بدون روتوش
880 subscribers
2.38K photos
245 videos
41 files
2.02K links
بدون روتوش،فرهنگ است.بدون روتوش بودن سخت است. بدون روتوش شدن،هزینه دارد و اما ارزشش را دارد.قدم نخست توسعه ، پیشرفت و دست یازیدن به عدالت ، معرفت و سلامت ، تمرین بدون روتوش شدن و ماندن است.
یگانه مدیر مسئول ( بدون اجتماع و تبانی) : وکیل امیرسالار داودی
Download Telegram
عد شدند که دیگر هدف آرمانی فتح عراق و سرنگونی صدام و سپس از کربلا به سمت قدس رفتن و فتح بیت المقدس و سرنگونی صهیونیزم بین المللی نا ممکن و دست نیافتنی است،بدون تعلل و با اطمینان وایمان و اعتماد کامل به آنچه معمول می دارند ، تعبیر جام زهر را استفاده فرمودند و قطعنامه ای را که پذیرشش برای یک رهبر در سن و جایگاه امام حقیقتا چونان نوشیدن لاجرعه شوکران توسط سقراط حکیم بود ، پذیرفتند و مسئولیت این پذیرش را نیز تا روزی که دعوت حق را لبیک گفتند بر گُرده و عُهده خودشان نهادند.
اما در مورد برجام چنین نشد. هر چند که ابدا گمان نمی کنم که همه تفاوت عملکرد دو رهبر مربوط به کم و کیف بهره آنها از کاریزمای رهبری است! چه اینکه جهان بینی و سیاست هایی که هر دو رهبر به آن ماخوذ بوده اند و شرایط سیاسی چه در بُعد داخلی و چه خارجی و شرایط اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و اقتضائات نسلی و خلاصه دهها مولفه دیگر در تفاوت عملکرد دو رهبر بی تردید تاثیرات بسزایی خواهد داشت.
در هر حال جمهوری اسلامی در داخل به نسبت سالهای نخست تولدش و حتی بعدتر در دوره نوجوانی و جوانی و کمتر جوانی اش ، تغییرات بسیاری را به خود دیده است.
امروز به بهانه واکنش در برابر دستور موقت صادره از دادگاه لاهه ، چهره ای از نظام انقلابی ایران را در حال مشاهده هستیم که با چهره منعکس شده اش از روزهای نخست پیروزی انقلابیون ، زمین تا آسمان متفاوت گردیده است؟!
فراموش شدنی نیست که تمام معاهدات شاه ایران با ممالکی که به زعم انقلابیون دشمنان ملت و انقلاب و منافع ایران بودند ، لغو گردید و بسیاری از سرمایه های ممالک غربی و خاصه آمریکا در ایران ملی اعلام شد و متعاقبا مصادره گردیدند و شاه ایران طی تمام این سالها و خاصه مقارن سالگرد پیروزی انقلاب در ده روز پایانی بهمن هر سال به عنوان فردی خائن به ملک و ملت که هیچ دستاوردی طی سی و هفت سال صدارتش بر ایران نداشته است ، معرفی گردید و اما امروز می بینیم که دستاوردی از همان ناداشته های ادعایی شاه مخلوع و معزول پهلوی یعنی پیمان مودت مبنای احقاق حقوق ایران قرار می گیرد و وزیر خارجه جمهوری اسلامی از دستور موقت صادره بر مبنای پیمان مودت منعقده به سال ۱۹۵۵ میلادی را پیروزی دیپلماسی و پیروزی حکومت قانون در برابر یکجانبه گرایی آمریکای تحت صدارت دونالد ترامپ می داند و لیکن تو گویی انگار نه انگار که این معاهده مودت نیز با همان دستی امضاء شده است که دیگر پیمان نامه ها و معاهدات دو جانبه و چند جانبه دوران حیات رژیم پهلوی دوم مورد امضا قرار گرفته اند.
چه اینکه مگر ممکن است بروکراسی عریض و طویل جمهوری اسلامی با انبوهی از مشاوران در هر رنگ و شکل و شمایل و قد و قواره و تخصصی ( حقیقتا جمهوری اسلامی در تولید و تکثیر مشاور در میان حکومت های جهان ، رو دست ندارد) وقتی در تدارک طرح دعوی حقوقی از ایالات متحده است ، متوجه نباشد که مبنای مبارزه حقوقی اش علیه ایالات متحده آمریکا ، معاهده ای است که اولا به تعبیری یک بار و به تعبیر دیگری حتی دو بار پیشتر و دقیقا آن وقتی که به ضرر خودش صادر گردیده است ثانیاً این معاهده در زمره معاهدات آخرین پادشاه ایران یعنی همان فردی است که هم اکنون بالغ بر چهل سال است او را فاقد هر گونه دست آورد و نفع و فایده ای تعرفه می کنیم و او را از وجود حتی ذره ای علاقه به وطن و ملتش مبری و خالی دانیم!!!!
علی ای حال به نظر می رسد و یا شاید من به عنوان نگارنده دوست دارم تا اینگونه فکر کنم که دستور موقت دادگاه لاهه از تحولی شگرف برای جمهوری اسلامی چه در بعد خارجی و در حوزه تعاملات جمهوری اسلامی با جهان و چه در بعد داخلی حکایت می کند و این تحول شاید در نتیجه و مقارنت با چهل سالگی نظام جمهوری اسلامی برآمده از اصولا میل چهل سالگان است به تحول خواهی و رفتن به راهی دگر......
چهل ساله ای پخته و آمده از راه پر پیچ و خم و پر فراززو نشیب نوجوانی و جوانی است که گذشتگان را به جای سیاه و سپید دیدن ، خاکستری می بیند و انصافی نسبی را در حق آنها روا می دارد و از این جهت انتظار به حقی داراست که لاجرم آیندگان هم در مورد او قضاوتی خاکستری و نسبتاً منصفانه معمول دارند.
فرازی از فرمان مولای متقیان به جناب مالک اشتر که طی آن چنین می فرمایند که " ای مالك، بدان كه تو را به بلادي فرستاده‌ام كه پيش از تو دولت‌ها ديده، برخي دادگر و برخي ستمگر و مردم در كارهاي تو به همان چشم مي‌نگرند كه تو در كارهاي واليان پيش از خود مي‌نگري و درباره تو همان گويند كه تو درباره آن‌ها مي‌گويي و نيكوكاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاري ساخته، توان شناخت."
علی ای حال ، برگردیم به سوال نخست....
آیا صدور دستور موقت علیه ایالات متحده ، پیروزی سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران است؟
هر چند که برای پاسخ به این سوال باید فحوای تحت انشاء این دستور را مورد بررسی قرار بدهیم ک
ه در این وجه می بینیم که دیوان بین المللی دادگستری صرفا مواردی را از تحریم مستثنی نموده است.
این در حالی است که مطابق اسناد مهم بین المللی از قبیل منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، اعلامیه سازمان ملل در خصوص اصول حقوق بین‌الملل ناظر بر روابط و همکاری‌های دوستانه بین دولت‌ها، قطعنامه‌های متعدد درخصوص ممنوعیت اقدامات یکجانبه و قطعنامه‌های متعدد درخصوص تقویت همکاری‌های بین‌المللی در زمینه حقوق بشر ، تحریم های اقتصادی علیه ملتها به هر شکلی و با هر توجیهی ( چه مستقیم علیه ملتها وضع گردند و چه علیه دولت ها وضع و اما عملاً روی ملت ها موثر باشد) پذیرفتنی نیست.
چه اینکه کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سازمان ملل در سال ۱۹۹۷ خاطرنشان کرد که واضعان تحریم‌های اقتصادی باید تضمین کنند که به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمعیت های هدف آنگونه که در میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آمده است، احترام بگذارند.
بنابراین وقتی محتوای دستور موقت مورد اشاره تلویحاً اصل صدور تحریم ها را علیه ایران به رسمیت می بخشد ، معنای ساده اش جز این نیست که یک نهاد بین المللی قضایی که اصولا مکلف به حراست از حقوق ملتها و حقوق نوع بشر است ، علی الظاهر در مورد روا بودن مجازات تحریم اقتصادی علیه ملتی به تبع دولتش ، آن اندازه توجیه است که متعرض اصل تحریم ها نشده و فعلا مواردی را که اتفاقا دو سه مورد آنها یعنی دارو و مواد غذایی پیشتر به وجهی داوطلبانه از سوی ایالات متحده مستثنی از تحریم ها بوده است را قابل اجرا نمی داند.
از طرفی در قسمت انتهایی دستور موقت تاکید گردیده که طرفین یعنی ایران و ایالات متحده ، کاری نکنند که وضعیت سیاسی و حقوقی حاکم بر روابطشان از آنچه امروز حادث و برقرار است ، وخیم تر و بغرنج تر گردد.
معنای این سخن دست کم در مورد ایران می تواند بنا بر تبادر اینگونه تلقی گردد که جمهوری اسلامی ایران از برجام خروج نکند! لذا اگر هم اکنون اروپایی ها از برجام خروج کنند ، دست جمهوری اسلامی برای خروج از برجام داخل پوست گردویی رفته است که با عجله از فرو رفتن دستش داخل آن ابراز خوشحالی نموده و کلیت و تمامیت آن را برای خود توفیقی بزرگ محسوب کرده است.
از همه اینها که بگذریم ، سوال دیگری مطرح است از این قرار که مگر صدور دستور موقت دادگاه لاهه ، مهمتر و بزرگتر است از دستاورد جمهوری اسلامی مبنی بر متقاعد ساختن اروپایی ها به عدم خروج از برجام به تبع ایالات متحده ؟!
به نظر پیروزی دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی همین بوده است که اروپایی ها برای معدود دفعات ، راهی متفاوت از ایلات متحده را سپری کردند. حال چه سهمی از این جدا سری و جدای رَوی مربوط به دیپلماسی جمهوری اسلامی بوده است؟ خدا می داند و بس و لیکن در هر حال صدای پُز انزوای ایالات متحده را سیاسیون و مقامات جمهوری اسلامی دادند و البته در مورد همین احتمال انزوای ایالات متحده نیز توافقی ما بین تحلیل گران و ناظران سیاسی وجود ندارد.
مع هذا ، اگر از فحوا و چند و چون دستور موقت صادره فراغت یابیم و از یک گستره وسیع تر به موضوع نظر بی افکنیم ، یک مهم به روشنی رخ می نمایاند.....
آن مهم این است که شاید دونالد ترامپ نیمه پُری هم داشته باشد که بی گفتگو حتما دارد.
شاید تاریخ بعدها در این باره بنگارد و قضاوت کند که اگر یک جا ضرب المثل "عدو شَوَد سبب خیر اگر خدا خواهد" مصداقی بارر بل ابرز داشته باشد ، آن یک جا دقیقا همانجایی است که ترامپ در برابرمان سبز می گردد.
ترامپ مقابل ما و حکومت سبز می گردد و ما می توانیم از فرصتی چون او بهره ببریم و تکلیف مان را با خودمان و حکومت مان و حکومت هم تکلیفش را با خودش و ما و حکومت و ما توامان تکلیف مان را در قبال جهان و بدخواهان و خیر خواهانمان ، یکسره کنیم.
