| بر بال‌های اشتیاق |
199 subscribers
82 photos
36 videos
17 files
58 links
Download Telegram
ترکیب جهان سینمایی آلمادوار و دنیای نقاشی‌های ادوارد هاپر می‌شه این فیلم که با قصهٔ کمیاب و رویاگونه‌ش مستقیم می‌ره سراغ مخفی‌ترین عواطف و احساسات انسانی؛ سراغ تنهایی، مرگ و اندوه.
جوری که اگر دل بدی به داستان، آخر فیلم احساساتی درونت غلیان می‌کنه‌ و چه بسا ویرانی در انتظار باشه.
::
‏فیلم در پس پالت رنگی خوش آب‌ورنگ ادوارد هاپر به شدت خشن و سهمگینه، درست مثل خود نقاشی‌های هاپر.
«اتاق مجاور» برای من رفت در فهرست بهترین فیلم‌های عمرم.
هشدار: اگر دل‌نازک‌اید یا تحمل غم زیاد براتون سخته یا اگر عزیزی از دست داده‌اید، بهتره نبینیدش.

The room next door
By pedro almadovar
‌خیلی دوری،
شانه‌هایت دور است،
هُرم نَفَست دور است،
بادی که موهایت را می‌برد، دور است،
چشم‌هایت دور است و خیلی نزدیکی!
سایه‌ات.. سایه‌ات همه جا هست؛
کنار موسیقی و باران و جاده و نور و کلمه!
و سکوتت....

:: بیژن الهی::

@wingsofdesires
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق در حکم گشایش دروازه‌ای به آگاهی درونی و روحی است. وضعیتی دیگرگون از خودآگاهی است که از قضا شدید و تحمل آن دشوار است اما هم‌زمان شورانگیز می‌نماید.

@wingsofdesires
مرگ را دیده‌ام من
در دیداری غمناک
من مرگ را به دست سوده‌ام
من مرگ را زیسته‌ام
با آوازی غمناک
غمناک
وبه عمری سخت دراز و سخت فرساینده
آه!
بگذاریدم!
بگذاریدم!
اگر مرگ
همه آن لحظه ای آشناست که ساعت سرخ
از تپش باز می ماند
وشمعی که به رهگذر باد
میان نبودن و بودن
درنگی نمی کند
خوشا آن دم که زن وار
با شادترین نیاز تنم
به آغوشش کشم
تا قلب
به کاهلی از کار باز ماند
ونگاه چشم
به خالی های جاودانه بر دوخته
وتن عاطل
دردا!
دردا که مرگ
نه مردن شمع
و نه باز ماندن ساعت است
نه استراحت آغوش زنی
که در رجعت جاودانه بازش یابی
نه لیموی پر آبی که می‌مکی
تا آن چه به دور افکندنی ست
تفاله‌ای بیش نباشد
تجربه‌ای است غم‌انگیز
غم‌انگیز
::
شعر احمد شاملو
فیلم پدرو آلموادوار

@mehreganekherad
2🕊1
عشق دارای خاصیت شگفت عطف به گذشته است. در آن دم که کریستف کشف کرد مینا را دوست دارد، همان دم نیز پی برد که همواره عاشق او بوده است.

-ژان کریستف/رومن رولان/ م.ا. به آذین
1
Forwarded from مانی حقیقی
فیلم مستند «ماندن» اولین فیلمی است که ساختم. فیلم‌برداری آن چند روز بعد از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۷۶ با همکاری کاوه گلستان انجام شد. نوارهای فیلم در کشوی میز کارم دست‌نخورده باقی ماندند تا چهار سال بعد که به پیشنهاد بهمن کیارستمی تدوین شدند. من در دوران موشک‌باران تهران، در روزهای پایانی جنگ، خارج از ایران بودم و این را فقدان بزرگی در تجربه‌ی زندگی‌ام می‌دانستم. فکر کردم با تعدادی نقاش برجسته‌ی ایرانی که تصمیم گرفته بودند آن مدت در تهران بمانند گفتگو‌ کنم تا شاید از خلال حرف‌های‌شان به درک بهتری از آن تجربه‌ی شدید و منحصر به فرد برسم. نتیجه‌اش شد این فیلم که بعد از حدود ۳۰ سال برای اولین بار در اختیار عموم‌ قرار می‌گیرد، به یاد پروانه اعتمادی.

