، فارغ از تفاوتهای ملی، اجتماعی، مذهبی، زبان و ... فراهم کند.
2ـ با روشنگری و تلاش برای بالا بردن سطح آگاهی زنان، برای پایان دادن و از بین بردن جنایت، ترور دولتی (حجاب اجباری، بیکاری، گرسنگی، تن فروشی، زندان و اعدام، اسیدپاشی، کودک همسری، قتل وخودکشی ) که تحت عنوان و در لوای قانون علیه زنان اعمال و بر آنها تحمیل میشود، در سطح سازمان و نهادهای بینالمللی پروندهی مشترک آماده کرده و از این طریق مجامع بینالمللی را در جریان وضعیت زنان و ملل تحت ستم در ایران قرار دهیم.
3ـ مکانیزم دفاع ذاتی مشترکی برای زنان و جوانان و همه اقشار جامعه، جهت مقابله با هر گونه قتلعام فیزیکی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره ایجاد نماییم.
4ـ مرکزی جهت پروپاگندا و آژیتاسیون علیه سیاستهای جنایتکارانه رژیم اشغالگر ایران، مانند وبسایت و کانالها در شبکههای اجتماعی بنیان گزاریم.
5ـ از هر گونه کارزارهای اینترنتی، بیانیه، موضع و مبارزهای که هر کدام از سازمانها، جنبشها و نهادها که در این جبهه مشترک حضور دارند و عضوی از این جبهه و اتحاد عمل به حساب میآیند، پشتیبانی نماییم.
جامعە زنان آزاد شرق کردستان – کژار
جمعیت انقلابی زنان افغانستان – راوا
میترا درویشیان/ کانون نویسندگان در تبعید آلمان
زمان مسعودی / فعال حقوق زن آلمان
بسی شاماری / عضو شورای هماهنگی پلتفورم دموکراتیک ایران
سحر شهیار / عضو پلتفورم دمئکراتیک ایران
هیفا الاسدی / فعال حقوق زنان
سازمان زنان شرق کوردستان در اروپا / روناک
مرسده قائدی / تلویزیون خاوران،عضو ایران تریبونال انگلیس
سحر صبا / فعال نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران
فتان جوکار/ عضو دادگاه مردمی ایران تریبونال
ماریا رشیدی / نماینده انجمن حق زنان سوئد
2021/03/01
ما زنان بیشتر از نان شب به آزادی احتیاج داریم و برای رسیدن به آزادی، عملی کردن این موارد بسیار مهم را از ملزومات رسیدن به آزادی میدانیم:
1ـ برای خنثی کردن ترورهای دولتی و سیاستهای رژیم زنستیز ایران خواستار تأسیس یک مرکز جهت وضع سیاست دمکراتیک مشترکی هستیم که بتواند به شکل یک نهاد، پلتفورم و یا یک جبهه مشترک و متحد از زنان آزادیخواه را گردهم آورده و امکانی برای متشکل کردن همهی زنان، فارغ از تفاوتهای ملی، اجتماعی، مذهبی، زبان و ... فراهم کند.
2ـ با روشنگری و تلاش برای بالا بردن سطح آگاهی زنان، برای پایان دادن و از بین بردن جنایت، ترور دولتی (حجاب اجباری، بیکاری، گرسنگی، تن فروشی، زندان و اعدام، اسیدپاشی، کودک همسری، قتل وخودکشی ) که تحت عنوان و در لوای قانون علیه زنان اعمال و بر آنها تحمیل میشود، در سطح سازمان و نهادهای بینالمللی پروندهی مشترک آماده کرده و از این طریق مجامع بینالمللی را در جریان وضعیت زنان و ملل تحت ستم در ایران قرار دهیم.
3ـ مکانیزم دفاع ذاتی مشترکی برای زنان و جوانان و همه اقشار جامعه، جهت مقابله با هر گونه قتلعام فیزیکی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره ایجاد نماییم.
4ـ مرکزی جهت پروپاگندا و آژیتاسیون علیه سیاستهای جنایتکارانه رژیم اشغالگر ایران، مانند وبسایت و کانالها در شبکههای اجتماعی بنیان گزاریم.
