✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل زرگریان @withoutretouch جناب وکیل داودی مدیر کانال بدون روتوش درود و سپاس از اینکه بر مطلب من به فوریت، با خشم تغلیظ شده و با کنایه سخن گفتید. اگر جسارت نباشد این عریضه را در پاسخ به فرمایشتان در کانال تلگرامیتان نشر دهید. و اما بعد؛…
جناب آقای وکیل / کارآموز ( هنوز اطلاعات سایت صندوق حمایت با فرمایش شما در تعارض است) حسن زرگریان عزیز
با سلام....
مطلب پیوست به قلم شما را خواندم.
چند ملاحظه مختصر عرضه کرده و تصدیع اوقات نمی کنم...
اول اینکه خوی یا بد ، متاسفانه یا خوشبختانه فوری پاسخ دادنم به مطالب دوستانی چون شما به واسطه این است که اصولا در نگاشتن از فرط کثرت نگاشتن مبتلا به صعوبت نمی گردم و از این رو به قول معروف کار نیکو کردن از پر کردن است.
دوم ، استنباط جناب عالی از خشم مغلظ بنده بی تردید مربوط به تشخیص شماست و اما صرفا یک ادعا و در هر حال نه شما جز ادعا در این ارتباط مستندی جز برداشت صرف دارا هستید و نه من توان اثبات امر عدمی را دارا هستم .بنابراین این مورد بماند به قضاوت و برداشت مخاطبین. چه اینکه البته اگر خشمگین از نوع مغلظ هم بشوم ، غیظ و غضب فی حد ذات امری است که از نوع انسان برآمدنی ، کما اینکه شما هم در مرقومه ابتدایی تان خطاب به فعالان و منتقدین به نظر مبتلا به غیظ و غضب بوده اید.
سوم اما در مورد کنایه مورد اشاره ، طبعاً کسی که کنایه می زند ، توقع کنایه را می بایست داشته باشد و حال علت یا علل ناراحتی شما از کنایی بودن بخش هایی از پاسخم به شما را متوجه نشدم.
چهارم ، رویه مالوف کانال انتشار مطالب همه وکلا و همکاران است و تاکنون کسی نمی تواند سراغی از تبعیض جهت انتشار مطالب همکاران بیابد و لذا اینکه فکر کرده اید درخواست انتشار جوابیه تان نوعی جسارت است ، حقیقت متوجه چند و چونش نشدم. البته صریح و صادقانه اینکه موافق انتشار مطلب نخست تان در کانال نبودم و لیکن تشخیص بانو رهنما انتشار مطلب بود و من نیز طبعا برای نظرات مدیران کانال احترام قائلم و در مدیریت کانال هیچ گونه رابطه طولی و آمر و ماموری ما بین مدیران کانال وجود ندارد.
پنجم ، پیش از ورود به فحوای سخن تان ، به عنوان دوست و همکار توصیه می کنم که در مورد چند و چون اطلاعات مندرج در سایت کانون و سایت صندوق حمایت پیرامون شخص خودتان حساس باشید که بسیاری از مردم برای جستجوی وکیل یا وکلای مورد نظر شان به سایت صندوق مراجعه می کنند و دلیل این اولویت در مراجعه هم بر می گردد به اولیت بخشی موتور جستجو گر گوگل به سایت صندوق و لذا به نظر آن دسته از وکلایی که در عرصه صنفی دست به قلم هستند و نقادی می کنند ( مانند شما و بنده ) بهتر است وقتی در مورد عملکرد مدیریتی و مصادر امور خرده می گیریم و سخن ها می نگاریم ، دست کم در ارتباط با مسائل شخصی مان به گونه ای غفلت نورزیم که مثل رطب خور منع رطب کی کند در موردمان صدق نماید.
ششم، در ارتباط با کاربست عبارت " از گرد راه رسیدن" همانطور که خطاب به جناب وکیل نزادی طی متن علی حده عرض کردم ، متوجه بار منفی بخشیدن به چنین عبارتی نمی شوم. البته طبیعی است وقتی با مطلبی را با ذهنیت از پیش شکل گرفته مطالعه فرمایید ، امکان تلقی معنای قبیح از هر کلمه و عبارتی فراهم است. عبارت از گرد راه رسیدن نه عرفاً دشنام است و نه حتی بار ترذیلی و تحقیری دارد. از گرد راه رسیدن یک اصطلاح است و معانی مترادف عدیده ای دارد و من جمله عبارتند از تازه وارد بودن و حال شما برادر عزیز که در فراز پایانی مطلبتان فرموده اید که از اتصاف به کارآموز بودن ناراحت و نالان نمی گردید و افتخار هم می فرمایید ، قاعدتا از عبارت رسیده از گرد راه که لازم و ملزوم کارآموزی است ، نباید ناداحت و مغموم بشوید.
هفتم،کجای پاسخم به شما ولو به وجه تلویحی ضرورت استجازه( به قول ریاست محترم قوه قضاییه که هرازگاهی کلمات شاذی را عمومیت می بخشند) از کسی و یا تاکیدی بر لزوم انتظار جهت اقدام دیگر ( البته متوجه نشدم چه اقداماتی مد نظرتان است) قابل رصد و استنباط است؟! از طرفی کجای مطلب مبحوث عنه عرص کردم که نقد پیشکسوتان و فعالان صنفی خبط و خطاست. در این ارتباط به نظر متن مورد نقدتان را یک بار دیگر مطالعه فرمایید تا مشخص گردد که اصل سخن با جناب عالی بر دو محور بود و ضمنا به هیچ عنوان نقد محتوایی در مورد سخن تان معمول نداشتم. و اما دو محور مورد اشاره عبارتند از ۱. جناب عالی فرموده بودید که سکوت مطلق در فضای نقد و فعالیت صنفی حاکم است و من عرض کردم که برادر خوبم مگر دست و بال شما را کسی بسته بود و شما می آمدی و از شانزدهم تیر ماه که آن حکم کذایی صادر گردیده است ، نقد می کردی تا با تحصل و تحقق نقد جناب عالی اطلاق سکوت منتفی گردد و حال اگر شما هم چنین نفرمودی دست کم به اندازه یک خط هم به کم کاری و ملحق بودن خودت به ساکتین و منفعلین اشارتی ولو در حد تلویح می کردید و حال بماند که اگر از وجود حکم مطلع بوده ای و به نقد مبادرت نفرمودی که خب تصدیق فرمایید شما هم مانند مابقی آنها که خطابشان فرموده ای و اما اگر یک یا روز است ملتفت چنین دادنامه ای شده اید که باز هم ایرادی مطرح است و آن ایراد نیست جز اینکه بسیارانی هم مانند شما و لذا اعتراض و خر
با سلام....
مطلب پیوست به قلم شما را خواندم.
چند ملاحظه مختصر عرضه کرده و تصدیع اوقات نمی کنم...
اول اینکه خوی یا بد ، متاسفانه یا خوشبختانه فوری پاسخ دادنم به مطالب دوستانی چون شما به واسطه این است که اصولا در نگاشتن از فرط کثرت نگاشتن مبتلا به صعوبت نمی گردم و از این رو به قول معروف کار نیکو کردن از پر کردن است.
دوم ، استنباط جناب عالی از خشم مغلظ بنده بی تردید مربوط به تشخیص شماست و اما صرفا یک ادعا و در هر حال نه شما جز ادعا در این ارتباط مستندی جز برداشت صرف دارا هستید و نه من توان اثبات امر عدمی را دارا هستم .بنابراین این مورد بماند به قضاوت و برداشت مخاطبین. چه اینکه البته اگر خشمگین از نوع مغلظ هم بشوم ، غیظ و غضب فی حد ذات امری است که از نوع انسان برآمدنی ، کما اینکه شما هم در مرقومه ابتدایی تان خطاب به فعالان و منتقدین به نظر مبتلا به غیظ و غضب بوده اید.
سوم اما در مورد کنایه مورد اشاره ، طبعاً کسی که کنایه می زند ، توقع کنایه را می بایست داشته باشد و حال علت یا علل ناراحتی شما از کنایی بودن بخش هایی از پاسخم به شما را متوجه نشدم.
چهارم ، رویه مالوف کانال انتشار مطالب همه وکلا و همکاران است و تاکنون کسی نمی تواند سراغی از تبعیض جهت انتشار مطالب همکاران بیابد و لذا اینکه فکر کرده اید درخواست انتشار جوابیه تان نوعی جسارت است ، حقیقت متوجه چند و چونش نشدم. البته صریح و صادقانه اینکه موافق انتشار مطلب نخست تان در کانال نبودم و لیکن تشخیص بانو رهنما انتشار مطلب بود و من نیز طبعا برای نظرات مدیران کانال احترام قائلم و در مدیریت کانال هیچ گونه رابطه طولی و آمر و ماموری ما بین مدیران کانال وجود ندارد.
پنجم ، پیش از ورود به فحوای سخن تان ، به عنوان دوست و همکار توصیه می کنم که در مورد چند و چون اطلاعات مندرج در سایت کانون و سایت صندوق حمایت پیرامون شخص خودتان حساس باشید که بسیاری از مردم برای جستجوی وکیل یا وکلای مورد نظر شان به سایت صندوق مراجعه می کنند و دلیل این اولویت در مراجعه هم بر می گردد به اولیت بخشی موتور جستجو گر گوگل به سایت صندوق و لذا به نظر آن دسته از وکلایی که در عرصه صنفی دست به قلم هستند و نقادی می کنند ( مانند شما و بنده ) بهتر است وقتی در مورد عملکرد مدیریتی و مصادر امور خرده می گیریم و سخن ها می نگاریم ، دست کم در ارتباط با مسائل شخصی مان به گونه ای غفلت نورزیم که مثل رطب خور منع رطب کی کند در موردمان صدق نماید.
ششم، در ارتباط با کاربست عبارت " از گرد راه رسیدن" همانطور که خطاب به جناب وکیل نزادی طی متن علی حده عرض کردم ، متوجه بار منفی بخشیدن به چنین عبارتی نمی شوم. البته طبیعی است وقتی با مطلبی را با ذهنیت از پیش شکل گرفته مطالعه فرمایید ، امکان تلقی معنای قبیح از هر کلمه و عبارتی فراهم است. عبارت از گرد راه رسیدن نه عرفاً دشنام است و نه حتی بار ترذیلی و تحقیری دارد. از گرد راه رسیدن یک اصطلاح است و معانی مترادف عدیده ای دارد و من جمله عبارتند از تازه وارد بودن و حال شما برادر عزیز که در فراز پایانی مطلبتان فرموده اید که از اتصاف به کارآموز بودن ناراحت و نالان نمی گردید و افتخار هم می فرمایید ، قاعدتا از عبارت رسیده از گرد راه که لازم و ملزوم کارآموزی است ، نباید ناداحت و مغموم بشوید.
هفتم،کجای پاسخم به شما ولو به وجه تلویحی ضرورت استجازه( به قول ریاست محترم قوه قضاییه که هرازگاهی کلمات شاذی را عمومیت می بخشند) از کسی و یا تاکیدی بر لزوم انتظار جهت اقدام دیگر ( البته متوجه نشدم چه اقداماتی مد نظرتان است) قابل رصد و استنباط است؟! از طرفی کجای مطلب مبحوث عنه عرص کردم که نقد پیشکسوتان و فعالان صنفی خبط و خطاست. در این ارتباط به نظر متن مورد نقدتان را یک بار دیگر مطالعه فرمایید تا مشخص گردد که اصل سخن با جناب عالی بر دو محور بود و ضمنا به هیچ عنوان نقد محتوایی در مورد سخن تان معمول نداشتم. و اما دو محور مورد اشاره عبارتند از ۱. جناب عالی فرموده بودید که سکوت مطلق در فضای نقد و فعالیت صنفی حاکم است و من عرض کردم که برادر خوبم مگر دست و بال شما را کسی بسته بود و شما می آمدی و از شانزدهم تیر ماه که آن حکم کذایی صادر گردیده است ، نقد می کردی تا با تحصل و تحقق نقد جناب عالی اطلاق سکوت منتفی گردد و حال اگر شما هم چنین نفرمودی دست کم به اندازه یک خط هم به کم کاری و ملحق بودن خودت به ساکتین و منفعلین اشارتی ولو در حد تلویح می کردید و حال بماند که اگر از وجود حکم مطلع بوده ای و به نقد مبادرت نفرمودی که خب تصدیق فرمایید شما هم مانند مابقی آنها که خطابشان فرموده ای و اما اگر یک یا روز است ملتفت چنین دادنامه ای شده اید که باز هم ایرادی مطرح است و آن ایراد نیست جز اینکه بسیارانی هم مانند شما و لذا اعتراض و خر
✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل زرگریان @withoutretouch جناب وکیل داودی مدیر کانال بدون روتوش درود و سپاس از اینکه بر مطلب من به فوریت، با خشم تغلیظ شده و با کنایه سخن گفتید. اگر جسارت نباشد این عریضه را در پاسخ به فرمایشتان در کانال تلگرامیتان نشر دهید. و اما بعد؛…
ده گیری و حیرت تان واجد چه توجیهی است؟ ۲. جناب عالی در کتابت مرقومه اعتراضی و انذاری و حاوی تاسف تان ، لحنی را استخدام فرموده اید که به نظر خودتان یا در جایگاه دلالت گری و هدایت گری هستید و یا در برداشتی عادلانه تر علی الظاهر دست و پا بسته اید و در عامل شدن به نقد و ایراد فاقد توان و امکان هستید. این در حالیست که شما و رفقا همراه شما از متن بنده تلقی تبختر و تمامیت خواهی فرمودید و مع هذا کلاه خود قاضی فرمایید و یا از اطراف و اکناف تان استمزاجی بفرمایید و عیار آمرانه بودن و توام با توقع بودن فحوای یادداشت تان را ارزیابی بفرمایید.
هشتم، برادر خوبم قطعا در ارتباط با اشتغال شما به نگاشتن و فعالیت مداوم درست می فرمایید و من تغافل کردم و از این رو سخنم را در آن بخش که عرض کردم از شما سخنی و مطلبی ندیده ام ، پس گرفته و رسماً عذر خواهی می کنم و لیکن اتهامات ایرادی شما به خودم مبنی بر قصد تخطئه و تخریب و تمسخر را نمی پذیرم ، چرا که نه شما را تاکنون زیارت کرده ام ( شاید توفیق زیارت داشتم و اما هم اکنون به یاد ندارم و نه دشمنی و خصومتی ما بین ما است و از این رو فقط می ماند احتمال مرض که مطابق نظرات اخیر اطباء چه به لحاظ تمامیت نفس و چه به جهت روح و روان معلول و مبتلاء نیستم )
نهم ، در ارتباط با علت پاسخگویی به جناب عالی هم مفصل در پاسخم به جناب وکیل میر رجبی و ایضا در ابتدای این یادداشت توضیح دادم و بار دیگر توضیح با ادبیات دیگری را معمول می دارم که برادر من ! برآشفتن من از متن ابتدایی شما ارتباطی با فحوای نقدتان نداشت چرا که جناب حجتی به احسن الوجوه پاسخ ماهیتی به شما فرمودند و ما را بی نیاز از اقدام در این خصوص فرمودند. و اما آنچه باعث برآشفتن چون منی شد ، نبود جز اینکه شما در متن تقریری تان هیچ نقشی برای خودتان قائل نشده اید و در حالی که می توانستید با زودتر نقد کردن پیرامون موضوع محل ایرادتان سکوت مطلق جامعه صنفی را بشکنید ، چنین نکرده و در عوض همتایان تان را متهم به همان اتهامی می کنید که به خودتان هم وارد است. چه اینکه عرض کردم یا پیشتر اطلاع داشته اید که انگاه دقیقا شما هم مبتلا به سکوت و انفعال هستید و لذا خرده گرفتن تان از همکاران تان بلا وجه است و یا شما هم تازه اطلاع یافته بودید که در این صورت احتمال اینکه دیگران هم مانند شما بی اطلاع بوده باشند ، احتمال قوی بل اقوی می باشد. بماند که شما ابتدا می فرمایید که حکم دیوان را چرا مصادر امور اطلاع رسانی نکرده اند و در واقع می خواهید به مخاطب القاء کنید که مطلع نبوده اید و اما در این ارتباط احتمال بی اطلاعی مشابه جامعه صنفی و فعالان صنفی به مثابه خودتان را منتفی می دانید و مع ذالک باز در فراز پایانی مرقومه تان از دایره انصاف خارج و جانعه صنفی و فعالان صنفی را ساکتین و منفعلین تعرفه می فرمایید که ذیل چنین سکوت و انفعالی، هیات مدیره را هم چونان ماله کشانی ، پوشاننده تَرَک های استقلال نهاد وکالت می دانید.