تکلیف اصولا اینگونه است که یا زنگی زنگ و یا رومی روم....
و حالا تکلیف ما با خودمان چنین است " کَس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من"
ما بسیار مشکلات داریم که قصد ندارم در این مقال به احصاء و تفصیل بپردازم. چه اینکه حتی حوصله این مقال به اندازه کافی مطول ، ایجاز و اشارت را هم بر نمی تابد و از این رو خلاصه می کنم و البته اینکه مشکلات را هم من دانم و هم شما که یحتمل خواننده این سطور هستید و از این رو می ماند فقط چگونه حل و فصل کردن و عبور از این مشکلات و رسیدن به ساحل سلم و صلاح و صفا و آرامش.....
آری ، عوامل موجده مشکلات موصوف به هر کَمّ و کیفی که این مشکلات برخوردارند ، طبعاً فقط عامل حاکمیت ( مشخصا عملکرد و سیاست ها و استراتژی های حاکمان از یک سو و از سوی دیگر قالب و نوع حکومت و اسلوب ها و چهارچوب های متعلقه ) و یا فقط عامل مردم به عنوان عوامل موجده احتمالی نیستند. منتها بی آنکه سهم حاکمیت را در بروز و ظهور مشکلات و معضلات نادیده انگارم ، واقعیتی تجربه شده و به تحقیق ثابت شده ای است از این قرار "مردم لایق همان حکومتی ه
ستند که بر آنها مسلط است. "
پس قدم اول اصلاح خودمان است. تا خودمان را اصلاح نکنیم ، حکومت که چیزی نیست جز عصاره و فشرده ملت ، در مسیر صلاح و سلامت قرار نخواهد گرفت که خدای تبارک و تعالی در قرآن حکیم فرمود : انّ الله لا يُغيِّرُ ما بقوم حتّي يغيّرو ما بانفسهم /خداوند سرنوشت هيچ قومي و ملّتی را تغيير نمي دهد مگر آنكه آنها خود تغيير دهند.
یک نشانه از باب نمونه که وقتی ظهور کرد یعنی لابد در مسیر اصلاح خودمان هستیم و آن نشانه نیست جز اینکه از فردا نوسان نرخ دلار باعث و بانی صف بستن و انکسار صف از برای ولع خریدن یا فروختن و گاهی هم منصرف شدن از بیع و شراء و نخود نخود هر که رود خانه خود ، نگردد.
و اما حاکمیت چنانچه نامطلوب است و اکثریت مردم نخواهندش ، تکلیف روشن است و اما آنچه مهمتر است جز این نیست که فقط خود ما ملت هستیم که می توانیم و در واقع باید حکومتی را اگر وصله پینه بر می دارد ، وصله پینه کنیم و اگر آن اندازه دل و جگرش برون است که وصله بر نمی دارد ، می بایست با آن چونان مریضی صعب العلاج مواجهه کنیم که یا منتظر بمانیم تا عن قریب داردفانی را وداع گوید و یا اگر هرازگاهی دوپینگ می کند و به ظاهر سر پا می گردد و یا به قول قدماء از فرط ضعف حتی جان مردن هم ندارد ، اُتانازی را در حقش روا داریم که بر خلاف اتانازی انسان ها ، اتانازی حکومت ها شرعاً و اخلاقاً جایز که حتی اوجب واجبات است و خلاصه در هر دو شق یعنی چه خود مردن حکومت و یا چه اینکه در گرفتن جانش کاتالیزور(ماده تسریع کننده واکنش شیمیایی بی آنکه خود تغییری کند) باشیم و مردنش را با اتانازی جلو اندازیم ، مع الوصف وقتی چراغ عمرش خاموشی گرفت و بدرود حیات گفت ، همراه با احترامات فائقه به خاکش بسپاریم و همیشه خوبیها و بدی هایش را توامان یاد کنیم و سپس تلاش کنیم تا حکومتی را جایگزینش نماییم که اهم ویژگی هایش همانا عصاره ملت بودن است.
بنابراین نباید روا بداریم که چه در مورد اصلاح اوضاع و چه در برکندن و سپس جانشین کردن جایگزین حکومت ، اجانب و یا آنها که سالها نبودن شان در این مُلک را مرجح بر بودنشان پنداشته اند ، بیایند و بخواهند برای ما نسخه بپیچند و بگویند چه کار کنیم و از چه کار پرهیز نماییم. البته جلای وطن کردگان نه اینکه ابداً دخالتی نداشته باشند و لیکن طبعاً اولویت تصمیم با کسانی است که بد و خوب شرایط و اوضاع و احوال این ملک به واسطه اقامتشان داخل این گستره جغرافیایی ، دامن آنها و زندگی شان را لاجرم خواهد گرفت.
علی ای حال ، بدون تردید اولویت با اصلاح امور است به شرط آنکه اصلاح شدنی باشد و کار از کار نگذرد و دیگری اینکه از آنچه در باب قیام برای برکندن حکومت اصلاح ناپذیر و یا زمان اصلاحش منقضی شده معروض افتاد ، توسل به خشونت و ناملایمات و قهر و غلبه هرگز مستفاد نمی گردد و همه ما تکلیف داریم تا با ایستادن پشت سر مسالمت و مسامحت و مدنیت ، تلاش کنیم تا راه هایی را برای تعالی کیفیت زندگی مان ولو اینکه در گرو پایان دادن به حکومتی و آغاز کردن حکومتی دیگر باشد ، برگزینیم که مصداق از چاله درآمدن و به چاه افتادن و یا از چاه برون شدن و به چاه ویل سرنگون گردیدن نباشد. بی تردید کافّهء مردم می دانند چه کنند و راهش را خواهند یافت. چه اینکه آن راه مقصد اصلاح گری داشته باشد و یا راه جایگزینی. به فرموده رسول معظم و مکرم اسلام :
"‌‌‌لا تجتمع امتي علي الخطاء" و يا علي الضلالة
امت من بر خطا اجماع نمیکنند"
و اما تکلیف حکومت در قبال خودش همانا محکوم به وام گرفتن وضعیتی است که در آن وضعیت برآیند نقاط ضعف و مثبتش ، هر آینه مثبت باشد.
حکومت باید بداند که اگر مطلوب مردم نباشد ، یا باید خودش را اصلاح کند و یا رفتنش دیر و زود خواهد داشت و اما سوخت و سوز هرگز....
حکومت اگر راه ظلم بر مردم را برگزیند ، ولو اینکه اندر میان زمین و زمان در آمد و شد مدام باشد و زیر بار نصحیت الملوک نرود و در جاده توجیه ظلم علی الدوام طی طریق کند ، لیکن در سنت خدا تبدیل و تغییری نخواهد بود و آنگاه که شاید از کلاه گذاشتن سر خدا خشنود است ، بی آنکه بفهمد زیر پاهایش آهسته و اما پیوسته خالی خواهد شد.
خدا با هیچ احدی نه خویشاوندی دارد و نه عقد اخوتی بسته است و نه اصولا در حمایت قومی و گروهی و جماعتی وعده کرده است.
حکومت برای بقاء محتاج مقبولیت عامه است و حالا مشروعیتش را از اعماق آسمانها و از دست خود خدا هم گرفته باشد ، وقتی مقبولیتی نداشته باشد ، چه اینکه پیامبر اکرم فرمود : يدُ اللّه ِ على الجَماعةِ ، فإذا اشْتَذَّالشّاذُّ مِنهُم اخْتَطَفَهُ الشّيطانُ كما يَخْتَطِفُ الذِّئبُ الشّاةَ الشّاذّةَ مِن الغَنَمِ /دست خدا بر سر جماعت است؛ هرگاه فردى از جماعت جدا شود شيطان او را مى ربايد، همچنان كه گرگ گوسفند جدا مانده از گله را.
و سرآخر تکلیف مردم و حکومت توامان در قبال جهان و خصم مشترک....
نگارنده گمان می کند که شاید تاری
خ بعد ها شهادت دهد که هیچ خدمتی والاتر از خدمتی که دونالد ترامپ به مردم ایران کرد ، دست کم تاکنون سابقه نداشته است.
نه اینکه ترامپ شیفته و شیدای ایران و ایرانیان باشد که در واقع او چون عقربی است که بهر طبیعتش نیش می زند و نه از بهر کین. طبیعت عقربی چون ترامپ هم اکنون نیست جز منافع ملی کشورش و مردمش. چه اینکه بخش عمده بلاهایی که او در حق ما روا می دارد ، مخاطبش به واقع ما نیستیم و او از برجام و دیگر غوائل مستحدثه ، بهره می برد تا بار دیگر سیادت و قیادت از کف رفته ایالات متحده آمریکا خصوصا در دوران اوباما ، بار دیگر به ینگه دنیا بازگردد.
بیاییم تا آنگونه که ژاپن از دل تحقیر و زخم های سهمگین هیروشیما و ناکازاکی ، چونان ققنوسی از خاکسترش برخاست و امروز شانه به شانه آمریکا در هفت کشور صنعتی حکم می کند و می تواند با چرخشی مختصر در اقتصادش ، آمریکا را با تمام قلدری هایش زمین گیر کند ، ما نیز از تهدید کاکل زری تحفه ینگه دنیا ، فرصت بسازیم.
بیاییم تا همچون آلمان زخم خورده هم از خودی و هم از ناخودی در پایان جنگ دوم جهانی که از قِبَل تحقیر برافراشته شدن پرچم فاتحان دارندهء داس و چکش بر فراز گنبد راشتاگ( مجلس ملی آلمان) به آرامی و البته توام با صعوبتی جانکاه عبور کرد و اما اندک زمانی نگذشت که آلمان نوین ساخته شد تا آنجا که رهبر یکی از همان تحقیر کنندگانش سالهای نه چندان دور ( فقط حدود هفده سال بعد) یعنی جان اف کندی با تحسین از روحیه مبارزه آلمانها در سخنان مشهوری اعلام کرد: "تمامی مردم آزاد هر کجا که باشند ، شهروندان برلین هستند و بنابراین به عنوان یک فرد آزاد "من یک برلینی هستم" را با افتخار به زبان می آورم. ( توضیح اینکه کندی این جمله را به تقلید از جمله من شهروند روم هستم بیان کرد. چه اینکه در دنیای کهن شهروند روم بودن افتخار محسوب بود)
حکومت و مردم ایران هر نسبتی که با هم داشته اند ، هم اکنون به چهلمین سالی می رسند که قرار بود تا در پرتو انقلابی و نظامی بر آمده از آن ، قله ها را تجربه کنند که به هر دلیل تاکنون و برخلاف تمام شعارهای دل خوش کُنک ، نه تنها قله ای را فاتح نبوده ایم که امروز ما مانده ایم و بسیار قله هایی که تاکنون فقط حسرتش بر دلهایمان مانده است. البته طی چهار دهه مضی حتما توفیقاتی داشته ایم و لیکن نام این توفیقات هر چه بوده است ، بی تردید اتصاف وصف قله برایشان برارنده نخواهد بود.
بیست و دوم بهمن ۱۳۹۷ چهل سالگی انقلاب و نظام کامل شده و آنها وارد چهل و یک سالگی می گردند.
امیدوارم پختگی و نهایت عقلانیت و ثبات در خودباوری از یک سو و پیش پای خود نهادن مسیری نوین و دیگر گون که ما را لاجرم و بی برو برگرد رهنمون به قله ها می سازد از سوی دیگر ، همان ارمغان چهل سالگی و اقتضائاتش باشد که ارزانی بسیارانی گردید و آنها را برای همیشه جاودانه ساخت.
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
Forwarded from اتچ بات
گفتگو با بانوی وکیل افسانه گرشاسبی
عضو هیات اجرایی شورای تشکل های وکلای دادگستری،با موضوع شورای تشکل ها

