yalda
Iman Fani
▫️اگر دل و دماغ یلدا را ندارید، این پادکست را بشنوید.
آیینهایی چون #یلدا و دیگر رسوم فلات ایران در حقیقت جعبه کمکهای اولیه روانشناختی این مردماند که در وقت افسردگی و دلمردگی نیاز به آنها دوچندان میشود و نباید فراموش شوند.
#چله #تابآوری
🔗منبع: @dr_iman_fani
@wingsofdesires
آیینهایی چون #یلدا و دیگر رسوم فلات ایران در حقیقت جعبه کمکهای اولیه روانشناختی این مردماند که در وقت افسردگی و دلمردگی نیاز به آنها دوچندان میشود و نباید فراموش شوند.
#چله #تابآوری
🔗منبع: @dr_iman_fani
@wingsofdesires
❤1
اریش فروم میگوید که در دوران «مادرشاهی» یک نوع «رشک به آبستنی» در مردها وجود داشته و جنس مذکر برای اثبات اینکه او نیز دارای قدرت آفرینندگی و زایش است به قدرت کلام و جادوی فکر متوسل شده است.
اسطورهٔ مردوک یا مردوخ* اسطورهٔ خلقت در تورات است که در آن خداوند با کلمهٔ خود جهان را میآفریند و دیگر نیازی به نیروی آفرینندهٔ زن نیست و مرد آنچنان قدرت باروری مییابد که حتی حوا نیز از دندهٔ او زاده میشود.
- نقل از کتاب «زبان از یاد رفته» اریش فروم، ترجمهٔ دکتر امانت
*مردوک یا مردوخ(marduk) یکی از خدایان باستانی تمدن بابل است.
در تمدن بابلیان مردوک به عنوان خدای باروری و آفرینش مطرح است.
او در دوره حمورابی بهعنوان محافظ بابل بهشمار میرفت.
مردوک فرزند انکی خدای آبها و جانشین آنو خدای خدایان است. در اساطیر بینالنهرین و در پی توسعه اقتدار سیاسی بابل، مردوک صفات بیشتر خدایان بینالنهرین را گرد آورد و در جنگ با دو نفر پرداخت تیامات و کینگو، و از ترکیب خون و خاک، انسان را درست کرد او همچنین به خدای سحر و جادو معروف است و به رئیس خدایان بابلی، آفریدگار انسان، نور و زندگی بدل شد.
او را گاه در ردای جواهر دوخته و با عصا و حلقه پادشاهی مجسم کردهاند.
#اسطوره
اسطورهٔ مردوک یا مردوخ* اسطورهٔ خلقت در تورات است که در آن خداوند با کلمهٔ خود جهان را میآفریند و دیگر نیازی به نیروی آفرینندهٔ زن نیست و مرد آنچنان قدرت باروری مییابد که حتی حوا نیز از دندهٔ او زاده میشود.
- نقل از کتاب «زبان از یاد رفته» اریش فروم، ترجمهٔ دکتر امانت
*مردوک یا مردوخ(marduk) یکی از خدایان باستانی تمدن بابل است.
در تمدن بابلیان مردوک به عنوان خدای باروری و آفرینش مطرح است.
او در دوره حمورابی بهعنوان محافظ بابل بهشمار میرفت.
مردوک فرزند انکی خدای آبها و جانشین آنو خدای خدایان است. در اساطیر بینالنهرین و در پی توسعه اقتدار سیاسی بابل، مردوک صفات بیشتر خدایان بینالنهرین را گرد آورد و در جنگ با دو نفر پرداخت تیامات و کینگو، و از ترکیب خون و خاک، انسان را درست کرد او همچنین به خدای سحر و جادو معروف است و به رئیس خدایان بابلی، آفریدگار انسان، نور و زندگی بدل شد.
او را گاه در ردای جواهر دوخته و با عصا و حلقه پادشاهی مجسم کردهاند.
#اسطوره
ریشههای تاریخی و آیینی شب یلدا
علی طهماسبی
🎙سخنرانی علی طهماسبی درباره یلدا (سال ۱۳۸۸)
#جشن_ایرانی #یلدا با #طبیعت سرزمین ما و اسطورههای باستانی ایران پیوندی ناگسستنی دارد. این آیین از یک سو با طبیعت و از سوی دیگر با اسطورههای نور و ظلمت که #امید رهایی از ستم را نوید میدهد همآهنگ است. یلدا با کریسمس و داستانِ زاده شدن عیسی مسیح هم در پیوند است چندان که به روایت انجیل، نخستین کسانی که هنگام تولد مسیح به دیدار مریم رفتند و هدایایی پیشکش کردند سه مجوسی (زرتشتی) از سرزمین ایران بودند.
🔗 منبع: کانال سخنرانیها
#اسطوره #ریشههای_مشترک
@wingsofdesires
#جشن_ایرانی #یلدا با #طبیعت سرزمین ما و اسطورههای باستانی ایران پیوندی ناگسستنی دارد. این آیین از یک سو با طبیعت و از سوی دیگر با اسطورههای نور و ظلمت که #امید رهایی از ستم را نوید میدهد همآهنگ است. یلدا با کریسمس و داستانِ زاده شدن عیسی مسیح هم در پیوند است چندان که به روایت انجیل، نخستین کسانی که هنگام تولد مسیح به دیدار مریم رفتند و هدایایی پیشکش کردند سه مجوسی (زرتشتی) از سرزمین ایران بودند.
