Forwarded from نشر مهرگانِ خرد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*
7نوامبر زادروز آلبر کامو است. بیتردید کامو از تاثیرگذارترین و مهمترین نویسندگان و متفکران تاریخ معاصر است. کامو فلسفهاش را با زیستش در هم آمیخت و خالق مفهوم انسان طاغی است. کامو انسان طاغی را جایی بین رضایت به وضع موجود و شورش و انقلاب میداند. انسانی که از پوست محافظهکار خویش بیرون آمده، علیه وضع موجود شورش کرده و پس از انقلاب همچنان طغیانگر باقی میماند و با معیارهای اخلاقی خود قواعد جدید را هم به چالش میکشد.
او در سال 1957 برند جایزه نوبل شد و سخنرانی اش در مراسم نوبل به مفهوم تعهد در هنر و وظیفه هنرمند پرداخت.
*
@mehreganekherad
7نوامبر زادروز آلبر کامو است. بیتردید کامو از تاثیرگذارترین و مهمترین نویسندگان و متفکران تاریخ معاصر است. کامو فلسفهاش را با زیستش در هم آمیخت و خالق مفهوم انسان طاغی است. کامو انسان طاغی را جایی بین رضایت به وضع موجود و شورش و انقلاب میداند. انسانی که از پوست محافظهکار خویش بیرون آمده، علیه وضع موجود شورش کرده و پس از انقلاب همچنان طغیانگر باقی میماند و با معیارهای اخلاقی خود قواعد جدید را هم به چالش میکشد.
او در سال 1957 برند جایزه نوبل شد و سخنرانی اش در مراسم نوبل به مفهوم تعهد در هنر و وظیفه هنرمند پرداخت.
*
@mehreganekherad
مرد را میتوان با زنی که دوست دارد شناخت؛
تصور کن مرا با تو بشناسند.
ادوارد مونک
👍1
Forwarded from دربهدر
پنجشنبه دوازدهم آذر ۱۳۷۷
محمد مختاری برای خرید مایحتاج خانواده از خانه بیرون رفت و پس از آن او هیچگاه به خانه بازنگشت.
در یک غروب خزانی وقتی که شاعر پا به خیابان میگذارد به چه میاندیشد؟ یادش آمد که یک لامپ هم باید بخرد. این روزها خانه کمی تاریکتر شده بود. چیزهای زیادی به یادش آمد. همینطور که میرفت یادش آمد که:
از این تونل که بگذرم انگار
باز میخواهد اتفاقی بیفتد
خانه چه دور مانده است
و گورستانها
چقدر تکرار میشوند...
مراسم خاکسپاری محمد مختاری
تصویر و متن از یادنامۀ محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، صدای آواز
کانون نویسندگان ایران
@gadaboutmitsl
محمد مختاری برای خرید مایحتاج خانواده از خانه بیرون رفت و پس از آن او هیچگاه به خانه بازنگشت.
در یک غروب خزانی وقتی که شاعر پا به خیابان میگذارد به چه میاندیشد؟ یادش آمد که یک لامپ هم باید بخرد. این روزها خانه کمی تاریکتر شده بود. چیزهای زیادی به یادش آمد. همینطور که میرفت یادش آمد که:
از این تونل که بگذرم انگار
باز میخواهد اتفاقی بیفتد
خانه چه دور مانده است
و گورستانها
چقدر تکرار میشوند...
مراسم خاکسپاری محمد مختاری
تصویر و متن از یادنامۀ محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، صدای آواز
کانون نویسندگان ایران
@gadaboutmitsl
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان ما را از بیهودگی نجات میدهد
گفتگوی سوزان سونتاگ و جان برجر
سال ۱۹۸۳
با زیرنویس فارسی
گفتگوی سوزان سونتاگ و جان برجر
سال ۱۹۸۳
با زیرنویس فارسی
Lamento-della-Ninfa-Amor-Claudio-Monteverdi_4524644
<unknown>
...آوردهاند که عشقِ اول زیباترین چیزی است که دیر یا زود دل هرکس را دچار کند پس بر ماست شکری سه ،چندان زیرا حظِ چنین لحظه های بینظیری با همهٔ عظمت نصیب قهرمانمان شد؛ و تنها شماری اندک چنین نصیبی از زندگی میبرند.
احساسات روزگار جوانی دیگران را از مسیر سنگلاخ مکتبی پیش میبرد که در آن ناچارند از پس هر لذت ،ناچیز، آرزوهای بزرگ خود را به دست باد بسپارند و بیاموزند چگونه باید فکر نیکبختی را هم از سر بیرون کنند.
*بخشی از کتاب «سالهای شاگردی ویلهلم مایستر» اثر گوته با ترجمهٔ امیر معدنیپور
🎧موسیقی:
Lamento della ninfa
اثر monteverdi
@wingsofdesires
احساسات روزگار جوانی دیگران را از مسیر سنگلاخ مکتبی پیش میبرد که در آن ناچارند از پس هر لذت ،ناچیز، آرزوهای بزرگ خود را به دست باد بسپارند و بیاموزند چگونه باید فکر نیکبختی را هم از سر بیرون کنند.
