کتابهای علیاکبر سعیدی سیرجانی رو میتونید از این لینکها دانلود کنید:
مقاله ای کوتهآستینان
https://t.me/omidrezaeeblog/203
در آستین مرقع
https://t.me/omidrezaeeblog/204
یادداشتهای صدرالدین عینی
https://t.me/omidrezaeeblog/205
ضحاک ماردوش
https://t.me/omidrezaeeblog/206
بیچاره اسفندیار
https://t.me/omidrezaeeblog/207
سیمای دو زن
https://t.me/omidrezaeeblog/208
مقاله ای کوتهآستینان
https://t.me/omidrezaeeblog/203
در آستین مرقع
https://t.me/omidrezaeeblog/204
یادداشتهای صدرالدین عینی
https://t.me/omidrezaeeblog/205
ضحاک ماردوش
https://t.me/omidrezaeeblog/206
بیچاره اسفندیار
https://t.me/omidrezaeeblog/207
سیمای دو زن
https://t.me/omidrezaeeblog/208
Telegram
گاهشمار شکستهای نخستین
به بهانه انتشار اپیزود دوم پادکست قتلهای زنجیرهای، میتونید کتابهای سعیدی سیرجانی رو اینجا دانلود کنید:
مقاله ای کوتهآستینان - علیاکبر سعیدی سیرجانی
مقاله ای کوتهآستینان - علیاکبر سعیدی سیرجانی
Forwarded from Aasoo - آسو
آریل دورفمن؛ گذشتهای که گریبان آینده را میگیرد🔻
✍ دوستی دارم که روانشناس است و دفتر مشاوره دارد. چند وقت پیش تعریف میکرد که تازگیها مُراجعی دارد که منحصربهفرد است. مُراجع او یک قاضی بازنشسته است که دائم کابوس میبیند. مدام کسانی که محکومشان کرده به خوابش میآیند. دوست روانشناسم از او میپرسد: «چند وقت است که چنین کابوسهایی میبینی؟» قاضی میگوید: «از وقتی که بازنشست شدهام. تا زمانی که کار میکردم سرم به پروندههای تلنبارشدهدر اتاقم گرم بود اما از وقتی بیکار شدم، کابوسها دست از سرم برنمیدارند.»
✍ نیستونابودکردن اجساد قربانیان، استراتژی سبعانهو پلید رژیم پینوشه بود؛ روشی که در ابتدا، به خیال آنان، خردمندانه به نظر میرسید. دیکتاتور با یک تیر دو نشان میزد: از یک سو با ناپدیدکردن اجساد، کشتهشدن قربانیان و اساساً بازداشت آنان، را حاشا کرده و بدینترتیب بر جنایتهای خود سرپوش میگذاشت. از سوی دیگر، با سربهنیستکردن آدمها رعب در دلها میافکند؛ ارعابی که هزینهای نداشت و برای کاسبان ترس بهصرفه بود. دیکتاتور اما خبر نداشت که همین استراتژی عاقبت گریبانش را میگیرد.
✍ حالا دیکتاتورهایی مثل پینوشه و میلوشویچ، اگر اندکی عقل داشته باشند، باید در ستمگری و کشتار، کمتر دستودلبازی به خرج دهند. بههرحال، بیتردید پس از محاکمهی پینوشه، دیگر دیکتاتورها و همدستانشان نمیتوانند با خاطری آسوده در خارج از قلمروی خودکامگیِ خویش عرض اندام نمایند. بهقول دورفمن، نیاز به تأسیس محکمهای فراملی و بینالمللی که احکامش برای تمام حکومتهای جهان ــ حتی در داخل مرزهایشان ــ لازمالاجرا باشد، بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. کسی چه میداند، شاید اگر روزی چنین محکمهای بنا نهاده شود دیگر خودِ دیکتاتوری به افسانهای در گذشته مبدل شود. بهقول دورفمن: گاهی کارِ درست این است که رؤیای ناممکن را در سر بپرورانیم، ناممکن را بخواهیم و برای ناممکن فریاد بزنیم. شاید تاریخ همان موقع گوش سپرده باشد و همان دم پاسخ دهد.
@NashrAasoo 💭
✍ دوستی دارم که روانشناس است و دفتر مشاوره دارد. چند وقت پیش تعریف میکرد که تازگیها مُراجعی دارد که منحصربهفرد است. مُراجع او یک قاضی بازنشسته است که دائم کابوس میبیند. مدام کسانی که محکومشان کرده به خوابش میآیند. دوست روانشناسم از او میپرسد: «چند وقت است که چنین کابوسهایی میبینی؟» قاضی میگوید: «از وقتی که بازنشست شدهام. تا زمانی که کار میکردم سرم به پروندههای تلنبارشدهدر اتاقم گرم بود اما از وقتی بیکار شدم، کابوسها دست از سرم برنمیدارند.»
