بدون روتوش
881 subscribers
2.38K photos
245 videos
41 files
2.02K links
بدون روتوش،فرهنگ است.بدون روتوش بودن سخت است. بدون روتوش شدن،هزینه دارد و اما ارزشش را دارد.قدم نخست توسعه ، پیشرفت و دست یازیدن به عدالت ، معرفت و سلامت ، تمرین بدون روتوش شدن و ماندن است.
یگانه مدیر مسئول ( بدون اجتماع و تبانی) : وکیل امیرسالار داودی
Download Telegram
"ثقالتی که از کف خواهد رفت"

فردا هیات های مدیره کانون های وکلای دادگستری سراسر کشور عازم آذر آبادگان می گردند تا در سی یکمین نشست سالانه اتحادیه شرکت کنند...
هیات مدیره کانون وکلای مرکز با شرکت در این نشست مخالفت کرده است.
وقتی گفته می شود که هیات مدیره کانون مرکز موافقت یا مخالفت کرده است ، معنی مشخصش این است که برآیند آراء اعضای مقوم شخصیت حقوقی هیات مدیره کانون وکلای مرکز عندالاقتضاء موافقت یا مخالفت بوده است.
باری ، اکثریت مطلق هیات مدیره ( هفت رای موافق و یک رای ممتنع و چهار رای مخالف ) اجلاس بیست و سوم و بیست و چهارم آبان منعقده در آذربایجان شرقی را تحریم نموده اند.
و حال چند سوال مشخص...
اول ، نظر به اینکه هیات مدیره کانون وکلای مرکز یک شخصیت حقوقی بسیط و غیر مرکب است ، چگونه می توان تصور کرد که بخشی از این شخصیت در تهران بماند و بخشی دیگر بیش از ۶۰۰ کیلومتر برانند و یا پرواز کنند تا خود را به اجلاس برسانند؟!
دوم ، با توجه به اعلام رسمی هیات مدیره مرکز دال بر عدم شرکت در اجلاس تبریز ، وضعیت آراء اعضاء عزیمت کننده به اجلاس اسکودا به جهت تاثیر گذاری بر مصوبات چگونه خواهد بود؟! آیا چنین آرائی صحیح یا باطل است ؟ آیا اساساً چنین آرائی قابل محاسبه هستند؟!
سوم ، پیشتر طی جوابیه ای خطاب به برادر بزرگ و دوست اندیشمندم جناب وکیل دکتر سید مهدی حجتی در قالب چهار بند معروض داشتم که عدم مشارکت ایشان به همراه سه عضو محترم دیگر در رای گیری پیرامون موضوع مشارکت یا عدم مشارکت هیات مدیره کانون مرکز در اجلاس تبریز هر آینه بدعتی محرز و البته نادرست بوده است که همچنان پاسخ جناب دکتر حجتی را چشم به راهم و چه اینکه اصولا رویه مالوف دکتر حجتی چنین است که چنانچه جوابی داشته باشند ، حتماً پاسخی را قلمی و ارسال می فرمایند تا با عنوان جوابیه منتشر کنیم و مع الوصف اگر در این فقره جوابی ندارند ، بسیار توقع درست و به جایی است که ایشان دست کم بابت بدعت گذاری ناصواب شان و البته صرفا به سهم یک چهارم خود در خلق و جعل( قرار دادن) بدعت کذایی ، خطاب به جامعه وکالت و موکلین شان راه اعتذار جسته و فی الفور با تقریر اعتذاریه ای گویا و بدون لکنت و اما و اگر ، جبران مافات نمایند.
و اما سوالی که در این بخش مطرح است اینکه با عنایت به نادرست بودن عدم مشارکت چهار عضو اصلی در جریان رای گیری پیرامون موضوع شرکت یا عدم شرکت در اجلاس پیش روی اسکودا ، آیا چنین رای گیری به لحاظ فنی صحیح بوده است تا بتوانیم چنین مصوبه ای را اولاً خلق شده و ثانیاً مصوبه ای قابل استناد بدانیم؟
هر چند که ممکن است گفته شود در هر حال اکثریت حاصل گردیده است و از این جهت مصوبه ناقص الخلقه متولد نگردیده و لیکن در این صورت آیا می توان رفتار غیر اصولی و بدعت گذارانه چهار عضو اصلی هیات مدیره را رفتاری بر خلاف صلاح و غبطه موکلین شان دانست و بدین سان با تطبیق چنین رفتار ناصوابی با مصداقی از مصادیق رفتار خلاف شان وکالت ، ورود دادستان انتظامی و متعاقباً پیگرد انتظامی چهار عضو اصلی را ورودی معقول و ضروری بدانیم؟!
