بدون روتوش
880 subscribers
2.38K photos
245 videos
41 files
2.02K links
بدون روتوش،فرهنگ است.بدون روتوش بودن سخت است. بدون روتوش شدن،هزینه دارد و اما ارزشش را دارد.قدم نخست توسعه ، پیشرفت و دست یازیدن به عدالت ، معرفت و سلامت ، تمرین بدون روتوش شدن و ماندن است.
یگانه مدیر مسئول ( بدون اجتماع و تبانی) : وکیل امیرسالار داودی
Download Telegram
توضیح ...
برخی دوستان و مخاطبین محترم تذکر دادند که جناب حسن زرگریان وکیل هستند و نه کارآموز...
دوستان صاحب تذکر تاکید کردند که ایشان هفته قبل مراسم تحلیف را به جا آورده اند.
ما ضمن احترام به تذکرات وارده ، عرض می کنیم که منبع رسمی اطلاعات بدون روتوش در ارتباط با وضعیت اشتغال همکاران ، اطلاعات مندرج در سایت صندوق حمایت وکلای دادگستری است و در جستجوی نام همکار محترم مورد اشاره داخل سایت صندوق ، وضعیت اشتغال ایشان " کاراموز " قید گردیده است.
http://search-hamivakil.ir/Lawyer/43274/حسن_زرگریان_مقدم

علی ای حال به محض اصلاح اطلاعات در خصوص همکار محترم ، بدون روتوش اصلاحیه مقتضی را منتشر خواهد کرد.
با سپاس از دقت نظر مخاطبان محترم بدون روتوش
@withoutretouch
یک مطلب دو واکنش
جناب زرگریان مطلبی را منتشر نموده‌اند که با واکنش جناب حجتی و جناب امیرسالار داودی مواجه شد که البته تفاوت بین این دو واکنش قابل تامل است.

جناب حجتی در واکنش به مطلب همکارمان جناب زرگریان، محترمانه و بدون تلاشی در جهت استخفاف همکارشان به پاسخگویی پرداختند؛ که البته پاسخگو بودن ایشان به عنوان عضوی از هیات مدیره شایسته تقدیر است.

لیکن جناب داودی به جای پاسخگویی به امری که به زعم خود برای ایشان بدیهی بود، به بررسی سوابق وکالتی و گرد راه جناب زرگریان پرداختند که جای تامل و تاسف دارد.

سخنی با از گرد راه رسیدگان:

۱. هیچ همکاری از سایرین برتر نیست و سوابق وکالتی همکاران سبب تفوق ایشان نسبت به همکاران کم سابقه تر نیست. جامعه وکالت صف نانوایی نیست تا آنان که زودتر از راه رسیدند نسبت به موخرین حق تقدم داشته باشند.
۲. مطالبه گری و کنکاش در امور صنفی نیاز به هیچ سابقه یا اجازه ای نداشته و همگان می‌توانند در خصوص هر موضوعی تقاضای شفافیت و پاسخگویی داشته باشند.

۳. گویا متاسفانه آنچه در دوره کاراموزی، کانون وکلا جهت تخریب و تخفیف کاراموزان انجام میدهد کافی نبوده و برخی همکاران در ادامه راه و پس از تحلیف پیگیر آن هستند. قطعا هشدار حتی اگر اشتباه باشد بهتر از گزش مستقیم است.

۴. شخصا امید و اعتماد بیشتری به این تازه از گرد راه رسیدگان دارم تا آن دسته از همکاران که هر روز به سویی میچرخند و حتی گاهی جهت این چرخش نیز از قبل مشخص نیست؛ چرا که راهنما به راست میزنند و به چپ می‌پیچند.
وکیل علی میررجبی
انجمن وکلای مستقل
بدون روتوش
یک مطلب دو واکنش جناب زرگریان مطلبی را منتشر نموده‌اند که با واکنش جناب حجتی و جناب امیرسالار داودی مواجه شد که البته تفاوت بین این دو واکنش قابل تامل است. جناب حجتی در واکنش به مطلب همکارمان جناب زرگریان، محترمانه و بدون تلاشی در جهت استخفاف همکارشان به…
جناب وکیل علی میر رجبی عزیز
با سلام...
در ارتباط با پاسخ معموله تان در ارتباط با واکنش اینجانب ملاحظه ای قابل طرح و عرضه است.
برادر محترم ، خطاب مطلب جناب زرگریان بنده نبودم که جناب تان می فرمایید " لیکن جناب داودی به جای پاسخگویی ......"
بنابراین تکلیف به پاسخ گویی از جانب چون منی فی نفسه تکلیف عبثی است.
مع هذا ، پرداختن من به مطلب جناب زرگریان بر خلاف پاسخ جناب دکتر حجتی نه ماهیتی و ناظر به محتوا که در واقع پرداختن به امر به زعم خود مهمی است که حین نگاشتن پاسخم به مطلب جناب زرگریان و حتی هم اکنون در تقریر پاسخ به جناب عالی معتقدم که نادیده انگاشتنش می تواند بسیار نا امید کننده در ارتباط با همان تازه از راه رسیدگان باشد.
و اما آن امر مهم بل اهم نیست جز بیرون گود نشستن و از اغیار توقع کردن.
برادر عزیز اگر اشاره من را به سالها پیشتر ( شش هفت سال قبل و ما اقبل ) حمل بر فخاری به سابقه و مصداقی از تشبث به وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّات النَّعِيم نمی فرمایید ، معروض می دارم که عزیز برادر آن زمان که ما سابقاً تازه واردها می نگاشتیم ، علی الدوام یک پایمان در دادسرای انتظامی بابت تقریرات مان بود و یک پای مان در طبقه چهارم هیات مدیره به جهت پاسخ گویی پیرامون نیت و هدف و انگیزه مان....
آری برادر عزیز نمی دانم شما آن زمان کجا تشریف داشتید. نه اینکه بودن ما و نبودن شما کمترین اهمیتی داشته باشد که در واقع صرفا از باب سوال است که شما وکیل با سابقه ای هستید و قطعا آن زمان هم نهاد وکالت کم با مسائل و معضلات رو به رو و دست به گریبان نبود و مع الوصف یا شما احتمالاً چنین مسائل و معضلاتی برای تان مهم نبود و یا اگر بود یحتمل از باب قاعده واجب کفایی با مشاهده و تحصیل اطمینان از بود دیگران،اشتغالات مهمتری را پی می فرمودید
علی ای حال غرض اینکه برای اینکه امروز حتی کارآموزان وکالت بتوانند هر آنچه دل تنگشان می خواهد،بی ترتیب و آداب خاص و عامی بر زبان بیاورند (۱) ، بی آنکه نگران برخوردهای توام با شداد و غلاظ مصادر منتخب جامعه وکالت باشند ، فکر می کنم کسانی پیش قراولی کردند و آزارها دیدند و علاوه بر آنچه پیرامون تردد علی الدوام فی مابین طبقه چهارم( هیات مدیره) و طبقه دوم ( دادسرای انتظامی) مذکور افتاد ، انواع و اقسام توهین ها و افتراها از قبیل اعتیاد به انواع مواد مخدر و غیره را نصیب بردند و تازه این نسبت ها پایان ماجرا نبود و احضارهای امنیتی حسب گزارشات ارسالی از برخی کسانی که به واسطه انتقادات معموله همان زمان توسط منتقدین صدر موسم و دوره انتقاد (۲) ، احساس خطر کرده بودند ، آن پیشقراولان و خانواده هایشان را سخت می آزرد.
آری برادر ، پیش قراولان آن زمان دستاوردها و تحصلات شان دقیقا همین احصاء شده های مورد اشاره بود و بس و از این رو امروز هیچ ندارند و بعضاً با خود فکر می کنند که چرا چون بسیارانی در کار کسب و جارو کردن سیم و زر نیوفتادند تا پس از اینکه خوب و پر و پیمان دَش کردند ، آنگاه امروز با طیب خاطر و جیب مملو و از سر سیری مفرط به فریاد کردن و اصلاح کژی ها مبادرت ورزند.
هرچند که ابداً گلایه ای نیست و بی تردید بی عرضگی پیش قراولان آن زمان بوده است و ابن الوقت نبودن شان.....
علی ای حال امروز بعید می دانم توقع السابقون دیروز توقعی گزافی باشد که از تازه واردان یعنی همان هایی که شما امیدشان دارید ، بخواهند تا به جای پرداختن و توقع کردن طلبکارانه از فعالان و منتقدین صنفی ، تاسی به اسلاف شان کنند و با بهره از راهی که سالها پیشتر به قیمت آزارهایی که شرحشان رفت به کف آمده است و دیگر رییس کانون وکلا جرات نمی کند کارآموزی را به واسطه گفتن حرفی مبتنی بر اینکه " معلوم نیست با پولهای ما چه می کنند " مستقیم به محکمه انتظامی تعرفه و در نهایت کاراموز بخت برگشته را که سخنی در محفلی خصوصی بر زبان آورده و از بخت بدش رییس وقت کانون آن سخن معترضه را استماع کرده و سپس به اشارتی ، قاضی و مستشاران انتظامی تنها بر پایه صدق گزارش و راپورت رییس وقت کانون ، شش ماه تعلیق پروانه نصیب کارآموز بی پناه و بی دفاع گردانند ، فریادهای شان را هر آنچه که هست بر سر هیات مدیره نهاد وکالت آوار کنند و نه اینکه به گونه ای سخن بگویند که تو گویی بر سریر دلالت گری جلوس کرده و فعالان و منتقدین موظف و حقوق بگیر صنفی را امر و نهی نمایند.
آری برادر عزیز....
جامعه وکالت نه ملک طلق کسی است و نه صف نانوایی و گمان هم نمی کنم کسی چنین باوری داشته باشد جز کسانی که به خود شک دارند و جوابی برای سالها غیبت بی توجیه شان و اما به یک باره ظاهر شدن شان در چنته ندارند.
مع الوصف اصل سخن تفاخر به سابقه و قدمت فعالیت و این قبیل توهمات نیست که اگر بود ، برای تفاخر فرصت های عدیده ای فراهم بود و منعی هم برای تحصیل غنائم وجود نداشت. منتها آن السابقونی که سالها فحش خورد
بدون روتوش
یک مطلب دو واکنش جناب زرگریان مطلبی را منتشر نموده‌اند که با واکنش جناب حجتی و جناب امیرسالار داودی مواجه شد که البته تفاوت بین این دو واکنش قابل تامل است. جناب حجتی در واکنش به مطلب همکارمان جناب زرگریان، محترمانه و بدون تلاشی در جهت استخفاف همکارشان به…
ند و به ای نحو کان آزار دیدند و همین کسانی که عرض کردم سالها غیبت شان و از طرفی به یک باره پدیدار شدن شان در هاله ای از ابهام است به راحتی به آنها انگ چرخش و زیر آبی می زنند ، حرفشان جز این نیست که از راه رسیدگان عزیز که البته سخت مبارک باشد قدم نو رسیده تان ، لطفا حال که مانند برخی از ابتدای اخذ پروانه کارآموزی غیبت صغری و از ابتدای به جا آوردن تحلیف غیبت کبری نکرده اید و از همان بادی ورودتان به خانه صنفی تان خود را مکلف و موظف و واجد دین می دانید ، اولا منتظر نمانید که کسی کاری کند تا کارها بشود که شما خود هر کدام لشگری با عِدّه و عُدّه چشم گیر هستید و از این رو اگر آنطور که می گویید شاهد سکوت مطلق هستید ، انکسار دیوار صوتی را علی الراس در دستور کار قرار دهید تا اطلاق سکوت ، مبدل گردد.
ثانیاً ، لطفا به عوض پرداختن به فعالان و منتقدین صنفی ، یقه منتخبین تان را بگیرید و از آنها بخواهید و یادتان باشد که همان سالها پیشتر اسلاف شما یقه اعضای هیات مدیره وقت را گرفتند و اما امروز توسط برخی به فرفره تشبیه می گردند و حال شما که از هم اکنون یقه آن بالایی ها را رها کرده و تحفظ حداکثری را در گیر دادن به همتایان و همکاران تان می بینید ، بی تردید چند صباح دیگر از سوی سابقاً غایبان بی توضیح و لاحقاً ظاهر شدگان ناگهانی به چرخ فلک یا سانتریفیوژ ( خیلی نسلش فرق نمی کند ) متصف می گردید...
پیروز باشید..
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch

۱. نمونه بارز اخیر مواجهه احدی از کارآموزان محترم مقابل رییس کمیسیون کارآموزی و درشت گویی و تمام قد از مواضع خود و همتایانش دفاع کردن و یا آرشیو بدون روتوش که مملو از نگاشته های تند و تیز و بعضاً موهن و هتاکانه و درشت گویی ها علیه صدر تا ذیل مصادر جامعه وکالت
و یا نادان و ابله و نکبت خطاب کردن مصادر امور جامعه وکالت....
۲. پیش از شروع انتقادها به مدد البته ابزارهای مدرن ارتباطی مانند فیس بوک و بعدا وایبر و در ادامه تلگرام و ایمو و واتس آپ و حالا توئیتر و اینستاگرام ، توسط پیش قراولان نقد نوین صنفی ، جامعه وکالت از هر گونه نقد و ایراد و خرده گیری بی بهره بود درست به این دلایل که اولا ابزار های مدرن ارتباطی و پیام رسان متولد نشده بودند و حداکثر امکان پیام رسانی وکلا نشریات بود که طبعا عمومیت و فراگیری اپلیکیشن های پیام رسان امروزی را نداشتند و ثانیا جامعه وکالت بیشتر ماهیت خانوادگی داشت و به دلیل قلت وکلای دادگستری ، تعداد دفعات رویارویی وکلا در محاکم بسیار بیشتر بود و همین رویارویی ها داخل محاکم باعث بیشتر نزدیک شدن وکلا می گردید و ابتلائات جامعه وکالت هم به اندازه امروز نبود. چه اینکه فقط چهارده سال کانون وکلا انتصابی اداره می گردید و به واسطه منتفی بودن مدیریت انتخابی ، نقد عملکرد هم بی معنی بود. مع الوصف بی آنکه نگارنده واجد ادعایی باشد ، لیکن به شهادت بسیارانی که برخی از مهمترین شان در رقابت های صنفی علی الدوام مقابله می کردند و بعضاً همچنان در بر همان پاشنه می چرخد ، آغاز گری نقد نوین صنفی را با امیرسالار داودی می دانند.
بدون تردید کسانی که با روحیات من آشنایی دارند ، شهادت خواهند داد که هیچگاه واجد روحیه لاف زدن و یا مدعی بودن نبوده و نیستم و لیکن در مورد آغاز گری نقد نوین صنفی و اینکه نخستین تجربه های مربوط به نگاشته های صنفی انتقادی مربوط و متعلق به من است ، شهادت افراد معتبر درون صنف چنین ادعایی را موید می باشند.
Behnam nezadi:
سلام و درود فراوان خدمت جناب امیرسالار داودی وکیل پایه یک دادگستری
مرقومه حضرتعالی را خواندم و در صورت صلاحدید شما خوشحال می شوم محبت نمایید و در کانال وزین بدون رتوش قرار دهید.
1- ایراد سخن به همراه نوشتن و انتشار، می تواند نوعی «فراخوان» باشد. فراخواني عمومي، سرگشاده و دوجانبه. هم براي شناساندن افکار خود به همکاران و هم براي شناختن آراء و افكار ديگران و مسلماً قضاوت با خواننده خواهد بود.
2- به نمایش درآوردن آثار حاصل از قلم و بیان، نوعی «تَحَدّی» یعنی هماورد خواهی و هَل مِن مبارز طلبی است که: « هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ» {حاقّه: 19} یعنی: «ایّها النّاس! بیایید نامه و نوشته ام را بخوانید» و به سخنانم گوش فرا دهید. خوب است تلاش كنيم بد نگوئيم و بد ننويسيم تا بد نشنويم و بد ندرويم. صاحب مثنوي معنوي چه زيبا مي‌سرايد:
«اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوي ما آيد نداها را صدا»
در مقام نصيحت مي‌گويد:
«مگو ناخوش كه پاسخ ناخوش آيد به كوه آواز خوش ده تا خوش آيد»
3- با قطع نظر از تحليل و توصيفي كه شما بزرگوار داشتید نسبت به کارآموز زرگریان که البته ایشان وکیل پایه یک می باشند و مسلماً در ماهیت هیچ تفاوتی نداشته، ندارد و نخواهد داشت مگر آنکه در راستای تحقیر و سخیف بودن آنچه به رشته تحریر درآمده است مرتبط باشد.
4- راجع به ديگر گراميان که مدعی فعالین صنفی می باشند و حتماً از باب تنوير افكار عمومي موضوع را مورد بازخوانی و پاسخگويی قرار خواهند داد.
5- آنچه را نمیدانم و نمی توانم درک کنم از گرد راه رسیدن است، گویی باید در صف انتظار قرار داشته باشیم و به قول بزرگی شما و امثال شما (خطاب تازه از راه رسیده ها) باید از پیشکسوتان اجازه بگیرید و در صورت تایید و صلاح دید چنانچه در مسیر افکارآنان گام برداشته شود ایرادی ندارد، دستی بر قلم ببریم.
6- بيائيم در تعامل با يكديگر، نقد و نظر ديگران را چون هديه‌اي گرانبها پذيرا شويم و در ويرايش خود و پیرایش افکار و اندیشه ها و اصلاح كژي‌ها بكارشان بنديم. باور كنيم زندگي در جامعه جهاني كه در سايه دنياي جدید ارتباطات، «دهكده‌اش» نامند، مستلزم آن است تا با هم همدل و همزبان و همراه باشيم.
ارادتمند شما بوده و هستم بزرگوار
وکیل بهنام نزادی

پاسخ امیرسالار داودی به مرقومه جناب وکیل بهنام نزادی
جناب وکیل بهنام نزادی عزیز
با سلام...
مطلب شما را خواندم
اول اینکه هر نگاشته ای متضمن فکر و اندیشه و باور و ایده ای نیست. برخی نگاشته ها بیشتر کارکرد اعلانی و اعلامی دارند.
دوم ، فکر می کنم در مورد بنده مبتلا شدهء قیاس به نفس هستید. اینجانب هم اکنون بالغ بر یک دهه است که می نگارم و نگاشته هایم را منتشر می کنم و دست کم سه سال است کانال بدون روتوش به عنوان رسانه صنفی فعالیت مداوم دارد و طبعاً سالهای ابتدایی چه بسا برای جلب توجه دیگران به آنچه قلمی کرده ام ، تقلاهایی معمول داشته ام و از این رو گمان نمی کنم دیگر هل من مبارز طلبیدن و فراخوان کردن دیگران برای خوانش نگاشته هایم ضرورتی داشته باشد. بی تردید جناب عالی بسیار آتیه درخشانی دارید و قطعا زمانی مانند من به قلمتان شناخته خواهید شد و من تردید ندارم که برای شما زمان مدیدی سپری نخواهد شد.
سوم، بند سوم مطلبتان را به لحاظ غرض متوجه نشدم. نمی دانم اِخبار کردید یا انشاء و یا تعریض نموده اید و یا سوال پرسیده اید؟! در هر حال جزء اخیر بند سوم از مطلبتان گمانه ای را مطرح کرده اید که به نظر به من منتسب ننموده اید و از این رو دلیلی برای پاسخ نمی بینم. قط از باب تاکید و تشحیذ ذهن شما و مخاطبین ، کسانی که من را می شناسند که فبها و کسانی هم که نمی شناسند ، عجله ای برای شناسانده شدنم هرگز نداشته و ندارم و معتقدم احمقانه ترین دغدغه ممکن ، دغدغه اثبات خویشتن خویش به همگان است. تا آنجا که از خود سراغ دارم ، ممکن است در نگاشته ای در پی چزاندن کسی باشم و اما تحقیر و تخفیف در قاموس و مرامم نیست و حال اگر در مواجهه با کلامی کسی قاصد به افتادن در ورطه نیت خوانی باشد ، قادر به نجات چنین غریقی نیستم.
چهار مگر تاکنون برای نگاشتن و اظهار نظر در فضای فعالیت صنفی از من یا کس دیگری اجازه گرفته اید که حال گمان می کنید مفهوم آنچه خطاب به همکارمان جناب زرگریان نگاشته ام ، تجویز ضرورت رخصت از برای اظهار نظر و بیان دیدگاه است؟ و اما در مورد واژه از راه رسیده ، کاربستش عین و منطبق بر حقیقت است. چرا باید بار معنایی منفی بر این واژه ترکیبی سوار کنید؟! در این ارتباط هم مانند آنچه در بند سه معروض افتاد ، حتماً در افتادن یا احتذار از افتادن داخل راه بی کران و بی پایان نیت خوانی ،مختار هستید و بدون تردید به واسطه اینکه نافی را نفی کافی است ،کمک ویژه ای به رفع ابهام شما در بر ندارم.
پنج.توصیه تان به هدیه تلقی کردن نقد دیگران ، ناشی از سقیم بودن مبانی
نظری است که مورد بهره برداری قرار داده اید.
چون منی توان و یارای محدود کردن و ستاندن امکان نقد و اظهار نظر منتقدین را ندارم. توصیه معموله شما به موجب بند شش قاعدتاً موجبی برای خطاب کردن به من ندارد. چنین توصیه ای اصولا به صاحبان قدرت و مکنت و مصادری که امکان تحدید و تهدید منتقدین را دارا هستند ، عرضه می گردد.
چون منی تا آنجا که آرشیو بدون روتوش حکایت دارد در مقام یک فعال رسانه ای صنفی و یا فعال صنفی و یا نویسنده صنفی و یا هر عنوان دیگری که احتمالا قابلیت انتساب را به من دارد ، اگر نگویم در پاسداری از آزادی نقد و بیان و تضمین جریان آزاد اطلاعات و حفاظت از حداکثر امکان دسترسی به اطلاعات و نفی هر گونه سانسور ، نمونه بی بدیلی بوده ام ، بی تردید نمونه نادر و کمتر دیده شده ای محسوب هستم.
کانال بدون روتوش و مدیریت آن حتما واجد کاستی ها و ایراداتی بوده و هست و لیکن در اشل رسانه ای بدون روتوش همانطور که بارها به صراحت ادعا کرده ام ، هیچ یا کمتر رسانه صنفی و غیر آن چه در سطح صنفی و چه در سطح ملی و حتی چه در عرصه منطقه ای ، قابل قیاس و همانند سازی با بدون روتوش است.
بدون روتوش حتی آن وقتی که من به عنوان مدیر مسئول آن به صراحت تغییر رویه انتقادی ام را اعلام نمودم ، هیچگاه در انتشار تند و تیز ترین مطالب علیه هر شخص صنفی با هر مقام و منصب در اختیارش ، درنگ نکرده و حتی در انتشار مطالب هر آینه بی تعارف و بدون ملاحظه و چه بسا سخیف و حقیقتا هتاکانه و توهین آمیز علیه مدیریت بدون روتوش یعنی شخص اینجانب ، تردیدی به خود راه نداده است.
سال قبل مدیریت بدون روتوش به مدد ربات طراحی شده ای که امکان نمایش نام و نشان نگارندگان را برای مدیریت بدون روتوش فراهم نمی ساخت ، از سیصد و بیست پیام دریافتی پیرامون عملکرد بدون روتوش و امیرسالار داودی ، سیصد پیام ایصالی را بدون نقطه ای جا به جایی در کانال باز نشر نمود و تنها بیست پیام باقی مانده که دیگر حاوی الفاظ رکیک علیه خودم و خانواده ام بود را صرفا جهت رعایت حال خانواده ام بازنشر نکردم.
این در حالی بود که احدی از اعضای هیات مدیره کانون وکلا اقدام مشابه را البته بدون انتشار نظرات معمول داشت که بیش از یک ساعت مدیر محترم دوام نیاوردند و اما بدون روتوش بیست و چهار ساعت تمام ربات را فعال و در دسترس قرار داد تا جایی که متعاقب اعلام تمدید شش ساعته ارسال پیام ما بعد انقضاء مهلت بیست و چهار ساعته نخست ، چندین نفر از بزرگان و افراد محوری صنفی با تماس و اصرار از اینجانب ، خواستند تا شور دموکراسی را در نیاورم.
فقط کافیست سیصد پیام منتشره در کانال را به راحتی سرچ کنید و سوابق مدعای مطروحه را ملاحظه کنید.
از این رو به نظرم هر وقت توانستید در چنین حدود و ثغور طراحی شده طی بالغ بر مدت سه سال ، کارنامه ای پنجاه درصدی آنچه امروز بدون روتوش دارد ، تحصیل فرمایید ، آنگاه رواست تا برادرتان را توصیه به رواداری و همدلی و همزبانی و همراهی بنمایید.
و اما سخن آخر اینکه جناب نزادی عزیز...
دوستانه و دلسوزانه توصیه می کنم به جای پرداختن به فعالان صنفی و منتقدین و به طور کلی بدنه جامعه وکالت آنگونه که چندی پیش در مرقومه محصول مشترک کلیه تابعین تشکیلات انجمن وکلای مستقل بند به بند همتایان خود را در جامعه وکالت مورد نواختن قرار دادید ، بیشتر وقت و انرژی تان را در نقد حاکمیت صنفی و مصادر نشسته بر سریر تصمیم گیری جامعه وکالت مصروف دارید.
آری ، همانطور که عرض شد بنا بر اعلام قبلی ( بی نیاز از کشف دیگران) مدتی را بر حمایت از هیات مدیره و خاصه رییس هیات مدیره، تصمیم گرفته ام و براین تصمیم سخت استوار و ثابت قدم هستم و آن اندازه پختگی نسبی صنفی یافته ام که تحت تاثیر سخنان ان شا الله بی غرض اغیار اراده ام را تغییر ندهم. در این ارتباط کوچکترین نگرانی بابت قضاوت های عجولانه و غیر منصفانه ندارم چرا که اساسا آن اندازه کف صنف پا خورده ام که طبعاً ما قبل اتخاذ چنین تصمیمی تبعات احتمالی اش را حدس بزنم و مع هذا مگر سالها نقد حاکمیت صنفی و جفت پا گرفتن برای تمام جناح ها و حتی آنها که دست در بیعت رفاقتم داشتند لاجرم در حکم سیر و سلوک فردوس برین بوده است که حال از خدنگ های آمده از هر سو متعجب و نالان گردم
مع الوصف،طی آن بازه مطول زمانی مورد اشاره و موصوف ، یاد ندارم و آرشیو بدون روتوش هم حکایتی ندارد که جز یک یا دو مورد پرداختن به تشکل و فردی ( این دو هم در راستای نقد هیات مدیره بود) ، مابقی نقدها و ایرادات و ان قلت ها و روا ناداری ها و بنا بر آنچه در افواه عموم همانا گیر دادن عنوان می گیرد ، تماماً راجع و مربوط به حاکمان صنفی و عملکرد آنها و متولیان نهاد های تصدی گر در نهاد وکالت و عملکرد آنها بوده است.
چرا که همیشه معتقد بودم اساسا عبث ترین کار ممکن یک لحظه غفلت از حاکمان و مصادر صنفی و عملکردشان است و هیچ نفع و اثر عملی و منطقی و واجد ما به ازاء حقیقی در نقد منتقدین صنفی و فعالان صنفی مستتر نمی باشد.
خاصه منتقدین صنفی که همیشه معتقد بودم به واسطه فِئَهٍ قَلِیل بودن و بی پناهی و بی بهره بودن از حمایت های تشکیلاتی و فردی ، پرداختن انتقادی به آنها فقط و فقط به مرور آنها را بایکوت و متروک می کند و چنین کاری بزرگترین خیانت به جامعه صنفی است.
البته باز هم بر این عقیده به وجهی قاعده گونه استوارم که عبث ترین کار در سطح فعالیت صنفی همانا یک لحظه غفلت از عملکرد حاکمان صنفی است و مع هذا در مورد تغییر رویکرد صنفی ام پیشتر توضیح داده ام که بنا بر تشخیص صنفی و سیاسی ام شرایط کشور و وضعیت توازن قوا و نیرو های صنفی را در هیات مدیره دوره حاضر به نحوی یافته ام که استثنائاً ضرورت اتخاذ تصمیم بر تغییر رویکرد حاصل گردید. البته تغییری که ابداً ارزشهایی شامل دموکراتیک و لیبرال و سکولار بودن و مبتنی بر نفی هر گونه سانسور و تعهد بر دفاع تمام قد از آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات و دسترسی بی تنازل به اطلاعات و روا داری و منصف بودن و تعهد به حفظ امانت و بی طرفی مطلق و عدم وابستگی مالی و معنوی به هیچ فرد و گروه و سازمان و جناح و دسته و جبهه و جریان و حکومت و مرام و عقیده و ایدئولوژی در بدون روتوش را حتی به اندازه دانه خردلی تحدید و تهدید نخواهد ساخت....