مریم رهنما
بدون روتوش
#withoutretouch
بنام خداوند طناز و شوخ طبع

ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکز
ریاست محترم اتحادیه سراسری کانون های وکلای دادگستری ایران( اسکودا)
روسای محترم کانون های وکلای دادگستری سراسر کشور
بزرگان و معمرین معزز جامعه وکلای دادگستری
و خلاصه هر کسی و کسانی که این وجیزه در پیش را اگر حوصله کرد و نگاهی انداخت ، دمش گرم و سرش خوش باد!
با سلام...
احتراماً همانطور که نیک واقف هستید ، بیست و هفتم اَمرداد ۱۳۹۷ شمسی آقایان وکیل قاسم شعله سعدی و آرش کیخسروی در حالی که به وجهی مسالمت آمیز نسبت به عدم تحقق برخی مطالبات به حق ملت واجد اعتراضاتی بوده اند ، جهت نشان دادن اعتراضات شان و رساندن صدای نگرانی بجا و موجه شان دائر بر مبادا یک وقت قربانی شدن منافع ملی و ایضاً متجلی کردن روحیه و خُلق مطالبه گری به عنوان یک حق متعالی متعلق به فرد فرد آحاد ملت ، رو به روی خانهء ملت به عنوان نماد و یادگار یکصد و دوازده سال مبارزه بی وقفه ملت ایران از برای تحقق و تحفظ و احتراس حاکمیت مطلقه ملی و حاکمیت بلامنازع قانون را بر می گزینند تا پیش و بیش از هر کسی ، نمایندگانی که از جیب ملت تمشیت امور می کنند و در اِزاء آن مکلف و موظف هستند تا حلقومشان را از برای مُحارست و وقایت حقوق ملت زخم کنند ، بتوانند تا بدون واسطه و مانعی ، خوب و از نزدیک ترین فاصله ممکن ببینند و بشنوند و البته یقین کنند که چنانچه شرفِ جلوس بر کَراسی آن هرم هیکلِ میان نشستهء میدان بهارستان یعنی خانه ملت را نوال و نصیبی برده اند، بی گمان بهره و حصه آنها از چنین خوان نعمتی همانا صدقه سر مردمانی است که آنها را مُوَثَّق و مُوتَمِن یافته و البته در عین حال ظهیر و پناه خود نیز پنداشته اند و از این رو هر آینه بایستی خود را مُطیع و مِنقاد مطلق ملت بدانند و صرفاً یک تکلیف و وظیفه بر عهده و گُرده خود در نظر آورند و اما این گران گردن آویز یگانه نیست جز اِتِّباع و اِقتفاء منافع و مصالح ولی نعمتان حقیقی شان.....
ولی نعمتان حقیقی وکلای ملت ، همانا پاک مردمان ایران زمین هستند که نَفَری و نوکری در التزام رکاب شان مایه مباهات است و هوده و پی آمد در التزام رکاب اینچنین ملتی بودن بی عَرض و نیاز و در راه شان از دل و جان مایه نهادن ، همانا بی گفتگو الحاق به ابدال و چه بسا اعلی از ابدال ، ادخال در جماعت ابرار است.
آری ، همکاران ما در روزی از روزهای گرم پایان اَمرداد اخیر ، قُرب و جوار سرای ملت که به واقع خانه خودشان هم به قاعده مالکیت مشاعی هست را قصد کردند و لیکن به تحقیق در آن موضع نه فریادی و نه نعره ای برآورده بودند تا مبادا ارعاب خلق الله را موجب گردند و نه هرگز متانت و ادب را فروهشته تا در تعاقب چنین فروهشتگی احتمالی ، خواه ناخواه به استعمال و ایفاد هر نحوی از انحاء وهن و هتک و تصغیر و استخفاء ، اهتمام ورزیده باشند و نه حاشا و کلّا اگر دستی به تخریب و شکستن و هَدم و شَتم و ضَرب و جَرحی رسانیده اند! و نه لا محاله احدی را لَتّ و کوب و بی عِرض و ارج و اعتبار کرده اند و سرآخر هم جمع بین دو همکار ما ولو اینکه جماعتی نیز به آنها پیوسته باشند ، بدون تردید به مصداق و به تعبیر قرآن کریم فِئَةٍ قَلِیلَةٍ فاقد وُسع و گُنجانه لازم است تا به ابتناء و اتکاء آن ، وضعیت اخلال در نظم عمومی لاعَن ذا جَرَم از آن مستفاد گردد.
علی هذا ، نزد عالیجنابان لابد مصدق است که یگانه وِزر و خطیئه دو همکار ما علی الظاهر به مثابه خبط و خطایی است که روزی در ایام خلافت حیدر کرار علی مرتضی سلام الله علیه ، آنگاه که آن امام همام در مسجد کوفه و در پس نماز جماعتی که خود امامش بود ،خطبه ای را برای مسلمین و مسلمات اقتداء کرده به حضرت ، قرائت می فرمود که ناگاه آن خطیئه موصوف از عربی بادیه نشین سر زد.
باری، مرد عربی در میانه سخن امام برخاست و با غیظی بی محمل و بی سبب و در حالی که تیغ تیز و کج و انحناء یافته اش را از نیام بیرون کشیده و سپس لخت و عور پیش روی خود گرفت و امام را به آن تیغ برکشیده توجه داد و سپس به فریاد چنین آغاز سخن نمود ، آنهم خطاب به وصی و خلیفه برگزیده نبی اکرم و همسر فاطمه اُمّ اَبیها و به تعبیری شاخه طوبی و پدر حسنین که جد بزرگوارشان حضرت محمد مصطفی درباره شان فرمود که حسن و حسین علیهما السلام سرور و سالار جوانان بهشت خواهند بود و ابا الریحانتین ( پدر دو ریحانه زینب و ام کلثوم) و ذو الرُکنتان ( صاحب دو رُکن که یکی رسول الله و دیگری فاطمه زهرا هستند ) و پدر ماه شب چهارده خاندان هاشمیان و فاتح خیبر و مالک ذوالفقار و قرآن ناطق و الیَمینَهُ ( دست راست او) مالک اشتر نخعی و بر حق ترین حاکم حاکمان دهر و باب شهر دانش پیامبر سلام الله علیه ، چنین عرض کرد : یا ابن الحسن ، والله اگر پایت را کج بنهی ، مدد خواه از این تیغ تیز کج خواهم شد و ولو به زحمت هم که شده است ، راستت می کنم!
عالی جنابان تصدیق فرمودید؟ هم
انطور که ملحوظ نظر مبارکتان است ، اَثم و بزرگ خبط معمولهء همکارانمان دقیقا همان ارتکاب فعل و قولی به مثابه فعل و قول آن عربِ برخاسته اندر میان مسجد کوفه است ، منتها توفیر میان این دو رفتار با فاصله چهارده قرن و اندی از این قرار است که همکاران من و شما طی حضور اعتراضی خود مقابل خانه ملت لزوماً نفر اول حاکمیت معاصرشان را خطاب نکرده اند و چه بسا تقریباً در روز دستگیری مطلقاً سکوت پیشه کرده بودند و از این جهت ناگفته می توان فعل آنها را در قیاس با کردهء آن عرب منتقد و ذامِر و انذار دهنده خلیفه وقت که زبانی تند و تیز و گستاخانه را استخدام می نماید ، واجد تفارقی عیان و مُبرهن دانست و حال بماند که آن عرب اَلیف البادیه به وقت عتاب و خطاب خلیفه وقت که به واقع نفر اول حاکمیت زمانش است یک دست بر کمر خود و دست دگرش را حلقه به دور قبضهء شمشیر کجش داشته است و لیکن همکاران ما در روز دستگیری شان مقابل خانه ملت ، آن گونه که وصف سکوت و آرامش در رفتار و سکناتشان مذکور افتاد ، حتی یک ناخن گیر ناقابل هم در جیب شان نداشته اند.
حقیقتاً از این قیاس جز افسوس بهره دیگری متصور است؟!
