بیل گیتس چه کتابهایی میخواند.
در این صفحه یادداشتهای بیل گیتس درباره کتابهایی که میخواند را ببینید
https://www.gatesnotes.com/Books
در این صفحه یادداشتهای بیل گیتس درباره کتابهایی که میخواند را ببینید
https://www.gatesnotes.com/Books
gatesnotes.com
The books on my bookshelf | Bill Gates
Looking for your next read? Bill Gates is an avid reader who has written multiple books himself, and here he shares what's on his bookshelf.
Forwarded from مصطفی ملکیان
⭕️چرایی عدم برخورداری طلاب از زبان فارسی درست، رسا و شیوا
✍️مصطفی ملکیان
🔹عموم روحانیان و طلاب حوزه های علوم دینی، چه در گفتار و چه در نوشتار، از زبان فارسی درست، رسا و شیوا برخوردار نیستند. و این عیب و نقص به گمان من، معلول چند علت است:
1️⃣ نخست این که یگانه آموزش زبانی که اینان می بینند آموزش زبان عربی، آن هم زبان عربی قدیم( نه زبان عربی امروز ) و باز هم زبان عربی که بیشتر روحانیان و عالمان دین فارسی زبان( و نه عرب زبان ) به کار می برده اند و می برند. اینان مطلقاً آموزش زبان فارسی نمی بینند. حتی تدریس کتاب هایی مانند گلستان سعدی، کلیله و دمنه، و انوار سهیلی نیز که روزگاری معمول بود، اینک دیری ست که در حوزه های علوم دینی متروک و منسوخ شده است. به طریق اولی، هرگز سطری از متون نثر و نظم جدید فارسی نویسان و فارسی سرایان تعلیم داده نمی شود.
2️⃣ دوم این که خود نظام آموزشی این حوزه ها، به هیچ روی، مقتضی این نیست که روحانیان و طلاب به متونی که، مثلاً در حوزه های معرفتی منطق، فلسفه، روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست، مدیریت، تعلیم و تربیت، اخلاق، حقوق، تاریخ، دین و مذهب، عرفان، و ادبیات، به زبان فارسی نوشته یا ترجمه می شوند رجوع کنند و در نتیجه، روحانیان و طلاب ناچار از خواندن کتاب های فارسی نیز نیستند تا، به حکم اضطرار و ضرورت، زبان فارسی نیز بیاموزند.
3️⃣ سوم این که پرورش طلاب در این حوزه ها، چنان است که آنان را، درست چنان که نسبت به هنر های غیر مکتوب، مانند موسیقی، نقاشی، عکاسی، تئاتر و سینما، بدگمان و خیال اندیش می کند، نسبت به هنر مکتوب، یعنی ادبیات، نیز سست مهر و بی باور بار می آورد، به نحوی که طلاب نه فقط کتاب های شعر، رمان، داستان کوتاه، نمایش نامه و مانند این ها را نمی خوانند بل، اگر این گونه کتاب ها را در دست یا روی میز یا در کتابخانه شما ببینند در راست اندیشی و صحت عقائد شما شک می کنند.
4️⃣ چهارم این که دانش آموختگان این حوزه ها مخاطبان خود را بیشتر عامه مردم می دانند و می خواهند و شک نیست که طرف خطاب قرار دادن عامه مردم مقتضی برخورداری از زبانی رسا، شیوا، زنده و زیبا نیست.
5️⃣ پنجم این که خزانه لغات متون دینی و مذهبی عالمان این متون بسیار تنگ دامنه است و، چنان که همه می دانند، هر چه خزانه لغات گوینده گسترده تر باشد، زبانش رساتر و شیواتر است.
6️⃣ و ششم این که زبان روحانیان زبان قطع و یقین و همه چیز دانی و امر و نهی و حکم و فتوا است. در گفتار و نوشتار روحانیان «شاید»، «بسا بتوان گفت که ..»، «چه بسا که…»، «ظاهراً»، «شک دارم که …»، «چنین به نظر می رسد که..»، « سخن من مخالفان جدی دارد..»، «چندان یقین ندارم که… »، «حدس می زنم که…»، «نمی دانم» تقریباً هیچ گاه به کار نمی رود. چنین زبانی برای تردیدها، رفت و بازگشت ها، نوسانات و تزلزل های فکری، عقیدتی، و معرفتی جایی باز نمی گذارد، چه رسد به این که به افت و خیز ها، ظهور و افول ها، فراز و نشیب ها و پیچ و خم های احساسات و عواطف و خواسته ها و آرمان ها و آرزو ها مجال بیان دهد و پیداست که زبانی تا این حد خشک، بی روح، تصنّعی و غیر واقعی نمی تواند دل انگیز و تأثیرگذار باشد.