چهارم ، آیا عزیمت صرفاً چهار یا پنج عضو هیات مدیره بدون همراهی دست کم هفت عضو مخالف به اجلاس تبریز و یا ولو با همراهی اعضای علی البدل که البته حق رای ندارند ، نوعی انکسار اعتبار و جایگاه کانون مرکز نخواهد بود؟ ممکن است برخی موافقین شرکت در اجلاس بگویند که خب ما شرکت می کنیم و آنها که تحریم کرده اند باید کوتاه آمده و از ما متابعت کنند و لابد دلیل این برخی نیز مشابه دلیل جناب دکتر حجتی است که فرمودند : چنین تصمیمی بر خلاف حق مکتسبه فرد فرد اعضاء هیات مدیره است. مع هذا آنچه دکتر حجتی پیرامون مقوله حق مکتسبه فرموده اند قطعاً وحی منزل نبوده و نیست و از این رو اگر قرار باشد تا مِن بعد به عنوان معیار و شاخصی تلقی و تعرفه گردد ، آنگاه می بایست در این ارتباط به آراء هیات مدیره مراجعه نماییم و چنین تلقی و تعرفه ای را به مدد استمزاج از هیات مدیره ، نفیاً یا اثباتاً تعیین تکلیف کنیم.
و اما تا پیش از در دستور قرار دادن چنین مقوله ای و رای گیری و تعیین تکلیف آن ، می بایست به اقتضاء دموکراسی عمل کنیم و در این وجه پر واضح است که می بایست اقلیت را تابع اکثریت قرار دهیم .
به تعبیر روشن و موجز و مختصر باید گفت که در برخی ابتلائات ، هر گونه تلاش به جهت یکسان سازی رفتار اعضاء هیات مدیره ، نوعاً تبلور عینی مهمی با عنوان حفظ و حراست از اعتبار و اقتدار و مرجعیت هیات مدیره کانون مرکز است و لذا وقتی به اعتبار غلبه اکثریت ، تصمیمی مرتبط با تمامیت اعتبار و اقتدار و مرجعیت هیات مدیره متخذ است ، تصمیم متخذه برای فرد فرد اعضای هیات مدیره لازم الاتباع و لازم الرعایه است و از همین روست که تک روی چهار یا پنج عضو اصلی هیات مدیره و یا همراه با اعضای علی البدل ، بی گفتگو رفتاری ناصواب و قابل تقبیح و ملامت است.
پنج
، آیا فارغ از اعتبار و اقتدار و مرجعیت کانون مرکز که در نتیجه تک روی و بی توجهی اقلیت هیات مدیره به مصوبه بحث برانگیز اخیر یحتمل ملکوک و منقص می گردد ، آیا برای اتحادیه و ایضاً دیگر هَیَئات مدیره کانون های وکلای سراسر کشور ، شرکت نصف و نیمه هیات مدیره کانون مرکز یا در لسان دیپلماتیک عدم شرکت هیات مدیره کانون مرکز در راس یک هیات بلند پایه( با عنایت به غیبت رئیس و نواب رئیس) ، نوعاً توهین به سایر هیات های کانون های خواهر و از طرفی توهین به مدیریت اتحادیه نخواهد بود؟! از این رو حقیقتا چنانچه نگارنده به جای هیات رئیسه اجلاس پیش رو می بودم ، مشارکت هر تعداد از اعضای هیات مدیره کانون مرکز را در موضوعات ذیل دستور اجلاس تبریز نپذیرفته و آراء آن تعداد از اعضا کانون مرکز که در اجلاس حاضر هستند را کان لم یکن اعلام می نمودم ، مگر در صورتی که هیات مدیره کانون مرکز چونان یک کل به هم پیوسته در اجلاس شرکت نماید!
ششم ، حضور چهار یا پنج عضو اصلی در اجلاس تبریز یعنی اینکه کانون مرکز به جای شرکت در اجلاس همراه با دوازده رای ضرب در دو که می دهد بیست و چهار رای ، صرفا با هشت یا ده رای در اجلاس پیش رو حاضر می گردد و معنی ساده چنین کسر دو سوم از چنته کانون مرکز نیست جز عدم تحقق منویات و منافع کانون مرکز....
و البته در این مورد هم طبعا همانطور که در سوال چهارم اشاره گردید ، چنانچه منافع کانون مرکز در این اجلاس فوت گردد ، هفت نفر مخالف حضور می توانند استدلال کنند که اگر چهار یا پنج نفر موافق به ما از باب التزام به اقتضائات دموکراتیک پیوسته بودند ، چه بسا به واسطه نبودن کانون مادر در اجلاس تبریز ، امهات دستورات اجلاس به وقتی دیگر احاله گردد و لیکن با حضور نصفه و نیمه ( نصفه و نیمه هم که نخواهد بود و در واقع اقل از نصف و نیمه است) هیات مدیره مرکز ، زمینه برای اتخاذ تصمیمات مهم معد و فراهم است.
