This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Ambiguous
🧩 معنی: مبهم، دوپهلو، نامشخص
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف: unclear, vague, uncertain, equivocal
🔴 متضاد: clear, obvious, explicit, unambiguous
💬 مثال:
His answer was ambiguous.
جوابش مبهم و دوپهلو بود.
یا مثلاً وقتی یه نفر حرفی میزنه که دقیقاً معلوم نیست منظورش چیه، میتونی بگی:
The message was ambiguous.
«پیام مبهم و دوپهلو بود!» 🤔
😎 Ambiguous
🧩 معنی: مبهم، دوپهلو، نامشخص
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف: unclear, vague, uncertain, equivocal
🔴 متضاد: clear, obvious, explicit, unambiguous
💬 مثال:
His answer was ambiguous.
جوابش مبهم و دوپهلو بود.
یا مثلاً وقتی یه نفر حرفی میزنه که دقیقاً معلوم نیست منظورش چیه، میتونی بگی:
The message was ambiguous.
«پیام مبهم و دوپهلو بود!» 🤔
🤣14❤7👍5👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انواع پارتیهای ترند رو یاد بگیر به کارت میاد😎
🤣27❤9👍3👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Eradicate
🧩 معنی: نابود کردن، از بین بردن
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف: destroy, eliminate, wipe out, exterminate
🔴 متضاد: create, preserve, protect, maintain
💬 مثال:
ThisThe fire eradicated the entire forest.
🔥 آتش کل جنگل را نابود کرد.
This mistake could eradicate all our hard work.
🤦♂️این اشتباه میتونه تمام زحماتمون رو نابود کنه.
😎 Eradicate
🧩 معنی: نابود کردن، از بین بردن
🧠 نقش: فعل (Verb)
🟢 مترادف: destroy, eliminate, wipe out, exterminate
🔴 متضاد: create, preserve, protect, maintain
💬 مثال:
ThisThe fire eradicated the entire forest.
🔥 آتش کل جنگل را نابود کرد.
This mistake could eradicate all our hard work.
🤦♂️این اشتباه میتونه تمام زحماتمون رو نابود کنه.
🤣20👍15❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Bedlam
🧩 معنی: غوغا، بلوا ، آشوب و بینظمی شدید ، هرج و مرج
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف: chaos, turmoil, mayhem, uproar
🔴 متضاد: order, peace, calm, tranquillity
💬 مثال:
The explosion caused absolute bedlam in the city.
💥 انفجار باعث غوغا و آشوب کامل در شهر شد.
When the fire broke out, the whole building descended into bedlam.
🔥 وقتی آتشسوزی شروع شد، کل ساختمان به آشوب و غوغا کشیده شد.
😎 Bedlam
🧩 معنی: غوغا، بلوا ، آشوب و بینظمی شدید ، هرج و مرج
🧠 نقش: اسم (Noun)
🟢 مترادف: chaos, turmoil, mayhem, uproar
🔴 متضاد: order, peace, calm, tranquillity
💬 مثال:
The explosion caused absolute bedlam in the city.
💥 انفجار باعث غوغا و آشوب کامل در شهر شد.
When the fire broke out, the whole building descended into bedlam.
🔥 وقتی آتشسوزی شروع شد، کل ساختمان به آشوب و غوغا کشیده شد.
🤣13❤11👍9
Vocab.coding
چیکار داری میکنی با موهات؟🤣
انواع مدل مو :
انواع مدل مو :
💇♀️ Bob (باب) — مدل موی باب
💇♀️ Pixie Cut (پیکسی کات) —
مدل موی خیلی کوتاه
💇♀️ Bangs (بَنگز) — چتری
💇♂️ Fade (فِید) — مدل سایهدار و محو
💇♀️ Ponytail (پونیتِیل) — دماسبی
💇♀️ Bun (بان) — گوجهای
💇♀️ French Braid (فِرِنچ بْرِید) —
بافت فرانسوی
💇♀️ Fishtail Braid (فیشتِیل بْرِید) —
بافت تیغماهی
💇♀️ Box Braids (باکس بْرِیدز) —
بافتهای مربعی
💇♀️ Dreadlocks (دْرِدلُکس) — درِدلاک
💇♂️ Mohawk (موهاک) — مدل موهاک
💇♂️ Mullet (مالِت) — مدل مولت
💇♀️ Shag (شَگ) —
مدل شَگ، لایهلایه و نامرتب
💇♀️ Wolf Cut (وُلف کات) —
مدل وُلفکات
💇♀️ Layered Hair (لِیِرد هِر) —
موی لایهلایه
💇♀️ Curtain Hair (کِرتِن هِر) —
مدل موی پردهای
انواع مدل مو :
💇♀️ Bob (باب) — مدل موی باب
💇♀️ Pixie Cut (پیکسی کات) —
