تینار🌱
35 subscribers
194 photos
37 videos
16 links
تینار:
تنها یار تو خودتی و تن خودت♥️
Download Telegram
یه لیوان یا کاسه رو توشو همینطوری آب بریزی بلاخره پر میشه و سرازیر میشه
مثل این میمونه که بریزیم تو خودمون تا بلاخره پر بشیم و لبریز بشیم دیگه بی حس بشیم نسبت به همه چیز
-خودم
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1107840-r9NqzTo
دوست داشتید حرفاتونو بزنید 🫠
اولش که افسرده میشی و تازه به ورطه تاریکی پا میذاری، محیطش، حسش و حالش برات جذابه. دوست داری بیشتر تو این سیاهی پیش بری و ببینی به کجا میرسی.ولی دوست من، این ظلمات لایتناهیه، میدونم اغواکنندس ولی فقط میخواد نابودت کنه.
اینو به‌عنوان یکی از ساکنین این جهنم بهت میگم
به خودت میای میبینی کسیو نداری پیشش درد و دل کنی حتی
اینطوریه که میگن افسرده نباش، میگی اوکی قرص میخورم.
میگن اینقدر قرص چرا میخوری؟ قرصا رو قطع کن. میگی خب اوکی میرم بیرون حالم خوب شه. میگن تنهایی بیرون رفتن که فایده نداره میگی کسیو ندارم بیاد بیرون میگن نمیتونیم بیایم و اینطوریه که روزانه و هر لحظه به بهبودت کمک میکنن.
Pls touch me🦋🍓
تنها دستاورد روزانم زنده ماندنه که راستش خیلی هم دلم نمیخوادش
Maghrour (Acoustic Version)
Ashvan
دیوونه من، معلومه کجایی؟
قرار نبود اخه این همه جدایی.
نمیدونم این حسی که دورتون آدم هست ولی تنهایی رو داشتید یا نه
خیلی عجیبه
-خودم
این شدیدا عذابم میده که هرجا میرم یه خاطره ازش دارم و یادش میوفتم
می‌خوای قلبمو لمس کنی؟ تکست بده. زنگ بزن. نامه بنویس. بیا کتاب بخونیم. بیا دم خونمون. موزیک بفرست برام. بگو دوسم داری. ۶۲۸۲۹۲۸ بار در روز. بگو مهمم برات. دستمو بگیر همه جا. پایه‌ام باش. درکم کن. بیا حرف بزنیم. عمیق. بغلم کن. بوسم کن. بینم با بقیه فرق بذار. موهامو بذار پشت گوشم.صدا کن اسممو.اصن داد بزن بگو دوسم داری. بذار کل دنیا بدونن. بذار حس کنم ارزش دارم برات.
قشاع.
ولی اگه دنیا بچرخه و به تو برسم واقعا قشنگ میشه.
- حالت چطوره؟
حالم به بغلت، برای یه زمان طولانی نیاز داره؛ خیلی طولانی.
داشتم فکر میکردم چقدر لحظه خداحافظی خسته بودیم.
تینار🌱 pinned «پناهِ آخر کسی بودن حس عجیبی باید باشه. من پناه آخر کسی نبودم تا حالا. اما دیشب که دستم زیر سرم بود و خوابیده بودم و نیمه های شب که از درد پاشدم نمی‌تونستم دستمو تکون بدم، و تقریبا ده دقیقه داشتم تلاش می‌کردم تا بتونم تکون بخورم، زیر لب مدام اسمت و تکرار می‌کردم.…»