هفتم اینکه شنیده ام در حاشیه مجمع عمومی کانون مرکز آقایان اساتید کشاورز و ثابت قدم به قصد پا در میانی ، دکتر امینی را متقاعد می کنند تا با دکتر شهبازی نیا جلسه ای مشترک برگزار کرده تا اینگونه با هم نشسته و رو در رو سنگ هایشان را وا کنده و صریح و بی پرده اطراف مسائل و مشترکات شان به گپ و گفت دوستانه مبادرت ورزند که البته روایت شده است دکتر امینی به شرط حضور و مدخلیت دو بزرگوار مورد اشاره با اصل برگزاری نشست موصوف موافقت می فرمایند و مضافاً مقرر می گردد که استاد کشاورز تا اولین دقایق بامداد فردای روز برگزاری مجمع عمومی، هماهنگی های لازم را معمول بدارند و دکتر امینی را از زمان و مکان نشست مبحوث عنه مطلع کنند که توجهاً تا زمان به پایان بردن تقریر این سیاه مشق ، خبری از ۹حضرت استاد کشاورز و توفیق شان از برای تعیین زمان و مکان نشست نشده است!!!
النهایه اینکه آری ، من نیز فکر می کنم اگر تصمیم اکثربت ‌هفت نفره هیات مدیره بر عدم شرکت در اجلاس پس فردای تبریر بار نمی گردید و کاملا بر عکس به اتفاق یا حتی با اکثریت مطلق بر حضور در اجلاس تبریز تفاهم می کردند ، اقرب به صواب بود و با این حال سخن دکتر عسگری راد را در مجمع عمومی کانون مرکز بسیار صحیح و دقیق ارزیابی می کنم آنجا که مضموناً فرمودند فارغ از موافقت یا مخالفت با تصمیم هیات مدیره ، می بایست بر حمیت صنفی و اکیداً از شکستن اعتبار و مرجعیت و تَشخُّص هیات مدیره کانون وکلای مرکز پرهیز نماییم.....
بسیار متاسفم که باید عرض کنم چنانچه بیست و سوم و بیست و چهارم آبان ماه در قسمت پنل اختصاصی کانون مرکز در محل برگزاری اجلاس شاهد حضور کمتر از نیمی از اعضای اصلی هیات مدیره کانون مرکز باشیم....
حقیقتا اگر در این اجلاس شرکت نکنیم ممکن است مهمی را از کف ندهیم و اما چنانچه نصفه و نیمه شرکت کنیم ، یقیناً آنچه از کف خواهیم داد همانا اشتداد و ثقالت و محوریت کانون وکلای مرکز است.
اجازه ندهیم تا انشقاق و اختلاف درون خانواده در اجلاس تبریز به نمایش عمومی گذاشته شود و لنز دوربین های عکاسان خبری به ثبت و ضبط این اختلاف مبادرت نمایند....
واقعا از جناب دکتر حسین آبادی در عجبم که چگونه با تجربباتی گران سنگ ، می خواهند در جایگاه اختصاصی هیات مدیره مرکز بنشینند در حالی که مگر ممکن است چپ ناقص را خخ
به امید روزهای خوب تر
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
بیانیه گروه وکلای پارسیان در خصوص اختلاف نظرهای مدیران کانون وکلای دادگستری مرکز و اتحادیه سراسری کانون های وکلای دادگستری ایران:
دیالکتیک روشنگرانه جایگزین قهر و تحریم شود!

به نام خداوند جان و خرد
اختلاف ها و تنش هایی که از روزهای نخست شکل گیری هیأت مدیره دوره سی ام کانون وکلای دادگستری مرکز، میان هیأت رییسه این کانون و مدیران اتحادیه سراسری کانون های وکلای دادگستری ایران (اسکودا) ایجاد شده، موضوعی قابل انکار یا پوشیده از نظر دلسوزان و فعالان صنف نیست. از این رو، تصمیم اکثریت اعضای هییت مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز مبنی بر عدم مشارکت در اجلاس آتی اسکودا به میزبانی کانون وکلای دادگستری استان آذربایجان شرقی، به رغم تلخی مضاعف در این مقطع، به عنوان نقطه اوج روند رو به افزایش تنش ها میان مدیران این دو نهاد قابل پیش بینی بود.
بدون تعارف و پرده پوشی باید اذعان کرد که بخش مهمی از تعارض های موجود (همانند بسیاری موارد دیگر از صف بندی ها ی صنفی) بیش از آنکه ناشی از اختلاف نظر و عقیده یا تضاد اصولی دیدگاه ها باشد، نشأت گرفته از اختلافات یا سوء تفاهم های «شخصی» میان مدیران دو رکن اصلی نهاد وکالت است. چنانکه پیش از این نیز در فرصت های مختلف متذکر شده ایم، بر این اعتقادیم که رفاقت ها یا رقابت ها، روابط شخصی و حبّ و بغض ها، علی الاصول نباید نقشی در تعیین سرنوشت اعضای یک صنف داشته باشند. البته ممکن است بتوان پذیرفت که بنا به ظرفیت محدود و طبیعت ناشکیبای آدمی، عواطف و احساساتمان کم یا بیش در گزینش ها و اولویت بندی های ما در انتخاب مدیران کانون اثرگذار باشد، اما اینکه مدیران کانونها و اسکودا به عنوان تأمین کنندگان منافع هزاران وکیل دادگستری و کارآموز وکالت، در دوران بعد از انتخابات نیز کماکان در حال و هوای انتخابات به سر برده و خدای ناکرده در پی تسویه حساب های شخصی باشند، به هیچ روی قابل قبول نیست. به ویژه زمانی که این تنش ها، در نقطه آغازین مدیریت نشده و با اتخاذ اقدامات و مواضع عجولانه وارد عرصة عمومی و فضای مجازی شود، لطمات معنوی و حیثیتی آن به نهاد وکالت، دو چندان خواهد شد. آن هم در شرایطی که فشارها و تهدیدها علیه نهاد وکالت هر روز بیشتر شده و اقدامات ایذایی بیش از همیشه استقلال کانون و حق دفاع همکاران شجاع و مستقل را تهدید می کند.
