بدون روتوش
882 subscribers
2.38K photos
245 videos
41 files
2.02K links
بدون روتوش،فرهنگ است.بدون روتوش بودن سخت است. بدون روتوش شدن،هزینه دارد و اما ارزشش را دارد.قدم نخست توسعه ، پیشرفت و دست یازیدن به عدالت ، معرفت و سلامت ، تمرین بدون روتوش شدن و ماندن است.
یگانه مدیر مسئول ( بدون اجتماع و تبانی) : وکیل امیرسالار داودی
Download Telegram
   ( در این لحظه یکی از اولیاء که کودکش در نتیجه افتادن داخل دریاچه ، غرق شده و فوت کرده بود از جای خود بلند می شود و با حرارت خطاب به قاضی می گوید )
ولی یکی از سه کودک غرق شده : چرا در همین پرونده مسئولیتی متوجه اش نکرده و او را محکوم نمی کنید؟
قاضی : محکومیت مدیر در این پرونده ، تقلیل اتهام سنگین او خواهد بود و در حقیقت مدیر شاید در وقوع جنایت ناشی از سهل انگاری متهم نقشی نداشته باشد ، اما خود او هم می داند بستر همه جنایت هایی که در نتیجه مناسبات غلط در حیطه تحت مسئولیت او به وجود می آید را شخصاً فراهم کرده است. 
پایان
  امیرسالار داودی
@withoutretouch
3️⃣
با افتخار بدون روتوش ترانه کابل می رقصد را تقدیم می کند.
کاری از جوانانی که دل در گروی شَرَف و عدالت و آزادگی دارند.....
به امید زدوده شدن غبار غم از چهره افغانستان.
⬇️🌿🕊💚🇦🇫

#کابل_می‌رقصد
تقدیم به مردم بزرگ #سرزمین #افغانستان
با آرزوی #آزادی برای این #خاک #کهن

خواننده و ترانه سرا: #محسن_مهجوین

@mohsenmahjavin

مجری طرح : #سلیم_وکیلی

@salim.vk

تهیه شده در : #استودیو_دژ

@dezh_record

براي دانلود به تمامي سايت هاي معتبر مراجعه فرماييد

#افغان #افغانستان #طالبان #پنجشیر #ایران_بزرگ #احمد_مسعود #احمد_شاه_مسعود #اتحاد #سرزمین_خورشید
#نگذارید_در_تاریخ_بمیریم
#dont_let_us_vanish_in_history
#saveafghanwomen
#stopTaliban
#helpafghanistan
#afghanistan
"بی نیاز از دشمن"
امیرسالار داودی

