| بر بال‌های اشتیاق |
199 subscribers
82 photos
36 videos
17 files
58 links
Download Telegram
چند طرح جلد از کتاب «جنایت و مکافات»
فاطمه کریمخان:
«اگر بسوزیم دومین کتاب وینسنت بوینز و دومین ترجمه‌ی من به فارسی ست، این کتاب روزنامه‌نگارانه مرور سریعی بر تعداد زیادی از جنبش‌های اجتماعی بین سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۹ انجام می‌دهد و می‌پرسد اگر «الشعب یرید اسقاط النظام» شعاری که از تحریر قاهره بلند شده بود و به ساخته شدن ده‌ها میدان تحریر دیگر از سائوپائولو گرفته تا استانبول و هنگ‌کنگ و کی‌یف منجر شد، چرا در این دهه هیچ انقلابی اتفاق نیافتاد؟! و مهم‌تر از آن، اگر انقلاب نشد، پس چه اتفاقی افتاد؟
در سالگرد خیزش ژینا، و داغ تا همیشه تازه خون بچه‌های ایران، کتاب اگر بسوزیم فرصتی برای تماشای خودمان در آینه‌ دیگران فراهم می‌کند، کاری که انسان ایرانی به واسطه جغرافیا و خلق خوی خود بسیار کم به آن تن می‌دهد.
اگر شما هم روزی در خیابان بودید، اگر بچه‌هایی دارید که در خیابان بوده‌اند، یا ممکن است روزی بخواهند به خیابان بروند، اگر به حضور خیابانی جوانان نگاه می‌کنید و آن را تحسین می‌کنید، اگر روزنامه‌نگار یا دانشجو یا علاقمند علوم اجتماعی هستید، مطالعه‌ی این کتاب حتما برایتان لازم است.
مثل باقی کتاب‌های من، «اگر بسوزیم» رایگان منتشر شده است، و رایگان توزیع می‌شود، از آنجا که تمام کار یک نفره انجام شده قاعدتا ممکن است اشکالاتی در متن باشد که بر من ببخشید. اگر مایل به حمایت از مترجم بودید می‌توانید مبلغ دلخواهی را به شماره کارت ۵۰۲۲۲۹۱۰۴۴۱۰۱۷۱۳ واریز کنید.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*
7نوامبر زادروز آلبر کامو‌ است. بی‌تردید کامو از تاثیرگذارترین و مهم‌ترین نویسندگان و متفکران تاریخ معاصر است. کامو فلسفه‌اش را با زیستش در هم آمیخت و خالق مفهوم انسان طاغی است. کامو انسان طاغی را جایی بین رضایت به وضع موجود و شورش و انقلاب می‌داند. انسانی که از پوست محافظه‌کار خویش بیرون آمده، علیه وضع موجود شورش کرده و پس از انقلاب همچنان طغیانگر باقی می‌ماند و با معیارهای اخلاقی خود قواعد جدید را هم به چالش می‌کشد.
او در سال 1957 برند جایزه نوبل شد و سخنرانی اش در مراسم نوبل به مفهوم تعهد در هنر و وظیفه هنرمند پرداخت.
*


@mehreganekherad
‏مرد را می‌توان با زنی که دوست دارد شناخت؛
تصور کن مرا با تو بشناسند.


ادوارد مونک
👍1
Forwarded from دربه‌در
پنجشنبه دوازدهم آذر ۱۳۷۷
محمد مختاری برای خرید مایحتاج خانواده از خانه بیرون رفت و پس از آن او هیچ‌گاه به خانه بازنگشت.
در یک غروب خزانی وقتی که شاعر پا به خیابان می‌گذارد به چه می‌اندیشد؟ یادش آمد که یک لامپ هم باید بخرد. این روزها خانه کمی تاریک‌تر شده بود. چیزهای زیادی به یادش آمد. همین‌طور که می‌رفت یادش آمد که:
از این تونل که بگذرم انگار
باز می‌خواهد اتفاقی بیفتد
خانه چه دور مانده است
و گورستان‌ها
چقدر تکرار می‌شوند...


مراسم خاکسپاری محمد مختاری
تصویر و متن از یادنامۀ محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، صدای آواز
کانون نویسندگان ایران
@gadaboutmitsl
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان ما را از بیهودگی نجات می‌دهد
گفتگوی سوزان سونتاگ و جان برجر
سال ۱۹۸۳
با زیرنویس فارسی
Lamento-della-Ninfa-Amor-Claudio-Monteverdi_4524644
<unknown>
...آورده‌اند که عشقِ اول زیباترین چیزی است که دیر یا زود دل هرکس را دچار کند پس بر ماست شکری سه ،چندان زیرا حظِ چنین لحظه های بی‌نظیری با همهٔ عظمت نصیب قهرمانمان شد؛ و تنها شماری اندک چنین نصیبی از زندگی می‌برند.
احساسات روزگار جوانی دیگران را از مسیر سنگلاخ مکتبی پیش می‌برد که در آن ناچارند از پس هر لذت ،ناچیز، آرزوهای بزرگ خود را به دست باد بسپارند و بیاموزند چگونه باید فکر نیکبختی را هم از سر بیرون کنند.

*بخشی از کتاب «سال‌های شاگردی ویلهلم مایستر» اثر گوته با ترجمهٔ امیر معدنی‌پور

🎧موسیقی:
Lamento della ninfa
اثر monteverdi

@wingsofdesires
2
‏یک فرد، ذاتی روشن و بی‌حرکت نیست که با همه‌ی خوبی‌ها، عیب‌ها، نقشه‌ها، و‌ نیت‌هایش درباره‌ی ما در برابرمان ایستاده باشد، بلکه سایه‌ای است که هرگز در ‌آن رخنه نمی‌توان کرد و درباره‌اش چیزی به نام شناخت مستقیم وجود ندارد،‏ و ما  به یاری گفتار و حتی کردارش درباره‌ی او برای خود مجموعه‌ای از باور می‌سازیم، درحالی‌‌که این و آن چیز جز دانسته‌هایی نابسنده و اغلب متناقض به ما نمی‌دهند، سایه‌ای که می‌توان مجسم کرد که در آن، با یک اندازه احتمال، گاه عشق و گاه نفرت می‌درخشد.

"در جست‌وجوی زمان از دست رفته"
2
هیچ می‌دانی که من در قلب خویش
نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟

فروغ فرخزاد
2
ترکیب جهان سینمایی آلمادوار و دنیای نقاشی‌های ادوارد هاپر می‌شه این فیلم که با قصهٔ کمیاب و رویاگونه‌ش مستقیم می‌ره سراغ مخفی‌ترین عواطف و احساسات انسانی؛ سراغ تنهایی، مرگ و اندوه.
جوری که اگر دل بدی به داستان، آخر فیلم احساساتی درونت غلیان می‌کنه‌ و چه بسا ویرانی در انتظار باشه.
::
‏فیلم در پس پالت رنگی خوش آب‌ورنگ ادوارد هاپر به شدت خشن و سهمگینه، درست مثل خود نقاشی‌های هاپر.
«اتاق مجاور» برای من رفت در فهرست بهترین فیلم‌های عمرم.
هشدار: اگر دل‌نازک‌اید یا تحمل غم زیاد براتون سخته یا اگر عزیزی از دست داده‌اید، بهتره نبینیدش.

The room next door
By pedro almadovar
‌خیلی دوری،
شانه‌هایت دور است،
هُرم نَفَست دور است،
بادی که موهایت را می‌برد، دور است،
چشم‌هایت دور است و خیلی نزدیکی!
سایه‌ات.. سایه‌ات همه جا هست؛
کنار موسیقی و باران و جاده و نور و کلمه!
و سکوتت....

:: بیژن الهی::

@wingsofdesires
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق در حکم گشایش دروازه‌ای به آگاهی درونی و روحی است. وضعیتی دیگرگون از خودآگاهی است که از قضا شدید و تحمل آن دشوار است اما هم‌زمان شورانگیز می‌نماید.

@wingsofdesires
مرگ را دیده‌ام من
در دیداری غمناک
من مرگ را به دست سوده‌ام
من مرگ را زیسته‌ام
با آوازی غمناک
غمناک
وبه عمری سخت دراز و سخت فرساینده
آه!
بگذاریدم!
بگذاریدم!
اگر مرگ
همه آن لحظه ای آشناست که ساعت سرخ
از تپش باز می ماند
وشمعی که به رهگذر باد
میان نبودن و بودن
درنگی نمی کند
خوشا آن دم که زن وار
با شادترین نیاز تنم
به آغوشش کشم
تا قلب
به کاهلی از کار باز ماند
ونگاه چشم
به خالی های جاودانه بر دوخته
وتن عاطل
دردا!
دردا که مرگ
نه مردن شمع
و نه باز ماندن ساعت است
نه استراحت آغوش زنی
که در رجعت جاودانه بازش یابی
نه لیموی پر آبی که می‌مکی
تا آن چه به دور افکندنی ست
تفاله‌ای بیش نباشد
تجربه‌ای است غم‌انگیز
غم‌انگیز
::
شعر احمد شاملو
فیلم پدرو آلموادوار

@mehreganekherad
2🕊1
عشق دارای خاصیت شگفت عطف به گذشته است. در آن دم که کریستف کشف کرد مینا را دوست دارد، همان دم نیز پی برد که همواره عاشق او بوده است.

-ژان کریستف/رومن رولان/ م.ا. به آذین
1