بنابراین اگر از علی الدوام تکرار اینکه من آزادی بیان را پاس نمی دارم و نظر بر عدم استحقاق شما و دیگران نسبت به استشکال و پرسیدن سوال و نپرداختن به عملکرد هیات مدیره دارم ، خدای نخواسته در پی پیاده کردن تکنیک های مجادله و سفسطه هستید که هیچ و من وارد چنین تکرار مکررات فرسایشی نخواهم شد و اما اگر حقیقتا در پی رفع ابهام تان پیرامون موضع بنده هستید ، عرض می کنم که آزادی بیان و ماسداری از آن تعهد همیشگی بدون روتوش و انیرسالار داودی است و از خاطر همین تعهد است که هم اکنون زیر چوب الف دادسرای امنیت نشسته و هر لحظه انتظار فرود آمدنش را بر فرق سرم می دارم. در مورد هیات مدیره و لزوم پرسش از هیات مدیره نیز شما را به متن پاسخ ابتدایی ام به جناب عالی و ایضا پاسخم به جناب وکیل نزادی ارجاع می دهم که طی هر دو متن توصیه دوستانه کردم که اتفاقا یقه هیات مدیره را بگیرید و رهایشان نکنید و صراحتاً عرض کرده ام که عبث ترین کار ممکن روی گردانی از رصد کردن و یک لحظه رها کردن مصادر امور چه در عرصه ملی و چه در عرصه صنفی است.
دهم ، فرموده اید که چرا از مطلبی که مستقیم به من نربوط نیست ، برآشفته ام و که در پاسخ عرض می کنم برادر خوبم فکر کنم در اشتباه بزرگی قرار دارید و آن اشتباه از این قرار است که همه مسائل و ابتلائات و معضلات نهاد وکالت و جامعه وکالت به من و شما و همه اعضای خانواده بزرگ وکالت مستقیم مربوط است و اساسا موردی که ارتباط غیر مستقیم داشته باشد ، نداریم و نخواهیم داشت و لطفا حتی تلاش فرمایید تا سهواً هم چنین باوری در مخیله شما نگنجد....پیرامون علت آشفتگی هم که در بنود بالاتر مبسوط توضیح دادم.
یازدهم ، مجدد بر سرعت نشر پاسخم به شما توضیح نمی دهم که در بندهای بالاتر توضیح داده ام.
دوازده، عرض نکردم که ظاهرا مطلب را نخوانده و یا خوب نخوانده اید و به محض مشاهده پاسخ من با خودتان صرفا در پی پاسخ
هشتم، برادر خوبم قطعا در ارتباط با اشتغال شما به نگاشتن و فعالیت مداوم درست می فرمایید و من تغافل کردم و از این رو سخنم را در آن بخش که عرض کردم از شما سخنی و مطلبی ندیده ام ، پس گرفته و رسماً عذر خواهی می کنم و لیکن اتهامات ایرادی شما به خودم مبنی بر قصد تخطئه و تخریب و تمسخر را نمی پذیرم ، چرا که نه شما را تاکنون زیارت کرده ام ( شاید توفیق زیارت داشتم و اما هم اکنون به یاد ندارم و نه دشمنی و خصومتی ما بین ما است و از این رو فقط می ماند احتمال مرض که مطابق نظرات اخیر اطباء چه به لحاظ تمامیت نفس و چه به جهت روح و روان معلول و مبتلاء نیستم )
نهم ، در ارتباط با علت پاسخگویی به جناب عالی هم مفصل در پاسخم به جناب وکیل میر رجبی و ایضا در ابتدای این یادداشت توضیح دادم و بار دیگر توضیح با ادبیات دیگری را معمول می دارم که برادر من ! برآشفتن من از متن ابتدایی شما ارتباطی با فحوای نقدتان نداشت چرا که جناب حجتی به احسن الوجوه پاسخ ماهیتی به شما فرمودند و ما را بی نیاز از اقدام در این خصوص فرمودند. و اما آنچه باعث برآشفتن چون منی شد ، نبود جز اینکه شما در متن تقریری تان هیچ نقشی برای خودتان قائل نشده اید و در حالی که می توانستید با زودتر نقد کردن پیرامون موضوع محل ایرادتان سکوت مطلق جامعه صنفی را بشکنید ، چنین نکرده و در عوض همتایان تان را متهم به همان اتهامی می کنید که به خودتان هم وارد است. چه اینکه عرض کردم یا پیشتر اطلاع داشته اید که انگاه دقیقا شما هم مبتلا به سکوت و انفعال هستید و لذا خرده گرفتن تان از همکاران تان بلا وجه است و یا شما هم تازه اطلاع یافته بودید که در این صورت احتمال اینکه دیگران هم مانند شما بی اطلاع بوده باشند ، احتمال قوی بل اقوی می باشد. بماند که شما ابتدا می فرمایید که حکم دیوان را چرا مصادر امور اطلاع رسانی نکرده اند و در واقع می خواهید به مخاطب القاء کنید که مطلع نبوده اید و اما در این ارتباط احتمال بی اطلاعی مشابه جامعه صنفی و فعالان صنفی به مثابه خودتان را منتفی می دانید و مع ذالک باز در فراز پایانی مرقومه تان از دایره انصاف خارج و جانعه صنفی و فعالان صنفی را ساکتین و منفعلین تعرفه می فرمایید که ذیل چنین سکوت و انفعالی، هیات مدیره را هم چونان ماله کشانی ، پوشاننده تَرَک های استقلال نهاد وکالت می دانید.
بنابراین اگر از علی الدوام تکرار اینکه من آزادی بیان را پاس نمی دارم و نظر بر عدم استحقاق شما و دیگران نسبت به استشکال و پرسیدن سوال و نپرداختن به عملکرد هیات مدیره دارم ، خدای نخواسته در پی پیاده کردن تکنیک های مجادله و سفسطه هستید که هیچ و من وارد چنین تکرار مکررات فرسایشی نخواهم شد و اما اگر حقیقتا در پی رفع ابهام تان پیرامون موضع بنده هستید ، عرض می کنم که آزادی بیان و ماسداری از آن تعهد همیشگی بدون روتوش و انیرسالار داودی است و از خاطر همین تعهد است که هم اکنون زیر چوب الف دادسرای امنیت نشسته و هر لحظه انتظار فرود آمدنش را بر فرق سرم می دارم. در مورد هیات مدیره و لزوم پرسش از هیات مدیره نیز شما را به متن پاسخ ابتدایی ام به جناب عالی و ایضا پاسخم به جناب وکیل نزادی ارجاع می دهم که طی هر دو متن توصیه دوستانه کردم که اتفاقا یقه هیات مدیره را بگیرید و رهایشان نکنید و صراحتاً عرض کرده ام که عبث ترین کار ممکن روی گردانی از رصد کردن و یک لحظه رها کردن مصادر امور چه در عرصه ملی و چه در عرصه صنفی است.
دهم ، فرموده اید که چرا از مطلبی که مستقیم به من نربوط نیست ، برآشفته ام و که در پاسخ عرض می کنم برادر خوبم فکر کنم در اشتباه بزرگی قرار دارید و آن اشتباه از این قرار است که همه مسائل و ابتلائات و معضلات نهاد وکالت و جامعه وکالت به من و شما و همه اعضای خانواده بزرگ وکالت مستقیم مربوط است و اساسا موردی که ارتباط غیر مستقیم داشته باشد ، نداریم و نخواهیم داشت و لطفا حتی تلاش فرمایید تا سهواً هم چنین باوری در مخیله شما نگنجد....پیرامون علت آشفتگی هم که در بنود بالاتر مبسوط توضیح دادم.
یازدهم ، مجدد بر سرعت نشر پاسخم به شما توضیح نمی دهم که در بندهای بالاتر توضیح داده ام.
دوازده، عرض نکردم که ظاهرا مطلب را نخوانده و یا خوب نخوانده اید و به محض مشاهده پاسخ من با خودتان صرفا در پی پاسخ
✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل زرگریان @withoutretouch جناب وکیل داودی مدیر کانال بدون روتوش درود و سپاس از اینکه بر مطلب من به فوریت، با خشم تغلیظ شده و با کنایه سخن گفتید. اگر جسارت نباشد این عریضه را در پاسخ به فرمایشتان در کانال تلگرامیتان نشر دهید. و اما بعد؛…
متقابل بوده اید. برادر خوبم متن پاسخ نخست من موجود است. دست کم اگر می خواهید از متنی فکت بیاورید ، امانت را مراعات فرمایید که به واسطه موجود بودن اصل متن ، مخاطبین برای شان شائبه امانت ناداری جناب عالی تداعی می گردد. آری من نگاشتم که به جای مخاطب قرار دادن اغیار به وظیفه ذاتی صنفی تان عمل کنید ( شما فقط تا اینجا را نقل و تضمین فرموده اید ) مع هذا در ادامه چنین نگاشتم که با گفتن و نوشتن و نقد و فریاد اجازه حکومت سکوت مطلق را ندهید. بنابراین پر واضح است که منظور از این جزء قلم فتاده در متن اخیرتان همانا هیات مدیره و مصادر امور است. آری ، من بر این نظر همچنان پا می فشارم و البته معتقدم در مبانی نظری نقد حتما بررسی دوباره بفرمایید. برادر خوبم ، ایراد ما ایرانی جماعت این است که عادت داریم همه مفاهیم واجد سابقه و تاریخ و تجربه شده توسط جهانیان را دوباره اختراع کنیم. دوست خوبم نقد یک منتقد توسط منتقد دیگر تنها یک نفع خواهد داشت آنهم برای حاکمیت اعم از ملی و صنفی. از قضا حاکمیت ها آررو دارند که منتقدین به حان هم افتاده و تمام وقت و انرژی شان را صرف تراشیدن سر هم به مثابه جماعت سلمانی ها بنمایند. از طرفی منتقدین مستقل ( منتقدین وابسته به جناحین و تشکل ها موضوعا از این بحث خارج هستند ، چرا که اتفاقا آنها باید منتقدین رقیب را نقد کنند و اقتضاء رقابت های جناحی و تشکیلاتی چنین است) اصولا عدد قابل توجهی ندارند و موضوع دیگر اینکه منتقدین مستقل ( استقلال فکری و تشکیلاتی و جناحی) از هیچ پناه و حمایتی برخوردار نیستند و منتقدین مستقل نقد را به مثابه علاقه و انگیزه شخصی و عمدتاً بی جیر و مواجب مطرح و عرضه می کنند. لذا بنا بر جمیع این جهات عبث ترین کار ممکن نقد منتقد است. و حال ممکن است بپرسید که اگر منتقد به خطا رفت ، نباید خطایش را اصلاح کرد؟ پاسخ اما روشن است ، اولا در تعهد نانوشته منتقدین مستقل هم پوشانی غیر علنی مطلوبیت دارد و ثانیا عرصه نقد در هر حوزه ای مانند فروشگاهی می ماند که مخاطبین قطعو حق انتخاب خواهند داشت و آنها به مدد تعقل و تدبر و قیاس نقدهای متنوع ، نقدهای مناسب مزاج و باور صنفی شان را برگزیده و با خود می برند و لذا مکانیرم اصلاحی منتقدین دقیقا به نحوی از قواعد بازار رقابتی کالا و خدمات پیروی می نماید.از این رو است که توصیه می کنم وقت و انرژی تان را صرف مصادر امور فرمایید و نه همتایان منتقد. و اما در مورد فعالان صنفی اینکه فعالان صنفی یا فعالیت مستقل دارند و یا فعالیت شان در تبعیت جناحی و تشکیلاتی و حتی در برخی موارد فردی است. نقد این گونه از فعالان نه اینکه واجد منافعی نباشد و اما بی تردید از آنجا که فعالان متبع و وابسته در نقشه راه و باورهای خود استقلالی ندارند ، لذا منتقد افضل است تا سرچشمه را هدف بگیرد. و اما در مورد فعالان مستقل اینکا نقد عملکرد آنها درست مانند منتقدین صنفی مستقل خطای استراتژیک محسوب می گردد.
بنابر آنچه رفت ای کاش امانت داری می کردید و کل پاراگراف مندرج در پاسخ ابتدایی را منعکس می فرمودید. هر چند که اگر درست می خواندید و تحلیل نی کردید ، اصولاً پاسخ دادن و ان قلت به آن را وا می نهادید.
سیزده، آری من هم باور دارم که نخبگان صنفی و فعالان صنفی و متفکران از خانه خود دور افتادند و یا دورشان کردند. مع ذالک من در این جلای مستدحثه بیشتر خود فعالان و منتقدین و متفکرین دور افتاده را مقصر می دانم. چراکه من و امثال من و از جمله حسن کیا و امیر رئیسیان و مسعود جوادیه و بسیارانی چون ما همانطور که در متن پاسخم به جناب میر رجبی بخشی از شرحش را نگاشته ام ، کم مصیبت ندیده ایم و اما پای مردی کردیم و ایستادیم....
حال آنها که فقط برای تمبر زدن به کانون آمد و شد می کنند ، شاید تصور کنند که منافعی داشتا ایم و لیکن شما خود میانه میدانی و ملتفتی که بوی کباب نیست و گوشت خر داغ می کنند.
بنابراین دور افتادگان آن گونه که باید انگیزه و علاقه و عشق به خانه صنفی نداشته اند و لذا به نظرم مرثیه خوانی برای آنها ضرورتی ندارد
چهارده ، هنوز هم معتقدم که شما تعجیل فرمودی و دلیلش هم واضح است. فرض کنیم هیات مدیره در انعکاس پاسخ درست و درمان مانند آنچه جناب حجتی ارسال فرمودند ، مبتلا به انفعال بوده است که صد البته هست و اما شما که خود را دلسوز و نگران و دغدغه مند می دانی چرا از اعضای هیات مدیره مطالبه نفرمودی؟
همینجا می خواهم استدعا کنم که از تجربه تلخ من و مانند من بهره ببری! تجربه تلخی که مبتنی بر اعترافی تلخ تر است. دوست من منتقد صنفی که در خانه و دفترش می نشیند تا هر کس رسید به او اطلاعی بدهد و سپس به نقدش بپردازد ، منتقد پلاستیکی است. متاسفانه در مقاطعی من نیز مبتلا به چنین روش سراسر سقیمی بودم و آن زمان عده ای به حق به من و مانند من وصف منتقد دهن بین و شیر مجازی و در حکم عدم عالم واقع را نسبت می دادند. دوست خوبم من از مطلعین جویا شدم
بنابر آنچه رفت ای کاش امانت داری می کردید و کل پاراگراف مندرج در پاسخ ابتدایی را منعکس می فرمودید. هر چند که اگر درست می خواندید و تحلیل نی کردید ، اصولاً پاسخ دادن و ان قلت به آن را وا می نهادید.
سیزده، آری من هم باور دارم که نخبگان صنفی و فعالان صنفی و متفکران از خانه خود دور افتادند و یا دورشان کردند. مع ذالک من در این جلای مستدحثه بیشتر خود فعالان و منتقدین و متفکرین دور افتاده را مقصر می دانم. چراکه من و امثال من و از جمله حسن کیا و امیر رئیسیان و مسعود جوادیه و بسیارانی چون ما همانطور که در متن پاسخم به جناب میر رجبی بخشی از شرحش را نگاشته ام ، کم مصیبت ندیده ایم و اما پای مردی کردیم و ایستادیم....
حال آنها که فقط برای تمبر زدن به کانون آمد و شد می کنند ، شاید تصور کنند که منافعی داشتا ایم و لیکن شما خود میانه میدانی و ملتفتی که بوی کباب نیست و گوشت خر داغ می کنند.
بنابراین دور افتادگان آن گونه که باید انگیزه و علاقه و عشق به خانه صنفی نداشته اند و لذا به نظرم مرثیه خوانی برای آنها ضرورتی ندارد
چهارده ، هنوز هم معتقدم که شما تعجیل فرمودی و دلیلش هم واضح است. فرض کنیم هیات مدیره در انعکاس پاسخ درست و درمان مانند آنچه جناب حجتی ارسال فرمودند ، مبتلا به انفعال بوده است که صد البته هست و اما شما که خود را دلسوز و نگران و دغدغه مند می دانی چرا از اعضای هیات مدیره مطالبه نفرمودی؟
همینجا می خواهم استدعا کنم که از تجربه تلخ من و مانند من بهره ببری! تجربه تلخی که مبتنی بر اعترافی تلخ تر است. دوست من منتقد صنفی که در خانه و دفترش می نشیند تا هر کس رسید به او اطلاعی بدهد و سپس به نقدش بپردازد ، منتقد پلاستیکی است. متاسفانه در مقاطعی من نیز مبتلا به چنین روش سراسر سقیمی بودم و آن زمان عده ای به حق به من و مانند من وصف منتقد دهن بین و شیر مجازی و در حکم عدم عالم واقع را نسبت می دادند. دوست خوبم من از مطلعین جویا شدم
✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل زرگریان @withoutretouch جناب وکیل داودی مدیر کانال بدون روتوش درود و سپاس از اینکه بر مطلب من به فوریت، با خشم تغلیظ شده و با کنایه سخن گفتید. اگر جسارت نباشد این عریضه را در پاسخ به فرمایشتان در کانال تلگرامیتان نشر دهید. و اما بعد؛…
و فهمیدم که فقط کافی بود به دفتر هیات مدیره مراجعه و آن حکم کذایی را مطالبه می فرمودید. بنابراین اگر برای چون منی اندک تجربه بیشتر از خودت قائلی بیا و لطفا مانند آنچه شرح دادم نباش. البته من از آن روش دست شستم و ولی همچنان برخی افراد شناس و هم اکنون پر سر و صدا بر همان روش و مرام سابق پیش می روند و به همین جهت مواضع انعکاسی شان در کانال های تحت مدیریت شان به فاصله دو پُست زمین تا آسمان توفیر دارد. متاسفانه اینچنین تضاد و تعارضی فقط و فقط از دهن بینی و بست نشستن تا دیگرانی در دهانت اطلاعت بگذارند و اما خود لختی زحمت پی جویی و مطالعه و بررسی را به جان نخریدن ، ناشی می گردد.