در چنین وضعیتی مشاهده می شود که برخی از همکاران دیگر نیز به نفع یکی از دو طرف مناقشه موضع گیری متعصبانه کرده و بر آتش تنش و اختلاف، هیزم می نهند. متاسفانه متعصبان هر دو طیف تا آنجا پیش می روند که از یک سو به واسطة ناخرسندی از مدیریت فعلی اسکودا، اساس موجودیت این رکن مهم از نهاد وکالت را زیر سئوال برده و آن را «غیرقانونی» می خوانند و از دیگر سو، ناگهان با جنب و جوشی عجیب در هواداران گروه مقابل، شاهد این هستیم که عدم حضور مدیران کانون وکلای دادگستری مرکز در اجلاس تبریز تا حد یک فاجعة صنفی و ملی بزرگنمایی شده و حتی پیشنهاد برگزاری تجمع در اعتراض به این اقدام مطرح می شود! دریغ و افسوس که اگر یک درصد از این تعصب ها و غیرت ورزی ها برای مسایل مهم و اساسی جامعه وکالت (از جمله طرحها و لوایح پیشنهادی منافی با استقلال کانون های وکلا، تهدیدهای غوغاسالاران سیاسی، ایجاد مزاحمت برای حق دفاع و آزادی و امنیت شخصی همکاران و دفاع از حقوق انسانی و قانونی همکاران در بند و نظایر آنها) بروز و ظهور می یافت، چه بسا وضعیت کانون با آنچه امروز شاهد آن هستیم، تفاوت اساسی داشت.
در شرایط فعلی انتظار از روسای کانون مرکز و اسکودا -که هر دو از شخصیت های جوان، فرهیخته و دانشور جامعه حقوقی هستند – این است که این دو نهاد ارزشمند را قربانی نقار و کدورت های شخصی نکنند و اگر خدای ناکرده این کدورت ها به درجه خصومت و کینه توزی رسیده است، از ایشان مصرانه می خواهیم که با پایبندی به سوگند وکالت و با توجه ویژه به گفت و گو به عنوان یکی از ارزش های اصیل جامعه مدنی، به گونه ای رفتار کنند تا مصالح صنفی بر منافع شخصی یا جناحی رجحان یابد.
البته واقعیات پیش گفته به هیچ روی بدین معنا نیست که اختلاف های موجود صرفاً و تماماً مرتبط با شخصیت مدیران فعلی بوده و نباید ریشه های این اختلافات مورد تحلیل و ارزیابی علاقمندان به کانون های وکلا و دلسوزان صنف قرار گیرد. بالعکس، اعتقاد داریم که بخشی از تعارض های موجود میان کانون های وکلا (به ویژه کانون مرکز) با اسکودا ناشی از ضعف های ساختاری در ایده پردازی و طراحی این نهادهاست و بخش دیگر نیز علل فرهنگی و اجتماعی دارد. تعارض اهداف و کارکردها میان دو نهادی که یکی از آنها دارای قدمتی نزدیک به یک قرن است و دیگری نسبتاً نوپا؛ در کنار ضعف بنیان های نظری که نهاد جدیدالتأسیس بر پایه آنها برساخته شده، عملاً این دو سازمان مهم که بناست مکمل ومددکار یکدیگر باشند را به رقیب و معارض تبدیل نموده است.

تا زمانی که فلسفة وج
ودی اتحادیه مزبور و ماهیت و چیستی آن به لحاظ نظری صحیحاً تبیین نشود، نمی توان امید جدی به حل قطعی این تعارض ها داشت.اگر آنگونه که به نظر ما می رسد، اسکودا در حقیقت گونه ای از فدراسیون یا کنفدراسیون متشکل از چند نهاد مدنی باشد؛ اولاً حدود اختیارات این اتحادیه برای ایجاد نظامات یکپارچه و سراسری باید تابع ارادة مشترک و اجماعی کانون ها باشد. ثانیاً نفس تدوین چنین نظاماتی (اگر با اجماع کانون ها صورت گیرد) امری است مثبت، چون می تواند چندگانگی معیارها را از بین برده و امکان اتخاذ سیاست ها و واکنش های مناسب، بهنگام و یکپارچه را بیشتر سازد. ثالثاً در وهله نخست و بطور اصولی؛ استقلال کانون های وکلا در برابر «نهاد قدرت» تعریف می شود و نه کانون های دیگر یا اتحادیه ای ملی که درصدد ایجاد انسجام بیشتر میان کانون های مختلف است. رابعاً اگر اعضای محترم هیأت مدیره کانون مرکز معتقدند اصلاح اساسنامه اتحادیه (که ظاهراً در دستور کار اجلاس پیش رو نیز هست) منجر به تحدید اختیارات یا تضییع حقوق کانون متبوع شان می شود، به اقوی دلیل باید در اجلاس مزبور مشارکت کرده و از حقوق کانون متبوع خود و وکلا و کارآموزان عضو آن مجدّانه دفاع کنند.