*بخشی از کتاب «سالهای شاگردی ویلهلم مایستر» اثر گوته با ترجمهٔ امیر معدنیپور
🎧موسیقی:
Lamento della ninfa
اثر monteverdi
@wingsofdesires
❤2
یک فرد، ذاتی روشن و بیحرکت نیست که با همهی خوبیها، عیبها، نقشهها، و نیتهایش دربارهی ما در برابرمان ایستاده باشد، بلکه سایهای است که هرگز در آن رخنه نمیتوان کرد و دربارهاش چیزی به نام شناخت مستقیم وجود ندارد، و ما به یاری گفتار و حتی کردارش دربارهی او برای خود مجموعهای از باور میسازیم، درحالیکه این و آن چیز جز دانستههایی نابسنده و اغلب متناقض به ما نمیدهند، سایهای که میتوان مجسم کرد که در آن، با یک اندازه احتمال، گاه عشق و گاه نفرت میدرخشد.
"در جستوجوی زمان از دست رفته"
"در جستوجوی زمان از دست رفته"
❤2
هیچ میدانی که من در قلب خویش
نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟
فروغ فرخزاد
نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟
فروغ فرخزاد
❤2
ترکیب جهان سینمایی آلمادوار و دنیای نقاشیهای ادوارد هاپر میشه این فیلم که با قصهٔ کمیاب و رویاگونهش مستقیم میره سراغ مخفیترین عواطف و احساسات انسانی؛ سراغ تنهایی، مرگ و اندوه.
جوری که اگر دل بدی به داستان، آخر فیلم احساساتی درونت غلیان میکنه و چه بسا ویرانی در انتظار باشه.
::
فیلم در پس پالت رنگی خوش آبورنگ ادوارد هاپر به شدت خشن و سهمگینه، درست مثل خود نقاشیهای هاپر.
«اتاق مجاور» برای من رفت در فهرست بهترین فیلمهای عمرم.
هشدار: اگر دلنازکاید یا تحمل غم زیاد براتون سخته یا اگر عزیزی از دست دادهاید، بهتره نبینیدش.
The room next door
By pedro almadovar
جوری که اگر دل بدی به داستان، آخر فیلم احساساتی درونت غلیان میکنه و چه بسا ویرانی در انتظار باشه.
::
فیلم در پس پالت رنگی خوش آبورنگ ادوارد هاپر به شدت خشن و سهمگینه، درست مثل خود نقاشیهای هاپر.
«اتاق مجاور» برای من رفت در فهرست بهترین فیلمهای عمرم.
هشدار: اگر دلنازکاید یا تحمل غم زیاد براتون سخته یا اگر عزیزی از دست دادهاید، بهتره نبینیدش.
The room next door
By pedro almadovar
خیلی دوری،
شانههایت دور است،
هُرم نَفَست دور است،
بادی که موهایت را میبرد، دور است،
چشمهایت دور است و خیلی نزدیکی!
سایهات.. سایهات همه جا هست؛
کنار موسیقی و باران و جاده و نور و کلمه!
و سکوتت....
:: بیژن الهی::
@wingsofdesires
شانههایت دور است،
هُرم نَفَست دور است،
بادی که موهایت را میبرد، دور است،
چشمهایت دور است و خیلی نزدیکی!
سایهات.. سایهات همه جا هست؛
کنار موسیقی و باران و جاده و نور و کلمه!
و سکوتت....
:: بیژن الهی::
@wingsofdesires
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق در حکم گشایش دروازهای به آگاهی درونی و روحی است. وضعیتی دیگرگون از خودآگاهی است که از قضا شدید و تحمل آن دشوار است اما همزمان شورانگیز مینماید.
@wingsofdesires
@wingsofdesires
مرگ را دیدهام من
در دیداری غمناک
من مرگ را به دست سودهام
من مرگ را زیستهام
با آوازی غمناک
غمناک
وبه عمری سخت دراز و سخت فرساینده
آه!
بگذاریدم!
بگذاریدم!
اگر مرگ
همه آن لحظه ای آشناست که ساعت سرخ
از تپش باز می ماند
وشمعی که به رهگذر باد
میان نبودن و بودن
درنگی نمی کند
خوشا آن دم که زن وار
با شادترین نیاز تنم
به آغوشش کشم
تا قلب
به کاهلی از کار باز ماند
ونگاه چشم
به خالی های جاودانه بر دوخته
وتن عاطل
دردا!
دردا که مرگ
نه مردن شمع
و نه باز ماندن ساعت است
نه استراحت آغوش زنی
که در رجعت جاودانه بازش یابی
نه لیموی پر آبی که میمکی
تا آن چه به دور افکندنی ست
تفالهای بیش نباشد
تجربهای است غمانگیز
غمانگیز
::
شعر احمد شاملو
فیلم پدرو آلموادوار
@mehreganekherad
در دیداری غمناک
من مرگ را به دست سودهام
من مرگ را زیستهام
با آوازی غمناک
غمناک
وبه عمری سخت دراز و سخت فرساینده
آه!