5ـ از هر گونه کارزارهای اینترنتی، بیانیه، موضع و مبارزهای که هر کدام از سازمانها، جنبشها و نهادها که در این جبهه مشترک حضور دارند و عضوی از این جبهه و اتحاد عمل به حساب میآیند، پشتیبانی نماییم.
جامعە زنان آزاد شرق کردستان – کژار
جمعیت انقلابی زنان افغانستان – راوا
میترا درویشیان/ کانون نویسندگان در تبعید آلمان
زمان مسعودی / فعال حقوق زن آلمان
بسی شاماری / عضو شورای هماهنگی پلتفورم دموکراتیک ایران
سحر شهیار / عضو پلتفورم دمئکراتیک ایران
هیفا الاسدی / فعال حقوق زنان
سازمان زنان شرق کوردستان در اروپا / روناک
مرسده قائدی / تلویزیون خاوران،عضو ایران تریبونال انگلیس
سحر صبا / فعال نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران
فتان جوکار/ عضو دادگاه مردمی ایران تریبونال
ماریا رشیدی / نماینده انجمن حق زنان سوئد
2021/03/01
فراخوان مشترک فعالان و سازمانهای زنان به مناسبت ٨ مارس
https://youtu.be/1EUeIkriW1k
https://youtu.be/1EUeIkriW1k
YouTube
فراخوان مشترک فعالان و سازمانهای زنان به مناسبت ٨ مارس
فراخوان مشترک فعالان و سازمانهای زنان به مناسبت ٨ مارس
سازمانهای زنان و فعالان زن با صدور فراخوانی اعلام کردند که بصورت مشترک فعالیتهایی را به مناسبت روز جهانی زن برگزار میکنند.
سازمانهای زنان و فعالان زن با صدور فراخوانی اعلام کردند که بصورت مشترک…
سازمانهای زنان و فعالان زن با صدور فراخوانی اعلام کردند که بصورت مشترک فعالیتهایی را به مناسبت روز جهانی زن برگزار میکنند.
سازمانهای زنان و فعالان زن با صدور فراخوانی اعلام کردند که بصورت مشترک…
https://anfpersian.com/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86/qtnamh-payany-knfrans-frakhwan-mshtrk-athad-ml-znan-mbtny-br-aswl-mshtrk-57628 ANF | قطعنامه پایانی «کنفرانس فراخوان مشترک اتحاد عمل زنان، مبتنی بر اصول مشترک»
ANF News
قطعنامه پایانی «کنفرانس فراخوان مشترک اتحاد عمل زنان، مبتنی بر اصول مشترک»
متن قطعنامه پایانی به این شرح است:"مورخە یک مارس ٢٠٢١، فراخوان مشترکی از طرف چندین تشکل، سازمان و ملیتهای مختلف، با امضای زنان در ایران، افغانستان و خارج از کشور منتشر گردید کە در آن بە تفصیل وض...
🔷قتل عام دختران دبستانی در افغانستان
بدست فاشیستهای اسلامی، را قویا محکوم می کنیم!
#بیانیه پلاتفورم دموکراتیک زنان مبارز و آزادیخواە در خصوص قتلعام دختران دبستانی در افغانستان
بدست فاشیستهای اسلامی، را قویا محکوم می کنیم!
#بیانیه پلاتفورم دموکراتیک زنان مبارز و آزادیخواە در خصوص قتلعام دختران دبستانی در افغانستان
قتل عام دختران دبستانی در افغانستان
بدست فاشیستهای اسلامی، را قویا محکوم می کنیم!
چند روز پیش خبر انفجار مدرسه ایی دخترانه در غرب کابل افغانستان در سر تیتر خبرها قرار گرفت. در این فاجعه ضد بشری دست کم ۵۵ نفر کشته و ۱۵۰ نفر زخمی شدند. در صحنه های دلخراش این تراژدی توجه بسیاری از فعالین جنبش زنان ، نیروهای آزادیخواه و مترقی، و هر انسان آزاده ایی که قلبش برای آزادی و رهایی بشریت از این بربریت می تپد را جلب نمود.