النهایه امیدوارم همه ما در راستای اعتلای جامعه صنفی و نهاد وکالت صادقانه بیش از پیش اهتمام ورزیم.
یا حق
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
به قلم جناب وکیل حبیب نژاد

@withoutretouch

این «گرد راه» موجب شد به کانال روتوش مراجعه کرده هم نوشتار مفصل آقای امیر سالار داودی خطاب به آقای زرگریان و هم گردیان ایشان را بخوانم هم یادداشت گرد راه آقای داودی و هم نوشتار آقای نزادی و هم مجدداً قلمی آقای میر رجبی را.
و سپس پاسخهای مفصل و مطول ایشان به منتقدان را.

کاش آقای داودی موضع انتقادی بر منتقدان خود را رها می کرد که مجبور نشود برای توجیه مطلب نا مدارانه خود خطاب به همکاران جوان این توجیه نامه بعدی را بنویسد. می شد و به شأن و جایگاه مجازی سالارانه ایشان برنمی خورد بلکه موجب ارتقاء می شد اگر در یک جمله عذرخواهی می کرد از جناب زرگریان و سپس توضیح می داد که قصد استخفاف نداشته و اکر چنین برداشتی شده عذرخواه است.
من خود نیز در بادی امر چنین قصدی در یادداشت ابتدایی آقای داودی ندیدم یا اغماضاً نخواستم ببینم ولی وقتی اصرار بعدی ایشان را خواندم از این اصرار ناخرسند شدم و هستم.
چون امکان پیام گذاری در روتوش را ندارم، اینجا نوشتم که توصیه کنم اگر امیرانه و سالارانه می نویسید در مصاف با امیران و حاکمان باشد و اگر خطاب به محکومان است داودانه نقش کنید که
واذكُر عَبدَنا داوودَ ذَاالاَيدِ اِنَّهُ اَوّاب
به قلم جناب وکیل زرگریان
@withoutretouch

جناب وکیل داودی
مدیر کانال بدون روتوش
درود و سپاس از اینکه بر مطلب من به فوریت، با خشم تغلیظ شده و با کنایه سخن گفتید.

اگر جسارت نباشد این عریضه را در پاسخ به فرمایشتان در کانال تلگرامی‌تان نشر دهید.

و اما بعد؛
فرموده اید که گفته ام شما و مانند شما کم کاری می کنند و به مسائل مبتلا به جامعه وکالت نمی پردازید و خود پاسخ داده اید که بگذارید از گرد راه برسید و ...
برادر عزیز نه من و نه هیچ وکیل مستقلی برای مطالبه‌گری صنفی منتظر اذن و یا اقدام دیگری نمی‌ماند (فارغ از کم کاری و دیگر مسائل)؛ در ثانی چه شد که اعتقادتان بر این موضوع استوار گشت که گله از پیشکسوتان و فعالان صنفی و فضای مجازی عمل خبط و خطایی است؟
آیا اگر از پیشکسوتان خود در صنف بخواهم در موارد مبتلا به اظهار نظر کنند و حساسیت بیشتری داشته باشند خطاست؟
اگر همکار جوان وکیلی به پیشکسوتان خود بگوید برادران و خواهران عزیز چرا سکوت و انفعال فضای صنفی را فرا گرفنه است خطاست؟
اینکه بگویم روزی رنگ و مارک ماشین رییس کانون هم سوژه نقد واقع میشد و امروز مهمترین مسایل مبتلا به مورد غفلت (عمدا یا سهوا) واقع میشود موضعی طلبکارانه است ؟
برادر عزیزم کاش به جای اینکه در ابتدا همکار خود را به الفاظ اغراق گونه ملبس نمایید و در کلامی بعد او را با از گرد راه رسیده بنوازید به اصل پیام من می‌پرداختید و به تخریب، تخطئه و تمسخر متوسل نمی گردید .
همکار وکیل عزیزی که زمانی در سن من زمین و زمان را به هم می دوختید و از مطلبی که مخاطب آن هیات مدیره کانون است دوباره احساس کرده اید باید زمین و زمان را به هم بدوزید مختصر عرض می کنم خیر برادر تصور شما اشتباه است .
انتقاد و سوال حق همه اعضای کانون است . اگر شما خود را فعال صنفی و رسانه ای میدانید و بر آزادی سخن اعتقاد دارید چه شده است که از چنین مطلبی که هیچ ارتباط مستقیمی به جنابعالی نیز ندارد چنین برآشفته اید که پاسخ آن را در کمتر از چند دقیقه به نشر سپرده اید ؟
اینکه کلامی از من نشنیده اید یا ندیده اید قصور بنده نیست چون هم از من در کانال خود مطلب منتشر کرده اید و هم بارها از کانال خودنویس به سهم خود در مسائل مبتلا به نظرات خود را نگاشته ام اما اینکه خود را به ندیدن و نشنیدن زدن برای حمله به دیگران بهانه خوبی است توجیهی ندارم .
فرموده اید به وظیفه ذاتی صنفی خود عمل کنید و دیگران را مخاطب قرار ندهید .
برادر عزیز اتفاقا بر خلاف شما معتقدم هم باید به وظیفه صنفی خود عمل کنیم و هم دیگران را مخاطب قرار دهیم که از رسالت خود غافل نگردند .
قویا معتقدم اگر نخبگان صنف و فعالان صنفی و اندیشمندان صنف در مسائل مبتلا به جامعه وکالت از خانه خود دور نمی شدند و یا بهتر است بگویم دورشان نمی کردند وضعیت امروز ما اینگونه غم انگیز نبود .
فرموده اید پاسخ جناب حجتی نشان داده که من تعجیل بلاوجه داشته ام
اتفاقا تمام مطلب من بر این اساس است که چرا هیچ سخنی از هیات مدیره در مورد این دادنامه نیست ؟
چرا فعالان صنفی یا پیشکسوتان یا کسانی که تعجیل بلاوجه ندارند سخنی نمی‌گویند ؟ شاید به فرمایش شما می‌خواهند خوبِ خوب پخته شود؟!
دادنامه ای که بیش از دو ماه پیش صادر می شود و اجرا هم می شود اگر مورد پرسش قرار گیرد و رفتار هیات مدیره در آن مورد را نقد کنیم تعجیل بلاوجه است؟! اما سکوت هیات مدیره و رسانه و فعال صنفی رفتاری حکیمانه و مدبرانه ؟
و اگر به این روند انتقاد کنیم به طلبکاری و تعجیل و از گرد راه رسیده و خام و .. مورد هجمه واقع می‌شویم ؟
برادر معمر کاش به جای پرداختن به حاشیه و شخصی نمودن مطلب به این ابهامات میپرداختید که اساسا چرا هیات مدیره در مورد این دادنامه اطلاع رسانی نمی کند ؟
چرا هیات مدیره تصمیماتی اتخاذ می کند که باید در مراجع قضایی به دنبال ابطال آن بود؟
چرا دفاعیات کانون منتشر نمی شود ؟
اساسا برادر عزیز شایسته نبود به جای تاختن به این تازه از گرد راه رسیده از هیات مدیره سوال میشد چرا اطلاعات صحیح و شفاف از مجرای معتبر منتشر نمیشود تا جلوی ابهامات و نشر اطلاعات غیر معتبر گرفته شود ؟
برادر بزرگوار آیا پیمان مودت و اخوت و همراهی شما اینقدر تزلزل ناپذیر است که در جاده حمایت از هیات مدیره از هر ابزاری برای سرکوب و تخفیف همکار سائل استفاده می کنید و بر این روش با افتخار تاکید می کنید ؟
مضافا اینکه سوالات و ابهامات ساده است و اصلا تقابلی با این هیات مدیره یا آن هیات مدیره ندارد که اگر هم داشته باشد بخش عمده انتقادات متوجه هیات مدیره سابق است .

سخن آخر اینکه، کارآموزی وکالت یک افتخار است، من دوست دارم همیشه خود را یک کارآموز بدانم و با نگاهی که به دنبال استخفاف و تحقیر کارآموزی وکالت است مقابله کنم.
به شما هم به عنوان یک برادر (سن و سال که فقط عدد است!) توصیه می‌کنم فروتنی پیشه کنید.
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی

@withoutretouch

سلام جناب داودی
بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمی‌دیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟

لیکن در تایید بخشی از فرمایشاتتان باید عرض کنم:
۱. بنده به ناگاه از وسط ناکجا آباد پا به فعالیت صنفی گذاشتم، هر چند از فعالیت صنفی به معنای اخص آن (تشهیر به منظور ورود به طبقه چهارم) بیزارم. البته وجه مبهم و مشکوک فعالیتم بر من معلوم نشده لیکن شاید بنا بود اول رخصت بگیرم و نگرفتم و یا اینکه میبایست از پله گردی و دربانی آغاز میکردم که نکردم.

۲. سالهایی که برخی مشغول فعالیت صنفی از نوعی که فرمودید و علاوه آن گذراندن وقت در طبقات و راه پله های کانون بودند (به حدی که بعضا تصور اشتغال ایشان در کانون برای تازه واردین ایجاد میشد) در حال بالا و پایین رفتن از پله های محکمه و دادسرا بودم.

