به دستهایم که مینگرم
تمام آن سفیدیست؛
جز قسمتهایی که تورا لمس کردهاند!
تو تاریکیِ شب بودی
و من سپیدهی صبح
تا دیدار ما بهم میرسید
خورشید بود.
انگشتانم را بوسه باران میکردی
و سپس خداحافظی.
اکنون هیچ از تو ندارم و
هیچگاه دیگر دستهایم به رنگ تنت
آغشته نخواهند شد.
پس به من بگو چرا
تمام تنِ این آسمان صبح
به سیاهیِ شب میزند؛
شامگاه که فرا میرسد؟
تمام آن سفیدیست؛
جز قسمتهایی که تورا لمس کردهاند!
تو تاریکیِ شب بودی
و من سپیدهی صبح
تا دیدار ما بهم میرسید
خورشید بود.
انگشتانم را بوسه باران میکردی
و سپس خداحافظی.
اکنون هیچ از تو ندارم و
هیچگاه دیگر دستهایم به رنگ تنت
آغشته نخواهند شد.
پس به من بگو چرا
تمام تنِ این آسمان صبح
به سیاهیِ شب میزند؛
شامگاه که فرا میرسد؟
Forwarded from Vꤕdis ( فیکشن ver )
کمک میکنید اینجا برسه 1.3k؟
چنل فیکشن از تهکوک، رندوم موزیک و وایب تقدیم کسایی که جوین شدن میکنم.
Forwarded from -𝖭𝖮𝖱𝖵𝖤𝖨𝖫
فور کنید؛
از 1 تا 42 یک عدد انتخاب کنید طبق اون یک رباعی از رهی معیری تقدیمتون کنم .
از 1 تا 42 یک عدد انتخاب کنید طبق اون یک رباعی از رهی معیری تقدیمتون کنم .
Limit:630
Forwarded from ࢪُزِ سیگاࢪے.
ֆoft 𝐅all
ᅠ
آدࢪنالین دࢪ ࢪگهایش می جۄشید؛ چشم از مسیࢪ𝓣ᴀʙ 𝒯ᴀʙ ᴛᴏ ʀᴇᴀᴅ❤️🔥⚡️
بࢪنمیداشت ۄ ذهنش میان سناࢪیۄهای بࢪد ۄ باخت میچࢪخید. قلبش تند میزد، لبخندی شیطان آمیز ࢪۄی لب داشت ۄ با هࢪ ضࢪبهی مۄتۄࢪ، هیجان ۄ نگࢪانی ࢪا حس میکࢪد؛ چۄن میدانست یک لحظه غفلت، همهچیز ࢪا نابۄد میکند.
کاپل: یۄنمین
ژانࢪ: اکشن
نۄیسنده: هانۄل
ᅠ