و حالیه خالی از لطف نیست چنانچه شما اعزاء را مطلع نمایم بر این واقع که یکی از پی جویی های مانوس من به عنوان راقم این سطور ، سر در آوردن از مجازات تبلیغ علیه نظام و مجازات توهین به خلیفه در عصر و زمانه خلافت خلفای راشدین و خاصه بازه زمانی صدارت و حکومت حضرت امیر علیه السلام است و حالا بماند مجازات های جرائم دیگری چون عضویت در گروه و تشکیلات مخل امنیت برای وقت دگر که فی الحال مطمح نظرم نیست و دلیلش شاید نیست جز نیک ملتفت بودنم بر این مهم که آن اُسوهء تقوی و عدالت به عنوان الگو برای حکومت های مدعی تاسی به مرام و شیوه حکومت داری اش ( حسب الادعای مکرر در مکرر مدعیان و چه بسا از ادعا فراتر رفتن و علی الدوام سعی در القاء مشابهت شخصیتی و کرداری در پی اتفاقاً مشابهت های مبتنی بر نام و وجد سیادت ) ، وقتی خوارج را در نهروان مغلوب فرمود و عین پیش بینی حکیمانه اش محقق گردید دائر بر اینکه از سپاهیان او کمتر از ده شمشیر زن شربت شهادت نمی نوشند و لیکن از سپاه خوارج بیش از ده سیّاف عمرشان به دنیا نخواهد بود که البته همگی بازماندگان متواری شدند و اما امام حتی پی کردن شان را برای یاران و اصحابش مجاز ندانستند و اجازه تملک جهاز جنگی و دیگر مایملک بر جای مانده از فراریان و کشته شدگان را به عنوان غنیمت جنگی صادر نفرمود و امر کرد تا کشته ها را با احترام و مطابق عادات و رسومات عبادی مسلمانان تغسیل و تکفین و تدفین کنند و از فردای روز پایان نبرد نهروان نیز امام به یاران و اصحاب و کارگزاران حکومتی شان فرمودند که خوارج تا وقتی دست دوباره به سلاح نیالوده اند، آزاد هستند و تعرض به جان و مال و ناموس و عِرض آنها ممنوع است و حتی امام اجازه فرمود تا مسجد محل عبادت شان را از دیگر مسلمین جدا کنند آنگاه که دید آنها بنای آمدن به مساجد از پیش دایر و سابقاً محل آمد و شدشان را ندارند و از ایستادن پشت سر امام به عنوان خلیفه و امام جماعت حین اقامه نماز جماعت اکراه دارند و در باب معامله و مزاوجه و مراوده و دیگر مناسبات فی ما بین به اَیّ نَحو کان ، دستور فرمود تا به مثابه مناسبات عادی دو مسلمان عمل گردد و خلاصه امام که بزرگترین ضربات را از چنین جماعت نادان و نا اهل و اصولا تحمل ناشده از هیچ حاکمی دریافت داشته بود و آنها با بی خردی خود بزرگترین بدخواه اسلام و مسلمین را بر جامعه اسلامی و برگزیده بندگان خدا مسلط و دست دراز و زبان دراز ساخته بودند ، مع الوصف چنین جماعتی با کارنامه ای تا این حد زشت و دل آزار و ناموجه را امام هرگز تکفیر نفرمودند و اما شاهکار نماد عدالت و انصاف و رِفق و مدارا آنجایی است که او با دشمنان قسم خورده اش تا اندازه ای که وصف موجز و مختصرش قدری رفت ، بر پایه تساهل و تسامح مدارا فرمود و صبورانه تحملشان نمود و هیچگاه دم بر نیاورد و حتی درد دل هایش را شبانگاهان به اعماق دل چاه سپرده می فرمود و همه این ها در حالی بود که علی هرازگاهی حتماً فرمودهء رسول الله را خطاب به خودش وقتی که توامان اشک می ریختند در خلوت و زیر لبان مبارکش زمزمه می نمود.
و اما فرموده رسول الله به او چنین بود که یا علی ، شقی ترین مردم ریش سپید تو را روزی به خون فرق سرت خضاب خواهند کرد و البته که علی می دانست مصداق شقی ترین مردم کسی نخواهد بود جز احدی از همین قوم منحرف و لجوج و خشکه مقدسی که او با آنها مدارا می کند و حتی بر پایه علم و اطلاع از پلیدی عن قریب ارتکابی شان ، خود را محق به سرکوب و لت و کوب کردن بقایای آنها نمی داند.
عالیجنابان....
حقیقتاً نمی دانم چرا این سخنان را خطاب به شما می نگارم و اوقات شریف تان را تنگ و تلخ می کنم‌ و گستاخانه توقع خواندن شان را دارم.
لیکن فقط به عنوان سخن آخر اجازه می خواهم تا
عرض کنم که اگر حاکمان مسلط بر ما نمی دانند ، لیکن شما بدانید و اگر به هر کیاخُن طریقی که دست تان بر آن گشوده است ، دست کم در جَلی هم نشد ، مع هذا خَفی را که می توانید دریابید و به هر روی نه همراه با قهر و غلبه که به واقع از باب نصیحت الملوک و یا همان امر به معروف و نهی از منکر بیشتر مقرب به ذهنشان ، حاکمان را از هر مرتبتی ( صدر تا ذیل و اوسطها هم که البته خیر الامور است) که هستند و شما توفیق حاصل فرموده و آنها را دریافتید ، بی درنگ گوشه و کناری خلوت را بجویید و با آنها کناره بگیرید و به ایشان بفرمایید که خداوند متعال با احدی عقد اخوت نبسته است و اینکه خودتان بفرمایید و ادعا کنید که خود و حکومت تان ادامهء سُلاله انبیاء الهی و متعاقباً ائمه اطهار سلام الله علیهم و مقدمه واجب حکومت جهانی حجت بن الحسن العسکری علیه السلام هستید ، چنین دم گرفتن و ادعایی بی گمان نزد دستگاه حساب و کتاب الهی ارزشی بیشتر از ضرب المثل " خود گویی و خود خندی ، عجب مرد هنرمندی " نخواهد داشت و لذا از آنجا که کار اصولاً به عمل برآید و نه به حرف و ادعا ، لیکن بیایند و با خدای طناز و شوخ طبع اینگونه که این روزها تا می کنند ، بنا بر خاطر عزیز خودشان و اطرافیان و نزدیکان و شرکاء و غیره خودشان هم که شده است ، مِن بعد تا نکنند تا ان شاء الله یک وقت به خود آمده و نیامده نبینند که ای دل غافل چقدر زود دیر شده است و از این رو انگشت بی حاصل حسرت بگزند.
عالی جنابان
چه اینکه جهت احتیاط آنها را بگویید و توصیه نمایید تا بنشینند و انفرادی یا دسته جمعی ( بسته به حال شان و صد البته میزان جدی گرفتن این توصیه دارد. چه اینکه جمعی خواندن حتما افضل است) دست کم نهج البلاغه‌ را هم مرور دوباره نمی کنند ، اما نامه حضرت را به مالک اشتر سرسری هم شده است دوباره خوانی کنند که ابداً جای دوری نمی رود.
و اما شما عالی جنابان هم اگر زحمتی گردنتان نخواهد افتاد ، لطف بفرمایید و نظر به تمدید قرار بازداشت دو همکار مبحوث عنهما در مورخه شانزدهم مهرماه ۱۳۹۷ ، مواد ۲۳۷ و ۲۳۸ و ۲۳۹ ( مخصوصا همین دو ماده آخر) آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ را در پیوند با توضیحات وکیل محترم جناب کیخسروی پیرامون چرایی تمدید بازداشت و اشارتی کوتاه درباره اتهامات چهارگانه مشار الیه مرور بفرمایید. جسارت چند باره می کنم و از باب تاکید موکد عرض می کنم که اگر به هر دلیل فرصت نشد تا ماده ۲۳۷ و ۲۳۹ را مطالعه طوطی وار بفرمایید ، منتها جان هر کس دوست دارید وسط دو ماده پیش گفته یعنی ماده ۲۳۸ را که ذیلاً صدور قرار بازداشت را در حق متهمین منوط به حداقل تحقق یکی از سه بند الف و ب و پ می کند ، مُدقّانه مورد مطالعه قرار دهید و سپس به جنابان شعله سعدی و کیخسروی نیز همانطور که مطالعه می کنید ، فکر بفرمایید و با خود این یک مسئله را حتماً مزه مزه کنید مبنی بر اینکه فقط یک روز ممنوع شدن از اشتغال و نپرداختن به امور روزانه حرفه ای شما را به واقع در چه نسبت و وضعیتی با موکلین تان قرار خواهد داد و سپس تصور کنید که بازداشت کیخسروی و شعله سعدی و دوام آن در بازه زمانی نزدیک و بالغ بر یک ماه و اندی ، دو همکار موصوف را در چه نسبت و وضعیتی با موکلین شان قرار داده یا خواهد داد.
برادران و خواهران و سروران من...
صندلی های صدارت سپرده شما گردیده اند تا به مدد آن هم معتبر گردید و هم روی دیگر سکه ای با یک رویه و طرفی تحت عنوان اعتبار ، تردیدی نیست که تادیه هزینه به وقت ضرورت است.
آری اعتبار و ایثار در به کف آوردن قدرت و صدارت و بالا نشینی ، دو روی یک سکه هستند و حال توقع ما از شما جهاد فی سبیل الله نبوده و نیست و فقط از شما استدعا داریم که مستظهر به آنچه از جامعه وکلای دادگستری پشت و پناه دارید ، برای مدد رساندنی قانونی و مسالمت آمیز و از موضعی عزت مندانه ، همکاران امروز در بند تان را که در بند بودنشان هر آینه بلا وجه و ناروا و مصداق ظلم عیان و اظهر من الشمس و القمر است ، مدد رسان باشید.
باور کنید ما شما را می بینیم. لطفا پایین را لختی نظر اندازید که گردنمان خشک شد.