پانزدهم، در مورد تعجیل اما عرضم کلی بود و چنین عنوان کردم که در بسیاری موارد انفعال و سکوت لزوما معنای رها کردن و بی خیالی نیست. کما اینکه یاد دارم در جریان یکی از مواجهات کانون با جریانی که قصد وارد کردن خسارت به نهاد وکالت را داشت، غیر رسمی هیات رئیسه از فعالان رسانه خواهش کردند که به موضوع نپردازیم چرا که طرف مقابل اگر اطلاعاتی به کف آورد ، زحمات معموله چند ماهه از طریق تحرک زعما طرف مقابل جهت خنثی کردن اقدامات کانون بر باد می رود . جالب اینکه تقریبا همه فعالان رسانه سکوت کردند الا یک نفر که از قضا لجاجت همان یک نفر به قیمت عقب افتادن کانون و دست پایین گرفتنش تمام گردید.
و یا در ارتباط با آزادی مشروط یک عزیز هیات رئیسه از فعالان رسانه خواستند تا مدتی در باره موضوع سکوت کنیم تا ان شا الله افاده مقصود گردد.
دوست من در آن فراز از سخنم ، عرض من کاملا منطبق بر رفتار حرفه ای و دلسوزانه و متعهدانه بوده است و فحوای آن کلی و در مقام تبیین قاعده بود و در ارتباط با حکم کذایی قضاوتی از باب موجه بودن سکوت و انفعال نکردم و خوشبختانه متن موجود است و همگان امکان مطالعه اش را دارا هستند.
شانزدهم ، اولا جناب زرگرانی من معمر نیستم و ثانیا تمام پانزده بند پیشین در توضیح همین معنا بود و ثالثا البته که به حاشیه پرداختم چرا که اساسا منظور نظرم حاشیه بود و نه متن و این ادعا را در همه پاسخ هایم مورد تاکید قرار دادم و رابعا ، تاکید دوباره اینکه هیچ ایرادی به فحوای سخن شما ندارم و البته با توضیحات جناب حجتی کاملا موضوع برلی دست کم اینجانب روشن گردید. لذا آرزویی بفرمایید که مطلوب من هم باشد اگر آرزویتان برای من است. می فرمایید که ای کاش به جای فلان ، بهمان و من عرض می کنم که اساسا حرف من حواشی مطلبتان بود. و اما در مورد وظیفه هیات مدیره جهت اطلاع رسانی همین توضیح کافیست که رفیق شفیق! اطلاع رسانی از طریق سایت و کانال تلگرامی کانون البته ضروری است و اما این ابزار کسب اطلاع برای غیر فعالان صنفی است و امثال من و شما می بایست به کانون مراجعه مرتب داشته باشیم و اجازه ندهیم هیچ اتفاقی از زیر ذره بین ما در برود.
من نمی گویم که هیات مدیره کم کاری و بی عملی نمی کند. قطعا تا دلتان بخواهد از این کوتاهی ها داشته و دارند و خواهند داشت و مع هذا اگر غریبه ای نا آشنا با مناسبات کانون وکلا بودم و مرقومه اعتراضی تان را می خواندم ، گمانم جز این نبود که اولا یکی از اوتاد جامعه وکالت با فغان آمده و ثانیا از خود می پرسیدم که خب خود نگارنده چرا در خانه اش نشسته و منتظر است تا اطلاعات با پای خودش به منزلش تشرف حاصل کند.
و اما برای نمونه و فقط محض مثال عرض می کنم که دوست خوبم دو سال پیش من در یکی از جستجو ها و سرک کشیدن هایم فهمیدم که دو میلیارد مالیات برای کانون توسط اداره مالیات محاسبه و عن قریب تمام حسابهای کانون بسته و اعضای هیات مدیره همگی ممنوع الخروج خواهند شد. و حالا می توانید به بانو موسوی مدیر محترم دفتر هیات مدیره ، جناب وکیل قاسم کمیلی عضو سابق هیات مدیره و جناب وکیل محسن بزرگی عضو فعلی کانون مرکز و جناب وکیل دکتر حمید توسلی مراجعه و پرسان شوید که بنده به همراه بزرگواران نامبرده چگونه از ماوقع مطلع شدیم و چگونه تلاش کردیم تا ماجرا تا حدی همان وقت حل و فصل گردد. فقط همین بس که اطلاع به مدیریت کانون توسط شخص من و موضوع مختصرا در کانال منعکس گردید و در اولین جلسه هیات مدیره برخی اعضا با در دست داشتن صفحه بدون روتوش موضوع را جویا و در نهایت مسئله همه گیر شد. ( در این ارتباط می توانید با استاد تان جناب وکیل محمد غفاری فردویی عضو وقت هیات مدیره و هیات رئیسه ماوقع را چک کنید)
جالب است بدانید که در نتیجه همین سرکشی ها و جستجوها و پیگیری ها بود که نایب رئیس وقت دوره بیست و هشتم حضور وجلوس من را در امکنه کانون اکیدا ممنوع ساخت و دکتر امینی رییس محترم کانون نیز به محض جلوس بر کرسی ریاست و طی اولین نشستشان با کارمندان کانون اکیدا انتقال هر گونه اطلاعات به وکلای دادگستری را ممنوع و مستوجب مجازات قرار دادند که البته به واسطه اینکه به نظر جز من کسی چنین حجمی از فضولی را ندارد ، مصداق اجلی نظر و حکم حک
پانزدهم، در مورد تعجیل اما عرضم کلی بود و چنین عنوان کردم که در بسیاری موارد انفعال و سکوت لزوما معنای رها کردن و بی خیالی نیست. کما اینکه یاد دارم در جریان یکی از مواجهات کانون با جریانی که قصد وارد کردن خسارت به نهاد وکالت را داشت، غیر رسمی هیات رئیسه از فعالان رسانه خواهش کردند که به موضوع نپردازیم چرا که طرف مقابل اگر اطلاعاتی به کف آورد ، زحمات معموله چند ماهه از طریق تحرک زعما طرف مقابل جهت خنثی کردن اقدامات کانون بر باد می رود . جالب اینکه تقریبا همه فعالان رسانه سکوت کردند الا یک نفر که از قضا لجاجت همان یک نفر به قیمت عقب افتادن کانون و دست پایین گرفتنش تمام گردید.
و یا در ارتباط با آزادی مشروط یک عزیز هیات رئیسه از فعالان رسانه خواستند تا مدتی در باره موضوع سکوت کنیم تا ان شا الله افاده مقصود گردد.
دوست من در آن فراز از سخنم ، عرض من کاملا منطبق بر رفتار حرفه ای و دلسوزانه و متعهدانه بوده است و فحوای آن کلی و در مقام تبیین قاعده بود و در ارتباط با حکم کذایی قضاوتی از باب موجه بودن سکوت و انفعال نکردم و خوشبختانه متن موجود است و همگان امکان مطالعه اش را دارا هستند.
شانزدهم ، اولا جناب زرگرانی من معمر نیستم و ثانیا تمام پانزده بند پیشین در توضیح همین معنا بود و ثالثا البته که به حاشیه پرداختم چرا که اساسا منظور نظرم حاشیه بود و نه متن و این ادعا را در همه پاسخ هایم مورد تاکید قرار دادم و رابعا ، تاکید دوباره اینکه هیچ ایرادی به فحوای سخن شما ندارم و البته با توضیحات جناب حجتی کاملا موضوع برلی دست کم اینجانب روشن گردید. لذا آرزویی بفرمایید که مطلوب من هم باشد اگر آرزویتان برای من است. می فرمایید که ای کاش به جای فلان ، بهمان و من عرض می کنم که اساسا حرف من حواشی مطلبتان بود. و اما در مورد وظیفه هیات مدیره جهت اطلاع رسانی همین توضیح کافیست که رفیق شفیق! اطلاع رسانی از طریق سایت و کانال تلگرامی کانون البته ضروری است و اما این ابزار کسب اطلاع برای غیر فعالان صنفی است و امثال من و شما می بایست به کانون مراجعه مرتب داشته باشیم و اجازه ندهیم هیچ اتفاقی از زیر ذره بین ما در برود.
من نمی گویم که هیات مدیره کم کاری و بی عملی نمی کند. قطعا تا دلتان بخواهد از این کوتاهی ها داشته و دارند و خواهند داشت و مع هذا اگر غریبه ای نا آشنا با مناسبات کانون وکلا بودم و مرقومه اعتراضی تان را می خواندم ، گمانم جز این نبود که اولا یکی از اوتاد جامعه وکالت با فغان آمده و ثانیا از خود می پرسیدم که خب خود نگارنده چرا در خانه اش نشسته و منتظر است تا اطلاعات با پای خودش به منزلش تشرف حاصل کند.
و اما برای نمونه و فقط محض مثال عرض می کنم که دوست خوبم دو سال پیش من در یکی از جستجو ها و سرک کشیدن هایم فهمیدم که دو میلیارد مالیات برای کانون توسط اداره مالیات محاسبه و عن قریب تمام حسابهای کانون بسته و اعضای هیات مدیره همگی ممنوع الخروج خواهند شد. و حالا می توانید به بانو موسوی مدیر محترم دفتر هیات مدیره ، جناب وکیل قاسم کمیلی عضو سابق هیات مدیره و جناب وکیل محسن بزرگی عضو فعلی کانون مرکز و جناب وکیل دکتر حمید توسلی مراجعه و پرسان شوید که بنده به همراه بزرگواران نامبرده چگونه از ماوقع مطلع شدیم و چگونه تلاش کردیم تا ماجرا تا حدی همان وقت حل و فصل گردد. فقط همین بس که اطلاع به مدیریت کانون توسط شخص من و موضوع مختصرا در کانال منعکس گردید و در اولین جلسه هیات مدیره برخی اعضا با در دست داشتن صفحه بدون روتوش موضوع را جویا و در نهایت مسئله همه گیر شد. ( در این ارتباط می توانید با استاد تان جناب وکیل محمد غفاری فردویی عضو وقت هیات مدیره و هیات رئیسه ماوقع را چک کنید)
جالب است بدانید که در نتیجه همین سرکشی ها و جستجوها و پیگیری ها بود که نایب رئیس وقت دوره بیست و هشتم حضور وجلوس من را در امکنه کانون اکیدا ممنوع ساخت و دکتر امینی رییس محترم کانون نیز به محض جلوس بر کرسی ریاست و طی اولین نشستشان با کارمندان کانون اکیدا انتقال هر گونه اطلاعات به وکلای دادگستری را ممنوع و مستوجب مجازات قرار دادند که البته به واسطه اینکه به نظر جز من کسی چنین حجمی از فضولی را ندارد ، مصداق اجلی نظر و حکم حک
ومتی ایشان قاعدتا جز من نمی توانست باشد.
آری دوست من .....
نشستن و انتظار پرواز اطلاعات به سوی جناب عالی که خودت را متعهد و مسئول می دانی به اندازه انفعال و سستی هیات مدیره قبیح است و درست از همین روست که عصبانی و برآشفته می گردم. چرا که فکر می کنم نسل تازه وارد های منتقد که جناب میر رجبی ( البته خودشان هم نه حالا تازه وار و اما یک مقدار از تازه گذشته ) امیدشان دارد چرا چنین توقعاتی دارند و علاوه بر اینکه اگر می دانند سکوت مطلق حاکم است چرا پیشتر خود سکوت شکن نشده اند ، نشسته اند و هیات مدیره را البته به حق و درستی متهم به انفعال می کنند و اما والله اگر خودشان هم روزی به همان اطاق جلسات ان شا الله رفتند ، یک چیزی مانند اسلاف شان خواهند بود درست به این دلیل که در منزل نشسته و شکایت از عدم اطلاع رسانی می کنند و اما به خود زحمت نمی دهند یک تک پا بروند کانون و شده حتی با داد و بی داد( با داد و بی داد در این کانون مورد داشتیم که عضویت به عنوان عضو کمیسیون و دادیاری تحصیل شده است) اطلاعاتی را که اگر مکتوم است با بهره از حقی که بر گُرده فرد فرد اعضای هیات مدیره به عنوان ولی نعمتان دارند ، دریافت داشته و اطلاع رسانی کنند. درست مانند سالها کاری که شخص من معمول داشتم و یکی از مهمترین هایش کارت های هوشمند بود.( سوابقش در بدون روتوش قابل جستجو و مشاهده است)
النهایه اینکه از فرط تطویل این مقال یک چند موردی باقی ماند که البته باشد برای وقت دیگر.....
اما سخن آخر اینکه بسیاری از اتفاقات رفته بر سر من و مانند من را دوست خوبم شما و مانند شما نمی دانید و هر چند به نظرم درست تر این بود که ابتدا در ارتباط با یک دهه اخیر و حوادث و اتفاقاتش اطلاع حاصل می کردید و می دانستید بر سر اسلاف تان چه ها گذشته و آنگاه شاید تفاهم بین ما و شما بیشتر می گردید.
دوست خوبم ....
نمی دانم شاید باور نکنی و اما اگر چند سال پیش عین همین مطلب شما خطاب به من را من خطاب به هیات مدیره و خاصه هیات رییسه می نگاشتم سر و کارم با بازرسی و دادسرا بود.
بنابراین من شاید تواضع و فروتنی از کف داده ام و اما شما تازه واردی هستی که احترام بیات واردی چون من را نگاه نداشتی.
البته من به آزادی بیان بی حد و حصر و لایتناهی باورمندم و به نوعی حقم است که با من اینگونه سخن گفته شود.
عزتت افزون
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
آری دوست من .....
نشستن و انتظار پرواز اطلاعات به سوی جناب عالی که خودت را متعهد و مسئول می دانی به اندازه انفعال و سستی هیات مدیره قبیح است و درست از همین روست که عصبانی و برآشفته می گردم. چرا که فکر می کنم نسل تازه وارد های منتقد که جناب میر رجبی ( البته خودشان هم نه حالا تازه وار و اما یک مقدار از تازه گذشته ) امیدشان دارد چرا چنین توقعاتی دارند و علاوه بر اینکه اگر می دانند سکوت مطلق حاکم است چرا پیشتر خود سکوت شکن نشده اند ، نشسته اند و هیات مدیره را البته به حق و درستی متهم به انفعال می کنند و اما والله اگر خودشان هم روزی به همان اطاق جلسات ان شا الله رفتند ، یک چیزی مانند اسلاف شان خواهند بود درست به این دلیل که در منزل نشسته و شکایت از عدم اطلاع رسانی می کنند و اما به خود زحمت نمی دهند یک تک پا بروند کانون و شده حتی با داد و بی داد( با داد و بی داد در این کانون مورد داشتیم که عضویت به عنوان عضو کمیسیون و دادیاری تحصیل شده است) اطلاعاتی را که اگر مکتوم است با بهره از حقی که بر گُرده فرد فرد اعضای هیات مدیره به عنوان ولی نعمتان دارند ، دریافت داشته و اطلاع رسانی کنند. درست مانند سالها کاری که شخص من معمول داشتم و یکی از مهمترین هایش کارت های هوشمند بود.( سوابقش در بدون روتوش قابل جستجو و مشاهده است)
النهایه اینکه از فرط تطویل این مقال یک چند موردی باقی ماند که البته باشد برای وقت دیگر.....
اما سخن آخر اینکه بسیاری از اتفاقات رفته بر سر من و مانند من را دوست خوبم شما و مانند شما نمی دانید و هر چند به نظرم درست تر این بود که ابتدا در ارتباط با یک دهه اخیر و حوادث و اتفاقاتش اطلاع حاصل می کردید و می دانستید بر سر اسلاف تان چه ها گذشته و آنگاه شاید تفاهم بین ما و شما بیشتر می گردید.
دوست خوبم ....
نمی دانم شاید باور نکنی و اما اگر چند سال پیش عین همین مطلب شما خطاب به من را من خطاب به هیات مدیره و خاصه هیات رییسه می نگاشتم سر و کارم با بازرسی و دادسرا بود.
بنابراین من شاید تواضع و فروتنی از کف داده ام و اما شما تازه واردی هستی که احترام بیات واردی چون من را نگاه نداشتی.