هک شدن دوربین های زندان اوین یک واقعیت را مشخص کرد.
حکمرانی پنهانی ،  دوره ای تمام شده و پایان یافته است. به نظر اگر خود حاکمیت به طور شفاف واقعیت های نهاد های زیر مجموعه خود را منعکس می کرد و در این انعکاس ، حداکثر شفافیت را لحاظ می کرد ، عملاً پخش و انتشار تصاویر و فیلم های زندان اوین شاید تا این حد بازخورد نمی داشت و دست آویز قرار نمی گرفت.
هیچ اقدامی به اندازه شفافیت و حکمرانی صادقانه و مبتنی بر راستی و نفی دروغ و دو رویی و کتمان ، مصونیت به دنبال  نمی آورد.
راه دوری نباید رفت.
حضرت امیر به مالک اشتر چنین می نگارد :
"اگر رعیت بر تو به ستمگری گمان بُرد، عُذر خود را به آشکارا با آنان در میان نِه و با این کار از بدگمانی آنها بِکاه، که چون چنین کنی، خود را به عدالت پروده ای و با رعیت مدارا نموده ای. عُذری که می آوری سبب می شود که تو به مقصود خود رَسی و آنان نیز به حَق راه یابند."
آری،با مردم که محرم ترین ها برای حاکمان شان هستند ، صریح و شفاف و صادقانه گفتن و در میان نهادن ، درست ترین اقدامی است که یک حاکم در راستای تنسیق حکمرانی شریف و....ادامه⬇️
1️⃣
@withoutretouch
⬆️ادامه از 🔝.... نجیب و حق طلبانه معمول می دارد.
قطعاً غافلگیر شدن برای احدی مطلوب نیست و اما در مورد حکومت ها غافلگیری نه تنها مطلوب نیست که اساساً خطرناک است.
حالا شاید بفهمیم که تلاش برای صیانت حداکثری  از آزادی بیان  پیش و بیش از تحقق هر نتیجه ای ، در حقیقت  فراهم کردن بستری برای صیانت از کیان حاکمیت است.
اولین تمرین برای تقویت قوام آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات و گردش آزاد اطلاعات ، همانا پیش قدم شدن خود حاکمیت جهت مومن شدن و مومن ماندن به شفافیت حد اعلی در حوزه حکمرانی است.
نتیجتاً اگر حاکمیت به توان خود در کنترل و ایجاد محدودیت همیشگی بر کم و کیف شفافیت دل خوش  باشد و تلاش کند تا تن به نشستن در مکعب شیشه ای ندهد و یا اگر هم در مکعب شیشه ای نشست ، تا آنجا که می تواند ، شیشه های محاطش را کِدِر کند ، چنین حکومتی واقعا نباید در پی دشمن خارجی و یا دشمنی برآمده از مناسبات قدرت داخلی باشد.
باور کنیم چنین حکومتی نیاز به دشمن ندارد و دشمن  همه فن حریفش نخواهد بود جز خودش.
والسلام.
امیرسالار داودی
2️⃣🔚
@withoutretouch
"سفینة النجاة"
@withoutretouch
اهالی متعهد رسانه ، وکلای مستقل و آزاده دادگستری که پروانه وکالت را جواز کسب نمی دانند، روشنفکران حقیقی و مسئول که می دانند روشنفکری در ما وُضع لَه (آن معنی که برای آن وضع شده است) همانا نا وابستگی به قدرت است ، همگی ضامن سلامت و بهره وری حداکثری و مفید در حکومت داری هستند. آن سفینه نجات و مَرکَب رسیدن به ساحل سَلم و صلاح و سعادت بدون تردید نیست جز اعتماد حاکمیت به گروه های اجتماعی مرجع و پرهیز از تقابل و دست شستن از لَتُّ و کوب کردن آنها.
یک حکومت بدون تردید تنها همراه با مساعدت و معاضدت زنان و مردان اهل اطلاع ، قلم ، اندیشه و قانون می تواند به توسعه همه جانبه ، امنیت و پیشرفت دست یابد و در چنین همراهی و مساعدتی است که جامعه و افرادش در جاده پویایی و رشد مُدام قرار می گیرند و هیچ عامل یا عوامل داخلی و خارجی قادر نخواهند بود تا اینچنین جامعه ای و مردمانش را مبتلا به ایستایی و درجا زدن و تنازل نمایند.
ما همه به هم مبتلاء هستیم.
این واقعیت را بپذیریم تا همگی بر خاکستر خسارت قرار نگیریم.
البته که این حکومت و مصادرش هستند که می بایست سهم بیشتری را بر عهده گیرند.🔚
#امیرسالارداودی
"ما کاسب نیستیم ، شما چطور؟"
🖋امیرسالار داودی