این اولین بار نیست که فاجعه ایی به این هولناکی در افغانستان اتفاق می افتد. از زمانیکه امپریالیسم آمریکا نیروهای خود را در افغانستان پیاده نمود و با جنگ طلبی در این کشور سعی نمود به اهداف شوم خود، که همانا چپاول منابع طبیعی، استثمار کار ارزان، تامین بازار برای کالاهای تولیدی و تسلیحاتی¬شان می باشد دست یابند، این جنگهای تحمیلی اولین قربانیان خود را از میان زنان و کودکان می گیرد. این زنان تا به امروز همیشه قربانی دست نیروهای بنیادگرایان اسلامی هستند که بوسیله امپریالیستها پرورده شده و تغذیه میشوند. آمریکا زمانی به نام دمکراسی و مدافع دروغین حقوق زنان به افغانستان لشکر کشی نمود، در حالیکه نیروهای نظامی آمریکایی یک پایه اصلی تجاوز و اذیت و آزار جنسی به زنان افغانستان بودند، در کنار آن هم به تقویت نیروهای واپسگرا و ضد زن دست نشانده خود همچون القاعده و طالبان پرداختند. از زمان جنگ افغانستان تا کنون هزاران غیر نظامی کشته شده اند و در این میان زنان بالاترین آسیب را از این عوارض جنگ، و عملکرد نیروهای ارتجاع محل را متحمل شده اند. زنان از تمام فعالیتهای اجتماعی، تحصیلی، شغلی محروم اند و نه تنها زندگی برده واری در خانواده ها تحت سلطه خانواده و همسر دارند، در بیرون هم مدام با خطر سنگسار، کشته شدن روبرواند. نیمی از جمعیت این جامعه بشری از امنیت جانی برخوردار نیست، و بمعنای واقعی در زندانی که توحش و بربریت اسلامی آن را پاسداری می نماید بسر میبرند. طی مذاکرات دو ساله ایی که آمریکا با جنایتکاران طالبان تحت توافقنامه دوحه انجام داد و در این رابطه حدود چهار تا پنج هزار نفر از نیروهای آدمکش طالبان از زندان آزاد شدند و به جامعه رها شدند، سبب فعال شدن این فاشیستهای آدمکش شد و با دست زدن به عملیات انتحاری و انفجار در نقاط مختلف افغانستان تعدادی از انسانهای بیدفاع را هر روز به مسلخگاه مرگ می فرستند. دولت اشرف غنی این غلام حلقه بگوش امپریالیست آمریکا ناتوان و درمانده در امر حکومت بدون احساس مسئولیت در قبال امنیت و جان شهروندان افغانستانی، در مقابل طالبان و نیروهای مسلحش عاجز است.
طالبان و دار و دسته اش تنها از طرف امپریالیستها حمایت نمیشوند، بلکه جمهوری اسلامی آز آنجائیکه خود ماهیتا از نظرایدئولوژی اسلامی، مرتجع بودن و جنایتی که تا کنون در مورد زنان و نیروهای انقلابی و مترقی در ایران مرتکب شده دقیقا همسویی و اشتراکات زیادی با گروه تروریستی طالبان دارد، بهمین دلیل است ایران از زمان قدرت گرفتن دوباره طالبان در افغانستان جولانگاه نیروهای طالبان شده و با اعمال نفوذ در منطقه هر روزی جنایتی می آفریند.
زن ستیزی ، خشونت بر علیه زنان در افغانستان به اوج خود رسیده است. آمریکا و ناتو قرار است نیروهای خود را بعد از شکست مفتضحی که در این منطقه و افغانستان خورده اند، بزودی خارج نمایند. اما قبل از این برنامه در زد و بند مذاکراتی که با طالبان و نیروهای ارتجاعی اش داشته اند، در واقع آمریکا، طالبان را به نیابت خود گمارده که تا می توانند با قساوت و آدمکشی هر صدایی را با گلوله و بمب جواب دهند. این فضای بشدت ناامن و خطرناک مانعی برای فعالین جنبش زنان در افغانستان است. از سوی دیگر، کنشگران و فعالان چپ مشتت و پراکنده اند، که بتوانند متحدانه بر علیه این جنایت بشری بپا خیزند.
