محمد نوری داره میخونه :
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم چه خطرها کرده ایم
و من دارم اخبار مذاکرات رو میخونم.
هموطنام یک ماه پیش مثل گل پرپر شدن تو خیابونا. تو خیابون های کشور خودشون... تو جایی که به دنیا اومدن کشته شدن... قاتلاشون هنوز زندهان...
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم چه خطرها کرده ایم
و من دارم اخبار مذاکرات رو میخونم.
هموطنام یک ماه پیش مثل گل پرپر شدن تو خیابونا. تو خیابون های کشور خودشون... تو جایی که به دنیا اومدن کشته شدن... قاتلاشون هنوز زندهان...
Forwarded from •نایکتوفیلیا•
چیزی که ترسناکه جنگ نیست، زندگی کردن کنار قاتلای چهل هزار ایرانیه...
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها كردهایم
چه سفرها كردهایم
ما برای بوسیدنِ خاك سر قلهها
چه خطرها كردهایم
چه خطرها كردهایم
ما برای آنكه ایران گوهری تابان شود
خون دلها خوردهایم
خون دلها خوردهایم
ما برای آنكه ایران خانهی خوبان شود
رنج دوران بردهایم
رنج دوران بردهایم
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن
چه سفرها كردهایم
چه سفرها كردهایم
ما برای نوشیدن شورابههای كویر
چه خطرها كردهایم
چه خطرها كردهایم
ما برای خواندنِ این قصه عشق به خاك
خون دلها خوردهایم
خون دلها خوردهایم
ما برای جاودانه ماندنِ این عشق پاك
رنج دوران بردهایم
رنج دوران بردهایم
چه سفرها كردهایم
چه سفرها كردهایم
ما برای بوسیدنِ خاك سر قلهها
چه خطرها كردهایم
چه خطرها كردهایم
ما برای آنكه ایران گوهری تابان شود
خون دلها خوردهایم
خون دلها خوردهایم
ما برای آنكه ایران خانهی خوبان شود
رنج دوران بردهایم
رنج دوران بردهایم
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن
چه سفرها كردهایم
چه سفرها كردهایم
ما برای نوشیدن شورابههای كویر
چه خطرها كردهایم
چه خطرها كردهایم
ما برای خواندنِ این قصه عشق به خاك
خون دلها خوردهایم
خون دلها خوردهایم
ما برای جاودانه ماندنِ این عشق پاك
رنج دوران بردهایم
رنج دوران بردهایم
یک ماه گذشت.
یک ماه پیش تو همچین شبی تو خیابونمون پر شد از یه سری حروم زاده. صدای تیراندازیاشون هنوز از گوشم نرفته. امیدوارم به بدترین شکل ممکن نابود بشید.
یک ماه پیش تو همچین شبی تو خیابونمون پر شد از یه سری حروم زاده. صدای تیراندازیاشون هنوز از گوشم نرفته. امیدوارم به بدترین شکل ممکن نابود بشید.
Forwarded from [خانوم ف ِ]
به قول آقام سکویی چقدر من از شماها نفرت دارم بیپدر و مادرها.
Forwarded from تو نمیمیری ژوزه
تا ابد از اسلام و حسین و محمد و علی و فاطمه وسگ و سوتک و طرفداراش بیزارم. تا ابد این نفرت با منه. همینقدر پررنگ و تند و افراطی.
Forwarded from Radiance
و شب
کاش با تو مهربان باشد؛
با تویی که در تنهایی، اشک میریزی
و آرام به خودت میگویی:
«طاقت بیاور، عزیزِ من.»
"یلدا سیدی"
کاش با تو مهربان باشد؛
با تویی که در تنهایی، اشک میریزی
و آرام به خودت میگویی:
«طاقت بیاور، عزیزِ من.»
"یلدا سیدی"