در پایان، بار دیگر تأکید می شود که گروه وکلای پارسیان معتقد است راه حل برون رفت از بحران موجود، نه قهر و تحریم، بلکه دیالکتیک انتقادی روشنگرانه توأم با اعتماد و احترام متقابل است. قلباً امیدواریم زمینه و امکان چنین گفتگویی به طور عاجل فراهم شود.

کمیته انتخابات و امور صنفی گروه وکلای پارسیان
بیست و یکم آبان ماه یکهزار و سیصد و نود و هفت
@withoutretouch
"رجزخوانی مدرن"

مخالفت با موضوع " عدم شرکت در اجلاس اسکودا" تا آن اندازه که اعلام شد ، مفید مقصود مخالفین بود و از این رو شرکت در اجلاس واجد چه ضرورتی بود؟
اختلاف عقیده ابتلاء طبیعی هر جمع معطوف به تصمیم گیری است و لیکن در یک قاب اختلاف عقیده را ثبت کردن ، حقیقتا افتخاری ندارد....
چه اینکه تشبث به فرموده حمید خان مصدق هم بشود و از مضمون آن تفسیر به رای گردد...
با من اکنون چه نشستنها.خاموشيها
با تواکنون چه فراموشيهاست
چه کسی می خواهد
من و تا ما نشويم
خانه اش ويران باد
من اگر ما نشوم.تنهايم
تو اگر ما نشوی
---خويشتنی
بدون تردید در این کارزار اختلاف عقیده ما بین ۷ و ۵ و یا شاید دقیقتر ۷ و ۴ و یک ، تنها اگر یک این تکه شعر سروده مرحوم مصدق را تمسک جوید ، قابل فهم و درک است....
بدون تردید قبیح نخواهد بود اختلاف عقیده و حتی عمل به عقیده و لیکن ، رجز خوانی و خود حق مطلق پنداری است که قولاً و عملاً ناصواب است....
آری ، عکس انداختن هم گاهی وقت ها مانند سخن گفتن و نکته پرانی است...
هر عکسی جایی و هر شعری مکانی دارد....
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
به قلم جناب وکیل شهرام غدیری
@withoutretouch

سلام خدمت تمامی بزرگان , اساتید و پیشکسوتان خانواده بزرگ کانون وکلای مرکز , اینجانب بواقع عضو کوچکی از این خانه هستم و همچنین همانطور که برای استاد امینی بسیار احترام قائل هستم به همان اندازه هم برای استاد شهبازی نیا و تمام پیشکسوت هایی که ردای وکالت را قبل از من بر تن کرده‌اند, بعد از خواندن و مطالعه متن های اساتید و بزرگان در کانال بدون رتوش بناگاه برخود لرزیدم و از اعماق وجودم ترسی شعله ور شد که چه شده اشخاصی که باید سرمشق امثال من باشند و آینده حرفه ای خود را با نگاه به اعمال و رفتارشان تطبیق دهم چگونه دلخوری های داخل خانه را به جامعه کشانده اند و بی پروا و در ملاعام همدیگر را مورد تهمت و ایرادهای داخل صنفی را به کف جامعه کشانده و بدون هیچ ملاحظه ای دل بدخواهان کانون وکلا را که کم هم نیستند و از این جریانات لبخندی با نشان دادن دندانهای تیز را به رخ می کشند و آرزوی تنش بیشتر را دارند خوشحال و شاد میکنیم و مطمئنا در آینده نه چندان دور بابت این دلخوری ها خواهان امتیاز از شکاف بوجود آمده میشوند و آن زمان است که دیگر شعار اتحاد هم کارساز نخواهد بود , اساتید , بزرگان آیا در کانون قحط الرجال شده است ? آیا این کانون ۱۰۰ ساله کم ریش سفید دارد که بیایند و در جلسه ای این عزیزان را راغب به گذشته یا اغماض کنند تا این برهه بسیار حساس از سر کانون بگذرد ? من نه در دسته ای هستم و نه علاقه ای به تشکلی دارم , نه حق را به گروه x میدهم و نه به گروه y و نه در این جایگاه هستم که بخواهم در این موارد اظهار نظری نمایم , فقط یک خواسته آن هم از طرف وکیلی کم سابقه از شما بزرگان دارم باید اتحاد را با تمام مشقات و مشکلات آن در داخل خانه وکلا حل کرد وگرنه زمانی نخواهد گذشت که آین آتش به خانه سرایت خواهد کرد و حتما و حتما افراد خانه در آن خواهند سوخت و آنوقت غیر از پشیمانی هیچ چیز باقی نخواهد ماند, اساتید ارجمند و با افتخار ; جناب کشاورز , جناب جندقی , جناب دکتر افتخار , جناب نجفی توانا و بسیار از عالیجنابان دیگر الان میبایست آستین ها را بالا زد و این تنها جامعه مدنی واقعی کشور را از دودستگی حاضر و چند دستگی آینده نه چندان دور نجات داد. از طرف وکیل شهرام غدیری
Forwarded from Deleted Account
