•نگاره
42 subscribers
276 photos
38 videos
30 links
اینجا بیشتر با خودم حرف می‌زنم اما
اشکالی نداره،
تو هم می‌تونی‌ بخونیشون…


https://t.me/HarfChatBot?start=8a02d17dd376
Download Telegram
Tasnife Sarve Chamaan
Mohammadreza Shajarian
سروِ چمانِ من…
از این تصنیف عطر شمع و عود و نارگیل و شب تابستونی و هندونه به مشام می‌رسه.
چه انتظار بیهوده‌ای که در دنیای تنوع‌ها دلت با همون دمی‌گوجه‌ی مامان پز توی بشقابِ گل سرخ باشه.
Forwarded from هِنارَس
دل را ز بی‌خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفسِ تنْ پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان
بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

_سیدعلی‌حسینی‌خامنه‌ای
من خیلی آدم «می‌دونم اگه این خطا از من سر می‌زد، تو چه رفتاری انجام می‌دادی اما من واقعاً دلم نمیاد»ای هستم.
«این دختره همش شعار می‌ده… باید ببینی مردم از دستش چه خون دلی خوردن.»
حداقل دلم می‌خواد اینجوری باشم.
با نانای کردن مشکلی ندارما ولی… جنگل و ساحل و کوه جای نانای نیست، جای اسپیکر و باند نیست، پس بس کن ایرانی. کم کن اون دامبولو دیمبوی لامصب رو. دوای درد تو نانای و الکل و فیلان و بیلان نیست، چمیدونم… آسنترا بخور، فلوکستین قرقره کن. کاش حداقل خوش سلیقه بودی! گوشامون مریض شد به خدا.
کاش الان یه دونه قطره‌ی شبنم بودم روی بالاترین نقطه‌ی، میانی‌ترین درخت، دور‌افتاده‌ترین جنگل دنیا.
گفتی دوستم نداری؟ نه؟ خب چندتا؟
•نگاره
ده تا
فقط ده تا؟ ولی جوری به نظر می‌رسه که انگار هزار دیشلیارده.
رویاها و تصورات عالی من همه مفیدند اما نباید فراموش کنم که مطلقاً واقعیت ندارند. من یک آسمان گلگون و یک بهشت پر از سبزه و و گل در ذهنم دارم؛ اما کاملا آگاهم که در بیرون از وجود من، در جلوی پایم، راه ناهمواری هست که باید طی کنم و در پیرامونم طوفانهای تیره‌ای هستند که باید با آنها رو به رو شوم.

-جین ایر| شارلوت برونته
به نظر من شکل ابراز علاقه‌ی آدم‌ها به همدیگه، جلوی چشم دیگری، فقط احترامه.
ناراحت می‌شم یه سری حرفا رو بین آدما می‌شنوم که رد و بدل می‌شه… «ببین موهاش چقدر سفید شده!»
اینا دونه‌های برفه، چجوری این براتون قشنگ نیست و به عنوان عیب ازش یاد می‌کنید؟
-باید نه گفتنو یاد بگیرید… مثلاً همین الان، به من بگید نه.
-به شما بگم نه؟
-بله.
-نمی‌تونم به شما بگم نه.
•نگاره
گیریم که من جغور بغور دوست نداشته باشم، تو نباید بگی ولش کن اینو، بیا بریم با لپام برات چنجه بزنم؟
گیریم که من خواسته‌های نامعقول دارم، مثل جواد عزتی‌ توی دردسرهای عظیم، نتون که بهم بگی نه.
دیگه پست کشیک قلبو خودمم حدس نمی‌زدم که بتونم برم باشگاه، ولی تونستم. بله، پز می‌دم.
اینکه بعد از تموم شدن بخش بیمارستانم عوض نمی‌شه این احساسو بهم می‌ده که راندمان کار صفر بوده.
بذارید یه واقعیتی رو بهتون بگم. هیچکدوم از کتابایی که گفتید رو نخوندم. چه انتظاری دارید؟ من اینجا دارم برای بقا تلاش می‌کنم.