🔗 منبع: کانال سخنرانیها
#اسطوره #ریشههای_مشترک
@wingsofdesires
Reng e farah - Homayun(www.Delzendeha.Blogfa.com)
Razavi Sarvestani & Markaze Hefzo Esha'e
در این قطعه موسیقی چیزی پنهان است که به گمانم "لطیف" نزدیکترین واژه به آن باشد، اگرچه کلمات همیشه در بیان احساسات ناقص و الکن هستند
✅ چرا خشونت پرهیزم؟
✍️مصطفی ملکیان
🔹خشونت چیست؟
هر رفتاری اعم از هر گفتاری و هر کرداری و هر زبان بدنی که خلاف خوشایند مخاطب باشد خشونت است و این وسیع ترین معنای خشونت است اما معمولا خشونت را کمی تنگ تر از این می گیرند. شدیدترین و مهمترین مصادیق خشونت، کتک زدن، سوزاندن، کشتن، ایجاد نقص عضو، مثله کردن، شکنجه کردن و تجاوز به دیگری است.
مدعای من این است که هرگونه رفتاری که برای دریافت کننده ناخوشایند باشد خلاف اخلاق است مگر اینکه به واسطه چیز دیگری از این اصل عدول کنیم.
🔹 مخاطبان خشونت پرهیزی
واقعیت این است که هر وقت بحث از خشونت پرهیزی می شود در درجه اول حکومت ها مورد بحث هستند و در درجه دوم مردم.
🔹استدلال ها در دفاع از خشونت پرهیزی
دفاع از خشونت پرهیزی به دو جهت است: 1. مصلحت اندیشانه 2. اخلاقی.
🔹 چرایی خشونت پرهیزی از منظر مصلحت اندیشانه:
1️⃣ خشونت ورزی خسارات عظیم انسانی، مادی و معنوی به بار می آورد. این یک ادعای تاریخی تجربی است. خشونت ورزی باعث از دست رفتن جان انسانها و سرمایه های مادی می شود و بر اذهان و روان بازماندگان تاثیر مخرب بر جای می گذارد. اگر بنابر این است که کمترین خسارت انسانی، مادی و معنوی عارض انسان شود این در اجتناب یکی از طرفین یا به طریق اولی اجتناب هر دو طرف از خشونت حاصل می شود.
2️⃣ اگر کسی یا کسانی دست به خشونت ببرند و محیط از این راه رادیکالیزه شود پیروز این میدان طرفی خواهد بود که از همه خشن تر و بیرحم تر و خونریزتر است. مهم نیست چه کسی خواهد بود؛ استعداد خونریزی که تا امروز معطوف به رقبا بود، بعد از آن معطوف به شهروندان خواهد شد. از محیط های رادیکالیزه هیچ قدرت و حکومتی پیروز بیرون نیامده که از فردای پیروزی با مردم با مهربانی برخورد کند.
3️⃣وقتی من با شما خشونت می ورزم اما شما خشونت ورزی نمی کنید بنا به تحقیقات فراوان احساس شرم و گناه و تقصیر و تقصیر در من ستمگر بالا می رود.
4️⃣در کسانی که شاهد خشونت ورزی هستند احساس همدردی با کسی که خشونت می بیند، بسیار بالا می رود. مثال رفتار حزب کمونیست حاکم بر چین در سال ۱۹۸۹ با معترضان است؛ در طول چند روز چندین هزار نفر کشته شدند. از این فجایع هزاران هزار فیلم و عکس تهیه شد ولی با این همه اگر یک فرد مخالف رژیم حاکم بر چین بخواهد من و شما را به ظالم و ستمگر بودن این رژیم متقاعد کند کدام عکس و فیلم را نشان میدهد؟ عکسی را که جوانی بدون اسلحه مقابل تانک ها ایستاده است. چون میداند وقتی این عکس را نشان دهد احتمال اینکه ما با این جوان همدردی پیدا کنیم و از رژیم حاکم بر چین احساس نفرت داشته باشیم بیشتر است تا وقتی که تصویری را نشان دهد که نیروهای حکومتی حمله می کنند و نیروهای مردمی حملات شان را جواب می دهند. اساساً ما اینطور ساخته شده ایم که وقتی مظلومی را در مقام دفاع نمی بینیم انگار وجدان ما در مقام دفاع از او بر می آید ولی وقتی مظلومی را در حال دفاع از خودش می بینیم حتی اگر به جهت مظلومیتی که در او هست هم مدافع او باشیم ولی از این جهت اضافه مدافعش نیستیم. مظلومی که راه مسالمت در پیش گرفته وجدان انسان ها دفاع از او را بر عهده می گیرد.
🔹 چرایی خشونت پرهیزی از منظر اخلاقی
1️⃣من به دیدگاه وحدت وجودی قائلم که میگوید همه ما انسان ها در سرشت و سرنوشت یک موجود یکپارچه را می سازیم و بنابراین هر تصوری از جامعه بشری باید تصور ارگانیک باشد؛ اگر کوچکترین آسیبی به یک جزء درخت رسید کم یا بیش به تمام اجزای درخت آسیب می رسد.
2️⃣ هدف هرگز وسیله را توجیه نمی کند. اینکه بگوییم چون هدف ما پاک است می توانیم از وسیله ناپاک استفاده کنیم نادرست است. ناپاکی همیشه به هدف سرایت خواهد کرد. امکان ندارد به هدف پاک با وسایل ناپاک رسید.