از پروردگار توفیقات روز افزون شما را مسئلت دارم.
ارادتمند
امیرسالار داودی
۱۶مهرماه ۱۳۹۷
بدون روتوش
@withoutretouch
جناب آقای وکیل مهرداد قربانی سرابی
سفر پدر خاصه آنگاه که بازگشتی ندارد ، آدمی را بی قرار می کند.
کسانی چون شما همیشه در سخت ترین لحظات زندگی تنها هستید ، درست به این دلیل که همیشه پشتیبان و همراه و رفیق بوده اید و از این رو کسی را یارای آن نیست تا باور کند شما هم گاهی نیاز دارید تا باشند کنارتان و همراهی تان کنند .
غم اینکه دیگر لبخند پدر را پیش چشم خود در عالم امکان و واقع ندارید ، غم جانکاه و سهمگینی است که حقیقتاً هیچ تسلایی نمی تواند ولو به اندازه اندکی هم شده است ، آرام جان تان باشد و مع هذا در منتهای تاسف و تاثر و با قلبی سخت فسرده و مُصاب مراتب عمیق تسلیت و تعزیت را به محضر آن برادر بزرگ و ارزشمندمان تقدیم می داریم.
باشد تا خدای متعال رحمت کبریایی خود را نصیب روح متعالی آن مرحوم مغفور نماید و ان شا الله که اندوهی اینچنین نژند به زودی برای خاندان محترم قربانی مرتفع و مبدل به نُزهت و فُسحت نماید.
بدون روتوش
@withoutretouch
به قلم بانوی وکیل نجمه ریاحی عضو کانون وکلای دادگستری البرز

@withoutretouch


اعضای هیات مدیره کانون وکلای البرز :

1-مستند به ماده یک بندهای الف و ب آیین نامه اجرایی ماده 8قانون تشکیل صندوق حمایت وکلا و کارگشایان دادگستری حق بیمه تعیینی هشت درصد سهم وکلا و چهار درصد سهم کانون ها می باشد .
کانون البرز از بدو تاسیس تا به اکنون وظیفه قانونی خود در پرداخت چهار درصد سهم صندوق را به وکلای آن کانون تحمیل نموده است متعاقبا این مبلغ به دو درصد تعدیل گردیده است با این توجیه که کانون توان پرداخت این مبلغ را ندارد این در حالی است که طی گزارش آخر اعلامی این مبلغ دریافتی تماما به صندوق حمایت وکلا پرداخت نگردید و بخشی از آن به نفع کانون وکلای البرز سرمایه گذاری شده است پرداختی طی این سالها از بابت چهار درصدها و امکان سرمایه گذاری کانون البرز در خصوص این دریافتی ها حکایت از ملی شدن کانون البرز در پرداخت دو درصدها دارد و بحث عدم استطاعت مالی کانون دیگر سالبه به انتفا و‌مسموع نمی باشد و از لحاظ قانونی نیز با توجه به اینکه این دریافتی مستند به هیچ قانونی نیست از طریق مراجع ذی ربط قابل ابطال و الزام کانون به استرداد مبالغ را برای وکلا ایجاد می نماید.