🔸فصلنامه مترجم،شمارهی ۶۶، زمستان ۱۳۹۷ ،مصاحبه کننده : دکتر خزاعی فر
@mostafamalekian
✍️مصطفی ملکیان
🔹عموم روحانیان و طلاب حوزه های علوم دینی، چه در گفتار و چه در نوشتار، از زبان فارسی درست، رسا و شیوا برخوردار نیستند. و این عیب و نقص به گمان من، معلول چند علت است:
1️⃣ نخست این که یگانه آموزش زبانی که اینان می بینند آموزش زبان عربی، آن هم زبان عربی قدیم( نه زبان عربی امروز ) و باز هم زبان عربی که بیشتر روحانیان و عالمان دین فارسی زبان( و نه عرب زبان ) به کار می برده اند و می برند. اینان مطلقاً آموزش زبان فارسی نمی بینند. حتی تدریس کتاب هایی مانند گلستان سعدی، کلیله و دمنه، و انوار سهیلی نیز که روزگاری معمول بود، اینک دیری ست که در حوزه های علوم دینی متروک و منسوخ شده است. به طریق اولی، هرگز سطری از متون نثر و نظم جدید فارسی نویسان و فارسی سرایان تعلیم داده نمی شود.
2️⃣ دوم این که خود نظام آموزشی این حوزه ها، به هیچ روی، مقتضی این نیست که روحانیان و طلاب به متونی که، مثلاً در حوزه های معرفتی منطق، فلسفه، روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست، مدیریت، تعلیم و تربیت، اخلاق، حقوق، تاریخ، دین و مذهب، عرفان، و ادبیات، به زبان فارسی نوشته یا ترجمه می شوند رجوع کنند و در نتیجه، روحانیان و طلاب ناچار از خواندن کتاب های فارسی نیز نیستند تا، به حکم اضطرار و ضرورت، زبان فارسی نیز بیاموزند.
3️⃣ سوم این که پرورش طلاب در این حوزه ها، چنان است که آنان را، درست چنان که نسبت به هنر های غیر مکتوب، مانند موسیقی، نقاشی، عکاسی، تئاتر و سینما، بدگمان و خیال اندیش می کند، نسبت به هنر مکتوب، یعنی ادبیات، نیز سست مهر و بی باور بار می آورد، به نحوی که طلاب نه فقط کتاب های شعر، رمان، داستان کوتاه، نمایش نامه و مانند این ها را نمی خوانند بل، اگر این گونه کتاب ها را در دست یا روی میز یا در کتابخانه شما ببینند در راست اندیشی و صحت عقائد شما شک می کنند.
4️⃣ چهارم این که دانش آموختگان این حوزه ها مخاطبان خود را بیشتر عامه مردم می دانند و می خواهند و شک نیست که طرف خطاب قرار دادن عامه مردم مقتضی برخورداری از زبانی رسا، شیوا، زنده و زیبا نیست.
5️⃣ پنجم این که خزانه لغات متون دینی و مذهبی عالمان این متون بسیار تنگ دامنه است و، چنان که همه می دانند، هر چه خزانه لغات گوینده گسترده تر باشد، زبانش رساتر و شیواتر است.
6️⃣ و ششم این که زبان روحانیان زبان قطع و یقین و همه چیز دانی و امر و نهی و حکم و فتوا است. در گفتار و نوشتار روحانیان «شاید»، «بسا بتوان گفت که ..»، «چه بسا که…»، «ظاهراً»، «شک دارم که …»، «چنین به نظر می رسد که..»، « سخن من مخالفان جدی دارد..»، «چندان یقین ندارم که… »، «حدس می زنم که…»، «نمی دانم» تقریباً هیچ گاه به کار نمی رود. چنین زبانی برای تردیدها، رفت و بازگشت ها، نوسانات و تزلزل های فکری، عقیدتی، و معرفتی جایی باز نمی گذارد، چه رسد به این که به افت و خیز ها، ظهور و افول ها، فراز و نشیب ها و پیچ و خم های احساسات و عواطف و خواسته ها و آرمان ها و آرزو ها مجال بیان دهد و پیداست که زبانی تا این حد خشک، بی روح، تصنّعی و غیر واقعی نمی تواند دل انگیز و تأثیرگذار باشد.