بگذاریدم!
بگذاریدم!
اگر مرگ
همه آن لحظه ای آشناست که ساعت سرخ
از تپش باز می ماند
وشمعی که به رهگذر باد
میان نبودن و بودن
درنگی نمی کند
خوشا آن دم که زن وار
با شادترین نیاز تنم
به آغوشش کشم
تا قلب
به کاهلی از کار باز ماند
ونگاه چشم
به خالی های جاودانه بر دوخته
وتن عاطل
دردا!
دردا که مرگ
نه مردن شمع
و نه باز ماندن ساعت است
نه استراحت آغوش زنی
که در رجعت جاودانه بازش یابی
نه لیموی پر آبی که میمکی
تا آن چه به دور افکندنی ست
تفالهای بیش نباشد
تجربهای است غمانگیز
غمانگیز
::
شعر احمد شاملو
فیلم پدرو آلموادوار
@mehreganekherad
❤2🕊1
عشق دارای خاصیت شگفت عطف به گذشته است. در آن دم که کریستف کشف کرد مینا را دوست دارد، همان دم نیز پی برد که همواره عاشق او بوده است.
-ژان کریستف/رومن رولان/ م.ا. به آذین
-ژان کریستف/رومن رولان/ م.ا. به آذین
❤1
Forwarded from مانی حقیقی
فیلم مستند «ماندن» اولین فیلمی است که ساختم. فیلمبرداری آن چند روز بعد از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۳۷۶ با همکاری کاوه گلستان انجام شد. نوارهای فیلم در کشوی میز کارم دستنخورده باقی ماندند تا چهار سال بعد که به پیشنهاد بهمن کیارستمی تدوین شدند. من در دوران موشکباران تهران، در روزهای پایانی جنگ، خارج از ایران بودم و این را فقدان بزرگی در تجربهی زندگیام میدانستم. فکر کردم با تعدادی نقاش برجستهی ایرانی که تصمیم گرفته بودند آن مدت در تهران بمانند گفتگو کنم تا شاید از خلال حرفهایشان به درک بهتری از آن تجربهی شدید و منحصر به فرد برسم. نتیجهاش شد این فیلم که بعد از حدود ۳۰ سال برای اولین بار در اختیار عموم قرار میگیرد، به یاد پروانه اعتمادی.
ماندن
کارگردان: مانی حقیقی
تصویربردار: کاوه گلستان
تدوینگر: بهمن کیارستمی
۴۴ دقیقه
#ماندن
#مانی_حقیقی
ماندن
کارگردان: مانی حقیقی
تصویربردار: کاوه گلستان
تدوینگر: بهمن کیارستمی
۴۴ دقیقه
#ماندن
#مانی_حقیقی
Forwarded from نطقیات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شایگان
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
*
دومینیکو استارنونه، نویسند کتاب «بازی» از نویسندگی و سختیها و لذتهایش میگوید.
او نویسندگی را با کار در معدن مقایسه میکند.
::
دومنیکو استارنونه، نویسنده، فیلمنامهنویس و روزنامهنگار ایتالیایی در فوریه 1943 در نزدیکی ناپل متولد شده است. او تابهحال 22 کتاب به زبان ایتالیایی نوشته که ترجمههای مختلفی از آثارش منتشر شده است. همچنین 3 اثر مهم او توسط جومپا لاهیری نویسندۀ مشهور هندی-آمریکایی به انگلیسی ترجمه شده است. استارنونه چندین فیلمنامۀ موفق نوشته و برندۀ جوایز ادبی بسیاری بوده است.
کتابهایش در ایتالیا همواره پرفروش بوده و او یکی از مشهورترین نویسندگان معاصر ایتالیایی است.
عدهای اعتقاد دارند، استارنونه نویسندۀ کتابهای «النا فرانته» دیگر نویسندۀ مشهور ایتالیایی است که هویت او بر همگان پوشیده است.
*
دومینیکو استارنونه، نویسند کتاب «بازی» از نویسندگی و سختیها و لذتهایش میگوید.
او نویسندگی را با کار در معدن مقایسه میکند.
::
دومنیکو استارنونه، نویسنده، فیلمنامهنویس و روزنامهنگار ایتالیایی در فوریه 1943 در نزدیکی ناپل متولد شده است. او تابهحال 22 کتاب به زبان ایتالیایی نوشته که ترجمههای مختلفی از آثارش منتشر شده است. همچنین 3 اثر مهم او توسط جومپا لاهیری نویسندۀ مشهور هندی-آمریکایی به انگلیسی ترجمه شده است. استارنونه چندین فیلمنامۀ موفق نوشته و برندۀ جوایز ادبی بسیاری بوده است.
کتابهایش در ایتالیا همواره پرفروش بوده و او یکی از مشهورترین نویسندگان معاصر ایتالیایی است.
عدهای اعتقاد دارند، استارنونه نویسندۀ کتابهای «النا فرانته» دیگر نویسندۀ مشهور ایتالیایی است که هویت او بر همگان پوشیده است.
*