3️⃣ به لحاظ اخلاقی عفو و آشتی بر انتقام و قهر رجحان دارد. اگر امر دائر بین عفو و آشتی و انتقام و قهر باشد، آنکه مورد توجه اخلاق است عفو و آشتی است.
4️⃣ نکته دیگر اینکه من به دوگانه سقراطی قائلم. اگر امر دایر شد بین خشونت کردن و خشونت دیدن حق با سقراط بود که خشونت دیدن بر خشونت کردن از لحاظ اخلاقی مرجح است.
➖منبع: سخنرانی با عنوان خشونتپرهیزی: مشروط یا نامشروط؟
@wingsofdesires
✍️مصطفی ملکیان
🔹خشونت چیست؟
هر رفتاری اعم از هر گفتاری و هر کرداری و هر زبان بدنی که خلاف خوشایند مخاطب باشد خشونت است و این وسیع ترین معنای خشونت است اما معمولا خشونت را کمی تنگ تر از این می گیرند. شدیدترین و مهمترین مصادیق خشونت، کتک زدن، سوزاندن، کشتن، ایجاد نقص عضو، مثله کردن، شکنجه کردن و تجاوز به دیگری است.
مدعای من این است که هرگونه رفتاری که برای دریافت کننده ناخوشایند باشد خلاف اخلاق است مگر اینکه به واسطه چیز دیگری از این اصل عدول کنیم.
🔹 مخاطبان خشونت پرهیزی
واقعیت این است که هر وقت بحث از خشونت پرهیزی می شود در درجه اول حکومت ها مورد بحث هستند و در درجه دوم مردم.
🔹استدلال ها در دفاع از خشونت پرهیزی
دفاع از خشونت پرهیزی به دو جهت است: 1. مصلحت اندیشانه 2. اخلاقی.
🔹 چرایی خشونت پرهیزی از منظر مصلحت اندیشانه:
1️⃣ خشونت ورزی خسارات عظیم انسانی، مادی و معنوی به بار می آورد. این یک ادعای تاریخی تجربی است. خشونت ورزی باعث از دست رفتن جان انسانها و سرمایه های مادی می شود و بر اذهان و روان بازماندگان تاثیر مخرب بر جای می گذارد. اگر بنابر این است که کمترین خسارت انسانی، مادی و معنوی عارض انسان شود این در اجتناب یکی از طرفین یا به طریق اولی اجتناب هر دو طرف از خشونت حاصل می شود.
2️⃣ اگر کسی یا کسانی دست به خشونت ببرند و محیط از این راه رادیکالیزه شود پیروز این میدان طرفی خواهد بود که از همه خشن تر و بیرحم تر و خونریزتر است. مهم نیست چه کسی خواهد بود؛ استعداد خونریزی که تا امروز معطوف به رقبا بود، بعد از آن معطوف به شهروندان خواهد شد. از محیط های رادیکالیزه هیچ قدرت و حکومتی پیروز بیرون نیامده که از فردای پیروزی با مردم با مهربانی برخورد کند.
3️⃣وقتی من با شما خشونت می ورزم اما شما خشونت ورزی نمی کنید بنا به تحقیقات فراوان احساس شرم و گناه و تقصیر و تقصیر در من ستمگر بالا می رود.
4️⃣در کسانی که شاهد خشونت ورزی هستند احساس همدردی با کسی که خشونت می بیند، بسیار بالا می رود. مثال رفتار حزب کمونیست حاکم بر چین در سال ۱۹۸۹ با معترضان است؛ در طول چند روز چندین هزار نفر کشته شدند. از این فجایع هزاران هزار فیلم و عکس تهیه شد ولی با این همه اگر یک فرد مخالف رژیم حاکم بر چین بخواهد من و شما را به ظالم و ستمگر بودن این رژیم متقاعد کند کدام عکس و فیلم را نشان میدهد؟ عکسی را که جوانی بدون اسلحه مقابل تانک ها ایستاده است. چون میداند وقتی این عکس را نشان دهد احتمال اینکه ما با این جوان همدردی پیدا کنیم و از رژیم حاکم بر چین احساس نفرت داشته باشیم بیشتر است تا وقتی که تصویری را نشان دهد که نیروهای حکومتی حمله می کنند و نیروهای مردمی حملات شان را جواب می دهند. اساساً ما اینطور ساخته شده ایم که وقتی مظلومی را در مقام دفاع نمی بینیم انگار وجدان ما در مقام دفاع از او بر می آید ولی وقتی مظلومی را در حال دفاع از خودش می بینیم حتی اگر به جهت مظلومیتی که در او هست هم مدافع او باشیم ولی از این جهت اضافه مدافعش نیستیم. مظلومی که راه مسالمت در پیش گرفته وجدان انسان ها دفاع از او را بر عهده می گیرد.
🔹 چرایی خشونت پرهیزی از منظر اخلاقی
1️⃣من به دیدگاه وحدت وجودی قائلم که میگوید همه ما انسان ها در سرشت و سرنوشت یک موجود یکپارچه را می سازیم و بنابراین هر تصوری از جامعه بشری باید تصور ارگانیک باشد؛ اگر کوچکترین آسیبی به یک جزء درخت رسید کم یا بیش به تمام اجزای درخت آسیب می رسد.
2️⃣ هدف هرگز وسیله را توجیه نمی کند. اینکه بگوییم چون هدف ما پاک است می توانیم از وسیله ناپاک استفاده کنیم نادرست است. ناپاکی همیشه به هدف سرایت خواهد کرد. امکان ندارد به هدف پاک با وسایل ناپاک رسید.