🔸فصلنامه مترجم،شمارهی ۶۶، زمستان ۱۳۹۷ ،مصاحبه کننده : دکتر خزاعی فر
@mostafamalekian
Forwarded from خواهر شکسپیر
چه خبر بدی! تونی موریسون، نویسندهی فمینیست و اولین برندهی زن سیاهپوست جایزه نوبل ادبیات درگذشت. او یکی از موثرترین نویسندههای تاریخ است که از نژاد و نژادپرستی مینوشت. برای من اما سویهی فمینیستی این زن هم بهغایت ستایشبرانگیز بود. کتاب «آبیترین چشم» را اصلا برای این نوشت که یک آرزوی «سادهی» دوست کودکیاش سالیان سال مثل خوره اعصاب و روان او را میجوید؛ دوستی که مثل خودش سیاهپوست بود و آرزو میکرد چشمهای آبی داشته باشد. موریسون بعدها گفت سالها به این فکر میکرد که چه میشود که دوست او و دیگران این چنین به خودزنی و تحقیر نژاد خود میافتند؟ چه کسی به او گفته بود «زیبا» یعنی زن بلوند و چشم آبی؟ از طریق چه ساز و کارها و با چه فرآیندی در مغز زن و مرد القاء میکنند که ظاهرشان «ناکافی» است؟ چطور میشود که فراموش میکنیم و اصلا حواسمان نیست که معیارهای «زیبایی» با نژادپرستی گره خورده و اصلا محصول نژادپرستی است؟
موریسون به «ادبیات متعهد» باور داشت و متنفر بود کسی آثار او را «شاعرانه» خطاب کند. بهنظرش ادبیات عاری از هدف و جهانبینی مشخص، به درد جرز دیوار هم نمیخورد. حدود چهار سال پیش داستان کوتاه و تلخی از او در مجلهی نیویورکر منتشر شد: داستان از زبان مادری است که سیاهی پوست خود و همسرش اندک و «کمرنگ» بود و بچهای به دنیا آورد که پوستاش به سیاهی طولانیترین شب بود. سیاهی غلیظی که همهچیز را تغییر داد، همهچیز را غمگین و سخت و همیشگی و تلخمزه تغییر داد… . یاد آن جملهی معروف جی.سی.واتس میافتم که کاش جامعه به اندازهای از بلوغ و شعور میرسید که «کوررنگی» میگرفت.
@FarnazSeifi
موریسون به «ادبیات متعهد» باور داشت و متنفر بود کسی آثار او را «شاعرانه» خطاب کند. بهنظرش ادبیات عاری از هدف و جهانبینی مشخص، به درد جرز دیوار هم نمیخورد. حدود چهار سال پیش داستان کوتاه و تلخی از او در مجلهی نیویورکر منتشر شد: داستان از زبان مادری است که سیاهی پوست خود و همسرش اندک و «کمرنگ» بود و بچهای به دنیا آورد که پوستاش به سیاهی طولانیترین شب بود. سیاهی غلیظی که همهچیز را تغییر داد، همهچیز را غمگین و سخت و همیشگی و تلخمزه تغییر داد… . یاد آن جملهی معروف جی.سی.واتس میافتم که کاش جامعه به اندازهای از بلوغ و شعور میرسید که «کوررنگی» میگرفت.
@FarnazSeifi
Forwarded from حداقلْ کلانشهر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰 روشهای دیدن با جان برجر: قسمت اول
🎯 مترجمان مهدیه عباسپور و علی صارمی
💭 جان برجر در این فیلم مستند چهار قسمتی به ما نشان میدهد تماشای آثار هنری چه تاثیراتی در زندگی روزمره دارد...
این ویدیو #زیرنویس_فارسی دارد...
تماشا در آپارت:
🎬 aparat.com/v/1XIun
📣 حداقلْ کلانشهر
🔗 @AtLeastLiterature
🎯 مترجمان مهدیه عباسپور و علی صارمی
💭 جان برجر در این فیلم مستند چهار قسمتی به ما نشان میدهد تماشای آثار هنری چه تاثیراتی در زندگی روزمره دارد...