البته این خشونت سیستماتیک در هر جامعه ایی که حکومتهای اسلامی در قدرتند در مورد زنان یکسان عمل میکند. تا به ایران هم بر میگردد، حاکمیت ارتجاع اسلامی، با نهادینه نمودن قوانین پوسیده ضد زن، بیشترین تبعیض جنسیتی و طبقاتی را بر زنان اعمال نموده و از نظر اقتصادی – سیاسی و اجتماعی آنها را درموقعیت درجه دوم قرار داده است. فرودستی و تبعیض ونابرابری، فقدان تامین اجتماعی و سرکوب و خشونت بر زنان که ریشه در نظام سرمایه داری دارد، شرایط دشواری را برای زنان، تحت سلطه حکومتهای ارتجاعی مذهبی در ابعاد گسترده ای ایجاد نموده است.
اما با رشد جنبش زنان و فعالین چپ و سوسیالیستها و مبارزه پیگیر آنها از یک سو و از سوی دیگر موقعیتهایی که زنان از نظر سیاسی، اقتصادی و تحصیلی بدست آورده اند کمک نموده در مبارزه ایی هر روزه برعلیه این ارتجاع هار اسلامی آنها را در موقعیت متفاوت تر و برتری قرار دهد.
بدست فاشیستهای اسلامی، را قویا محکوم می کنیم!
چند روز پیش خبر انفجار مدرسه ایی دخترانه در غرب کابل افغانستان در سر تیتر خبرها قرار گرفت. در این فاجعه ضد بشری دست کم ۵۵ نفر کشته و ۱۵۰ نفر زخمی شدند. در صحنه های دلخراش این تراژدی توجه بسیاری از فعالین جنبش زنان ، نیروهای آزادیخواه و مترقی، و هر انسان آزاده ایی که قلبش برای آزادی و رهایی بشریت از این بربریت می تپد را جلب نمود.
این اولین بار نیست که فاجعه ایی به این هولناکی در افغانستان اتفاق می افتد. از زمانیکه امپریالیسم آمریکا نیروهای خود را در افغانستان پیاده نمود و با جنگ طلبی در این کشور سعی نمود به اهداف شوم خود، که همانا چپاول منابع طبیعی، استثمار کار ارزان، تامین بازار برای کالاهای تولیدی و تسلیحاتی¬شان می باشد دست یابند، این جنگهای تحمیلی اولین قربانیان خود را از میان زنان و کودکان می گیرد. این زنان تا به امروز همیشه قربانی دست نیروهای بنیادگرایان اسلامی هستند که بوسیله امپریالیستها پرورده شده و تغذیه میشوند. آمریکا زمانی به نام دمکراسی و مدافع دروغین حقوق زنان به افغانستان لشکر کشی نمود، در حالیکه نیروهای نظامی آمریکایی یک پایه اصلی تجاوز و اذیت و آزار جنسی به زنان افغانستان بودند، در کنار آن هم به تقویت نیروهای واپسگرا و ضد زن دست نشانده خود همچون القاعده و طالبان پرداختند. از زمان جنگ افغانستان تا کنون هزاران غیر نظامی کشته شده اند و در این میان زنان بالاترین آسیب را از این عوارض جنگ، و عملکرد نیروهای ارتجاع محل را متحمل شده اند. زنان از تمام فعالیتهای اجتماعی، تحصیلی، شغلی محروم اند و نه تنها زندگی برده واری در خانواده ها تحت سلطه خانواده و همسر دارند، در بیرون هم مدام با خطر سنگسار، کشته شدن روبرواند. نیمی از جمعیت این جامعه بشری از امنیت جانی برخوردار نیست، و بمعنای واقعی در زندانی که توحش و بربریت اسلامی آن را پاسداری می نماید بسر میبرند. طی مذاکرات دو ساله ایی که آمریکا با جنایتکاران طالبان تحت توافقنامه دوحه انجام داد و در این رابطه حدود چهار تا پنج هزار نفر از نیروهای آدمکش طالبان از زندان آزاد شدند و به جامعه رها شدند، سبب فعال شدن این فاشیستهای آدمکش شد و با دست زدن به عملیات انتحاری و انفجار در نقاط مختلف افغانستان تعدادی از انسانهای بیدفاع را هر روز به مسلخگاه مرگ می فرستند. دولت اشرف غنی این غلام حلقه بگوش امپریالیست آمریکا ناتوان و درمانده در امر حکومت بدون احساس مسئولیت در قبال امنیت و جان شهروندان افغانستانی، در مقابل طالبان و نیروهای مسلحش عاجز است.
