یه رابطه عمیقی بین افزایش سلامت پوست و روح و روانم با تموم شدن امتحانا وجود داره.
👍2🕊2
نـــــــگــــــاهــــ
آدم به آرایشگرشم وابسته میشه دیگه تراپیست که جای خودشو داره.
آدم به میزش تو کتابخونه هم وابسته میشه...
👍1
از پله ها آرام آرام پایین میآید درحالیکه دارد مستقیم به چشمانم نگاه میکند.
فکر میکنم چشمانش ترسناک ترین چشم هایی هستند که تا به حال دیدهام.
با تمام توانم در رو به رویم را میکوبم، هیچکس در را برایم باز نمیکند. التماس میکنم ولی هیچکس به کمکم نمیآید.
الان دیگر خیلی بهم نزدیک است.
به اطرافم نگاه میکنم، هیچ وسیلهای برای دفاع از خودم پیدا نمیکنم.
فقط یک کیف پول کوچک همراهم است. کیف پولم را باز میکنم و هر چیزی که در ان وجود دارد را به سمتش پرتاب میکنم.
اشیاء به صورتش برخورد میکنند ولی از حرکت باز نمیایستد.
از ترس جانم به لبم رسیده و فکر میکنم هر آن است که قلبم بایستد.
درست در مقابل صورتم میایستد، هر چیزی که به سمتش پرت کرده بودم را جلوی پایم میریزد، کمی مکث میکند و با آرامش این جملات را به زبان میآورد:
حالا میروم ولی برمیگردم. زمستان برمیگردم.زمستان سختی پیش روی توست.
سپس بر میگردد و غیب میشود. از شدت ترس گریه میکنم. اشک هایم پیدر پی فرو میریزند.
تمام میشود. از خواب بیدار میشوم.
اطرافم را نگاه میکنم و عرق سرد را از روی پیشانیام پاک میکنم.
تعبیر و معنایش را نمیدانم. ولی یک چیز را خوب میدانم، زمستان سختی در پیش روست.
فکر میکنم چشمانش ترسناک ترین چشم هایی هستند که تا به حال دیدهام.
با تمام توانم در رو به رویم را میکوبم، هیچکس در را برایم باز نمیکند. التماس میکنم ولی هیچکس به کمکم نمیآید.
الان دیگر خیلی بهم نزدیک است.
به اطرافم نگاه میکنم، هیچ وسیلهای برای دفاع از خودم پیدا نمیکنم.
فقط یک کیف پول کوچک همراهم است. کیف پولم را باز میکنم و هر چیزی که در ان وجود دارد را به سمتش پرتاب میکنم.
اشیاء به صورتش برخورد میکنند ولی از حرکت باز نمیایستد.
از ترس جانم به لبم رسیده و فکر میکنم هر آن است که قلبم بایستد.
درست در مقابل صورتم میایستد، هر چیزی که به سمتش پرت کرده بودم را جلوی پایم میریزد، کمی مکث میکند و با آرامش این جملات را به زبان میآورد:
حالا میروم ولی برمیگردم. زمستان برمیگردم.زمستان سختی پیش روی توست.
سپس بر میگردد و غیب میشود. از شدت ترس گریه میکنم. اشک هایم پیدر پی فرو میریزند.
تمام میشود. از خواب بیدار میشوم.
اطرافم را نگاه میکنم و عرق سرد را از روی پیشانیام پاک میکنم.
تعبیر و معنایش را نمیدانم. ولی یک چیز را خوب میدانم، زمستان سختی در پیش روست.
❤2💔2🕊1
معجزه واقعی یعنی اون چیزی که احتمال وقوعش صفره یهو بشه صد!
که اساسا همچین چیزی هیچ جای زندگی من نه دیده شده، نه دیده خواهد شد.
که اساسا همچین چیزی هیچ جای زندگی من نه دیده شده، نه دیده خواهد شد.
💔6
صندوقِ عدم
سالهاست که همه با هم شادی واقعی نداشتهایم.
ولی تا دلت بخواد همه با هم غم واقعیییی داشتیم.
👍6
اگه هرشب تو خواب کنکور نمیدادم و دنبال جواب سگ دو نمیزدم، قطعا آدم خوشحال تری بودم.
❤6
sajad afsharian / سجاد افشاريان
مرده ها را نمی توان کشت ، همه بیش از آنچه تصور کنید نیمه جانیم و امیدوارم که همه برای جان بخشی و تکثیر امید و زندگی تلاش کنیم ،
که بخش زیادی از هر چه دیده ایم تا به امروز داغِ رفتگان و جوانان و کودکانمان بوده است .
که بخش زیادی از هر چه دیده ایم تا به امروز داغِ رفتگان و جوانان و کودکانمان بوده است .
فکر میکنم که واقعا ما همه مردهایم و مرده ها را نمیتوان کشت.
❤3
خبر فوری
🔻 امیدبهزندگی در ایران به ۸۰ سال رسید
والا امید به زندگی همسن های ما که زیر پنجاهه. ( شایدم کمتر!)
این هشتاد ماله همون نسل های قبله که حداقل تو جوونی بهشون خوش گذشته. وگرنه این وضعیت اقتصادی ده سال دیگه آنچنان کمر نسل مارو میشکونه که بشینیم آرزوی مرگ بکنیم.
این هشتاد ماله همون نسل های قبله که حداقل تو جوونی بهشون خوش گذشته. وگرنه این وضعیت اقتصادی ده سال دیگه آنچنان کمر نسل مارو میشکونه که بشینیم آرزوی مرگ بکنیم.
👍3