مدل موی خیلی کوتاه
💇♀️ Bangs (بَنگز) — چتری
💇♂️ Fade (فِید) — مدل سایهدار و محو
💇♀️ Ponytail (پونیتِیل) — دماسبی
💇♀️ Bun (بان) — گوجهای
💇♀️ French Braid (فِرِنچ بْرِید) —
بافت فرانسوی
💇♀️ Fishtail Braid (فیشتِیل بْرِید) —
بافت تیغماهی
💇♀️ Box Braids (باکس بْرِیدز) —
بافتهای مربعی
💇♀️ Dreadlocks (دْرِدلُکس) — درِدلاک
💇♂️ Mohawk (موهاک) — مدل موهاک
💇♂️ Mullet (مالِت) — مدل مولت
💇♀️ Shag (شَگ) —
مدل شَگ، لایهلایه و نامرتب
💇♀️ Wolf Cut (وُلف کات) —
مدل وُلفکات
💇♀️ Layered Hair (لِیِرد هِر) —
موی لایهلایه
💇♀️ Curtain Hair (کِرتِن هِر) —
مدل موی پردهای
❤20👍4
Vocab.coding
چیکار داری میکنی با موهات؟🤣
💇♂️ Crew Cut (کْرو کات) —
مدل موی خیلی کوتاه مردانه
💇♂️ Buzz Cut (باز کات) —
مدل موی ماشینشده کوتاه
💇♂️ Side Part (ساید پارت) — فرق کج
💇♀️ Middle Part (میدِل پارت) —
فرق وسط
💇♂️ Slicked-Back Hair (اِسلیکت بَک هِر) —
موی کاملاً به عقب خواباندهشده
💇♂️ Spiky Hair (اِسپایکی هِر) —
موی سیخسیخی
💇♀️ Afro (اَفرو) — مدل موی آفرو
💇♀️ Perm (پِرم) — موی فر دائم
💇♀️ Curly Hair (کِرلی هِر) — موی فر
💇♀️ Straight Hair (اِسترِیت هِر) —
موی صاف
💇♀️ Wavy Hair (وِیوی هِر) —
موی موجدار
مدل موی خیلی کوتاه مردانه
💇♂️ Buzz Cut (باز کات) —
مدل موی ماشینشده کوتاه
💇♂️ Side Part (ساید پارت) — فرق کج
💇♀️ Middle Part (میدِل پارت) —
فرق وسط
💇♂️ Slicked-Back Hair (اِسلیکت بَک هِر) —
موی کاملاً به عقب خواباندهشده
💇♂️ Spiky Hair (اِسپایکی هِر) —
موی سیخسیخی
💇♀️ Afro (اَفرو) — مدل موی آفرو
💇♀️ Perm (پِرم) — موی فر دائم
💇♀️ Curly Hair (کِرلی هِر) — موی فر
💇♀️ Straight Hair (اِسترِیت هِر) —
موی صاف
💇♀️ Wavy Hair (وِیوی هِر) —
موی موجدار
❤17👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Bedridden
🧩 معنی: زمینگیر، بستری، ناتوان از ترک تخت بهدلیل بیماری یا آسیب
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف: bedridden, confined to bed, incapacitated
🔴 متضاد: healthy, active, mobile
💬 مثال:
After the accident, he was bedridden for several weeks.
🛏️ بعد از تصادف، او چندین هفته زمینگیر و بستری بود.
The illness left her bedridden and unable to walk.
🤒 بیماری او را زمینگیر کرد و نتوانست راه برود.
😎 Bedridden
🧩 معنی: زمینگیر، بستری، ناتوان از ترک تخت بهدلیل بیماری یا آسیب
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف: bedridden, confined to bed, incapacitated
🔴 متضاد: healthy, active, mobile
💬 مثال:
After the accident, he was bedridden for several weeks.
🛏️ بعد از تصادف، او چندین هفته زمینگیر و بستری بود.
The illness left her bedridden and unable to walk.
🤒 بیماری او را زمینگیر کرد و نتوانست راه برود.
❤18👍17🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📚 یادگیری ابدی لغات در ۳۰ ثانیه!! 💡
😎 Bizarre
🧩 معنی: عجیبوغریب، غیرعادی، نامتعارف و باورنکردنی
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف: strange, weird, unusual, odd
🔴 متضاد: normal, ordinary, usual, conventional
💬 مثال:
That was a bizarre thing to say in front of everyone.
🤨 حرف خیلی عجیبوغریبی بود که جلوی همه زدی!
His bizarre behavior made everyone stare at him.
😳 رفتار عجیبوغریبش باعث شد همه بهش خیره بشن.
😎 Bizarre
🧩 معنی: عجیبوغریب، غیرعادی، نامتعارف و باورنکردنی
🧠 نقش: صفت (Adjective)
🟢 مترادف: strange, weird, unusual, odd
🔴 متضاد: normal, ordinary, usual, conventional
💬 مثال:
That was a bizarre thing to say in front of everyone.
🤨 حرف خیلی عجیبوغریبی بود که جلوی همه زدی!
His bizarre behavior made everyone stare at him.
😳 رفتار عجیبوغریبش باعث شد همه بهش خیره بشن.
❤18🤣5👍2