✍ نیستونابودکردن اجساد قربانیان، استراتژی سبعانهو پلید رژیم پینوشه بود؛ روشی که در ابتدا، به خیال آنان، خردمندانه به نظر میرسید. دیکتاتور با یک تیر دو نشان میزد: از یک سو با ناپدیدکردن اجساد، کشتهشدن قربانیان و اساساً بازداشت آنان، را حاشا کرده و بدینترتیب بر جنایتهای خود سرپوش میگذاشت. از سوی دیگر، با سربهنیستکردن آدمها رعب در دلها میافکند؛ ارعابی که هزینهای نداشت و برای کاسبان ترس بهصرفه بود. دیکتاتور اما خبر نداشت که همین استراتژی عاقبت گریبانش را میگیرد.
✍ حالا دیکتاتورهایی مثل پینوشه و میلوشویچ، اگر اندکی عقل داشته باشند، باید در ستمگری و کشتار، کمتر دستودلبازی به خرج دهند. بههرحال، بیتردید پس از محاکمهی پینوشه، دیگر دیکتاتورها و همدستانشان نمیتوانند با خاطری آسوده در خارج از قلمروی خودکامگیِ خویش عرض اندام نمایند. بهقول دورفمن، نیاز به تأسیس محکمهای فراملی و بینالمللی که احکامش برای تمام حکومتهای جهان ــ حتی در داخل مرزهایشان ــ لازمالاجرا باشد، بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. کسی چه میداند، شاید اگر روزی چنین محکمهای بنا نهاده شود دیگر خودِ دیکتاتوری به افسانهای در گذشته مبدل شود. بهقول دورفمن: گاهی کارِ درست این است که رؤیای ناممکن را در سر بپرورانیم، ناممکن را بخواهیم و برای ناممکن فریاد بزنیم. شاید تاریخ همان موقع گوش سپرده باشد و همان دم پاسخ دهد.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
آریل دورفمن؛ گذشتهای که گریبان آینده را میگیرد
در جریان وقایع کشورتان هستم و امیدوارم سرزمینی که به سرزمین معجزهها معروف است، به اعجاز خود ادامه دهد و صدای مردم را به گوش همه برساند. (آریل دورفمن، خطاب به مردم ایران)[1] دوستی دارم که روانشناس است و دفتر مشاوره دارد. چند وقت پیش تعریف میکرد که تازگیها…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اختلاف بین کامو و سارتر از چه بود؟
Forwarded from شرق
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺چرا فروغ فراموش نمیشود؟
🔹 به بهانه تولد ۸۷ سالگی فروغ فرخزاد، گشتی در خانه پدریاش زدیم و از سایه اقتصادینیا پژوهشگر ادبیات فارسی پرسیدیم «چرا فروغ فراموش نمیشود؟»
🔹🔹ویدیو با کیفیت را اینجا ببینید
@sharghdaily
sharghonline.com
🔹 به بهانه تولد ۸۷ سالگی فروغ فرخزاد، گشتی در خانه پدریاش زدیم و از سایه اقتصادینیا پژوهشگر ادبیات فارسی پرسیدیم «چرا فروغ فراموش نمیشود؟»
🔹🔹ویدیو با کیفیت را اینجا ببینید
@sharghdaily
sharghonline.com
Forwarded from کاغذ
صحنهٔ تظاهرات دکتر ژیواگو، با ترجمهٔ گلکار
آبتین گلکار مشغول ترجمهٔ دکتر ژیواگو، شاهکار باریس پاسترناک، است. او بخشی خواندنی از کتاب را منتشر کرده که در زیر میتوانید مطالعه کنید.
دکتر ژیواگو، صحنهٔ تظاهرات
#بریده_کتاب
@kaaghaz
آبتین گلکار مشغول ترجمهٔ دکتر ژیواگو، شاهکار باریس پاسترناک، است. او بخشی خواندنی از کتاب را منتشر کرده که در زیر میتوانید مطالعه کنید.