ماندن
کارگردان: مانی حقیقی
تصویربردار: کاوه گلستان
تدوین‌گر: بهمن کیارستمی
۴۴ دقیقه

#ماندن
#مانی_حقیقی
Forwarded from نطقیات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖍 خواندن رمان چرا مهم است؟

👤زنده‌یاد داریوش شایگان


هوسرل در کتاب بحران علوم اروپایی نوشته که فلسفهٔ جدید هم عیان‌ساز است و هم نهان‌ساز. عیان ساز است زیرا برای اولین‌بار مساله ریاضی را با گالیله و دکارت مطرح می‌کند، اما نهان‌ساز است زیرا بخش بزرگی از هستی یعنی دنیای زندگی (Lebenswelt) را به کلی از گردونهٔ خارج می‌کند.

جالب است که رمان این امانت را به عهده می‌گیرد. یعنی بخشی که علم پس می‌زند را رمان آشکار می‌سازد. یعنی رمان تمام آن بخشی را که علم دفع کرده بود، به عهده می‌گیرد و لایه‌به‌لایه آن را می‌شکافد و عیان می‌سازد.

متاسفانه در ایران رمان را زیاد جدی نمی‌گیرند.

#شایگان

❇️

🔮 t.me/nutqiyyat

🔮 Instagram.com/nutqiyyat

🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
*
دومینیکو استارنونه، نویسند کتاب «بازی» از نویسندگی و سختی‌ها و لذت‌هایش می‌گوید.
او نویسندگی را با کار در معدن مقایسه می‌کند.
::
دومنیکو استارنونه، نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس و روزنامه‌نگار ایتالیایی در فوریه 1943 در نزدیکی ناپل متولد شده است. او تابه‌حال 22 کتاب به زبان ایتالیایی نوشته که ترجمه‌های مختلفی از آثارش منتشر شده است. همچنین 3 اثر مهم او توسط جومپا لاهیری نویسندۀ مشهور هندی-آمریکایی به انگلیسی ترجمه شده است. استارنونه چندین فیلم‌نامۀ موفق نوشته و برندۀ جوایز ادبی بسیاری بوده است.
کتاب‌هایش در ایتالیا همواره پرفروش بوده و او یکی از مشهورترین نویسندگان معاصر ایتالیایی است.
عده‌ای اعتقاد دارند، استارنونه نویسندۀ کتاب‌های «النا فرانته» دیگر نویسندۀ مشهور ایتالیایی است که هویت او بر همگان پوشیده است.
*
«سخت شکوهمند اما هولناک است که باید یکدیگر را دوست بداریم، در قعر دنیایی که فرو می‌پاشد و در تاریخی که زندگی انسان پشیزی نمی‌ارزد.»

از نامه‌های کامو به ماریا کاسارس

@wingsofdesires
کریستف هیچ نمی‌توانست از دوست‌داشتن چشم بپوشد. قلبش به‌ندرت خالی می‌ماند: همیشه با تصویر بتی آراسته بود. غالباً هم برایش اهمیتی نداشت که این بت دانسته باشد که او دوستش دارد. به عشق‌ورزیدن نیاز داشت؛ می‌بایست که در دلش هرگز شب حکم‌فرما نباشد.

ژان کریستف/رومن رولان/م.ا. به‌آذین

@wingsofdesires
Forwarded from چشم‌ها
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ما یاد گرفته‌ایم
چگونه آتش را در مشت‌های یخ‌زده نگه داریم
چگونه با دندان‌های شکسته
نان یخ‌زده را بجویم
و چگونه عشق را
در قلب‌های یخ‌زده زنده نگه داریم


آنا آخماتووا / فارسیِ علی نصرالهی
1
Channel name was changed to «| بر بال‌های اشتیاق |»
ادبیات برای آنانی که به آنچه دارند، خرسندند، برای آنانی که از زندگی - بدان گونه که هست - راضی‌اند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات، خوراک جان‌های ناخرسند و عاصی است. زبان رسای ناسازگاران و پنا‌هگاه کسانی است که به آنچه دارند، خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه می‌آورد تا ناشادمان و ناکامل نباشد. ادبیات، تنها به‌ گونۀ گذرا، این ناخشنودی‌ها را تسکین می‌دهد، اما در لحظه‌های جادویی و در همین لحظات گذرای تعلق حیات، توهم ادبی ما را از جا می‌کند و به‌ جایی فراتر از تاریخ می‌برد و ما بدل به‌ شهروندان سرزمین بی‌زمان می‌شویم ـ نامیرا می‌شویم