البته من به آزادی بیان بی حد و حصر و لایتناهی باورمندم و به نوعی حقم است که با من اینگونه سخن گفته شود.
عزتت افزون
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمیدیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
جناب وکیل میر رجبی عزیز
با سلام
احتراما در ارتباط با پاسخ متقابل آن جناب ، نکاتی را معروض می دارم
مقدمتا اینکه تصورم دقت نظر بیشتری در شما بود...
متاسفانه جای جای مطلبتان حکایت از حتی یک بار دقیق خواندن مطلبی که قصد نقدش را داشته اید ، ندارد.
چه اینکه در دو قسمت و فراز از مطلبتان به وجه فاحش نتایجی را استنباط فرموده اید که صد و هشتاد درجه مغایر قصد و نیت من در تقریر مطلب مورد نقد شماست.
اولین فراز که به طور فاحش ابداً منظور حقیقی را درنیافته اید ، فراز ابتدایی مطلبتان است که خرده گرفته اید با این مضمون که " اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمیدیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟"
و حال برای قضاوت مخاطبان دقیقا آن تکه از مطلب را که به بهانه اش چنین اشتباهی را مرتکب شده اید ، نقل می کنم:
"بنابراین تکلیف به پاسخ گویی از جانب چون منی فی نفسه تکلیف عبثی است.
مع هذا ، پرداختن من به مطلب جناب زرگریان بر خلاف پاسخ جناب دکتر حجتی نه ماهیتی و ناظر به محتوا که در واقع پرداختن به امر به زعم خود مهمی است که حین نگاشتن پاسخم به مطلب جناب زرگریان و حتی هم اکنون در تقریر پاسخ به جناب عالی معتقدم که نادیده انگاشتنش می تواند بسیار نا امید کننده در ارتباط با همان تازه از راه رسیدگان باشد."
کاملا مشخص و مبرهن است که شما دوست عزیز فقط قسمتی را که به عبث بودن تکلیف اشارت کردم مستمسک قرار داده و قسمت بلافصل را که تاکید کرده ام در ماهیت مطلب جناب زرگریان ورود نمی کنم و فقط پاسخی را قلمی می کنم راجع به دغدغه پیش گفته ام!
مع هذا هیچ تعارضی وجود نداشته و به نظر ، شما از فرط تعجیل ، نتوانسته اید ارتباط معنایی قسمت نخست و قسمت بلافصل را دریابید.
و اما در مورد تلقی شما از ظرفیت تخفیفی عبارت از راه رسیدگان، بسته به تشخیص شماست و لیکن به نظر بنده هیچ بار معنایی منفی در این عبارت وجود ندارد ، چرا که کاملا منطبق بر واقعیتی است. آری ، از راه رسیدگان می بایست با احتیاط و حزم بیشتری سخن بگویند تا کاملا در فضای مناسبات قرار بگیرند و از این رو نمی توان هیچ واژه و یا عبارت جایگزینی برای این عبارت در نظر گرفت.
از طرفی هر چند که من یاد گرفته ام که در برخورد با تذکرات هر کسی( هر کسی با هر جایگاهی) به سوابقش در رعایت یا عدم رعایت موضوع تذکر دست نیازم ، لیکن برادر عزیزم چندی قبل شب نامه طوری از سوی مجموعه متبوع تان منتشر گردید که به واسطه صرفا درج نام تشکیلات متبوع شما ، تصدیق بفرمایید که اخلاقا و منطقا و عقلا و قانونا به تمام تابعین آن تشکیلات بالسویه قابل انتساب است و از این رو به نظرم یک بار دیگر مرور بفرمایید و ببینید که موارد عدیده توهین و تخفیف تا چه اندازه تکرار گردیده است. توهین هایی از قبیل تندرو خواندن رییس کانون( رییس کانون را باور داسته باشیم یا نداشته باشیم به هر حال وی منتخب بخش قابل توجهی از همکاران شماست که شما به حکایت گفتار و نوشتارتان ، حمایت از آنها را نصب العین ساخته اید و یا رسما بی اخلاقی بی سابقه ای در فعالان صنفی و از جمله دست اندازی بسیار غم انگیز به مسائل خصوصی یک بانوی جوان را در شب نامه منتسب به شما و فرد فرد دوستان تان شاهد بودیم و یا روا داشتن اشارت به اخراج یک همکار از دانشگاه بی انکه دلیل حقیقی اش را عنوان کنید ، تحقیر و تلاش برای زاویه دادن به ذهن همکاران تان محسوب نمی گردد، مع الوصف حقیقتا اگر قرار باشد تا از عبارتی که فی نفسه فاقد ظرفیت حمل بر معانی ناصواب عرفیه است تلقی وهن آلود و استخفافی بنماییم ، شما به من و مخاطبین اگر صلاح می دانید توضیح بفرمایید تا بدانیم این توصیفات و بی اخلاقی ها را چگونه باید تعبیر نمود.
البته جناب میر رجبی شما بعد از انتشار این نامه شبیه شب نامه ، خود را از مسئولیت پذیری پیرامون نگارش آن کنار کشیدید و اما علی الظاهر فراموش کردید که به هر حال، مسئولیت کنترل و نظارت انتشار مطالب در کانال تشکیلات متبوع تان متوجه شماست . البته در ارتباط با شب نامه مذکور چند اتفاق جالب از سوی شما و رفقا معمول گردید و اقداماتی از قبیل اینکه ابتدا مطلب موصوف با درج نام انجمن مستقل وکلا منتشر گردید که سپس با بالا گرفتن اعتراضات این عنوان از ذیل مطلب حذف گردید و از ذیل موارد نشر شده ای هم که قابل حذف به طریق تدوین نبود ، مطلب کلا حذف گردید و مع هذا نسخه ابتدایی در اختیار ماست. بماند که چندی بعد از سوی یکی از تابعین تشکیلات موصوف ( با تاخیر بسیار و در واقع ما بعد مصاحبه اینجانب با بانو رهنما که طی فرازی از آن عنوان کردم که قانونا این شب نامه به کلیه تابعین تشکیلات منتسب است) ارسال کردند که خوشبختانه جامعه وکالت باهوش تر از آنی است که بتوان فریفتش. چه اینکه بدیهی است مطالب تقریری و ارسالی که نگارنده اش علاقه ای به افشای نامش ندارد را با قید
با سلام
احتراما در ارتباط با پاسخ متقابل آن جناب ، نکاتی را معروض می دارم
مقدمتا اینکه تصورم دقت نظر بیشتری در شما بود...
متاسفانه جای جای مطلبتان حکایت از حتی یک بار دقیق خواندن مطلبی که قصد نقدش را داشته اید ، ندارد.
چه اینکه در دو قسمت و فراز از مطلبتان به وجه فاحش نتایجی را استنباط فرموده اید که صد و هشتاد درجه مغایر قصد و نیت من در تقریر مطلب مورد نقد شماست.
اولین فراز که به طور فاحش ابداً منظور حقیقی را درنیافته اید ، فراز ابتدایی مطلبتان است که خرده گرفته اید با این مضمون که " اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمیدیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟"
و حال برای قضاوت مخاطبان دقیقا آن تکه از مطلب را که به بهانه اش چنین اشتباهی را مرتکب شده اید ، نقل می کنم:
"بنابراین تکلیف به پاسخ گویی از جانب چون منی فی نفسه تکلیف عبثی است.
مع هذا ، پرداختن من به مطلب جناب زرگریان بر خلاف پاسخ جناب دکتر حجتی نه ماهیتی و ناظر به محتوا که در واقع پرداختن به امر به زعم خود مهمی است که حین نگاشتن پاسخم به مطلب جناب زرگریان و حتی هم اکنون در تقریر پاسخ به جناب عالی معتقدم که نادیده انگاشتنش می تواند بسیار نا امید کننده در ارتباط با همان تازه از راه رسیدگان باشد."
کاملا مشخص و مبرهن است که شما دوست عزیز فقط قسمتی را که به عبث بودن تکلیف اشارت کردم مستمسک قرار داده و قسمت بلافصل را که تاکید کرده ام در ماهیت مطلب جناب زرگریان ورود نمی کنم و فقط پاسخی را قلمی می کنم راجع به دغدغه پیش گفته ام!
مع هذا هیچ تعارضی وجود نداشته و به نظر ، شما از فرط تعجیل ، نتوانسته اید ارتباط معنایی قسمت نخست و قسمت بلافصل را دریابید.
و اما در مورد تلقی شما از ظرفیت تخفیفی عبارت از راه رسیدگان، بسته به تشخیص شماست و لیکن به نظر بنده هیچ بار معنایی منفی در این عبارت وجود ندارد ، چرا که کاملا منطبق بر واقعیتی است. آری ، از راه رسیدگان می بایست با احتیاط و حزم بیشتری سخن بگویند تا کاملا در فضای مناسبات قرار بگیرند و از این رو نمی توان هیچ واژه و یا عبارت جایگزینی برای این عبارت در نظر گرفت.
از طرفی هر چند که من یاد گرفته ام که در برخورد با تذکرات هر کسی( هر کسی با هر جایگاهی) به سوابقش در رعایت یا عدم رعایت موضوع تذکر دست نیازم ، لیکن برادر عزیزم چندی قبل شب نامه طوری از سوی مجموعه متبوع تان منتشر گردید که به واسطه صرفا درج نام تشکیلات متبوع شما ، تصدیق بفرمایید که اخلاقا و منطقا و عقلا و قانونا به تمام تابعین آن تشکیلات بالسویه قابل انتساب است و از این رو به نظرم یک بار دیگر مرور بفرمایید و ببینید که موارد عدیده توهین و تخفیف تا چه اندازه تکرار گردیده است. توهین هایی از قبیل تندرو خواندن رییس کانون( رییس کانون را باور داسته باشیم یا نداشته باشیم به هر حال وی منتخب بخش قابل توجهی از همکاران شماست که شما به حکایت گفتار و نوشتارتان ، حمایت از آنها را نصب العین ساخته اید و یا رسما بی اخلاقی بی سابقه ای در فعالان صنفی و از جمله دست اندازی بسیار غم انگیز به مسائل خصوصی یک بانوی جوان را در شب نامه منتسب به شما و فرد فرد دوستان تان شاهد بودیم و یا روا داشتن اشارت به اخراج یک همکار از دانشگاه بی انکه دلیل حقیقی اش را عنوان کنید ، تحقیر و تلاش برای زاویه دادن به ذهن همکاران تان محسوب نمی گردد، مع الوصف حقیقتا اگر قرار باشد تا از عبارتی که فی نفسه فاقد ظرفیت حمل بر معانی ناصواب عرفیه است تلقی وهن آلود و استخفافی بنماییم ، شما به من و مخاطبین اگر صلاح می دانید توضیح بفرمایید تا بدانیم این توصیفات و بی اخلاقی ها را چگونه باید تعبیر نمود.
البته جناب میر رجبی شما بعد از انتشار این نامه شبیه شب نامه ، خود را از مسئولیت پذیری پیرامون نگارش آن کنار کشیدید و اما علی الظاهر فراموش کردید که به هر حال، مسئولیت کنترل و نظارت انتشار مطالب در کانال تشکیلات متبوع تان متوجه شماست . البته در ارتباط با شب نامه مذکور چند اتفاق جالب از سوی شما و رفقا معمول گردید و اقداماتی از قبیل اینکه ابتدا مطلب موصوف با درج نام انجمن مستقل وکلا منتشر گردید که سپس با بالا گرفتن اعتراضات این عنوان از ذیل مطلب حذف گردید و از ذیل موارد نشر شده ای هم که قابل حذف به طریق تدوین نبود ، مطلب کلا حذف گردید و مع هذا نسخه ابتدایی در اختیار ماست. بماند که چندی بعد از سوی یکی از تابعین تشکیلات موصوف ( با تاخیر بسیار و در واقع ما بعد مصاحبه اینجانب با بانو رهنما که طی فرازی از آن عنوان کردم که قانونا این شب نامه به کلیه تابعین تشکیلات منتسب است) ارسال کردند که خوشبختانه جامعه وکالت باهوش تر از آنی است که بتوان فریفتش. چه اینکه بدیهی است مطالب تقریری و ارسالی که نگارنده اش علاقه ای به افشای نامش ندارد را با قید
✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمیدیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
تذکری در این خصوص ابتدا یا انتهای متن منتشر می کنند و جالب اینکه تا همین لحظات تقریر متن حاضر هیچ تذکری در شب نامه موصوف الحاق نگردیده است. و اما فارغ از این موضوع در هر حال هر فحش نامه ای را انجمن مستقل وکلا در کانال اختصاصی خود منتشر می کند؟ یعنی هیچ نظارتی بر درج مطالب منتشره معمول نمی گردد. دست کم رویه کانال بدون روتوش چنین است که مدیریت یا مطالب حاوی توهین و هتاکی مستقیم و صریح را نشر نمی دهد و از نگارنده می خواهد تا متن را عاری از توهین و هتاکی نماید و یا قسمت های مورد حساسیت را به تشخیص از قبل اعلام شده به ارسال کنندگان نقطه چین می نماید( این رویه جاری و ساری است جز در مورد مطالب علیه شخص بنده که نمونه های بسیاری در کانال موجود است).
و یا همین چندی قبل مطلبی به قلم همکاری در کانال انجمن مستقل منتشر شد که به بهانه مصاحبه بنده با بانو رهنما پیرامون همین مرقومه شب نامه طور بود و حال نمی دانم که آیا نگارنده اش عضویتی در انجمن مستقل وکلا دارد یا ندارد ، مع هذا مشار الیه چونان از من و سخنانم برآشفته بود که نسبت هایی چون خالق تحیرهای پوشالی و خطرناک و زیان رسان را به من حوالت داد و واقعا اگر می دانستم سخنانم او را اینچنین آزار می دهد ، هرگز مصاحبه را معمول نمی داشتیم و با این حال ابتدا گمان کردم که خب شاید کسی است که از من خوشش نمی آید و لیکن بعدها دریافتم که به قرینه اشارتش به شب نامه مورد بحث ، علی الظاهر از بچه های انجمن مستقل وکلا است و اینجا بود که یقین کردم شب نامه را رفقای انجمن مستقل وکلا به طبع رسانده اند.
جناب وکیل میر رجبی عزیز
برادر خوبم...
حقیقتا شما که از کاربست یک عبارت تفسیر پذیر توسط من ( خدا را شکر که همان یک عبارت بود) بسیار ناراحت و غمگین می شوید و شما و رفقایت ظاهرا توجهی هم به توضیحات مطروحه در این ارتباط ندارید و همچنان پی در پی یک سخن واحد را تکرار می فرمایید ، ممکن است توضیح بفرمایید واجد چه عداوت و خصومت و کینه ای در حق مثلا امیر رییسیان هستید که در شب نامه منتسبه تان او را با لحنی ناصواب و تحقیر آمیز اخراجی عنوان می دهید بدون اینکه منصفانه و به اقتضای جوانمردی دست کم به دلیل اخراجش اشاره کنید! و یا چه ضربه ای از بانوی همکار جوان عضو هیات مدیره شما و رفقایتان دریافت کرده اید که مسائل خصوصی او را افشا می کنید؟!
آری ، درست است ! من امیرسالار داودی سالها بی محابا و بی پرواترین نقدها و بعضا آزار دهنده ترین نقدها را می نگاشتم و منتشر می کردم و منتها آن اندازه شهامت داشتم که با نام و نشان حقیقی خود بنگارم و هزینه اش را هم بدهم و لیکن حتی یک بار به فکرم نرسید که کانال زیر زمینی و بی نام و نشان تاسیس کنم و یا بدون نام و نشان حقیقی ام بنگارم و وقت بیرون زدن دم خروس ، پشت این و آن پنهان گردم و بگویم کی بود کی بود من نبودم.....
برادر عزیز ، شما و رفقا شب نامه موصوف را ننوشته اید؟!
بسیار خب!
دست کم یکی از شما یک بار قبل نشر آن را نخوانده ؟ یا وقت نشر مطلب آن همکار عزیز بعد مصاحبه بدون روتوش ، برایند جمعی تان از تصمیم در مورد انتشار یا عدم انتشار چه بود؟!
و حال ما بعد آنچه رفت ....