دکتر ژیواگو، صحنهٔ تظاهرات
#بریده_کتاب
@kaaghaz
ویرگول
بخشی از رمان «دکتر ژیواگو»
پاتولیا، یا همان پاولوشکا آنتیپوف، پسر پاول فراپانتویچ که بازداشت شده بود و داریا فیلیمونوونا که در بیمارستان بستری بود، به خانهی تیوِرزین…
در عصر ما، نظریۀ آزادی اندیشه از دو جهت مورد حمله قرار گرفته است. در یک سو، دشمنان نظری این تفکر قرار دارند؛ توجیهگران تمامیتخواهی. و در سوی دیگر، دشمنانی غریزی و عملگرا قرار دارند، افراد انحصارطلب و دیوانسالار. هر نویسنده یا روزنامهنگاری که میخواهد صداقت خود را حفظ کند، متوجه میشود که بهجای رنج و آزار فعالانه، رودرروی یک کژرفت کلی از سوی جامعه قرار دارد. منحصر بودن مطبوعات به چند ثروتمند، انحصار رادیو و فیلمها، عدم تمایل مردم به صرف هزینه برای کتاب، از جمله موانعی هستند که علیه یک نویسنده عمل میکنند و باعث میشوند که هر نویسندهای بخشی از وقت خود را صرف نوشتن تنها برای کسب درآمد کند. دستاندازی ادارات رسمی مثل وزارت کشور و مجلس بریتانیا در این حوزه، اگرچه باعث میشود نویسنده زنده بماند ولی باعث اتلاف وقت نویسنده و تحمیل نظرات خود به او میشوند، و فضای همیشه جنگیِ ده سال گذشته، تأثیرات آشفتهکنندهای بهجای گذاشته که هیچکس امکان گریز از آن را ندارد.
در عصر ما همهچیز دست در دست هم داده است تا نویسنده و هر هنرمند دیگری را به یک عنصر جزئی تبدیل و وادار کند روی مضامینی کار کند که از بالا تعیین شده، و هیچوقت آنچه او خودش تمام حقیقت میداند، برایش برملا نمیشود. ولی این نویسنده در نبرد خود با سرنوشت، هیچ کمکی از جانب خود نمیگیرد، بهعبارتدیگر، هیچ عقیدۀ مستحکمی وجود ندارد که به او اطمینان دهد در طرف درست قضیه قرار دارد. در گذشته، در طول قرنهایی که پروتستانها قدرت را در دست داشتند، نظریۀ شورش و نظریۀ یکپارچگی فکری با هم ادغام شده بودند. یک فرد قهرمان (سیاسی، اخلاقی، مذهبی یا زیباشناختی) کسی بود که اجازه نمیداد از وجدان خود تخطی کند.
***
بخشی از کتاب:
هنر، همه فریب است/جرچ اورول/ترجمۀ سینا بحیرایی
در عصر ما همهچیز دست در دست هم داده است تا نویسنده و هر هنرمند دیگری را به یک عنصر جزئی تبدیل و وادار کند روی مضامینی کار کند که از بالا تعیین شده، و هیچوقت آنچه او خودش تمام حقیقت میداند، برایش برملا نمیشود. ولی این نویسنده در نبرد خود با سرنوشت، هیچ کمکی از جانب خود نمیگیرد، بهعبارتدیگر، هیچ عقیدۀ مستحکمی وجود ندارد که به او اطمینان دهد در طرف درست قضیه قرار دارد. در گذشته، در طول قرنهایی که پروتستانها قدرت را در دست داشتند، نظریۀ شورش و نظریۀ یکپارچگی فکری با هم ادغام شده بودند. یک فرد قهرمان (سیاسی، اخلاقی، مذهبی یا زیباشناختی) کسی بود که اجازه نمیداد از وجدان خود تخطی کند.
***
بخشی از کتاب:
هنر، همه فریب است/جرچ اورول/ترجمۀ سینا بحیرایی
Concertino for Santur
Hossien Dehlavi_Faramarz Payvar
♪آلبوم زیبا و دلنشین "سبک بالّ" در دستگاه شور ساخته شد. کنسرتینو برای سنتور و ارکستر، یکی از بخشهای این آلبوم، نتیجه همکاری مشترک دهلوی با فرامرز پایور است.
Wing style
Concertino for Santur
Hosein Dehlavi_Faramarz Payvar
18 Januari 2018
Wing style
Concertino for Santur
Hosein Dehlavi_Faramarz Payvar
18 Januari 2018
MoMA.html
245.2 KB
"مجموعه آثار موزه هنر مدرن نیویورک"
مجموعه آثار گالری ملی لندن:
@TheNationalGallery
مجموعه آثار موزه متروپولیتن نیویورک:
@TheMetropolitanMuseum
مجموعه آثار گالری ملی هنر واشنگتن:
@TheNationalGalleryofArt
مجموعه آثار موزه دل پرادو:
@ThePradoMuseum
مجموعه آثار گالری ملی لندن:
@TheNationalGallery
مجموعه آثار موزه متروپولیتن نیویورک:
@TheMetropolitanMuseum
مجموعه آثار گالری ملی هنر واشنگتن:
@TheNationalGalleryofArt
مجموعه آثار موزه دل پرادو:
@ThePradoMuseum
سقوط انسان، اثر تیتیان نقاش قرن شانزدهمی اهل ونیز است.
تیتیان این تابلو را در ۹۴ سالگی کشیده است و اکنون در موزه پرادو نگهداری میشود.
درختی که در این تابلو کشیده شده، محور دنیای اسطورهشناختی در مقطعی از تاریخ بشر است که زمان و جاودانگی، یا حرکت و سکون هر دو یکی هستند. یعنی زمان حضور ازلی انسان در بهشت. دورهای که زمان وجود نداشته، نه قبلی بوده و نه بعدی.
درخت در اینجا فقط در جنبهٔ دنیوی آن، یعنی نمادی از معرفت بر خیر و شر، سود و زیان و میل و ترس به تصویر کشیده شده است.
حوا در سمت راست تابلو ایستاده و وسوسهگر را در شمایل کودکی میبیند که سیبی به او میدهد.
اما آدم از زاویهٔ مقابل، پاهای شبیه مارِ وسوسهگر را میبیند و احساس ترس میکند.
میل و ترس دو احساسی هستند که بر کل زندگی در جهان انسانی سیطره دارند.
در جهان انسانها میل(اشتیاق) در نقش طعمه و ترس (مرگ، هبوط از بهشت به زمین) نقش قلاب را دارند.
...
با نگاهی به کتاب قدرت اسطوره، جوزف کمبل
تیتیان این تابلو را در ۹۴ سالگی کشیده است و اکنون در موزه پرادو نگهداری میشود.
درختی که در این تابلو کشیده شده، محور دنیای اسطورهشناختی در مقطعی از تاریخ بشر است که زمان و جاودانگی، یا حرکت و سکون هر دو یکی هستند. یعنی زمان حضور ازلی انسان در بهشت. دورهای که زمان وجود نداشته، نه قبلی بوده و نه بعدی.
درخت در اینجا فقط در جنبهٔ دنیوی آن، یعنی نمادی از معرفت بر خیر و شر، سود و زیان و میل و ترس به تصویر کشیده شده است.
حوا در سمت راست تابلو ایستاده و وسوسهگر را در شمایل کودکی میبیند که سیبی به او میدهد.
اما آدم از زاویهٔ مقابل، پاهای شبیه مارِ وسوسهگر را میبیند و احساس ترس میکند.
میل و ترس دو احساسی هستند که بر کل زندگی در جهان انسانی سیطره دارند.
در جهان انسانها میل(اشتیاق) در نقش طعمه و ترس (مرگ، هبوط از بهشت به زمین) نقش قلاب را دارند.
...
با نگاهی به کتاب قدرت اسطوره، جوزف کمبل
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴روایت و عکسهای یحیی دهقانپور از مراسم خاکسپاری فروغ فرخزاد.
⚫فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
📌گزارش از مریم عرفان
@wingsofdesires
⚫فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
📌گزارش از مریم عرفان
@wingsofdesires
Audio
زیستن نه با دروغ؛ بیانیهی برای زندگی در زمانۀ ظلم
متن: الکساندر سولژنستین
ترجمه: آبتین گلکار
روایت: رامین خسروتاش
@mehreganekherad
متن: الکساندر سولژنستین
ترجمه: آبتین گلکار
روایت: رامین خسروتاش
@mehreganekherad
Forwarded from تصویر و زندگی
تصویر و زندگی
Photo
یک: همیشه از خودم پرسیدهام که چرا جادوگران را -اغلب- میسوزاندند؟ چرا مثلا به کشتن با چاقو یا حلقآویز کردن و یا شکنجه بسنده نمیکردند؟ چرا زنان در طول تاریخ بیش از مردان سوزانیده شدهاند؟ در اینجا مسئله بر سر میزان قساوت نیست بلکه بر سرِ فرم آن است. تاریخِ ساحرهسوزی به اروپا و قرون میانی محدود نمیشود و همین الان نیز در بسیاری از قبایلِ آفریقایی و شرقِ دور ادامه دارد.
دو: چه نسبتی بین ساحره و فاحشه وجود دارد؟ چرا شهر نو را آتش زدند؛ همانجا که به «قلعهی خاموشان شهره بود» و زناناش «ساکنان محل غم» نام داشتند. چرا انقلابیها اصرار داشتند تا آنجا را بسوزانند و چرا آتشنشانی از خاموشکردن بدنهای سوختهی زنان ممانعت کرد؟ چرا همیشه جملاتی همچون «اگه از خونه با این وضع بری بیرون آتیشت میزنم» مختص زنان بوده.
سوزاندن بدن -فقط و فقط به یک معناست: نفرتِ ناشی از ترس. میسوزانیم تا از زنان، امکانِ بازگشت به تن را بگیریم: یک ترس الهیاتی از امکان رستاخیز. صدای نالهی سوختنِ «ساکنان محل غم» اما تا ابد در شهر خواهد میپیچید: در روایات ابراهیمی، قیامت با صدای غرشِ کوهها و ابرها آغاز میشود و البته صدای زنانِ بیصدا.
کانال تصویر و زندگی
دو: چه نسبتی بین ساحره و فاحشه وجود دارد؟ چرا شهر نو را آتش زدند؛ همانجا که به «قلعهی خاموشان شهره بود» و زناناش «ساکنان محل غم» نام داشتند. چرا انقلابیها اصرار داشتند تا آنجا را بسوزانند و چرا آتشنشانی از خاموشکردن بدنهای سوختهی زنان ممانعت کرد؟ چرا همیشه جملاتی همچون «اگه از خونه با این وضع بری بیرون آتیشت میزنم» مختص زنان بوده.
سوزاندن بدن -فقط و فقط به یک معناست: نفرتِ ناشی از ترس. میسوزانیم تا از زنان، امکانِ بازگشت به تن را بگیریم: یک ترس الهیاتی از امکان رستاخیز. صدای نالهی سوختنِ «ساکنان محل غم» اما تا ابد در شهر خواهد میپیچید: در روایات ابراهیمی، قیامت با صدای غرشِ کوهها و ابرها آغاز میشود و البته صدای زنانِ بیصدا.
کانال تصویر و زندگی
👍1
4Shanbesoori
Samin Baghcheban
به یاد ثمین باغچهبان عزیز که یازده سال پیش همین روزها رفت:
کاشکی هر روز بود روز نوروز
کاشکی هر شب بود چهارشنبهسوری
...
آی ستاره، آی ستارهبارون
چلچراغون کن شبهای ایرون
باد فروردین برخیز از البرز
گل ببارون بر پهنای ایرون
@bahmanshafa
کاشکی هر روز بود روز نوروز
کاشکی هر شب بود چهارشنبهسوری
...
آی ستاره، آی ستارهبارون
چلچراغون کن شبهای ایرون
باد فروردین برخیز از البرز
گل ببارون بر پهنای ایرون
@bahmanshafa
پایانبندی این سال سخت و سیاه هم این آهنگ آقای قربانی باشه
Roozhaye Bi Gharar
Alireza Ghorbani
روزهای بی قرار
علیرضا قربانی
آهنگساز: حسام ناصری
شعر: حسین غیاثی
ناشر: موسسه فرهنگی هنری شهر آفتاب و موسسه فرهنگی هنری آهنگ اشتیاق
🌐 @AlirezaGhorbaniOfficial
علیرضا قربانی
آهنگساز: حسام ناصری
شعر: حسین غیاثی
ناشر: موسسه فرهنگی هنری شهر آفتاب و موسسه فرهنگی هنری آهنگ اشتیاق
🌐 @AlirezaGhorbaniOfficial
بهارا ، زنده مانی، زندگی بخش
به فروردین ما فرخندگی بخش
هنوز اینجا جوانی دلنشین است
هنوز اینجا نفسها آتشین است
مبین کاین شاخهٔ بشکسته خشک است
چو فردا بنگری، پر بیدمشک است
مگو کاین سرزمینی شورهزار است
چو فردا در رسد، رشک بهار است
اگر خود عمر باشد، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم
دگربارت چو بینم، شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار
*هوشنگ ابتهاج
به فروردین ما فرخندگی بخش
هنوز اینجا جوانی دلنشین است
هنوز اینجا نفسها آتشین است
مبین کاین شاخهٔ بشکسته خشک است
چو فردا بنگری، پر بیدمشک است
مگو کاین سرزمینی شورهزار است
چو فردا در رسد، رشک بهار است
اگر خود عمر باشد، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم
دگربارت چو بینم، شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار
*هوشنگ ابتهاج