۳. ترجیح دادم بدوا به فکر کسب درامد باشم تا اینکه خدای ناکرده ورود به ارکان کانون و یا هیات مدیره را باب گشایش روزی ببینم. بنابراین ترجیح میدهم بنا به فرمایش شما با شکم سیر به قضاوت بنشینم تا اینکه در پس هر موضوعی بگویم پس نفع من چه!؟

در پاسخ به سایر فرمایشاتتان باید عرض نمایم علت تاکید بسیار بر سوابق فعالیت صنفی و نگارشی به قول شما پیش قراولان مشخص نشد، چرا که:
۱. اوضاع کانون وکلا و ارکان آن را بسیار بدتر از زمانی میبینم که کاراموزی آغاز نمودم.

۲. همین چندی پیش کاراموزی به سبب انتقاد و اعتراض مورد توهین و تهدید به تعقیب انتظامی و تجدید دوره شد.

۳. در همین دوره جاری هیات مدیره پیشنهاد تعقیب انتظامی اجتماع کنندگان مقابل مجلس شد.

۴. در همین دوره جاری از مقام و اختیارات ناشی از خدمت به همکاران در جهت تسویه حساب های شخصی استفاده شده است.

مجددا آنچه از متن شما به صورت کلی استنباط شد تقدم مقدمین به سبب ایثارگری های گذشته ایشان است، و الا این همه داستان و نقل برای آغاز سخن کردن از سوی یک از گرد راه رسیده مفهوم دیگری ندارد.
شخصا همانطور که موخرین را از خود پایین تر و مکلف به کسب اجازه برای آغاز سخن نمیبینم، چنین حقی را برای مقدمین نیز نسبت به خود قائل نیستم.
در پایان، این مطلب را خاطر نشان مینمایم که انجمن وکلای مستقل چندان امیدی به اصلاح کانون از طریق تعیین منتخبین هیات مدیره نداشته و باور دارد بهتر است تلاش خود را معطوف وکلا و تازه از گرد راه رسیده ها نماید چرا که به امثال من امیدی نیست، بلکه این تازه آمدگان گامی اساسی بردارند.
{هر ملتی لایق حکومتی است که دارد} “مونتسکیو”
بنابراین تلاش برای اصلاح و ارتقا خودمان شاید زودتر منجر به نتیجه شود.
وکیل علی میررجبی
انجمن وکلای مستقل
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل زرگریان @withoutretouch جناب وکیل داودی مدیر کانال بدون روتوش درود و سپاس از اینکه بر مطلب من به فوریت، با خشم تغلیظ شده و با کنایه سخن گفتید. اگر جسارت نباشد این عریضه را در پاسخ به فرمایشتان در کانال تلگرامی‌تان نشر دهید. و اما بعد؛…
جناب آقای وکیل / کارآموز ( هنوز اطلاعات سایت صندوق حمایت با فرمایش شما در تعارض است) حسن زرگریان عزیز
با سلام....
مطلب پیوست به قلم شما را خواندم.
چند ملاحظه مختصر عرضه کرده و تصدیع اوقات نمی کنم...