ماریو بارگاس یوسا :: چرا ادبیات؟
4
کریستف به خانه برمی‌گشت. در کوچه‌های پاریس در میان انبوه مردم قدم برمی‌داشت. چیزی نمی‌دید، چیزی نمی‌شنید، حواسش به روی همهٔ چیزهایی که در پیرامونش بود، بسته بود. گویی دریاچه‌ای بود که از باقی دنیا با یک رشته کوه جدا گشته بود. نه وزش باد، نه همهمه‌ای، نه آشوبی. آرامش.
کریستف در دل تکرار می‌کرد: «یک دوست دارم»

ژان کریستف / رومن رولان / م.ا به‌آذین
چند وقت پیش که همه عکس‌هاشان را به انیمه تبدیل می‌کردند، در یک جمعی دیدم یکی بالای منبر رفته و درباره‌ی ضرورت پرورش خلاقیت شخصی حرف می‌زند و مثالش چهره‌ی کائوناشی است که در استودیوی میازاکی طراحی شده و لابد ما هم هر کدام خلاقیتمان را پرورش بدهیم می‌توانیم مثلش را بسازیم.

این موقعیت‌ها خیلی برای من دشوار است. از طرفی سکوت در برابر حرفی که تا این حد با آن مخالفی سخت است. از طرف دیگر حرف زدن با کسی که این اندازه با او مخالفی هم دشوار است و احتمال اینکه به بحث و جدل نکشد اندک. به هر روی به نظر من این حرف‌ها جزو توهمات و تبلیغات دوره‌ی ماست.

روی خلاقیت فردی بیش از حد و به نحوی رهزن و توهم‌زا تاکید شده است. علت اینکه کائوناشی عمل می‌آید، این نیست که بین فلان میلیارد جمعیت زمین یکی خلاقیت لازم برای تولید آن را داشته. این است که آن شخص خلاق ژاپنی است و از فرهنگی می‌آید که این نقاب‌ها در سنت نمایشی آن رایج بوده‌اند.

سنت، تاریخ فرهنگ یک کشور و تقلید از آن برای هنرمند کمابیش مثل سرمایه‌ای است که بدون کار کردن، از طریق ارث به تاجر می‌رسد و او می‌تواند به پشتوانه‌ی آن از خیلی جلوتر شروع کند. علت نهایی انحطاط کامل هنر ایرانی نیز قطع ارتباط با این سنت و تاکید بیش از حد بی‌جا بر خلاقیت فردی است.
قله وجود ندارد
عباس کیارستمی
در هنر قله‌ای برای فتح وجود ندارد

عباس کیارستمی در این فایل صوتی می‌گوید لذت در رسیدن به جوایز و جایگاه‌هایی که تصور می‌کنیم نیست، بلکه این پروسه‌ی رسیدن است که لذت‌بخش است. او که پاسخ سوال یکی از هنرجویانش را می‌دهد، در ادامه می‌گوید در هنر قله‌ای برای فتح وجود ندارد و چیزی که هست انجام کار هنری‌ست.

پ. ن: موضوع صحبت درباره‌ی فیلم کوتاه تخم‌های مرغ دریایی است، فیلمی ساخته‌ی عباس کیارستمی، محصول ۲۰۰۷. این فایل صوتی هم مربوط به یکی از ورک‌شاپ‌های کیارستمی‌ست، ورک‌شاپی که بین سال‌های ۸۹ تا ۹۱ در زردبند لواسان (موسسه‌ی کارنامه) برگزار شد.

با تشکر از آرزو ارزانش

@KiarostamiAbbas
2
«چه‌قدر خودت را عذاب می‌دهی، چه‌قدر خودت را به خاطر زندگی می‌آزاری! این چیز‌هایی که از آن‌ها شکایت می‌کنی، همان زندگی است؛ هرگز برای هیچ‌کس یا در هیچ‌زمان، بهتر از این نبوده است.»

از نامه‌های ژرژ ساند به گوستاو فلوبر
3