این ویدیو #زیرنویس_فارسی دارد...
تماشا در آپارت:
🎬 aparat.com/v/1XIun
📣 حداقلْ کلانشهر
🔗 @AtLeastLiterature
Forwarded from ماهنامهی شبکه آفتاب
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 گرچه بورخس علاقهای به نوشتن کتابهای بلند نداشت، کتابخوانی حریص بود و در میانسالی که کور شد دوستانش را وامیداشت برایش کتاب بخوانند. میگفت تصورش از بهشت یک کتابخانهی بیکران است؛ ایدهای که در «کتابخانهی بابل» به آن جان بخشید. کتابخانهی بابل کهکشانِ خودش است.
🔵 هوشنگ گلشیری زمانی نوشته بود: «راستی را که سکهی بورخس چنان فتنه میکند که گاه میترسیم نکند کور شویم، یا من میترسم.»
🔵 امروز سالروز تولد خورخه لوئیس بورخس، نویسندهی آرژانتینی، است. آنها که بورخسباز هستند یا آنهایی که تازه بورخسخوانی را شروع کردهاند، این انیمیشن را ببینند. زیرنویس فارسی دارد.
🔵 یاد جاودانِ احمد میرعلایی، که نخستینبار فارسیزبانان را با بورخس آشنا کرد، گرامی باد!
.
🔵 هوشنگ گلشیری زمانی نوشته بود: «راستی را که سکهی بورخس چنان فتنه میکند که گاه میترسیم نکند کور شویم، یا من میترسم.»
🔵 امروز سالروز تولد خورخه لوئیس بورخس، نویسندهی آرژانتینی، است. آنها که بورخسباز هستند یا آنهایی که تازه بورخسخوانی را شروع کردهاند، این انیمیشن را ببینند. زیرنویس فارسی دارد.
🔵 یاد جاودانِ احمد میرعلایی، که نخستینبار فارسیزبانان را با بورخس آشنا کرد، گرامی باد!
.
Forwarded from آدرس جدید litera999@
از دفتر خاطرات خانلری - تنگدستی.pdf
179.9 KB
@litera9
خانلری در سالهای انزوای پس از زندان، خاطراتش را نوشت که هنوز منتشر نشده! این بخشی کوتاه از خاطرات اوست که "تنگدستی" نام دارد و در آن اشاراتی به تهیدستی او پس از زندان با قطع حقوقش شده است
خانلری در سالهای انزوای پس از زندان، خاطراتش را نوشت که هنوز منتشر نشده! این بخشی کوتاه از خاطرات اوست که "تنگدستی" نام دارد و در آن اشاراتی به تهیدستی او پس از زندان با قطع حقوقش شده است
Forwarded from ویراستار (Hossein Javid)
از قدیمیترین و زیباترین نمونههای «جناس» در پهنهی ادب ایرانشهر
گشتاسبشاه ــ پادشاه ایران ــ میخواهد به جنگ ارجاسب ــ پادشاه خیونان ــ برود. او دستور میدهد همهی مردان، از ده ساله تا هشتاد ساله، آمادهی نبرد شوند و با «دار» (یعنی شمشیر و سلاح جنگی) به حضور او برسند، وگرنه آنها را به «دار» خواهد آویخت.
اگر عروض بدانید، میتوانید آهنگ زیبای مستور در پس این سطور را هم دریابید. این بخشی از منظومهی زیبای «یادگار زریران» است که از روزگار اشکانی به روزگار ساسانی و از آن به دست ما رسیده است. «یادگار زریران» از معدود متون غیردینی پهلوی است که از گزند روزگار در امان مانده و نیز از نمونههای اعلا و کمنظیر نثر مسجع یا شعر پهلوی است.
@Virastaar
گشتاسبشاه ــ پادشاه ایران ــ میخواهد به جنگ ارجاسب ــ پادشاه خیونان ــ برود. او دستور میدهد همهی مردان، از ده ساله تا هشتاد ساله، آمادهی نبرد شوند و با «دار» (یعنی شمشیر و سلاح جنگی) به حضور او برسند، وگرنه آنها را به «دار» خواهد آویخت.