اول اینکه خوی یا بد ، متاسفانه یا خوشبختانه فوری پاسخ دادنم به مطالب دوستانی چون شما به واسطه این است که اصولا در نگاشتن از فرط کثرت نگاشتن مبتلا به صعوبت نمی گردم و از این رو به قول معروف کار نیکو کردن از پر کردن است.
دوم ، استنباط جناب عالی از خشم مغلظ بنده بی تردید مربوط به تشخیص شماست و اما صرفا یک ادعا و در هر حال نه شما جز ادعا در این ارتباط مستندی جز برداشت صرف دارا هستید و نه من توان اثبات امر عدمی را دارا هستم .بنابراین این مورد بماند به قضاوت و برداشت مخاطبین. چه اینکه البته اگر خشمگین از نوع مغلظ هم بشوم ، غیظ و غضب فی حد ذات امری است که از نوع انسان برآمدنی ، کما اینکه شما هم در مرقومه ابتدایی تان خطاب به فعالان و منتقدین به نظر مبتلا به غیظ و غضب بوده اید.
سوم اما در مورد کنایه مورد اشاره ، طبعاً کسی که کنایه می زند ، توقع کنایه را می بایست داشته باشد و حال علت یا علل ناراحتی شما از کنایی بودن بخش هایی از پاسخم به شما را متوجه نشدم.
چهارم ، رویه مالوف کانال انتشار مطالب همه وکلا و همکاران است و تاکنون کسی نمی تواند سراغی از تبعیض جهت انتشار مطالب همکاران بیابد و لذا اینکه فکر کرده اید درخواست انتشار جوابیه تان نوعی جسارت است ، حقیقت متوجه چند و چونش نشدم. البته صریح و صادقانه اینکه موافق انتشار مطلب نخست تان در کانال نبودم و لیکن تشخیص بانو رهنما انتشار مطلب بود و من نیز طبعا برای نظرات مدیران کانال احترام قائلم و در مدیریت کانال هیچ گونه رابطه طولی و آمر و ماموری ما بین مدیران کانال وجود ندارد.
پنجم ، پیش از ورود به فحوای سخن تان ، به عنوان دوست و همکار توصیه می کنم که در مورد چند و چون اطلاعات مندرج در سایت کانون و سایت صندوق حمایت پیرامون شخص خودتان حساس باشید که بسیاری از مردم برای جستجوی وکیل یا وکلای مورد نظر شان به سایت صندوق مراجعه می کنند و دلیل این اولویت در مراجعه هم بر می گردد به اولیت بخشی موتور جستجو گر گوگل به سایت صندوق و لذا به نظر آن دسته از وکلایی که در عرصه صنفی دست به قلم هستند و نقادی می کنند ( مانند شما و بنده ) بهتر است وقتی در مورد عملکرد مدیریتی و مصادر امور خرده می گیریم و سخن ها می نگاریم ، دست کم در ارتباط با مسائل شخصی مان به گونه ای غفلت نورزیم که مثل رطب خور منع رطب کی کند در موردمان صدق نماید.
ششم، در ارتباط با کاربست عبارت " از گرد راه رسیدن" همانطور که خطاب به جناب وکیل نزادی طی متن علی حده عرض کردم ، متوجه بار منفی بخشیدن به چنین عبارتی نمی شوم. البته طبیعی است وقتی با مطلبی را با ذهنیت از پیش شکل گرفته مطالعه فرمایید ، امکان تلقی معنای قبیح از هر کلمه و عبارتی فراهم است. عبارت از گرد راه رسیدن نه عرفاً دشنام است و نه حتی بار ترذیلی و تحقیری دارد. از گرد راه رسیدن یک اصطلاح است و معانی مترادف عدیده ای دارد و من جمله عبارتند از تازه وارد بودن و حال شما برادر عزیز که در فراز پایانی مطلبتان فرموده اید که از اتصاف به کارآموز بودن ناراحت و نالان نمی گردید و افتخار هم می فرمایید ، قاعدتا از عبارت رسیده از گرد راه که لازم و ملزوم کارآموزی است ، نباید ناداحت و مغموم بشوید.
هفتم،کجای پاسخم به شما ولو به وجه تلویحی ضرورت استجازه( به قول ریاست محترم قوه قضاییه که هرازگاهی کلمات شاذی را عمومیت می بخشند) از کسی و یا تاکیدی بر لزوم انتظار جهت اقدام دیگر ( البته متوجه نشدم چه اقداماتی مد نظرتان است) قابل رصد و استنباط است؟! از طرفی کجای مطلب مبحوث عنه عرص کردم که نقد پیشکسوتان و فعالان صنفی خبط و خطاست. در این ارتباط به نظر متن مورد نقدتان را یک بار دیگر مطالعه فرمایید تا مشخص گردد که اصل سخن با جناب عالی بر دو محور بود و ضمنا به هیچ عنوان نقد محتوایی در مورد سخن تان معمول نداشتم. و اما دو محور مورد اشاره عبارتند از ۱. جناب عالی فرموده بودید که سکوت مطلق در فضای نقد و فعالیت صنفی حاکم است و من عرض کردم که برادر خوبم مگر دست و بال شما را کسی بسته بود و شما می آمدی و از شانزدهم تیر ماه که آن حکم کذایی صادر گردیده است ، نقد می کردی تا با تحصل و تحقق نقد جناب عالی اطلاق سکوت منتفی گردد و حال اگر شما هم چنین نفرمودی دست کم به اندازه یک خط هم به کم کاری و ملحق بودن خودت به ساکتین و منفعلین اشارتی ولو در حد تلویح می کردید و حال بماند که اگر از وجود حکم مطلع بوده ای و به نقد مبادرت نفرمودی که خب تصدیق فرمایید شما هم مانند مابقی آنها که خطابشان فرموده ای و اما اگر یک یا روز است ملتفت چنین دادنامه ای شده اید که باز هم ایرادی مطرح است و آن ایراد نیست جز اینکه بسیارانی هم مانند شما و لذا اعتراض و خر
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل زرگریان @withoutretouch جناب وکیل داودی مدیر کانال بدون روتوش درود و سپاس از اینکه بر مطلب من به فوریت، با خشم تغلیظ شده و با کنایه سخن گفتید. اگر جسارت نباشد این عریضه را در پاسخ به فرمایشتان در کانال تلگرامی‌تان نشر دهید. و اما بعد؛…
ده گیری و حیرت تان واجد چه توجیهی است؟ ۲. جناب عالی در کتابت مرقومه اعتراضی و انذاری و حاوی تاسف تان ، لحنی را استخدام فرموده اید که به نظر خودتان یا در جایگاه دلالت گری و هدایت گری هستید و یا در برداشتی عادلانه تر علی الظاهر دست و پا بسته اید و در عامل شدن به نقد و ایراد فاقد توان و امکان هستید. این در حالیست که شما و رفقا همراه شما از متن بنده تلقی تبختر و تمامیت خواهی فرمودید و مع هذا کلاه خود قاضی فرمایید و یا از اطراف و اکناف تان استمزاجی بفرمایید و عیار آمرانه بودن و توام با توقع بودن فحوای یادداشت تان را ارزیابی بفرمایید.
هشتم، برادر خوبم قطعا در ارتباط با اشتغال شما به نگاشتن و فعالیت مداوم درست می فرمایید و من تغافل کردم و از این رو سخنم را در آن بخش که عرض کردم از شما سخنی و مطلبی ندیده ام ، پس گرفته و رسماً عذر خواهی می کنم و لیکن اتهامات ایرادی شما به خودم مبنی بر قصد تخطئه و تخریب و تمسخر را نمی پذیرم ، چرا که نه شما را تاکنون زیارت کرده ام ( شاید توفیق زیارت داشتم و اما هم اکنون به یاد ندارم و نه دشمنی و خصومتی ما بین ما است و از این رو فقط می ماند احتمال مرض که مطابق نظرات اخیر اطباء چه به لحاظ تمامیت نفس و چه به جهت روح و روان معلول و مبتلاء نیستم )
نهم ، در ارتباط با علت پاسخگویی به جناب عالی هم مفصل در پاسخم به جناب وکیل میر رجبی و ایضا در ابتدای این یادداشت توضیح دادم و بار دیگر توضیح با ادبیات دیگری را معمول می دارم که برادر من ! برآشفتن من از متن ابتدایی شما ارتباطی با فحوای نقدتان نداشت چرا که جناب حجتی به احسن الوجوه پاسخ ماهیتی به شما فرمودند و ما را بی نیاز از اقدام در این خصوص فرمودند. و اما آنچه باعث برآشفتن چون منی شد ، نبود جز اینکه شما در متن تقریری تان هیچ نقشی برای خودتان قائل نشده اید و در حالی که می توانستید با زودتر نقد کردن پیرامون موضوع محل ایرادتان سکوت مطلق جامعه صنفی را بشکنید ، چنین نکرده و در عوض همتایان تان را متهم به همان اتهامی می کنید که به خودتان هم وارد است. چه اینکه عرض کردم یا پیشتر اطلاع داشته اید که انگاه دقیقا شما هم مبتلا به سکوت و انفعال هستید و لذا خرده گرفتن تان از همکاران تان بلا وجه است و یا شما هم تازه اطلاع یافته بودید که در این صورت احتمال اینکه دیگران هم مانند شما بی اطلاع بوده باشند ، احتمال قوی بل اقوی می باشد. بماند که شما ابتدا می فرمایید که حکم دیوان را چرا مصادر امور اطلاع رسانی نکرده اند و در واقع می خواهید به مخاطب القاء کنید که مطلع نبوده اید و اما در این ارتباط احتمال بی اطلاعی مشابه جامعه صنفی و فعالان صنفی به مثابه خودتان را منتفی می دانید و مع ذالک باز در فراز پایانی مرقومه تان از دایره انصاف خارج و جانعه صنفی و فعالان صنفی را ساکتین و منفعلین تعرفه می فرمایید که ذیل چنین سکوت و انفعالی، هیات مدیره را هم چونان ماله کشانی ، پوشاننده تَرَک های استقلال نهاد وکالت می دانید.
بنابراین اگر از علی الدوام تکرار اینکه من آزادی بیان را پاس نمی دارم و نظر بر عدم استحقاق شما و دیگران نسبت به استشکال و پرسیدن سوال و نپرداختن به عملکرد هیات مدیره دارم ، خدای نخواسته در پی پیاده کردن تکنیک های مجادله و سفسطه هستید که هیچ و من وارد چنین تکرار مکررات فرسایشی نخواهم شد و اما اگر حقیقتا در پی رفع ابهام تان پیرامون موضع بنده هستید ، عرض می کنم که آزادی بیان و ماسداری از آن تعهد همیشگی بدون روتوش و انیرسالار داودی است و از خاطر همین تعهد است که هم اکنون زیر چوب الف دادسرای امنیت نشسته و هر لحظه انتظار فرود آمدنش را بر فرق سرم می دارم. در مورد هیات مدیره و لزوم پرسش از هیات مدیره نیز شما را به متن پاسخ ابتدایی ام به جناب عالی و ایضا پاسخم به جناب وکیل نزادی ارجاع می دهم که طی هر دو متن توصیه دوستانه کردم که اتفاقا یقه هیات مدیره را بگیرید و رهایشان نکنید و صراحتاً عرض کرده ام که عبث ترین کار ممکن روی گردانی از رصد کردن و یک لحظه رها کردن مصادر امور چه در عرصه ملی و چه در عرصه صنفی است.
دهم ، فرموده اید که چرا از مطلبی که مستقیم به من نربوط نیست ، برآشفته ام و که در پاسخ عرض می کنم برادر خوبم فکر کنم در اشتباه بزرگی قرار دارید و آن اشتباه از این قرار است که همه مسائل و ابتلائات و معضلات نهاد وکالت و جامعه وکالت به من و شما و همه اعضای خانواده بزرگ وکالت مستقیم مربوط است و اساسا موردی که ارتباط غیر مستقیم داشته باشد ، نداریم و نخواهیم داشت و لطفا حتی تلاش فرمایید تا سهواً هم چنین باوری در مخیله شما نگنجد....پیرامون علت آشفتگی هم که در بنود بالاتر مبسوط توضیح دادم.
یازدهم ، مجدد بر سرعت نشر پاسخم به شما توضیح نمی دهم که در بندهای بالاتر توضیح داده ام.
دوازده، عرض نکردم که ظاهرا مطلب را نخوانده و یا خوب نخوانده اید و به محض مشاهده پاسخ من با خودتان صرفا در پی پاسخ
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل زرگریان @withoutretouch جناب وکیل داودی مدیر کانال بدون روتوش درود و سپاس از اینکه بر مطلب من به فوریت، با خشم تغلیظ شده و با کنایه سخن گفتید. اگر جسارت نباشد این عریضه را در پاسخ به فرمایشتان در کانال تلگرامی‌تان نشر دهید. و اما بعد؛…