3️⃣ به لحاظ اخلاقی عفو و آشتی بر انتقام و قهر رجحان دارد. اگر امر دائر بین عفو و آشتی و انتقام و قهر باشد، آنکه مورد توجه اخلاق است عفو و آشتی است.
4️⃣ نکته دیگر اینکه من به دوگانه سقراطی قائلم. اگر امر دایر شد بین خشونت کردن و خشونت دیدن حق با سقراط بود که خشونت دیدن بر خشونت کردن از لحاظ اخلاقی مرجح است.
➖منبع: سخنرانی با عنوان خشونتپرهیزی: مشروط یا نامشروط؟
@wingsofdesires
رودیارد کیپلینگ شاعر انگلیسی جایی گفته است؛ «غرور آخرین مرحلهٔ پیش از سقوط است.»
تحلیل شخصیتهای پهلوانی اوستایی و شاهنامهای نشان میدهد که بسیاری از خصوصیات این پهلوانان از جمله گرشاسب و رستم، همان خصوصیات یکی از خدایان کهن تمدن هند و ایرانی است.
این خدای کهن فرهنگ هندوایرانی ایندره (indra) نام دارد.
بنا به مدارکی که از ادبیات سنسکریت باز مانده است و در پی تطبیق آنها با زندگی رستم در شاهنامه میتوان گفت:
همانگونه که ایندره به طرزی نامعمول از پهلوی مادر به گیتی آمد، رستم نیز از پهلوی مادر زاده شد.
همانگونه که ایندره به هنگام کودکی چرخ خورشید را به حرکت در آورد رستم نیز در کودکی دلاوریها کرد.
همانگونه که ایندره گرز خویش را به ارث برده بود، رستم نیز گرز خویش را به ارث برده بود.
همانگونه که ایندره افشرهٔ گیاه سکرآور سومه soma را پیوسته مینوشید، رستم نیر در میگساری دلیر بود.
همانگونه که ایندره به درشتیِ اندام در میان خدایان شهره بود، رستم نیز پهلوانی تنومند و درشتاندام بود.
همانگونه که ایندره میتوانست تا سیصد گاومیش را کباب کند و بخورد، رستم نیز به پُرخوراکی شهره بود، چونانکه تنهٔ درختی را سیخ کباب میساخت و گورخری را بر آن کباب میکرد و میخورد.
از اسطوره تا تاریخ/مهرداد بهار
@wingsofdesires
این خدای کهن فرهنگ هندوایرانی ایندره (indra) نام دارد.
بنا به مدارکی که از ادبیات سنسکریت باز مانده است و در پی تطبیق آنها با زندگی رستم در شاهنامه میتوان گفت:
همانگونه که ایندره به طرزی نامعمول از پهلوی مادر به گیتی آمد، رستم نیز از پهلوی مادر زاده شد.
همانگونه که ایندره به هنگام کودکی چرخ خورشید را به حرکت در آورد رستم نیز در کودکی دلاوریها کرد.
همانگونه که ایندره گرز خویش را به ارث برده بود، رستم نیز گرز خویش را به ارث برده بود.
همانگونه که ایندره افشرهٔ گیاه سکرآور سومه soma را پیوسته مینوشید، رستم نیر در میگساری دلیر بود.
همانگونه که ایندره به درشتیِ اندام در میان خدایان شهره بود، رستم نیز پهلوانی تنومند و درشتاندام بود.
همانگونه که ایندره میتوانست تا سیصد گاومیش را کباب کند و بخورد، رستم نیز به پُرخوراکی شهره بود، چونانکه تنهٔ درختی را سیخ کباب میساخت و گورخری را بر آن کباب میکرد و میخورد.
از اسطوره تا تاریخ/مهرداد بهار
@wingsofdesires
- شما خوشبین هستید؟ به آینده دارم میگم.
احمد محمود: نباشم که باید برم بمیرم. باید خوشبین بود. به هر جهت باید بدبینی رو راهشو سد کرد. هر چند با قدرت هجوم میاره به آدم. ولی باید جلو راهشو گرفت. راهی نیست. همهی اینا رو که گفتم جمع کنی بذاری رو هم دیگه، یه تهرنگ خوشبینی پیدا میشه در من اون وقت. خب هست. باید زندگی کرد. زندگی رو ساخت. زندگی رو دگرگون کرد. نه که زندگی رو کشف کرد. باید زندگی رو دگرگون کرد.
- از مستند «احمد محمود؛ نویسندهی انسانگرا»؛ ساختهی بهمن مقصودلو.
4 دی زادروز احمد محمود است که در میان نویسندگان ادبیات معاصر از جایگاهی برجسته برخوردار است. احمد محمود روایتگر احوالات مردم و جامعه در بستری از تاریخ و تنیده با وقایع تاریخی بود.
معروفترین اثر او رمان همسایهها است که در این رمان داستان جوانی به نام خالد را پیش از کودتای ۲۸ مرداد و دوران نهضت ملیشدن نفت در شهر اهواز روایت میکند.
دیگر اثر تحسینشدۀ او رمان سه جلدی مدار صفر درجه است که این رمان دربارهٔ وقایع انقلاب ایران است که حوادث آن در شهر اهواز اتفاق میافتد. شخصیت اصلی این کتاب باران نام دارد.
بهگفته عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد وقت ایران؛ قرار بود در جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در ایران که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۷۶ برگزار کرد، جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران به این کتاب اختصاص یابد اما بهدلیل مخالفت سید علی خامنهای رهبر ایران این جایزه اهدا نشد. مهاجرانی در نامه سرگشادهای به رهبر ایران نوشتهاست: «تنها نقطهٔ مقاومت شما رمان مدار صفر درجه احمد محمود بود که از قضا به عنوان رمان برگزیدهٔ بیست سال ادبیات داستانی انتخاب شده بود و من هیچگاه نگاه بهتزده و غمآلود احمد محمود را از یاد نمیبرم… حتماً به یاد دارید فرمودید این رمان ضد جنگ است. گفتم مگر شما ضد جنگ نیستید؟! جنگ یک شر ناگزیر است و نه یک خیر لازم…»
از دیگر آثار مهم احمد محمود زمین سوخته و داستان یک شهر است. او در سال 1381 درگذشت.
@wingsofdesires
احمد محمود: نباشم که باید برم بمیرم. باید خوشبین بود. به هر جهت باید بدبینی رو راهشو سد کرد. هر چند با قدرت هجوم میاره به آدم. ولی باید جلو راهشو گرفت. راهی نیست. همهی اینا رو که گفتم جمع کنی بذاری رو هم دیگه، یه تهرنگ خوشبینی پیدا میشه در من اون وقت. خب هست. باید زندگی کرد. زندگی رو ساخت. زندگی رو دگرگون کرد. نه که زندگی رو کشف کرد. باید زندگی رو دگرگون کرد.
- از مستند «احمد محمود؛ نویسندهی انسانگرا»؛ ساختهی بهمن مقصودلو.
4 دی زادروز احمد محمود است که در میان نویسندگان ادبیات معاصر از جایگاهی برجسته برخوردار است. احمد محمود روایتگر احوالات مردم و جامعه در بستری از تاریخ و تنیده با وقایع تاریخی بود.
معروفترین اثر او رمان همسایهها است که در این رمان داستان جوانی به نام خالد را پیش از کودتای ۲۸ مرداد و دوران نهضت ملیشدن نفت در شهر اهواز روایت میکند.
دیگر اثر تحسینشدۀ او رمان سه جلدی مدار صفر درجه است که این رمان دربارهٔ وقایع انقلاب ایران است که حوادث آن در شهر اهواز اتفاق میافتد. شخصیت اصلی این کتاب باران نام دارد.
بهگفته عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد وقت ایران؛ قرار بود در جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در ایران که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۷۶ برگزار کرد، جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران به این کتاب اختصاص یابد اما بهدلیل مخالفت سید علی خامنهای رهبر ایران این جایزه اهدا نشد. مهاجرانی در نامه سرگشادهای به رهبر ایران نوشتهاست: «تنها نقطهٔ مقاومت شما رمان مدار صفر درجه احمد محمود بود که از قضا به عنوان رمان برگزیدهٔ بیست سال ادبیات داستانی انتخاب شده بود و من هیچگاه نگاه بهتزده و غمآلود احمد محمود را از یاد نمیبرم… حتماً به یاد دارید فرمودید این رمان ضد جنگ است. گفتم مگر شما ضد جنگ نیستید؟! جنگ یک شر ناگزیر است و نه یک خیر لازم…»
از دیگر آثار مهم احمد محمود زمین سوخته و داستان یک شهر است. او در سال 1381 درگذشت.
@wingsofdesires
Audio
«یکی از چهرههای مهجور در میان روشنفکران کشتهشده به دست جمهوری اسلامی، علیاکبر سعیدی سیرجانی است. مهجور نه به این معنی که کسی نامش را نشنیده یا یادی از او نمیکند. او را بیش از هر چیز بابت نامههای انتقادی، صریح و البته روشنگرش به علی خامنهای، رهبر نظام اسلامی، میشناسند. اما آن نامهها ــ با همهی اهمیتشان ــ تنها برگ آخر دفتر زندگیِ قصهگوی خوشسخنی بودند که در بیش از چهار دهه فعالیت فرهنگیاش، جزو استثناهایی بود که از یک طرف محبوب عامه بود و کتابهایش جزو پرفروشترینها، و از طرف دیگر بهواسطهی آثار پژوهشی و دانشِ کمنظیرش مورد توجه و احترام اندیشمندان و خواص. با همهی اینها علیاکبر سعیدی سیرجانی تنها زیست و تنها مرد...»
اپیزود دوم پادکست قتلهای زنجیرهای: نگاهی به زندگی، آثار و میراث علیاکبر سعیدی سیرجانی
@ghatlha
اپیزود دوم پادکست قتلهای زنجیرهای: نگاهی به زندگی، آثار و میراث علیاکبر سعیدی سیرجانی
@ghatlha
کتابهای علیاکبر سعیدی سیرجانی رو میتونید از این لینکها دانلود کنید:
مقاله ای کوتهآستینان
https://t.me/omidrezaeeblog/203
در آستین مرقع
https://t.me/omidrezaeeblog/204
یادداشتهای صدرالدین عینی
https://t.me/omidrezaeeblog/205
ضحاک ماردوش
https://t.me/omidrezaeeblog/206
بیچاره اسفندیار
https://t.me/omidrezaeeblog/207
سیمای دو زن
https://t.me/omidrezaeeblog/208
مقاله ای کوتهآستینان
https://t.me/omidrezaeeblog/203
در آستین مرقع
https://t.me/omidrezaeeblog/204
یادداشتهای صدرالدین عینی
https://t.me/omidrezaeeblog/205
ضحاک ماردوش
https://t.me/omidrezaeeblog/206
بیچاره اسفندیار
https://t.me/omidrezaeeblog/207
سیمای دو زن
https://t.me/omidrezaeeblog/208
Telegram
گاهشمار شکستهای نخستین
به بهانه انتشار اپیزود دوم پادکست قتلهای زنجیرهای، میتونید کتابهای سعیدی سیرجانی رو اینجا دانلود کنید:
مقاله ای کوتهآستینان - علیاکبر سعیدی سیرجانی
مقاله ای کوتهآستینان - علیاکبر سعیدی سیرجانی
Forwarded from Aasoo - آسو
آریل دورفمن؛ گذشتهای که گریبان آینده را میگیرد🔻
✍ دوستی دارم که روانشناس است و دفتر مشاوره دارد. چند وقت پیش تعریف میکرد که تازگیها مُراجعی دارد که منحصربهفرد است. مُراجع او یک قاضی بازنشسته است که دائم کابوس میبیند. مدام کسانی که محکومشان کرده به خوابش میآیند. دوست روانشناسم از او میپرسد: «چند وقت است که چنین کابوسهایی میبینی؟» قاضی میگوید: «از وقتی که بازنشست شدهام. تا زمانی که کار میکردم سرم به پروندههای تلنبارشدهدر اتاقم گرم بود اما از وقتی بیکار شدم، کابوسها دست از سرم برنمیدارند.»
✍ نیستونابودکردن اجساد قربانیان، استراتژی سبعانهو پلید رژیم پینوشه بود؛ روشی که در ابتدا، به خیال آنان، خردمندانه به نظر میرسید. دیکتاتور با یک تیر دو نشان میزد: از یک سو با ناپدیدکردن اجساد، کشتهشدن قربانیان و اساساً بازداشت آنان، را حاشا کرده و بدینترتیب بر جنایتهای خود سرپوش میگذاشت. از سوی دیگر، با سربهنیستکردن آدمها رعب در دلها میافکند؛ ارعابی که هزینهای نداشت و برای کاسبان ترس بهصرفه بود. دیکتاتور اما خبر نداشت که همین استراتژی عاقبت گریبانش را میگیرد.
✍ حالا دیکتاتورهایی مثل پینوشه و میلوشویچ، اگر اندکی عقل داشته باشند، باید در ستمگری و کشتار، کمتر دستودلبازی به خرج دهند. بههرحال، بیتردید پس از محاکمهی پینوشه، دیگر دیکتاتورها و همدستانشان نمیتوانند با خاطری آسوده در خارج از قلمروی خودکامگیِ خویش عرض اندام نمایند. بهقول دورفمن، نیاز به تأسیس محکمهای فراملی و بینالمللی که احکامش برای تمام حکومتهای جهان ــ حتی در داخل مرزهایشان ــ لازمالاجرا باشد، بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. کسی چه میداند، شاید اگر روزی چنین محکمهای بنا نهاده شود دیگر خودِ دیکتاتوری به افسانهای در گذشته مبدل شود. بهقول دورفمن: گاهی کارِ درست این است که رؤیای ناممکن را در سر بپرورانیم، ناممکن را بخواهیم و برای ناممکن فریاد بزنیم. شاید تاریخ همان موقع گوش سپرده باشد و همان دم پاسخ دهد.
@NashrAasoo 💭
✍ دوستی دارم که روانشناس است و دفتر مشاوره دارد. چند وقت پیش تعریف میکرد که تازگیها مُراجعی دارد که منحصربهفرد است. مُراجع او یک قاضی بازنشسته است که دائم کابوس میبیند. مدام کسانی که محکومشان کرده به خوابش میآیند. دوست روانشناسم از او میپرسد: «چند وقت است که چنین کابوسهایی میبینی؟» قاضی میگوید: «از وقتی که بازنشست شدهام. تا زمانی که کار میکردم سرم به پروندههای تلنبارشدهدر اتاقم گرم بود اما از وقتی بیکار شدم، کابوسها دست از سرم برنمیدارند.»
✍ نیستونابودکردن اجساد قربانیان، استراتژی سبعانهو پلید رژیم پینوشه بود؛ روشی که در ابتدا، به خیال آنان، خردمندانه به نظر میرسید. دیکتاتور با یک تیر دو نشان میزد: از یک سو با ناپدیدکردن اجساد، کشتهشدن قربانیان و اساساً بازداشت آنان، را حاشا کرده و بدینترتیب بر جنایتهای خود سرپوش میگذاشت. از سوی دیگر، با سربهنیستکردن آدمها رعب در دلها میافکند؛ ارعابی که هزینهای نداشت و برای کاسبان ترس بهصرفه بود. دیکتاتور اما خبر نداشت که همین استراتژی عاقبت گریبانش را میگیرد.
✍ حالا دیکتاتورهایی مثل پینوشه و میلوشویچ، اگر اندکی عقل داشته باشند، باید در ستمگری و کشتار، کمتر دستودلبازی به خرج دهند. بههرحال، بیتردید پس از محاکمهی پینوشه، دیگر دیکتاتورها و همدستانشان نمیتوانند با خاطری آسوده در خارج از قلمروی خودکامگیِ خویش عرض اندام نمایند. بهقول دورفمن، نیاز به تأسیس محکمهای فراملی و بینالمللی که احکامش برای تمام حکومتهای جهان ــ حتی در داخل مرزهایشان ــ لازمالاجرا باشد، بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. کسی چه میداند، شاید اگر روزی چنین محکمهای بنا نهاده شود دیگر خودِ دیکتاتوری به افسانهای در گذشته مبدل شود. بهقول دورفمن: گاهی کارِ درست این است که رؤیای ناممکن را در سر بپرورانیم، ناممکن را بخواهیم و برای ناممکن فریاد بزنیم. شاید تاریخ همان موقع گوش سپرده باشد و همان دم پاسخ دهد.
@NashrAasoo 💭
Telegraph
آریل دورفمن؛ گذشتهای که گریبان آینده را میگیرد
در جریان وقایع کشورتان هستم و امیدوارم سرزمینی که به سرزمین معجزهها معروف است، به اعجاز خود ادامه دهد و صدای مردم را به گوش همه برساند. (آریل دورفمن، خطاب به مردم ایران)[1] دوستی دارم که روانشناس است و دفتر مشاوره دارد. چند وقت پیش تعریف میکرد که تازگیها…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اختلاف بین کامو و سارتر از چه بود؟
Forwarded from شرق
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺چرا فروغ فراموش نمیشود؟
🔹 به بهانه تولد ۸۷ سالگی فروغ فرخزاد، گشتی در خانه پدریاش زدیم و از سایه اقتصادینیا پژوهشگر ادبیات فارسی پرسیدیم «چرا فروغ فراموش نمیشود؟»
🔹🔹ویدیو با کیفیت را اینجا ببینید
@sharghdaily
sharghonline.com
🔹 به بهانه تولد ۸۷ سالگی فروغ فرخزاد، گشتی در خانه پدریاش زدیم و از سایه اقتصادینیا پژوهشگر ادبیات فارسی پرسیدیم «چرا فروغ فراموش نمیشود؟»
🔹🔹ویدیو با کیفیت را اینجا ببینید
@sharghdaily
sharghonline.com
Forwarded from کاغذ
صحنهٔ تظاهرات دکتر ژیواگو، با ترجمهٔ گلکار
آبتین گلکار مشغول ترجمهٔ دکتر ژیواگو، شاهکار باریس پاسترناک، است. او بخشی خواندنی از کتاب را منتشر کرده که در زیر میتوانید مطالعه کنید.
دکتر ژیواگو، صحنهٔ تظاهرات
#بریده_کتاب
@kaaghaz
آبتین گلکار مشغول ترجمهٔ دکتر ژیواگو، شاهکار باریس پاسترناک، است. او بخشی خواندنی از کتاب را منتشر کرده که در زیر میتوانید مطالعه کنید.
دکتر ژیواگو، صحنهٔ تظاهرات
#بریده_کتاب
@kaaghaz
ویرگول
بخشی از رمان «دکتر ژیواگو»
پاتولیا، یا همان پاولوشکا آنتیپوف، پسر پاول فراپانتویچ که بازداشت شده بود و داریا فیلیمونوونا که در بیمارستان بستری بود، به خانهی تیوِرزین…
در عصر ما، نظریۀ آزادی اندیشه از دو جهت مورد حمله قرار گرفته است. در یک سو، دشمنان نظری این تفکر قرار دارند؛ توجیهگران تمامیتخواهی. و در سوی دیگر، دشمنانی غریزی و عملگرا قرار دارند، افراد انحصارطلب و دیوانسالار. هر نویسنده یا روزنامهنگاری که میخواهد صداقت خود را حفظ کند، متوجه میشود که بهجای رنج و آزار فعالانه، رودرروی یک کژرفت کلی از سوی جامعه قرار دارد. منحصر بودن مطبوعات به چند ثروتمند، انحصار رادیو و فیلمها، عدم تمایل مردم به صرف هزینه برای کتاب، از جمله موانعی هستند که علیه یک نویسنده عمل میکنند و باعث میشوند که هر نویسندهای بخشی از وقت خود را صرف نوشتن تنها برای کسب درآمد کند. دستاندازی ادارات رسمی مثل وزارت کشور و مجلس بریتانیا در این حوزه، اگرچه باعث میشود نویسنده زنده بماند ولی باعث اتلاف وقت نویسنده و تحمیل نظرات خود به او میشوند، و فضای همیشه جنگیِ ده سال گذشته، تأثیرات آشفتهکنندهای بهجای گذاشته که هیچکس امکان گریز از آن را ندارد.
در عصر ما همهچیز دست در دست هم داده است تا نویسنده و هر هنرمند دیگری را به یک عنصر جزئی تبدیل و وادار کند روی مضامینی کار کند که از بالا تعیین شده، و هیچوقت آنچه او خودش تمام حقیقت میداند، برایش برملا نمیشود. ولی این نویسنده در نبرد خود با سرنوشت، هیچ کمکی از جانب خود نمیگیرد، بهعبارتدیگر، هیچ عقیدۀ مستحکمی وجود ندارد که به او اطمینان دهد در طرف درست قضیه قرار دارد. در گذشته، در طول قرنهایی که پروتستانها قدرت را در دست داشتند، نظریۀ شورش و نظریۀ یکپارچگی فکری با هم ادغام شده بودند. یک فرد قهرمان (سیاسی، اخلاقی، مذهبی یا زیباشناختی) کسی بود که اجازه نمیداد از وجدان خود تخطی کند.
***
بخشی از کتاب:
هنر، همه فریب است/جرچ اورول/ترجمۀ سینا بحیرایی
در عصر ما همهچیز دست در دست هم داده است تا نویسنده و هر هنرمند دیگری را به یک عنصر جزئی تبدیل و وادار کند روی مضامینی کار کند که از بالا تعیین شده، و هیچوقت آنچه او خودش تمام حقیقت میداند، برایش برملا نمیشود. ولی این نویسنده در نبرد خود با سرنوشت، هیچ کمکی از جانب خود نمیگیرد، بهعبارتدیگر، هیچ عقیدۀ مستحکمی وجود ندارد که به او اطمینان دهد در طرف درست قضیه قرار دارد. در گذشته، در طول قرنهایی که پروتستانها قدرت را در دست داشتند، نظریۀ شورش و نظریۀ یکپارچگی فکری با هم ادغام شده بودند. یک فرد قهرمان (سیاسی، اخلاقی، مذهبی یا زیباشناختی) کسی بود که اجازه نمیداد از وجدان خود تخطی کند.
***
بخشی از کتاب:
هنر، همه فریب است/جرچ اورول/ترجمۀ سینا بحیرایی
Concertino for Santur
Hossien Dehlavi_Faramarz Payvar
♪آلبوم زیبا و دلنشین "سبک بالّ" در دستگاه شور ساخته شد. کنسرتینو برای سنتور و ارکستر، یکی از بخشهای این آلبوم، نتیجه همکاری مشترک دهلوی با فرامرز پایور است.
Wing style
Concertino for Santur
Hosein Dehlavi_Faramarz Payvar
18 Januari 2018
Wing style
Concertino for Santur
Hosein Dehlavi_Faramarz Payvar
18 Januari 2018
MoMA.html
245.2 KB
"مجموعه آثار موزه هنر مدرن نیویورک"
مجموعه آثار گالری ملی لندن:
@TheNationalGallery
مجموعه آثار موزه متروپولیتن نیویورک:
@TheMetropolitanMuseum
مجموعه آثار گالری ملی هنر واشنگتن:
@TheNationalGalleryofArt
مجموعه آثار موزه دل پرادو:
@ThePradoMuseum
مجموعه آثار گالری ملی لندن:
@TheNationalGallery
مجموعه آثار موزه متروپولیتن نیویورک:
@TheMetropolitanMuseum
مجموعه آثار گالری ملی هنر واشنگتن:
@TheNationalGalleryofArt
مجموعه آثار موزه دل پرادو:
@ThePradoMuseum
سقوط انسان، اثر تیتیان نقاش قرن شانزدهمی اهل ونیز است.
تیتیان این تابلو را در ۹۴ سالگی کشیده است و اکنون در موزه پرادو نگهداری میشود.
درختی که در این تابلو کشیده شده، محور دنیای اسطورهشناختی در مقطعی از تاریخ بشر است که زمان و جاودانگی، یا حرکت و سکون هر دو یکی هستند. یعنی زمان حضور ازلی انسان در بهشت. دورهای که زمان وجود نداشته، نه قبلی بوده و نه بعدی.
درخت در اینجا فقط در جنبهٔ دنیوی آن، یعنی نمادی از معرفت بر خیر و شر، سود و زیان و میل و ترس به تصویر کشیده شده است.
حوا در سمت راست تابلو ایستاده و وسوسهگر را در شمایل کودکی میبیند که سیبی به او میدهد.
اما آدم از زاویهٔ مقابل، پاهای شبیه مارِ وسوسهگر را میبیند و احساس ترس میکند.
میل و ترس دو احساسی هستند که بر کل زندگی در جهان انسانی سیطره دارند.
در جهان انسانها میل(اشتیاق) در نقش طعمه و ترس (مرگ، هبوط از بهشت به زمین) نقش قلاب را دارند.
...
با نگاهی به کتاب قدرت اسطوره، جوزف کمبل
تیتیان این تابلو را در ۹۴ سالگی کشیده است و اکنون در موزه پرادو نگهداری میشود.
درختی که در این تابلو کشیده شده، محور دنیای اسطورهشناختی در مقطعی از تاریخ بشر است که زمان و جاودانگی، یا حرکت و سکون هر دو یکی هستند. یعنی زمان حضور ازلی انسان در بهشت. دورهای که زمان وجود نداشته، نه قبلی بوده و نه بعدی.
درخت در اینجا فقط در جنبهٔ دنیوی آن، یعنی نمادی از معرفت بر خیر و شر، سود و زیان و میل و ترس به تصویر کشیده شده است.
حوا در سمت راست تابلو ایستاده و وسوسهگر را در شمایل کودکی میبیند که سیبی به او میدهد.
اما آدم از زاویهٔ مقابل، پاهای شبیه مارِ وسوسهگر را میبیند و احساس ترس میکند.
میل و ترس دو احساسی هستند که بر کل زندگی در جهان انسانی سیطره دارند.
در جهان انسانها میل(اشتیاق) در نقش طعمه و ترس (مرگ، هبوط از بهشت به زمین) نقش قلاب را دارند.
...
با نگاهی به کتاب قدرت اسطوره، جوزف کمبل
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴روایت و عکسهای یحیی دهقانپور از مراسم خاکسپاری فروغ فرخزاد.
⚫فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
📌گزارش از مریم عرفان
@wingsofdesires
⚫فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
📌گزارش از مریم عرفان
@wingsofdesires
Audio
زیستن نه با دروغ؛ بیانیهی برای زندگی در زمانۀ ظلم
متن: الکساندر سولژنستین
ترجمه: آبتین گلکار
روایت: رامین خسروتاش
@mehreganekherad
متن: الکساندر سولژنستین
ترجمه: آبتین گلکار
روایت: رامین خسروتاش
@mehreganekherad