نخست اینکه البته من در متن پاسخم به شما برادر عزیز نامی از شما حین اشارت به آمدگان یکهویی در میانه دغدغه مندی صنفی نیاوردم و لیکن از آنجا که به نظر سخن را زمین اندازی صاحبش برش می دارد ، الحمدالله خود شما در مورد خودتان تقریب به ذهن داشته اید، من هم جسارتی نمی کنم و مصداق یابی شما را موید می گردم و عرض می کنم که ابدا کمترین اهمیتی ندارد که شما چه وقتی به فعالیت صنفی روی آورده اید و منتها برای شخص من مهم بود که چنین وکیل متعصبی تاکنون کجا بوده است و از این رو خواستم رفع ابهام فرمایید و اما در باره معنای فعالیت صنفی البته من با شما توافق دارم. لیکن یک تفاوت هایی را اجازه بدهید تا برشمارم. فعالیت صنفی اگر هر معنا و مفهوم و مصداقی داشته باشد بی تردید هرگز با آویزانی به اعضای هیات مدیره و خاصه هیات رییسه برای مختصری غنائم پیش رو انداختن ملازمت ندارد. آری برادر! تردد به طبقه چهارم ، ابداً معنای فعالیت صنفی نیست. بنابراین به نظرم کم لطفی شماست که چنین رفتاری را به وجه اخص فعالیت صنفی می دانید و باور بفرمایید آن روز که شما را در طبقه چهارم پشت در اطاق هیات مدیره دیدم و خوش و بشی کردیم و من از شما پرسیدم خیر باشد و اینجا چه کار دارید و شما فرمودید که برای کمیسیون کارآموزی درخواست داده اید و آمده اید با اعضای هیات مدیره حرف بزنید ، سر سوزنی فکر نکردم که خدای نکرده شما در پی خواهش و تمنا آمده اید و چه اینکه حتی خوشحال شدم و به شما عرض کردم شجاعت امثال شما برای کارآموزان ضروری است و حتما یادتان هست. بنابراین اگر انتخاب هم می شدید هرگز ترددتان در طبقه چهارم ز برای رایزنی معیاری جهت فعال صنفی بودن تان نمی دانستم. و اما به ضرورت اخذ رخصت اش
و یا همین چندی قبل مطلبی به قلم همکاری در کانال انجمن مستقل منتشر شد که به بهانه مصاحبه بنده با بانو رهنما پیرامون همین مرقومه شب نامه طور بود و حال نمی دانم که آیا نگارنده اش عضویتی در انجمن مستقل وکلا دارد یا ندارد ، مع هذا مشار الیه چونان از من و سخنانم برآشفته بود که نسبت هایی چون خالق تحیرهای پوشالی و خطرناک و زیان رسان را به من حوالت داد و واقعا اگر می دانستم سخنانم او را اینچنین آزار می دهد ، هرگز مصاحبه را معمول نمی داشتیم و با این حال ابتدا گمان کردم که خب شاید کسی است که از من خوشش نمی آید و لیکن بعدها دریافتم که به قرینه اشارتش به شب نامه مورد بحث ، علی الظاهر از بچه های انجمن مستقل وکلا است و اینجا بود که یقین کردم شب نامه را رفقای انجمن مستقل وکلا به طبع رسانده اند.
جناب وکیل میر رجبی عزیز
برادر خوبم...
حقیقتا شما که از کاربست یک عبارت تفسیر پذیر توسط من ( خدا را شکر که همان یک عبارت بود) بسیار ناراحت و غمگین می شوید و شما و رفقایت ظاهرا توجهی هم به توضیحات مطروحه در این ارتباط ندارید و همچنان پی در پی یک سخن واحد را تکرار می فرمایید ، ممکن است توضیح بفرمایید واجد چه عداوت و خصومت و کینه ای در حق مثلا امیر رییسیان هستید که در شب نامه منتسبه تان او را با لحنی ناصواب و تحقیر آمیز اخراجی عنوان می دهید بدون اینکه منصفانه و به اقتضای جوانمردی دست کم به دلیل اخراجش اشاره کنید! و یا چه ضربه ای از بانوی همکار جوان عضو هیات مدیره شما و رفقایتان دریافت کرده اید که مسائل خصوصی او را افشا می کنید؟!
آری ، درست است ! من امیرسالار داودی سالها بی محابا و بی پرواترین نقدها و بعضا آزار دهنده ترین نقدها را می نگاشتم و منتشر می کردم و منتها آن اندازه شهامت داشتم که با نام و نشان حقیقی خود بنگارم و هزینه اش را هم بدهم و لیکن حتی یک بار به فکرم نرسید که کانال زیر زمینی و بی نام و نشان تاسیس کنم و یا بدون نام و نشان حقیقی ام بنگارم و وقت بیرون زدن دم خروس ، پشت این و آن پنهان گردم و بگویم کی بود کی بود من نبودم.....
برادر عزیز ، شما و رفقا شب نامه موصوف را ننوشته اید؟!
بسیار خب!
دست کم یکی از شما یک بار قبل نشر آن را نخوانده ؟ یا وقت نشر مطلب آن همکار عزیز بعد مصاحبه بدون روتوش ، برایند جمعی تان از تصمیم در مورد انتشار یا عدم انتشار چه بود؟!
و حال ما بعد آنچه رفت ....
نخست اینکه البته من در متن پاسخم به شما برادر عزیز نامی از شما حین اشارت به آمدگان یکهویی در میانه دغدغه مندی صنفی نیاوردم و لیکن از آنجا که به نظر سخن را زمین اندازی صاحبش برش می دارد ، الحمدالله خود شما در مورد خودتان تقریب به ذهن داشته اید، من هم جسارتی نمی کنم و مصداق یابی شما را موید می گردم و عرض می کنم که ابدا کمترین اهمیتی ندارد که شما چه وقتی به فعالیت صنفی روی آورده اید و منتها برای شخص من مهم بود که چنین وکیل متعصبی تاکنون کجا بوده است و از این رو خواستم رفع ابهام فرمایید و اما در باره معنای فعالیت صنفی البته من با شما توافق دارم. لیکن یک تفاوت هایی را اجازه بدهید تا برشمارم. فعالیت صنفی اگر هر معنا و مفهوم و مصداقی داشته باشد بی تردید هرگز با آویزانی به اعضای هیات مدیره و خاصه هیات رییسه برای مختصری غنائم پیش رو انداختن ملازمت ندارد. آری برادر! تردد به طبقه چهارم ، ابداً معنای فعالیت صنفی نیست. بنابراین به نظرم کم لطفی شماست که چنین رفتاری را به وجه اخص فعالیت صنفی می دانید و باور بفرمایید آن روز که شما را در طبقه چهارم پشت در اطاق هیات مدیره دیدم و خوش و بشی کردیم و من از شما پرسیدم خیر باشد و اینجا چه کار دارید و شما فرمودید که برای کمیسیون کارآموزی درخواست داده اید و آمده اید با اعضای هیات مدیره حرف بزنید ، سر سوزنی فکر نکردم که خدای نکرده شما در پی خواهش و تمنا آمده اید و چه اینکه حتی خوشحال شدم و به شما عرض کردم شجاعت امثال شما برای کارآموزان ضروری است و حتما یادتان هست. بنابراین اگر انتخاب هم می شدید هرگز ترددتان در طبقه چهارم ز برای رایزنی معیاری جهت فعال صنفی بودن تان نمی دانستم. و اما به ضرورت اخذ رخصت اش
✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمیدیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
اره فرمودید که متاسفانه متوجه اش نشدم چرا که تاکنون کسی را ندیده و نشنیده ام تا خودش را در چنین مقامی یعنی مقام اعطای رخصت فرض کرده باشد.
البته رخصت با اجازه کمی فرق می کند. رخصت اجازه تشریفاتی و از سر احترام و ادب و تواضع است و اما اجازه بار حقوقی دارد. با شناختی که از شما برادر نازنینم دارم می دانم اگر صاحب اعطا رخصتی هم در کار می بود ، قطعا جناب عالی اهلش نبودید و هرگز مطالبه رخصت نمی کردید. و اما در مورد پله گردی و دربانی اینکه حقیقتا من به جرات می توانم دربانی خانه صنفی را بسیار برای خود ارجح از عضویت در هیات مدیره بدانم.( حالا چطور است که من اشاره شما را به دربانی توام با قصد تحقیر و تخفیف عنوان سازم) چه اینکه در مقام دربانی دست کم هر روز همکارانم را می بینم و اما در طبقه چهارم تجربه ثابت کرده است که متجالسین آن طبقه البته نه در مورد همه ، لیکن بسیارانی بوده و هستند که از همکارانشان دور می گردند. پله گردی هم برای ما زمینی ها فعل لاجرمی است از برای انجام اموری که از دست مان بر می آید و طبعا این امور محوله و یا اختیاراً برگزیده محل معمول داشتن شان طبقات ساختمان کانون است و از همین رو پله گردی آش خاله مان است. مع هذا تردید ندارم که چنانچه افتخار خدماتی به خانه صنفی تان نصیب تان می گردید ، هرگز کار آن برادر عزیز و فرشته خو به پله گردی نمی انجامد و قطعا بالهای سپید و نامرئی شما بالا برنده هستند. شاید از همین رو بود که فکر می کنم چند روز ماقبل انتخاب اعضای کارآموزی که شما تشریف آورده بودید طبقه چهارم جهت رایزنی برای انتخابتان با اعضای هیات مدیره ، من که از پله ها بالا آمده بودم نفس نفس می زدم و اما شما که همزمان رسیدید ، چاق نفس بودید و شک ندارم که این تفاوت تنها به مدد دو بال نامرئی حاصل می گردد. ( از شوخی گذشته شما به واسطه همیشه پیش قدم بودن در معاضدت به همکاران گرفتار ، فرشته خو هستید)
دوم اینکه در ارتباط با آن همکاران عزیزی که به وقت یابو آب دادن امثال من ، دو پشته مشغول کسب مطمئنا حلال و طیب و طاهر بوده اند نیز من نامی از احدی نبردم و لیکن سپاس که جنابعالی به روشن شدن این ابهام هم از طریق ذکر مثال مساعدت فرمودید و اینکه در مورد برخی همکاران که چونان کارمند تمام وقت در کانون حضور داشتند نیز با شما موافقم که تازه واردان چه بسا تصورشان از کارمند بودن آنها تقویت گردد و حال درست است که برای جناب عالی کار همکاران مورد اشاره خیلی موجه و منطقی و به درد بخور نبوده است و لیکن آنها بر خلاف من و امثال من حقیقتا زحمت می کشیدند و در قبال زحمات متحمله ریالی هم دریافت نمی کردند و دست کم اگر من جای شما بودم مطلق نگاه نمی کردم و بخشی از این همکاران را با نگاهی که من فکر می کنم نگاه تقدیر آمیزی نیست ، نمی آزردم و مورد تمسخر و تخفیف قرارشان نمی دادم ( ای بابا! اینجا هم در مورد همکارانتان مرتکب تمسخر و تحقیر و کوچک پنداری شده اید).
علی ای حال من به اینکه همکارم مانند جناب عالی توفیقات مالی و حرفه ای داشته است و هم اکنون خدا را صد هزار مرتبه شکر که شکم سیر و پُری هم دارد ، افتخار می کنم و البته من در متن نخست عرض کردم که کار درست را شما کرده اید.
سوم ، فرموده اید که دلیل یا دلایل تاکید بر سوابق صنفی پیش قراولان بر شما مشخص نیست و برای اثبات مشخص نبودن هم دلایلی ذکر فرموده اید.
بنابراین من هم یک به یک دلایل شما را با شما و مخاطبان محترم این مطلب مرور می کنم.
۱. در مورد بند اول از متن پاسخ تان در نیمه دوم ، اگر چه من هم سوای این چند ماه گذشته که اعلام تغییر مواضع کرده ام ، متصل و بی وقفه خرده می گرفتم ، لیکن با شما در قضاوت معموله تان موافق نیستم که وضعیت نهاد وکالت نسبت به گذشته بدتر شده است. چه اینکه شاخص های محقق شده بسیاری و تقویت شدن شاخص های سابقا ضعیفی وجود دارد که نشان می دهد شما در قضاوت خود بر سبیل خطا هستید. مضاف اینکه در نظر نگرفتن سایر فاکتور ها و من جمله نسبت حاکمیت با کانون وکلا و دیگر عوامل و از جمله افرایش جمعیت وکلا و تنزل رونق اقتصادی ، محدودیت های اعمال شده علیه کانون وکلا با هر بار یک داستان جدید ، ارزیابی اوضاع خانه صنفی یقیناً از انصاف به دور می ماند. چه اینکه پیشنهاد می کنم ابتدا از دانسته های خودمان پیرامون ظرفیت های نهاد وکالت و ظرفیت های فردی اطمینان حاصل کنیم و سپس بر مبنای یک نگاه واقع بینانه بررسی کنیم تا معلوم گردد متناسب با توانایی ها و امکانات و ظرف زمانی و مکانی دو مقطع قابل مقایسه ( یعنی زمان اخذ پروانه توسط شما و زمان حاضر) چه میزان امکان پیشرفت و ارتقاء فراهم بوده و سپس بررسی کنیم و ببینیم چه کسری از امکان و استعداد پیشرفت و ارتقاء محقق شده و یا نشده است! از طرفی شما علی الاطلاق می فرمایید که وضع کانون بدتر شده است بی آنکه مصداقا و منصوصاً معلوم کنید منظور جناب عالی از وضعیت دقیقاً ک
البته رخصت با اجازه کمی فرق می کند. رخصت اجازه تشریفاتی و از سر احترام و ادب و تواضع است و اما اجازه بار حقوقی دارد. با شناختی که از شما برادر نازنینم دارم می دانم اگر صاحب اعطا رخصتی هم در کار می بود ، قطعا جناب عالی اهلش نبودید و هرگز مطالبه رخصت نمی کردید. و اما در مورد پله گردی و دربانی اینکه حقیقتا من به جرات می توانم دربانی خانه صنفی را بسیار برای خود ارجح از عضویت در هیات مدیره بدانم.( حالا چطور است که من اشاره شما را به دربانی توام با قصد تحقیر و تخفیف عنوان سازم) چه اینکه در مقام دربانی دست کم هر روز همکارانم را می بینم و اما در طبقه چهارم تجربه ثابت کرده است که متجالسین آن طبقه البته نه در مورد همه ، لیکن بسیارانی بوده و هستند که از همکارانشان دور می گردند. پله گردی هم برای ما زمینی ها فعل لاجرمی است از برای انجام اموری که از دست مان بر می آید و طبعا این امور محوله و یا اختیاراً برگزیده محل معمول داشتن شان طبقات ساختمان کانون است و از همین رو پله گردی آش خاله مان است. مع هذا تردید ندارم که چنانچه افتخار خدماتی به خانه صنفی تان نصیب تان می گردید ، هرگز کار آن برادر عزیز و فرشته خو به پله گردی نمی انجامد و قطعا بالهای سپید و نامرئی شما بالا برنده هستند. شاید از همین رو بود که فکر می کنم چند روز ماقبل انتخاب اعضای کارآموزی که شما تشریف آورده بودید طبقه چهارم جهت رایزنی برای انتخابتان با اعضای هیات مدیره ، من که از پله ها بالا آمده بودم نفس نفس می زدم و اما شما که همزمان رسیدید ، چاق نفس بودید و شک ندارم که این تفاوت تنها به مدد دو بال نامرئی حاصل می گردد. ( از شوخی گذشته شما به واسطه همیشه پیش قدم بودن در معاضدت به همکاران گرفتار ، فرشته خو هستید)
دوم اینکه در ارتباط با آن همکاران عزیزی که به وقت یابو آب دادن امثال من ، دو پشته مشغول کسب مطمئنا حلال و طیب و طاهر بوده اند نیز من نامی از احدی نبردم و لیکن سپاس که جنابعالی به روشن شدن این ابهام هم از طریق ذکر مثال مساعدت فرمودید و اینکه در مورد برخی همکاران که چونان کارمند تمام وقت در کانون حضور داشتند نیز با شما موافقم که تازه واردان چه بسا تصورشان از کارمند بودن آنها تقویت گردد و حال درست است که برای جناب عالی کار همکاران مورد اشاره خیلی موجه و منطقی و به درد بخور نبوده است و لیکن آنها بر خلاف من و امثال من حقیقتا زحمت می کشیدند و در قبال زحمات متحمله ریالی هم دریافت نمی کردند و دست کم اگر من جای شما بودم مطلق نگاه نمی کردم و بخشی از این همکاران را با نگاهی که من فکر می کنم نگاه تقدیر آمیزی نیست ، نمی آزردم و مورد تمسخر و تخفیف قرارشان نمی دادم ( ای بابا! اینجا هم در مورد همکارانتان مرتکب تمسخر و تحقیر و کوچک پنداری شده اید).
علی ای حال من به اینکه همکارم مانند جناب عالی توفیقات مالی و حرفه ای داشته است و هم اکنون خدا را صد هزار مرتبه شکر که شکم سیر و پُری هم دارد ، افتخار می کنم و البته من در متن نخست عرض کردم که کار درست را شما کرده اید.
سوم ، فرموده اید که دلیل یا دلایل تاکید بر سوابق صنفی پیش قراولان بر شما مشخص نیست و برای اثبات مشخص نبودن هم دلایلی ذکر فرموده اید.
بنابراین من هم یک به یک دلایل شما را با شما و مخاطبان محترم این مطلب مرور می کنم.