اگر عروض بدانید، میتوانید آهنگ زیبای مستور در پس این سطور را هم دریابید. این بخشی از منظومهی زیبای «یادگار زریران» است که از روزگار اشکانی به روزگار ساسانی و از آن به دست ما رسیده است. «یادگار زریران» از معدود متون غیردینی پهلوی است که از گزند روزگار در امان مانده و نیز از نمونههای اعلا و کمنظیر نثر مسجع یا شعر پهلوی است.
@Virastaar
Forwarded from نشر اطراف
4_5843635389432071744.mp3
19.5 MB
🔹«پاتیلها را لت میزنم»/ نوشتهی احسان عبدیپور، با صدای نویسنده
🔹روایت اول از کتاب «رستخیز»
#نشر_اطراف
@atrafpublication
🔹روایت اول از کتاب «رستخیز»
#نشر_اطراف
@atrafpublication
در شرح عکس نوشته شده؛ منشیان و محرران در وزارت امور خارجه(تهران، میدان ارگ ۱۲۸۹ ه.ش)
تصویر را کاگهآکی اوِءبا خبرنگار ماجراجوی ژاپنی در سفرنامه خود آورده است.
او در سال ۱۹۱۰ چند هفته به ایران سفر کرده بود و در سفرنامهاش نوشته که در تهران برای دیدن طرز کار دستگاه اداری به بهانهای به وزارت امور خارجه در عمارت دولت در ارک رفته و اتاقهای دبیرخانه را با این وضع دیده که محرران و منشیان اداری نشسته بر روی زمین در حال انجام مکاتبات هستند.
[عکس و متن در ماهنامه بخارا شماره تیر ۹۳ به قلم هاشم رجب زاده منتشر شده است]
اگرچه در متن کتاب آمده که خبرنگار ژاپنی در سال ۱۹۱۰ این تصویر را برداشته است اما در سال ۱۹۱۰ که معادل ۱۳۲۸ شمسی میشود و دوره حکومت پهلوی دوم است سازوکار دستگاه اداری بهخصوص وزارت خارجه با تصویری که آمده متفاوت بوده است. به نظر میرسد عکس مربوط به دوران قاجار است.
تصویر را کاگهآکی اوِءبا خبرنگار ماجراجوی ژاپنی در سفرنامه خود آورده است.
او در سال ۱۹۱۰ چند هفته به ایران سفر کرده بود و در سفرنامهاش نوشته که در تهران برای دیدن طرز کار دستگاه اداری به بهانهای به وزارت امور خارجه در عمارت دولت در ارک رفته و اتاقهای دبیرخانه را با این وضع دیده که محرران و منشیان اداری نشسته بر روی زمین در حال انجام مکاتبات هستند.
[عکس و متن در ماهنامه بخارا شماره تیر ۹۳ به قلم هاشم رجب زاده منتشر شده است]
اگرچه در متن کتاب آمده که خبرنگار ژاپنی در سال ۱۹۱۰ این تصویر را برداشته است اما در سال ۱۹۱۰ که معادل ۱۳۲۸ شمسی میشود و دوره حکومت پهلوی دوم است سازوکار دستگاه اداری بهخصوص وزارت خارجه با تصویری که آمده متفاوت بوده است. به نظر میرسد عکس مربوط به دوران قاجار است.
حقیقت این است که خود من هم پس از خواندن بازماندهی روز درآوردن آن را به زبان فارسی آسان نمیدیدم. مشکل در پیدا کردن "صدا"یی بود که بتواند جانشین صدای راوی داستان بشود و به زودی به این نتیجه رسیدم که چیزی بسیار نزدیک به این صدا در لابهلای سفرنامهها و خاطرات و مکاتبات دورهی قاجار به گوش میرسد(والبته در آنچه از زبان اربابها و نوکرها و پیشخدمتهای آن دوره در خاطرهها مانده است.) همین که این صدا پیدا شد، روند ترجمه در عمل نهتنها به آسانی پیش رفت بلکه باید بگویم دنبالکردن آن بسیار لذتبخش شد.
---از مقدمهی نجف دریابندری در کتاب بازماندهی روز---
---از مقدمهی نجف دریابندری در کتاب بازماندهی روز---
در سال 1943 رهبران قوای متفقین برای حل و فصل مسئله جنگ جهانی دوم در تهران اجلاسی ترتیب میدهند که به کنفرانس تهران معروف میشود. در این اجلاس قرار بود تصمیمات مهمی گرفته شود که سرنوشت جنگ دوم جهان را رقم میزد.