@withoutretouch
🔵 روزی آیت الله العظمی سید روح الله موسوی خمینی( ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با نمایندگان مجلس ( وکلاء ملت) فرمودند که "..... در این ملت شما که وکیل از جانب ملت هستید و عصاره فضائل ملت هستید...."
( جلد دوازدهم- صفحه صد و شانزدهم - مجموعه صحیفه نور - تاریخ: ۱۳۵۹/۰۳/۰۴
بیانات امام خمینى در جمع نمایندگان مجلس شوراى اسلامى -مجلس محل طرح مسائل دلخواه اسلام و مردم است)
آری ، تلقی رهبر  محترم و معمار نظام جمهوری اسلامی از مقوله نمایندگی ملت و قول و فعل  نمایندگان مردم در اولین مجلس شورای ملی ( به موجب قانون اساسی سال ۶۸ مجلس شورای ملي رسماً به شورای اسلامي تغییر نام داد و غیر رسمی در تاریخ هشتم خرداد پنجاه و نه ) و مجالس آتی در تعقیب آن  ، چنین بود که رئیس نهضت، ایشان را برآیند و خالص از بهترین های مردم می دانستند.
لیکن دست کم آنچه امروز در مجلس یازدهم قابل رویت و رصد است و ما بعد سپری شدن  بیش از چهل و یک سال از ابراز تلقی رهبری فقید  پیرامون کیفیت وکالت مردم در مجلس شورای اسلامی ، به روشنی می بینیم که نمایندگان امروز مردم در قوه مقننه ، از عمق معنی و مفهوم سخن خالق اساس جمهوری اسلامی( عصارهء فضائل)  ، علی الظاهر فقط وَجد مدارک مُثبتهء  تحصیلات عالیه را فهمیده و با خود به دوش می کشند.
متاسفانه فرد فرد نمایندگان حاضر در مجلس حاضر یعنی مجلس یازدهم که خود را متصف به وصف انقلابی ناب و اصول گرایی منحصر به فرد می دانند ، مستند به کارنامه بیش از یک سال فعالیت شان و نه بر مبنای مدارک تحصیلی قاب گرفته و تجربیات به ظاهر اکتسابی از یک دو جین مناصب در اختیارشان  ، از نازل ترین سطح علمی و تجربی برخوردار  و حتی علاوه بر این می توان به جرات پنداشت که  نمایندگان مجلس فعلی ، به جهت فهم  و تحلیل مسائل اجتماعی و در یک کلام سواد و آگاهی اجتماعی ، پایین ترین معدل را در میان نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی و شورای ملی در طول بیش از چهار دههء اخیر از آن خود کرده اند و فعلاً در میان یازده مجلس برآمده در بستر حقوقی -سیاسی جمهوری اسلامی ، رکورد داری بلامنازع هستند.( این نظر راقم است ، مقید به کمال احترام از برای نمایندگان مجلس یازدهم)
بدبختانه از آنجا که به نظر می رسد مفاهیم در این کشور هیچگاه متصدی و مدعی مورد توافقی ندارند ، همین می شود که کَسی یا کسانی از گَرد راه رسیده و نرسیده ، عناوین و القاب و اوصافی را که واجد شأنیت و درون مایه هایی با اهمیت و بار معنایی عمیقی هستند و در عین حال اصولاً و  قاعدتاً نمی بایست هر فرد و جمعی در خود یارایی مصادره به مطلوب کردن آنها را ببیند ، بیایند و  بر خود مجاز  بدانند تا چنین اوصاف و عناوینی را  در جهت منویات شخصی و جناحی ، عنفاً مورد استعمال و بهره برداری ناصواب و مِن غیر حق  قرار دهند و اینگونه تبعات عملکرد غیر قابل پذیرش و مبتنی بر نا آگاهی و نابلدی محض خود در مقام وکیل الملّه بودن را دامنگیر این عناوین و اوصاف بگردانند. در چنین شرایطی قطعاً بی راه نیست اگر چنین نمایندگانی را به دلیل زیر سوال بردن و ملکوک کردن مفاهیمی چون انقلاب و مشی اصول گرایی ، سرزنش و حتی مورد تعقیب کیفری قرار داد. امیدوارم دستگاه های امنیتی آن اندازه که به فعالیت کنشگران مستقل سیاسی و مدنی و صنفی و غیره در تعرض احتمالی به موضوعاتی چون امنیت ملی اعم از داخلی و خارجی حساسیت دارند ، نیم نگاهی هم به فعالیت های صاحب منصبان رسمی انداخته و از قول و فعل آنها غافل نگردند که در بسیاری موارد،  آنچه در پی و محافظت از آن هستیم ، همان حوالی و در نزدیکی پویندگان و حُفّاظ قابل پی زدن است.