2-حق عضویت جهت وکلای پایه یک برای کل کانونهاششصد هزار تومان تعیین گردیده است در آیین نامه مربوط به تعیین میزان و طرز وصول حق عضویت سالانه وکلای دادگستری مصوب 1350/12/30وفق تبصره ماده یک آیین نامه این اختیار را به کانون های وکلا تفویض نموده است که به وکلایی که در شهرهای کوچک اشتغال دارند تا پنجاه درصد در خصوص قیمت مصوب تخفیف دهند لهذا کانون وکلای البرز مستند به این آیین نامه می‌تواند این تخفیف را نسبت به وکلای آن کانون اعمال نماید و اگر به هر دلیلی موافق به اعمال این تخفیف نمی باشد می‌تواند پرداخت دو درصدهای غیرقانونی را منتفی نماید
امید است که اعضای هیات مدیره کانون البرز نسبت به این موضوع تصمیم صحیح و شایسته اتخاذ نمایند.

نجمه ریاحی وکیل دادگستری
"خیرتان مدام ولو ناخواسته "

حقیقتاً اگر جای مصادر عالی دستگاه قضایی بودم بی تردید در اولین فهرست متضمن اسامی وکلای دادگستری مورد تایید رییس محترم قوه قضاییه نام چند وکیل از وکلایی که به زعم تعریف کنندگان و تعیین مصداق کنندگان مقوله مهم " اعتماد رئیس قوه قضاییه" نمی بایست در فهرست موصوف قرار بگیرند را از قضا نامشان را درج می نمودم و سپس در فهرست های بعدی هم تعدادی دیگر را اعمال می کردم تا اینکه تمام فهرست های اعلامی قوه قضاییه با عنوان فهرست وکلای مورد تایید رییس قوه قضاییه ، نام تمام وکلای مد نظر یعنی همان وکلای اسمشان را نبر را شامل گردد.( یعنی اتفاقا بشوند وکلای اسمشان را ببر)
در این ارتباط با توجه به ذهنیت مردم ایران زمین و خُلق منحصر به فرد برآمده از این ذهنیت که به اَحسن الوجه من الوجوه توسط جناب استاد مهران مدیری در سریال طنز نمایش خانگی " قهوه تلخ تحت عنوان " جملات معکوس " منعکس و گردیده است ، وقتی نام وکلایی که سالهاست در محاکم امنیتی از متهمین واجد پرونده های موسوم به پرونده های امنیتی دفاع کرده اند و هم اکنون هم به سختی یک چند کارهایی می کنند و حالا نیست نود و نه درصد آراء محاکم ثلاث امنیتی کاملا و کلمه به کلمه و خط به خطشان عین لوایح و دفاعیات وکلای موصوف به وجه نعل له نعل بوده است ، در فهرست گنجانده بشوند ، خلق الله نه تنها برای پرونده های امنیتی شان نزدشان نخواهند رفت که در واقع حتی به واسطه پرونده های عادی شان هم ترجیح می دهند سراغ آنها نروند.

به واقع مطابق ساخته و پرداخته طنازانه استاد مدیری در قهوه تلخ ، مردم بَرَره آنچه را که در قالب افعال معکوس بیان و اَدا می کردند ، معنای قصد شده اش داخل درمعنای ما وُضِع لَه نبوده و کاملاً و صد و هشتاد درجه متفاوت از معنای اراده شده متکلم است!
مثالی از آموزش افعال معکوس شیر فرهاد( مهران مدیری) به کیانوش( سیامک انصاری) :
شیر فرهاد: حالا تشریف داشتَه بیدید!
کیانوش: خب این چی چیش معکوسه؟
شیرفرهاد : هااااا ، فکر کن رفتی مهمانی و موقع رفتن صاحب خانَه به مهمان وَگویه که حالا تشریف داشتَه بیدید! این یعنی که زودتر برو از اینجا گورت رو گم کن!
و یا مثلا بفرمایید تو ، دم در بَد بید و یا چایی در خدمتتان باشیم و یا مثلا آب نخود همه مهمان بیدید...ههههههه....یا خیلی ممنون من دیگه میل نداشته بیدم...یا سحرناز به تو وَگویه که من از تو خیلی متنفرم که معنیش میشه من از تو خیلی خوشَم وَیاد
کیانوش: خب از کجا باید بفهمیم که طرف داره افعال معکوس می گه یا دقیقا منظورش همونیه که داره می گه؟
شیر فرهاد : هاااا....دقیقا ظرافت زبان برره ایجا معلوم وَشِد....اینه که شیوه اَدای کَلَمه، معنای او کلمه رو مشخص وَکنه....

از این رو خواستم به عنوان احدی از همین وکلای مورد اشاره و به سهم خودم سپاس گزاری کنم که نکردید یک وقت با درج نامم داخل فهرست مورد تایید رییس محترم قوه قضاییه از نان خوردن من را انداخته و بدین سان کاسه چه کنم چه کنم در دست بگیرم.
و اما سخن آخر در این ارتباط...

من نه در پی اثباتم و نه برای این سخنم( همین سخنی که در ادامه عرض می کنم) سندی و مدرکی دارم.
مع هذا ، بر مبنای تجربیات پیرامونی ام عرض می کنم که فهرست موصوف یعنی فهرست وکلای مورد تایید ریاست قوه قضاییه ( تبصره ماده ۴۸ آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲) علی الظاهر و بر مبنای تبادر عنوان آن ، قرار بود در دل مردم ایقان و وثوق بِکارد و موجبات گِرَوِش خلق الله به محصول برآمده از تایید و تصدیق و ممیزی قاضی القضات مملکت را فراهم آورد و مع ذالک آن اندازه که مُحاط و اطرافم رصد کرده ام و به عینه دیده و به مدد قوّه سامعه نیوشا گردیده ام ، فهرست کذایی مبحوث عنه مبدل به تابلویی شده است که خلق الله ( آن اندازه که نگارنده دیده و شنیده است و شاید هم افزون بر آن اندازه احدی نباشد) با رویت آن تابلو و درون مایه اش، دقیقاً به عکس دلالت و هدایتش عمل می کنند.
نمی دانم کجا شنیده ام یا خوانده ام که کارهای روزگار همگی از سر شوخ طبعی و نازک عملی است.
یکی از همین شوخ طبعی ها و نازک عملی ها است که به خود آمده و نیامده می بینیم اساسا مفهوم تایید و تصدیق چگونه زیر و زبر می گردد.
به هر روی که اِن شاء الله خیر است....
عزت تان افزون
خیرتان مدام ولو ناخواسته...
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
"وکلای ما و وکلای آنها"

حضرت آیت الله آملی لاریجانی ریاست محترم قوه قضاییه: در جرایم امنیتی متأسفانه گاهی برخی وکلا با استفاده از ترفندهایی موجب می شوند که متهم به نحوی از محاکمه فرار کند یا اظهارات خلاف واقع داشته باشد.( ۲۱ خرداد ۹۷)

در ارتباط با فرمایش رئیس محترم قوه قضاییه .....
پروفسور فرانسیس بویل را آیا می شناسید؟!
او یک آمریکایی و وکیل دادگستری و استاد ارشد حقوق بین المللی دانشگاه ایلینویز آمریکا است.
ایشان طی هجدمین کنفرانس بین المللی " دموکراسی مستقیم " در اتریش با موضوع " بازدارندگی هسته ای در فرازی از سخنانش چنین گفت : ( بیست مهرماه ۱۳۸۹)
وقتی دولت اوباما همچون دولت بوش ایران را به حمله تهدید می کنند و پیوسته می گوید که سناریوی حمله به ایران همواره روی میز است ، در واقع آمریکا با این قبیل سخنان ایران را به جنگ هسته ای تهدید می کند که این مساله از منظر حقوق بین الملل کاملا ممنوع است .
پروفسور بویل خاطر نشان کرد  : اگر ما امروز دست به کار نشویم اوباما و مردان او با دستاویز قرار دادن موضوع اتمی ایران جنگ جهانی سوم را به راه خواهند انداخت .