طالبان و دار و دسته اش تنها از طرف امپریالیستها حمایت نمیشوند، بلکه جمهوری اسلامی آز آنجائیکه خود ماهیتا از نظرایدئولوژی اسلامی، مرتجع بودن و جنایتی که تا کنون در مورد زنان و نیروهای انقلابی و مترقی در ایران مرتکب شده دقیقا همسویی و اشتراکات زیادی با گروه تروریستی طالبان دارد، بهمین دلیل است ایران از زمان قدرت گرفتن دوباره طالبان در افغانستان جولانگاه نیروهای طالبان شده و با اعمال نفوذ در منطقه هر روزی جنایتی می آفریند.
زن ستیزی ، خشونت بر علیه زنان در افغانستان به اوج خود رسیده است. آمریکا و ناتو قرار است نیروهای خود را بعد از شکست مفتضحی که در این منطقه و افغانستان خورده اند، بزودی خارج نمایند. اما قبل از این برنامه در زد و بند مذاکراتی که با طالبان و نیروهای ارتجاعی اش داشته اند، در واقع آمریکا، طالبان را به نیابت خود گمارده که تا می توانند با قساوت و آدمکشی هر صدایی را با گلوله و بمب جواب دهند. این فضای بشدت ناامن و خطرناک مانعی برای فعالین جنبش زنان در افغانستان است. از سوی دیگر، کنشگران و فعالان چپ مشتت و پراکنده اند، که بتوانند متحدانه بر علیه این جنایت بشری بپا خیزند.
البته این خشونت سیستماتیک در هر جامعه ایی که حکومتهای اسلامی در قدرتند در مورد زنان یکسان عمل میکند. تا به ایران هم بر میگردد، حاکمیت ارتجاع اسلامی، با نهادینه نمودن قوانین پوسیده ضد زن، بیشترین تبعیض جنسیتی و طبقاتی را بر زنان اعمال نموده و از نظر اقتصادی – سیاسی و اجتماعی آنها را درموقعیت درجه دوم قرار داده است. فرودستی و تبعیض ونابرابری، فقدان تامین اجتماعی و سرکوب و خشونت بر زنان که ریشه در نظام سرمایه داری دارد، شرایط دشواری را برای زنان، تحت سلطه حکومتهای ارتجاعی مذهبی در ابعاد گسترده ای ایجاد نموده است.
اما با رشد جنبش زنان و فعالین چپ و سوسیالیستها و مبارزه پیگیر آنها از یک سو و از سوی دیگر موقعیتهایی که زنان از نظر سیاسی، اقتصادی و تحصیلی بدست آورده اند کمک نموده در مبارزه ایی هر روزه برعلیه این ارتجاع هار اسلامی آنها را در موقعیت متفاوت تر و برتری قرار دهد.
آنچه امروز تحت یک تراژدی دلخراش در افغانستان اتفاق افتاد و جان تعداد قابل چشمگیری را فقط به حکم اینکه زن هستند گرفت، مسئله تمام زنانی است که تحت ستم اند، ستمی که جهانشمول است. امروز تمام زنان آزاده و فعال جنبش زنان، تمام مردانی که معتقدند هیچ جامعه ایی بدون رهایی زنان آزاد نخواهد شد، در افشای این جنایت و فاشیستهای مرتجع اسلامی همچون طالبان و جمهوری اسلامی نباید ساکت ببنشیند. ما زنان صدای این عزیزان قربانی هستیم، باید این توطئه های امپریالیستها را که نصفی از جامعه بشری را با سرکوب و حاکم کردن ارتجاع به بردگی کشیده اند افشاء و رسوا کنیم.