متقابل بوده اید. برادر خوبم متن پاسخ نخست من موجود است. دست کم اگر می خواهید از متنی فکت بیاورید ، امانت را مراعات فرمایید که به واسطه موجود بودن اصل متن ، مخاطبین برای شان شائبه امانت ناداری جناب عالی تداعی می گردد. آری من نگاشتم که به جای مخاطب قرار دادن اغیار به وظیفه ذاتی صنفی تان عمل کنید ( شما فقط تا اینجا را نقل و تضمین فرموده اید ) مع هذا در ادامه چنین نگاشتم که با گفتن و نوشتن و نقد و فریاد اجازه حکومت سکوت مطلق را ندهید. بنابراین پر واضح است که منظور از این جزء قلم فتاده در متن اخیرتان همانا هیات مدیره و مصادر امور است. آری ، من بر این نظر همچنان پا می فشارم و البته معتقدم در مبانی نظری نقد حتما بررسی دوباره بفرمایید. برادر خوبم ، ایراد ما ایرانی جماعت این است که عادت داریم همه مفاهیم واجد سابقه و تاریخ و تجربه شده توسط جهانیان را دوباره اختراع کنیم. دوست خوبم نقد یک منتقد توسط منتقد دیگر تنها یک نفع خواهد داشت آنهم برای حاکمیت اعم از ملی و صنفی. از قضا حاکمیت ها آررو دارند که منتقدین به حان هم افتاده و تمام وقت و انرژی شان را صرف تراشیدن سر هم به مثابه جماعت سلمانی ها بنمایند. از طرفی منتقدین مستقل ( منتقدین وابسته به جناحین و تشکل ها موضوعا از این بحث خارج هستند ، چرا که اتفاقا آنها باید منتقدین رقیب را نقد کنند و اقتضاء رقابت های جناحی و تشکیلاتی چنین است) اصولا عدد قابل توجهی ندارند و موضوع دیگر اینکه منتقدین مستقل ( استقلال فکری و تشکیلاتی و جناحی) از هیچ پناه و حمایتی برخوردار نیستند و منتقدین مستقل نقد را به مثابه علاقه و انگیزه شخصی و عمدتاً بی جیر و مواجب مطرح و عرضه می کنند. لذا بنا بر جمیع این جهات عبث ترین کار ممکن نقد منتقد است. و حال ممکن است بپرسید که اگر منتقد به خطا رفت ، نباید خطایش را اصلاح کرد؟ پاسخ اما روشن است ، اولا در تعهد نانوشته منتقدین مستقل هم پوشانی غیر علنی مطلوبیت دارد و ثانیا عرصه نقد در هر حوزه ای مانند فروشگاهی می ماند که مخاطبین قطعو حق انتخاب خواهند داشت و آنها به مدد تعقل و تدبر و قیاس نقدهای متنوع ، نقدهای مناسب مزاج و باور صنفی شان را برگزیده و با خود می برند و لذا مکانیرم اصلاحی منتقدین دقیقا به نحوی از قواعد بازار رقابتی کالا و خدمات پیروی می نماید.از این رو است که توصیه می کنم وقت و انرژی تان را صرف مصادر امور فرمایید و نه همتایان منتقد. و اما در مورد فعالان صنفی اینکه فعالان صنفی یا فعالیت مستقل دارند و یا فعالیت شان در تبعیت جناحی و تشکیلاتی و حتی در برخی موارد فردی است. نقد این گونه از فعالان نه اینکه واجد منافعی نباشد و اما بی تردید از آنجا که فعالان متبع و وابسته در نقشه راه و باورهای خود استقلالی ندارند ، لذا منتقد افضل است تا سرچشمه را هدف بگیرد. و اما در مورد فعالان مستقل اینکا نقد عملکرد آنها درست مانند منتقدین صنفی مستقل خطای استراتژیک محسوب می گردد.
بنابر آنچه رفت ای کاش امانت داری می کردید و کل پاراگراف مندرج در پاسخ ابتدایی را منعکس می فرمودید. هر چند که اگر درست می خواندید و تحلیل نی کردید ، اصولاً پاسخ دادن و ان قلت به آن را وا می نهادید.
سیزده، آری من هم باور دارم که نخبگان صنفی و فعالان صنفی و متفکران از خانه خود دور افتادند و یا دورشان کردند. مع ذالک من در این جلای مستدحثه بیشتر خود فعالان و منتقدین و متفکرین دور افتاده را مقصر می دانم. چراکه من و امثال من و از جمله حسن کیا و امیر رئیسیان و مسعود جوادیه و بسیارانی چون ما همانطور که در متن پاسخم به جناب میر رجبی بخشی از شرحش را نگاشته ام ، کم مصیبت ندیده ایم و اما پای مردی کردیم و ایستادیم....
حال آنها که فقط برای تمبر زدن به کانون آمد و شد می کنند ، شاید تصور کنند که منافعی داشتا ایم و لیکن شما خود میانه میدانی و ملتفتی که بوی کباب نیست و گوشت خر داغ می کنند.
بنابراین دور افتادگان آن گونه که باید انگیزه و علاقه و عشق به خانه صنفی نداشته اند و لذا به نظرم مرثیه خوانی برای آنها ضرورتی ندارد
چهارده ، هنوز هم معتقدم که شما تعجیل فرمودی و دلیلش هم واضح است. فرض کنیم هیات مدیره در انعکاس پاسخ درست و درمان مانند آنچه جناب حجتی ارسال فرمودند ، مبتلا به انفعال بوده است که صد البته هست و اما شما که خود را دلسوز و نگران و دغدغه مند می دانی چرا از اعضای هیات مدیره مطالبه نفرمودی؟
همینجا می خواهم استدعا کنم که از تجربه تلخ من و مانند من بهره ببری! تجربه تلخی که مبتنی بر اعترافی تلخ تر است. دوست من منتقد صنفی که در خانه و دفترش می نشیند تا هر کس رسید به او اطلاعی بدهد و سپس به نقدش بپردازد ، منتقد پلاستیکی است. متاسفانه در مقاطعی من نیز مبتلا به چنین روش سراسر سقیمی بودم و آن زمان عده ای به حق به من و مانند من وصف منتقد دهن بین و شیر مجازی و در حکم عدم عالم واقع را نسبت می دادند. دوست خوبم من از مطلعین جویا شدم
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل زرگریان @withoutretouch جناب وکیل داودی مدیر کانال بدون روتوش درود و سپاس از اینکه بر مطلب من به فوریت، با خشم تغلیظ شده و با کنایه سخن گفتید. اگر جسارت نباشد این عریضه را در پاسخ به فرمایشتان در کانال تلگرامی‌تان نشر دهید. و اما بعد؛…
و فهمیدم که فقط کافی بود به دفتر هیات مدیره مراجعه و آن حکم کذایی را مطالبه می فرمودید. بنابراین اگر برای چون منی اندک تجربه بیشتر از خودت قائلی بیا و لطفا مانند آنچه شرح دادم نباش. البته من از آن روش دست شستم و ولی همچنان برخی افراد شناس و هم اکنون پر سر و صدا بر همان روش و مرام سابق پیش می روند و به همین جهت مواضع انعکاسی شان در کانال های تحت مدیریت شان به فاصله دو پُست زمین تا آسمان توفیر دارد. متاسفانه اینچنین تضاد و تعارضی فقط و فقط از دهن بینی و بست نشستن تا دیگرانی در دهانت اطلاعت بگذارند و اما خود لختی زحمت پی جویی و مطالعه و بررسی را به جان نخریدن ، ناشی می گردد.
پانزدهم، در مورد تعجیل اما عرضم کلی بود و چنین عنوان کردم که در بسیاری موارد انفعال و سکوت لزوما معنای رها کردن و بی خیالی نیست. کما اینکه یاد دارم در جریان یکی از مواجهات کانون با جریانی که قصد وارد کردن خسارت به نهاد وکالت را داشت، غیر رسمی هیات رئیسه از فعالان رسانه خواهش کردند که به موضوع نپردازیم چرا که طرف مقابل اگر اطلاعاتی به کف آورد ، زحمات معموله چند ماهه از طریق تحرک زعما طرف مقابل جهت خنثی کردن اقدامات کانون بر باد می رود . جالب اینکه تقریبا همه فعالان رسانه سکوت کردند الا یک نفر که از قضا لجاجت همان یک نفر به قیمت عقب افتادن کانون و دست پایین گرفتنش تمام گردید.
و یا در ارتباط با آزادی مشروط یک عزیز هیات رئیسه از فعالان رسانه خواستند تا مدتی در باره موضوع سکوت کنیم تا ان شا الله افاده مقصود گردد.
دوست من در آن فراز از سخنم ، عرض من کاملا منطبق بر رفتار حرفه ای و دلسوزانه و متعهدانه بوده است و فحوای آن کلی و در مقام تبیین قاعده بود و در ارتباط با حکم کذایی قضاوتی از باب موجه بودن سکوت و انفعال نکردم و خوشبختانه متن موجود است و همگان امکان مطالعه اش را دارا هستند.
شانزدهم ، اولا جناب زرگرانی من معمر نیستم و ثانیا تمام پانزده بند پیشین در توضیح همین معنا بود و ثالثا البته که به حاشیه پرداختم چرا که اساسا منظور نظرم حاشیه بود و نه متن و این ادعا را در همه پاسخ هایم مورد تاکید قرار دادم و رابعا ، تاکید دوباره اینکه هیچ ایرادی به فحوای سخن شما ندارم و البته با توضیحات جناب حجتی کاملا موضوع برلی دست کم اینجانب روشن گردید. لذا آرزویی بفرمایید که مطلوب من هم باشد اگر آرزویتان برای من است. می فرمایید که ای کاش به جای فلان ، بهمان و من عرض می کنم که اساسا حرف من حواشی مطلبتان بود. و اما در مورد وظیفه هیات مدیره جهت اطلاع رسانی همین توضیح کافیست که رفیق شفیق! اطلاع رسانی از طریق سایت و کانال تلگرامی کانون البته ضروری است و اما این ابزار کسب اطلاع برای غیر فعالان صنفی است و امثال من و شما می بایست به کانون مراجعه مرتب داشته باشیم و اجازه ندهیم هیچ اتفاقی از زیر ذره بین ما در برود.
من نمی گویم که هیات مدیره کم کاری و بی عملی نمی کند. قطعا تا دلتان بخواهد از این کوتاهی ها داشته و دارند و خواهند داشت و مع هذا اگر غریبه ای نا آشنا با مناسبات کانون وکلا بودم و مرقومه اعتراضی تان را می خواندم ، گمانم جز این نبود که اولا یکی از اوتاد جامعه وکالت با فغان آمده و ثانیا از خود می پرسیدم که خب خود نگارنده چرا در خانه اش نشسته و منتظر است تا اطلاعات با پای خودش به منزلش تشرف حاصل کند.
و اما برای نمونه و فقط محض مثال عرض می کنم که دوست خوبم دو سال پیش من در یکی از جستجو ها و سرک کشیدن هایم فهمیدم که دو میلیارد مالیات برای کانون توسط اداره مالیات محاسبه و عن قریب تمام حسابهای کانون بسته و اعضای هیات مدیره همگی ممنوع الخروج خواهند شد. و حالا می توانید به بانو موسوی مدیر محترم دفتر هیات مدیره ، جناب وکیل قاسم کمیلی عضو سابق هیات مدیره و جناب وکیل محسن بزرگی عضو فعلی کانون مرکز و جناب وکیل دکتر حمید توسلی مراجعه و پرسان شوید که بنده به همراه بزرگواران نامبرده چگونه از ماوقع مطلع شدیم و چگونه تلاش کردیم تا ماجرا تا حدی همان وقت حل و فصل گردد. فقط همین بس که اطلاع به مدیریت کانون توسط شخص من و موضوع مختصرا در کانال منعکس گردید و در اولین جلسه هیات مدیره برخی اعضا با در دست داشتن صفحه بدون روتوش موضوع را جویا و در نهایت مسئله همه گیر شد. ( در این ارتباط می توانید با استاد تان جناب وکیل محمد غفاری فردویی عضو وقت هیات مدیره و هیات رئیسه ماوقع را چک کنید)
جالب است بدانید که در نتیجه همین سرکشی ها و جستجوها و پیگیری ها بود که نایب رئیس وقت دوره بیست و هشتم حضور وجلوس من را در امکنه کانون اکیدا ممنوع ساخت و دکتر امینی رییس محترم کانون نیز به محض جلوس بر کرسی ریاست و طی اولین نشستشان با کارمندان کانون اکیدا انتقال هر گونه اطلاعات به وکلای دادگستری را ممنوع و مستوجب مجازات قرار دادند که البته به واسطه اینکه به نظر جز من کسی چنین حجمی از فضولی را ندارد ، مصداق اجلی نظر و حکم حک
ومتی ایشان قاعدتا جز من نمی توانست باشد.
آری دوست من .....
نشستن و انتظار پرواز اطلاعات به سوی جناب عالی که خودت را متعهد و مسئول می دانی به اندازه انفعال و سستی هیات مدیره قبیح است و درست از همین روست که عصبانی و برآشفته می گردم. چرا که فکر می کنم نسل تازه وارد های منتقد که جناب میر رجبی ( البته خودشان هم نه حالا تازه وار و اما یک مقدار از تازه گذشته ) امیدشان دارد چرا چنین توقعاتی دارند و علاوه بر اینکه اگر می دانند سکوت مطلق حاکم است چرا پیشتر خود سکوت شکن نشده اند ، نشسته اند و هیات مدیره را البته به حق و درستی متهم به انفعال می کنند و اما والله اگر خودشان هم روزی به همان اطاق جلسات ان شا الله رفتند ، یک چیزی مانند اسلاف شان خواهند بود درست به این دلیل که در منزل نشسته و شکایت از عدم اطلاع رسانی می کنند و اما به خود زحمت نمی دهند یک تک پا بروند کانون و شده حتی با داد و بی داد( با داد و بی داد در این کانون مورد داشتیم که عضویت به عنوان عضو کمیسیون و دادیاری تحصیل شده است) اطلاعاتی را که اگر مکتوم است با بهره از حقی که بر گُرده فرد فرد اعضای هیات مدیره به عنوان ولی نعمتان دارند ، دریافت داشته و اطلاع رسانی کنند. درست مانند سالها کاری که شخص من معمول داشتم و یکی از مهمترین هایش کارت های هوشمند بود.( سوابقش در بدون روتوش قابل جستجو و مشاهده است)
النهایه اینکه از فرط تطویل این مقال یک چند موردی باقی ماند که البته باشد برای وقت دیگر.....
اما سخن آخر اینکه بسیاری از اتفاقات رفته بر سر من و مانند من را دوست خوبم شما و مانند شما نمی دانید و هر چند به نظرم درست تر این بود که ابتدا در ارتباط با یک دهه اخیر و حوادث و اتفاقاتش اطلاع حاصل می کردید و می دانستید بر سر اسلاف تان چه ها گذشته و آنگاه شاید تفاهم بین ما و شما بیشتر می گردید.
دوست خوبم ....
نمی دانم شاید باور نکنی و اما اگر چند سال پیش عین همین مطلب شما خطاب به من را من خطاب به هیات مدیره و خاصه هیات رییسه می نگاشتم سر و کارم با بازرسی و دادسرا بود.
بنابراین من شاید تواضع و فروتنی از کف داده ام و اما شما تازه واردی هستی که احترام بیات واردی چون من را نگاه نداشتی.
البته من به آزادی بیان بی حد و حصر و لایتناهی باورمندم و به نوعی حقم است که با من اینگونه سخن گفته شود.
عزتت افزون
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمی‌دیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
جناب وکیل میر رجبی عزیز

