This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Injury
🧩 معنی: صدمه، آسیب، جراحت 🤕💥
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف:
damage, wound, harm
🔴 متضاد:
health, wellness, recovery
💬 مثال:
I got a serious injury while working out. 🏋️♂️🤕
وقتی داشتم ورزش میکردم، یه آسیب جدی دیدم.
He had a knee injury and couldn’t play for a few weeks. 🦵😣
اون از ناحیه زانو آسیب دید و چند هفته نتونست بازی کنه.
😎 Injury
🧩 معنی: صدمه، آسیب، جراحت 🤕💥
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف:
damage, wound, harm
🔴 متضاد:
health, wellness, recovery
💬 مثال:
I got a serious injury while working out. 🏋️♂️🤕
وقتی داشتم ورزش میکردم، یه آسیب جدی دیدم.
He had a knee injury and couldn’t play for a few weeks. 🦵😣
اون از ناحیه زانو آسیب دید و چند هفته نتونست بازی کنه.
🤣32❤9👎7👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Perish
🧩 معنی: مُردن، هلاک شدن، تلف شدن ، از بین رفتن☠️🔥
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف:
die, vanish, cease to exist
🔴 متضاد:
survive, live, endure
💬 مثال:
Thousands of people perished in the war. ⚔️💀
هزاران نفر در جنگ جان باختند.
If we don’t protect nature, many species could perish. 🌳🐾
اگه از طبیعت محافظت نکنیم، خیلی از گونهها ممکنه تلف بشن.
😎 Perish
🧩 معنی: مُردن، هلاک شدن، تلف شدن ، از بین رفتن☠️🔥
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف:
die, vanish, cease to exist
🔴 متضاد:
survive, live, endure
💬 مثال:
Thousands of people perished in the war. ⚔️💀
هزاران نفر در جنگ جان باختند.
If we don’t protect nature, many species could perish. 🌳🐾
اگه از طبیعت محافظت نکنیم، خیلی از گونهها ممکنه تلف بشن.
👍28❤12🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Bias
🧩 معنی: تعصب، جانبداری، سوگیری ⚖️🧠
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف:
prejudice, favoritism, partiality
🔴 متضاد:
fairness, neutrality, impartiality
💬 مثال:
Everyone has some kind of bias, even if they don’t realize it. 🧠⚖️
همهی ما یه جور تعصب یا سوگیری داریم، حتی اگه خودمون متوجهش نباشیم.
His bias against women affected his decisions. 🚫👩
تعصب او علیه زنان روی تصمیماتش تأثیر گذاشت.
😎 Bias
🧩 معنی: تعصب، جانبداری، سوگیری ⚖️🧠
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف:
prejudice, favoritism, partiality
🔴 متضاد:
fairness, neutrality, impartiality
💬 مثال:
Everyone has some kind of bias, even if they don’t realize it. 🧠⚖️
همهی ما یه جور تعصب یا سوگیری داریم، حتی اگه خودمون متوجهش نباشیم.
His bias against women affected his decisions. 🚫👩
تعصب او علیه زنان روی تصمیماتش تأثیر گذاشت.
👍27🤣15❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Denounce
🧩 معنی: محکوم کردن، تقبیح کردن، بهشدت سرزنش کردن 🚫😡
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف: condemn, criticize, censure
🔴 متضاد: praise, approve, support
💬 مثال:
The government denounced the violent attack. 🚫💥
دولت این حملهی خشونتآمیز را بهشدت محکوم کرد.
She publicly denounced his behavior. 😡📢
او رفتار او را علناً محکوم و سرزنش کرد.
😎 Denounce
🧩 معنی: محکوم کردن، تقبیح کردن، بهشدت سرزنش کردن 🚫😡
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف: condemn, criticize, censure
🔴 متضاد: praise, approve, support
💬 مثال:
The government denounced the violent attack. 🚫💥
دولت این حملهی خشونتآمیز را بهشدت محکوم کرد.
She publicly denounced his behavior. 😡📢
او رفتار او را علناً محکوم و سرزنش کرد.
👍24❤16🤣9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎉فروش دوره جدید و ویدئویی " مکالمه در دَدَر (پندیتاک) " شروع شد...