۱. در مورد بند اول از متن پاسخ تان در نیمه دوم ، اگر چه من هم سوای این چند ماه گذشته که اعلام تغییر مواضع کرده ام ، متصل و بی وقفه خرده می گرفتم ، لیکن با شما در قضاوت معموله تان موافق نیستم که وضعیت نهاد وکالت نسبت به گذشته بدتر شده است. چه اینکه شاخص های محقق شده بسیاری و تقویت شدن شاخص های سابقا ضعیفی وجود دارد که نشان می دهد شما در قضاوت خود بر سبیل خطا هستید. مضاف اینکه در نظر نگرفتن سایر فاکتور ها و من جمله نسبت حاکمیت با کانون وکلا و دیگر عوامل و از جمله افرایش جمعیت وکلا و تنزل رونق اقتصادی ، محدودیت های اعمال شده علیه کانون وکلا با هر بار یک داستان جدید ، ارزیابی اوضاع خانه صنفی یقیناً از انصاف به دور می ماند. چه اینکه پیشنهاد می کنم ابتدا از دانسته های خودمان پیرامون ظرفیت های نهاد وکالت و ظرفیت های فردی اطمینان حاصل کنیم و سپس بر مبنای یک نگاه واقع بینانه بررسی کنیم تا معلوم گردد متناسب با توانایی ها و امکانات و ظرف زمانی و مکانی دو مقطع قابل مقایسه ( یعنی زمان اخذ پروانه توسط شما و زمان حاضر) چه میزان امکان پیشرفت و ارتقاء فراهم بوده و سپس بررسی کنیم و ببینیم چه کسری از امکان و استعداد پیشرفت و ارتقاء محقق شده و یا نشده است! از طرفی شما علی الاطلاق می فرمایید که وضع کانون بدتر شده است بی آنکه مصداقا و منصوصاً معلوم کنید منظور جناب عالی از وضعیت دقیقاً ک
✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمیدیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
دام بُعد و حوزهء مبتلا به نهاد وکالت مد نظرتان است.
بنابراین تصدیق می فرمایید که همینطور بی متر و مثقال و بی مقدمه و موخره و بدون احصاء شاخص ها و در نهایت بدون معلوم کردن مصداق وضعیت ، گفتن اینکه وضع کانون بدتر شده است ، تنها یک اظهار نظر غیر دقیق و بی مبنا است.
حالیه بیاییم فرض بگیریم فرمایش شما اساساً درست.
مگر اینجانب در نگاشته خود خطاب به شما( همین مطلب مورد نقدتان) در باره اوضاع مشعشع نهاد وکالت سخنی گفته ام؟ تنها اشارت من به بهبود وضعیت آزادی بیان و شفاف تر شدن و واقعی تر شدن روابط بدنه با راس در نتیجه فعالیت پیش قراولان بود. در این ارتباط دلایل محکمی دارم که حتما به جزئیات و در آتی به رشته تحریر در خواهم آورد. در این فقره به هیچ وجه از سخن من برامدنی نیست که نتیجه تلاش پیش قراولان را بهبود عملکرد مدیران و مصادر امور دانسته ام. لذا به نظر مانند موارد قبل در ارتباط با منظور اصلی متن مورد نقدتان مرتکب خطا و سوء تفاهم شده اید.
۲. به موجب بند دو در مورد تعقیب انتظامی کاراموزی به واسطه انتقادش فرموده اید. بی تردید و با اطمینان عرض می کنم که در ریز جزئیات موضوع مورد اشاره هستم ، چرا که بدون روتوش متکفل انتشار تمام نقدهای کارآموزان گردید و توسط یکی از حضار معتمد گزارش مبسوطی از حادثه آن روز سالن جلالی نائینی به سمع و نظر همگان رسید و لبکن ابداً صحبت از تعقیب انتظامی در میان نمی باشد. حال بر فرض که ادعای شما درست باشد. مجدداً مگر من در متن نخستم خطاب به شما مدافع عملکرد هیات مدیره بوده ام.. من ادعا کردم حاشیه امنیت کاراموزان و وکلا ما بعد چندین سال تلاش منتقدین بیشتر شده است. فارغ از اینکه سخن من مطلق نبود و کاملا نسبی باید لحاظ گردد ، لیکن هرگز منظور من افزایش تحمل هیات مدیره نبوده است. ( حالا شاید تحمل مدیران افزون شده باشد و منتها من بررسی آماری نکردم) و حال جهت سر راست انتقال منظورم عرض می کنم هر گاه کارآموز مورد اشاره شما به واسطه انتقادش محاکمه و یا حتی تعقیب گردید ، من رسما سخنم را پس می گیرم. آری ، امروز در نتیجه تلاش های پیش قراولان هزینه برخورد با وکلا و کارآموزان به خاطر انتقاد ، بسیار بالا رفته است و ابداً شرایط منتقدین با شرایط سابقا حاکم قابل قیاس نیست. لذا هم آن پیش قرولان سابق و هم تازه واردان قطعا هر مدیری را که تهدیدی علیه صاحبان واقعی این خانه روا دارند، رها نخواهند کرد. حال در کجای متن نخست من واژه یا عبارت صریح و حتی تلویحی و ضمنی و کنایی می توانید نمونه بیاورید که حاصل تلاش منتقدین سابق را بالا رفتن استاندارد رفتاری مدیران و صاحب منصبان دانسته ام.
حقیقت اینکه چنین برداشتی از سوی شما تقریباً نا امیدم می سازد و فکر می کنم علی رغم بعید بودن از شما ، جنابعالی یا خوب مطلب را نخوانده اید و یا شاید من نتوانستم درست منتقل کنم. در هر حال آنچه پیش قراولان نقد نوین صنفی با سری بالا به آن مفتخر هستند ، نه لزوما تغییر نگاه و باور مدیران صنفی که در واقع پدید آمدن شرایطی است که توان ها و انگیزه ها به مدد آن افزون گردیده است و از طرفی افراد بیشتری از جامعه وکالت نگرانی هایشان بابت نقادی و پرداختن به عملکرد مدیران مرتفع گردیده است.
جهت اطلاع اولین بار واژه ولی نعمت را بنده در مورد وکلا و نسبت جایگاه شان به مدیران هیات مدیره به کار بردم و خوشحالم که امروز باور ولی نعمت مدیران بودن در میان وکلا نهادینه گردیده است و آنها باور کرده اند که می توانند با صدایی رسا و بی گرفت و گیر ، حقوق خود را مطالبه کنند.
و اما در مورد بند ۳ نیز که باز تکرار بنود ۱ و ۲ است ، همان سخن قابل تکرار است که ادعا نکردم تعقیب ها و برخوردها و اراده برای تحقق شان منتفی گردیده است و اما قویاً ادعا می کنم که روحیه مطالبه گری و بی پروا سخن گفتن و حتی ترس به خود راه ندادن بابت تعقیب و محاکمه انتظامی میراث قابل افتخار فعالان السابقون صنفی است.( متن مورد بحث به پیوست این مطلب می باشد)
بند چهارم از این فراز فرمایشات شما بسیار مبهم و غیر قابل درک دست کم برای من بود و لیکن تا جایی که متوجه شدم بحث تان همان گویه قدیمی سوء استفاده از موقعیت ها برای تسویه حساب های شخصی است. البته نمی دانم چگونه مرز مابین حقیقتا عمل به تکلیف و به قول شما سوء استفاده از موقعیت و مقام را تحدید می فرمایید. چه اینکه معتقدم خیلی سهل و بی مسئولیت می توان هر برخورد ولو قانونی از طرف مصادر امور را حمل بر عقده گشایی کرد. نمی دانم چگونه باید در مواردی که حقیقتا عمل به وظیفه است ، مبتنی نبودن بر عقده گشایی را ثابت نمود و یا بالعکس جایی که سوء استفاده از قدرت و مقام است ، چنین سوء استفاده ای را ثابت نمود.
به عنوان نمونه وقتی پرونده شکایت از یک وکیل دادگستری به واسطه ایجاد مزاحمت برای بانوی متاهل همکار به ریاست کانون یکی از استان ها ارجاع می گردد و مستندات بسیار دقیق و موجود
بنابراین تصدیق می فرمایید که همینطور بی متر و مثقال و بی مقدمه و موخره و بدون احصاء شاخص ها و در نهایت بدون معلوم کردن مصداق وضعیت ، گفتن اینکه وضع کانون بدتر شده است ، تنها یک اظهار نظر غیر دقیق و بی مبنا است.
حالیه بیاییم فرض بگیریم فرمایش شما اساساً درست.
مگر اینجانب در نگاشته خود خطاب به شما( همین مطلب مورد نقدتان) در باره اوضاع مشعشع نهاد وکالت سخنی گفته ام؟ تنها اشارت من به بهبود وضعیت آزادی بیان و شفاف تر شدن و واقعی تر شدن روابط بدنه با راس در نتیجه فعالیت پیش قراولان بود. در این ارتباط دلایل محکمی دارم که حتما به جزئیات و در آتی به رشته تحریر در خواهم آورد. در این فقره به هیچ وجه از سخن من برامدنی نیست که نتیجه تلاش پیش قراولان را بهبود عملکرد مدیران و مصادر امور دانسته ام. لذا به نظر مانند موارد قبل در ارتباط با منظور اصلی متن مورد نقدتان مرتکب خطا و سوء تفاهم شده اید.
۲. به موجب بند دو در مورد تعقیب انتظامی کاراموزی به واسطه انتقادش فرموده اید. بی تردید و با اطمینان عرض می کنم که در ریز جزئیات موضوع مورد اشاره هستم ، چرا که بدون روتوش متکفل انتشار تمام نقدهای کارآموزان گردید و توسط یکی از حضار معتمد گزارش مبسوطی از حادثه آن روز سالن جلالی نائینی به سمع و نظر همگان رسید و لبکن ابداً صحبت از تعقیب انتظامی در میان نمی باشد. حال بر فرض که ادعای شما درست باشد. مجدداً مگر من در متن نخستم خطاب به شما مدافع عملکرد هیات مدیره بوده ام.. من ادعا کردم حاشیه امنیت کاراموزان و وکلا ما بعد چندین سال تلاش منتقدین بیشتر شده است. فارغ از اینکه سخن من مطلق نبود و کاملا نسبی باید لحاظ گردد ، لیکن هرگز منظور من افزایش تحمل هیات مدیره نبوده است. ( حالا شاید تحمل مدیران افزون شده باشد و منتها من بررسی آماری نکردم) و حال جهت سر راست انتقال منظورم عرض می کنم هر گاه کارآموز مورد اشاره شما به واسطه انتقادش محاکمه و یا حتی تعقیب گردید ، من رسما سخنم را پس می گیرم. آری ، امروز در نتیجه تلاش های پیش قراولان هزینه برخورد با وکلا و کارآموزان به خاطر انتقاد ، بسیار بالا رفته است و ابداً شرایط منتقدین با شرایط سابقا حاکم قابل قیاس نیست. لذا هم آن پیش قرولان سابق و هم تازه واردان قطعا هر مدیری را که تهدیدی علیه صاحبان واقعی این خانه روا دارند، رها نخواهند کرد. حال در کجای متن نخست من واژه یا عبارت صریح و حتی تلویحی و ضمنی و کنایی می توانید نمونه بیاورید که حاصل تلاش منتقدین سابق را بالا رفتن استاندارد رفتاری مدیران و صاحب منصبان دانسته ام.
حقیقت اینکه چنین برداشتی از سوی شما تقریباً نا امیدم می سازد و فکر می کنم علی رغم بعید بودن از شما ، جنابعالی یا خوب مطلب را نخوانده اید و یا شاید من نتوانستم درست منتقل کنم. در هر حال آنچه پیش قراولان نقد نوین صنفی با سری بالا به آن مفتخر هستند ، نه لزوما تغییر نگاه و باور مدیران صنفی که در واقع پدید آمدن شرایطی است که توان ها و انگیزه ها به مدد آن افزون گردیده است و از طرفی افراد بیشتری از جامعه وکالت نگرانی هایشان بابت نقادی و پرداختن به عملکرد مدیران مرتفع گردیده است.
جهت اطلاع اولین بار واژه ولی نعمت را بنده در مورد وکلا و نسبت جایگاه شان به مدیران هیات مدیره به کار بردم و خوشحالم که امروز باور ولی نعمت مدیران بودن در میان وکلا نهادینه گردیده است و آنها باور کرده اند که می توانند با صدایی رسا و بی گرفت و گیر ، حقوق خود را مطالبه کنند.
و اما در مورد بند ۳ نیز که باز تکرار بنود ۱ و ۲ است ، همان سخن قابل تکرار است که ادعا نکردم تعقیب ها و برخوردها و اراده برای تحقق شان منتفی گردیده است و اما قویاً ادعا می کنم که روحیه مطالبه گری و بی پروا سخن گفتن و حتی ترس به خود راه ندادن بابت تعقیب و محاکمه انتظامی میراث قابل افتخار فعالان السابقون صنفی است.( متن مورد بحث به پیوست این مطلب می باشد)
بند چهارم از این فراز فرمایشات شما بسیار مبهم و غیر قابل درک دست کم برای من بود و لیکن تا جایی که متوجه شدم بحث تان همان گویه قدیمی سوء استفاده از موقعیت ها برای تسویه حساب های شخصی است. البته نمی دانم چگونه مرز مابین حقیقتا عمل به تکلیف و به قول شما سوء استفاده از موقعیت و مقام را تحدید می فرمایید. چه اینکه معتقدم خیلی سهل و بی مسئولیت می توان هر برخورد ولو قانونی از طرف مصادر امور را حمل بر عقده گشایی کرد. نمی دانم چگونه باید در مواردی که حقیقتا عمل به وظیفه است ، مبتنی نبودن بر عقده گشایی را ثابت نمود و یا بالعکس جایی که سوء استفاده از قدرت و مقام است ، چنین سوء استفاده ای را ثابت نمود.
به عنوان نمونه وقتی پرونده شکایت از یک وکیل دادگستری به واسطه ایجاد مزاحمت برای بانوی متاهل همکار به ریاست کانون یکی از استان ها ارجاع می گردد و مستندات بسیار دقیق و موجود
✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمیدیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
هم همگی حکایت از علی الظاهر وارد بودن رفتار خلاف شان آن همکار مزاحم دارد ، بله در این مورد هم می توان گفت که هر گونه برخوردی عقده گشایی است و لیکن من به واسطه آشنایی با یکی از دو طرف این ماجرا کامل در جریانم و می دانم که بانوی همکار واقعا تحت فشار بوده است.در هر حال فکر نمی کنم من و شما بتوانیم به مدد تشخیص خود مرز بین سوء استفاده از قدرت و عمل به وظیفه را تعیین کنیم و لذا طرح چنین ادعایی از سوی شما ، بسیار در نوع خود جالب است.
علی ای حال باز هم من می گویم که اصلا حق با جنابعالی و مفروضا همه صاحبان مقام و مناصب در کانون از موقعیت های خود در راستای تسویه حساب ها بهره می برند و مع هذا ، بار دیگر و البته برای بار سوم مگر من در متنم ادعا کردم که مدیران این دوره کانون همگی از تیر و طایفه مسیح علیه السلام و ایوب سلام الله علیه هستند؟
از قضا در این مورد عرض می کنم بدون قضاوت موردی پیرامون مصادیق ، نسبت به سالها پیشتر و در نتیجه تولد ابزارهای مدرن و چابک در اطلاع رسانی از یک سو و از سوی دیگر بهره درست و به موقع فعالان صنفی السابقون و منتقدین سالهای پیشین ، فضای مدیریت کانون وکلای دادگستری مرکز به مراتب برای سوء استفاده از موقعیت و مقام جهت تسویه حساب های شخصی و جناحی و رانت خواری و رفیق بازی و امثالهم نا امن گردیده است. حال پیش از انکه یحتمل دوباره مرتکب اشتباه بشوید ، عرض می کنم که برادر خوبم دقت بفرمایید که نگفتم مدیران در رفتارهایشان اصلاح شده اند و عنوان نمودم که فضا برای آنها نا امن گردیده است.
در پایان ضمن عذر خواهی بابت تطویل کلام ، تاکید می کنم که جناب نیر رجبی عزیز حقیقتا من هم معتقدم جناب عالی و انجمن مستقل وکلا توان اصلاح نهاد وکالت را ندارید.
و اما دلایل این ادعا با دلایل شما متفاوت است.
در این ارتباط معتقدم وقتی یک انجمنی که قرار است کار صنفی جدی را در پیش بگیرد و ادعای اصلاح گری و سویه انتقادی هم دارد ، هنوز مابعد چندین ماه تشکیل و اعلام وجود ، معلوم نیست چه کسی به عنوان دبیر کل یا مثلا چه فردی به عنوان نایب رییس انتخاب شده اتد و یا حتی هنوز ترکیب شورای مرکزی این انجمن نامشخص می باشد و یا هیچ اطلاعاتی در ارتباط با چند و چون اهداف و انگیزه های صنفی و به طور کلی مانیفست این انجمن منتشر نگردیده است ، چگونه می توان متوقع بود که چنین تشکیلات بی نظمی می تواند داعیه اصلاح گری داشته باشد و یا حتی اساسا به وجه منصفانه صلاحیت نقد را بهدجهت شایستگی داراست؟!