با سلام
احتراما در ارتباط با پاسخ متقابل آن جناب ، نکاتی را معروض می دارم
مقدمتا اینکه تصورم دقت نظر بیشتری در شما بود...
متاسفانه جای جای مطلبتان حکایت از حتی یک بار دقیق خواندن مطلبی که قصد نقدش را داشته اید ، ندارد.
چه اینکه در دو قسمت و فراز از مطلبتان به وجه فاحش نتایجی را استنباط فرموده اید که صد و هشتاد درجه مغایر قصد و نیت من در تقریر مطلب مورد نقد شماست.
اولین فراز که به طور فاحش ابداً منظور حقیقی را درنیافته اید ، فراز ابتدایی مطلبتان است که خرده گرفته اید با این مضمون که " اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمی‌دیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟"
و حال برای قضاوت مخاطبان دقیقا آن تکه از مطلب را که به بهانه اش چنین اشتباهی را مرتکب شده اید ، نقل می کنم:
"بنابراین تکلیف به پاسخ گویی از جانب چون منی فی نفسه تکلیف عبثی است.
مع هذا ، پرداختن من به مطلب جناب زرگریان بر خلاف پاسخ جناب دکتر حجتی نه ماهیتی و ناظر به محتوا که در واقع پرداختن به امر به زعم خود مهمی است که حین نگاشتن پاسخم به مطلب جناب زرگریان و حتی هم اکنون در تقریر پاسخ به جناب عالی معتقدم که نادیده انگاشتنش می تواند بسیار نا امید کننده در ارتباط با همان تازه از راه رسیدگان باشد."
کاملا مشخص و مبرهن است که شما دوست عزیز فقط قسمتی را که به عبث بودن تکلیف اشارت کردم مستمسک قرار داده و قسمت بلافصل را که تاکید کرده ام در ماهیت مطلب جناب زرگریان ورود نمی کنم و فقط پاسخی را قلمی می کنم راجع به دغدغه پیش گفته ام!
مع هذا هیچ تعارضی وجود نداشته و به نظر ، شما از فرط تعجیل ، نتوانسته اید ارتباط معنایی قسمت نخست و قسمت بلافصل را دریابید.
و اما در مورد تلقی شما از ظرفیت تخفیفی عبارت از راه رسیدگان، بسته به تشخیص شماست و لیکن به نظر بنده هیچ بار معنایی منفی در این عبارت وجود ندارد ، چرا که کاملا منطبق بر واقعیتی است. آری ، از راه رسیدگان می بایست با احتیاط و حزم بیشتری سخن بگویند تا کاملا در فضای مناسبات قرار بگیرند و از این رو نمی توان هیچ واژه و یا عبارت جایگزینی برای این عبارت در نظر گرفت.
از طرفی هر چند که من یاد گرفته ام که در برخورد با تذکرات هر کسی( هر کسی با هر جایگاهی) به سوابقش در رعایت یا عدم رعایت موضوع تذکر دست نیازم ، لیکن برادر عزیزم چندی قبل شب نامه طوری از سوی مجموعه متبوع تان منتشر گردید که به واسطه صرفا درج نام تشکیلات متبوع شما ، تصدیق بفرمایید که اخلاقا و منطقا و عقلا و قانونا به تمام تابعین آن تشکیلات بالسویه قابل انتساب است و از این رو به نظرم یک بار دیگر مرور بفرمایید و ببینید که موارد عدیده توهین و تخفیف تا چه اندازه تکرار گردیده است. توهین هایی از قبیل تندرو خواندن رییس کانون( رییس کانون را باور داسته باشیم یا نداشته باشیم به هر حال وی منتخب بخش قابل توجهی از همکاران شماست که شما به حکایت گفتار و نوشتارتان ، حمایت از آنها را نصب العین ساخته اید و یا رسما بی اخلاقی بی سابقه ای در فعالان صنفی و از جمله دست اندازی بسیار غم انگیز به مسائل خصوصی یک بانوی جوان را در شب نامه منتسب به شما و فرد فرد دوستان تان شاهد بودیم و یا روا داشتن اشارت به اخراج یک همکار از دانشگاه بی انکه دلیل حقیقی اش را عنوان کنید ، تحقیر و تلاش برای زاویه دادن به ذهن همکاران تان محسوب نمی گردد، مع الوصف حقیقتا اگر قرار باشد تا از عبارتی که فی نفسه فاقد ظرفیت حمل بر معانی ناصواب عرفیه است تلقی وهن آلود و استخفافی بنماییم ، شما به من و مخاطبین اگر صلاح می دانید توضیح بفرمایید تا بدانیم این توصیفات و بی اخلاقی ها را چگونه باید تعبیر نمود.
البته جناب میر رجبی شما بعد از انتشار این نامه شبیه شب نامه ، خود را از مسئولیت پذیری پیرامون نگارش آن کنار کشیدید و اما علی الظاهر فراموش کردید که به هر حال، مسئولیت کنترل و نظارت انتشار مطالب در کانال تشکیلات متبوع تان متوجه شماست . البته در ارتباط با شب نامه مذکور چند اتفاق جالب از سوی شما و رفقا معمول گردید و اقداماتی از قبیل اینکه ابتدا مطلب موصوف با درج نام انجمن مستقل وکلا منتشر گردید که سپس با بالا گرفتن اعتراضات این عنوان از ذیل مطلب حذف گردید و از ذیل موارد نشر شده ای هم که قابل حذف به طریق تدوین نبود ، مطلب کلا حذف گردید و مع هذا نسخه ابتدایی در اختیار ماست. بماند که چندی بعد از سوی یکی از تابعین تشکیلات موصوف ( با تاخیر بسیار و در واقع ما بعد مصاحبه اینجانب با بانو رهنما که طی فرازی از آن عنوان کردم که قانونا این شب نامه به کلیه تابعین تشکیلات منتسب است) ارسال کردند که خوشبختانه جامعه وکالت باهوش تر از آنی است که بتوان فریفتش. چه اینکه بدیهی است مطالب تقریری و ارسالی که نگارنده اش علاقه ای به افشای نامش ندارد را با قید
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمی‌دیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
تذکری در این خصوص ابتدا یا انتهای متن منتشر می کنند و جالب اینکه تا همین لحظات تقریر متن حاضر هیچ تذکری در شب نامه موصوف الحاق نگردیده است. و اما فارغ از این موضوع در هر حال هر فحش نامه ای را انجمن مستقل وکلا در کانال اختصاصی خود منتشر می کند؟ یعنی هیچ نظارتی بر درج مطالب منتشره معمول نمی گردد. دست کم رویه کانال بدون روتوش چنین است که مدیریت یا مطالب حاوی توهین و هتاکی مستقیم و صریح را نشر نمی دهد و از نگارنده می خواهد تا متن را عاری از توهین و هتاکی نماید و یا قسمت های مورد حساسیت را به تشخیص از قبل اعلام شده به ارسال کنندگان نقطه چین می نماید( این رویه جاری و ساری است جز در مورد مطالب علیه شخص بنده که نمونه های بسیاری در کانال موجود است).
و یا همین چندی قبل مطلبی به قلم همکاری در کانال انجمن مستقل منتشر شد که به بهانه مصاحبه بنده با بانو رهنما پیرامون همین مرقومه شب نامه طور بود و حال نمی دانم که آیا نگارنده اش عضویتی در انجمن مستقل وکلا دارد یا ندارد ، مع هذا مشار الیه چونان از من و سخنانم برآشفته بود که نسبت هایی چون خالق تحیرهای پوشالی و خطرناک و زیان رسان را به من حوالت داد و واقعا اگر می دانستم سخنانم او را اینچنین آزار می دهد ، هرگز مصاحبه را معمول نمی داشتیم و با این حال ابتدا گمان کردم که خب شاید کسی است که از من خوشش نمی آید و لیکن بعدها دریافتم که به قرینه اشارتش به شب نامه مورد بحث ، علی الظاهر از بچه های انجمن مستقل وکلا است و اینجا بود که یقین کردم شب نامه را رفقای انجمن مستقل وکلا به طبع رسانده اند.
جناب وکیل میر رجبی عزیز
برادر خوبم...
حقیقتا شما که از کاربست یک عبارت تفسیر پذیر توسط من ( خدا را شکر که همان یک عبارت بود) بسیار ناراحت و غمگین می شوید و شما و رفقایت ظاهرا توجهی هم به توضیحات مطروحه در این ارتباط ندارید و همچنان پی در پی یک سخن واحد را تکرار می فرمایید ، ممکن است توضیح بفرمایید واجد چه عداوت و خصومت و کینه ای در حق مثلا امیر رییسیان هستید که در شب نامه منتسبه تان او را با لحنی ناصواب و تحقیر آمیز اخراجی عنوان می دهید بدون اینکه منصفانه و به اقتضای جوانمردی دست کم به دلیل اخراجش اشاره کنید! و یا چه ضربه ای از بانوی همکار جوان عضو هیات مدیره شما و رفقایتان دریافت کرده اید که مسائل خصوصی او را افشا می کنید؟!
آری ، درست است ! من امیرسالار داودی سالها بی محابا و بی پرواترین نقدها و بعضا آزار دهنده ترین نقدها را می نگاشتم و منتشر می کردم و منتها آن اندازه شهامت داشتم که با نام و نشان حقیقی خود بنگارم و هزینه اش را هم بدهم و لیکن حتی یک بار به فکرم نرسید که کانال زیر زمینی و بی نام و نشان تاسیس کنم و یا بدون نام و نشان حقیقی ام بنگارم و وقت بیرون زدن دم خروس ، پشت این و آن پنهان گردم و بگویم کی بود کی بود من نبودم.....
برادر عزیز ، شما و رفقا شب نامه موصوف را ننوشته اید؟!
بسیار خب!
دست کم یکی از شما یک بار قبل نشر آن را نخوانده ؟ یا وقت نشر مطلب آن همکار عزیز بعد مصاحبه بدون روتوش ، برایند جمعی تان از تصمیم در مورد انتشار یا عدم انتشار چه بود؟!
و حال ما بعد آنچه رفت ....
نخست اینکه البته من در متن پاسخم به شما برادر عزیز نامی از شما حین اشارت به آمدگان یکهویی در میانه دغدغه مندی صنفی نیاوردم و لیکن از آنجا که به نظر سخن را زمین اندازی صاحبش برش می دارد ، الحمدالله خود شما در مورد خودتان تقریب به ذهن داشته اید، من هم جسارتی نمی کنم و مصداق یابی شما را موید می گردم و عرض می کنم که ابدا کمترین اهمیتی ندارد که شما چه وقتی به فعالیت صنفی روی آورده اید و منتها برای شخص من مهم بود که چنین وکیل متعصبی تاکنون کجا بوده است و از این رو خواستم رفع ابهام فرمایید و اما در باره معنای فعالیت صنفی البته من با شما توافق دارم. لیکن یک تفاوت هایی را اجازه بدهید تا برشمارم. فعالیت صنفی اگر هر معنا و مفهوم و مصداقی داشته باشد بی تردید هرگز با آویزانی به اعضای هیات مدیره و خاصه هیات رییسه برای مختصری غنائم پیش رو انداختن ملازمت ندارد. آری برادر! تردد به طبقه چهارم ، ابداً معنای فعالیت صنفی نیست. بنابراین به نظرم کم لطفی شماست که چنین رفتاری را به وجه اخص فعالیت صنفی می دانید و باور بفرمایید آن روز که شما را در طبقه چهارم پشت در اطاق هیات مدیره دیدم و خوش و بشی کردیم و من از شما پرسیدم خیر باشد و اینجا چه کار دارید و شما فرمودید که برای کمیسیون کارآموزی درخواست داده اید و آمده اید با اعضای هیات مدیره حرف بزنید ، سر سوزنی فکر نکردم که خدای نکرده شما در پی خواهش و تمنا آمده اید و چه اینکه حتی خوشحال شدم و به شما عرض کردم شجاعت امثال شما برای کارآموزان ضروری است و حتما یادتان هست. بنابراین اگر انتخاب هم می شدید هرگز ترددتان در طبقه چهارم ز برای رایزنی معیاری جهت فعال صنفی بودن تان نمی دانستم. و اما به ضرورت اخذ رخصت اش
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمی‌دیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
اره فرمودید که متاسفانه متوجه اش نشدم چرا که تاکنون کسی را ندیده و نشنیده ام تا خودش را در چنین مقامی یعنی مقام اعطای رخصت فرض کرده باشد.
البته رخصت با اجازه کمی فرق می کند. رخصت اجازه تشریفاتی و از سر احترام و ادب و تواضع است و اما اجازه بار حقوقی دارد. با شناختی که از شما برادر نازنینم دارم می دانم اگر صاحب اعطا رخصتی هم در کار می بود ، قطعا جناب عالی اهلش نبودید و هرگز مطالبه رخصت نمی کردید. و اما در مورد پله گردی و دربانی اینکه حقیقتا من به جرات می توانم دربانی خانه صنفی را بسیار برای خود ارجح از عضویت در هیات مدیره بدانم.( حالا چطور است که من اشاره شما را به دربانی توام با قصد تحقیر و تخفیف عنوان سازم) چه اینکه در مقام دربانی دست کم هر روز همکارانم را می بینم و اما در طبقه چهارم تجربه ثابت کرده است که متجالسین آن طبقه البته نه در مورد همه ، لیکن بسیارانی بوده و هستند که از همکارانشان دور می گردند. پله گردی هم برای ما زمینی ها فعل لاجرمی است از برای انجام اموری که از دست مان بر می آید و طبعا این امور محوله و یا اختیاراً برگزیده محل معمول داشتن شان طبقات ساختمان کانون است و از همین رو پله گردی آش خاله مان است. مع هذا تردید ندارم که چنانچه افتخار خدماتی به خانه صنفی تان نصیب تان می گردید ، هرگز کار آن برادر عزیز و فرشته خو به پله گردی نمی انجامد و قطعا بالهای سپید و نامرئی شما بالا برنده هستند. شاید از همین رو بود که فکر می کنم چند روز ماقبل انتخاب اعضای کارآموزی که شما تشریف آورده بودید طبقه چهارم جهت رایزنی برای انتخابتان با اعضای هیات مدیره ، من که از پله ها بالا آمده بودم نفس نفس می زدم و اما شما که همزمان رسیدید ، چاق نفس بودید و شک ندارم که این تفاوت تنها به مدد دو بال نامرئی حاصل می گردد. ( از شوخی گذشته شما به واسطه همیشه پیش قدم بودن در معاضدت به همکاران گرفتار ، فرشته خو هستید)
دوم اینکه در ارتباط با آن همکاران عزیزی که به وقت یابو آب دادن امثال من ، دو پشته مشغول کسب مطمئنا حلال و طیب و طاهر بوده اند نیز من نامی از احدی نبردم و لیکن سپاس که جنابعالی به روشن شدن این ابهام هم از طریق ذکر مثال مساعدت فرمودید و اینکه در مورد برخی همکاران که چونان کارمند تمام وقت در کانون حضور داشتند نیز با شما موافقم که تازه واردان چه بسا تصورشان از کارمند بودن آنها تقویت گردد و حال درست است که برای جناب عالی کار همکاران مورد اشاره خیلی موجه و منطقی و به درد بخور نبوده است و لیکن آنها بر خلاف من و امثال من حقیقتا زحمت می کشیدند و در قبال زحمات متحمله ریالی هم دریافت نمی کردند و دست کم اگر من جای شما بودم مطلق نگاه نمی کردم و بخشی از این همکاران را با نگاهی که من فکر می کنم نگاه تقدیر آمیزی نیست ، نمی آزردم و مورد تمسخر و تخفیف قرارشان نمی دادم ( ای بابا! اینجا هم در مورد همکارانتان مرتکب تمسخر و تحقیر و کوچک پنداری شده اید).
علی ای حال من به اینکه همکارم مانند جناب عالی توفیقات مالی و حرفه ای داشته است و هم اکنون خدا را صد هزار مرتبه شکر که شکم سیر و پُری هم دارد ، افتخار می کنم و البته من در متن نخست عرض کردم که کار درست را شما کرده اید.
سوم ، فرموده اید که دلیل یا دلایل تاکید بر سوابق صنفی پیش قراولان بر شما مشخص نیست و برای اثبات مشخص نبودن هم دلایلی ذکر فرموده اید.
بنابراین من هم یک به یک دلایل شما را با شما و مخاطبان محترم این مطلب مرور می کنم.

۱. در مورد بند اول از متن پاسخ تان در نیمه دوم ، اگر چه من هم سوای این چند ماه گذشته که اعلام تغییر مواضع کرده ام ، متصل و بی وقفه خرده می گرفتم ، لیکن با شما در قضاوت معموله تان موافق نیستم که وضعیت نهاد وکالت نسبت به گذشته بدتر شده است. چه اینکه شاخص های محقق شده بسیاری و تقویت شدن شاخص های سابقا ضعیفی وجود دارد که نشان می دهد شما در قضاوت خود بر سبیل خطا هستید. مضاف اینکه در نظر نگرفتن سایر فاکتور ها و من جمله نسبت حاکمیت با کانون وکلا و دیگر عوامل و از جمله افرایش جمعیت وکلا و تنزل رونق اقتصادی ، محدودیت های اعمال شده علیه کانون وکلا با هر بار یک داستان جدید ، ارزیابی اوضاع خانه صنفی یقیناً از انصاف به دور می ماند. چه اینکه پیشنهاد می کنم ابتدا از دانسته های خودمان پیرامون ظرفیت های نهاد وکالت و ظرفیت های فردی اطمینان حاصل کنیم و سپس بر مبنای یک نگاه واقع بینانه بررسی کنیم تا معلوم گردد متناسب با توانایی ها و امکانات و ظرف زمانی و مکانی دو مقطع قابل مقایسه ( یعنی زمان اخذ پروانه توسط شما و زمان حاضر) چه میزان امکان پیشرفت و ارتقاء فراهم بوده و سپس بررسی کنیم و ببینیم چه کسری از امکان و استعداد پیشرفت و ارتقاء محقق شده و یا نشده است! از طرفی شما علی الاطلاق می فرمایید که وضع کانون بدتر شده است بی آنکه مصداقا و منصوصاً معلوم کنید منظور جناب عالی از وضعیت دقیقاً ک
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمی‌دیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
دام بُعد و حوزهء مبتلا به نهاد وکالت مد نظرتان است.
بنابراین تصدیق می فرمایید که همینطور بی متر و مثقال و بی مقدمه و موخره و بدون احصاء شاخص ها و در نهایت بدون معلوم کردن مصداق وضعیت ، گفتن اینکه وضع کانون بدتر شده است ، تنها یک اظهار نظر غیر دقیق و بی مبنا است.
حالیه بیاییم فرض بگیریم فرمایش شما اساساً درست.
مگر اینجانب در نگاشته خود خطاب به شما( همین مطلب مورد نقدتان) در باره اوضاع مشعشع نهاد وکالت سخنی گفته ام؟ تنها اشارت من به بهبود وضعیت آزادی بیان و شفاف تر شدن و واقعی تر شدن روابط بدنه با راس در نتیجه فعالیت پیش قراولان بود. در این ارتباط دلایل محکمی دارم که حتما به جزئیات و در آتی به رشته تحریر در خواهم آورد. در این فقره به هیچ وجه از سخن من برامدنی نیست که نتیجه تلاش پیش قراولان را بهبود عملکرد مدیران و مصادر امور دانسته ام. لذا به نظر مانند موارد قبل در ارتباط با منظور اصلی متن مورد نقدتان مرتکب خطا و سوء تفاهم شده اید.
۲. به موجب بند دو در مورد تعقیب انتظامی کاراموزی به واسطه انتقادش فرموده اید. بی تردید و با اطمینان عرض می کنم که در ریز جزئیات موضوع مورد اشاره هستم ، چرا که بدون روتوش متکفل انتشار تمام نقدهای کارآموزان گردید و توسط یکی از حضار معتمد گزارش مبسوطی از حادثه آن روز سالن جلالی نائینی به سمع و نظر همگان رسید و لبکن ابداً صحبت از تعقیب انتظامی در میان نمی باشد. حال بر فرض که ادعای شما درست باشد. مجدداً مگر من در متن نخستم خطاب به شما مدافع عملکرد هیات مدیره بوده ام.. من ادعا کردم حاشیه امنیت کاراموزان و وکلا ما بعد چندین سال تلاش منتقدین بیشتر شده است. فارغ از اینکه سخن من مطلق نبود و کاملا نسبی باید لحاظ گردد ، لیکن هرگز منظور من افزایش تحمل هیات مدیره نبوده است. ( حالا شاید تحمل مدیران افزون شده باشد و منتها من بررسی آماری نکردم) و حال جهت سر راست انتقال منظورم عرض می کنم هر گاه کارآموز مورد اشاره شما به واسطه انتقادش محاکمه و یا حتی تعقیب گردید ، من رسما سخنم را پس می گیرم. آری ، امروز در نتیجه تلاش های پیش قراولان هزینه برخورد با وکلا و کارآموزان به خاطر انتقاد ، بسیار بالا رفته است و ابداً شرایط منتقدین با شرایط سابقا حاکم قابل قیاس نیست. لذا هم آن پیش قرولان سابق و هم تازه واردان قطعا هر مدیری را که تهدیدی علیه صاحبان واقعی این خانه روا دارند، رها نخواهند کرد. حال در کجای متن نخست من واژه یا عبارت صریح و حتی تلویحی و ضمنی و کنایی می توانید نمونه بیاورید که حاصل تلاش منتقدین سابق را بالا رفتن استاندارد رفتاری مدیران و صاحب منصبان دانسته ام.
حقیقت اینکه چنین برداشتی از سوی شما تقریباً نا امیدم می سازد و فکر می کنم علی رغم بعید بودن از شما ، جنابعالی یا خوب مطلب را نخوانده اید و یا شاید من نتوانستم درست منتقل کنم. در هر حال آنچه پیش قراولان نقد نوین صنفی با سری بالا به آن مفتخر هستند ، نه لزوما تغییر نگاه و باور مدیران صنفی که در واقع پدید آمدن شرایطی است که توان ها و انگیزه ها به مدد آن افزون گردیده است و از طرفی افراد بیشتری از جامعه وکالت نگرانی هایشان بابت نقادی و پرداختن به عملکرد مدیران مرتفع گردیده است.
جهت اطلاع اولین بار واژه ولی نعمت را بنده در مورد وکلا و نسبت جایگاه شان به مدیران هیات مدیره به کار بردم و خوشحالم که امروز باور ولی نعمت مدیران بودن در میان وکلا نهادینه گردیده است و آنها باور کرده اند که می توانند با صدایی رسا و بی گرفت و گیر ، حقوق خود را مطالبه کنند.
و اما در مورد بند ۳ نیز که باز تکرار بنود ۱ و ۲ است ، همان سخن قابل تکرار است که ادعا نکردم تعقیب ها و برخوردها و اراده برای تحقق شان منتفی گردیده است و اما قویاً ادعا می کنم که روحیه مطالبه گری و بی پروا سخن گفتن و حتی ترس به خود راه ندادن بابت تعقیب و محاکمه انتظامی میراث قابل افتخار فعالان السابقون صنفی است.( متن مورد بحث به پیوست این مطلب می باشد)
بند چهارم از این فراز فرمایشات شما بسیار مبهم و غیر قابل ‌درک دست کم برای من بود و لیکن تا جایی که متوجه شدم بحث تان همان گویه قدیمی سوء استفاده از موقعیت ها برای تسویه حساب های شخصی است. البته نمی دانم چگونه مرز مابین حقیقتا عمل به تکلیف و به قول شما سوء استفاده از موقعیت و مقام را تحدید می فرمایید. چه اینکه معتقدم خیلی سهل و بی مسئولیت می توان هر برخورد ولو قانونی از طرف مصادر امور را حمل بر عقده گشایی کرد. نمی دانم چگونه باید در مواردی که حقیقتا عمل به وظیفه است ، مبتنی نبودن بر عقده گشایی را ثابت نمود و یا بالعکس جایی که سوء استفاده از قدرت و مقام است ، چنین سوء استفاده ای را ثابت نمود.
به عنوان نمونه وقتی پرونده شکایت از یک وکیل دادگستری به واسطه ایجاد مزاحمت برای بانوی متاهل همکار به ریاست کانون یکی از استان ها ارجاع می گردد و مستندات بسیار دقیق و موجود
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل علی میر رجبی @withoutretouch سلام جناب داودی بدوا میبایست عرض نمایم که اگر تکلیفی از باب پاسخگویی به شبهه همکارمان (جناب زرگریان) نمی‌دیدید، تکلیف بر تخفیف همکار و این رسالت بر تادیب تازه از گرد راه رسیدگان از کجا ظاهر شد!؟ لیکن در تایید…
هم همگی حکایت از علی الظاهر وارد بودن رفتار خلاف شان آن همکار مزاحم دارد ، بله در این مورد هم می توان گفت که هر گونه برخوردی عقده گشایی است و لیکن من به واسطه آشنایی با یکی از دو طرف این ماجرا کامل در جریانم و می دانم که بانوی همکار واقعا تحت فشار بوده است.در هر حال فکر نمی کنم من و شما بتوانیم به مدد تشخیص خود مرز بین سوء استفاده از قدرت و عمل به وظیفه را تعیین کنیم و لذا طرح چنین ادعایی از سوی شما ، بسیار در نوع خود جالب است.
علی ای حال باز هم من می گویم که اصلا حق با جنابعالی و مفروضا همه صاحبان مقام و مناصب در کانون از موقعیت های خود در راستای تسویه حساب ها بهره می برند و مع هذا ، بار دیگر و البته برای بار سوم مگر من در متنم ادعا کردم که مدیران این دوره کانون همگی از تیر و طایفه مسیح علیه السلام و ایوب سلام الله علیه هستند؟
از قضا در این مورد عرض می کنم بدون قضاوت موردی پیرامون مصادیق ، نسبت به سالها پیشتر و در نتیجه تولد ابزارهای مدرن و چابک در اطلاع رسانی از یک سو و از سوی دیگر بهره درست و به موقع فعالان صنفی السابقون و منتقدین سالهای پیشین ، فضای مدیریت کانون وکلای دادگستری مرکز به مراتب برای سوء استفاده از موقعیت و مقام جهت تسویه حساب های شخصی و جناحی و رانت خواری و رفیق بازی و امثالهم نا امن گردیده است. حال پیش از انکه یحتمل دوباره مرتکب اشتباه بشوید ، عرض می کنم که برادر خوبم دقت بفرمایید که نگفتم مدیران در رفتارهایشان اصلاح شده اند و عنوان نمودم که فضا برای آنها نا امن گردیده است.
در پایان ضمن عذر خواهی بابت تطویل کلام ، تاکید می کنم که جناب نیر رجبی عزیز حقیقتا من هم معتقدم جناب عالی و انجمن مستقل وکلا توان اصلاح نهاد وکالت را ندارید.
و اما دلایل این ادعا با دلایل شما متفاوت است.
در این ارتباط معتقدم وقتی یک انجمنی که قرار است کار صنفی جدی را در پیش بگیرد و ادعای اصلاح گری و سویه انتقادی هم دارد ، هنوز مابعد چندین ماه تشکیل و اعلام وجود ، معلوم نیست چه کسی به عنوان دبیر کل یا مثلا چه فردی به عنوان نایب رییس انتخاب شده اتد و یا حتی هنوز ترکیب شورای مرکزی این انجمن نامشخص می باشد و یا هیچ اطلاعاتی در ارتباط با چند و چون اهداف و انگیزه های صنفی و به طور کلی مانیفست این انجمن منتشر نگردیده است ، چگونه می توان متوقع بود که چنین تشکیلات بی نظمی می تواند داعیه اصلاح گری داشته باشد و یا حتی اساسا به وجه منصفانه صلاحیت نقد را بهدجهت شایستگی داراست؟!
و یا جالب است که تا صبح روز پنج شنبه مورخ ۲۲ شهریور ماه بدیهی ترین اصل فعالیت صنفی دموکراتیک و آزاد منشانه در کانال متعلقه انجمن مستقل وکلا ، یعنی اصل لزوم انتشار نظرات مخالف اغیار بدین توضیح که در کانال انجمن مستقل وکلا چنانچه فردی یا افرادی در موردشان مطلبی منتشر شده است هر آینه می توانند جوابیه ارسال نموده و مسئولان کانال مکلف به درج فوری و مناسب آن هستند ، محلی از اعراب نداشت و تازه مسبوق به تذکر اینجانب به احدی از تابعین محترم این انجمن ، رفقا رفتند و مقرر کردند تا چنین اصلی تعبیه و پیش بینی گردد. درست به همین علت بود که پاسخ های اینجانب به مطالب منتشر شده همکاران در کانال انجمن مستقل وکلا تا ظهر پنج شنبه درج نگردیده بود که البته ما بعد تذکر پیش گفته ظاهرا بلاخره پس از چندین ماه که از موجودیت این کانال متعلق به انجمن مدعی اصلاح و نقد می گذرد ، تازه یکی از اصول بنیادین و دموکراتیک حاکم بر فعالیت مطلق رسانه ها ، پیش بینی گردید....
از این رو سخت موافقم که ما را به خیر تو امیدی نیست....
تمام بدبختی ملتها زیر سر مدعیان بی عمل آن ملت است خاصه وقتی که سر رشته امور هم به دستشان افتد( امیرسالار داودی)
امیرسالار داودی
۲۳ شهریور ۱۳۹۷
بدون روتوش
@withoutretouch
بدون روتوش
به قلم جناب وکیل حبیب نژاد @withoutretouch این «گرد راه» موجب شد به کانال روتوش مراجعه کرده هم نوشتار مفصل آقای امیر سالار داودی خطاب به آقای زرگریان و هم گردیان ایشان را بخوانم هم یادداشت گرد راه آقای داودی و هم نوشتار آقای نزادی و هم مجدداً قلمی آقای میر…
جناب وکیل حاج حبیب
با سلام...
مطلب شما را خواندم و از آن هیچ نفهمیدم...
فقط مانند خط روی خط شدن یا وقتی که گوشی همراه خوب آنتن نمی دهد ، چند کلمه ای را بریده بریده فهمیدم.
و حال در پاسخ جناب وکیل حاج حبیب بر مبنای همان چهار کلمه ای که فهمیدم.
اول ظاهرا حاج حبیب روی کلمه بدون حساسیت دارند که از استفاده اش احتذار می ورزند. شاید به همین دلیل است که برای حاجی بدون شک ابدا معنی ندارد و در عوض همش شک دارد و یا بدون تردید که تبدیل شده به تردید و یا بدون ابهام برای حاجی علی الدوام ابهام است.
دوم اینکه حاجی مثل اینکه خیلی عذر خواهی دوست دارند و از همین رو به دیگران هی تجویز می کنند. اما حاجی من مثل همین ماجرای چندی قبل تقصیرم درباره جناب وکیل فروزان ، هم مسئولیتم را بر گردن گرفتم و هم عذر خواستم و هم از رییس کانون برخورد قانونی را با خودم درخواست کردم. بنابراین اگر کار خطایی یا سخن ناصوابی گفته باشم ، بدون نیاز ( ببخشید حاجی کلمه بدون رو شما نخونید) به درخواست دیگران حتما با جسارت عذر خواهی می کنم. ضمنا حاج آقا همفکران و هم تیپ ها و هم مسلکان شما بعید می دانم این اندازه راحت عذر خواهی کنند. واقع اینکه از زمان حکومت امثال شما ، کلا فرهنگ اعتذار از این ملک رخت بر بسته و من هم حقیقتا علی رغم رشد و نمو در دوره حکومت امثال شما ، سعی کردم یاد بگیرم به وقتش عذر خواهی کنم.
سوم و آخر اینکه حاج حبیبنا کانال با گروه در تلگرام توفیر دارد. راستی شما چرا نکوچیدی به سروش و بله ؟! تلگرام جای مردان خدا نیست و حیف شما که در این محفل شیطانی نشسته ای و اباطیل چون منی را می خوانی و به جای این وقت تلف کردن ها بیشتر قرآن بخوان که به رستگاری نزدیک تر است. יש לנו צרות לך ולך ( دیدم عربی برام نگاشتید و گفتم منم برای شما تنوع ایجاد کنم و عبری بنویسم حالا که پای داود علیه السلام را وسط کشیدی)
عزت زیاد
امیرسالار داودی
روتوش
@ retouch
به احترام حاجی اروپا بُروی جامعه وکالت ، در این پُست بدون روتوش را روتوش درج می کنیم.