✅️ با کد تخفیف iman ، با تخفیف ویژه ثبتنام کن
آموزش کامل ویدئویی ۲۰ موقعیت متداول سفر📽✈️
آموزش جذاب و همراه با طنز و استندآپ کمدی🤡
پشتیبانی ۲۴ ساعته ☎️
دسترسی بدون محدودیت زمانی⏳️
ضمانت بازگشت وجه ۷ روزه!!💰
ثبت نام از طریق سایت زیر :
https://zabanmehr.academy/product/آموزش-مکالمه-انگلیسی-در-سفر/
✅️ با کد تخفیف iman ، با تخفیف ویژه ثبتنام کن
آموزش کامل ویدئویی ۲۰ موقعیت متداول سفر📽✈️
آموزش جذاب و همراه با طنز و استندآپ کمدی🤡
پشتیبانی ۲۴ ساعته ☎️
دسترسی بدون محدودیت زمانی⏳️
ضمانت بازگشت وجه ۷ روزه!!💰
ثبت نام از طریق سایت زیر :
https://zabanmehr.academy/product/آموزش-مکالمه-انگلیسی-در-سفر/
❤13🤣2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Abdicate
🧩 معنی: کنارهگیری کردن، دست کشیدن، ترک کردن
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف:
resign, step down, relinquish , give up, abandon, quit,
🔴 متضاد:
accept, assume, retain
💬 مثال:
The king decided to abdicate the throne. 👑🚪
پادشاه تصمیم گرفت از سلطنت کنارهگیری کند.
He abdicated his responsibility and left the team. 😐🚶♂️
او از مسئولیتش شانه خالی کرد و تیم را ترک کرد.
😎 Abdicate
🧩 معنی: کنارهگیری کردن، دست کشیدن، ترک کردن
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف:
resign, step down, relinquish , give up, abandon, quit,
🔴 متضاد:
accept, assume, retain
💬 مثال:
The king decided to abdicate the throne. 👑🚪
پادشاه تصمیم گرفت از سلطنت کنارهگیری کند.
He abdicated his responsibility and left the team. 😐🚶♂️
او از مسئولیتش شانه خالی کرد و تیم را ترک کرد.
❤24👍24
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Astute
🧩 معنی: باهوش، زیرک، تیزبین، زرنگ 🧠⚡
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف:
clever, smart, sharp, shrewd, perceptive
🔴 متضاد:
stupid, foolish, naive, dull
💬 مثال:
She’s very astute and always knows what to do. 🧠✨
او خیلی باهوش و تیزبین است و همیشه میداند چه کار کند.
He’s an astute businessman who knows a good opportunity when he sees one. 💼👀
او یک تاجر زیرک است که وقتی فرصت خوبی میبیند، آن را تشخیص میدهد.
😎 Astute
🧩 معنی: باهوش، زیرک، تیزبین، زرنگ 🧠⚡
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف:
clever, smart, sharp, shrewd, perceptive
🔴 متضاد:
stupid, foolish, naive, dull
💬 مثال:
She’s very astute and always knows what to do. 🧠✨
او خیلی باهوش و تیزبین است و همیشه میداند چه کار کند.
He’s an astute businessman who knows a good opportunity when he sees one. 💼👀
او یک تاجر زیرک است که وقتی فرصت خوبی میبیند، آن را تشخیص میدهد.
🤣25❤12👍9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عنواع رابطه به انگلیسی ، پارت ۱
🤣55👍8❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Narrow
🧩 معنی: باریک، تنگ، محدود 🔒📏
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف:
thin, slim, tight, restricted, limited
🔴 متضاد:
wide, broad, spacious, open
💬 مثال:
This street is too narrow for two cars. 🚗↔️🚗
این خیابون برای رد شدن دو ماشین خیلی باریکه.
The room has a narrow window. 🪟
این اتاق یک پنجره باریک دارد.
😎 Narrow
🧩 معنی: باریک، تنگ، محدود 🔒📏
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف:
thin, slim, tight, restricted, limited
🔴 متضاد:
wide, broad, spacious, open
💬 مثال:
This street is too narrow for two cars. 🚗↔️🚗
این خیابون برای رد شدن دو ماشین خیلی باریکه.
The room has a narrow window. 🪟
این اتاق یک پنجره باریک دارد.
👍15🤣4