و یا جالب است که تا صبح روز پنج شنبه مورخ ۲۲ شهریور ماه بدیهی ترین اصل فعالیت صنفی دموکراتیک و آزاد منشانه در کانال متعلقه انجمن مستقل وکلا ، یعنی اصل لزوم انتشار نظرات مخالف اغیار بدین توضیح که در کانال انجمن مستقل وکلا چنانچه فردی یا افرادی در موردشان مطلبی منتشر شده است هر آینه می توانند جوابیه ارسال نموده و مسئولان کانال مکلف به درج فوری و مناسب آن هستند ، محلی از اعراب نداشت و تازه مسبوق به تذکر اینجانب به احدی از تابعین محترم این انجمن ، رفقا رفتند و مقرر کردند تا چنین اصلی تعبیه و پیش بینی گردد. درست به همین علت بود که پاسخ های اینجانب به مطالب منتشر شده همکاران در کانال انجمن مستقل وکلا تا ظهر پنج شنبه درج نگردیده بود که البته ما بعد تذکر پیش گفته ظاهرا بلاخره پس از چندین ماه که از موجودیت این کانال متعلق به انجمن مدعی اصلاح و نقد می گذرد ، تازه یکی از اصول بنیادین و دموکراتیک حاکم بر فعالیت مطلق رسانه ها ، پیش بینی گردید....
از این رو سخت موافقم که ما را به خیر تو امیدی نیست....
تمام بدبختی ملتها زیر سر مدعیان بی عمل آن ملت است خاصه وقتی که سر رشته امور هم به دستشان افتد( امیرسالار داودی)
امیرسالار داودی
۲۳ شهریور ۱۳۹۷
بدون روتوش
@withoutretouch
علی ای حال باز هم من می گویم که اصلا حق با جنابعالی و مفروضا همه صاحبان مقام و مناصب در کانون از موقعیت های خود در راستای تسویه حساب ها بهره می برند و مع هذا ، بار دیگر و البته برای بار سوم مگر من در متنم ادعا کردم که مدیران این دوره کانون همگی از تیر و طایفه مسیح علیه السلام و ایوب سلام الله علیه هستند؟
از قضا در این مورد عرض می کنم بدون قضاوت موردی پیرامون مصادیق ، نسبت به سالها پیشتر و در نتیجه تولد ابزارهای مدرن و چابک در اطلاع رسانی از یک سو و از سوی دیگر بهره درست و به موقع فعالان صنفی السابقون و منتقدین سالهای پیشین ، فضای مدیریت کانون وکلای دادگستری مرکز به مراتب برای سوء استفاده از موقعیت و مقام جهت تسویه حساب های شخصی و جناحی و رانت خواری و رفیق بازی و امثالهم نا امن گردیده است. حال پیش از انکه یحتمل دوباره مرتکب اشتباه بشوید ، عرض می کنم که برادر خوبم دقت بفرمایید که نگفتم مدیران در رفتارهایشان اصلاح شده اند و عنوان نمودم که فضا برای آنها نا امن گردیده است.
در پایان ضمن عذر خواهی بابت تطویل کلام ، تاکید می کنم که جناب نیر رجبی عزیز حقیقتا من هم معتقدم جناب عالی و انجمن مستقل وکلا توان اصلاح نهاد وکالت را ندارید.
و اما دلایل این ادعا با دلایل شما متفاوت است.
در این ارتباط معتقدم وقتی یک انجمنی که قرار است کار صنفی جدی را در پیش بگیرد و ادعای اصلاح گری و سویه انتقادی هم دارد ، هنوز مابعد چندین ماه تشکیل و اعلام وجود ، معلوم نیست چه کسی به عنوان دبیر کل یا مثلا چه فردی به عنوان نایب رییس انتخاب شده اتد و یا حتی هنوز ترکیب شورای مرکزی این انجمن نامشخص می باشد و یا هیچ اطلاعاتی در ارتباط با چند و چون اهداف و انگیزه های صنفی و به طور کلی مانیفست این انجمن منتشر نگردیده است ، چگونه می توان متوقع بود که چنین تشکیلات بی نظمی می تواند داعیه اصلاح گری داشته باشد و یا حتی اساسا به وجه منصفانه صلاحیت نقد را بهدجهت شایستگی داراست؟!
و یا جالب است که تا صبح روز پنج شنبه مورخ ۲۲ شهریور ماه بدیهی ترین اصل فعالیت صنفی دموکراتیک و آزاد منشانه در کانال متعلقه انجمن مستقل وکلا ، یعنی اصل لزوم انتشار نظرات مخالف اغیار بدین توضیح که در کانال انجمن مستقل وکلا چنانچه فردی یا افرادی در موردشان مطلبی منتشر شده است هر آینه می توانند جوابیه ارسال نموده و مسئولان کانال مکلف به درج فوری و مناسب آن هستند ، محلی از اعراب نداشت و تازه مسبوق به تذکر اینجانب به احدی از تابعین محترم این انجمن ، رفقا رفتند و مقرر کردند تا چنین اصلی تعبیه و پیش بینی گردد. درست به همین علت بود که پاسخ های اینجانب به مطالب منتشر شده همکاران در کانال انجمن مستقل وکلا تا ظهر پنج شنبه درج نگردیده بود که البته ما بعد تذکر پیش گفته ظاهرا بلاخره پس از چندین ماه که از موجودیت این کانال متعلق به انجمن مدعی اصلاح و نقد می گذرد ، تازه یکی از اصول بنیادین و دموکراتیک حاکم بر فعالیت مطلق رسانه ها ، پیش بینی گردید....
از این رو سخت موافقم که ما را به خیر تو امیدی نیست....
تمام بدبختی ملتها زیر سر مدعیان بی عمل آن ملت است خاصه وقتی که سر رشته امور هم به دستشان افتد( امیرسالار داودی)
امیرسالار داودی
۲۳ شهریور ۱۳۹۷
بدون روتوش
@withoutretouch
✒بدون روتوش ⚖
به قلم جناب وکیل حبیب نژاد @withoutretouch این «گرد راه» موجب شد به کانال روتوش مراجعه کرده هم نوشتار مفصل آقای امیر سالار داودی خطاب به آقای زرگریان و هم گردیان ایشان را بخوانم هم یادداشت گرد راه آقای داودی و هم نوشتار آقای نزادی و هم مجدداً قلمی آقای میر…
جناب وکیل حاج حبیب
با سلام...
مطلب شما را خواندم و از آن هیچ نفهمیدم...
فقط مانند خط روی خط شدن یا وقتی که گوشی همراه خوب آنتن نمی دهد ، چند کلمه ای را بریده بریده فهمیدم.
و حال در پاسخ جناب وکیل حاج حبیب بر مبنای همان چهار کلمه ای که فهمیدم.
اول ظاهرا حاج حبیب روی کلمه بدون حساسیت دارند که از استفاده اش احتذار می ورزند. شاید به همین دلیل است که برای حاجی بدون شک ابدا معنی ندارد و در عوض همش شک دارد و یا بدون تردید که تبدیل شده به تردید و یا بدون ابهام برای حاجی علی الدوام ابهام است.
دوم اینکه حاجی مثل اینکه خیلی عذر خواهی دوست دارند و از همین رو به دیگران هی تجویز می کنند. اما حاجی من مثل همین ماجرای چندی قبل تقصیرم درباره جناب وکیل فروزان ، هم مسئولیتم را بر گردن گرفتم و هم عذر خواستم و هم از رییس کانون برخورد قانونی را با خودم درخواست کردم. بنابراین اگر کار خطایی یا سخن ناصوابی گفته باشم ، بدون نیاز ( ببخشید حاجی کلمه بدون رو شما نخونید) به درخواست دیگران حتما با جسارت عذر خواهی می کنم. ضمنا حاج آقا همفکران و هم تیپ ها و هم مسلکان شما بعید می دانم این اندازه راحت عذر خواهی کنند. واقع اینکه از زمان حکومت امثال شما ، کلا فرهنگ اعتذار از این ملک رخت بر بسته و من هم حقیقتا علی رغم رشد و نمو در دوره حکومت امثال شما ، سعی کردم یاد بگیرم به وقتش عذر خواهی کنم.
سوم و آخر اینکه حاج حبیبنا کانال با گروه در تلگرام توفیر دارد. راستی شما چرا نکوچیدی به سروش و بله ؟! تلگرام جای مردان خدا نیست و حیف شما که در این محفل شیطانی نشسته ای و اباطیل چون منی را می خوانی و به جای این وقت تلف کردن ها بیشتر قرآن بخوان که به رستگاری نزدیک تر است. יש לנו צרות לך ולך ( دیدم عربی برام نگاشتید و گفتم منم برای شما تنوع ایجاد کنم و عبری بنویسم حالا که پای داود علیه السلام را وسط کشیدی)
عزت زیاد
امیرسالار داودی
روتوش
@ retouch
به احترام حاجی اروپا بُروی جامعه وکالت ، در این پُست بدون روتوش را روتوش درج می کنیم.
با سلام...
مطلب شما را خواندم و از آن هیچ نفهمیدم...
فقط مانند خط روی خط شدن یا وقتی که گوشی همراه خوب آنتن نمی دهد ، چند کلمه ای را بریده بریده فهمیدم.
و حال در پاسخ جناب وکیل حاج حبیب بر مبنای همان چهار کلمه ای که فهمیدم.
اول ظاهرا حاج حبیب روی کلمه بدون حساسیت دارند که از استفاده اش احتذار می ورزند. شاید به همین دلیل است که برای حاجی بدون شک ابدا معنی ندارد و در عوض همش شک دارد و یا بدون تردید که تبدیل شده به تردید و یا بدون ابهام برای حاجی علی الدوام ابهام است.
دوم اینکه حاجی مثل اینکه خیلی عذر خواهی دوست دارند و از همین رو به دیگران هی تجویز می کنند. اما حاجی من مثل همین ماجرای چندی قبل تقصیرم درباره جناب وکیل فروزان ، هم مسئولیتم را بر گردن گرفتم و هم عذر خواستم و هم از رییس کانون برخورد قانونی را با خودم درخواست کردم. بنابراین اگر کار خطایی یا سخن ناصوابی گفته باشم ، بدون نیاز ( ببخشید حاجی کلمه بدون رو شما نخونید) به درخواست دیگران حتما با جسارت عذر خواهی می کنم. ضمنا حاج آقا همفکران و هم تیپ ها و هم مسلکان شما بعید می دانم این اندازه راحت عذر خواهی کنند. واقع اینکه از زمان حکومت امثال شما ، کلا فرهنگ اعتذار از این ملک رخت بر بسته و من هم حقیقتا علی رغم رشد و نمو در دوره حکومت امثال شما ، سعی کردم یاد بگیرم به وقتش عذر خواهی کنم.
سوم و آخر اینکه حاج حبیبنا کانال با گروه در تلگرام توفیر دارد. راستی شما چرا نکوچیدی به سروش و بله ؟! تلگرام جای مردان خدا نیست و حیف شما که در این محفل شیطانی نشسته ای و اباطیل چون منی را می خوانی و به جای این وقت تلف کردن ها بیشتر قرآن بخوان که به رستگاری نزدیک تر است. יש לנו צרות לך ולך ( دیدم عربی برام نگاشتید و گفتم منم برای شما تنوع ایجاد کنم و عبری بنویسم حالا که پای داود علیه السلام را وسط کشیدی)
عزت زیاد
امیرسالار داودی
روتوش
@ retouch
به احترام حاجی اروپا بُروی جامعه وکالت ، در این پُست بدون روتوش را روتوش درج می کنیم.
جناب داودی عزیز
در پاسخ به مرقومه شما باید عرض نمایم:
یکم: اگر بنده به رایزنی آشنا بودم که بنا به فرمایش شما با نفس چاقی که داشتم میبایست در این امر موفق میشدم.
دوم: حضور من در روزی که فرمودید به تقاضای ریاست کانون برای ارائه شرح ماوقع توهین یکی از قضات به خودم بود که فایل صوتی آن در کانال تخلفات انتظامی قضات منتشر شده بود و شرح مکتوب آن تقدیم ریاست کانون شد اما نتیجه هرگز مشخص نشد.
سوم: طی صحبت های همان روزمان فرمودید برای چه کمیسیونی تقاضا دادید؛ عرض کردم کاراموزی، فرمودید تیول کسانیست و به این سادگی دست یافتنی نیست نیاز به لابی دارد؛ که عرض کردم عرضه لابی ندارم.
{امیدوارم ارتباط این بحث به مطالب رد و بدل شده بین ما، در خصوص مطلب جناب زرگریان، برای خواننده مشخص باشد}
چهارم: اینکه مشخص نیست من در زمان پیش قراولی شما کجا بودم، محل سوال شماست؛ لیکن حداقل میدانم به احدی تعهدی در باب اینکه چه بنویسم یا ننویسم ندادم و مسئولیت پیغام رسانی دستگاه های اطلاعاتی را نیز بر عهده نگرفتم، تا آنجا که زحمت رساندن پیغام حضرات به دوش جنابعالی افتاد.
پنجم: ماه، ماه محرم است و زدن به صحرای کربلا با مناسبت؛ بنابراین اشاره به انتشار مطلبی در نقد تشکل علمی از سوی انجمن وکلای مستقل را در راستای همان سیاست میبینیم. (البته قطعا عزیزان مورد نظر، قدردان این پیگیری شما خواهند بود)
ششم: با ذکر مصادیق، توفیقات پیش قراولان را متذکر و نتایج آن در دوره اخیر برشمردم؛ لیکن معین نشد کلی گوییام کجا بوده.
هفتم: انجمن وکلای مستقل یک تشکل صنفی نیست؛ بنابراین اصراری بر شناساندن افراد ندارد. تاکید بر تشهیر مناسب کسی است که از این نمد در پی کلاهیست.
هشتم: به نظر میرسد همه این داستان از تحقیر یک همکار به جای پاسخگویی آغاز شده و این متن های مکرر و توسل به صحرای کربلا جهت توجیه همان خطا، به قول شما قلمی شده است.
در پایان با توجه به اینکه کماکان اشتغال به وکالت به دارم و این اشتغال به وکالت را مقدم بر فعالیت صنفی میدانم و علاوه بر آن به قدر آن جناب تسلط به فن نگارش ندارم، از کوتاهی پاسخ، پوزش میطلبم.
وکیل علی میررجبی
انجمن وکلای مستقل
در پاسخ به مرقومه شما باید عرض نمایم:
یکم: اگر بنده به رایزنی آشنا بودم که بنا به فرمایش شما با نفس چاقی که داشتم میبایست در این امر موفق میشدم.
دوم: حضور من در روزی که فرمودید به تقاضای ریاست کانون برای ارائه شرح ماوقع توهین یکی از قضات به خودم بود که فایل صوتی آن در کانال تخلفات انتظامی قضات منتشر شده بود و شرح مکتوب آن تقدیم ریاست کانون شد اما نتیجه هرگز مشخص نشد.
سوم: طی صحبت های همان روزمان فرمودید برای چه کمیسیونی تقاضا دادید؛ عرض کردم کاراموزی، فرمودید تیول کسانیست و به این سادگی دست یافتنی نیست نیاز به لابی دارد؛ که عرض کردم عرضه لابی ندارم.
{امیدوارم ارتباط این بحث به مطالب رد و بدل شده بین ما، در خصوص مطلب جناب زرگریان، برای خواننده مشخص باشد}
چهارم: اینکه مشخص نیست من در زمان پیش قراولی شما کجا بودم، محل سوال شماست؛ لیکن حداقل میدانم به احدی تعهدی در باب اینکه چه بنویسم یا ننویسم ندادم و مسئولیت پیغام رسانی دستگاه های اطلاعاتی را نیز بر عهده نگرفتم، تا آنجا که زحمت رساندن پیغام حضرات به دوش جنابعالی افتاد.
پنجم: ماه، ماه محرم است و زدن به صحرای کربلا با مناسبت؛ بنابراین اشاره به انتشار مطلبی در نقد تشکل علمی از سوی انجمن وکلای مستقل را در راستای همان سیاست میبینیم. (البته قطعا عزیزان مورد نظر، قدردان این پیگیری شما خواهند بود)
ششم: با ذکر مصادیق، توفیقات پیش قراولان را متذکر و نتایج آن در دوره اخیر برشمردم؛ لیکن معین نشد کلی گوییام کجا بوده.
هفتم: انجمن وکلای مستقل یک تشکل صنفی نیست؛ بنابراین اصراری بر شناساندن افراد ندارد. تاکید بر تشهیر مناسب کسی است که از این نمد در پی کلاهیست.
هشتم: به نظر میرسد همه این داستان از تحقیر یک همکار به جای پاسخگویی آغاز شده و این متن های مکرر و توسل به صحرای کربلا جهت توجیه همان خطا، به قول شما قلمی شده است.