پروفسور بویل در گفتگو با خبرگزاری فارس :( هشتم آبان ماه ۱۳۸۳)
ايران محق است كه بر حق خود تحت پيمان منع گسترش سلاحهاي هسته‌اي(NPT ) تاكيد كند. وي افزود: ايران با امضاي پروتكل الحاقي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي حسن نيت خود را نيز نشان داده است. اين پروفسور حقوق بين‌‌الملل در ادامه با اشاره به موضع خصمانه دولت بوش نسبت به ايران در مساله هسته‌اي اظهار داشت: گرچه اسراييل عضو معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته‌اي(NPT) نيست اما اين«كله‌گنده‌هاي» نو محافظه‌‌كار طرفدار اسراييل در دولت بوش (مانند بولتون) هستند كه سياست خصمانه‌اي را عليه ايران تدوين مي‌كنند. بويل گفت: آنها (آمريكا) در تلاشند تا ايران را به انجام برخي كارها و اقدامات احمقانه وادارند. نويسنده كتاب «نظم برباد رفته جهان» تصريح كرد: ايران به جاي خارج شدن از عضويت در آژانس بين‌‌المللي انرژي اتمي بايد براساس مقررات آژانس عليه آمريكا در دادگاه عدالت بين‌المللي اقامه دعوي كند و از اين دعوي حقوقي براي جلوگيري از تصويب هر نوع مجازات توسط شوراي امنيت سازمان ملل عليه خود استفاده نمايد

پروفسور بویل در قسمت پنجم برنامه «راز» با موضوع «طرح دعاوی ایران علیه غرب» با حضور مهدی دهنوی کارشناس ارشد حقوق بین الملل و بیژن نوباوه وطن نماینده وقت مجلس شورای اسلامی( مجلس نهم) و مدیریت بحث توسط نادر طالب زاده شرکت جست!
پروفسور بویل استاد تمام دانشگاه و وکیل و حقوقدان آمریکایی به‌صورت مجازی در این برنامه شرکت کرد و در فرازی از سخنانش چنین گفت : ( ۲۴ تیرماه ۱۳۹۲)
در سال ۲۰۰۶ من یادداشتی حقوقی به حقوقدانان ایران ارائه کردم تا در دیوان بین المللی دادگستری از ایالات متحده، انگلیس، فرانسه، اسرائیل و آلمان شکایت کند.
او در فرازی دیگر چنین عنوان نمود :
پیشنهادم متوقف کردن جنگ اقتصادی است که ایالات متحده و کشورهای اروپایی در حال حاضر علیه ایران راه انداختند. آنها مصمم هستند همان کاری را که درباره عراق انجام دادند، درباره ایران انجام دهند و برای رسیدن به این منظور حتی از حمله نظامی هم استفاده می‌کنند. آقای روحانی رئیس جمهوری جدید ایران می‌تواند مجوز قانونی برای پیگیری اقامه دعوا در دادگاه لاهه را بدهد.

مستند کردن سخنان یک استاد تمام دانشگاه و یک وکیل دادگستری شاخص و یک نویسنده کتاب های پژوهشی و تحلیلی و یک حقوق دان برجسته بین المللی در سه نمونه کافی برای این مقال است و در صورت تمایل نام ایشان را در گوگل جستجو فرمایید و آنگاه تعجب خواهید کرد که یک حقوق دان و وکیل و استاد و نویسنده برجسته آمریکایی از دست کم سال ۱۳۸۳ شمسی با رسانه های جمهوری اسلامی ایران اعم از خبرگزاری های وابسته به سپاه و سیمای ان شا الله ملی و نشریات متتوع علی الدوام گفتگو کرده و علیه کشور خودش اظهار نظر کرده و سیاست های مقامات کشورش را زیر سوال برده و برای مقابله با سیاست های کشورش عملا به دشمن شماره یک کشورش خط می دهد تا جایی که بالاقراره می گوید سال ۲۰۰۶ به حقوق دانان ایرانی نامه نوشتم و به آنها گفتم تا از آمریکا شکایت کنند.
اما هیچ کدام از این کرده ها و گفته ها برای پروفسور نه تنها مصداقی برای تعقیب به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی و همکاری با دُوَل متخاصم‌ و یا حتی جاسوسی و امثالهم واقع نشدند که هم اکنون پروفسور سفت و محکم در دانشگاه ایلینویز کرسی اش را چسبیده است و احدی به او متعرض نگردیده که چرا چنین سخنانی را گفتی و از چه روی در زمین دشمن بازی نی کنی و به دشمن خط می دهی و از این دست سخنان!!!
حال گریزی بزنیم به فرموده رئیس قوه قضاییه طی سخنان تلویزیونی به مناسبت هفته قوه قضاییه دوم تیرماه ۹۷ که فرمودند برخی از وکلا در ماجرای خیابان پاسداران با آمریکا هم زبان شدند.
..
باری ، فارغ از آنچه رفت ، یک سوال همیشه ذهن نگارنده را به خود مشغول داشته است و حال سوال موصوف از این قرار است که جمهوری اسلامی در همین پرونده شکایت ایران از ایالات متحده در دیوان بین الملی دادگستری -دادکاه لاهه ، آلن پله حقوقدان مشهور فرانسوی را به نمایندگی از سوی خود استخدام نموده است
آلن پله پیش از این نیز در پرونده موسوم به سکوهای نفتی که به دلیل حمله آمریکا به چندین سکوی نفتی ایران در خلیج فارس در اواخر جنگ تحمیلی مطرح شده بود وکالت جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت.
ساموئل وردزورث وکیل انگلیسی نیز یکی دیگر از وکلای خارجی تیم وکلای جمهوری اسلامی در دادگاه لاهه است.
آیا وکلای مورد اشاره جهت تقبل وکالت کشوری که اگر دشمن ممالک متبوعه شان نیست ، دست کم رفیق و متحد هم نیست.
چرا دولتین انگلیس و فرانسه برای وکلای دادگستری کشورشان فهرست مورد تایید صادر نمی کنند تا هر نا هماهنگی نرود جهت دفاع از جمهوری اسلامی که طی چهل سال اخیر چندین بار روابط دیپلماتیک فی مابین دستخوش نشیب های بسیار و تا جایی که حتی مدتی را در قطع کامل روابط سیاسی سپری کرده اند.
در مورد دولت فرانسه که هم اکنون به واسطه یک موضوع تروریستی که فرانسه انگشت اتهام را به سوی جمهوری اسلامی نشانه رفته است ، سفیر فرانسه به کشورش بازگشته و همچنان برنگشته و سفیر جدیدی هم معرفی نگردیده است.
آری ، این است ماجرای وکلای ما و وکلای آنها....
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
"حُبّ اُبُوَّت"
بعضی وقت ها ممکن است سالها بر یک نظری نسبت به دوست و رفیق و حتی نه لزوما دوست و رفیق و هر کسی استوار باشید و اما بنا بر اتفاقی ناگاه ببینید که علی الظاهر بر سبیل خطا بوده اید.
امروز ساعت چهارده تا پانزده و نیم مراسم ختم ابوی مرحوم جناب وکیل مهرداد قربانی سرابی بود.
من سالهاست مهرداد عزیز را می شناسم و او را همچون برادری بزرگ دوست می دارم.
لیکن همیشه گوشه ذهنم نوع علاقه عجیب و غیر قابل هضم او را به استاد بهمن کشاورز درک نمی کردم.
از این رو همیشه گمان و ظنّ من این بود که استاد کشاورز یک نگاه مبتنی بر رابطه طولی و از بالا به پایین به مهرداد داراست و گو اینکه در مورد نگاه مشابه مهرداد خان یعنی نگاه مبتنی بر رابطه طولی و اما با یک تفاوت و آن هم از قرار پایین به بالا نسبت میان خودش و استاد کشاورز اطمینان داشتم.
حتی چندی قبل مطلبی با عنوان "همه مردان مُحق" نگاشتم و در آن مطلب صراحتاً وجود رابطه سلسله مراتبی فی مابین استاد کشاورز و اطرافیانش را که شامل بانو نعیمیان و آقایان قربانی و شیوایی و بشیریه و یزدی و امثالهم بود مورد اشارت و واکاوی از زاویه نگاه خودم قرار دادم و اینکه مطلب کذایی واجد چه بازخوردها و واکنش هایی بود ، بماند.
مع الوصف امروز ظهر لدی الورود به مسجد جامع شهرک غرب -قسمت مردانه که محل مراسم ختم ابوی جناب قربانی بود ، شاهد رویتی جالب و در عین حال عجیب بودم که باعث گردید این مقال کوتاه را در مقام اقرار به خطا و جبران ظن و گمان سابقم ناصوابم قلمی کنم.
آن رویتی جالب و در عین حال عجیب ، از این قرار است که معمول است که دم در ورودی سالن یا مسجد محل برگزاری مراسم ختم متوفایی ، علی الاصول وابستگان نزدیک مرحوم ایستاده و به آمدگان جهت عرض تسلیت ، احترام می کنند و آنچه برای من جالب و عجیب بود ، ایستادن استاد کشاورز به عنوان نفر اول صف ایستادگان بود. شخص صاحب عزا یعنی مهرداد خان قربانی هم در صف موصوف ایستاده بود و اما به عنوان نفر هفتم یا هشتم....
باری ، استاد کشاورز جز رابطه استاد شاگردی ، رابطه دیگری که ایستادن شان را در چنین صفی توجیه عرفی نماید ( رابطه نسبی یا سببی ) با خاندان قربانی سرابی ندارند.
استاد تازگی به واسطه عارضه منتهی به جراحی زانو ، مدتی در بیمارستان و سپس در منزل به استراحت مطلق پرداختند و از این رو ایستادن دو ساعته ایشان با وضعیت توصیفی و البته سن و سال رسیده به هفتاد و چهار سالگی قطعا محتاج انگیزه ای نسبتاً موجه نزد ایشان است.
چه اینکه بی تردید مهرداد قربانی با اصرار و الحاح از ایشان خواسته که چنین زحمتی را به خودشان و سلامتی شان تحمیل نکنند ، اصراری که قطعا از سوی استاد مقبول نیوفتاده است.
علی ای حال آن انگیزه ای که رغبتی تزلزل ناپذیر در جناب کشاورز ایجاد نموده است تا ابتدای صف صاحبان عزاء که اغلب چنین صفی متشکل از نزدیک ترین صاحبان عزاء به متوفی است ، ایستاده و به آمدگان جهت عرض تسلیت خوش آمد گویی کنند و احترامشان نمایند ، فقط می تواند نوعی حُبّ اُبُوَّت استاد به مهرداد خان قربانی باشد.
حُب و علاقه ای که فرضیه سالها معمول داشتن نگاهی از بالا به مهرداد و دیگر شاگردانش را در ذهن دست کم چون منی امروز منتفی نمود.
علی ای حال اگر چه از دست دادن پدر و مادر در هر سن و سالی برای آدمی جانکاه است ، لیکن آنچه امروز در پایان مراسم از مهرداد خان قربانی رصد کردم جز این نبود که او سعی کرد تا در چنین روز خاص و غم انگیزی برای خودش و خانواده اش ، دوستان و همکارانش را با همان روحیه همیشگی پذیرا باشد که همیشه پذیرا بوده است و چنین خود نگاه داری و استواری البته که از فردی چون جناب وکیل قربانی دور از ذهن نمی باشد و اما اگر در کنار اینکه حتما نه فقط مهرداد که در واقع هر کس دیگری هم وقتی پدر و مادرش به سن و سال بالا می رسند ، خود را هر لحظه مهیای وداع با مادر و پدر می کند و همین تهیه روحی است که کتم غم را به وقت از دست دادن شان اسهل می کند ، اما دست کم برای مهرداد شاید وجود پدری معنوی ایستاده کنارش ، تا حد بسیاری کمک کننده است تا او بتواند راحت تر با غم از دست دادن پدر خونی مهربانش کنار بیاید.
امیرسالار داودی
۱۹ مهرماه ۱۳۹۷
بدون روتوش
@withoutretouch
به قلم بانوی وکیل افسانه گرشاسبی
عضو هیات اجرایی شورای تشکلهای وکلای دادگستری
"شرح مختصری بر پارلمان خصوصی تشکلهای صنفی"( انتخاب تیتر از بدون روتوش)