حقیقتاً چگونه می توان پذیرفت افرادی با عنوان وکیل ملت که کارشان دفاع از حقوق مردم در مجلسی فراگیر و در سطح کشور است ، بیایند و در خانه ملت نشسته  و در مقام دفاع از حقوق ملت ، شبیه ترین تاسیس حقوقی به وظیفه و تکلیف خودشان یعنی تاسیس وکالت دادگستری را ذیل عناوینی چون سوداگری و کسب و تجارت  بیاورند و متوجه نباشند که اگر چه کاسب حبیب خدا است ، لیکن وکالت دادگستری مانند وکالت مجلس چنانچه به صد قسمت تقسیم گردد ، نود و نه قسمت آن اصیل ترین و ناب ترین  وجه از تعهد اجتماعی است و شاید همراه با لَیتَ و لَعَلَّ تنها یک قسمتش مُشتبه به سوداگری و کسب و  تجارت گردد.
نمی دانم و اما بیم آن دارم که نکند نمایندگان مجلس تصور و تلقی شان از وظیفه و تکلیف کنونی خود را لابد ذیل مفهوم سوداگری نقش می زنند که به این سادگی آمده اند و  یک وظیفه و تکلیف و تعهدی اجتماعی را که در شاکله و عناصر معنایی و محتوایی مو به مو با وظیفه و تکلیف و تعهد اجتماعی خودشان برابری دارد و در واقع تنها در حوزه و گستره عمل با وکالت مردم در خانه ملت توفیر دارد ، نوعی پیشه....ادامه⬇️در ص بعد
1️⃣
ادامه از ص قبل⬆️.......وری و داد و ستد فرض کرده اند؟!
آری، جهت اطلاع نمایندگان مجلس شورای اسلامی...
اگر شما در مجلس مبتنی بر داد و ستد و سوداگری ، در کار دفاع از حقوق موکلین خود هستید ، ما نیز می پذیریم که بر بستر بده بستان و کَیل و مثقال در پی ستاندن حق و حقوق موکلین مان هستیم.
ما چون شما خود را علی رغم احترام مان به کسب و کاسبی ، کاسب نمی دانیم.
ما کاسب نیستیم ، شما چطور؟
پایان🔝
🖋امیرسالار داودی
وکیل دادگستری
@withoutretouch
2⃣
Forwarded from اتچ بات
🔖《لطفا مصاحبه🎥 را خوب بشنوید و سپس روایت🖋 را خوب بخوانید.》
● و اما روایت...
ده روزی از بازداشت من توسط کاشف #مرکز_حفاظت_اطلاعات_قوه_قضاییه می گذشت.
ماموران من را از بند دویست و چهل و یک( #سلول_انفرادی ۹/۸) حفاظت قوه قضاییه به نزد #قاضی_نصیری_پور بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه سی و سه (امور #امنیت) بردند. من از او خواستم که قرار بازداشت من را نظر به ضروری نبودن ابقاء #قرار_بازداشت، تبدیل به قرار وثیقه نماید.
آقای نصیری پور بدون تامل نپذیرفت.
عرض کردم : بسیار خب! من به زعم شما متهم و یا اساساً مجرم.
ولی من دختر پنج ساله ای ( موضوع بر می گردد به یک سوم نخست آذر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت) دارم که بسیار به من دلبسته است و در نبود من مطمئناً آسیب روحی و روانی خواهد دید و او در عین حال دخلی به اقدامات من ندارد.
بازپرس نصیری پور که در ظاهر نوعاً تندیس تشرُّع و تعبُّد بود ، به من نگاهی بی تفاوت کرد و ظفرمندانه گفت: آقای داودی،شما می بایست خودتان پیش از این، ملاحظه و محاسبه حال و روز دخترتان را می کردید.