در پایان با توجه به اینکه کماکان اشتغال به وکالت به دارم و این اشتغال به وکالت را مقدم بر فعالیت صنفی میدانم و علاوه بر آن به قدر آن جناب تسلط به فن نگارش ندارم، از کوتاهی پاسخ، پوزش میطلبم.
وکیل علی میررجبی
انجمن وکلای مستقل
✒بدون روتوش ⚖
جناب داودی عزیز در پاسخ به مرقومه شما باید عرض نمایم: یکم: اگر بنده به رایزنی آشنا بودم که بنا به فرمایش شما با نفس چاقی که داشتم میبایست در این امر موفق میشدم. دوم: حضور من در روزی که فرمودید به تقاضای ریاست کانون برای ارائه شرح ماوقع توهین یکی از قضات…
جناب میر رجبی عزیز
با سلام مجدد
آنچه باید در باب سخنان تان عرضه می کردم ، عرضه کردم.
لیکن فقط از باب طرح موضوع جدید و بی پاسخ مانده که در بند چهارم مذکور افتاده است ، قابل عرض اینکه متعاقب انتشار مرقومه شما در ارتباط با رهبری ، البته که با توجه به اهمیت بدون روتوش و حساسیت های مربوط به آن ، طبعا رصد اطلاعاتی می گردد و لذا وقتی مطلب به زعم نهاد امنیتی موهن و هتاکانه شما خطاب به رهبری درج و منتشر گردید از نهاد امنیتی با من تماس گرفتند و مسئولیت مدیریت کانال رسانه ای را در باب انتشار مطالب یاد آور گردیدند ( البته اصولا مطالب توهین آمیز را مدیریت بدون روتوش علیه احدی منتشر نمی کند و مطلب شما که به نظر من هم مناسب شان وکیل دادگستری نبود و وکیل دادگستری می تواند نقد کند و اما توهین هرگز و آنگاه که حرف حق است چه احتیاجی به توهین و تمسخر و هتاکی و از این رو معنولا ضعف مواضع ملازمه با توهین و هتاکی دارد و خلاصه اینکه درج کننده مطلب شما من نبودم و ناشی از ناهماهنگی مدیران کانال بود)
و اما متعاقبا از سر تعهد صنفی و انسانی به شما اطلاع دادم که چنین تماسی گرفته شده و نظرشان را پیرامون شما و مطلب موصوف به شما انتقال دادم.
و اما در مورد تعهد پیرامون اینکه چه بنویسم و چه ننویسم ، مطلب جدیدی نیست و آن زمان که شما معلوم نبود کجا تشریف داشتید و به چه کاری مشغول بودید ، جهت اطلاع مخاطبین توضیح داده شد که ماهیت سیاسی و اجتماعی مطالب بدون روتوش ( البته آن مطالب که به قلم من بوده است ) باعث ایجاد حساسیت و نهایتا تشکیل پرونده برای بنده گردید.
من هم البته هیچگاه نه خواسته ام قهرمان باشم و نه اساسا لجاجت بر سر مواضع غیر حیثیتی را مانند برخی واجد جنبه قهرمانانه می دانم.
آن زمان یا باید کلا بدون روتوش را تعطیل می کردم و یا اینکه به نفع حفظ کانال دست کم در حوزه صنفی ، مطالب سیاسی و اجتماعی ام را در بدون روتوش منتشر نمی کردم و از این رو به واسطه نداشتن هیچ گونه پشتی و امکانات ویژه ای فکر کردم که بود بدون روتوش با ماهیت صنفی ارجح به اصلا نبودنش است و از این رو تعهد دادم که کانال بدون روتوش صرفا واجد ماهیت صنفی بماند. چه اینکه مطالب سیاسی و اجتماعی من و اصرار بر انتشارشان در بدون روتوش آن اندازه اهمیت ندلشتند که مطالب صنفی واجد اهمیت بوده و هستند.
آری ، انتشار برخی مطالب مانند مطلب جناب عالی برای منتشر کننده مستوجب تذکر است و اما خدا را شکر که موجب تماس با نگارنده نیست. احتمالا از هیکل شما می ترسند و ما را نحیف می دانند. بی تردید فقط دلیلش همین است.
دوست خوبم...
واقعیت اینکه من در پی دیده شدن به هر قیمت و حتی به قیمت زندان رفتن نیستم و نمی توانم مانند برخی بگویم که خیالی نیست و زندان هم می روم و حرف های بسیاری که مضمونا آدمی را مشکوک به تمایلات ماجراجویانه و فراهم آوردن قاصدانه شرایطی می کند که فرجامش زندان است.
البته که با صراحت و صادقانه عرض می کنم که چنین تمایلاتی زمین بازی من یکی نیست.
ارادتمند
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@wirhoutretouch
با سلام مجدد
آنچه باید در باب سخنان تان عرضه می کردم ، عرضه کردم.
لیکن فقط از باب طرح موضوع جدید و بی پاسخ مانده که در بند چهارم مذکور افتاده است ، قابل عرض اینکه متعاقب انتشار مرقومه شما در ارتباط با رهبری ، البته که با توجه به اهمیت بدون روتوش و حساسیت های مربوط به آن ، طبعا رصد اطلاعاتی می گردد و لذا وقتی مطلب به زعم نهاد امنیتی موهن و هتاکانه شما خطاب به رهبری درج و منتشر گردید از نهاد امنیتی با من تماس گرفتند و مسئولیت مدیریت کانال رسانه ای را در باب انتشار مطالب یاد آور گردیدند ( البته اصولا مطالب توهین آمیز را مدیریت بدون روتوش علیه احدی منتشر نمی کند و مطلب شما که به نظر من هم مناسب شان وکیل دادگستری نبود و وکیل دادگستری می تواند نقد کند و اما توهین هرگز و آنگاه که حرف حق است چه احتیاجی به توهین و تمسخر و هتاکی و از این رو معنولا ضعف مواضع ملازمه با توهین و هتاکی دارد و خلاصه اینکه درج کننده مطلب شما من نبودم و ناشی از ناهماهنگی مدیران کانال بود)
و اما متعاقبا از سر تعهد صنفی و انسانی به شما اطلاع دادم که چنین تماسی گرفته شده و نظرشان را پیرامون شما و مطلب موصوف به شما انتقال دادم.
و اما در مورد تعهد پیرامون اینکه چه بنویسم و چه ننویسم ، مطلب جدیدی نیست و آن زمان که شما معلوم نبود کجا تشریف داشتید و به چه کاری مشغول بودید ، جهت اطلاع مخاطبین توضیح داده شد که ماهیت سیاسی و اجتماعی مطالب بدون روتوش ( البته آن مطالب که به قلم من بوده است ) باعث ایجاد حساسیت و نهایتا تشکیل پرونده برای بنده گردید.
من هم البته هیچگاه نه خواسته ام قهرمان باشم و نه اساسا لجاجت بر سر مواضع غیر حیثیتی را مانند برخی واجد جنبه قهرمانانه می دانم.
آن زمان یا باید کلا بدون روتوش را تعطیل می کردم و یا اینکه به نفع حفظ کانال دست کم در حوزه صنفی ، مطالب سیاسی و اجتماعی ام را در بدون روتوش منتشر نمی کردم و از این رو به واسطه نداشتن هیچ گونه پشتی و امکانات ویژه ای فکر کردم که بود بدون روتوش با ماهیت صنفی ارجح به اصلا نبودنش است و از این رو تعهد دادم که کانال بدون روتوش صرفا واجد ماهیت صنفی بماند. چه اینکه مطالب سیاسی و اجتماعی من و اصرار بر انتشارشان در بدون روتوش آن اندازه اهمیت ندلشتند که مطالب صنفی واجد اهمیت بوده و هستند.
آری ، انتشار برخی مطالب مانند مطلب جناب عالی برای منتشر کننده مستوجب تذکر است و اما خدا را شکر که موجب تماس با نگارنده نیست. احتمالا از هیکل شما می ترسند و ما را نحیف می دانند. بی تردید فقط دلیلش همین است.
دوست خوبم...
واقعیت اینکه من در پی دیده شدن به هر قیمت و حتی به قیمت زندان رفتن نیستم و نمی توانم مانند برخی بگویم که خیالی نیست و زندان هم می روم و حرف های بسیاری که مضمونا آدمی را مشکوک به تمایلات ماجراجویانه و فراهم آوردن قاصدانه شرایطی می کند که فرجامش زندان است.
البته که با صراحت و صادقانه عرض می کنم که چنین تمایلاتی زمین بازی من یکی نیست.
ارادتمند
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@wirhoutretouch
کمیسیون آموزش کانون وکلای دادگستری مرکز برگزار می کند:
«معافیت های مالیاتی برای وکلا»
سخنرانان:
دکتر میر محسن طاهری (معاون اداره کل حقوقی وزارت اقتصاد و دارایی)
دکتر علیرضا کریمی لاریمی (وکیل دادگستری و عضو هیات علمی دانشگاه)
زمان:
یکشنبه 1397/06/25 ساعت 18 لغایت 20
مکان:
کانون وکلای دادگستری مرکز
http://icbar.ir/Default.aspx?tabid=55&ctl=Edit&mid=435&Code=23866
@kanoonevokalamarkaz
«معافیت های مالیاتی برای وکلا»
سخنرانان:
دکتر میر محسن طاهری (معاون اداره کل حقوقی وزارت اقتصاد و دارایی)
دکتر علیرضا کریمی لاریمی (وکیل دادگستری و عضو هیات علمی دانشگاه)
زمان:
یکشنبه 1397/06/25 ساعت 18 لغایت 20
مکان:
کانون وکلای دادگستری مرکز
http://icbar.ir/Default.aspx?tabid=55&ctl=Edit&mid=435&Code=23866
@kanoonevokalamarkaz
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
اظهار نظر خصوصی دوستی یا مخاطبی در ارتباط با بدون روتوش و عملکرد مدیریت آن
توجه:
نام دوست و یا مخاطب ارسال کننده نظر قید نمی گردد ۱.جهت مراعات ایشان ۲. فقد جواز جهت افشاء نام ایشان
@withoutretouch
سلام و شب بخير
به نظر من و خيلي از وكلا از اقشار و جناح هاي مختلف شما مدتي است به سمت تشكل علمي متمايل شده ايد ، بديهي است اشكالي ندارد كه هر وكيلي عضو و يا حامي يك تشكل شود اما اولاً عضو و يا حامي تشكل خوش نامي نشده اي و ثانياً مدت ها عليه علمي ها مي نوشتي و مدتي است تقريباً سمپات گونه به نفع آنها مي نويسي و در آخر اين كه باكمال شگفتي اين موضوع آشكار را پنهان و انكار مي كنيد
من به عنوان يك خواننده مشتاق شما مدتي است كه از مطالب سبك و جانب دارانه شما با عرض پوزش حالم بد مي شود .
نكن جانم نكن زيرا عرض خود را مي بري و علمي ها هم بعد از استفاده ابزاري از شما رهايتان مي كنند همانطور كه با ديگران كردند .
شما مفيد و اهل قلمي اما همه اين را داري خرج امري بي ارزش مي كني
شما ديگر نمي توانيد بي طرفانه بنويسيد زيرا نقد قدرت كه جوهر اصلي قلم شما بود به تمجيد قدرت تبديل شده است.
خواهش دارم تا دير نشده از مسير غلط خود برگرد و همان امير سالار دوست داشتني باش، نمي خواهم بگويم در نقد مديريت كانون طوفاني باش اما مي تواني عادلانه نقد كني و اگر به هر دليلي قادر نيستي وامكان نقد را نداري لا اقل مجيز گويي نكن زيرا آدم از بي بصري بندگي آدم كند
پاسخ متقابل امیرسالار داودی.....
سلام.
من فکر می کنم به اندازه کافی توضیحات لازم را در شفاف کردن مواضعم عرضه کرده ام.
بنابراین علی رغم تمام توضیحات ، شما حق دارید نظر خودتان را داشته باشید و نه از من برآمدنی است که خودم را بخواهم برای همه اثبات کنم و نه اساسا چنین هدفی یعنی اثبات برای همگان امر مقدوری است.
طبعا یک عده از دوستان نظری چون شما دارند و البته عده ای هم نظرات متفاوت.
من فقط می توانم بابت ابراز نظرت تشکر کنم.
ما بقی مسائل هم بلاخره روزی روشن می گردد. خیلی برای روشن شدن حقیقت عجله ندارم. در واقع برای من چیزی عوض نشده است!!!
تا دیروز یک عده من را خود فروخته و عده ای دیگر علمدار قلم و یکه تاز عرصه عدالت می دانستند و امروز جای آن عده با این عده عوض شده است.
بنابراین دست کم برای من وضعیت مانند سابق است.
شما هم ان شا الله موفق باشی.
منتها یک نصیحت دوستانه یا نه نصیحت نه....توصیه دوستانه...
بیا کفش های من را بپوش و بعد با آن ها راه برو و سپس بنشین و من را قضاوت کن.
من وقتی پا در مسیر رسانه و قلم و نگاشتن و نقد و اظهار نظر و جذب مخاطب نهادم ، می دانستم که کار آسانی ندارم. بنابراین اظهار نظرهای بی ادبانه شما نه ناراحت می شوم و نه دلخور. بله شما می توانی نظرت را بگویی و من هم می خوانم و جواب هم می دهم. اما بی ادبانه نگاشتن را نمی فهمم.
شبت خوش
بدون روتوش
@withoutretouch
توجه:
نام دوست و یا مخاطب ارسال کننده نظر قید نمی گردد ۱.جهت مراعات ایشان ۲. فقد جواز جهت افشاء نام ایشان
@withoutretouch
سلام و شب بخير
به نظر من و خيلي از وكلا از اقشار و جناح هاي مختلف شما مدتي است به سمت تشكل علمي متمايل شده ايد ، بديهي است اشكالي ندارد كه هر وكيلي عضو و يا حامي يك تشكل شود اما اولاً عضو و يا حامي تشكل خوش نامي نشده اي و ثانياً مدت ها عليه علمي ها مي نوشتي و مدتي است تقريباً سمپات گونه به نفع آنها مي نويسي و در آخر اين كه باكمال شگفتي اين موضوع آشكار را پنهان و انكار مي كنيد
من به عنوان يك خواننده مشتاق شما مدتي است كه از مطالب سبك و جانب دارانه شما با عرض پوزش حالم بد مي شود .
نكن جانم نكن زيرا عرض خود را مي بري و علمي ها هم بعد از استفاده ابزاري از شما رهايتان مي كنند همانطور كه با ديگران كردند .
شما مفيد و اهل قلمي اما همه اين را داري خرج امري بي ارزش مي كني
شما ديگر نمي توانيد بي طرفانه بنويسيد زيرا نقد قدرت كه جوهر اصلي قلم شما بود به تمجيد قدرت تبديل شده است.
خواهش دارم تا دير نشده از مسير غلط خود برگرد و همان امير سالار دوست داشتني باش، نمي خواهم بگويم در نقد مديريت كانون طوفاني باش اما مي تواني عادلانه نقد كني و اگر به هر دليلي قادر نيستي وامكان نقد را نداري لا اقل مجيز گويي نكن زيرا آدم از بي بصري بندگي آدم كند
پاسخ متقابل امیرسالار داودی.....
سلام.
من فکر می کنم به اندازه کافی توضیحات لازم را در شفاف کردن مواضعم عرضه کرده ام.
بنابراین علی رغم تمام توضیحات ، شما حق دارید نظر خودتان را داشته باشید و نه از من برآمدنی است که خودم را بخواهم برای همه اثبات کنم و نه اساسا چنین هدفی یعنی اثبات برای همگان امر مقدوری است.
طبعا یک عده از دوستان نظری چون شما دارند و البته عده ای هم نظرات متفاوت.
من فقط می توانم بابت ابراز نظرت تشکر کنم.
ما بقی مسائل هم بلاخره روزی روشن می گردد. خیلی برای روشن شدن حقیقت عجله ندارم. در واقع برای من چیزی عوض نشده است!!!
تا دیروز یک عده من را خود فروخته و عده ای دیگر علمدار قلم و یکه تاز عرصه عدالت می دانستند و امروز جای آن عده با این عده عوض شده است.
بنابراین دست کم برای من وضعیت مانند سابق است.
شما هم ان شا الله موفق باشی.
منتها یک نصیحت دوستانه یا نه نصیحت نه....توصیه دوستانه...
بیا کفش های من را بپوش و بعد با آن ها راه برو و سپس بنشین و من را قضاوت کن.
من وقتی پا در مسیر رسانه و قلم و نگاشتن و نقد و اظهار نظر و جذب مخاطب نهادم ، می دانستم که کار آسانی ندارم. بنابراین اظهار نظرهای بی ادبانه شما نه ناراحت می شوم و نه دلخور. بله شما می توانی نظرت را بگویی و من هم می خوانم و جواب هم می دهم. اما بی ادبانه نگاشتن را نمی فهمم.
شبت خوش
بدون روتوش
@withoutretouch