Forwarded from Deleted Account
مصاحبه۱.m4a
18.9 MB
Forwarded from Deleted Account
مصاحبه ۲.m4a
17.8 MB
Forwarded from Deleted Account
مصاحبه ۳.m4a
19.3 MB
"جزء مستتر در گفتهء سر سبیل شاه ناقاره بزن"

یکه و تنها و یکتای مظلومین سحرگاه بیست و سوم آبان ماه نود و هفت اعدام شد....( وحید در لغت به معنای یکه و تنها و یکتا و یگانه است)

آری ، وحید مظلومین سلطان سکه که مقارن با نوسانات ارز و سکه و طلا طی سال نود و شش ، حدود دو تُن سکه ( در مجموع و طی دفعات عدیده و نه به صورت یکجا و در یک زمان واحد) از بازار جمع آوری کرده بود و گردش مالی او و شرکایش به چهارده هزار میلیارد تومان می رسید ، اتهام نبود جز افساد فی‌الارض از طریق تشکیل شبکه فساد و اخلال در نظام اقتصادی و ارزی و پولی کشور 
برای اینکه بفهمیم بزرگی چهارده هزار میلیارد تومان چه اندازه است ، همین بس که چندی قبل نوبخت سخنگوی دولت و رئیس سازمان برنامه و بودجه عنوان کرد: دولت پنج بسته و دوازده برنامه معیشتی برای عبور از شرایط نابسامان اقتصادی با سی هزار میلیارد تومان بودجه تهیه کرده که در جلسه‌ای باید به صورت مفصل به اطلاع نمایندگان برسد( ایسنا)
بنابراین سلطان سکه که سی سال به فعالیت در بازار اشتغال داشته است ، یکه و تنها به اندازه نیمی از تنخواه دولت برای عبور از شرایط نابسامان اقتصادی را تحت گردش مالی خود و شرکایش داشته است.
و اما او پیشتر در سال نود و یک هم به اتهام اخلال در نظام اقتصادی بازداشت شد که عاقبت الامر با پادرمیانی محمود بهمنی رییس کل بانک مرکزی در دولت معجزه هزاره سوم یعنی دکتر محمود احمدی نژاد ( رئیس الوزراء پاک دست ترین دولت ایران زمین از آغاز تاریخ تا هنگامه حلول دکتر)آزاد شد.
و اما هر سکه تمام بهار آزادی کمی بیش از هشت گرم وزن دارد که با تقسیم این عدد بر دو هزار کیلو سکه طلا می شود چیزی معادل بیش از ۲۴۵ هزار سکه تمام بهار آزادی .....
وحید مظلومین صبح دیروز مُرد یا بهتر اینکه کشتنش...
دفتر زندگی او که پنجاه و شش بهار داشت در پاییز پنجاه و ششم زندگی اش ، بسته شد
اما حکایت همچنان باقیست....
حکایت آدم هایی که به دلایلی از جمله استعداد عجیب شان جهت چشم بسته تخته گاز رفتن ، تبدیل به طعمه هایی بی بدیل می گردند و همین بی بدیل بودن و دندان گیر شدن باعث می گردد تا راه را برایشان مهیا کنند به نحوی که شش بانده و یک طرفه و آسفالته و بدون سرعت گیر و بدون پلیس مخفی و راه داری نامحسوس و بدون دوربین مخفی کنترل کننده مسیر باشد و البته سرآخر هم خلوت آنطور که پرنده هم پر نزند......
آری ، همه اینها برای این است که یک روزی روزگاری اگر لازم شد ، ناگهان یک سرعت گیر درست و درمان و خفن سر راه تخته گاز رفتن شان سبز گردد و ناگاه چپ کنند و سپس ما بعد شصت هفتاد تا کله ملاق ( کله معلق) زدن ، متوقف گردند و لیکن توقف ناگهانی شان مصادف با خُرد و خاکشیر شدن است!
خُرد و خاکشیر آنطور که حاکمیت بتواند با جارو و خاک انداز هزار تکه شدن شان را جمع آوری کند و به مردم نشان بدهد و بگوید که خب الحمدالله همه مشکلات کشور حل و فصل گردیدند.....!!!!!
و اما آیا واقعاً همه مشکلات حل و فصل می گردند؟
گمان نکنم....
وحید مظلومین که سهل است و اگر تمام آدم های مانند او را هم اعدام کنند ، آب از آب تکان نمی خورد....
می پرسید چرا؟
درست به این دلیل که برادر رئیس قوه قضاییه در فیلم مخفیانه تدارک شده از او در حالی که با قاضی مرتضوی گفتگو می کند ، عنوان می کند که آمادگی کار چاق کنی بابک زنجانی را نزد اخوین خود دارا است و همه نمایندگان وقت مجلس هم شاهد و ناظر و مستمع فیلم موصوف بوده اند و مع هذا از آن زمان حدود بالغ بر شش یا هفت سال سپری می گردد و با این وجود همچنان دردانه لاریجانی ها راست راست می گردد و پُز اَخَوان گل پسرش را به این و آن می دهد و البته به ریش ملت ایران هم قاه قاه می خندد...