از طرفی آلمان نازی میخواست به هر طریقی در روند برگزاری اجلاس خلل ایجاد کند. برای همین یک افسر بلندپایه نازی مامور میشود تا سه رهبر بزرگ جهان(چرچیل، آیزنهاور و استالین) را ترور کند.
سرویس اطلاعاتی شوروی (کا گ ب ) که ماموران زیادی در ایران داشته توطئه را کشف و خنثی میکند. دو جاسوس کا گ ب به نامهای گوهر و گئورگ وارطانیان (معروف به امیر که در تهران در پوشش شغل قنادی فعالیت میکرده) کسانی بودند که این توطئه را کشف کردند.
گوهر و گئورگ تا سالها بعد در ایران ماندند و گئورگ در سال 2010 و گوهر در سال 2019 درگذشتند.
از روی این ماجرا فیلمی در سال 1981 ساخته شده که کمتر دیده شده است.
عنوان اصلی فیلم Tehran43 و عنوان نسخه انگلیسی فیلم Assassination Attempt است. نسخه روسی فیلم 150 دقیقه اما نسخه انگلیسی آن کوتاهتر است و نقش اصلی آن را آلن دلون بازیگر مشهور فرانسوی بازی کرده است.
https://www.imdb.com/title/tt0081609/
از طرفی آلمان نازی میخواست به هر طریقی در روند برگزاری اجلاس خلل ایجاد کند. برای همین یک افسر بلندپایه نازی مامور میشود تا سه رهبر بزرگ جهان(چرچیل، آیزنهاور و استالین) را ترور کند.
سرویس اطلاعاتی شوروی (کا گ ب ) که ماموران زیادی در ایران داشته توطئه را کشف و خنثی میکند. دو جاسوس کا گ ب به نامهای گوهر و گئورگ وارطانیان (معروف به امیر که در تهران در پوشش شغل قنادی فعالیت میکرده) کسانی بودند که این توطئه را کشف کردند.
گوهر و گئورگ تا سالها بعد در ایران ماندند و گئورگ در سال 2010 و گوهر در سال 2019 درگذشتند.
از روی این ماجرا فیلمی در سال 1981 ساخته شده که کمتر دیده شده است.
عنوان اصلی فیلم Tehran43 و عنوان نسخه انگلیسی فیلم Assassination Attempt است. نسخه روسی فیلم 150 دقیقه اما نسخه انگلیسی آن کوتاهتر است و نقش اصلی آن را آلن دلون بازیگر مشهور فرانسوی بازی کرده است.
https://www.imdb.com/title/tt0081609/
IMDb
Assassination Attempt (1981) ⭐ 6.7 | Action, Crime, Drama
2h 30m
تمام کتابهای کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان در اپلیکیشن کتابخوانی «طاقچه» بهمدت یک هفته بهصورت رایگان قابل مطالعه است.
برای مطالعه ابتدا اپلیکیشن طاقچه را نصب کنید و بعد وارد آدرس زیر شوید:
https://taaghche.com/publisher/1828
@gadaboutmitsl
برای مطالعه ابتدا اپلیکیشن طاقچه را نصب کنید و بعد وارد آدرس زیر شوید:
https://taaghche.com/publisher/1828
@gadaboutmitsl
طاقچه
دانلود کتاب های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یکی از بزرگترین و فعالترین نهادهای ایران در حوزه چاپ و نشر کتابهای مناسب کودکان و نوجوانان است. کتابهای نویسندههای ایرانی بزرگی مانند فرهاد حسنزاده، صمد بهرنگی و مصطفی رحماندوست در میان کتابهای این نشر حضور دارند.
تپلی- گی دو موپاسان.pdf
2.3 MB
داستان کوتاه تپلی (Boule de Suif) نوشته گی دو موپاسان با ترجمه درخشان محمد قاضی که به عنوان یکی از بهترین داستانهای کوتاه تاریخ ادبیات شناخته میشود.
#پیشنهاد_مطالعه
#داستان_کوتاه
#پیشنهاد_مطالعه
#داستان_کوتاه
Man-Kim Thuy-من-كيم توي.YH.pdf
1.4 MB
ترجمهی کتاب «مَن» اثر #کیم_توی، نویسندۀ ویتنامیالاصلِ کانادایی/
این کتاب دوبار در راه اخذ مجوز ارشاد رد شده و مترجم کتاب خانم #حدیث_باقری آن را به صورت رایگان در دسترس قرار داده.