عرض کردم : آری، قبول! من در نگاه شما مُسبِّب آسیب دخترم خواهم بود. اما در حال حاضر من نمی توانم زمان را به عقب برگردانم و به قول شما ملاحظه و محاسبه کنم. اما شما به من چکار دارید. شما به سهم خودتان و حال که می توانید، اجازه ندهید یک دختر خردسال آسیب ببیند. شما خودت پدر هستی و می فهمی که من چه می گویم و به جهت اخلاقی و شرعی مسئول هستی.
جناب نصیری پور با پوزخندی فرمودند: دختر شما پاسوز اقدامات شما می شود و از جهت شرعی مسئولیتی متوجه من نخواهد بود.
عرض کردم : شما حقوق دانی و اصل فردی کردن مجازات را می فهمی.
جناب نصیری پور دوباره با بی تفاوتی به من رو کرد و گفت : آقای وکیل! آن زمان که نظام را زیر سوال می بردید،باید به فکر امروز دخترتان می بودید!
این شما و این نمایه مصاحبه #همایون_افغان با مولوی #طالبان و این هم روایت من.
قطعاً #قضاوت با شما است و بس.
من اضافه ای نمی کنم.
#امیرسالارداودی
#امیرسالار_داودی
#amirsalardavoudi
#مدعیان_دروغین
آری ، به شما جناب جانشین فعلی و بازپرس سابق شعبه دوم گفتم که دختر معصوم من چه دخلی به کارهای من دارد؟ او چه گناهی کرده است؟
شما با پوزخندی گفتی : گناهش این است که دختر توست!
البته من و شما حرفهای دیگری هم با هم زدیم...
از جمله .....
روزی من را احضار کردی.
گفتم اگر پرونده برادر رئیس قوه هم با آن مستند غیر قابل انکار ( پخش ویدئو در مجلس) به شعبه تو ارجاع گردد ، رسیدگی ات مقید به همین انگیزه و جدّ و جهد خواهد بود؟
گفتی که من پرونده را عودت می دهم تا از رسیدگی ناچار نباشم.
گفتم: نمی توانی. قانون اجازه نمی دهد.
گفتی : به هر حال رسیدگی نمی کنم.
گفتم : برادر ، من که از نظر تو ملحد و فاسقم. اما تویی که علی الظاهر جای مهر روی ناصیه داری و علی الدوام در رفت و آمد جهت تجدید وضو هستی ، لابد متشرع و متعبدی؟! و اگر هستی آن شرع انور و مذهب حقه و مولای متقیانی که تو بر جایش تکیه داده ای ، فقط دو گزینه را برای تو و امثال تو ، مقرر کرده اند.
سر از نوشتن برداشتی و به من نگاه کردی تا بدانی منظورم چیست.
به چشمانت نگاه کردم و گفتم : تو یا باید رسیدگی کنی و یا اگر از تبعات رسیدگی کردن می هراسی ، کلاً از این کفه القضاء استعفاء بدهی....
شک نکن که خلاصی دیگری نداری.
با بی تفاوتی گفتی : نه شما می توانی من را قانع کنی و نه من می توانم و پس این بحث بیهوده است.
عرض کردم : بسیار خب! از یک ملحد و لاقید به تو مرد خدا یک گوشزد. از زیر بار پاسخ در این زمان و در این مکان طفره رفتی...ولی آه اگر از پس امروز بُوَد فردایی.
سر به زیر انداختی و دیگر نه من گفتم و نه تو شنیدی...
خدا کند خوب معامله ای کرده باشی...
آخرتت را به دنیای کسی داده باشی که ارزشش را داشته باشد و از طرفی دست کم ارزان نفروخته باشی.
به نظرم ارتقاء از بازپرسی شعبه دوم به جانشینی سرپرست دادسرا ، مستوجب اعمال خیار غبن برای توست.
البته برای شمایی که یک بار گفتی من تعلقی به این میز و صندلی ندارم و بارها درخواست بازگشت به دادیاری را داده ام‌، شاید چنین ارتقایی مطلوب باشد. هر چند که خود سرپرستی دولت مستعجل است ، چه رسد به جانشینی آن.
@withoutretouch
Forwarded from اتچ بات
به لینک اینستاگرام اگر خواستید مراجعه و در نظر سنجی ( ناظر به مطالعه متن ) شرکت فرمایید.
@withoutretouch
⬇️
https://instagram.com/stories/a.m.salar.d/2677633233265272367?utm_source=ig_story_item_share&utm_medium=share_sheet