@withoutretouch

معرفي شوراي تشكل هاي وكلاي دادگستري
شوراي تشكل هاي وكلاي دادگستري مركب از تشكل هاي صنفي وكلاي دادگستري است و شورا به منظور ارتباط بيشتر با همكاران كه همان بدنه جامعه وكالت ميباشند ، نهادينه شدن فرآيند هم انديشي و گفتگو ميان ميان تشكل هاي وكلا و نيز براي همكاري با كانون وكلاي دادگستري و اتحاديه سراسري وكلا با هدف تحقق حقوق صنفي ، تضمين حق دفاع و تحكيم استقلال وكيل تشكيل شده است و عموماً به عنوان بازوي مشورتي به هييت مديره تمام تلاش خود را توسط تشكل هاي عضو خود انجام ميدهد .
تشكل هاي عضو اين شورا ، نيز هر زمان كه مسئله اي صنفي به عنوان دغدغه وكلا احساس شود نيز وارد عمل شده و تا حد ممكن رسالت خود را كه در منشور مدون آن تبلور يافته است به جا مي آورد .
در حال حاضر ٢٨ تشكل ،عضو شوراي تشكل ها ميباشند كه مطابق آيين نامه و رعايت شرايط مربوط به عضويت ، عضو شورا شده اند .
در راستاي شكل گيري تشكل هاي متقاضي عضويت ، مطابق آيين نامه داخلي كه همان قانون شورا ميباشد رعايت شرايط زير توسط گروههاي متقاضي عضويت الزامي است :
١-هييات موسس تشكل متقاضي بايد از وكلا، كارآموزان عضو كانون هاي وكلاي دادگستري باشند .
٢-هدف عمده از تشكيل تشكل تنها فعاليت صنفي باشد .
٣- پيشينه تشكل نشان از عملكرد ضد استقلال كانون وكلا نداشته باشد .
٤- شش ماه از تاريخ درخواست عضويت تشكل گذشته باشد .
٥ -تشكل خواستار عضويت دستكم ٢ جلسه سخنراني علمي ، صنفي داشته باشد .
كه پس از طي مراحل فوق مطابق نظر كميته عضويت ، به عضويت شورا درخواهد آمد .
شورا در طول هفته يك جلسه با حضور اعضاي خود تشكيل ميدهد و به دستور جلسات از پيش تعيين شده رسيدگي مي نمايد ، دستور جلسات عموماً توسط كميته برنامه ريزي در شورا كه يكي از اركان دائمي اين مجموعه باشد تهيه ميگردد . از مهمترين وظايف اين كميته تعيين و تدويين اهداف ، راهبردها و برنامه ريزي كوتاه مدت ، ميان مدت و بلند مدت براي شورا است كه عموماً در صحن شورا طرح شده و پس از هم انديشي و بررسي آن توسط نمايندگان تشكل هاي عضو در نهايت منجر به ايجاد مصوبات با كاركردهاي متفاوت ، كه هر يك داراي آثار جداگانه است ميگردد .
با توجه به اينكه مصوبات شوراي تشكل ها ، توسط خود تشكلهاي عضو ايجاد ميشود عموماً خود تشكلهاي عضو خود را ملزم به اجراي تصميماتي ميدانند كه خود در ايجاد آن نقش داشته اند بنابراين ضمانت اجراي اخلاقي براي اجراي آن قائل ميباشند و مطابق مرامنامه شورا مصوبات ياد شده را اجرا مينمايند .
همچنين مسائل فوري صنفي كه از پيش توسط كميته برنامه ريزي در شورا طرح نشده است نيز، امكان بحث و تبادل نظر در شورا را دارند و اگر بيش از ٨ تشكل عضو شورا تمايل به بررسي موضوع در صحن شورا را داشته باشند و راي موافق خود را به صورت مكتوب ارائه نمايند ، مسئله فوري بدون درنگ در دستور جلسه قرار خواهد گرفت و شورا نسبت به موضوع ياد شده اتخاذ تصميم خواهد نمود .
عموماً يك نفر از اعضاي محترم هييت مديره به انتخاب هييت مديره پس از معرفي به شورا به عنوان نماينده و رابط هييت مديره با شورا در جلسات شركت ميكند كه اين نشان از رابطه نزديك ميان شورا و هييت مديره دارد .
@withoutretouch
اگر عالم و آدم کثیف بازی کنند ، تو فقط و فقط تکلیف داری که آدم باشی و از اسب هم فتادی ، اصل را دو دستی چسبیده و به هر قیمتی خودت را روی اصولت حفظ کنی....
باخت و هزیمت تو وقتی است که در تحفظ اصولت مبتلا به شکست گردی....
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch