بدون روتوش
880 subscribers
2.38K photos
245 videos
41 files
2.02K links
بدون روتوش،فرهنگ است.بدون روتوش بودن سخت است. بدون روتوش شدن،هزینه دارد و اما ارزشش را دارد.قدم نخست توسعه ، پیشرفت و دست یازیدن به عدالت ، معرفت و سلامت ، تمرین بدون روتوش شدن و ماندن است.
یگانه مدیر مسئول ( بدون اجتماع و تبانی) : وکیل امیرسالار داودی
Download Telegram
به قلم جناب وکیل بهزاد بقایی

نقدی مختصر بر سخنرانی روز 16ماه جاری رئیس محترم کانون وکلای مرکز در مراسم تحلیف .

سخنران اصلا هیچ نوشته از پیش تهیه ندیده بود و هر انچه به ذهنش میرسید را بیان مینمود. این نحوه سخنرانی خطر بزرگی است هر عبارت و واژه ای ممکن است صنف را در برابر چالش های نویی قرار دهد.
متنی که در کانال مربوط شفافیت قرار گرفت ، با انچه در سخنرانی امد ، تفاوت هایی دارد -هر چند انچه الان به ذهنم میرسد ان تفاوت ها خیلی موثر نیست- مثلا جناب دکتر امینی در ان مراسم تاکید مینمودند "ما تاریخ خوانده ایم ..."(عبارتی که در متن امده کانال حذف شده است) این را می فرمودند تا مقامات حکومتی بدانند که وکلا بیش از برخی مرتبطان حکومتی ، غمخوار خاک و میهن خویشند.
یا مثال دیگر خاطره ای بود که ایشان در خصوص وکیلی متخلف بیان کردند(این قسمت نیز در متن کانال موجود نیست) که نهایتا با وساطت جناب دکتر امینی ختم بخیر شده بود (من چون بیان این قسمت را مصرانه بصلاح نمیدیم از تکرار ان پرهیز میکنم )

بهر حال این تغییرها موید ان است که سخنرانی رئیس محترم کانون ؛ ویرایش شده است امری که پیش از سخنرانی باید انجام میگرفت.

یا برای نمونه ای دیگر ؛میتوان این نکته را افزود که مطابق متنی که در کانال شفافیت قرار گرفت ؛ سخنران در جایی میخواهد از محدودیت های وکالت سخن بگوید . ایشان بیان میدارند "این محدودیت ها عبارت اند از1- "ممنوعیت تجارت و یا تاجر نبودن وکلا"؛ 2-"التزامات اخلاقی وکلا"؛ 3-" احتراز از اعمال نظریات سیاسی " و4- " سخنی خصوص وکیل هوشمند" . سوال اساسی در اینجا این است گزینه چهارم این محدویت ها اساسا چه ارتباطی با سه گزینه پیشین دارد و ایا اصلا میتوان از ان بعنوان محدودیت نام برد؟ ارتباط انها چیست!؟


به نظرم میرسد رئیس محترم کانون وکلا (در حال شخص جناب دکتر امینی و اشخاص بعد از وی) این را بعنوان یک قاعده بپذیرند که قبل از سخنرانی متن خود را تنظیم نموده و در سخنرانی مطابق ان و در حدود ان سخنرانی نمایند این کار دو اثر محسوس دارد ؛ اول انکه مخاطب احساس میکند گوینده برای وی احترام قایل شده و از نشستن پای سخنان وی احساس کسالت و ناراحتی نمیکند ، دوم انکه سخنران با این کار از خطر سوء تفاهم ها و سخنان احساسی و خارج از چارچوب در امان میماند سخنانی که ممکن است هزینه های بسیاری بر صنف تحمیل کند.


بقایی
@withoutretouch
Forwarded from اتچ بات
در روزگاری که نهاد وکالت و وکیل آماج حمله و توهین قرار میگیرد،نکوداشت یکی از اساتید و نماد وکالت همراه با اطلاع رسانی گسترده به عقیده اینجانب واجب بوده و ایضا نشان دهنده اهمیت و ارج نهادن به بزرگان و پیشکسوتان جامعه وکالت است.

یکی از سخنرانان مراسم نائب رئیس محترم شورای شهر تهران با تجلیل از جناب استاد بهمن کشاورز و برشمردن ویژگیهای شخصیتی ایشان ،فی الواقع به جایگاه والای وکالت اشاره و تاکید می نماید.
انتشار خبر گرامیداشت استاد بهمن کشاورز در روزنامه کثیرالانتشار،همشهری
دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷
مریم رهنما
بدون روتوش
روز یک شنبه مورخ ۱۸ شهریور ماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۳۰ با مدخلیت کمیسیون فرهنگ و هنر
نمایش فیلم -پشت دیوار سکوت -نقد و بررسی
با اجرای استاد حسن شهرجردی
و نقد و بررسی از منظر جرم شناسی با حضور دکتر جعفر کوشا نایب رئیس محترم کانون وکلای مرکز
محل برگزاری : سالن جلالی نایینی -کانون وکلای مرکز
بدون روتوش
@withoutretouch
جناب استاد وکیل دکتر عیسی امینی
ریاست محترم کانون وکلای دادگستری مرکز
و جناب استاد وکیل دکتر مرتضی شهبازی نیا
ریاست محترم اتحادیه سراسری کانون های وکلای دادگستری ایران( اسکودا)
و
روسای محترم کانون های وکلای دادگستری سراسر کشور
معمرین و بزرگان و صاحبان نفوذ و اعتبار در میان ملت و حاکمیت...
با سلام و تحیات...
احتراماً طی مدت بیش از یک ماه است که دو همکار ما یعنی آقایان وکلا آرش کیخسروی و قاسم شعله سعدی در بازداشت موقت هستند ، علی رغم اینکه اتهام( تا آنجا که مطلع هستیم) وارده به ایشان ابداً ظرفیت صدور قرار تامینی بازداشت موقت را دارا نیست و همکار دیگر هم بانوی وکیل نسرین ستوده همچنان محبوس هستند علی رغم اینکه از منابع معتبری شنیده ام که ایشان علی الظاهر منعی برای آزادی شان نیست و لیکن به نظر لازم است تا زُعماء و مصادر جامعه وکالت با بانو گفتگو کنند و اصل مشکل و مانع مستدحدثه را دریابند و ببینند اگر مشکل عدم آزادی بانو مربوط به احتمالاً عدم قصد شخصی شان در تامین وثیقه صادره است ، بررسی ها لازم را معمول و مسئله را به کف با کفایت خود حل و فصل نمایید.
علی ای حال در مورد هر سه همکار مورد اشاره از شما بزرگواران استدعا دارم از تمام ظرفیت ها و توانمندی ها و امکانات در دسترس و موجود بهره ببرید و موجبات آزادی مشار الیهم را فراهم نمایید.
در مورد آقایان کیخسروی و شعله سعدی به نظر سوء تفاهماتی وجود دارد که اگر بزرگان جامعه وکالت میانداری داهیانه و به موقعی در پیش دارند ، طَبعاً و تَبَعاً این سوء تفاهمات مرتفع و آنگاه شاهد رهایی هر دو اِن شاء الله خواهیم بود و اما در مورد بانوی وکیل ستوده استدعا دارم تا امکان ملاقات فوری با بانو را از مقامات قضایی درخواست تا به موجب آن با بانو گفتگو تا راه حل منصفانه و عادلانه ای جهت پایان دادن به حبس فوری ایشان طراحی و معمول گردد.
بی تردید تصور می کنم گفتگوی برخی بزرگان و یا نمایندگان آنها با بانو ستوده می تواند بسیار راه گشا باشد.
ضمناً در مورد بانوی وکیل هدی عمید هم به غایت اطلاعات جامعه وکالت از علل بازداشت ایشان قلیل است و لذا در باره پیگیری و رایزنی پیرامون حل و فصل مسئله ایشان و عن قریب آزادی شان ، اقدامات مشفقانه شما بزرگواران مورد توقع جدی جامعه وکالت است.
النهایه ضمن سپاس بابت تلاش های تاکنون معموله شما سروران معزز ، رجاء واثق دارم تا با در انداختن طرحی نو بتوان آرامش و نشاط را به جامعه وکالت بیش از پیش بخشید و به امید خدا بتوانیم همکاران مان را آزاد و رها ببینیم.
با سپاس
امیرسالار داودی
۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۷
بدون روتوش
@withoutretouch
مجلس ختم مرحوم ابوالفضل اديبى برادر همكار محترممان آقاى ابراهيم اديبى در روز پنجشنبه ٩٧/٦/٢٢ ساعت١٤الى١٥/٣٠در مسجدحضرت امير واقع در خيابان كارگر شمالى برگزار مى گردد
لذا ضمن پوزش از همکاران گرامی ساعت مراسم اصلاح مى گردد.
بدون روتوش
همکاران محترم
صاحبان محترم قلم و مطالب ارسالی
لطفا برای درج مطالبتان ، مطالب را ترجیحا ابتدا برای بانوی وکیل مریم رهنما و در صورت عدم امکان برقراری تماس برای بانوی وکیل طناز کلاهچیان ارسال فرمایید.
مطالب ارسالی در شورای مدیران بررسی و متعاقبا در صورت احراز شرایط مطالب درج می گردد.
نمایه مدیران کانال
بانوان وکیل مریم رهنما و طناز کلاهچیان
@LawyerMahroo247
@Tsk2004
با سپاس
امیرسالار داودی
۲۰ سهریور ۱۳۹۷
بدون روتوش
@withoutretouch
Forwarded from اتچ بات
انتخاب جناب وکیل محسن بزرگی از سوی ریاست محترم کانون وکلای مرکز
بدون روتوش
@withoutretouch
اداره مالکیت معنوی ( ثبت علائم) بر خلاف قوانین جاری در مملکت ، هر روزه قوانین خاص و داخلی را وضع مینماید که نه تنها کار و فعالیت وکلا راخصوصا در این اوضاع سخت اقتصادی با موانع متعدد رو به رو مینماید بلکه ارج و مقام و منزلت وکیل دادگستری را به هیچ پنداشته و عملا مقام یک وکیل را به یک دلال و کارمند موسسه های ثبتی تنزل داده است . بدین صورت که جهت ثبت علامت و یا طرح صنعتی، گرفتن وکالت از موکل و تایید امضای آن توسط وکیل کافی نبوده و حتما شخص موکل در هر جای کشور که باشد برای گواهی امضا باید به اداره مراجعه و یا از دفاتر اسناد رسمی گواهی امضا اخذ نماید. عملا این سوال برای موکلین به وجود میآید که پس نقش وکیل در این بین چه میباشد؟؟؟؟اگر نیاز به مراجعه حضوری انها است.
و اما جواب اداره مقابله با وکلای متخلف میباشد!!!!!! آیا وظیفه اداره مالکیت صنعتی تنبیه به قول خودشان وکلای متخلف است؟؟؟
چیزی که بیشتر از همه به نظر میرسد توهین به شان وکالت و کم ارزش کردن وظیفه آنهاست.
توضیح:
نامه ارسالی از يك همكار محترمی كه در حوزه ثبت شركتها فعاليت ميكند و نخواست که نامش افشا گردد
بدون روتوش
@withoutretouch
ارسالی از جناب زرگریان کارآموز وکالت

@withoutretouch

استقلال کانون ؛ رویای ناتمام

از رای شماره ۲۸۳ الی ۳۰۵ مورخ ۹۶/۴/۱۶ دیوان عدالت اداری علیه کانون وکلای دادگستری چه می دانیم ؟

در سکوت فعالان صنفی و منتقدان مدیریت کانون و فعالان مجازی دادنامه ای از سوی دیوان عدالت اداری ابلاغ گردید که جز شماره دادنامه و تاریخ آن چیز دیگری در دسترس وکلا قرار نگرفت .
آنچه حیرت انگیز است سکوت مطلقی است که جامعه صنفی وکلای دادگستری را فرا گرفته است ! روزی روزگاری نچندان دور رنگ و مارک و گلگیر خودروی رییس کانون هم مایه نقد و طنز واقع میگردید اما این روزها باید در برابر مهمترین اتفاقات هم علم حمایت برافراشت و به سوالی هم از هیات مدیره دلخوش باشیم و دریغ از آن هم !

آنچه از آثار این رای مبنی بر اعلان نام ۹۹ نفر از پذیرفته شدگان سهمیه ایثارگران میتوان برداشت نمود این است که دیوان عدالت به عنوان مرجع عالی نظام قضایی اداری کانون وکلا را به عنوان یک نهاد عمومی غیر دولتی محسوب و او را ملزم به پذیرش ۹۹ کارآموز از سهمیه ایثارگر نموده است .
نقض و لغو تصمیمات مدیریت کانون و الزام کانون به انجام امری از سوی دیوان عدالت فتح بابی است بر استمرار این رویه در سایر موارد مبتلابه جامعه وکالت که نمیتوان به آسانی و تساهل و تسامح از آن گذشت .

ریاست محترم کانون
بازرسین محترم کانون
اعضای هیات مدیره کانون

آیا وکلای دادگستری به عنوان اراده اصلی این نهاد نامحرم هستند که رای صادره اجازه انتشار نمی یابد ؟

آیا دادنامه ای که آغازگر فصل نوینی در مواجهه کانون با سیستم قضایی خواهد بود باید از چشمان وکلای دادگستری پنهان بماند ؟
آیا این حق وکلای دادگستری نیست که از متن دادخواست علیه کانون، دفاعیات وکلای معرفی شده و استنادات طرفین اطلاع داشته باشند ؟

به نظر شما عزیزان آیا لازم نیست این دادنامه از سوی وکلای متخصص و دل نگران کانون به نحوی مورد نقد و تحلیل قرار بگیرد تا شاید نسبت به خسارات و تجاوزات بعدی راهکاری مستند و مستدل بیابند ؟

به نظر می رسد رویای استقلال هر روز دست نیافتنی تر می شود و مدیران ما ترک های ایجاد شده در این رویا را با سکوت و انفعال جامعه صنفی می پوشانند تا روزی که نمیدانم چه خواهیم دید .

زرگریان
بدون روتوش
ارسالی از جناب زرگریان کارآموز وکالت @withoutretouch استقلال کانون ؛ رویای ناتمام از رای شماره ۲۸۳ الی ۳۰۵ مورخ ۹۶/۴/۱۶ دیوان عدالت اداری علیه کانون وکلای دادگستری چه می دانیم ؟ در سکوت فعالان صنفی و منتقدان مدیریت کانون و فعالان مجازی دادنامه ای از…
پاسخی از جناب وکیل دکتر سید مهدی حجتی عضو اصلی هیات مدیره کانون وکلای مرکز و بازرس هیات مدیره ( دوره سی اُم)
در واکنش به مطلب پیوست به قلم جناب زرگریان کارآموز محترم وکالت
@withoutretouch

سلام بر دوستان و همكاران ارجمند
ضمن تشكر از دغدغه همكار خوبمان جناب زرگريان عزيز در خصوص موضوع مطروحه لازم است نكاتي در خصوص اين يادداشت به عرض همكاران محترم و معزز برسانم:
١- رأي صادره داير بر الزام كانون وكلاي مركز به صدور پروانه كارآموزي براي تعداد ٩٩ نفر از افراد واجد سهميه خانواده ايثارگران، توسط دادگاه عالي انتظامي قضات صادر شده نه ديوان عدالت اداري.
همكاران ارجمندم قطعاً اشراف دارند كه ديوان عدالت اداري، صلاحيتي براي رسيدگي به شكايات و دعاوي مطروحه عليه كانون وكلا به لحاظ غير دولتي بودن آن ندارد.
٢- بعد از اجرايي شدن قانون برنامه ششم توسعه و بالاخص بند "چ" ماده ٨٨ آن قانون كه مقرر داشته بود ٣٠ درصد از ظرفيت پذيرش در كانون هاي وكلا، كانون كارشناسان و ...به فرزندان و همسران شهدا، جانبازان و ايثارگران اختصاص دارد؛ هيأت مديره دوره بيست و نهم تصميم گرفت به منظور حفظ حقوق افرادي كه با سهميه آزاد در آزمون قبول مي شوند؛ ٣٠ درصد موضوع بند "چ"قانون فوق را كه به عنوان ماده ٥٩ مكرر به قانون جامع خدمات رساني به ايثارگران الحاق شده است را به جاي محاسبه از ظرفيت اعلامي به تعداد افراد قبول شده در آزمون بيفزايد و بدين ترتيب سهميه پذيرش كانون مركز در آزمون سال ١٣٩٦ از ١١٠٠ نفر به ١٤٣٠ نفر افزايش يافت.
٣- پس از اعلام نتايج آزمون، عده اي از مردوين با اين استدلال كه چون كانون مركز مبادرت به افزايش ظرفيت پذيرش آزمون كرده است لذا٣٠ درصد موضوع بند "چ" ماده ٨٨ بايد از تعداد١٤٣٠ نفر محاسبه شود نه از تعداد ١١٠٠ نفر اعلامي اوليه؛ مبادرت به طرح شكايت از كانون وكلاي مركز در دادگاه انتظامي قضات در دوره پيشين هيأت مديره كرده و الزام كانون را به صدور پروانه براي تعداد ٩٩ نفر ديگر را كردند.
توضيح آنكه محاسبه سهميه ٣٠ درصدي از ظرفيت ١١٠٠ نفر اعلامي اوليه ، ٣٣٠ نفر بود در حاليكه محاسبه سهميه ٣٠ درصدي بر مبناي تعداد ١٤٣٠ نفري كه با افزايش سهميه بر ظرفيت اعلامي به اين تعداد بالغ شده بود، ٤٢٩ نفر مي شد كه چون ٣٣٠ نفر از ايشان در اعلام نتيجه آزمون به عنوان افراد قبول اعلام شده بودند، باقيمانده ايشان كه به زعم خويش با محاسبه سهميه، قبول در آزمون محسوب مي شدند به دادگاه انتظامي قضات شكايت كردند كه مآلاً شكايت ايشان وارد دانسته شد و رأي مبحوث عنه صادر گرديد.
بدين ترتيب مواجهه اي از ناحيه ديوان عدالت اداري با كانون صورت نگرفته و مسأله، موضوع ديگري بوده كه به عقيده بنده ناشي از تصميم نادرست هيأت مديره دوره ٢٩ بوده كه به جاي اعمال سهميه در ظرفيت؛ مبادرت به افزودن افراد داراي سهميه به ظرفيت اعلامي كرده بوده است.
سید مهدی حجتی
بدون روتوش
بدون روتوش
ارسالی از جناب زرگریان کارآموز وکالت @withoutretouch استقلال کانون ؛ رویای ناتمام از رای شماره ۲۸۳ الی ۳۰۵ مورخ ۹۶/۴/۱۶ دیوان عدالت اداری علیه کانون وکلای دادگستری چه می دانیم ؟ در سکوت فعالان صنفی و منتقدان مدیریت کانون و فعالان مجازی دادنامه ای از…
جناب زرگریان کارآموز وکالت...
با سلام و تحیات...
احتراماً به عنوان مدیر کانال بدون روتوش از محضر حضرت اَجلّ اعتذار می طلبم که من و مانند من کم کاری می کنیم و به مسائل مبتلا به جامعه وکلای دادگستری نمی پردازیم تا جایی که جناب تان لاجرم از تقبل زحمت شده اید و گلایه نامه ای را قلمی فرموده اید که چرا سکوت کرده اید و چرا نمی پردازید و چرا های دیگر ....
عالی جناب زرگریان....
اجازه بفرمایید از گرد راه برسید و آنگاه وا اَسفا و وا مصیبتا سر بدهید و از طرفی مگر برادر عزیز شما عضو این جامعه وکالت نیستید که اینچنین طلبکارانه از همکاران تان با گوشه و کنایه ای که موضوعاً به سابقه حضور شما در جامعه وکالت بعید است که قد بدهد ، توقع دارید؟! ( ان شا الله به زودی به مرتبه وکالت پایه یک نائل خواهید شد)
مگر کسی دست و بال جناب عالی را بسته بوده است که تاکنون به موضوع مورد اشاره تان نپرداخته اید؟!
اگر غرض شما از چنین مرقومه سراسر متوقعانه و طلبکارانه ، نقد بی اطلاعی و انفعال منتقدین است ، برادر خوبم شما خودت هم که به نظر همین یکی دو روزه ملتفت ماجرا شده ای و اگر هم مدتی است ماوقع را می دانی ، آنگاه این سوال جدی مطرح می گردد که شما خود چرا تاکنون سکوت کرده بودی؟!
حضرت جناب زرگریان...
جهت اطلاع شما و مانند شما آن زمان که ما هم سن و سال شما بودیم ، زمین و زمان را به هم می دوختیم و از این جهت شما به نسبت آن زمان ما ، حالا حالا ها کار داری و چنانچه قرار بر ایراد و خرده گیری باشد ، باید پرسید چه بر سر ملحقین نسل جناب عالی آمده است که ماه به ماه و سال به سال روند و آیند و کلامی از شما نه می خوانیم و نه می شنویم و لیکن به ناگاه به خود آمده و نیامده در می یابیم که علی الظاهر به حضرت عالی بدهکار هستیم.
جناب زرگریان عزیز...
برادر خوبم ! نقادی صنفی و فعالیت صنفی یک حرفه و یا تکلیف محوله از سوی کسی یا نهادی نیست و از این رو شما به جای خطاب قرار دادن اغیار ، خودت به وظایف ذاتی صنفی تان عمل بفرمایید و با گفتن و نوشتن و نقد و فریاد اجازه ندهید تا سکوت مطلق حاکم گردد.
و اما در مورد اتهام سکوت و انفعال منتقدین و فعالان صنفی ، باید عرض کنم که بسیاری از مسائل و ابتلائات صنفی مستلزم این مهم است که صبر پیشه کنیم تا ابعاد یک مسئله و یا ابتلائی روشن و یا روشن تر گردد تا بتوان اظهار نظرهای پخته تری را ارائه نمود.
چه اینکه با پاسخ جناب حجتی به جناب عالی معلوم می گردد که تا چه حد تعجیل بلاوجهی را مرتکب شده اید...
بی تردید نه فهم شما و نه فهم هیچ همکار محترم دیگری ، ملاک و معیار از برای تشخیص تفویت زمان اظهار نظر و نقد و بررسی در مورد موضوعات مستحدثه صنفی نخواهد بود.
پیروز باشید
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch
توضیح ...
برخی دوستان و مخاطبین محترم تذکر دادند که جناب حسن زرگریان وکیل هستند و نه کارآموز...
دوستان صاحب تذکر تاکید کردند که ایشان هفته قبل مراسم تحلیف را به جا آورده اند.
ما ضمن احترام به تذکرات وارده ، عرض می کنیم که منبع رسمی اطلاعات بدون روتوش در ارتباط با وضعیت اشتغال همکاران ، اطلاعات مندرج در سایت صندوق حمایت وکلای دادگستری است و در جستجوی نام همکار محترم مورد اشاره داخل سایت صندوق ، وضعیت اشتغال ایشان " کاراموز " قید گردیده است.
http://search-hamivakil.ir/Lawyer/43274/حسن_زرگریان_مقدم

علی ای حال به محض اصلاح اطلاعات در خصوص همکار محترم ، بدون روتوش اصلاحیه مقتضی را منتشر خواهد کرد.
با سپاس از دقت نظر مخاطبان محترم بدون روتوش
@withoutretouch
یک مطلب دو واکنش
جناب زرگریان مطلبی را منتشر نموده‌اند که با واکنش جناب حجتی و جناب امیرسالار داودی مواجه شد که البته تفاوت بین این دو واکنش قابل تامل است.

جناب حجتی در واکنش به مطلب همکارمان جناب زرگریان، محترمانه و بدون تلاشی در جهت استخفاف همکارشان به پاسخگویی پرداختند؛ که البته پاسخگو بودن ایشان به عنوان عضوی از هیات مدیره شایسته تقدیر است.

لیکن جناب داودی به جای پاسخگویی به امری که به زعم خود برای ایشان بدیهی بود، به بررسی سوابق وکالتی و گرد راه جناب زرگریان پرداختند که جای تامل و تاسف دارد.

سخنی با از گرد راه رسیدگان:

۱. هیچ همکاری از سایرین برتر نیست و سوابق وکالتی همکاران سبب تفوق ایشان نسبت به همکاران کم سابقه تر نیست. جامعه وکالت صف نانوایی نیست تا آنان که زودتر از راه رسیدند نسبت به موخرین حق تقدم داشته باشند.
۲. مطالبه گری و کنکاش در امور صنفی نیاز به هیچ سابقه یا اجازه ای نداشته و همگان می‌توانند در خصوص هر موضوعی تقاضای شفافیت و پاسخگویی داشته باشند.

۳. گویا متاسفانه آنچه در دوره کاراموزی، کانون وکلا جهت تخریب و تخفیف کاراموزان انجام میدهد کافی نبوده و برخی همکاران در ادامه راه و پس از تحلیف پیگیر آن هستند. قطعا هشدار حتی اگر اشتباه باشد بهتر از گزش مستقیم است.

۴. شخصا امید و اعتماد بیشتری به این تازه از گرد راه رسیدگان دارم تا آن دسته از همکاران که هر روز به سویی میچرخند و حتی گاهی جهت این چرخش نیز از قبل مشخص نیست؛ چرا که راهنما به راست میزنند و به چپ می‌پیچند.
وکیل علی میررجبی
انجمن وکلای مستقل
بدون روتوش
یک مطلب دو واکنش جناب زرگریان مطلبی را منتشر نموده‌اند که با واکنش جناب حجتی و جناب امیرسالار داودی مواجه شد که البته تفاوت بین این دو واکنش قابل تامل است. جناب حجتی در واکنش به مطلب همکارمان جناب زرگریان، محترمانه و بدون تلاشی در جهت استخفاف همکارشان به…
جناب وکیل علی میر رجبی عزیز
با سلام...
در ارتباط با پاسخ معموله تان در ارتباط با واکنش اینجانب ملاحظه ای قابل طرح و عرضه است.
برادر محترم ، خطاب مطلب جناب زرگریان بنده نبودم که جناب تان می فرمایید " لیکن جناب داودی به جای پاسخگویی ......"
بنابراین تکلیف به پاسخ گویی از جانب چون منی فی نفسه تکلیف عبثی است.
مع هذا ، پرداختن من به مطلب جناب زرگریان بر خلاف پاسخ جناب دکتر حجتی نه ماهیتی و ناظر به محتوا که در واقع پرداختن به امر به زعم خود مهمی است که حین نگاشتن پاسخم به مطلب جناب زرگریان و حتی هم اکنون در تقریر پاسخ به جناب عالی معتقدم که نادیده انگاشتنش می تواند بسیار نا امید کننده در ارتباط با همان تازه از راه رسیدگان باشد.
و اما آن امر مهم بل اهم نیست جز بیرون گود نشستن و از اغیار توقع کردن.
برادر عزیز اگر اشاره من را به سالها پیشتر ( شش هفت سال قبل و ما اقبل ) حمل بر فخاری به سابقه و مصداقی از تشبث به وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِي جَنَّات النَّعِيم نمی فرمایید ، معروض می دارم که عزیز برادر آن زمان که ما سابقاً تازه واردها می نگاشتیم ، علی الدوام یک پایمان در دادسرای انتظامی بابت تقریرات مان بود و یک پای مان در طبقه چهارم هیات مدیره به جهت پاسخ گویی پیرامون نیت و هدف و انگیزه مان....
آری برادر عزیز نمی دانم شما آن زمان کجا تشریف داشتید. نه اینکه بودن ما و نبودن شما کمترین اهمیتی داشته باشد که در واقع صرفا از باب سوال است که شما وکیل با سابقه ای هستید و قطعا آن زمان هم نهاد وکالت کم با مسائل و معضلات رو به رو و دست به گریبان نبود و مع الوصف یا شما احتمالاً چنین مسائل و معضلاتی برای تان مهم نبود و یا اگر بود یحتمل از باب قاعده واجب کفایی با مشاهده و تحصیل اطمینان از بود دیگران،اشتغالات مهمتری را پی می فرمودید
علی ای حال غرض اینکه برای اینکه امروز حتی کارآموزان وکالت بتوانند هر آنچه دل تنگشان می خواهد،بی ترتیب و آداب خاص و عامی بر زبان بیاورند (۱) ، بی آنکه نگران برخوردهای توام با شداد و غلاظ مصادر منتخب جامعه وکالت باشند ، فکر می کنم کسانی پیش قراولی کردند و آزارها دیدند و علاوه بر آنچه پیرامون تردد علی الدوام فی مابین طبقه چهارم( هیات مدیره) و طبقه دوم ( دادسرای انتظامی) مذکور افتاد ، انواع و اقسام توهین ها و افتراها از قبیل اعتیاد به انواع مواد مخدر و غیره را نصیب بردند و تازه این نسبت ها پایان ماجرا نبود و احضارهای امنیتی حسب گزارشات ارسالی از برخی کسانی که به واسطه انتقادات معموله همان زمان توسط منتقدین صدر موسم و دوره انتقاد (۲) ، احساس خطر کرده بودند ، آن پیشقراولان و خانواده هایشان را سخت می آزرد.
آری برادر ، پیش قراولان آن زمان دستاوردها و تحصلات شان دقیقا همین احصاء شده های مورد اشاره بود و بس و از این رو امروز هیچ ندارند و بعضاً با خود فکر می کنند که چرا چون بسیارانی در کار کسب و جارو کردن سیم و زر نیوفتادند تا پس از اینکه خوب و پر و پیمان دَش کردند ، آنگاه امروز با طیب خاطر و جیب مملو و از سر سیری مفرط به فریاد کردن و اصلاح کژی ها مبادرت ورزند.
هرچند که ابداً گلایه ای نیست و بی تردید بی عرضگی پیش قراولان آن زمان بوده است و ابن الوقت نبودن شان.....
علی ای حال امروز بعید می دانم توقع السابقون دیروز توقعی گزافی باشد که از تازه واردان یعنی همان هایی که شما امیدشان دارید ، بخواهند تا به جای پرداختن و توقع کردن طلبکارانه از فعالان و منتقدین صنفی ، تاسی به اسلاف شان کنند و با بهره از راهی که سالها پیشتر به قیمت آزارهایی که شرحشان رفت به کف آمده است و دیگر رییس کانون وکلا جرات نمی کند کارآموزی را به واسطه گفتن حرفی مبتنی بر اینکه " معلوم نیست با پولهای ما چه می کنند " مستقیم به محکمه انتظامی تعرفه و در نهایت کاراموز بخت برگشته را که سخنی در محفلی خصوصی بر زبان آورده و از بخت بدش رییس وقت کانون آن سخن معترضه را استماع کرده و سپس به اشارتی ، قاضی و مستشاران انتظامی تنها بر پایه صدق گزارش و راپورت رییس وقت کانون ، شش ماه تعلیق پروانه نصیب کارآموز بی پناه و بی دفاع گردانند ، فریادهای شان را هر آنچه که هست بر سر هیات مدیره نهاد وکالت آوار کنند و نه اینکه به گونه ای سخن بگویند که تو گویی بر سریر دلالت گری جلوس کرده و فعالان و منتقدین موظف و حقوق بگیر صنفی را امر و نهی نمایند.
آری برادر عزیز....
جامعه وکالت نه ملک طلق کسی است و نه صف نانوایی و گمان هم نمی کنم کسی چنین باوری داشته باشد جز کسانی که به خود شک دارند و جوابی برای سالها غیبت بی توجیه شان و اما به یک باره ظاهر شدن شان در چنته ندارند.
مع الوصف اصل سخن تفاخر به سابقه و قدمت فعالیت و این قبیل توهمات نیست که اگر بود ، برای تفاخر فرصت های عدیده ای فراهم بود و منعی هم برای تحصیل غنائم وجود نداشت. منتها آن السابقونی که سالها فحش خورد
بدون روتوش
یک مطلب دو واکنش جناب زرگریان مطلبی را منتشر نموده‌اند که با واکنش جناب حجتی و جناب امیرسالار داودی مواجه شد که البته تفاوت بین این دو واکنش قابل تامل است. جناب حجتی در واکنش به مطلب همکارمان جناب زرگریان، محترمانه و بدون تلاشی در جهت استخفاف همکارشان به…
ند و به ای نحو کان آزار دیدند و همین کسانی که عرض کردم سالها غیبت شان و از طرفی به یک باره پدیدار شدن شان در هاله ای از ابهام است به راحتی به آنها انگ چرخش و زیر آبی می زنند ، حرفشان جز این نیست که از راه رسیدگان عزیز که البته سخت مبارک باشد قدم نو رسیده تان ، لطفا حال که مانند برخی از ابتدای اخذ پروانه کارآموزی غیبت صغری و از ابتدای به جا آوردن تحلیف غیبت کبری نکرده اید و از همان بادی ورودتان به خانه صنفی تان خود را مکلف و موظف و واجد دین می دانید ، اولا منتظر نمانید که کسی کاری کند تا کارها بشود که شما خود هر کدام لشگری با عِدّه و عُدّه چشم گیر هستید و از این رو اگر آنطور که می گویید شاهد سکوت مطلق هستید ، انکسار دیوار صوتی را علی الراس در دستور کار قرار دهید تا اطلاق سکوت ، مبدل گردد.
ثانیاً ، لطفا به عوض پرداختن به فعالان و منتقدین صنفی ، یقه منتخبین تان را بگیرید و از آنها بخواهید و یادتان باشد که همان سالها پیشتر اسلاف شما یقه اعضای هیات مدیره وقت را گرفتند و اما امروز توسط برخی به فرفره تشبیه می گردند و حال شما که از هم اکنون یقه آن بالایی ها را رها کرده و تحفظ حداکثری را در گیر دادن به همتایان و همکاران تان می بینید ، بی تردید چند صباح دیگر از سوی سابقاً غایبان بی توضیح و لاحقاً ظاهر شدگان ناگهانی به چرخ فلک یا سانتریفیوژ ( خیلی نسلش فرق نمی کند ) متصف می گردید...
پیروز باشید..
امیرسالار داودی
بدون روتوش
@withoutretouch

۱. نمونه بارز اخیر مواجهه احدی از کارآموزان محترم مقابل رییس کمیسیون کارآموزی و درشت گویی و تمام قد از مواضع خود و همتایانش دفاع کردن و یا آرشیو بدون روتوش که مملو از نگاشته های تند و تیز و بعضاً موهن و هتاکانه و درشت گویی ها علیه صدر تا ذیل مصادر جامعه وکالت
و یا نادان و ابله و نکبت خطاب کردن مصادر امور جامعه وکالت....
۲. پیش از شروع انتقادها به مدد البته ابزارهای مدرن ارتباطی مانند فیس بوک و بعدا وایبر و در ادامه تلگرام و ایمو و واتس آپ و حالا توئیتر و اینستاگرام ، توسط پیش قراولان نقد نوین صنفی ، جامعه وکالت از هر گونه نقد و ایراد و خرده گیری بی بهره بود درست به این دلایل که اولا ابزار های مدرن ارتباطی و پیام رسان متولد نشده بودند و حداکثر امکان پیام رسانی وکلا نشریات بود که طبعا عمومیت و فراگیری اپلیکیشن های پیام رسان امروزی را نداشتند و ثانیا جامعه وکالت بیشتر ماهیت خانوادگی داشت و به دلیل قلت وکلای دادگستری ، تعداد دفعات رویارویی وکلا در محاکم بسیار بیشتر بود و همین رویارویی ها داخل محاکم باعث بیشتر نزدیک شدن وکلا می گردید و ابتلائات جامعه وکالت هم به اندازه امروز نبود. چه اینکه فقط چهارده سال کانون وکلا انتصابی اداره می گردید و به واسطه منتفی بودن مدیریت انتخابی ، نقد عملکرد هم بی معنی بود. مع الوصف بی آنکه نگارنده واجد ادعایی باشد ، لیکن به شهادت بسیارانی که برخی از مهمترین شان در رقابت های صنفی علی الدوام مقابله می کردند و بعضاً همچنان در بر همان پاشنه می چرخد ، آغاز گری نقد نوین صنفی را با امیرسالار داودی می دانند.
بدون تردید کسانی که با روحیات من آشنایی دارند ، شهادت خواهند داد که هیچگاه واجد روحیه لاف زدن و یا مدعی بودن نبوده و نیستم و لیکن در مورد آغاز گری نقد نوین صنفی و اینکه نخستین تجربه های مربوط به نگاشته های صنفی انتقادی مربوط و متعلق به من است ، شهادت افراد معتبر درون صنف چنین ادعایی را موید می باشند.
Behnam nezadi:
سلام و درود فراوان خدمت جناب امیرسالار داودی وکیل پایه یک دادگستری
مرقومه حضرتعالی را خواندم و در صورت صلاحدید شما خوشحال می شوم محبت نمایید و در کانال وزین بدون رتوش قرار دهید.
1- ایراد سخن به همراه نوشتن و انتشار، می تواند نوعی «فراخوان» باشد. فراخواني عمومي، سرگشاده و دوجانبه. هم براي شناساندن افکار خود به همکاران و هم براي شناختن آراء و افكار ديگران و مسلماً قضاوت با خواننده خواهد بود.
2- به نمایش درآوردن آثار حاصل از قلم و بیان، نوعی «تَحَدّی» یعنی هماورد خواهی و هَل مِن مبارز طلبی است که: « هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ» {حاقّه: 19} یعنی: «ایّها النّاس! بیایید نامه و نوشته ام را بخوانید» و به سخنانم گوش فرا دهید. خوب است تلاش كنيم بد نگوئيم و بد ننويسيم تا بد نشنويم و بد ندرويم. صاحب مثنوي معنوي چه زيبا مي‌سرايد:
«اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوي ما آيد نداها را صدا»
در مقام نصيحت مي‌گويد:
«مگو ناخوش كه پاسخ ناخوش آيد به كوه آواز خوش ده تا خوش آيد»
3- با قطع نظر از تحليل و توصيفي كه شما بزرگوار داشتید نسبت به کارآموز زرگریان که البته ایشان وکیل پایه یک می باشند و مسلماً در ماهیت هیچ تفاوتی نداشته، ندارد و نخواهد داشت مگر آنکه در راستای تحقیر و سخیف بودن آنچه به رشته تحریر درآمده است مرتبط باشد.
4- راجع به ديگر گراميان که مدعی فعالین صنفی می باشند و حتماً از باب تنوير افكار عمومي موضوع را مورد بازخوانی و پاسخگويی قرار خواهند داد.
5- آنچه را نمیدانم و نمی توانم درک کنم از گرد راه رسیدن است، گویی باید در صف انتظار قرار داشته باشیم و به قول بزرگی شما و امثال شما (خطاب تازه از راه رسیده ها) باید از پیشکسوتان اجازه بگیرید و در صورت تایید و صلاح دید چنانچه در مسیر افکارآنان گام برداشته شود ایرادی ندارد، دستی بر قلم ببریم.
6- بيائيم در تعامل با يكديگر، نقد و نظر ديگران را چون هديه‌اي گرانبها پذيرا شويم و در ويرايش خود و پیرایش افکار و اندیشه ها و اصلاح كژي‌ها بكارشان بنديم. باور كنيم زندگي در جامعه جهاني كه در سايه دنياي جدید ارتباطات، «دهكده‌اش» نامند، مستلزم آن است تا با هم همدل و همزبان و همراه باشيم.
ارادتمند شما بوده و هستم بزرگوار
وکیل بهنام نزادی

پاسخ امیرسالار داودی به مرقومه جناب وکیل بهنام نزادی
جناب وکیل بهنام نزادی عزیز
با سلام...
مطلب شما را خواندم
اول اینکه هر نگاشته ای متضمن فکر و اندیشه و باور و ایده ای نیست. برخی نگاشته ها بیشتر کارکرد اعلانی و اعلامی دارند.
دوم ، فکر می کنم در مورد بنده مبتلا شدهء قیاس به نفس هستید. اینجانب هم اکنون بالغ بر یک دهه است که می نگارم و نگاشته هایم را منتشر می کنم و دست کم سه سال است کانال بدون روتوش به عنوان رسانه صنفی فعالیت مداوم دارد و طبعاً سالهای ابتدایی چه بسا برای جلب توجه دیگران به آنچه قلمی کرده ام ، تقلاهایی معمول داشته ام و از این رو گمان نمی کنم دیگر هل من مبارز طلبیدن و فراخوان کردن دیگران برای خوانش نگاشته هایم ضرورتی داشته باشد. بی تردید جناب عالی بسیار آتیه درخشانی دارید و قطعا زمانی مانند من به قلمتان شناخته خواهید شد و من تردید ندارم که برای شما زمان مدیدی سپری نخواهد شد.
سوم، بند سوم مطلبتان را به لحاظ غرض متوجه نشدم. نمی دانم اِخبار کردید یا انشاء و یا تعریض نموده اید و یا سوال پرسیده اید؟! در هر حال جزء اخیر بند سوم از مطلبتان گمانه ای را مطرح کرده اید که به نظر به من منتسب ننموده اید و از این رو دلیلی برای پاسخ نمی بینم. قط از باب تاکید و تشحیذ ذهن شما و مخاطبین ، کسانی که من را می شناسند که فبها و کسانی هم که نمی شناسند ، عجله ای برای شناسانده شدنم هرگز نداشته و ندارم و معتقدم احمقانه ترین دغدغه ممکن ، دغدغه اثبات خویشتن خویش به همگان است. تا آنجا که از خود سراغ دارم ، ممکن است در نگاشته ای در پی چزاندن کسی باشم و اما تحقیر و تخفیف در قاموس و مرامم نیست و حال اگر در مواجهه با کلامی کسی قاصد به افتادن در ورطه نیت خوانی باشد ، قادر به نجات چنین غریقی نیستم.
چهار مگر تاکنون برای نگاشتن و اظهار نظر در فضای فعالیت صنفی از من یا کس دیگری اجازه گرفته اید که حال گمان می کنید مفهوم آنچه خطاب به همکارمان جناب زرگریان نگاشته ام ، تجویز ضرورت رخصت از برای اظهار نظر و بیان دیدگاه است؟ و اما در مورد واژه از راه رسیده ، کاربستش عین و منطبق بر حقیقت است. چرا باید بار معنایی منفی بر این واژه ترکیبی سوار کنید؟! در این ارتباط هم مانند آنچه در بند سه معروض افتاد ، حتماً در افتادن یا احتذار از افتادن داخل راه بی کران و بی پایان نیت خوانی ،مختار هستید و بدون تردید به واسطه اینکه نافی را نفی کافی است ،کمک ویژه ای به رفع ابهام شما در بر ندارم.
پنج.توصیه تان به هدیه تلقی کردن نقد دیگران ، ناشی از سقیم بودن مبانی
نظری است که مورد بهره برداری قرار داده اید.
چون منی توان و یارای محدود کردن و ستاندن امکان نقد و اظهار نظر منتقدین را ندارم. توصیه معموله شما به موجب بند شش قاعدتاً موجبی برای خطاب کردن به من ندارد. چنین توصیه ای اصولا به صاحبان قدرت و مکنت و مصادری که امکان تحدید و تهدید منتقدین را دارا هستند ، عرضه می گردد.
چون منی تا آنجا که آرشیو بدون روتوش حکایت دارد در مقام یک فعال رسانه ای صنفی و یا فعال صنفی و یا نویسنده صنفی و یا هر عنوان دیگری که احتمالا قابلیت انتساب را به من دارد ، اگر نگویم در پاسداری از آزادی نقد و بیان و تضمین جریان آزاد اطلاعات و حفاظت از حداکثر امکان دسترسی به اطلاعات و نفی هر گونه سانسور ، نمونه بی بدیلی بوده ام ، بی تردید نمونه نادر و کمتر دیده شده ای محسوب هستم.
کانال بدون روتوش و مدیریت آن حتما واجد کاستی ها و ایراداتی بوده و هست و لیکن در اشل رسانه ای بدون روتوش همانطور که بارها به صراحت ادعا کرده ام ، هیچ یا کمتر رسانه صنفی و غیر آن چه در سطح صنفی و چه در سطح ملی و حتی چه در عرصه منطقه ای ، قابل قیاس و همانند سازی با بدون روتوش است.
بدون روتوش حتی آن وقتی که من به عنوان مدیر مسئول آن به صراحت تغییر رویه انتقادی ام را اعلام نمودم ، هیچگاه در انتشار تند و تیز ترین مطالب علیه هر شخص صنفی با هر مقام و منصب در اختیارش ، درنگ نکرده و حتی در انتشار مطالب هر آینه بی تعارف و بدون ملاحظه و چه بسا سخیف و حقیقتا هتاکانه و توهین آمیز علیه مدیریت بدون روتوش یعنی شخص اینجانب ، تردیدی به خود راه نداده است.
سال قبل مدیریت بدون روتوش به مدد ربات طراحی شده ای که امکان نمایش نام و نشان نگارندگان را برای مدیریت بدون روتوش فراهم نمی ساخت ، از سیصد و بیست پیام دریافتی پیرامون عملکرد بدون روتوش و امیرسالار داودی ، سیصد پیام ایصالی را بدون نقطه ای جا به جایی در کانال باز نشر نمود و تنها بیست پیام باقی مانده که دیگر حاوی الفاظ رکیک علیه خودم و خانواده ام بود را صرفا جهت رعایت حال خانواده ام بازنشر نکردم.
این در حالی بود که احدی از اعضای هیات مدیره کانون وکلا اقدام مشابه را البته بدون انتشار نظرات معمول داشت که بیش از یک ساعت مدیر محترم دوام نیاوردند و اما بدون روتوش بیست و چهار ساعت تمام ربات را فعال و در دسترس قرار داد تا جایی که متعاقب اعلام تمدید شش ساعته ارسال پیام ما بعد انقضاء مهلت بیست و چهار ساعته نخست ، چندین نفر از بزرگان و افراد محوری صنفی با تماس و اصرار از اینجانب ، خواستند تا شور دموکراسی را در نیاورم.
فقط کافیست سیصد پیام منتشره در کانال را به راحتی سرچ کنید و سوابق مدعای مطروحه را ملاحظه کنید.
از این رو به نظرم هر وقت توانستید در چنین حدود و ثغور طراحی شده طی بالغ بر مدت سه سال ، کارنامه ای پنجاه درصدی آنچه امروز بدون روتوش دارد ، تحصیل فرمایید ، آنگاه رواست تا برادرتان را توصیه به رواداری و همدلی و همزبانی و همراهی بنمایید.
و اما سخن آخر اینکه جناب نزادی عزیز...
دوستانه و دلسوزانه توصیه می کنم به جای پرداختن به فعالان صنفی و منتقدین و به طور کلی بدنه جامعه وکالت آنگونه که چندی پیش در مرقومه محصول مشترک کلیه تابعین تشکیلات انجمن وکلای مستقل بند به بند همتایان خود را در جامعه وکالت مورد نواختن قرار دادید ، بیشتر وقت و انرژی تان را در نقد حاکمیت صنفی و مصادر نشسته بر سریر تصمیم گیری جامعه وکالت مصروف دارید.
آری ، همانطور که عرض شد بنا بر اعلام قبلی ( بی نیاز از کشف دیگران) مدتی را بر حمایت از هیات مدیره و خاصه رییس هیات مدیره، تصمیم گرفته ام و براین تصمیم سخت استوار و ثابت قدم هستم و آن اندازه پختگی نسبی صنفی یافته ام که تحت تاثیر سخنان ان شا الله بی غرض اغیار اراده ام را تغییر ندهم. در این ارتباط کوچکترین نگرانی بابت قضاوت های عجولانه و غیر منصفانه ندارم چرا که اساسا آن اندازه کف صنف پا خورده ام که طبعاً ما قبل اتخاذ چنین تصمیمی تبعات احتمالی اش را حدس بزنم و مع هذا مگر سالها نقد حاکمیت صنفی و جفت پا گرفتن برای تمام جناح ها و حتی آنها که دست در بیعت رفاقتم داشتند لاجرم در حکم سیر و سلوک فردوس برین بوده است که حال از خدنگ های آمده از هر سو متعجب و نالان گردم
مع الوصف،طی آن بازه مطول زمانی مورد اشاره و موصوف ، یاد ندارم و آرشیو بدون روتوش هم حکایتی ندارد که جز یک یا دو مورد پرداختن به تشکل و فردی ( این دو هم در راستای نقد هیات مدیره بود) ، مابقی نقدها و ایرادات و ان قلت ها و روا ناداری ها و بنا بر آنچه در افواه عموم همانا گیر دادن عنوان می گیرد ، تماماً راجع و مربوط به حاکمان صنفی و عملکرد آنها و متولیان نهاد های تصدی گر در نهاد وکالت و عملکرد آنها بوده است.