This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"من فقط جسمی برای باقی گذاشتنِ ردِ زخمام میخواستم"
-مـن در بـرابـرت هـیـچ حـقـی نـداشـتـم؛
تمومِ دردا و رنجای زندگیت حاصل از وجود من کنارت بود؛
ولی این خودخواهیِ که بخوام هر ازگاهی بهم فکر کنی؟!فقط برای چند لحظه،چند دقیقه،چند ثانیه.
کاش می تونستم تو ذهنت موندگار باشم،همونطور که تو صدای روح نواز و چشم های از نوعِ الماست توی مغز و قلبم حک شده،کاش میشد روحم پر بکشه به آغوش تویی که از تنفر به من پُر شدی،ولی دیگه برای خیلی چیزا خیلی دیره،و ما جرئت مقابله کردن با زمان و نداریم و به فراموشی سپرده می شیم گلِ سرخِ من.
تمومِ دردا و رنجای زندگیت حاصل از وجود من کنارت بود؛
ولی این خودخواهیِ که بخوام هر ازگاهی بهم فکر کنی؟!فقط برای چند لحظه،چند دقیقه،چند ثانیه.
کاش می تونستم تو ذهنت موندگار باشم،همونطور که تو صدای روح نواز و چشم های از نوعِ الماست توی مغز و قلبم حک شده،کاش میشد روحم پر بکشه به آغوش تویی که از تنفر به من پُر شدی،ولی دیگه برای خیلی چیزا خیلی دیره،و ما جرئت مقابله کردن با زمان و نداریم و به فراموشی سپرده می شیم گلِ سرخِ من.