#پیشنهاد_مطالعه
#در_خانه_بمانیم
این کتاب دوبار در راه اخذ مجوز ارشاد رد شده و مترجم کتاب خانم #حدیث_باقری آن را به صورت رایگان در دسترس قرار داده.
#پیشنهاد_مطالعه
#در_خانه_بمانیم
Forwarded from شفیعی کدکنی
@shafiei_kadkani
ـــــــــــــــــــــــ
آرشیو صوتی سال ۱۳۹۸
هرآنچه را استاد شفیعی کدکنی سال ۱۳۹۸ در کلاسِ درسشان به علاقهمندان گفتند، از اینجا بشنوید. از زحمات بیدریغِ همهٔ دوستانم برای ثبت و ضبط این گنجینهٔ فرهنگی سپاسگزارم.
با در خانه ماندنمان کار فرهنگی میکنیم. دستِ دیو شومِ کرونا کوتاه میشود. روزهای سالمِ سرشارِ سهشنبهها برخواهد گشت و باز هم پای درس استاد گرانقدر خواهیم نشست. به امید دیدار! | ادمین
۲۰ فروردین ۹۸، اولین جلسهٔ سال جدید
https://t.me/shafiei_kadkani/1269
۲۷ فروردین ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1276
۳ اردیبهشت ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1297
۱۰ اردیبهشت ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1310
۱۷ اردیبهشت ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1321
۳۱ اردیبهشت ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1347
۹ مهرماه ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1526
۱۶ مهرماه ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1531
۲۳ مهرماه ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1537
۱۴ آبان ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1557
۲۱ آبان ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1559
۲۶ آبان ۹۸، دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد
https://t.me/shafiei_kadkani/1569
۵ آذر ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1570
۱۲ آذر ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1576
۱۹ آذر ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1582
۲۹ بهمن ۹۸، آخرین جلسهٔ سال ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1643
#شفیعی_کدکنی
#در_خانه_میمانیم
ـــــــــــــــــــــــ
آرشیو صوتی سال ۱۳۹۸
هرآنچه را استاد شفیعی کدکنی سال ۱۳۹۸ در کلاسِ درسشان به علاقهمندان گفتند، از اینجا بشنوید. از زحمات بیدریغِ همهٔ دوستانم برای ثبت و ضبط این گنجینهٔ فرهنگی سپاسگزارم.
با در خانه ماندنمان کار فرهنگی میکنیم. دستِ دیو شومِ کرونا کوتاه میشود. روزهای سالمِ سرشارِ سهشنبهها برخواهد گشت و باز هم پای درس استاد گرانقدر خواهیم نشست. به امید دیدار! | ادمین
۲۰ فروردین ۹۸، اولین جلسهٔ سال جدید
https://t.me/shafiei_kadkani/1269
۲۷ فروردین ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1276
۳ اردیبهشت ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1297
۱۰ اردیبهشت ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1310
۱۷ اردیبهشت ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1321
۳۱ اردیبهشت ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1347
۹ مهرماه ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1526
۱۶ مهرماه ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1531
۲۳ مهرماه ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1537
۱۴ آبان ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1557
۲۱ آبان ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1559
۲۶ آبان ۹۸، دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد
https://t.me/shafiei_kadkani/1569
۵ آذر ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1570
۱۲ آذر ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1576
۱۹ آذر ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1582
۲۹ بهمن ۹۸، آخرین جلسهٔ سال ۹۸
https://t.me/shafiei_kadkani/1643
#شفیعی_کدکنی