یگانهء مظلوم ها روزی ( چند ماه قبل اعدامش) در مصاحبه ای گفته بود که ماهی سی میلیارد تومان درآمد داشته است و حالا چون منی وقتی این سخن را می خوانم ، لاجرم از خود می پرسم ؛ پس که بود می گفت در این مملکت پول داشته باش و سر سبیل شاه ناقاره بزن.....
اما نه ، هر کسی گفته است در این ملک دست به جیب باش ( البته جیب پُر و پیمان) و سر سبیل شاه ناقاره بزن ، بیراه نگفته است و لیکن این سخن حتماً یک جزء مستتر دارد که گفتن ندارد! البته نه اینکه من بدانم و نخواهم که بگویم....هرگز! باور کنید اگر می دانستم حتما فاش می گفتم و از گفته خود دلشاد می بودم تا مبادا که روند روزی قربانی کردن طعمه های بی بدیل ، مدام گردد.
ولی خب حدس می زنم که لابد جزء مستتری وجود دارد که داننده اش گفتن آن را به هر دلیل که به خودش مربوط است ، مکتوم و مسکوت گذاشته است.
اصلا بیایید این بحث را فراموش کنید....
ای کسانی که در پی پول هستید.....
بدانید و آگاه باشید که هر شلنگ تخته ای را می خواهید انداخته و حالش را ببرید و اما جان هر کس دوستش دارید در واقع برای حفظ جان خودتان هم که شده است ، چنانچه احساس کردید در مسیر پول درآور
دن خوب پیش می روید و اصلا دست به خاک می زنید ، ناگهان طلا می شود ، درست در چنین شرایطی بالا غیرتاً لختی تامل کرده و تردید پیشه سازید و حالا چنانچه چند وقتی را وا بدهید و پول در نیاورید و یا دست کم کمتر پول در آورید، والله به جایی بر نخواهد خورد و اینگونه وقت آزاد شده تان را مصروف فحص و کشف و سر در آوردن از رمز و راز همه چیز آرومه شما چقدر خوشبختید ، بنمایید...
بگردید و جستجو کنید و اطرافتان را خوب بنگرید و از کنار حتی دانه خردلی راحت عبور نکنید تا بلاخره بفهمید که چرا همه چیز خوب و ردیف و به سامان و بر وفق مرادتان است.
این توصیه بهداشتی را جدی بگیرید تا ناغافل ، بازداشت و سپس حلق آویز نشوید.....
از من گفتن بود!
والسلام
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
انعکاس همایش اسکودا در رسانه ملی
باز نشر از بدون روتوش
@withoutretouch
" غیبت بزرگان"

فوتبال به قول معروف مقیاس کوچکی از زندگی و مناسبات و اتفاقاتش است و در مستطیل سبز و محاط و اطراف آن حوادث و وقایعی رخ می دهد که مشابه و نمونه شان را می توان در مقایس بزرگتری در زندگی ببینیم و تجربه کنیم...
جام جهانی فوتبال بزرگترین و مهمترین رخداد جهانی در مورد رشته ورزشی فوتبال است...
این رخداد جهانی هر چهارسال یک بار به میزبانی کشوری داوطلب برگزار می گردد....
جام جهانی همیشه رویدادی جذاب و دیدنی است و لیکن بعضی وقت ها بنا بر دلایلی این جام آن عیار تماشایی بودنش را از کف می دهد و آن بعضی وقتها ، اوقاتی است که بزرگان فوتبال جهان در یک جام جهانی غایب باشند...
البته فقط بزرگ بودن غایب هد نیست که باعث اصطلاحاً بی مزه بودن جام جهانی می گردد و سطح کمّی هواداری غایب یا غایبان تاثیر مستقیمی
مثلا در جام ۲۰۱۸ روسیه ، ایی آتزوری ها ( لاجوردی ها) یعنی ایتالیایی ها که در سرتاسر جهان و در میان ملل مختلف واجد طرفداران دو آتشه هستند ، بزرگترین غایب بودند. ایتالیایی ها تا پیش از نرسیدن شان به جام جهانی ۲۰۱۸ ، همه جام جهانی ها را حضور داشتند الا جام جهانی ۱۹۳۰ به عنوان اولین دوره جام جهانی و به میزبانی اروگوئه برگزار گردیدکه اساسا دعوت نشدند....
جام جهانی در بادی آغاز و تا وقتی که در جام جهانی ۱۹۷۰ برزیل برنده ابدی آن گردید ، تحت نام ژول ریمه شناخته می شد تا اینکه در ۱۹۷۰ جام تورنمنت تغییر کرد که تا کنون ثابت مانده است.