ما زنان باید زنان مبارز کوبانی را الگوی مبارزات خود در مقابل ارتجاع حاکم قرار دهیم همانطور که آنها با متوحش ترین گروه های ارتجاعی و بربر داعش در منطقه به مبارزه پرداختند. آنها با اتحاد و همبستگی و برقرارنمودن مناسبات شورایی در مقابل دشمن تا دندان مسلح به پیشرفته ترین سلاحها مقاومت و مبارزه نمودند. زنان کوبانی در کنار مردان مبارز کوبانی با مقاومت و رزمندگی، استقامت و از جان گذشتگی ارتجاع را شکست دادند و سازمانده یک جنبش عظیم توده ای شدند.
امروزه سرمایه داری و دولت های حامی آن، بهره کشی و ستم غیر قابل تصوری را بر زنان، که تنها به آزار و اذیت جنسی و جسمی و روحی محدود نبوده، روا داشته اند؛ سیستم سرمایه داری همواره ستم بر زنان و مردسالاری را به عناوین مختلف در جامعه بازتولید و تشدید می کند، پس مبارزه بر علیه ستم بر زنان، نمی تواند از مبارزه طبقاتی با سیستم سرمایه داری و بدون دست بردن به ریشه های تاریخی ستم کشی زن با آغاز طبقات و روابط و مناسبات سرمایه داری جدا باشد. برای خاتمه دادن به این جنایات برای رفع اینمهه تبعیض و ستم و نابرابری بر زنان باید متشکل شویم، باید هم صدا شویم. این فاجعه بشری را هر چه سریعتر به گوش سازمانها و نهادهایی که این جنایات را محکوم میکنند باید رساند. در پایان، این فاجعه دلخراش را به مردم افغانستان ، تمامی نیروهای مترقی و مدافع حقوق زنان و به خانواده های قربانیان این حادثه تسلیت می گوئیم.
13می 2021
پلاتفرم دمکراتیک زنان مبارز و آزادیخواە
ما زنان باید زنان مبارز کوبانی را الگوی مبارزات خود در مقابل ارتجاع حاکم قرار دهیم همانطور که آنها با متوحش ترین گروه های ارتجاعی و بربر داعش در منطقه به مبارزه پرداختند. آنها با اتحاد و همبستگی و برقرارنمودن مناسبات شورایی در مقابل دشمن تا دندان مسلح به پیشرفته ترین سلاحها مقاومت و مبارزه نمودند. زنان کوبانی در کنار مردان مبارز کوبانی با مقاومت و رزمندگی، استقامت و از جان گذشتگی ارتجاع را شکست دادند و سازمانده یک جنبش عظیم توده ای شدند.
امروزه سرمایه داری و دولت های حامی آن، بهره کشی و ستم غیر قابل تصوری را بر زنان، که تنها به آزار و اذیت جنسی و جسمی و روحی محدود نبوده، روا داشته اند؛ سیستم سرمایه داری همواره ستم بر زنان و مردسالاری را به عناوین مختلف در جامعه بازتولید و تشدید می کند، پس مبارزه بر علیه ستم بر زنان، نمی تواند از مبارزه طبقاتی با سیستم سرمایه داری و بدون دست بردن به ریشه های تاریخی ستم کشی زن با آغاز طبقات و روابط و مناسبات سرمایه داری جدا باشد. برای خاتمه دادن به این جنایات برای رفع اینمهه تبعیض و ستم و نابرابری بر زنان باید متشکل شویم، باید هم صدا شویم. این فاجعه بشری را هر چه سریعتر به گوش سازمانها و نهادهایی که این جنایات را محکوم میکنند باید رساند. در پایان، این فاجعه دلخراش را به مردم افغانستان ، تمامی نیروهای مترقی و مدافع حقوق زنان و به خانواده های قربانیان این حادثه تسلیت می گوئیم.
13می 2021
پلاتفرم دمکراتیک زنان مبارز و آزادیخواە
کنفرانس آنلاین پلتفرم فراملیتی دمکراتیک زنان، تحت عنوان "نە بە انتصابات، مبارزە جهت سرنگونی" در رابطە با انتخابات در ایران