#در_خانه_میمانیم
Telegram
شفیعی کدکنی
@shafiei_kadkani
ــــــــــــــــ
اولین جلسهٔ درسِ #سهشنبه در سال ۹۸
۲۰ فروردینماه
– دربارهٔ وجودداشتن "تکامل" در سنت و فرهنگ اسلامی
[آدمی هم پیش از آن که آدم شود بوزینه بود]
–دربارهٔ نبوغ و گسترهٔ سعدی
–خواب دیدن فردوسی
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#دانشگاه_تهران…
ــــــــــــــــ
اولین جلسهٔ درسِ #سهشنبه در سال ۹۸
۲۰ فروردینماه
– دربارهٔ وجودداشتن "تکامل" در سنت و فرهنگ اسلامی
[آدمی هم پیش از آن که آدم شود بوزینه بود]
–دربارهٔ نبوغ و گسترهٔ سعدی
–خواب دیدن فردوسی
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
#دانشگاه_تهران…
Forwarded from ترجمان علوم انسانى
🔖 چرا پس از گذشتن دو ماه هیچچیز از کتابها یادمان نمیماند؟
— کتابنخواندن بدتر است یا به فراموشی سپردن کتابهایی که خواندهایم؟
🎯 نمیدانیم چرا، ولی گویا کتابباز بودن در دورهزمانۀ ما تبدیل شده است به فضیلتی بینهایت ارزشمند. گاهی آنقدر کتاب میخریم و تلنبار میکنیم که گیج میشویم مطالعه را از کدامشان شروع کنیم. به حجم کتابخانه که نگاه میاندازیم خجالتزده تلاش میکنیم بهانهای برای نخواندن آنها دستوپا کنیم. اما کتابهایی که میخوانیم چه؟ مگر نه این است که بعد از سهچهار ماه کل آن را فراموش میکنیم؟ پس نخواندن چه فرقی دارد با فراموشکردن آنها؟ آیا میشود یکجایی این دور باطل را تمام کرد؟
📌 برای خواندن مطالب این پرونده به لینک زیر بروید:
http://tarjomaan.com/report/9683/
🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
🔗 @tarjomaanweb
— کتابنخواندن بدتر است یا به فراموشی سپردن کتابهایی که خواندهایم؟
🎯 نمیدانیم چرا، ولی گویا کتابباز بودن در دورهزمانۀ ما تبدیل شده است به فضیلتی بینهایت ارزشمند. گاهی آنقدر کتاب میخریم و تلنبار میکنیم که گیج میشویم مطالعه را از کدامشان شروع کنیم. به حجم کتابخانه که نگاه میاندازیم خجالتزده تلاش میکنیم بهانهای برای نخواندن آنها دستوپا کنیم. اما کتابهایی که میخوانیم چه؟ مگر نه این است که بعد از سهچهار ماه کل آن را فراموش میکنیم؟ پس نخواندن چه فرقی دارد با فراموشکردن آنها؟ آیا میشود یکجایی این دور باطل را تمام کرد؟
📌 برای خواندن مطالب این پرونده به لینک زیر بروید:
http://tarjomaan.com/report/9683/
🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان
🔗 @tarjomaanweb
نمایش نامهخوانی با محسن نامجو
نمایشنامۀ "قرمز" نوشته جان لوگان با ترجمه فهمیه زاهدی
محسن نامجو متن این نمایشنامه را در نوروز 99 اجرا کرده است.
نمایشنامه درباره «مارک روتکو» نقاش پیشروی سبک اکسپرسیونیسم است. این نمایش در سال 2012 برنده جایزه تونی شده است.
در این نمایش روتکو در مصاحبت با دستیار جوان و تازهکارش نگاهی انتقادی به هنر و نقاشیهای خودش دارد، انتقاد و نارضایتی از کالا شدن هنر و نقاشی.
بخش اول
https://t.me/DafDaf_Production/890
بخش دوم
https://t.me/DafDaf_Production/891
wingsofdesires@
نمایشنامۀ "قرمز" نوشته جان لوگان با ترجمه فهمیه زاهدی
محسن نامجو متن این نمایشنامه را در نوروز 99 اجرا کرده است.
نمایشنامه درباره «مارک روتکو» نقاش پیشروی سبک اکسپرسیونیسم است. این نمایش در سال 2012 برنده جایزه تونی شده است.
در این نمایش روتکو در مصاحبت با دستیار جوان و تازهکارش نگاهی انتقادی به هنر و نقاشیهای خودش دارد، انتقاد و نارضایتی از کالا شدن هنر و نقاشی.
بخش اول
https://t.me/DafDaf_Production/890
بخش دوم
https://t.me/DafDaf_Production/891
wingsofdesires@
تعدادی از آثار مارک روتکو نقاش آمریکایی.
او در کنار جکسون پولاک جزو سردمداران سبک اکسپرسیونیسم است. مشخصه آثار او استفاده از همنشینی رنگها و ابعاد بسیار بزرگ تابلو است.
او در کنار جکسون پولاک جزو سردمداران سبک اکسپرسیونیسم است. مشخصه آثار او استفاده از همنشینی رنگها و ابعاد بسیار بزرگ تابلو است.