تاکنون بیست و یک بار دوره جام جهانی برگزار گردیده است که( دو سال ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ جنگ جهانی دوم مانع از برگزاری جام گردید) برزیل تنها کشور شرکت کننده در تمام ادوار است و هشت کشور نیز۰۰ توفیق بردن جام را از یک بار تا پنج بار یافته اند. برزیل بار پنج قهرمانی رکورد دار قهرمانی جام جهانی است.
باری، هنانطور که رفت در ادواری از برگزاری تورنمنت جام جهانی ، غایبانی بزرگ بوده اند که غیبت شان باعث بی فروغ شدن مسابقات و حتی در مواردی کاهش چشم گیر میزان تماشاچیان تلویزیونی در جهان را موجب گردیده اند.
در جام جهانی روسیه ۲۰۱۸ ، ایتالیا مهمترین غایب بود و اما غایبان بزرگ دیگری بودند و لیکن عرض شد که فقط جایگاه فوتبالی نییت که باعث اتصاف به وصف غایب بزرگ می گردد...
از جمله غایبان بزرگ در جام ۲۰۱۸که مانند ایتالیا و برزیل و آلمان و انگلستان در جهان واجد طرفداران بسیار نیستند ، عبارتند از شیلی به عنوان قهرمان اخیر آمریکای جنوبی و یا کامرون قهرمان اخیر آفریقا و آمریکا، ایرلند، و ایرلند شمالی و ولز و بوسنی...
و اما هلند نیز دیگر غایب بزرگ جام بیست و یکم بود....
لاله های نارنجی اروپا در جام ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی نایب قهرمان ( به اسپانیا باختند) و در جام ۲۰۱۴ ریودوژانیرو برزیل به مقام سوم جهان دست یازیدند و اما هلندی ها در روسیه غایب بزرگ بودند...
چه اینکه لاله های خوش رنگ اروپا در دو جام پیامی ۸۲ و ۸۶ نیز از صعود به جمع تیم های راه یافته به مرحله نهایی جام بازماندند و این در حالی بود که تیم ملی فوتبال سرزمین گلهای رنگارنگ قاره سبز واجد مهره های تکرار ناشدنی مانند رود گولیت، فرانک رایکارد و مارکو فان باستن بودند.
اما جام جهانی ۱۹۹۴ ایالات متحده آمریکا شاید به جهت غیبت غایبان بزرگ فعلاً رکورد دار است .
غایبانی مانند انگلیس و دانمارک که قهرمان افسانه ای یورو ۹۲ ( دانمارک به مرحله نهایی یورو ۹۲ سوئد راه نیافت و لیکن یوگوسلاوی که در مرحله مقدماتی دانمارک را شکست داده بود به واسطه جنگ بالکان و جنایت نسل کشی صربها در حق مردمان بوسنی و هرزگوین و کروات ها از حضور در یورو ۹۲ محروم گردید و اینگونه تیم دوم یعنی دانمارک جواز حضور یافت تا معجزه افسانه ای اسطوره های فوتبال سرزمین وایکینگ ها یعنی پیتر اشمایکل ، هنریک لارسن و برایان لادروپ رقم خورده و وایکینگ ها اروپا را فاتح گردند) و فرانسه...
بدون شک غیبت نسل طلایی فرانسه در آن مقطع بسیار دردناک بود. ستارگانی مثل پاپن، ژینولا، کانتونا، مارسل دسایی و دشان نیز نتوانستند مانع حذف تلخ خروس ها شوند و این تیم در حالیکه تنها به یک امتیاز برای صعود به جام جهانی سرزمین یانکی ها نیاز داشت، هر دو بازی آخر خود را با شکست سپری کرد تا تراژدی بزرگی در تاریخ فوتبال آنها رقم بخورد و یکی از مدعیان اصلی قهرمانی حتی به جام جهانی هم صعود نکند و هر چند چهار سال بعد خروس ها در خانه خود یعنی فرانسه زخم خورده، توانستند غیبت خود در دو دوره پیش را جبران کرده و جام جهانی به میزبانی خود را با جادوی زیدان و حضور تاسی خوش شانس در درون دروازه یعنی فابین بارتز فتح کنند و اینگونه قوقولی خروس ها جهانگیر شد.
آری، غرض اینکه جام جهانی فوتبال با تمام جذابیت ها و زیبایی ها و اشک ها و لبخند هایش ، همیشه به نوعی تحت تاثیر غایبان بزرگ قرار دارد و وقتی بزرگانی در جام نیستند ، البته که رقابت ها برگزار می گردد و بلاخره جام قهرمانش را م
ی شناسد و اما....
عیار هر جام جهانی به حاضرانش نیست و در واقع عیار جام جهانی بسته به این است که آیا بزرگی یا بزرگانی در آن شرکت دارند یا ندارند و واقعیتی است که اگر در جام جهانی مثلا برزیل یا ایتالیا و آلمان و انگلستان و فرانسه و اسپانیا امثالهم نباشند ، آن جام جهانی عیاری را که باید داشته باشد ، هرگز نخواهد داشت.....
آری ، غیبت بزرگان چنین تاثیری دارد...‌
حال در عرصه فوتبال یا در هر عرصه و موقعیتی دیگر....
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch