✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل حبیب نژاد @withoutretouch این «گرد راه» موجب شد به کانال روتوش مراجعه کرده هم نوشتار مفصل آقای امیر سالار داودی خطاب به آقای زرگریان و هم گردیان ایشان را بخوانم هم یادداشت گرد راه آقای داودی و هم نوشتار آقای نزادی و هم مجدداً قلمی آقای میر…
جناب وکیل حاج حبیب
با سلام...
مطلب شما را خواندم و از آن هیچ نفهمیدم...
فقط مانند خط روی خط شدن یا وقتی که گوشی همراه خوب آنتن نمی دهد ، چند کلمه ای را بریده بریده فهمیدم.
و حال در پاسخ جناب وکیل حاج حبیب بر مبنای همان چهار کلمه ای که فهمیدم.
اول ظاهرا حاج حبیب روی کلمه بدون حساسیت دارند که از استفاده اش احتذار می ورزند. شاید به همین دلیل است که برای حاجی بدون شک ابدا معنی ندارد و در عوض همش شک دارد و یا بدون تردید که تبدیل شده به تردید و یا بدون ابهام برای حاجی علی الدوام ابهام است.
دوم اینکه حاجی مثل اینکه خیلی عذر خواهی دوست دارند و از همین رو به دیگران هی تجویز می کنند. اما حاجی من مثل همین ماجرای چندی قبل تقصیرم درباره جناب وکیل فروزان ، هم مسئولیتم را بر گردن گرفتم و هم عذر خواستم و هم از رییس کانون برخورد قانونی را با خودم درخواست کردم. بنابراین اگر کار خطایی یا سخن ناصوابی گفته باشم ، بدون نیاز ( ببخشید حاجی کلمه بدون رو شما نخونید) به درخواست دیگران حتما با جسارت عذر خواهی می کنم. ضمنا حاج آقا همفکران و هم تیپ ها و هم مسلکان شما بعید می دانم این اندازه راحت عذر خواهی کنند. واقع اینکه از زمان حکومت امثال شما ، کلا فرهنگ اعتذار از این ملک رخت بر بسته و من هم حقیقتا علی رغم رشد و نمو در دوره حکومت امثال شما ، سعی کردم یاد بگیرم به وقتش عذر خواهی کنم.
سوم و آخر اینکه حاج حبیبنا کانال با گروه در تلگرام توفیر دارد. راستی شما چرا نکوچیدی به سروش و بله ؟! تلگرام جای مردان خدا نیست و حیف شما که در این محفل شیطانی نشسته ای و اباطیل چون منی را می خوانی و به جای این وقت تلف کردن ها بیشتر قرآن بخوان که به رستگاری نزدیک تر است. יש לנו צרות לך ולך ( دیدم عربی برام نگاشتید و گفتم منم برای شما تنوع ایجاد کنم و عبری بنویسم حالا که پای داود علیه السلام را وسط کشیدی)
عزت زیاد
امیرسالار داودی
روتوش
@ retouch
به احترام حاجی اروپا بُروی جامعه وکالت ، در این پُست بدون روتوش را روتوش درج می کنیم.
با سلام...
مطلب شما را خواندم و از آن هیچ نفهمیدم...
فقط مانند خط روی خط شدن یا وقتی که گوشی همراه خوب آنتن نمی دهد ، چند کلمه ای را بریده بریده فهمیدم.
و حال در پاسخ جناب وکیل حاج حبیب بر مبنای همان چهار کلمه ای که فهمیدم.
اول ظاهرا حاج حبیب روی کلمه بدون حساسیت دارند که از استفاده اش احتذار می ورزند. شاید به همین دلیل است که برای حاجی بدون شک ابدا معنی ندارد و در عوض همش شک دارد و یا بدون تردید که تبدیل شده به تردید و یا بدون ابهام برای حاجی علی الدوام ابهام است.
دوم اینکه حاجی مثل اینکه خیلی عذر خواهی دوست دارند و از همین رو به دیگران هی تجویز می کنند. اما حاجی من مثل همین ماجرای چندی قبل تقصیرم درباره جناب وکیل فروزان ، هم مسئولیتم را بر گردن گرفتم و هم عذر خواستم و هم از رییس کانون برخورد قانونی را با خودم درخواست کردم. بنابراین اگر کار خطایی یا سخن ناصوابی گفته باشم ، بدون نیاز ( ببخشید حاجی کلمه بدون رو شما نخونید) به درخواست دیگران حتما با جسارت عذر خواهی می کنم. ضمنا حاج آقا همفکران و هم تیپ ها و هم مسلکان شما بعید می دانم این اندازه راحت عذر خواهی کنند. واقع اینکه از زمان حکومت امثال شما ، کلا فرهنگ اعتذار از این ملک رخت بر بسته و من هم حقیقتا علی رغم رشد و نمو در دوره حکومت امثال شما ، سعی کردم یاد بگیرم به وقتش عذر خواهی کنم.
سوم و آخر اینکه حاج حبیبنا کانال با گروه در تلگرام توفیر دارد. راستی شما چرا نکوچیدی به سروش و بله ؟! تلگرام جای مردان خدا نیست و حیف شما که در این محفل شیطانی نشسته ای و اباطیل چون منی را می خوانی و به جای این وقت تلف کردن ها بیشتر قرآن بخوان که به رستگاری نزدیک تر است. יש לנו צרות לך ולך ( دیدم عربی برام نگاشتید و گفتم منم برای شما تنوع ایجاد کنم و عبری بنویسم حالا که پای داود علیه السلام را وسط کشیدی)
عزت زیاد
امیرسالار داودی
روتوش
@ retouch
به احترام حاجی اروپا بُروی جامعه وکالت ، در این پُست بدون روتوش را روتوش درج می کنیم.
جناب داودی عزیز
در پاسخ به مرقومه شما باید عرض نمایم:
یکم: اگر بنده به رایزنی آشنا بودم که بنا به فرمایش شما با نفس چاقی که داشتم میبایست در این امر موفق میشدم.
دوم: حضور من در روزی که فرمودید به تقاضای ریاست کانون برای ارائه شرح ماوقع توهین یکی از قضات به خودم بود که فایل صوتی آن در کانال تخلفات انتظامی قضات منتشر شده بود و شرح مکتوب آن تقدیم ریاست کانون شد اما نتیجه هرگز مشخص نشد.
سوم: طی صحبت های همان روزمان فرمودید برای چه کمیسیونی تقاضا دادید؛ عرض کردم کاراموزی، فرمودید تیول کسانیست و به این سادگی دست یافتنی نیست نیاز به لابی دارد؛ که عرض کردم عرضه لابی ندارم.
{امیدوارم ارتباط این بحث به مطالب رد و بدل شده بین ما، در خصوص مطلب جناب زرگریان، برای خواننده مشخص باشد}
چهارم: اینکه مشخص نیست من در زمان پیش قراولی شما کجا بودم، محل سوال شماست؛ لیکن حداقل میدانم به احدی تعهدی در باب اینکه چه بنویسم یا ننویسم ندادم و مسئولیت پیغام رسانی دستگاه های اطلاعاتی را نیز بر عهده نگرفتم، تا آنجا که زحمت رساندن پیغام حضرات به دوش جنابعالی افتاد.
پنجم: ماه، ماه محرم است و زدن به صحرای کربلا با مناسبت؛ بنابراین اشاره به انتشار مطلبی در نقد تشکل علمی از سوی انجمن وکلای مستقل را در راستای همان سیاست میبینیم. (البته قطعا عزیزان مورد نظر، قدردان این پیگیری شما خواهند بود)
ششم: با ذکر مصادیق، توفیقات پیش قراولان را متذکر و نتایج آن در دوره اخیر برشمردم؛ لیکن معین نشد کلی گوییام کجا بوده.
هفتم: انجمن وکلای مستقل یک تشکل صنفی نیست؛ بنابراین اصراری بر شناساندن افراد ندارد. تاکید بر تشهیر مناسب کسی است که از این نمد در پی کلاهیست.
هشتم: به نظر میرسد همه این داستان از تحقیر یک همکار به جای پاسخگویی آغاز شده و این متن های مکرر و توسل به صحرای کربلا جهت توجیه همان خطا، به قول شما قلمی شده است.
در پایان با توجه به اینکه کماکان اشتغال به وکالت به دارم و این اشتغال به وکالت را مقدم بر فعالیت صنفی میدانم و علاوه بر آن به قدر آن جناب تسلط به فن نگارش ندارم، از کوتاهی پاسخ، پوزش میطلبم.
وکیل علی میررجبی
انجمن وکلای مستقل
در پاسخ به مرقومه شما باید عرض نمایم:
یکم: اگر بنده به رایزنی آشنا بودم که بنا به فرمایش شما با نفس چاقی که داشتم میبایست در این امر موفق میشدم.
دوم: حضور من در روزی که فرمودید به تقاضای ریاست کانون برای ارائه شرح ماوقع توهین یکی از قضات به خودم بود که فایل صوتی آن در کانال تخلفات انتظامی قضات منتشر شده بود و شرح مکتوب آن تقدیم ریاست کانون شد اما نتیجه هرگز مشخص نشد.
سوم: طی صحبت های همان روزمان فرمودید برای چه کمیسیونی تقاضا دادید؛ عرض کردم کاراموزی، فرمودید تیول کسانیست و به این سادگی دست یافتنی نیست نیاز به لابی دارد؛ که عرض کردم عرضه لابی ندارم.
{امیدوارم ارتباط این بحث به مطالب رد و بدل شده بین ما، در خصوص مطلب جناب زرگریان، برای خواننده مشخص باشد}
چهارم: اینکه مشخص نیست من در زمان پیش قراولی شما کجا بودم، محل سوال شماست؛ لیکن حداقل میدانم به احدی تعهدی در باب اینکه چه بنویسم یا ننویسم ندادم و مسئولیت پیغام رسانی دستگاه های اطلاعاتی را نیز بر عهده نگرفتم، تا آنجا که زحمت رساندن پیغام حضرات به دوش جنابعالی افتاد.
پنجم: ماه، ماه محرم است و زدن به صحرای کربلا با مناسبت؛ بنابراین اشاره به انتشار مطلبی در نقد تشکل علمی از سوی انجمن وکلای مستقل را در راستای همان سیاست میبینیم. (البته قطعا عزیزان مورد نظر، قدردان این پیگیری شما خواهند بود)
ششم: با ذکر مصادیق، توفیقات پیش قراولان را متذکر و نتایج آن در دوره اخیر برشمردم؛ لیکن معین نشد کلی گوییام کجا بوده.
هفتم: انجمن وکلای مستقل یک تشکل صنفی نیست؛ بنابراین اصراری بر شناساندن افراد ندارد. تاکید بر تشهیر مناسب کسی است که از این نمد در پی کلاهیست.
هشتم: به نظر میرسد همه این داستان از تحقیر یک همکار به جای پاسخگویی آغاز شده و این متن های مکرر و توسل به صحرای کربلا جهت توجیه همان خطا، به قول شما قلمی شده است.
در پایان با توجه به اینکه کماکان اشتغال به وکالت به دارم و این اشتغال به وکالت را مقدم بر فعالیت صنفی میدانم و علاوه بر آن به قدر آن جناب تسلط به فن نگارش ندارم، از کوتاهی پاسخ، پوزش میطلبم.
وکیل علی میررجبی
انجمن وکلای مستقل
✒بدون روتوش ⚖
جناب داودی عزیز در پاسخ به مرقومه شما باید عرض نمایم: یکم: اگر بنده به رایزنی آشنا بودم که بنا به فرمایش شما با نفس چاقی که داشتم میبایست در این امر موفق میشدم. دوم: حضور من در روزی که فرمودید به تقاضای ریاست کانون برای ارائه شرح ماوقع توهین یکی از قضات…
جناب میر رجبی عزیز
با سلام مجدد
آنچه باید در باب سخنان تان عرضه می کردم ، عرضه کردم.
لیکن فقط از باب طرح موضوع جدید و بی پاسخ مانده که در بند چهارم مذکور افتاده است ، قابل عرض اینکه متعاقب انتشار مرقومه شما در ارتباط با رهبری ، البته که با توجه به اهمیت بدون روتوش و حساسیت های مربوط به آن ، طبعا رصد اطلاعاتی می گردد و لذا وقتی مطلب به زعم نهاد امنیتی موهن و هتاکانه شما خطاب به رهبری درج و منتشر گردید از نهاد امنیتی با من تماس گرفتند و مسئولیت مدیریت کانال رسانه ای را در باب انتشار مطالب یاد آور گردیدند ( البته اصولا مطالب توهین آمیز را مدیریت بدون روتوش علیه احدی منتشر نمی کند و مطلب شما که به نظر من هم مناسب شان وکیل دادگستری نبود و وکیل دادگستری می تواند نقد کند و اما توهین هرگز و آنگاه که حرف حق است چه احتیاجی به توهین و تمسخر و هتاکی و از این رو معنولا ضعف مواضع ملازمه با توهین و هتاکی دارد و خلاصه اینکه درج کننده مطلب شما من نبودم و ناشی از ناهماهنگی مدیران کانال بود)
و اما متعاقبا از سر تعهد صنفی و انسانی به شما اطلاع دادم که چنین تماسی گرفته شده و نظرشان را پیرامون شما و مطلب موصوف به شما انتقال دادم.
و اما در مورد تعهد پیرامون اینکه چه بنویسم و چه ننویسم ، مطلب جدیدی نیست و آن زمان که شما معلوم نبود کجا تشریف داشتید و به چه کاری مشغول بودید ، جهت اطلاع مخاطبین توضیح داده شد که ماهیت سیاسی و اجتماعی مطالب بدون روتوش ( البته آن مطالب که به قلم من بوده است ) باعث ایجاد حساسیت و نهایتا تشکیل پرونده برای بنده گردید.
من هم البته هیچگاه نه خواسته ام قهرمان باشم و نه اساسا لجاجت بر سر مواضع غیر حیثیتی را مانند برخی واجد جنبه قهرمانانه می دانم.
آن زمان یا باید کلا بدون روتوش را تعطیل می کردم و یا اینکه به نفع حفظ کانال دست کم در حوزه صنفی ، مطالب سیاسی و اجتماعی ام را در بدون روتوش منتشر نمی کردم و از این رو به واسطه نداشتن هیچ گونه پشتی و امکانات ویژه ای فکر کردم که بود بدون روتوش با ماهیت صنفی ارجح به اصلا نبودنش است و از این رو تعهد دادم که کانال بدون روتوش صرفا واجد ماهیت صنفی بماند. چه اینکه مطالب سیاسی و اجتماعی من و اصرار بر انتشارشان در بدون روتوش آن اندازه اهمیت ندلشتند که مطالب صنفی واجد اهمیت بوده و هستند.
آری ، انتشار برخی مطالب مانند مطلب جناب عالی برای منتشر کننده مستوجب تذکر است و اما خدا را شکر که موجب تماس با نگارنده نیست. احتمالا از هیکل شما می ترسند و ما را نحیف می دانند. بی تردید فقط دلیلش همین است.
دوست خوبم...
واقعیت اینکه من در پی دیده شدن به هر قیمت و حتی به قیمت زندان رفتن نیستم و نمی توانم مانند برخی بگویم که خیالی نیست و زندان هم می روم و حرف های بسیاری که مضمونا آدمی را مشکوک به تمایلات ماجراجویانه و فراهم آوردن قاصدانه شرایطی می کند که فرجامش زندان است.
البته که با صراحت و صادقانه عرض می کنم که چنین تمایلاتی زمین بازی من یکی نیست.
ارادتمند
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@wirhoutretouch
با سلام مجدد
آنچه باید در باب سخنان تان عرضه می کردم ، عرضه کردم.
لیکن فقط از باب طرح موضوع جدید و بی پاسخ مانده که در بند چهارم مذکور افتاده است ، قابل عرض اینکه متعاقب انتشار مرقومه شما در ارتباط با رهبری ، البته که با توجه به اهمیت بدون روتوش و حساسیت های مربوط به آن ، طبعا رصد اطلاعاتی می گردد و لذا وقتی مطلب به زعم نهاد امنیتی موهن و هتاکانه شما خطاب به رهبری درج و منتشر گردید از نهاد امنیتی با من تماس گرفتند و مسئولیت مدیریت کانال رسانه ای را در باب انتشار مطالب یاد آور گردیدند ( البته اصولا مطالب توهین آمیز را مدیریت بدون روتوش علیه احدی منتشر نمی کند و مطلب شما که به نظر من هم مناسب شان وکیل دادگستری نبود و وکیل دادگستری می تواند نقد کند و اما توهین هرگز و آنگاه که حرف حق است چه احتیاجی به توهین و تمسخر و هتاکی و از این رو معنولا ضعف مواضع ملازمه با توهین و هتاکی دارد و خلاصه اینکه درج کننده مطلب شما من نبودم و ناشی از ناهماهنگی مدیران کانال بود)
و اما متعاقبا از سر تعهد صنفی و انسانی به شما اطلاع دادم که چنین تماسی گرفته شده و نظرشان را پیرامون شما و مطلب موصوف به شما انتقال دادم.
و اما در مورد تعهد پیرامون اینکه چه بنویسم و چه ننویسم ، مطلب جدیدی نیست و آن زمان که شما معلوم نبود کجا تشریف داشتید و به چه کاری مشغول بودید ، جهت اطلاع مخاطبین توضیح داده شد که ماهیت سیاسی و اجتماعی مطالب بدون روتوش ( البته آن مطالب که به قلم من بوده است ) باعث ایجاد حساسیت و نهایتا تشکیل پرونده برای بنده گردید.
من هم البته هیچگاه نه خواسته ام قهرمان باشم و نه اساسا لجاجت بر سر مواضع غیر حیثیتی را مانند برخی واجد جنبه قهرمانانه می دانم.
آن زمان یا باید کلا بدون روتوش را تعطیل می کردم و یا اینکه به نفع حفظ کانال دست کم در حوزه صنفی ، مطالب سیاسی و اجتماعی ام را در بدون روتوش منتشر نمی کردم و از این رو به واسطه نداشتن هیچ گونه پشتی و امکانات ویژه ای فکر کردم که بود بدون روتوش با ماهیت صنفی ارجح به اصلا نبودنش است و از این رو تعهد دادم که کانال بدون روتوش صرفا واجد ماهیت صنفی بماند. چه اینکه مطالب سیاسی و اجتماعی من و اصرار بر انتشارشان در بدون روتوش آن اندازه اهمیت ندلشتند که مطالب صنفی واجد اهمیت بوده و هستند.
آری ، انتشار برخی مطالب مانند مطلب جناب عالی برای منتشر کننده مستوجب تذکر است و اما خدا را شکر که موجب تماس با نگارنده نیست. احتمالا از هیکل شما می ترسند و ما را نحیف می دانند. بی تردید فقط دلیلش همین است.
دوست خوبم...
واقعیت اینکه من در پی دیده شدن به هر قیمت و حتی به قیمت زندان رفتن نیستم و نمی توانم مانند برخی بگویم که خیالی نیست و زندان هم می روم و حرف های بسیاری که مضمونا آدمی را مشکوک به تمایلات ماجراجویانه و فراهم آوردن قاصدانه شرایطی می کند که فرجامش زندان است.
البته که با صراحت و صادقانه عرض می کنم که چنین تمایلاتی زمین بازی من یکی نیست.
ارادتمند
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@wirhoutretouch
کمیسیون آموزش کانون وکلای دادگستری مرکز برگزار می کند:
«معافیت های مالیاتی برای وکلا»
سخنرانان:
دکتر میر محسن طاهری (معاون اداره کل حقوقی وزارت اقتصاد و دارایی)
دکتر علیرضا کریمی لاریمی (وکیل دادگستری و عضو هیات علمی دانشگاه)
زمان:
یکشنبه 1397/06/25 ساعت 18 لغایت 20
مکان:
کانون وکلای دادگستری مرکز
http://icbar.ir/Default.aspx?tabid=55&ctl=Edit&mid=435&Code=23866
@kanoonevokalamarkaz
«معافیت های مالیاتی برای وکلا»
سخنرانان:
دکتر میر محسن طاهری (معاون اداره کل حقوقی وزارت اقتصاد و دارایی)
دکتر علیرضا کریمی لاریمی (وکیل دادگستری و عضو هیات علمی دانشگاه)
زمان:
یکشنبه 1397/06/25 ساعت 18 لغایت 20
مکان:
کانون وکلای دادگستری مرکز
http://icbar.ir/Default.aspx?tabid=55&ctl=Edit&mid=435&Code=23866
@kanoonevokalamarkaz
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
اظهار نظر خصوصی دوستی یا مخاطبی در ارتباط با بدون روتوش و عملکرد مدیریت آن
توجه:
نام دوست و یا مخاطب ارسال کننده نظر قید نمی گردد ۱.جهت مراعات ایشان ۲. فقد جواز جهت افشاء نام ایشان
@withoutretouch
سلام و شب بخير
به نظر من و خيلي از وكلا از اقشار و جناح هاي مختلف شما مدتي است به سمت تشكل علمي متمايل شده ايد ، بديهي است اشكالي ندارد كه هر وكيلي عضو و يا حامي يك تشكل شود اما اولاً عضو و يا حامي تشكل خوش نامي نشده اي و ثانياً مدت ها عليه علمي ها مي نوشتي و مدتي است تقريباً سمپات گونه به نفع آنها مي نويسي و در آخر اين كه باكمال شگفتي اين موضوع آشكار را پنهان و انكار مي كنيد
من به عنوان يك خواننده مشتاق شما مدتي است كه از مطالب سبك و جانب دارانه شما با عرض پوزش حالم بد مي شود .
نكن جانم نكن زيرا عرض خود را مي بري و علمي ها هم بعد از استفاده ابزاري از شما رهايتان مي كنند همانطور كه با ديگران كردند .
شما مفيد و اهل قلمي اما همه اين را داري خرج امري بي ارزش مي كني
شما ديگر نمي توانيد بي طرفانه بنويسيد زيرا نقد قدرت كه جوهر اصلي قلم شما بود به تمجيد قدرت تبديل شده است.
خواهش دارم تا دير نشده از مسير غلط خود برگرد و همان امير سالار دوست داشتني باش، نمي خواهم بگويم در نقد مديريت كانون طوفاني باش اما مي تواني عادلانه نقد كني و اگر به هر دليلي قادر نيستي وامكان نقد را نداري لا اقل مجيز گويي نكن زيرا آدم از بي بصري بندگي آدم كند
پاسخ متقابل امیرسالار داودی.....
سلام.
من فکر می کنم به اندازه کافی توضیحات لازم را در شفاف کردن مواضعم عرضه کرده ام.
بنابراین علی رغم تمام توضیحات ، شما حق دارید نظر خودتان را داشته باشید و نه از من برآمدنی است که خودم را بخواهم برای همه اثبات کنم و نه اساسا چنین هدفی یعنی اثبات برای همگان امر مقدوری است.
طبعا یک عده از دوستان نظری چون شما دارند و البته عده ای هم نظرات متفاوت.
من فقط می توانم بابت ابراز نظرت تشکر کنم.
ما بقی مسائل هم بلاخره روزی روشن می گردد. خیلی برای روشن شدن حقیقت عجله ندارم. در واقع برای من چیزی عوض نشده است!!!
تا دیروز یک عده من را خود فروخته و عده ای دیگر علمدار قلم و یکه تاز عرصه عدالت می دانستند و امروز جای آن عده با این عده عوض شده است.
بنابراین دست کم برای من وضعیت مانند سابق است.
شما هم ان شا الله موفق باشی.
منتها یک نصیحت دوستانه یا نه نصیحت نه....توصیه دوستانه...
بیا کفش های من را بپوش و بعد با آن ها راه برو و سپس بنشین و من را قضاوت کن.
من وقتی پا در مسیر رسانه و قلم و نگاشتن و نقد و اظهار نظر و جذب مخاطب نهادم ، می دانستم که کار آسانی ندارم. بنابراین اظهار نظرهای بی ادبانه شما نه ناراحت می شوم و نه دلخور. بله شما می توانی نظرت را بگویی و من هم می خوانم و جواب هم می دهم. اما بی ادبانه نگاشتن را نمی فهمم.
شبت خوش
بدون روتوش
@withoutretouch
توجه:
نام دوست و یا مخاطب ارسال کننده نظر قید نمی گردد ۱.جهت مراعات ایشان ۲. فقد جواز جهت افشاء نام ایشان
@withoutretouch
سلام و شب بخير
به نظر من و خيلي از وكلا از اقشار و جناح هاي مختلف شما مدتي است به سمت تشكل علمي متمايل شده ايد ، بديهي است اشكالي ندارد كه هر وكيلي عضو و يا حامي يك تشكل شود اما اولاً عضو و يا حامي تشكل خوش نامي نشده اي و ثانياً مدت ها عليه علمي ها مي نوشتي و مدتي است تقريباً سمپات گونه به نفع آنها مي نويسي و در آخر اين كه باكمال شگفتي اين موضوع آشكار را پنهان و انكار مي كنيد
من به عنوان يك خواننده مشتاق شما مدتي است كه از مطالب سبك و جانب دارانه شما با عرض پوزش حالم بد مي شود .
نكن جانم نكن زيرا عرض خود را مي بري و علمي ها هم بعد از استفاده ابزاري از شما رهايتان مي كنند همانطور كه با ديگران كردند .
شما مفيد و اهل قلمي اما همه اين را داري خرج امري بي ارزش مي كني
شما ديگر نمي توانيد بي طرفانه بنويسيد زيرا نقد قدرت كه جوهر اصلي قلم شما بود به تمجيد قدرت تبديل شده است.
خواهش دارم تا دير نشده از مسير غلط خود برگرد و همان امير سالار دوست داشتني باش، نمي خواهم بگويم در نقد مديريت كانون طوفاني باش اما مي تواني عادلانه نقد كني و اگر به هر دليلي قادر نيستي وامكان نقد را نداري لا اقل مجيز گويي نكن زيرا آدم از بي بصري بندگي آدم كند
پاسخ متقابل امیرسالار داودی.....
سلام.
من فکر می کنم به اندازه کافی توضیحات لازم را در شفاف کردن مواضعم عرضه کرده ام.
بنابراین علی رغم تمام توضیحات ، شما حق دارید نظر خودتان را داشته باشید و نه از من برآمدنی است که خودم را بخواهم برای همه اثبات کنم و نه اساسا چنین هدفی یعنی اثبات برای همگان امر مقدوری است.
طبعا یک عده از دوستان نظری چون شما دارند و البته عده ای هم نظرات متفاوت.
من فقط می توانم بابت ابراز نظرت تشکر کنم.
ما بقی مسائل هم بلاخره روزی روشن می گردد. خیلی برای روشن شدن حقیقت عجله ندارم. در واقع برای من چیزی عوض نشده است!!!
تا دیروز یک عده من را خود فروخته و عده ای دیگر علمدار قلم و یکه تاز عرصه عدالت می دانستند و امروز جای آن عده با این عده عوض شده است.
بنابراین دست کم برای من وضعیت مانند سابق است.
شما هم ان شا الله موفق باشی.
منتها یک نصیحت دوستانه یا نه نصیحت نه....توصیه دوستانه...
بیا کفش های من را بپوش و بعد با آن ها راه برو و سپس بنشین و من را قضاوت کن.
من وقتی پا در مسیر رسانه و قلم و نگاشتن و نقد و اظهار نظر و جذب مخاطب نهادم ، می دانستم که کار آسانی ندارم. بنابراین اظهار نظرهای بی ادبانه شما نه ناراحت می شوم و نه دلخور. بله شما می توانی نظرت را بگویی و من هم می خوانم و جواب هم می دهم. اما بی ادبانه نگاشتن را نمی فهمم.
شبت خوش
بدون روتوش
@withoutretouch
دیدگاه تان در خصوص استدلال امیرسالار داودی در بیان سخن در پی چیست؟!
"در حال حاضر شرایط خطیری حاکم است و از این رو می بایست هیات مدیره و خاصه هیات رییسه و ریاست کانون و هیات رئیسه اتحادیه و خاصه رییس اتحادیه را حمایت کرد و در طرح و بیان انتقادات نسبت به آنها و در قیاس با سنوات سابق ، تساهل و تسامح روا داشت و موارد مبتلا به انتقاد را در شرایط کنونی با حساسیت و وسواس بیشتری برگزید و می بایست رویکرد حمایتی از مصادر امور نهاد وکالت را در شرایط فعلی تقویت کرد."
۱.استدلال نادرستی است به واسطه در کار نبودن شرایط خطیر ادعایی (5)
👍5%
۲.استدلال نادرستی است ، حتی اگر شرایط خطیر هم در میان باشد ، انتقاد ضروری است و این استدلال بهانه خوبی برای تغییر رویکرد امیرسالار داودی نیست. (53)
👍👍👍👍👍👍55%
۳.استدلال نادرستی است ، هیات حاکمه فعلی نهاد وکالت تحت هر شرایطی استحقاق حمایت و پیش بُرد ملایم انتقادات را ندارند. (6)
👍6%
۴.ولو اینکه استدلال درستی است ، اما دلیل حقیقی و صادقانه تغییر رویکرد امیرسالار داودی نیست. (1)
👍1%
۵.استدلال مطروحه در ارتباط با استقرار فعلی شرایط خطیر درست است و لیکن راه حمایت از مصادر نهاد وکالت تغییر کمی و کیفی انتقاد به عملکرد آنها نیست.چه اینکه حتی با فرض قبول کل استدلال ، داودی از زمان اعلام تغییر رویکرد ، بر خلاف نظرش بر کاهش حجم انتقادات ، انتقاداتش را کاهش نداده و به صفر رسانده است. (2)
👍2%
۶.استدلال درستی است و با فحوای آن موافقم و امیرسالار داودی می داند چه می کند. (25)
👍👍👍26%
۷. فارغ از درستی یا نادرستی استدلال و رویکرد و نظر شخصی امیرسالار داودی ، بدون روتوش به عنوان یک رسانه انتقادی رویه اش تغییری نکرده و همچنان مانند سابق هر نوع نقدی را با هر سطح کیفی منتشر می کند و از زمان اعلام تعییر رویکرد ، عملکرد بدون روتوش سوای عملکرد شخصی امیرسالار داودی است. (3)
👍3%
۸.فارغ از استدلال فوق ، اساساً هیچگاه باوری به نقد هیات مدیره و مصادر جامعه وکالت نداشته و ندارم و قائل به حمایت همیشگی و مداوم هستم و از این رو امیرسالار داودی و بدون روتوش را هیچگاه فرد و رسانه موثر و مثمر ثمری نمی دانستم و نمی دانم و تغییر فعلی او را نیز به دیده تردید می نگرم ، چرا که فکر می کنم او پشت استدلال فوق پنهان شده تا با جلب نظر مخالفینش و منتقدین عملکرد انتقادی سابقش ، ناگهان وقتی را به آوار شدن بر سر مصادر جامعه وکالت برگزیده و عملی سازد. (2)
👍2%
🕴 تعدادکل رای ها: 97
"در حال حاضر شرایط خطیری حاکم است و از این رو می بایست هیات مدیره و خاصه هیات رییسه و ریاست کانون و هیات رئیسه اتحادیه و خاصه رییس اتحادیه را حمایت کرد و در طرح و بیان انتقادات نسبت به آنها و در قیاس با سنوات سابق ، تساهل و تسامح روا داشت و موارد مبتلا به انتقاد را در شرایط کنونی با حساسیت و وسواس بیشتری برگزید و می بایست رویکرد حمایتی از مصادر امور نهاد وکالت را در شرایط فعلی تقویت کرد."
۱.استدلال نادرستی است به واسطه در کار نبودن شرایط خطیر ادعایی (5)
👍5%
۲.استدلال نادرستی است ، حتی اگر شرایط خطیر هم در میان باشد ، انتقاد ضروری است و این استدلال بهانه خوبی برای تغییر رویکرد امیرسالار داودی نیست. (53)
👍👍👍👍👍👍55%
۳.استدلال نادرستی است ، هیات حاکمه فعلی نهاد وکالت تحت هر شرایطی استحقاق حمایت و پیش بُرد ملایم انتقادات را ندارند. (6)
👍6%
۴.ولو اینکه استدلال درستی است ، اما دلیل حقیقی و صادقانه تغییر رویکرد امیرسالار داودی نیست. (1)
👍1%
۵.استدلال مطروحه در ارتباط با استقرار فعلی شرایط خطیر درست است و لیکن راه حمایت از مصادر نهاد وکالت تغییر کمی و کیفی انتقاد به عملکرد آنها نیست.چه اینکه حتی با فرض قبول کل استدلال ، داودی از زمان اعلام تغییر رویکرد ، بر خلاف نظرش بر کاهش حجم انتقادات ، انتقاداتش را کاهش نداده و به صفر رسانده است. (2)
👍2%
۶.استدلال درستی است و با فحوای آن موافقم و امیرسالار داودی می داند چه می کند. (25)
👍👍👍26%
۷. فارغ از درستی یا نادرستی استدلال و رویکرد و نظر شخصی امیرسالار داودی ، بدون روتوش به عنوان یک رسانه انتقادی رویه اش تغییری نکرده و همچنان مانند سابق هر نوع نقدی را با هر سطح کیفی منتشر می کند و از زمان اعلام تعییر رویکرد ، عملکرد بدون روتوش سوای عملکرد شخصی امیرسالار داودی است. (3)
👍3%
۸.فارغ از استدلال فوق ، اساساً هیچگاه باوری به نقد هیات مدیره و مصادر جامعه وکالت نداشته و ندارم و قائل به حمایت همیشگی و مداوم هستم و از این رو امیرسالار داودی و بدون روتوش را هیچگاه فرد و رسانه موثر و مثمر ثمری نمی دانستم و نمی دانم و تغییر فعلی او را نیز به دیده تردید می نگرم ، چرا که فکر می کنم او پشت استدلال فوق پنهان شده تا با جلب نظر مخالفینش و منتقدین عملکرد انتقادی سابقش ، ناگهان وقتی را به آوار شدن بر سر مصادر جامعه وکالت برگزیده و عملی سازد. (2)
👍2%
🕴 تعدادکل رای ها: 97
✒بدون روتوش ⚖ pinned «دیدگاه تان در خصوص استدلال امیرسالار داودی در بیان سخن در پی چیست؟! "در حال حاضر شرایط خطیری حاکم است و از این رو می بایست هیات مدیره و خاصه هیات رییسه و ریاست کانون و هیات رئیسه اتحادیه و خاصه رییس اتحادیه را حمایت کرد و در طرح و بیان انتقادات نسبت به…»
با کمال تاسف و تاثر مطلع شدیم که امروز صبح ( شنبه مورخ سی و یکم شهریور ماه )طی اقدامی کور و نابخردانه و تاریخ مصرف گذشته تروریستی از ناحیه دشمنان ملک و ملت و در شهر اهواز و در جریان رژه نیروهای مسلح به مناسبت سالگرد دفاع مقدس ، عده ای از هموطنان مان به شهادت رسیدند و عده ای هم مجروح گردیدند.
در خبرها پیرامون پذیرش مسئولیت این اقدام ضد ملی و ضد انسانی تعارضاتی وجود دارد و مع الوصف توفیر چندانی هم نمی کند و هر گروه و جریان و تشکیلاتی که به چنین اقدام سبوعانه ای در حق مردم بی دفاع مبادرت نموده است ، بی تردید اندک جایگاه و پایگاهی در میان ملت نداشته و ندارند.
مدیران کانال بدون روتوش عمیق ترین تاسف ها و انزجارها را بابت چنین اقدام ضد ملی و ضد انسانی اعلام می دارند و معتقدند که بهترین پاسخ به مرتکبین این دست اقدامات پیشتر از سوی آحاد ملت داده شده است و پاسخ قاطع ملت که نبوده و نیست جز نفی هر گونه خشونتی علیه افراد بی گناه و طرد و به بوته نسیان سپردن مرتکبین خشونت ، نتیجه و برآیند می دهد دست یازیدن به اقدامات کور تروریستی از سوی همان کسانی که از طرد شدن توسط ملت مبتلا به آزار و سرخوردگی شده اند.
ملت ایران بیدار و آگاه هستند و بدون تردید چنین اقداماتی آحاد ملت را از هر جنس قوم و نژاد و دین و مذهب و باور و زبان و فرهنگ و دیگر عوارض متفاوت به هم نزدیکتر ساخته و اتحادشان را مستحکم تر می نماید و اراده شان را از برای حفظ و حراست تمامیت یکپارچه ارضی تحت لوای یک ملت واحده نیرومند تر می کند.
امیرسالار داودی-مریم رهنما-طناز کلاهچیان
@withoutretouch
با کمال تاسف و تاثر مطلع شدیم که امروز صبح ( شنبه مورخ سی و یکم شهریور ماه )طی اقدامی کور و نابخردانه و تاریخ مصرف گذشته تروریستی از ناحیه دشمنان ملک و ملت و در شهر اهواز و در جریان رژه نیروهای مسلح به مناسبت سالگرد دفاع مقدس ، عده ای از هموطنان مان به شهادت رسیدند و عده ای هم مجروح گردیدند.
در خبرها پیرامون پذیرش مسئولیت این اقدام ضد ملی و ضد انسانی تعارضاتی وجود دارد و مع الوصف توفیر چندانی هم نمی کند و هر گروه و جریان و تشکیلاتی که به چنین اقدام سبوعانه ای در حق مردم بی دفاع مبادرت نموده است ، بی تردید اندک جایگاه و پایگاهی در میان ملت نداشته و ندارند.
مدیران کانال بدون روتوش عمیق ترین تاسف ها و انزجارها را بابت چنین اقدام ضد ملی و ضد انسانی اعلام می دارند و معتقدند که بهترین پاسخ به مرتکبین این دست اقدامات پیشتر از سوی آحاد ملت داده شده است و پاسخ قاطع ملت که نبوده و نیست جز نفی هر گونه خشونتی علیه افراد بی گناه و طرد و به بوته نسیان سپردن مرتکبین خشونت ، نتیجه و برآیند می دهد دست یازیدن به اقدامات کور تروریستی از سوی همان کسانی که از طرد شدن توسط ملت مبتلا به آزار و سرخوردگی شده اند.
ملت ایران بیدار و آگاه هستند و بدون تردید چنین اقداماتی آحاد ملت را از هر جنس قوم و نژاد و دین و مذهب و باور و زبان و فرهنگ و دیگر عوارض متفاوت به هم نزدیکتر ساخته و اتحادشان را مستحکم تر می نماید و اراده شان را از برای حفظ و حراست تمامیت یکپارچه ارضی تحت لوای یک ملت واحده نیرومند تر می کند.
امیرسالار داودی-مریم رهنما-طناز کلاهچیان
@withoutretouch
واکنش ریاست محترم کانون وکلای مرکز در پی اقدام ضد ملی تروریستی صبح سی و یکم شهریور -اهواز
بدون روتوش
@withoutretouch
https://www.instagram.com/p/BoCmA6EA8XT/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1su2o3lm2t1jg
بدون روتوش
@withoutretouch
https://www.instagram.com/p/BoCmA6EA8XT/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1su2o3lm2t1jg
Instagram
Eisa Amini |عيسى امينى
بنام خداوند بخشنده و مهربان مردم شریف و سرافراز ايران در غم اقدام تروريستي عزادار هستند.هر جا و هر زمان که پای دفاع از حقوق و منافع ملت ایران در میان باشد ، ملت ايران و از جمله وكلاي دادگستري بدون ذره ای تردید و تعلل به بر خود فرض و واجب می دانند تا در دفاع…
"یک ملت یا دو ملت یا یک مردم دو پاره ؟"
اعدام هایی که فارغ از ماهیت اتهامات وارده به متهمین مربوطه و چند و چون برگزاری محاکمات و اینکه آیا جری تشریفات دادرسی محاکمات منتهی به صدور احکام سالب حق حیات ، جزئاً یا کلاً تطبیقی با اصول حقوقی متعارف در سطح بین المللی از یک سو و تطبیق با آیین دادرسی کیفری داخلی از سوی دیگر داشته است یا خیر؟! ، مع الوصف به زعم نگارنده دو ملاحظه پیرامون اصل اجرای چنین اعدام هایی را می توان مورد توجه و مطمع نظر قرار داد.
اول اینکه پیرامون توقف و یا تعویق موقتی اجرای مجازات در حق آن سه نفری که نام و نشان شان عبارت بود از لقمان مرادی، زانیار مرادی و رامین حسین پناهی به وجه قابل توجهی از سوی برخی آحاد مردم و در قوالب متعارفی از جمله طومارهای مجازی و طومارهای جمع آوری امضاء در اماکن عمومی و یا به راه انداختن طوفان های به اصطلاح توئیتری و مانند موارد پیش گفته ، چنانچه به آنها وقعی می گذاشتند و اجابت شان می کردند ، آیا اتفاق خاصی رخ می داد؟!
آیا تعویق چند هفته ای یا چند ماهی اجرای حکم اعدام های موصوف ، باعث انکسار و یا ملکوک شدن عظمت و اقتدار قوه قضاییه و یا احیاناً موجبات القاء شدن ضعف و ناتوانی حاکمیت می گردید؟!
اساساً چنانچه اعاده دادرسی و یا اعمال ماده ۴۷۷ ( تشخیص خلاف بَیِّن شرع ) در مورد سه محکوم به اعدام تجویز می گردید و اما حقیقتاً دوباره بررسی کردنی در دستور کار قرار نمی گرفت و یا به نوعی بررسی سرسری و مبتنی بر از سر باز کردن را معمول می داشتند ، جز چند هفته یا چند ماه تعویق اجرای حکم ، اتفاق دیگری رخ می داد؟!
و حال چنین تعویق نه چندان مطولی اعتبار قوه قضاییه را بر باد می داد؟! چنین تامل و صبوری اگر از جانب مقامات قضایی لحاظ می گردید ، زمین به آسمان می آمد و قَدَر قدرتی قوه قضاییه جمهوری اسلامی به یک باره بر باد نیستی و نابودی می رفت؟!
به تعبیر دقیق تر آنچه در بند اول مورد توجه صاحب این قلم است ، همانا بی سلیقگی مقامات نظام و یا مشخصاً مقامات قضایی در تعامل با افکار عمومی است.
از همین رو است که بارها تاکید کرده ام متاسفانه بعضی وقت ها در بررسی و واکاوی عملکرد و سیاست های معموله حاکمیت و مقامات آن در قبال تمام یا بخش هایی از مردم ، این احساس به وجهی قوی به هر انسان و ناظر بی طرفی منتقل می گردد که آیا در بسیاری از عرصه های مبتلا به نمی توان به گونه ای مدیریت کرد که تمام یا حتی بخش هایی از مردم ، حاکمیت را پیشاپیش و علیه خود نبینند؟!
نمی دانم و اما باورش سخت نیست که مردم در بسیاری از موارد خواسته های گران و صعب الاجابه ندارند!
اینکه حکومت رو به مردمش کرده و با لبخندی از سر مدارا و تسامح ، تقلا و چونان اسپند روی آتش بالا و پایین پریدن شان و اصرار آنها بر یک خواسته ای ولو ناوارد و در نهایت اصلاً باطل را با مروت و مهربانی و صبر و تحمل و تامّل پاسخ بگوید و اجابت نماید ، نه تنها ضعف و ناتوانی حکومت محسوب نمی گردد که از قضا عین توانمندی و اقتدار و اعتماد به نفس حکومت است.
در این ارتباط شاید گفته شود که چرا حاکمیت می بایست خواست و اصرار عده ای را که در قیاس با عدد یک ملت ، اقلیت محض محسوب می گردند را مناط خوش سلیقگی در ماهیت مدیریت کلان خود قرار دهد؟
پاسخ این سوال بسیار سهل است. مگر نه اینکه شرکت تنها بخش ناچیزی از مردم را در یک راهپیمایی مانند راهپیمایی نهم دی ماه ۱۳۸۹ شمسی ، پاسخ کل ملتی بابصیرت در نفی و طرد فتنه و فتنه گران تلقی نمودند و حال پس می توان در موارد مشابه ، دست به دامان تعمیم و استقراء ناقص گردید و برخلاف قول مشهور که تعمیم جزء به کل ( استقراء ناقص) را واجد حجیت دانست!
دوم اینکه فارغ از توجه و امعان نظر حاکمیت و مقامات مسئول به خواست و اراده همه یا بخش هایی از مردم ، این سوال مطرح است که چرا در زمانی که اجرای مجازات یا مجازات هایی در داخل کشور به واسطه حضور در عصر تبادل سرسآم آور اطلاعات در سطح جهان و میان ملل مختلف و متنوع ، موجبات تضعیف حکومت را در عرصات بین المللی موجب می گرداند و از جهت مناسبات سیاسی و شرایط کنونی حاکمیت ، شاهد انواع تنگناها و فشارهای هر سویه علیه تمامیت سیاسی و اقتصادی حکومت و به تبع آن مردم هستیم ، اجرای چنین مجازات هایی خاصه وقتی به اعتراضات گسترده مردم مسبوق گردیده است ، جز این نتیجه خواهد داشت که تنگناها و فشارها در مسیر تزاید واقع می گردد؟!
مگر نه اینکه وهن دین و یا مذهب به معنای سبک جلوه دادن دین و مذهب در انظار عمومی دیگر ادیان و یا مذاهب است و در واقع عنوان وهن دین یا مذهب یک عنوان ثانوی است و فقها پیرامون برخی از احکام به وهن دین و یا مذهب استناد میکنند و میگویند که هرکارى که باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و باید از آن اجتناب شود.(حسینی خامنهاى، سید على بن جواد، أجوبة الاستفتاءات، ص ۳۲۶ ، دفتر معظم له، قم، چاپ اول، ۱۴۲۴ هجری قمری
اعدام هایی که فارغ از ماهیت اتهامات وارده به متهمین مربوطه و چند و چون برگزاری محاکمات و اینکه آیا جری تشریفات دادرسی محاکمات منتهی به صدور احکام سالب حق حیات ، جزئاً یا کلاً تطبیقی با اصول حقوقی متعارف در سطح بین المللی از یک سو و تطبیق با آیین دادرسی کیفری داخلی از سوی دیگر داشته است یا خیر؟! ، مع الوصف به زعم نگارنده دو ملاحظه پیرامون اصل اجرای چنین اعدام هایی را می توان مورد توجه و مطمع نظر قرار داد.
اول اینکه پیرامون توقف و یا تعویق موقتی اجرای مجازات در حق آن سه نفری که نام و نشان شان عبارت بود از لقمان مرادی، زانیار مرادی و رامین حسین پناهی به وجه قابل توجهی از سوی برخی آحاد مردم و در قوالب متعارفی از جمله طومارهای مجازی و طومارهای جمع آوری امضاء در اماکن عمومی و یا به راه انداختن طوفان های به اصطلاح توئیتری و مانند موارد پیش گفته ، چنانچه به آنها وقعی می گذاشتند و اجابت شان می کردند ، آیا اتفاق خاصی رخ می داد؟!
آیا تعویق چند هفته ای یا چند ماهی اجرای حکم اعدام های موصوف ، باعث انکسار و یا ملکوک شدن عظمت و اقتدار قوه قضاییه و یا احیاناً موجبات القاء شدن ضعف و ناتوانی حاکمیت می گردید؟!
اساساً چنانچه اعاده دادرسی و یا اعمال ماده ۴۷۷ ( تشخیص خلاف بَیِّن شرع ) در مورد سه محکوم به اعدام تجویز می گردید و اما حقیقتاً دوباره بررسی کردنی در دستور کار قرار نمی گرفت و یا به نوعی بررسی سرسری و مبتنی بر از سر باز کردن را معمول می داشتند ، جز چند هفته یا چند ماه تعویق اجرای حکم ، اتفاق دیگری رخ می داد؟!
و حال چنین تعویق نه چندان مطولی اعتبار قوه قضاییه را بر باد می داد؟! چنین تامل و صبوری اگر از جانب مقامات قضایی لحاظ می گردید ، زمین به آسمان می آمد و قَدَر قدرتی قوه قضاییه جمهوری اسلامی به یک باره بر باد نیستی و نابودی می رفت؟!
به تعبیر دقیق تر آنچه در بند اول مورد توجه صاحب این قلم است ، همانا بی سلیقگی مقامات نظام و یا مشخصاً مقامات قضایی در تعامل با افکار عمومی است.
از همین رو است که بارها تاکید کرده ام متاسفانه بعضی وقت ها در بررسی و واکاوی عملکرد و سیاست های معموله حاکمیت و مقامات آن در قبال تمام یا بخش هایی از مردم ، این احساس به وجهی قوی به هر انسان و ناظر بی طرفی منتقل می گردد که آیا در بسیاری از عرصه های مبتلا به نمی توان به گونه ای مدیریت کرد که تمام یا حتی بخش هایی از مردم ، حاکمیت را پیشاپیش و علیه خود نبینند؟!
نمی دانم و اما باورش سخت نیست که مردم در بسیاری از موارد خواسته های گران و صعب الاجابه ندارند!
اینکه حکومت رو به مردمش کرده و با لبخندی از سر مدارا و تسامح ، تقلا و چونان اسپند روی آتش بالا و پایین پریدن شان و اصرار آنها بر یک خواسته ای ولو ناوارد و در نهایت اصلاً باطل را با مروت و مهربانی و صبر و تحمل و تامّل پاسخ بگوید و اجابت نماید ، نه تنها ضعف و ناتوانی حکومت محسوب نمی گردد که از قضا عین توانمندی و اقتدار و اعتماد به نفس حکومت است.
در این ارتباط شاید گفته شود که چرا حاکمیت می بایست خواست و اصرار عده ای را که در قیاس با عدد یک ملت ، اقلیت محض محسوب می گردند را مناط خوش سلیقگی در ماهیت مدیریت کلان خود قرار دهد؟
پاسخ این سوال بسیار سهل است. مگر نه اینکه شرکت تنها بخش ناچیزی از مردم را در یک راهپیمایی مانند راهپیمایی نهم دی ماه ۱۳۸۹ شمسی ، پاسخ کل ملتی بابصیرت در نفی و طرد فتنه و فتنه گران تلقی نمودند و حال پس می توان در موارد مشابه ، دست به دامان تعمیم و استقراء ناقص گردید و برخلاف قول مشهور که تعمیم جزء به کل ( استقراء ناقص) را واجد حجیت دانست!
دوم اینکه فارغ از توجه و امعان نظر حاکمیت و مقامات مسئول به خواست و اراده همه یا بخش هایی از مردم ، این سوال مطرح است که چرا در زمانی که اجرای مجازات یا مجازات هایی در داخل کشور به واسطه حضور در عصر تبادل سرسآم آور اطلاعات در سطح جهان و میان ملل مختلف و متنوع ، موجبات تضعیف حکومت را در عرصات بین المللی موجب می گرداند و از جهت مناسبات سیاسی و شرایط کنونی حاکمیت ، شاهد انواع تنگناها و فشارهای هر سویه علیه تمامیت سیاسی و اقتصادی حکومت و به تبع آن مردم هستیم ، اجرای چنین مجازات هایی خاصه وقتی به اعتراضات گسترده مردم مسبوق گردیده است ، جز این نتیجه خواهد داشت که تنگناها و فشارها در مسیر تزاید واقع می گردد؟!
مگر نه اینکه وهن دین و یا مذهب به معنای سبک جلوه دادن دین و مذهب در انظار عمومی دیگر ادیان و یا مذاهب است و در واقع عنوان وهن دین یا مذهب یک عنوان ثانوی است و فقها پیرامون برخی از احکام به وهن دین و یا مذهب استناد میکنند و میگویند که هرکارى که باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و باید از آن اجتناب شود.(حسینی خامنهاى، سید على بن جواد، أجوبة الاستفتاءات، ص ۳۲۶ ، دفتر معظم له، قم، چاپ اول، ۱۴۲۴ هجری قمری
/ فاضل لنکرانى، محمد، احکام عمره مفرده، محقق و مصحح: عطایى، محمد، ص ۱۹۹، م ۴۳۴، انتشارات امیر قلم، قم، چاپ یازدهم، ۱۴۲۶ هجری قمری / مکارم شیرازى، ناصر، مناسک جامع حج، محقق و مصحح: علیان نژاد دامغانى، ابو القاسم، ص ۴۰۴، انتشارات مدرسة الإمام علی بن أبی طالب علیه السلام، قم، چاپ اول، ۱۴۲۶ هجری قمری.)
از طرفی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی مرحوم آیت الله العظمی الموسوی المصطفوی الخمینی روزی به تاریخ چهارم آبان ماه ۱۳۶۰ و در جمع وعاظ و خطبای تهران و قم و اعضای دفتر تبلیغات اسلامی قم و اعضای انجمن اسلامی شهرداری تهران در ارتباط با ضرورت حفظ نظام جمهوری اسلامی چنین فرمودند که "حفظ اسلام یک فریضه الهی است ، بالاتر از تمام فرایض؛ یعنی هیچ فریضهای در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست و اگر حفظ اسلام جزء فریضههای بزرگ است و ( در واقع) بزرگترین فریضه است ، بر همه ما و شما و همه ملت و همه روحانیون حفظ این جمهوری اسلامی از اعظم فرایض است.
علی ای حال بر مبنای آنچه رفت ، چنانچه یکی از محذورات مورد تاکید در اسلام همانا تحذیر از انجام اعمالی است که اسلام و مسلمین و احکام اسلامی مورد وهن و تخفیف و تحقیر قرار نگیرند و از طرفی حفظ جمهوری اسلامی هم بنا بر نظر معمار فقید آن ، حکماً به مثابه حفظ تمامیت اسلام است ، مع الوصف اجرای احکام اعدامی که حول و حوش و محاط آن حرفها و حدیث هایی فراوانی در سطح جهانی و خاصه در ممالک خصومت جو با جمهوری اسلامی ایجاد گردیده است ، واجد چه توجیه عقلایی و منطقی و ابتناء یافته بر باید ها و نبایدهای حکومت گری داهیانه است؟!
در این ارتباط ممکن است گفته شود که خب چنانچه حاکمیت بخواهد به تمامی حرف ها و حدیث های شکل گرفته حول اجرای مجازات های داخلی توجه نماید و از واهمه مبادا تضعیف نظام جمهوری اسلامی ، اصطلاحاً کوتاه آمده و اجرای مجازات ها را تعطیل نماید ، آنگاه تا مدتهای مدیدی نه تنها می بایست قید اجرای مجازات ها را زد که از طرفی با تبدیل شدن این موضوع به نقطه ضعف حاکمیت ، دیگر هیچ مجرمی قابلیت مجازات شدن و امکان دیدن عقوبت اعمالش را ندارد!
در پاسخ باید گفت که صد البته چنین پیش آمدی ممکن الوقوع است و مع هذا مگر همین چندی قبل اجرای مجازات عامل قتل دلخراش بنیتای هشت ماهه و یا اجرای مجازات عامل قتل بی رحمانه و ناجوانمردانه آتنای هشت ساله در پارس آباد مغان با اعتراضات داخلی و خارجی مواجه گردید؟ در باره این دو اجرای مجازات نه تنها مخالفت ها و اعتراضات داخلی و خارجی بر توقف یا تعویق و یا فعلاً تعلیق مجازات ها تعلق نگرفت که حتی برعکس موجی از درخواست ها از برای سریعتر مجازات عاملان دو قتل پیش گفته را شاهد بودیم!
آیا دلیل این تضاد آشکار در ظهور و بروز یکی مخالفت ها و یکی همراهی ها را یک بار برای همیشه مورد واکاوی و بررسی قرار داده ایم؟
آیا دو ملت داریم؟ یک ملت رفیق و ملتی دیگر نارفیق؟ و یا شاید هم مردمی در دو شقه داریم که یک شِق طالب و خواستار اعمال مجازات ها و شِق دیگری مخالف سرسخت اجرای مجازات ها؟!
اما پاسخ در این مورد هم بسیار سهل و ساده است....
نه دو ملت داریم و نه مردمان سرزمین مان دو تکه و دو شقه هستند. کلید پاسخ در اقناع افکار عمومی و اقناع وجدان های عموم مردم است. هرگاه مردم یعنی همان مردم بصیر و آگاه و دشمن شناس که سر بزنگاه ها سره را از ناسره و دوست را از دشمن و خلاصه به ادعای حاکمان پیچیده ترین دالانهای سیاست را طی طریق کرده و حامی و پشتیبان انقلاب می گردند به مدد همان بصیرت و آگاهی و تیزهوشی و بنا بر امارات و نشانه های اظهر من الشمس باور کنند که در رسیدگی به اتهام یا اتهامات فرد یا افرادی ، عدالت و انصاف و مروت مراعات نگردیده است و حقوق متهمین با تساهل و تسامح وا نهاده شده است و در احراز ورود اتهام سختگیری های استاندارد قضایی معمول داشته نشده است ، طبعاً و تبعاً واکنش شان می شود اعتراض و مخالفت و اما اگر اقناع وجدانی بیابند که در احراز و اثبات ورود اتهام به متهمی کمی گذاشته نشده است و او حقش را در یک فرایند قضایی صواب و سره دریافت کرده است ، هر آینه تمام قد پشت دستگاه قضایی خواهند ایستاد.
آری ، مردم این ملک فهیم هستند و اما نه فقط در عرصه سیاسی که از قضا فهم و شعور و بینش همانا صفت های مُخَّلَّد و ملکه های مُنزَلی هستند که وقتی بر شانه های یک فرد یا یک قوم می نشینند ، دیگر قضا و سیاست برای خلود و تنزیل آن صفات و ملائک توفیر نخواهند داشت.
مردم این مُلک بر خلاف قرون و اعصار و سالیان متمادی سر به توی داشتن ناشی از علی الدوام نجابت شان ، بسیار تیزهوش و آگاه هستند و از این رو وقتی می بینند که به عنوان نمونه در جرائم امنیتی ، تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ مقرر دارد که فقط وکلای مورد اعتماد رئیس قوه قضاییه استحقاق مداخله در پذیرش و تکفل دفاع از متهمین جرائم موسوم به جرائم امنیتی را دارند ،
از طرفی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی مرحوم آیت الله العظمی الموسوی المصطفوی الخمینی روزی به تاریخ چهارم آبان ماه ۱۳۶۰ و در جمع وعاظ و خطبای تهران و قم و اعضای دفتر تبلیغات اسلامی قم و اعضای انجمن اسلامی شهرداری تهران در ارتباط با ضرورت حفظ نظام جمهوری اسلامی چنین فرمودند که "حفظ اسلام یک فریضه الهی است ، بالاتر از تمام فرایض؛ یعنی هیچ فریضهای در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست و اگر حفظ اسلام جزء فریضههای بزرگ است و ( در واقع) بزرگترین فریضه است ، بر همه ما و شما و همه ملت و همه روحانیون حفظ این جمهوری اسلامی از اعظم فرایض است.
علی ای حال بر مبنای آنچه رفت ، چنانچه یکی از محذورات مورد تاکید در اسلام همانا تحذیر از انجام اعمالی است که اسلام و مسلمین و احکام اسلامی مورد وهن و تخفیف و تحقیر قرار نگیرند و از طرفی حفظ جمهوری اسلامی هم بنا بر نظر معمار فقید آن ، حکماً به مثابه حفظ تمامیت اسلام است ، مع الوصف اجرای احکام اعدامی که حول و حوش و محاط آن حرفها و حدیث هایی فراوانی در سطح جهانی و خاصه در ممالک خصومت جو با جمهوری اسلامی ایجاد گردیده است ، واجد چه توجیه عقلایی و منطقی و ابتناء یافته بر باید ها و نبایدهای حکومت گری داهیانه است؟!
در این ارتباط ممکن است گفته شود که خب چنانچه حاکمیت بخواهد به تمامی حرف ها و حدیث های شکل گرفته حول اجرای مجازات های داخلی توجه نماید و از واهمه مبادا تضعیف نظام جمهوری اسلامی ، اصطلاحاً کوتاه آمده و اجرای مجازات ها را تعطیل نماید ، آنگاه تا مدتهای مدیدی نه تنها می بایست قید اجرای مجازات ها را زد که از طرفی با تبدیل شدن این موضوع به نقطه ضعف حاکمیت ، دیگر هیچ مجرمی قابلیت مجازات شدن و امکان دیدن عقوبت اعمالش را ندارد!
در پاسخ باید گفت که صد البته چنین پیش آمدی ممکن الوقوع است و مع هذا مگر همین چندی قبل اجرای مجازات عامل قتل دلخراش بنیتای هشت ماهه و یا اجرای مجازات عامل قتل بی رحمانه و ناجوانمردانه آتنای هشت ساله در پارس آباد مغان با اعتراضات داخلی و خارجی مواجه گردید؟ در باره این دو اجرای مجازات نه تنها مخالفت ها و اعتراضات داخلی و خارجی بر توقف یا تعویق و یا فعلاً تعلیق مجازات ها تعلق نگرفت که حتی برعکس موجی از درخواست ها از برای سریعتر مجازات عاملان دو قتل پیش گفته را شاهد بودیم!
آیا دلیل این تضاد آشکار در ظهور و بروز یکی مخالفت ها و یکی همراهی ها را یک بار برای همیشه مورد واکاوی و بررسی قرار داده ایم؟
آیا دو ملت داریم؟ یک ملت رفیق و ملتی دیگر نارفیق؟ و یا شاید هم مردمی در دو شقه داریم که یک شِق طالب و خواستار اعمال مجازات ها و شِق دیگری مخالف سرسخت اجرای مجازات ها؟!
اما پاسخ در این مورد هم بسیار سهل و ساده است....
نه دو ملت داریم و نه مردمان سرزمین مان دو تکه و دو شقه هستند. کلید پاسخ در اقناع افکار عمومی و اقناع وجدان های عموم مردم است. هرگاه مردم یعنی همان مردم بصیر و آگاه و دشمن شناس که سر بزنگاه ها سره را از ناسره و دوست را از دشمن و خلاصه به ادعای حاکمان پیچیده ترین دالانهای سیاست را طی طریق کرده و حامی و پشتیبان انقلاب می گردند به مدد همان بصیرت و آگاهی و تیزهوشی و بنا بر امارات و نشانه های اظهر من الشمس باور کنند که در رسیدگی به اتهام یا اتهامات فرد یا افرادی ، عدالت و انصاف و مروت مراعات نگردیده است و حقوق متهمین با تساهل و تسامح وا نهاده شده است و در احراز ورود اتهام سختگیری های استاندارد قضایی معمول داشته نشده است ، طبعاً و تبعاً واکنش شان می شود اعتراض و مخالفت و اما اگر اقناع وجدانی بیابند که در احراز و اثبات ورود اتهام به متهمی کمی گذاشته نشده است و او حقش را در یک فرایند قضایی صواب و سره دریافت کرده است ، هر آینه تمام قد پشت دستگاه قضایی خواهند ایستاد.
آری ، مردم این ملک فهیم هستند و اما نه فقط در عرصه سیاسی که از قضا فهم و شعور و بینش همانا صفت های مُخَّلَّد و ملکه های مُنزَلی هستند که وقتی بر شانه های یک فرد یا یک قوم می نشینند ، دیگر قضا و سیاست برای خلود و تنزیل آن صفات و ملائک توفیر نخواهند داشت.
مردم این مُلک بر خلاف قرون و اعصار و سالیان متمادی سر به توی داشتن ناشی از علی الدوام نجابت شان ، بسیار تیزهوش و آگاه هستند و از این رو وقتی می بینند که به عنوان نمونه در جرائم امنیتی ، تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ مقرر دارد که فقط وکلای مورد اعتماد رئیس قوه قضاییه استحقاق مداخله در پذیرش و تکفل دفاع از متهمین جرائم موسوم به جرائم امنیتی را دارند ،
شست شان خبر دار می گردد و تا انتهای ماجرا را نادیده از رو می خوانند.
در این صورت بی تردید اگر چه اداره محاکمات امنیتی تحت لوای تبصره ماده ۴۸ قانون پیش گفته قطعا امکان پذیر است و شاید بانیان چنین نادیده انگاری محرز حقوق مسلم و مصرح ملی که والله نمونه و مشابه اش در بازار مکاره تاریخ بشریت و در دکان هیچ عطاری یافت می نشود ، اینگونه برگزاری بی دغدغه را پسند می فرمایند ،
لیکن نتیجه هر آنچه باشد قطعا مورد وثوق و اعتماد و حمایت مردم نخواهد بود و انتظار وثوق و اعتماد و حمایت مردم هم انتظاری گزاف و بی محمل است.
مردم به درستی از خود می پرسند که کجا سرنوشت دفاعی جماعتی که از تمام تار و پود فرایند محاکمه قضایی فقط یک رشته نخ تحت عنوان حق اختیار وکیل مطابق میل و اراده و تشخیصش را نصیب برده است ، لاجرم به دست تشخیص یک نفر به نام رییس قوه قضاییه سپردن ، می تواند مطابق منطق و استدلال و توجیه و اقناعی استوار بر محور عقل محض باشد؟!
النهایه آنچه بر قلم این صاحب قلم جاری آمد ، اشارتی به دو ملاحظه به زعم خویشتن خویش مهم ورای کنکاش های حقوقی و قضایی می باشد.
بی تردید همه آنچه معروض افتاد قابل نقد و قطعا بر سبیل خطا بودنش محتمل و حالیه...
صالح و طالح متاع خویش نمایند
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
یاحق
امیرسالار داودی
وکیل دادگستری
اول مهرماه ۱۳۹۷
بدون روتوش
@withoutretouch
در این صورت بی تردید اگر چه اداره محاکمات امنیتی تحت لوای تبصره ماده ۴۸ قانون پیش گفته قطعا امکان پذیر است و شاید بانیان چنین نادیده انگاری محرز حقوق مسلم و مصرح ملی که والله نمونه و مشابه اش در بازار مکاره تاریخ بشریت و در دکان هیچ عطاری یافت می نشود ، اینگونه برگزاری بی دغدغه را پسند می فرمایند ،
لیکن نتیجه هر آنچه باشد قطعا مورد وثوق و اعتماد و حمایت مردم نخواهد بود و انتظار وثوق و اعتماد و حمایت مردم هم انتظاری گزاف و بی محمل است.
مردم به درستی از خود می پرسند که کجا سرنوشت دفاعی جماعتی که از تمام تار و پود فرایند محاکمه قضایی فقط یک رشته نخ تحت عنوان حق اختیار وکیل مطابق میل و اراده و تشخیصش را نصیب برده است ، لاجرم به دست تشخیص یک نفر به نام رییس قوه قضاییه سپردن ، می تواند مطابق منطق و استدلال و توجیه و اقناعی استوار بر محور عقل محض باشد؟!
النهایه آنچه بر قلم این صاحب قلم جاری آمد ، اشارتی به دو ملاحظه به زعم خویشتن خویش مهم ورای کنکاش های حقوقی و قضایی می باشد.
بی تردید همه آنچه معروض افتاد قابل نقد و قطعا بر سبیل خطا بودنش محتمل و حالیه...
صالح و طالح متاع خویش نمایند
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
یاحق
امیرسالار داودی
وکیل دادگستری
اول مهرماه ۱۳۹۷
بدون روتوش
@withoutretouch
وکیل حسین احمدی نیاز
در گفتگو با ایسنا
بازنشر از بدون روتوش
@withoutretouch
یکشنبه / ۱ مهر ۱۳۹۷
"ورود قضات به وکالت آسیب زدن به عدالت است"
حسین احمدی نیاز
یک وکیل دادگستری گفت: ورود قضات به جرگه وکالت یک آسیب جدی است و برای پرهیز از هر نوع شبههای باید مانع ورود قضات به دنیای وکالت شد.
حسین احمدی نیاز در گفت وگو با ایسنا در این باره اظهار کرد: بیشترین آسیب در حوزه وکالت متعلق به قضاتی است که وارد جرگه وکالت می شوند و بدین نحو که این افراد با اتکا به جایگاهی که در قبل داشتهاند و با توسل به شیوههای غیر قانونی و سوء استفاده از مقام قبلی خود مبادرت به انجام کارهایی میکنند که فساد و هتک حرمت نهاد قضاوت و ضربه زدن به عدالت را به همراه دارد.
وی افزود: اساسا برای این افراد نوعی رانت ایجاد می شود و این بدترین نوع فساد است. ورود قضات به وکالت آسیب به عدالت است و دستگاه قضایی باید تلاش کند خود را مبری از هر نوع آسیب کند.
وی با بیان اینکه وکالت امری شریف و محترم است، گفت: متاسفانه با ورود قضات به جرگه وکالت این شرافت وکالت آسیب جدی خواهد دید، چه بسا در شهرهای بزرگی چون تهران موارد عدیدهای از سوء رفتار قضاتی که وکیل شدهاند از دریافت مبالغ کلان بنام قضات تا بیان روابط خاص با سیستم قضایی و ... گزارش شده است. اینها بخش اندکی از تخلفات واقعی موجود است که به یک مصیبت دردناک در عالم وکالت ایران تبدیل شده است.
احمدی نیاز مدعی شد: در شهر سنندج یکی از قضاتی که بابت تخلفات عدیده دستگیر و اخراج شد، در حال گرفتن پروانه وکالت از کانون استان کردستان است و بالطبع این امر به اعتبار کانون کردستان آسیب جدی خواهد زد و از دیگر سو عامل اصلی بدرفتاری با وکلا و ایجاد دیوار بلند بیاعتمادی بین وکیل و قاضی همین قضاتی هستند که پس از اندی وارد جرگه وکالت میشوند. واقعیت مساله این است که ورود قضات به جرگه وکالت یک آسیب جدی است و برای پرهیز از هر نوع شبههای باید مانع ورود قضات به دنیای وکالت شد.
در گفتگو با ایسنا
بازنشر از بدون روتوش
@withoutretouch
یکشنبه / ۱ مهر ۱۳۹۷
"ورود قضات به وکالت آسیب زدن به عدالت است"
حسین احمدی نیاز
یک وکیل دادگستری گفت: ورود قضات به جرگه وکالت یک آسیب جدی است و برای پرهیز از هر نوع شبههای باید مانع ورود قضات به دنیای وکالت شد.
حسین احمدی نیاز در گفت وگو با ایسنا در این باره اظهار کرد: بیشترین آسیب در حوزه وکالت متعلق به قضاتی است که وارد جرگه وکالت می شوند و بدین نحو که این افراد با اتکا به جایگاهی که در قبل داشتهاند و با توسل به شیوههای غیر قانونی و سوء استفاده از مقام قبلی خود مبادرت به انجام کارهایی میکنند که فساد و هتک حرمت نهاد قضاوت و ضربه زدن به عدالت را به همراه دارد.
وی افزود: اساسا برای این افراد نوعی رانت ایجاد می شود و این بدترین نوع فساد است. ورود قضات به وکالت آسیب به عدالت است و دستگاه قضایی باید تلاش کند خود را مبری از هر نوع آسیب کند.
وی با بیان اینکه وکالت امری شریف و محترم است، گفت: متاسفانه با ورود قضات به جرگه وکالت این شرافت وکالت آسیب جدی خواهد دید، چه بسا در شهرهای بزرگی چون تهران موارد عدیدهای از سوء رفتار قضاتی که وکیل شدهاند از دریافت مبالغ کلان بنام قضات تا بیان روابط خاص با سیستم قضایی و ... گزارش شده است. اینها بخش اندکی از تخلفات واقعی موجود است که به یک مصیبت دردناک در عالم وکالت ایران تبدیل شده است.
احمدی نیاز مدعی شد: در شهر سنندج یکی از قضاتی که بابت تخلفات عدیده دستگیر و اخراج شد، در حال گرفتن پروانه وکالت از کانون استان کردستان است و بالطبع این امر به اعتبار کانون کردستان آسیب جدی خواهد زد و از دیگر سو عامل اصلی بدرفتاری با وکلا و ایجاد دیوار بلند بیاعتمادی بین وکیل و قاضی همین قضاتی هستند که پس از اندی وارد جرگه وکالت میشوند. واقعیت مساله این است که ورود قضات به جرگه وکالت یک آسیب جدی است و برای پرهیز از هر نوع شبههای باید مانع ورود قضات به دنیای وکالت شد.
"فراموشی الگوها ، آفت حکومت دینی؟!"
به قلم امیرسالار داودی
@withoutretouch
گمانم درست بود که دوزاری ما در انتخاب سر و صاحب برای کشور اعم از رهبر و رئیس جمهور و نخست وزیر و وزراء و نمایندگان مجالس خبرگان و شورای اسلامی و شورای شهر و شهردار و امثالهم کج بوده و هست و از این جهت شاید مدتها است که منتظریم و لیکن دوزاری مان افتادن حاصل نمی کند!
و اما دلیل این کج بودن دوزاری و به تبع حاصل نیامدن افتادن هم بر می گردد به خالی بودن جای پاسخ ها به مجموعه ای از سوالات تاریخی که متاسفانه بنا بر دلایلی که تاکنون چند و چون شان بر مَلا نگردیده است ، فعلاً تحقق و تحصیل پاسخ های مورد اشاره ، صورت نگرفته است ! ( اگر دلایل پاسخ ندادن به این سوالات تاریخی رها شده به حال خود را واکاوی کنیم ، شاید و اما فقط توفیق فراهم کردن شرایط پاسخ گویی را خواهیم یافت و اما به پاسخ ها دست یازیم یا خیر ، منوط است به جمیع شرایطی دیگر گون)
متاسفانه بر بیشتر وقایع تاریخی که عمدتاً مربوط به تاریخ حوادث و وقایع اسلامی هستند ، طی سالهای متمادی فقط گریه کرده ایم و یا بعضی وقت ها هم تعصب ورزیده ایم و یا خیلی هنرمند بوده ایم به وجه توامان هم گریسته و هم عصبیت در حق شان مصروف کرده ایم ، بی آنکه در فحوا و جزئیات و فلسفه حادث شدن وقایع اتفاقیه موصوف بنای معمول داشتن تاملاتی را داشته باشیم.
مثلا هیچگاه درست و درمان و همچون بچه آدمیزاد ننشستیم و نپرسیدیم که......
چرا حضرت علی علیه السلام علی رغم اینکه بر سرنوشت و فرجام حکمیت تحمیلی از سوی ابو موسی اشعری و عمرو عاص در جریان جنگ صفین ، نیک واقف بودند و حتی صراحتاً در جریان صفین ، امام به مدد سپاهیان موافق و حاضر در رکابش بر سپاهیان نا رفیقی که خواهان حکمیتی بودند به غایت ناصواب که پیشاپیش و کاملا اظهر من الشمس محکوم بودنش به هزیمت عیان و هویدا بود ، قهر و غلبه و سلطهء مطلق داشت و زین سبب امام می توانستند تا با تمسک به اکثریت عددی موافقینشان در برابر مخالفین اقلیت از یک سو و تشدد و خلود اختلافات متنوع در صفوف ناپیوسته طرفداران حکمیتی سراب گونه از سوی دیگر ، شرایط را برای امام چونان آب خوردنی فراهم کرده بود تا سهل و بی دغدغه سران شورشی حکمیت خواه در میانه سپاهیانش را گرفته و سرکوب کنند و یا حتی به واسطه شرایط جنگی و مقررات خاص حاکم بر نظامیان و عقوبت سخت تمرد در برابر راس و فرماندهی ، اعدامشان نمایند که در این صورت یقیناً بدنه شورشی تبعیت کننده از سران معدوم نیز به سرعت حساب کار دستشان می آمد و اینگونه فتنهء مطلوب فتنه گران یعنی طلب حکمیتی شوم و نافرجام به اَسهل وجوه ممکن ختم و بایگانی می گردید و مع الوصف امیر علیه السلام نخواست تا خواست سراسر غلط اقلیتی ابله و فاقد بینش و تا خِرتِلاق فریب خورده از فریب ابن نابغه ( عمرو عاص) را نادیده انگارد.
باری ، علی را یکه بزن بودن بلا منازعه اش در میانه میدان نبرد تا جایی که قهرمان قَدَر قدرت و پُر آوازه آن روزهای جاهلیت یعنی عَمر و بن عَبدِوُدّ یا عَمرو بن عَبدِوَدّ را که گویند سومین جنگجوی قریش بوده است و توان مبارزه و مقاتله اش را مساوی و برابر با هزار جنگجو می دانستند طی غزوه خندق به درک واصل کرد و آنگاه پیامبر این عمل علی را برتر از عبادت همه جِنیان و انسانها دانسته است و یا ز جا کندن و بر سر دست بردن دروازه خیبر تنها به مدد یک دست و یا حتی ضرب و برق ذواافقار نیستند که او را در تاریخ جاودانه می سازد و اگر به من باشد می گویم که علی را شاید آنچه مورد اشاره قرار گرفت و به علاوه پرهیزکاری و اخلاص عمل و تبری جستن و استغناء از قدرت و جاری و ساری کردن عدالت ناب متعلقه اش و خلاصه بسیاری خصائل و خصایص دیگر جاودانه ساخته باشند و اما اطمینان دارم که چنانچه علی هیچ کدام از آنچه احصاء گردید را نمی داشت و نمی کرد، باز در تاریخ جاودانه می گردید و امروز باز هم هر آزاده و منصفی به احترامش تمام قد می ایستاد و کلاه از سر بر می داشت ، درست به این دلیل که علی در بزنگاه های حساس که ممکن بود خون های بسیاری ریخته شود و عرض و آبروهای بسیاری بر باد رود و اساساً مسیر تاریخ بشریت به ناکجا آباد های بی سرانجام و سراسر سیاهی و تباهی ختم گردد و مسلمانان در بادی تجربه تمدنی جدید در مسیر انقراض و تضعیف و اضمحلال قرار گیرند ، او به عنوان یک رهبر و یک سرکرده و یک مدیر و یک مسئول ، خودخواهی پیشه نکرد و ملت و امتش را بر خود ارجح دانست و پیشی داد و اگرچه می توانست بزدل باشد و از برای کتمان و نهان کردن بزدلی اش پشت توجیهاتی چون اسلام و مسلمین و خدا و پیغمبر و امثالهم سنگر بگیرد، چنین نکرد و آنجا و آن زمان که باید از خود عبور می کرد تا مردمش ذلیل و آسیمه سر و مستاصل نگردند ، بدون ذره ای تردید از خود عبور کرد.
البته علی حقاً شاهکاری از خلقت است. چه اینکه بیست و پنج سال رهبر نبود و اما با
به قلم امیرسالار داودی
@withoutretouch
گمانم درست بود که دوزاری ما در انتخاب سر و صاحب برای کشور اعم از رهبر و رئیس جمهور و نخست وزیر و وزراء و نمایندگان مجالس خبرگان و شورای اسلامی و شورای شهر و شهردار و امثالهم کج بوده و هست و از این جهت شاید مدتها است که منتظریم و لیکن دوزاری مان افتادن حاصل نمی کند!
و اما دلیل این کج بودن دوزاری و به تبع حاصل نیامدن افتادن هم بر می گردد به خالی بودن جای پاسخ ها به مجموعه ای از سوالات تاریخی که متاسفانه بنا بر دلایلی که تاکنون چند و چون شان بر مَلا نگردیده است ، فعلاً تحقق و تحصیل پاسخ های مورد اشاره ، صورت نگرفته است ! ( اگر دلایل پاسخ ندادن به این سوالات تاریخی رها شده به حال خود را واکاوی کنیم ، شاید و اما فقط توفیق فراهم کردن شرایط پاسخ گویی را خواهیم یافت و اما به پاسخ ها دست یازیم یا خیر ، منوط است به جمیع شرایطی دیگر گون)
متاسفانه بر بیشتر وقایع تاریخی که عمدتاً مربوط به تاریخ حوادث و وقایع اسلامی هستند ، طی سالهای متمادی فقط گریه کرده ایم و یا بعضی وقت ها هم تعصب ورزیده ایم و یا خیلی هنرمند بوده ایم به وجه توامان هم گریسته و هم عصبیت در حق شان مصروف کرده ایم ، بی آنکه در فحوا و جزئیات و فلسفه حادث شدن وقایع اتفاقیه موصوف بنای معمول داشتن تاملاتی را داشته باشیم.
مثلا هیچگاه درست و درمان و همچون بچه آدمیزاد ننشستیم و نپرسیدیم که......
چرا حضرت علی علیه السلام علی رغم اینکه بر سرنوشت و فرجام حکمیت تحمیلی از سوی ابو موسی اشعری و عمرو عاص در جریان جنگ صفین ، نیک واقف بودند و حتی صراحتاً در جریان صفین ، امام به مدد سپاهیان موافق و حاضر در رکابش بر سپاهیان نا رفیقی که خواهان حکمیتی بودند به غایت ناصواب که پیشاپیش و کاملا اظهر من الشمس محکوم بودنش به هزیمت عیان و هویدا بود ، قهر و غلبه و سلطهء مطلق داشت و زین سبب امام می توانستند تا با تمسک به اکثریت عددی موافقینشان در برابر مخالفین اقلیت از یک سو و تشدد و خلود اختلافات متنوع در صفوف ناپیوسته طرفداران حکمیتی سراب گونه از سوی دیگر ، شرایط را برای امام چونان آب خوردنی فراهم کرده بود تا سهل و بی دغدغه سران شورشی حکمیت خواه در میانه سپاهیانش را گرفته و سرکوب کنند و یا حتی به واسطه شرایط جنگی و مقررات خاص حاکم بر نظامیان و عقوبت سخت تمرد در برابر راس و فرماندهی ، اعدامشان نمایند که در این صورت یقیناً بدنه شورشی تبعیت کننده از سران معدوم نیز به سرعت حساب کار دستشان می آمد و اینگونه فتنهء مطلوب فتنه گران یعنی طلب حکمیتی شوم و نافرجام به اَسهل وجوه ممکن ختم و بایگانی می گردید و مع الوصف امیر علیه السلام نخواست تا خواست سراسر غلط اقلیتی ابله و فاقد بینش و تا خِرتِلاق فریب خورده از فریب ابن نابغه ( عمرو عاص) را نادیده انگارد.
باری ، علی را یکه بزن بودن بلا منازعه اش در میانه میدان نبرد تا جایی که قهرمان قَدَر قدرت و پُر آوازه آن روزهای جاهلیت یعنی عَمر و بن عَبدِوُدّ یا عَمرو بن عَبدِوَدّ را که گویند سومین جنگجوی قریش بوده است و توان مبارزه و مقاتله اش را مساوی و برابر با هزار جنگجو می دانستند طی غزوه خندق به درک واصل کرد و آنگاه پیامبر این عمل علی را برتر از عبادت همه جِنیان و انسانها دانسته است و یا ز جا کندن و بر سر دست بردن دروازه خیبر تنها به مدد یک دست و یا حتی ضرب و برق ذواافقار نیستند که او را در تاریخ جاودانه می سازد و اگر به من باشد می گویم که علی را شاید آنچه مورد اشاره قرار گرفت و به علاوه پرهیزکاری و اخلاص عمل و تبری جستن و استغناء از قدرت و جاری و ساری کردن عدالت ناب متعلقه اش و خلاصه بسیاری خصائل و خصایص دیگر جاودانه ساخته باشند و اما اطمینان دارم که چنانچه علی هیچ کدام از آنچه احصاء گردید را نمی داشت و نمی کرد، باز در تاریخ جاودانه می گردید و امروز باز هم هر آزاده و منصفی به احترامش تمام قد می ایستاد و کلاه از سر بر می داشت ، درست به این دلیل که علی در بزنگاه های حساس که ممکن بود خون های بسیاری ریخته شود و عرض و آبروهای بسیاری بر باد رود و اساساً مسیر تاریخ بشریت به ناکجا آباد های بی سرانجام و سراسر سیاهی و تباهی ختم گردد و مسلمانان در بادی تجربه تمدنی جدید در مسیر انقراض و تضعیف و اضمحلال قرار گیرند ، او به عنوان یک رهبر و یک سرکرده و یک مدیر و یک مسئول ، خودخواهی پیشه نکرد و ملت و امتش را بر خود ارجح دانست و پیشی داد و اگرچه می توانست بزدل باشد و از برای کتمان و نهان کردن بزدلی اش پشت توجیهاتی چون اسلام و مسلمین و خدا و پیغمبر و امثالهم سنگر بگیرد، چنین نکرد و آنجا و آن زمان که باید از خود عبور می کرد تا مردمش ذلیل و آسیمه سر و مستاصل نگردند ، بدون ذره ای تردید از خود عبور کرد.
البته علی حقاً شاهکاری از خلقت است. چه اینکه بیست و پنج سال رهبر نبود و اما با